درس ۱ · صفحهٔ ۵۹ تا ۶۲ · حدود ۱۱ دقیقه · تولید هوش مصنوعی
درس هفتم: سبک و سبکشناسی (سبک خراسانی)
در این درس یاد میگیری سبک و معیارهای دستهبندی آن را بشناسی، جایگاه سبک خراسانی را در دورههای ادبی پیدا کنی و ویژگیهای زبانی آن را در نمونههای ساده تشخیص بدهی.
پیش از شروع
اگر نام شاعر را از روی یک شعر پاک کنیم، آیا میتوانیم از شیوۀ بیانش حدس بزنیم به چه دوره یا سبکی تعلق دارد؟
بله؛ انتخاب واژهها، شیوۀ بیان و نوع نگاه شاعر، سرنخهایی به ما میدهند. وقتی چند شاعر در این ویژگیها شباهت داشته باشند، میتوانیم آثارشان را در یک گروه سبکی قرار دهیم؛ سبک خراسانی یکی از این گروههاست.
سبک؛ شیوۀ مخصوص بیان
سبک؛ شیوۀ مخصوص بیان
فرض کن تو و دوستت میخواهید بارش باران را توصیف کنید. تو مینویسی: «باران کوچه را خیس کرد.» دوستت مینویسد: «قطرهها روی صورت کوچه دویدند.» موضوع هر دو نوشته یکی است، امّا شیوۀ بیان فرق دارد.
در ادبیات، به شیوۀ خاص بیان در یک اثر یا مجموعهای از آثار، سبک میگوییم. انتخاب واژهها، چگونگی ساختن جملهها و نحوۀ بیان اندیشه، در شکلگیری سبک نقش دارند. پس برای شناخت سبک، فقط نمیپرسیم «چه گفته شده؟»؛ میپرسیم «چگونه گفته شده؟»
دانش، تجربه، ذوق و استعداد شاعران و نویسندگان یکسان نیست؛ بنابراین هرکدام میتوانند شیوۀ بیان مخصوص خود، یعنی سبک شخصی داشته باشند. البته شخصی بودن سبک به معنای نبودن شباهت نیست؛ دو نویسنده ممکن است در برخی ویژگیهای بیان شبیه باشند.
کتاب درسی، صفحهٔ ۶۰
چند راه برای دستهبندی سبکها
چند راه برای دستهبندی سبکها
کتابهای یک کتابخانه را میتوان بر اساس نام نویسنده، موضوع یا گروه سنی خوانندگان مرتب کرد. در هر حالت، کتابها هماناند؛ فقط معیار دستهبندی عوض میشود. سبکهای ادبی هم از دیدگاههای مختلف دستهبندی میشوند:
- صاحب اثر: مثل سبک فردوسی یا سبک بیهقی.
- زمان و دوره: مثل سبک دورۀ غزنوی یا دورۀ مشروطه.
- موضوع و نوع: مثل سبک عرفانی یا حماسی.
- محیط جغرافیایی: مثل سبک خراسانی یا آذربایجانی.
- مخاطب: مثل سبک عامیانه یا عالمانه.
- هدف: مثل سبک تعلیمی یا فکاهی.
- قلمرو دانشی: مثل سبک علمی یا فلسفی.
پس برای تشخیص معیار، از خودت بپرس: «این نام به چه چیزی اشاره میکند؟» مثلاً در «سبک فردوسی»، نامِ صاحب اثر ملاک است، نه زمان یا محل زندگی او. یک اثر نیز میتواند از چند دیدگاه بررسی شود؛ این دستهبندیها لزوماً یکدیگر را کنار نمیزنند.
کتاب درسی، صفحهٔ ۶۰
نقشۀ دورههای شعر و نثر
نقشۀ دورههای شعر و نثر
برای اینکه میان آثار فراوان ادبی راهت را پیدا کنی، یک نقشۀ کلی لازم داری؛ مثل خطّ زمانی که برای مرور تاریخ میکشی. محمّدتقی بهار شعر فارسی را در شش سبک و دوره دستهبندی کرده است. ترتیب آنها چنین است:
خراسانی ← عراقی ← هندی ← بازگشت ← مشروطه ← معاصر
خراسانی را «ترکستانی» هم مینامند. این نقشه فقط بر پایۀ زمان نیست؛ محیط جغرافیایی پیدایش شعر هم در آن نقش دارد. همچنین، این شش عنوان همۀ تفاوتهای آثار را نشان نمیدهند و میتوان سبکهای فرعی را نیز به آنها افزود.
برای نثر فارسی هم شش دورۀ تاریخی مطرح میشود:
- سامانی
- غزنوی و سلجوقی اوّل
- سلجوقی دوم و خوارزمشاهیان: نثر فنّی
- سبک عراقی: نثر مصنوع
- بازگشت ادبی
- سادهنویسی
پس نام و مرزبندی دورههای شعر و نثر کاملاً یکسان نیست. هنگام بررسی یک اثر، باید ببینیم شعر است یا نثر و در چه زمان و محیطی پدید آمده است؛ چون اوضاع سیاسی، فرهنگی و اجتماعی زمانه در شکلگیری سبکها اثر دارد.
