۱۰۰ هزار تومان هدیهٔ ثبت‌نام، تا ۱ میلیونبا ثبت‌نام گردونهٔ هدیه را بچرخان: دست‌کم ۱۰۰٬۰۰۰ تومان و تا ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ تومان اعتبار هدیه، بدون کارت بانکیگردونهٔ هدیه۱ میلیون برای تو، ۱ میلیون برای دوستتدوستانت را دعوت کن: برای هر دوستی که فعال شود ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ تومان اعتبار هدیه می‌گیری و خودش هم ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ تومانجوایز
1xAi
حسابان ۱ · فصل ۱

خلاصه درس فصل ۱ حسابان یازدهم؛ درسنامه و نکات مهم

«جبر و معادله»، فصل ۱ کتاب حسابان ۱، صفحهٔ ۱ تا ۳۶، پایهٔ یازدهم: ۱۰ درس، هر کدام با توضیح مفاهیم، مثال حل‌شده و نکات مهم.

این درسنامه را هوش مصنوعی 1xAi از روی صفحه‌های همان درس در کتاب درسی نوشته است (برچسب «تولید هوش مصنوعی»). کنار توضیح‌ها شمارهٔ صفحهٔ کتاب آمده تا با کتاب مقایسه کنی، و مثال حل‌شدهٔ هر درس یک بار دیگر جداگانه حل و بررسی شده؛ مثالی که درست درنیامده حذف شده است.

نمونه سوال این فصل با جواب

درس ۱ · صفحهٔ ۱ تا ۴ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

درس ۱: مجموع جملات دنباله‌های حسابی و هندسی

در این درس یاد می‌گیری مجموع جمله‌های دنبالهٔ حسابی را با جفت‌کردن جمله‌ها پیدا کنی و به کار ببری، و در آغاز بررسی دنبالهٔ هندسی، جملهٔ عمومی و مجموع حالتِ قدر نسبت 11 را به دست آوری.

پیش از شروع

اگر بخواهی تعداد همهٔ وترهایی را پیدا کنی که با وصل‌کردن 2020 نقطه روی یک دایره ساخته می‌شوند، چطور می‌توانی بدون رسم و شمردن تک‌تک وترها جواب بدهی؟

از نقطهٔ اول 1919 وتر تازه، از نقطهٔ دوم 1818 وتر تازه و به همین ترتیب تا آخر ساخته می‌شود. پس کافی است مجموع 1+2+⋯+191+2+\cdots+19 را پیدا کنیم؛ با جفت‌کردن جمله‌های ابتدا و انتها، این جمع خیلی کوتاه‌تر می‌شود.

یک جمع بلند، چند جفت برابر

یک جمع بلند، چند جفت برابر

فرض کن دگمه‌ها را طوری چیده‌ای که ردیف اول 11 دگمه، ردیف دوم 22 دگمه و همین‌طور تا ردیف آخر، nn دگمه داشته باشد. برای پیدا کردن تعداد کل، لازم نیست دگمه‌ها را یکی‌یکی بشماری!

مجموع را SS بنام و آن را دو بار بنویس؛ بار دوم از آخر به اول:

S=1+2+⋯+(n−1)+nS=1+2+\cdots+(n-1)+n
S=n+(n−1)+⋯+2+1S=n+(n-1)+\cdots+2+1

حالا جمله‌های روبه‌روی هم را جمع کن. جفت اول 1+n1+n است، جفت دوم 2+(n−1)2+(n-1)؛ مجموع هر جفت برابر n+1n+1 است. چون در هر سطر nn جمله داریم، از جمع دو سطر، nn جفت به دست می‌آید:

2S=n(n+1)2S=n(n+1)

دقت کن: این حاصل، مجموعِ دو نسخه از دگمه‌هاست، نه یک نسخه! پس برای رسیدن به تعداد دگمه‌های اولیه، بر 22 تقسیم می‌کنیم:

S=n(n+1)2S=\frac{n(n+1)}{2}

این روش، یک جمع طولانی را به یک ضرب و یک تقسیم تبدیل می‌کند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۲

مجموع دنبالهٔ حسابی

مجموع دنبالهٔ حسابی

فرض کن هر هفته مبلغ ثابتی بیشتر از هفتهٔ قبل پس‌انداز می‌کنی. مبلغ‌های هفتگی یک دنبالهٔ حسابی می‌سازند؛ یعنی اختلاف هر جمله با جملهٔ قبلی، مقدار ثابت dd است. اگر جملهٔ اول aa باشد، جملهٔ آخر در میان nn جمله برابر a+(n−1)da+(n-1)d است.

