۱۰۰ هزار تومان هدیهٔ ثبت‌نام، تا ۱ میلیونبا ثبت‌نام گردونهٔ هدیه را بچرخان: دست‌کم ۱۰۰٬۰۰۰ تومان و تا ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ تومان اعتبار هدیه، بدون کارت بانکیگردونهٔ هدیه۱ میلیون برای تو، ۱ میلیون برای دوستتدوستانت را دعوت کن: برای هر دوستی که فعال شود ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ تومان اعتبار هدیه می‌گیری و خودش هم ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ تومانجوایز
1xAi
عربی نهم · درس ۵

خلاصه درس ۵ عربی نهم؛ درسنامه و نکات مهم

«اَلرَّجاءُ»، درس ۵ کتاب عربی نهم، صفحهٔ ۶۱ تا ۷۴، پایهٔ نهم: ۳ درس، هر کدام با توضیح مفاهیم، مثال حل‌شده و نکات مهم.

این درسنامه را هوش مصنوعی 1xAi از روی صفحه‌های همان درس در کتاب درسی نوشته است (برچسب «تولید هوش مصنوعی»). کنار توضیح‌ها شمارهٔ صفحهٔ کتاب آمده تا با کتاب مقایسه کنی، و مثال حل‌شدهٔ هر درس یک بار دیگر جداگانه حل و بررسی شده؛ مثالی که درست درنیامده حذف شده است.

نمونه سوال این فصل با جواب

درس ۱ · صفحهٔ ۶۱ تا ۶۷ · حدود ۱۳ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

اَلرَّجاءُ

در این درس یاد می‌گیری ماجرای امید و تلاش حیوانات را بفهمی و فعل نهیِ خطاب به یک پسر یا یک دختر را از مضارع منفی تشخیص بدهی و ترجمه کنی.

پیش از شروع

اگر دو حیوان در گودالی گرفتار شوند و دیگران بگویند «نمی‌توانید بیرون بیایید»، چطور ممکن است کم‌شنوابودن یکی از آن‌ها به نجاتش کمک کند؟

در داستان این درس، روباه سخنان ناامیدکننده را درست نمی‌شنود و خیال می‌کند دیگران تشویقش می‌کنند؛ پس تلاش را ادامه می‌دهد. آهو هم وقتی به‌جای ناامیدی، تشویق می‌شنود، دوباره برای نجات خود می‌کوشد.

گرفتاری در گودال

عنوان درس، «اَلرَّجاءُ»، یعنی امید و «حَیَواناتُ الْغابَةِ» یعنی حیوانات جنگل. برای شروع داستان، چند واژه را مثل شخصیت‌های یک نمایش بشناس: «أَسَد» شیر، «ثَعْلَب» روباه و «کَلْب» سگ است. شکارچیان گودالی عمیق می‌کنند و روی آن را می‌پوشانند تا حیوانات را بگیرند و به «حَدیقَةُ الْحَیَواناتِ»، یعنی باغ‌وحش، بفروشند. روباه و آهو ناگهان در گودال می‌افتند. آن‌ها کمک می‌خواهند، اما حیوانات دیگر با شنیدن صدای شکارچیان فرار می‌کنند. اینجا «حاوَلَ» به معنی تلاش کرد، کلید فهم ماجراست: دو حیوان گرفتار، برای نجات خود می‌کوشند. هنگام خواندن، اول ببین چه کسی چه کاری انجام می‌دهد؛ لازم نیست از همان ابتدا همۀ واژه‌ها را جداگانه ترجمه کنی.