کتاب درسی، صفحهٔ ۶۱
خاستگاه و شاخههای سبک خراسانی
خاستگاه و شاخههای سبک خراسانی
نخستین شعرهای فارسی پس از اسلام، ابتدا در سیستان و سپس در خراسان بزرگ پدید آمدند. خراسان بزرگ را فقط خراسان امروزی ندان؛ این نام سرزمینی گستردهتر، شامل افغانستان، تاجیکستان، ماوراءالنهر و ترکستان را هم در بر میگرفت. سبک این شعرها را خراسانی نامیدهاند.
چون اوج این سبک در روزگار سامانیان بود، به آن سبک سامانی هم میگویند؛ امّا سبک خراسانی از نظر زمانی سه شاخۀ سامانی، غزنوی و سلجوقی دارد. پس «سامانی» هم نامی برای این سبک است و هم نام یکی از شاخههای زمانی آن.
شاخۀ سلجوقی را بینابین مینامیم، چون در کنار ویژگیهای خراسانی، نشانههایی از سبک عراقی هم دارد. مثل محلّهای که هنوز خانههای قدیمیاش پابرجاست، امّا ساختمانهای تازه هم در آن پیدا شدهاند؛ تغییر سبک نیز یکباره اتفاق نمیافتد.
رودکی، فردوسی و ناصرخسرو از شاعران شناختهشدۀ سبک خراسانیاند.
کتاب درسی، صفحهٔ ۶۲
نشانههای زبانی شعر خراسانی
نشانههای زبانی شعر خراسانی
برای شناخت یک شعر، سه پنجره داریم: زبانی، ادبی و فکری. اینجا از پنجرۀ زبانی نگاه میکنیم؛ یعنی به واژهها، تلفظ آنها و ساخت جمله توجه داریم، نه آرایهها یا اندیشۀ شاعر.
زبان شعر خراسانی معمولاً ساده است و در مقایسه با دورههای بعد، واژههای عربی و بیگانۀ کمتری دارد؛ البته اصطلاحات دینی و علمی استثنا هستند. پس «کمتر بودن» را با «نبودن» اشتباه نگیر!
سادگی هم به معنی امروزی بودن همۀ واژهها نیست. همانطور که ممکن است حرفِ بزرگترهای خانواده روشن باشد، اما چند واژۀ قدیمی داشته باشد، در این شعرها هم واژههای کهن یا کمکاربردی مانند «گبر» و «جوشن» دیده میشود. تلفظ بعضی واژهها نیز متفاوت بوده؛ مثلاً «یَک» و «هَزار» در برابر «یِک» و «هِزار» امروزی.
گاهی هم برای یک متمم، دو نشانه میآید. در نمونۀ کتاب، «زدش بر زمین بر به کردار شیر»، واژۀ «زمین» هم پیش از خود «بر» دارد و هم پس از خود. این ساخت، یکی از نشانههای زبانی این سبک است؛ لازم نیست همۀ نشانهها در تکتک بیتها حاضر باشند.
کتاب درسی، صفحهٔ ۶۲
مثال حلشده
در یک شعر قدیمی، واژۀ «جوشن» آمده و «یِک» به صورت «یَک» تلفظ میشود. این دو نشانه را در کدام قلمرو بررسی میکنیم و چه ارتباطی با سبک خراسانی دارند؟
ابتدا نوع نشانهها را مشخص میکنیم: یکی مربوط به واژگان است و دیگری به تلفظ.
واژگان و تلفظ هر دو از موضوعهای قلمرو زبانیاند، نه قلمرو ادبی یا فکری.
«جوشن» از نمونههای واژههای کهن در درس است و تلفظ «یَک» نیز تفاوت تلفظ قدیم با امروز را نشان میدهد.
پس این نشانهها با ویژگیهای زبانی سبک خراسانی سازگارند؛ برای تشخیص قطعی، باید شواهد بیشتری از شعر داشته باشیم.
نکات مهم
- سبک، شیوۀ بیان اندیشه است و میتوان آن را با معیارهایی مانند صاحب اثر، زمان، موضوع، جغرافیا، مخاطب، هدف و قلمرو دانشی دستهبندی کرد.
- در تقسیمبندی بهار، شعر فارسی شش سبک و دوره دارد و سبک خراسانی که از سیستان و خراسان بزرگ برخاست، دارای شاخههای سامانی، غزنوی و سلجوقی است.
- در بررسی زبانی شعر خراسانی، سادگی، واژههای عربی کمتر، واژهها و تلفظهای کهن و گاهی دو نشانه برای یک متمم، سرنخهای مهماند.