برای پیدا کردن مجموع، همان ترفندِ مستقیم و وارونه را به کار می‌بریم:

Sn=a+(a+d)+⋯+[a+(n−1)d]S_n=a+(a+d)+\cdots+[a+(n-1)d]

Sn=[a+(n−1)d]+⋯+(a+d)+aS_n=[a+(n-1)d]+\cdots+(a+d)+a

با جمع‌کردن جمله‌های روبه‌رو، هر جفت حاصل یکسانی دارد: 2a+(n−1)d2a+(n-1)d. چون nn جفت داریم:

2Sn=n[2a+(n−1)d]2S_n=n[2a+(n-1)d]

این مقدار، دو برابر مجموع موردنظر است؛ پس:

Sn=n2[2a+(n−1)d]S_n=\frac{n}{2}[2a+(n-1)d]

برای استفاده از فرمول، اول aa، dd و nn را مشخص کن. یادت باشد تا جملهٔ nnام، فقط n−1n-1 بار مقدار dd به جملهٔ اول اضافه شده است، نه nn بار.

کتاب درسی، صفحهٔ ۳

اول، آخر و تعداد جمله‌ها

اول، آخر و تعداد جمله‌ها

اگر جملهٔ اول و آخر یک دنبالهٔ حسابی را بدانی، لازم نیست همهٔ جمله‌ها را بنویسی. کافی است تعداد جمله‌ها را هم پیدا کنی تا مجموع به دست آید:

Sn=n2(a1+an)S_n=\frac{n}{2}(a_1+a_n)

این همان فرمول قبلی است؛ چون an=a1+(n−1)da_n=a_1+(n-1)d، عبارت 2a1+(n−1)d2a_1+(n-1)d برابر با a1+ana_1+a_n می‌شود. یعنی مجموع، برابر است با تعداد جمله‌ها ضرب‌در میانگین جملهٔ اول و آخر.

اما تعداد جمله‌ها را چطور پیدا کنیم؟ از رابطهٔ جملهٔ آخر استفاده می‌کنیم:

an=a1+(n−1)d⇒n=an−a1d+1a_n=a_1+(n-1)d\quad\Rightarrow\quad n=\frac{a_n-a_1}{d}+1

حواست به این یکِ اضافه باشد! بین nn جمله، فقط n−1n-1 فاصله وجود دارد؛ درست مثل چند ایستگاه پشت‌سرهم که تعداد مسیرهای بینشان، یکی کمتر از تعداد ایستگاه‌هاست.

برای جمع مضرب‌های دورقمیِ 44 هم ابتدا کوچک‌ترین و بزرگ‌ترین مضرب دورقمی را مشخص می‌کنیم، سپس با قدر نسبت 44 تعداد جمله‌ها را می‌یابیم. حالا همهٔ اطلاعات لازم برای فرمول مجموع آماده است.

کتاب درسی، صفحهٔ ۴

آغاز دنبالهٔ هندسی

آغاز دنبالهٔ هندسی

در دنبالهٔ حسابی، هر بار عدد ثابتی اضافه می‌کردیم؛ اما در دنبالهٔ هندسی، هر جمله را در عدد ثابتی به نام قدر نسبت، یعنی qq، ضرب می‌کنیم:

a,  aq,  aq2,  …a,\;aq,\;aq^2,\;\ldots

از جملهٔ اول تا جملهٔ دوم یک بار ضرب می‌کنیم و تا جملهٔ سوم دو بار. پس برای رسیدن به جملهٔ nnام، به n−1n-1 بار ضرب نیاز داریم:

an=aqn−1a_n=aq^{n-1}

حواست باشد: توانِ qq یک واحد کمتر از شمارهٔ جمله است، چون جملهٔ اول هنوز در qq ضرب نشده است.

اگر q=1q=1 باشد چه می‌شود؟ ضرب در 11 مقدار جمله را تغییر نمی‌دهد؛ بنابراین همهٔ جمله‌ها برابر aa هستند. مثل وقتی که هر روز مقدار ثابتی پول پس‌انداز می‌کنی: مجموع پس‌انداز، تعداد روزها ضرب‌در مقدار روزانه است. پس:

Sn=a+a+⋯+a⏟n جمله=naS_n=\underbrace{a+a+\cdots+a}_{n\text{ جمله}}=na

این رابطهٔ مجموع، مخصوص حالت q=1q=1 است؛ نه هر دنبالهٔ هندسی.

کتاب درسی، صفحهٔ ۴

مثال حل‌شده

مجموع همهٔ عددهای طبیعی دورقمیِ مضرب 66 را به دست آور.

  1. اولین و آخرین مضرب دورقمی را مشخص می‌کنیم: 1212 و 9696؛ پس دنبالهٔ ما 12,18,24,…,9612,18,24,\ldots,96 است.

  2. این دنباله حسابی است و داریم: a1=12a_1=12، an=96a_n=96 و d=6d=6.

  3. تعداد جمله‌ها را از رابطهٔ جملهٔ عمومی پیدا می‌کنیم: 96=12+(n−1)×6⇒n−1=14⇒n=1596=12+(n-1)\times6\Rightarrow n-1=14\Rightarrow n=15.

  4. از فرمول مجموع با جملهٔ اول و آخر استفاده می‌کنیم: S15=152(12+96)S_{15}=\frac{15}{2}(12+96).

  5. حساب را کامل می‌کنیم: S15=152×108=15×54=810S_{15}=\frac{15}{2}\times108=15\times54=810.