کتاب درسی، صفحهٔ ۶۳

تأثیر امید و تشویق

کبوتر و سگ به‌جای کمک، به حیوانات گرفتار می‌گویند که توان بیرون‌آمدن ندارند. آهو ناامید می‌شود، ولی روباه همچنان تلاش می‌کند و بیرون می‌آید. راز ماجرا چیست؟ روباه «ثَقیلُ السَّمْعِ»، یعنی کم‌شنواست؛ او «ظَنَّ»، یعنی گمان کرد، که کبوتر تشویقش می‌کند! حیوانات متوجه اشتباهشان می‌شوند و این بار آهو را تشویق می‌کنند؛ آهو هم با تلاش دوباره نجات پیدا می‌کند. مثل وقتی که در حل تمرینی گیر کرده‌ای، نوع حرف دیگران می‌تواند بر ادامۀ تلاشت اثر بگذارد. پیام پایانی درس هم بر کوشش و پافشاری تأکید دارد: «جَدَّ» یعنی کوشید، «قَرَعَ» یعنی کوبید، «لَجَّ» یعنی پافشاری کرد و «وَلَجَ» یعنی داخل شد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۶۴

نهی؛ درخواستِ انجام‌ندادن

حالا به زبان گفت‌وگوی شخصیت‌ها دقت کن. گاهی از کسی می‌خواهیم کاری را انجام ندهد؛ مثلاً به دوستمان می‌گوییم «روی میز ننویس». در عربی برای این درخواست از فعل نهی استفاده می‌کنیم. برای ساختن نهیِ مفرد مذکّر مخاطب، یعنی خطاب به یک پسر، در فعل‌های این درس «لا» را پیش از مضارع می‌آوریم و حرکت آخر فعل را به سکون تبدیل می‌کنیم: «تَكْتُبُ» یعنی می‌نویسی، اما «لا تَكْتُبْ» یعنی ننویس. پس نهی، گزارشی از رفتار کسی نیست؛ از مخاطب می‌خواهد کاری نکند. هنگام ترجمه، به‌جای «نمی‌نویسی»، باید از «ننویس» استفاده کنی.

کتاب درسی، صفحهٔ ۶۵

نهیِ دختر و فرق آن با منفی

اگر مخاطب یک دختر باشد، شکل نهی فرق می‌کند. «تَكْتُبينَ» یعنی می‌نویسی؛ برای ساختن نهی، «لا» را می‌آوریم و نون پایانی را حذف می‌کنیم: «لا تَكْتُبي» یعنی ننویس. حالا یک تفاوت مهم: هر فعلی که پیش از آن «لا» باشد، نهی نیست! «لا تَكْتُبينَ» یعنی نمی‌نویسی، چون نون هنوز باقی است؛ اما «لا تَكْتُبي» یعنی ننویس. در خطاب به پسر هم «لا تَكْتُبُ» یعنی نمی‌نویسی و «لا تَكْتُبْ» یعنی ننویس. برای تشخیص، هم به پایان فعل نگاه کن و هم بپرس: جمله خبری می‌دهد یا از کسی می‌خواهد کاری نکند؟

کتاب درسی، صفحهٔ ۶۶

مثال حل‌شده

جملۀ «یا فاطِمَةُ، لا تَكْتُبي عَلَى الْجِدارِ» را ترجمه کن و توضیح بده چرا فعل آن نهی است.

  1. از «یا فاطِمَةُ» می‌فهمیم مخاطب یک دختر است؛ این بخش یعنی «ای فاطمه».

  2. فعل مضارعِ این مخاطب «تَكْتُبينَ» است؛ در فعل جمله، نون پایانی حذف شده و «لا» پیش از آن آمده است.

  3. پس «لا تَكْتُبي» نهی است و «ننویس» ترجمه می‌شود، نه «نمی‌نویسی».

  4. «عَلَى الْجِدارِ» یعنی «روی دیوار»؛ با کنار هم گذاشتن بخش‌ها، ترجمه می‌شود: «ای فاطمه، روی دیوار ننویس.»

جواب: ای فاطمه، روی دیوار ننویس.

نکات مهم

  • داستان نشان می‌دهد امید، تشویق و ادامۀ تلاش در رفتار شخصیت‌ها و نجات آن‌ها نقش دارند.
  • نهیِ خطاب به یک پسر مانند «لا تَكْتُبْ» و خطاب به یک دختر مانند «لا تَكْتُبي» به معنی «ننویس» است.
  • مضارع منفی از انجام‌نشدن کار خبر می‌دهد، اما فعل نهی از مخاطب می‌خواهد کاری را انجام ندهد.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۲ · صفحهٔ ۶۷ تا ۷۱ · حدود ۱۲ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

اَلتَّمارين

در این درس یاد می‌گیری با کمک سرنخ‌های معنایی واژه‌ها را بشناسی، مخاطب و نوع فعل را تشخیص بدهی و عبارت‌های تمرین و سخنان مربوط به دانش را روان ترجمه کنی.