جواب: مجموع همهٔ عددهای طبیعی دورقمیِ مضرب 66 برابر 810810 است.

نکات مهم

  • با نوشتن مجموع به ترتیب مستقیم و وارونه و جمع‌کردن جمله‌های روبه‌رو، به رابطهٔ 1+2+⋯+n=n(n+1)21+2+\cdots+n=\frac{n(n+1)}{2} می‌رسیم.
  • مجموع دنبالهٔ حسابی از رابطهٔ Sn=n2[2a+(n−1)d]=n2(a1+an)S_n=\frac{n}{2}[2a+(n-1)d]=\frac{n}{2}(a_1+a_n) به دست می‌آید و تعداد جمله‌ها باید با دقت تعیین شود.
  • در دنبالهٔ هندسی، an=aqn−1a_n=aq^{n-1} است و اگر q=1q=1 باشد، مجموع برابر Sn=naS_n=na خواهد بود.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۲ · صفحهٔ ۴ تا ۸ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

مجموع جملات دنبالهٔ هندسی

در این درس یاد می‌گیری مجموع جمله‌های دنبالهٔ هندسی را محاسبه و در مسئله‌ها به کار ببری و با مرور معادلهٔ درجهٔ دوم، از رابطهٔ ضرایب و ریشه‌های آن استفاده کنی.

پیش از شروع

اگر روی خانهٔ اول شطرنج یک دانه گندم بگذاریم و در هر خانه تعداد گندم‌ها را دو برابر کنیم، چطور می‌توانیم مجموع گندم‌های همهٔ خانه‌ها را بدون جمع‌کردن تک‌تک آن‌ها پیدا کنیم؟

تعداد گندم‌های خانه‌ها یک دنبالهٔ هندسی می‌سازد؛ یعنی هر جمله از ضرب جملهٔ قبلی در عدد ثابتی به دست می‌آید. با فرمول مجموع دنبالهٔ هندسی، تعداد کل گندم‌ها در یک محاسبه به دست می‌آید: 264−12^{64}-1 دانه!

جمعی کوتاه برای دنباله‌ای بلند

جمعی کوتاه برای دنباله‌ای بلند

اگر تعداد گندم‌ها در هر خانهٔ شطرنج دو برابر شود، جمع‌کردن تک‌تک جمله‌ها طولانی است. مجموع دنبالهٔ هندسی راه کوتاه‌تری به ما می‌دهد.

فرض کن جملهٔ اول aa و قدر نسبت qq باشد. اگر q=1q=1، همهٔ جمله‌ها برابر aa هستند؛ پس مجموع nn جمله می‌شود:

Sn=naS_n=na

اما اگر q≠1q\neq1، ابتدا مجموع را می‌نویسیم:

Sn=a+aq+aq2+⋯+aqn−1S_n=a+aq+aq^2+\cdots+aq^{n-1}

حالا دو طرف را در qq ضرب می‌کنیم:

qSn=aq+aq2+⋯+aqn−1+aqnqS_n=aq+aq^2+\cdots+aq^{n-1}+aq^n

چه چیزی به چشم می‌آید؟ بیشتر جمله‌ها در هر دو سطر مشترک‌اند! با کم‌کردن سطر دوم از سطر اول، جمله‌های مشترک حذف می‌شوند و داریم:

(1−q)Sn=a−aqn=a(1−qn)(1-q)S_n=a-aq^n=a(1-q^n)

چون q≠1q\neq1، می‌توانیم بر 1−q1-q تقسیم کنیم:

Sn=a1−qn1−qS_n=a\frac{1-q^n}{1-q}

حواست به تفاوت این دو باشد: آخرین جملهٔ مجموع aqn−1aq^{n-1} است، اما در فرمول مجموع، توانِ qq برابر nn است؛ چون ضرب در qq یک جمله جلوتر می‌رود.

کتاب درسی، صفحهٔ ۵

از جهش توپ تا مجموع هندسی

از جهش توپ تا مجموع هندسی

توپی را از روی زمین به بالا پرتاب می‌کنیم؛ تا ارتفاع 1010 متر می‌رود و پس از هر برخورد، تا یک‌چهارم ارتفاع قبلی بالا می‌آید. برای پیدا کردن مسافت، فقط ارتفاع‌ها را جمع نکن! توپ هر ارتفاع را یک بار رو به بالا و یک بار رو به پایین طی می‌کند.

مسیر را با برخوردها دسته‌بندی کن:

  • از لحظهٔ پرتاب تا برخورد اول: بالا رفتن و پایین آمدن، در مجموع 2×102\times10 متر.
  • از برخورد اول تا برخورد دوم: بالا رفتن تا ارتفاع 104\frac{10}{4} متر و برگشتن به زمین، در مجموع 2×1042\times\frac{10}{4} متر.
  • برای برخوردهای بعدی نیز همین الگو ادامه دارد.

پس مسافت این بخش‌ها یک دنبالهٔ هندسی با جملهٔ اول a=20a=20 و قدر نسبت q=14q=\frac14 می‌سازد. تا برخورد پنجم، پنج بخش مسیر داریم؛ بنابراین باید مجموع پنج جملهٔ اول را حساب کنیم.

نکتهٔ مهم: اینجا توپ از زمین پرتاب شده است. اگر از یک ارتفاع رها می‌شد، مسیر پیش از برخورد اول فقط رو به پایین بود و نباید آن را دو برابر می‌کردیم.

کتاب درسی، صفحهٔ ۵

بازگشت به معادلهٔ درجهٔ دوم

بازگشت به معادلهٔ درجهٔ دوم

اگر معادله در نگاه اول شکل آشنایی نداشت، از کجا شروع کنیم؟ همهٔ جمله‌ها را به یک طرف ببریم و جمله‌های هم‌نوع را ساده کنیم تا به شکل زیر برسیم:

ax2+bx+c=0(a≠0)ax^2+bx+c=0\qquad(a\neq0)

حالا ضرایب aa، bb و cc را همراه با علامتشان می‌خوانیم. شرط a≠0a\neq0 مهم است؛ وگرنه معادله دیگر درجهٔ دوم نیست. همچنین پیش از مرتب‌کردن معادله، نباید ضرایب را از دو طرف آن برداریم.

برای بررسی ریشه‌های حقیقی، ابتدا دلتا را حساب می‌کنیم:

Δ=b2−4ac\Delta=b^2-4ac

  • اگر Δ>0\Delta>0 باشد، معادله دو ریشهٔ حقیقی متمایز دارد.
  • اگر Δ=0\Delta=0 باشد، یک ریشهٔ حقیقیِ مضاعف دارد.
  • اگر Δ<0\Delta<0 باشد، ریشهٔ حقیقی ندارد؛ چون ریشهٔ دومِ عدد منفی در اعداد حقیقی تعریف نمی‌شود.

در دو حالت اول، مقدار ریشه‌ها از این رابطه به دست می‌آید:

x=−b±Δ2ax=\frac{-b\pm\sqrt{\Delta}}{2a}

علامت ±\pm یعنی رابطه را یک بار با جمع و یک بار با تفریق بخوانیم. وقتی دلتا صفر است، این دو محاسبه به یک مقدار می‌رسند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۷

ریشه‌ها از ضرایب چه می‌گویند؟

ریشه‌ها از ضرایب چه می‌گویند؟

آیا برای دانستن جمع دو ریشه، حتماً باید خود ریشه‌ها را پیدا کنیم؟ نه! ضرایب معادله این اطلاعات را به ما می‌دهند.

اگر معادلهٔ ax2+bx+c=0ax^2+bx+c=0 با a≠0a\neq0 دو ریشهٔ حقیقی x1x_1 و x2x_2 داشته باشد، داریم:

S=x1+x2=−baS=x_1+x_2=-\frac{b}{a}

P=x1x2=caP=x_1x_2=\frac{c}{a}

این رابطه‌ها برای ریشهٔ تکراری هم برقرارند؛ کافی است آن ریشه را دو بار در نظر بگیریم. دقت کن که در رابطهٔ جمع، قرینهٔ ضریب xx را بر aa تقسیم می‌کنیم، اما در رابطهٔ ضرب، خودِ cc را بر aa تقسیم می‌کنیم.

اگر یکی از ریشه‌ها معلوم باشد، می‌توانیم ریشهٔ دیگر را از جمع یا ضرب ریشه‌ها پیدا کنیم. برای استفاده از ضرب، ریشهٔ معلوم باید ناصفر باشد تا بتوانیم بر آن تقسیم کنیم. اگر ضریبی هم مجهول باشد، پس از یافتن ریشهٔ دیگر، رابطهٔ مناسب را برای تعیین آن به کار می‌بریم.

پیش از هر کاری، همهٔ جمله‌های معادله را به یک طرف ببر؛ این رابطه‌ها فقط وقتی ضرایب را درست نشان می‌دهند که طرف دیگر صفر باشد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۸

مثال حل‌شده

جملهٔ عمومی یک دنباله an=2n−1a_n=2^{n-1} است. چند جملهٔ اول آن را جمع کنیم تا مجموع برابر 255255 شود؟

  1. جمله‌های آغازین 1,2,4,…1,2,4,\ldots هستند؛ پس دنباله هندسی است و a=1a=1 و q=2q=2 دارد.

  2. فرمول مجموع را می‌نویسیم: Sn=1×1−2n1−2=2n−1S_n=1\times\frac{1-2^n}{1-2}=2^n-1.

  3. مجموع خواسته‌شده را قرار می‌دهیم: 2n−1=2552^n-1=255؛ بنابراین 2n=2562^n=256.

  4. چون 256=28256=2^8، نتیجه می‌گیریم n=8n=8؛ پس مجموع هشت جملهٔ اول برابر مقدار خواسته‌شده است.

جواب: باید هشت جملهٔ اول دنباله را جمع کنیم؛ یعنی n=8n=8.