پیش از شروع

«لا تَحْزَنْ» یعنی «غمگین نباش»، اما «لا يَكْذِبُ» یعنی «دروغ نمی‌گوید». چرا «لا» را در هر دو عبارت به یک شکل ترجمه نمی‌کنیم؟

در عبارت اول، از مخاطب می‌خواهیم کاری را انجام ندهد؛ این «نهی» است. در عبارت دوم، فقط دربارۀ رفتار کسی خبر می‌دهیم؛ پس با مضارع منفی روبه‌رو هستیم. توجه به معنای جمله کمک می‌کند این دو را اشتباه نگیری.

واژه را از سرنخ پیدا کن

در تمرین واژه‌ها، لازم نیست از همان ابتدا تک‌تک کلماتِ تعریف را ترجمه کنی. اول دنبال سرنخ اصلی بگرد: تعریف دربارۀ مکان است، انسان است یا حیوان؟ سپس ویژگی آن را پیدا کن.

مثلاً «مَكانٌ» همراه با دیدن حیوانات گوناگون، تو را به «حَديقَةُ الْحَيَواناتِ»، یعنی باغ‌وحش، می‌رساند. کسی که برای راهنمایی مردم جلوتر حرکت می‌کند «رائِد»، یعنی پیشاهنگ، است. حیوان نگهبان دارایی مردم «كَلْب»، یعنی سگ، است. «عاقبت زندگی» به «مَصير»، یعنی سرنوشت، اشاره دارد و کسی که خوب نمی‌شنود «أَصَمّ»، یعنی ناشنوا، است. این روش شبیه حل معماست: از نشانه‌ها به واژه برس.

کتاب درسی، صفحهٔ ۶۷

به مخاطب دقت کن

حالا به دو جملۀ مربوط به کیف نگاه کن. در هر دو، گوینده می‌خواهد مخاطب کیفش را اینجا نگذارد؛ اما مخاطب یکسان نیست. «يا حَبيبي» خطاب به پسر است: «عزیزم، کیفت را اینجا نگذار.» در «يا حَبيبَتي» همین پیام خطاب به دختر بیان می‌شود.

در عربی، این تفاوت در شکل کلمات هم دیده می‌شود: برای پسر «لا تَجْعَلْ» و «حَقيبَتَكَ» آمده و برای دختر «لا تَجْعَلي» و «حَقيبَتَكِ». پس پایان فعل و حرکتِ ضمیر به شناخت مخاطب کمک می‌کنند. در فارسی، «نگذار» برای هر دو یکسان است؛ بنابراین ممکن است تفاوت عربی را در ترجمه نبینی، اما باید آن را تشخیص بدهی.

کتاب درسی، صفحهٔ ۶۷

درخواست یا خبر؟

برای تشخیص فعل، از خودت بپرس: جمله درخواست می‌کند یا خبر می‌دهد؟ «اِعْمَلْ» یعنی «کار کن» و امر است. «لا تَحْزَنْ» یعنی «غمگین نباش» و نهی است. اما «تَعيشُ» یعنی «زندگی می‌کنی» و مضارع است؛ «غَضِبْتَ» یعنی «خشمگین شدی» و ماضی است.

در جملۀ «اگر خشمگین شدی، سکوت کن»، بخش اول وضعیت را بیان می‌کند و بخش دوم دستور می‌دهد؛ پس یک جمله می‌تواند دو نوع فعل داشته باشد. در تمرین بعد هم «اِزْرَعْ» یعنی «بکار» و «لا تَزْرَعْ» یعنی «نکار». هنگام ترجمه، معنای واژه‌های همراه را هم در نظر بگیر: «أَبَداً» در جملۀ مثبت «همیشه» و در جملۀ منفی «هرگز» است.