نکات مهم

  • مجموع nn جملهٔ اول دنبالهٔ هندسی برای q≠1q\neq1 برابر Sn=a1−qn1−qS_n=a\frac{1-q^n}{1-q} و برای q=1q=1 برابر nana است.
  • در مسئلهٔ توپ جهنده، پیش از استفاده از فرمول مجموع، مشخص کن هر جمله کدام مسیر را نشان می‌دهد و تا برخورد خواسته‌شده چند مسیر داریم.
  • در معادلهٔ درجهٔ دومِ ax2+bx+c=0ax^2+bx+c=0 با a≠0a\neq0، ممیز Δ=b2−4ac\Delta=b^2-4ac وضعیت ریشه‌های حقیقی را مشخص می‌کند و در صورت وجود این ریشه‌ها، جمع و ضربشان به‌ترتیب −ba-\frac{b}{a} و ca\frac{c}{a} است.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۳ · صفحهٔ ۸ تا ۱۰ · حدود ۱۲ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

روابط بین ضرایب و ریشه‌های معادلهٔ درجه دوم

در این درس یاد می‌گیری جمع و حاصل‌ضرب ریشه‌های معادلهٔ درجه دوم را از ضرایب پیدا کنی، با این دو مقدار معادله بسازی و صفرهای تابع را روی نمودار تشخیص بدهی.

پیش از شروع

اگر فقط محیط و مساحت یک مستطیل را بدانی، چطور می‌توانی با یک معادلهٔ درجه دوم، طول و عرض آن را پیدا کنی؟

نصف محیط، جمع طول و عرض است و مساحت، حاصل‌ضرب آن‌هاست. با دانستن جمع و حاصل‌ضرب دو عدد، می‌توانیم معادله‌ای بسازیم که آن دو عدد ریشه‌هایش باشند؛ پس طول و عرض مستطیل را از حل همان معادله پیدا می‌کنیم.

جمع و ضرب ریشه‌ها از روی ضرایب

جمع و ضرب، بدون پیدا کردن ریشه‌ها

آیا برای دانستن جمع و ضرب دو ریشه، حتماً باید خودشان را پیدا کنیم؟ نه! ضرایب معادله این اطلاعات را به ما می‌دهند.

معادله را به شکل استاندارد ax2+bx+c=0ax^2+bx+c=0 با a≠0a\ne0 بنویس. اگر ریشه‌های آن x1x_1 و x2x_2 باشند، داریم:

S=x1+x2=−baS=x_1+x_2=-\frac{b}{a}
P=x1x2=caP=x_1x_2=\frac{c}{a}

چرا این رابطه‌ها برقرارند؟ در فرمول ریشه‌ها، دو عبارت +Δ+\sqrt{\Delta} و −Δ-\sqrt{\Delta} هنگام جمع حذف می‌شوند؛ بنابراین جمع ریشه‌ها −ba-\frac{b}{a} است. هنگام ضرب هم با استفاده از Δ=b2−4ac\Delta=b^2-4ac، حاصل به ca\frac{c}{a} ساده می‌شود.

پس لازم نیست همیشه سراغ محاسبهٔ جداگانهٔ ریشه‌ها بروی؛ اول ببین سؤال فقط جمع یا ضرب آن‌ها را می‌خواهد یا نه.

مراقب علامت‌ها باش: ضریب bb را همراه علامتش بردار. مثلاً در عبارت −5x-5x، مقدار b=−5b=-5 است، نه 55. همچنین در رابطهٔ جمع، علامت منفیِ جلوی bb را فراموش نکن؛ هر دو رابطه نیز بر aa تقسیم می‌شوند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۸

از ریشه‌ها به معادله

از ریشه‌ها به معادله

تا اینجا از ضرایب به جمع و ضرب ریشه‌ها می‌رسیدیم؛ حالا مسیر را برعکس می‌رویم: از جمع و ضرب دو عدد، معادله می‌سازیم.

اگر دو عدد α\alpha و β\beta ریشه‌های موردنظر باشند، معادلهٔ زیر هر دو را به‌عنوان جواب می‌پذیرد؛ چون با قرار دادن هرکدام، یکی از عامل‌ها صفر می‌شود:

(x−α)(x−β)=0(x-\alpha)(x-\beta)=0

با باز کردن پرانتزها داریم:

x2−(α+β)x+αβ=0x^2-(\alpha+\beta)x+\alpha\beta=0

پس اگر S=α+βS=\alpha+\beta و P=αβP=\alpha\beta را بدانیم، کافی است بنویسیم:

x2−Sx+P=0\boxed{x^2-Sx+P=0}

حواست به علامت باشد: ضریب xx، قرینهٔ جمع ریشه‌هاست، نه خودِ جمع؛ جملهٔ ثابت هم همان حاصل‌ضرب است.