کتاب درسی، صفحهٔ ۶۸

معناها را گروه‌بندی کن

در تمرین واژۀ ناهماهنگ، اول برای بیشتر واژه‌ها یک عنوان مشترک پیدا کن. مثلاً «حَدّاد» آهنگر، «حَلْوانيّ» شیرینی‌فروش و «شُرطيّ» پلیس، نام شغل‌اند؛ اما «مِصباح» چراغ است. پس چراغ عضو این گروه نیست. به همین روش، «شُهور، أَيّام، لَيالي» به زمان مربوط‌اند، ولی «غابَة» جنگل است.

در تمرین تصویرها نیز معنای کل جمله راهنماست: «طَويلٌ» با زرافه، «مَكّارٌ» با روباه و «طائِرٌ صَغيرٌ» با گنجشک جور درمی‌آید. ماهی «سَمَكَة»، کبوتر «حَمامَة»، فیل «فيل»، شیر «أَسَد»، گرگ «ذِئْب» و اسب «فَرَس» است. پس تصویر را ببین و سپس انتخابت را با ویژگی داخل جمله بررسی کن.

کتاب درسی، صفحهٔ ۶۹

دانشی که به کار می‌آید

در «گنج حکمت»، جمله‌ها را به بخش‌های کوتاه تقسیم کن تا پیامشان روشن شود. «قَوْلُ لا أَعْلَمُ» یعنی «گفتنِ نمی‌دانم»؛ پس سخن نخست می‌گوید پذیرفتن ندانستن، نیمی از دانش است. سخن بعدی می‌گوید کسی که در کودکی پرسیده باشد، در بزرگ‌سالی پاسخ می‌دهد؛ یعنی پرسیدن راه یادگیری است.

سخن سوم می‌گوید هر چیزی با خرج کردن کم می‌شود، جز دانش: وقتی مطلبی را به دوستت یاد می‌دهی، دانسته‌ات از بین نمی‌رود. سپس زیبایی دانش، گسترش دادن آن و ثمرۀ آن، عمل کردن به آن دانسته شده است. در سخن پایانی، «اِعْلَموا» یعنی «بدانید» و امرِ جمع است؛ پیام جمله این است که کمال دین در دانش‌جویی و عمل به دانش است.

کتاب درسی، صفحهٔ ۷۱

مثال حل‌شده

عبارت «إذا غَضِبْتَ فَاسْكُتْ» را ترجمه کن و نوع دو فعل آن را مشخص کن.

  1. ابتدا جمله را دو بخش کن: «إذا غَضِبْتَ» و «فَاسْكُتْ».

  2. «إذا» را «اگر» و «غَضِبْتَ» را «خشمگین شدی» ترجمه کن؛ «غَضِبْتَ» از نظر ساخت، فعل ماضی است.

  3. در بخش دوم، «فَـ» ارتباط دو بخش را نشان می‌دهد و «اُسْكُتْ» یعنی «سکوت کن»؛ پس این فعل امر است.

  4. ترجمه را روان کن: «اگر خشمگین شدی، سکوت کن.» اکنون هم معنی جمله روشن است و هم نوع هر فعل.

جواب: ترجمه: «اگر خشمگین شدی، سکوت کن.» «غَضِبْتَ» ماضی و «اُسْكُتْ» امر است.

نکات مهم

  • برای شناخت واژه و یافتن عضو ناهماهنگ، به ویژگی‌ها و گروه معنایی واژه‌ها توجه کن.
  • در ترجمه، مخاطب فعل را بشناس و امر و نهی را از فعل‌های خبریِ ماضی و مضارع جدا کن.
  • پیام سخنان پایانی این است که بپرسیم، ندانستن را بپذیریم، دانش را گسترش بدهیم و به آن عمل کنیم.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۳ · صفحهٔ ۷۱ تا ۷۴ · حدود ۷ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

كَنزُ الْحِكْمَةِ

در این درس یاد می‌گیری سخنان کوتاه دربارهٔ دانش را به فارسی روان ترجمه کنی، دو کتاب از زبان حیوانات بشناسی و معنای فعل‌های نهی و مخاطب آن‌ها را تشخیص بدهی.