مثلاً برای پیدا کردن طول و عرض یک مستطیل، نصف محیط به ما جمع دو بُعد و مساحت به ما حاصل‌ضربشان را می‌دهد. بنابراین می‌توانیم معادله‌ای بسازیم که ریشه‌هایش طول و عرض مستطیل باشند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۹

ریشهٔ معادله و صفر تابع

ریشهٔ معادله و صفر تابع

تابع را مثل دستگاهی در نظر بگیر که ورودی می‌گیرد و خروجی می‌دهد. بعضی ورودی‌ها باعث می‌شوند خروجی دقیقاً 00 شود؛ این ورودی‌ها را صفرهای تابع می‌نامیم. پس برای پیدا کردن صفرهای تابع ff، معادلهٔ f(x)=0f(x)=0 را حل می‌کنیم؛ البته هر جواب باید در دامنهٔ تابع باشد.

روی نمودار، خروجی همان ارتفاع یا مؤلفهٔ yy است. هر نقطه روی محور xxها ارتفاع 00 دارد؛ بنابراین صفرهای تابع، طول نقاط برخورد نمودار با محور xxها هستند، نه خودِ آن نقطه‌ها. مثلاً اگر نمودار از نقطهٔ (3,0)(3,0) بگذرد، عدد 33 یک صفر تابع است.

لازم نیست نمودار حتماً از محور عبور کند؛ تماس با محور هم کافی است. نمودار f(x)=(x−1)2f(x)=(x-1)^2 در x=1x=1 به محور می‌رسد و همان‌جا برمی‌گردد، پس یک صفر دارد. اما نمودار g(x)=x2+1g(x)=x^2+1 همیشه بالای محور است و صفر حقیقی ندارد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۰

مثال حل‌شده

محیط یک مستطیل 26 سانتی‌متر26\,\text{سانتی‌متر} و مساحت آن 40 سانتی‌متر مربع40\,\text{سانتی‌متر مربع} است؛ طول و عرض آن را با ساختن یک معادلهٔ درجه دوم پیدا کن.

  1. طول و عرض را uu و vv می‌نامیم؛ از محیط داریم 2(u+v)=262(u+v)=26، پس جمع آن‌ها S=u+v=13S=u+v=13 است.

  2. مساحت برابر حاصل‌ضرب طول و عرض است؛ بنابراین P=uv=40P=uv=40.

  3. معادله‌ای می‌سازیم که ریشه‌هایش طول و عرض باشند: x2−Sx+P=0x^2-Sx+P=0؛ یعنی x2−13x+40=0x^2-13x+40=0.

  4. دو عدد با جمع 1313 و ضرب 4040، عددهای 55 و 88 هستند؛ پس (x−5)(x−8)=0(x-5)(x-8)=0 و ریشه‌ها 55 و 88 می‌شوند.

  5. عدد بزرگ‌تر را طول می‌گیریم؛ برای بررسی نیز 2(8+5)=262(8+5)=26 و 8×5=408\times5=40، پس هر دو شرط مسئله برقرارند.

جواب: طول مستطیل 8 سانتی‌متر8\,\text{سانتی‌متر} و عرض آن 5 سانتی‌متر5\,\text{سانتی‌متر} است.

نکات مهم

  • در معادلهٔ درجه دوم ax2+bx+c=0ax^2+bx+c=0 با a≠0a\ne0، جمع ریشه‌ها S=−baS=-\frac{b}{a} و حاصل‌ضرب آن‌ها P=caP=\frac{c}{a} است.
  • اگر جمع دو ریشه SS و حاصل‌ضربشان PP باشد، معادلهٔ x2−Sx+P=0x^2-Sx+P=0 آن دو ریشه را دارد.
  • صفرهای تابع، ورودی‌های مجاز با خروجی صفرند و روی نمودار، طول نقاط مشترک با محور xxها را نشان می‌دهند.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۴ · صفحهٔ ۱۰ تا ۱۴ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

صفرهای تابع

در این درس یاد می‌گیری صفرهای تابع را از نمودار و ضابطه پیدا کنی، برای یافتن آن‌ها از تجزیه و تغییر متغیر کمک بگیری و جواب معادله را به محل تلاقی نمودارها ارتباط بدهی.

پیش از شروع

آیا ممکن است یک تابع درجهٔ چهار، فقط دو صفر حقیقی داشته باشد؟ برای پیدا کردن آن‌ها حتماً باید یک معادلهٔ درجهٔ چهارِ پیچیده حل کنیم؟

بله؛ درجهٔ تابع لزوماً برابر تعداد صفرهای حقیقی آن نیست. گاهی با نام‌گذاری یک عبارت تکرارشونده، معادلهٔ درجهٔ چهار به یک معادلهٔ درجهٔ دوم تبدیل می‌شود؛ البته در پایان باید به متغیر اصلی برگردیم.

صفر تابع کجاست؟

صفر تابع کجاست؟

فرض کن تابع یک دستگاه است: ورودی می‌گیرد و خروجی می‌دهد. وقتی می‌پرسیم «صفرهای این تابع چیست؟»، دنبال ورودی‌هایی هستیم که خروجی دستگاه را صفر می‌کنند؛ نه لزوماً خودِ عدد صفر!