پیش از شروع

چطور ممکن است گفتنِ «نمی‌دانم» نشانهٔ دانایی باشد، نه نادانی؟

وقتی ندانستن خود را می‌پذیریم، به‌جای حدس‌زدن و اشتباه‌گفتن، راه پرسیدن و یادگرفتن را باز می‌کنیم. نخستین سخن این درس هم ارزش همین صداقت را یادآوری می‌کند.

پرسیدن، آغاز دانایی

دو سخن نخست دربارهٔ آغاز یادگیری‌اند. در جملهٔ اول، «قَوْلُ لا أَعْلَمُ» را یک‌جا معنا کن: «گفتنِ نمی‌دانم». پس ترجمه چنین است: «گفتنِ نمی‌دانم، نیمی از دانش است.» منظور این نیست که با ندانستن، دانا می‌شویم؛ پذیرفتن ندانستن، راه یادگیری را باز می‌کند.

در سخن دوم، «مَنْ» یعنی «هرکس»، «سَأَلَ» یعنی «پرسید» و «أَجابَ» یعنی «پاسخ داد». ترجمهٔ روان جمله این است: «هرکس در کودکی‌اش بپرسد، در بزرگ‌سالی‌اش پاسخ می‌دهد.» مثلاً پرسشی که امروز دربارهٔ معنای یک واژه می‌پرسی، می‌تواند فردا به دانشی تبدیل شود که به دیگری کمک می‌کند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۷۱

دانش برای بخشیدن و عمل‌کردن

سه سخن بعدی از ارزش دانش و مسئولیت ما در برابر آن می‌گویند. سخن سوم یعنی: «هر چیزی با بخشیدن کم می‌شود، به‌جز دانش.» اینجا «إِلَّا» یعنی «به‌جز». وقتی نکته‌ای را به دوستت یاد می‌دهی، آن را از دست نمی‌دهی؛ او هم یاد می‌گیرد.

سخن چهارم چنین ترجمه می‌شود: «زیبایی دانش، گسترش آن و میوه‌اش، عمل‌کردن به آن است.» در «نَشْرُهُ» و «بِهِ»، ضمیر به دانش برمی‌گردد.

سخن پنجم یعنی: «ای مردم، بدانید که کمال دین، دانش‌جویی و عمل‌کردن به آن است.» «اِعْلَموا» را «بدانید» ترجمه کن، نه «یاد بگیرید». پیام مشترک این سخنان این است که دانش باید هم منتقل شود و هم در رفتارمان دیده شود.

کتاب درسی، صفحهٔ ۷۱

حکمت از زبان حیوانات

فعالیت تحقیق از تو می‌خواهد دو کتاب معرفی کنی که حیوانات در آن‌ها سخن می‌گویند. برای پاسخ، فقط نام دو حیوان یا دو داستان پراکنده کافی نیست؛ باید نام کتاب را بنویسی. دو نمونهٔ شناخته‌شده، کلیله و دمنه و مرزبان‌نامه هستند. در بسیاری از حکایت‌های این کتاب‌ها، حیوانات گفت‌وگو می‌کنند و رفتارشان نکته‌ای دربارهٔ زندگی انسان‌ها به ما می‌آموزد.

برای کامل‌ترشدن تحقیق می‌توانی کنار نام هر کتاب، یک توضیح کوتاه دربارهٔ حکایت‌های آن بنویسی. اگر اطلاعات بیشتری پیدا کردی، نام منبع را هم یادداشت کن تا بتوانی دوباره به آن مراجعه کنی.

کتاب درسی، صفحهٔ ۷۲

نهی: ننویس، نخواب، نَبُر

اکنون به ترجمهٔ عبارت‌های کوتاه می‌رسیم. در این تمرین، «لا» پیش از فعل برای بازداشتن مخاطب از کاری آمده است؛ پس ترجمهٔ فارسی را با «نـ» می‌سازیم، مانند «ننویس». این ساخت را نهی می‌نامیم.