پس برای یافتن صفرهای تابع ff، باید معادلهٔ f(x)=0f(x)=0 را حل کنیم. هر جواب باید در دامنهٔ تابع هم باشد؛ ورودیِ غیرمجاز، صفر تابع نیست.

روی نمودار، هر نقطه به شکل (x,f(x))(x,f(x)) است. اگر خروجی صفر شود، نقطه به شکل (x,0)(x,0) درمی‌آید و روی محور افقی قرار می‌گیرد. بنابراین صفرهای تابع، طولِ نقاط برخورد نمودار با محور افقی‌اند، نه مختصات کامل آن نقاط.

حواست باشد «برخورد» همیشه به معنی عبور از محور نیست: گاهی نمودار فقط محور را لمس می‌کند و برمی‌گردد؛ آن طول هم صفر تابع است. اگر نمودار هیچ نقطهٔ مشترکی با محور افقی نداشته باشد، تابع صفر حقیقی ندارد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۰

از صفرهای سهمی تا ضابطه

از صفرهای سهمی تا ضابطه

صفرهای سهمی مثل نشانیِ دو نقطه از مسیر آن‌اند؛ کمک می‌کنند ضابطه را بسازیم، اما به‌تنهایی کافی نیستند. اگر صفرهای تابع درجهٔ دوم rr و ss باشند، می‌نویسیم:

f(x)=a(x−r)(x−s)f(x)=a(x-r)(x-s)

در این رابطه a≠0a\ne 0 است. برای تعیین مقدار aa، به اطلاعات دیگری مثل مختصات یک نقطهٔ دیگر از نمودار نیاز داریم. پس دو سهمی می‌توانند صفرهای یکسان داشته باشند، ولی بازشدگی یا جهت شاخه‌هایشان متفاوت باشد.

از شکل سهمی چه اطلاعاتی می‌گیریم؟

  • شاخه‌های رو به بالا یعنی a>0a>0؛ شاخه‌های رو به پایین یعنی a<0a<0.
  • چون f(0)=cf(0)=c است، عرضِ محل برخورد با محور عمودی همان cc است.
  • طول رأس برابر −b2a-\frac{b}{2a} است؛ پس با دانستن سمتِ رأس نسبت به محور عمودی و علامت aa، می‌توان علامت bb را بررسی کرد.

دقت کن: علامت bb را نباید فقط از جهت شاخه‌ها حدس زد؛ جای رأس هم مهم است.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۱

یک صفر، سرنخ صفرهای دیگر

یک صفر، سرنخ صفرهای دیگر

اگر یکی از صفرهای یک چندجمله‌ای را بدانیم، انگار سرِ نخ یک گره را پیدا کرده‌ایم؛ می‌توانیم مسئله را به معادله‌ای با درجهٔ کمتر تبدیل کنیم.

فرض کن rr یکی از صفرهای چندجمله‌ای p(x)p(x) باشد؛ یعنی p(r)=0p(r)=0. در این صورت، x−rx-r یکی از عامل‌های چندجمله‌ای است. پس تقسیم p(x)p(x) بر x−rx-r باقی‌مانده ندارد و می‌توان نوشت:

p(x)=(x−r)q(x)p(x)=(x-r)q(x)

در اینجا q(x)q(x) خارج‌قسمت است و درجه‌اش یکی کمتر از درجهٔ p(x)p(x) است. حالا برای پیدا کردن صفرها، از این نکته استفاده می‌کنیم: حاصل‌ضرب وقتی صفر است که دست‌کم یکی از عامل‌ها صفر باشد. بنابراین:

p(x)=0⟺x−r=0 یا q(x)=0p(x)=0\quad\Longleftrightarrow\quad x-r=0\ \text{یا}\ q(x)=0

عامل اول همان صفرِ معلوم را می‌دهد؛ حل معادلهٔ q(x)=0q(x)=0 هم صفرهای دیگر را، اگر وجود داشته باشند، مشخص می‌کند. مراقب علامت باش: اگر صفرِ معلوم −3-3 باشد، عامل متناظر x−(−3)=x+3x-(-3)=x+3 است، نه x−3x-3.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۳

نام تازه برای عبارت تکراری

نام تازه برای عبارت تکراری

گاهی ظاهر یک معادله ترسناک است، اما درون آن یک الگوی آشنا پنهان شده! مثلاً برای پیدا کردن صفرهای تابع
f(x)=(x2−1)2+(x2−1)−2f(x)=(x^2-1)^2+(x^2-1)-2
باید خروجی را برابر صفر بگذاریم. عبارت x2−1x^2-1 هم به توان دو رسیده و هم به‌تنهایی آمده است. اگر موقتاً آن را tt بنامیم، یعنی t=x2−1t=x^2-1، معادله به شکل آشنای t2+t−2=0t^2+t-2=0 درمی‌آید.

این کار مثل گذاشتن یک برچسب کوتاه روی یک نام طولانی است؛ عبارت عوض نشده، فقط نامش ساده‌تر شده است.