ترجمه‌های صفحهٔ نخست چنین‌اند:

  • «لا تَکْتُبْ»: ننویس؛ خطاب به یک پسر.
  • «لا تَکْتُبي»: ننویس؛ خطاب به یک دختر.
  • «لا تَرْقُدْ»: نخواب؛ خطاب به یک پسر.
  • «لا تَرْقُدي»: نخواب؛ خطاب به یک دختر.
  • «لا تَقْطَعْ»: نَبُر؛ خطاب به یک پسر.
  • «لا تَقْطَعي»: نَبُر؛ خطاب به یک دختر.

در فارسی، ترجمهٔ هر جفت یکسان است؛ اما عربی تفاوت مخاطب را نشان می‌دهد. مثلاً هنگام هشدار دربارهٔ بریدن شاخه، معنای اصلی در هر دو صورت «نَبُر» است.

کتاب درسی، صفحهٔ ۷۳

نهی: ننشین، بالا نرو، فریاد نزن

در صفحهٔ بعد، همان الگو با سه کار دیگر تکرار می‌شود. اول معنای کار را پیدا کن، بعد آن را به صورت نهی فارسی بنویس و در پایان، مخاطب را تشخیص بده:

  • «لا تَجْلِسْ»: ننشین؛ خطاب به یک پسر.
  • «لا تَجْلِسي»: ننشین؛ خطاب به یک دختر.
  • «لا تَصْعَدْ»: بالا نرو؛ خطاب به یک پسر.
  • «لا تَصْعَدي»: بالا نرو؛ خطاب به یک دختر.
  • «لا تَصْرُخْ»: فریاد نزن؛ خطاب به یک پسر.
  • «لا تَصْرُخي»: فریاد نزن؛ خطاب به یک دختر.

ترجمه همیشه یک واژه نیست؛ مثلاً برای نهی از بالارفتن، «بالا نرو» طبیعی است. در این جفت‌ها، «ي» پایانی نشان می‌دهد که مخاطب یک دختر است، نه اینکه چند نفر مخاطب باشند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۷۴

مثال حل‌شده

«لا تَصْعَدي» را ترجمه کن و بگو مخاطب آن کیست.

  1. معنای کار را پیدا می‌کنیم: «تَصْعَدي» به بالارفتن مربوط است.

  2. «لا» در این عبارت برای نهی آمده است؛ بنابراین مخاطب را از بالارفتن بازمی‌داریم.

  3. ترجمهٔ طبیعی فارسی را می‌نویسیم: «بالا نرو».

  4. با توجه به «ي» پایانی در این الگو، مخاطب یک دختر است.

جواب: «لا تَصْعَدي» یعنی «بالا نرو» و خطاب به یک دختر است.

نکات مهم

  • سخنان این درس بر پرسیدن، گسترش دانش و عمل‌کردن به آن تأکید دارند.
  • کلیله و دمنه و مرزبان‌نامه دو نمونهٔ کتاب دارای حکایت‌هایی از زبان حیوانات‌اند.
  • در جفت‌های نهی این تمرین، ترجمهٔ فارسی یکسان است، اما صورت دارای «ي» پایانی خطاب به یک دختر است.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

حالا خودت را بسنج: نمونه سوال این فصل با جواب (درس ۵ عربی نهم)

درس‌های درس ۵ را تعاملی بخوان

در پنل یادگیری 1xAi هر کدام از این درس‌ها قدم به قدم پیش می‌رود: بعد از هر بخش یک سوال کوتاه، بعد مثال حل‌شده و در پایان برگهٔ خروج. جوابت ثبت می‌شود و سوال‌های هر درس در روزهای بعد برای مرور برمی‌گردند. درس‌های تعاملی رایگان‌اند؛ فقط تصحیح پاسخ کوتاه سهمیهٔ روزانهٔ رایگان دارد.

ساختن حساب رایگان است و بعد از ثبت‌نام مستقیم به همین بخش از پنل برمی‌گردی.

درس ۵ عربی نهم · رایگان