اما پیدا کردن tt پایان کار نیست! سؤال دربارهٔ صفرهای تابع، یعنی مقدارهای xx است. پس هر مقدار به‌دست‌آمده برای tt را در رابطهٔ t=x2−1t=x^2-1 قرار می‌دهیم و برای xx حل می‌کنیم.

در پایان، جواب‌ها را بررسی می‌کنیم: اگر به مربعِ یک عدد حقیقی برابر با عددی منفی برسیم، آن مسیر جواب حقیقی ندارد. همچنین هنگام حل رابطه‌ای مثل x2=mx^2=m برای m>0m>0، باید هر دو مقدار x=±mx=\pm\sqrt{m} را در نظر بگیریم.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۳

جواب‌ها در محل تلاقی

جواب‌ها در محل تلاقی

تا اینجا برای یافتن صفرهای تابع، دنبال برخورد نمودار با محور افقی بودیم. حالا اگر دو طرف معادله، دو تابع باشند چه؟

برای حل معادلهٔ f(x)=g(x)f(x)=g(x)، نمودار هر دو تابع را در یک دستگاه مختصات رسم می‌کنیم. در هر نقطهٔ مشترک، دو نمودار برای یک ورودی، خروجی یکسانی دارند؛ پس برابری برقرار است. بنابراین طولِ هر نقطهٔ تلاقی، یعنی مختصهٔ xx آن، یک جواب معادله است؛ نه عرض نقطه و نه زوج مرتبِ مختصات آن.

مثلاً اگر دو نمودار هزینهٔ دو طرح اینترنت را برحسب میزان مصرف نشان دهند، طول نقطهٔ تلاقی می‌گوید در چه میزان مصرفی هزینه‌ها برابر می‌شوند.

با شمردن نقاط تلاقی، تعداد جواب‌ها را می‌فهمیم. اگر نمودارها هیچ نقطهٔ مشترکی نداشته باشند، معادله جواب ندارد. مقدار جواب‌ها را هم از محور افقی می‌خوانیم؛ البته دقتِ رسم ممکن است فقط اجازهٔ خواندن جواب تقریبی را بدهد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۴

مثال حل‌شده

همهٔ صفرهای حقیقی تابع f(x)=x4−10x2+16f(x)=x^4-10x^2+16 را پیدا کن.

  1. برای یافتن صفرها، خروجی را برابر صفر قرار می‌دهیم: x4−10x2+16=0x^4-10x^2+16=0.

  2. چون x4=(x2)2x^4=(x^2)^2 است، تغییر متغیر t=x2t=x^2 را انتخاب می‌کنیم؛ معادله به صورت t2−10t+16=0t^2-10t+16=0 درمی‌آید.

  3. معادلهٔ کمکی را تجزیه می‌کنیم: (t−2)(t−8)=0(t-2)(t-8)=0؛ بنابراین t=2t=2 یا t=8t=8.

  4. به متغیر اصلی برمی‌گردیم: از x2=2x^2=2 داریم x=±2x=\pm\sqrt{2} و از x2=8x^2=8 داریم x=±22x=\pm2\sqrt{2}.

  5. هر دو مقدار به‌دست‌آمده برای x2x^2 مثبت‌اند، پس هر کدام دو جواب حقیقی می‌دهند؛ در نتیجه تابع چهار صفر حقیقی متمایز دارد.

جواب: صفرهای تابع عبارت‌اند از −22-2\sqrt{2}، −2-\sqrt{2}، 2\sqrt{2} و 222\sqrt{2}.

نکات مهم

  • صفرهای تابع، ورودی‌های مجاز با خروجی صفرند و روی نمودار، طول نقاط مشترک با محور افقی را نشان می‌دهند.
  • برای یافتن صفرها می‌توان از فرم تجزیه‌شده، جدا کردن عامل متناظر با یک صفر معلوم یا تغییر متغیر و بازگشت به مجهول اصلی کمک گرفت.
  • جواب‌های معادلهٔ f(x)=g(x)f(x)=g(x) طول نقاط تلاقی دو نمودارند و از نمودار می‌توان تعداد و مقدار تقریبی یا گاهی دقیق آن‌ها را خواند.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۵ · صفحهٔ ۱۴ تا ۱۷ · حدود ۱۳ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

روش هندسی حل معادلات

در این درس یاد می‌گیری با رسم نمودار دو طرف یک معادله، تعداد جواب‌های حقیقی و مقدار تقریبی یا گاهی دقیق آن‌ها را از نقاط مشترک نمودارها پیدا کنی.

پیش از شروع

آیا می‌توانی بدون حل جبری معادلهٔ ∣x∣=x2−2x|x|=x^2-2x، فقط با نگاه‌کردن به دو نمودار بفهمی چند جواب دارد و جواب‌هایش چیست؟

بله؛ کافی است نمودارهای y=∣x∣y=|x| و y=x2−2xy=x^2-2x را در یک دستگاه مختصات رسم کنی. هر جا دو نمودار به هم می‌رسند، مقدار دو طرف معادله برابر است؛ پس مختصهٔ افقی آن نقطه، یک جواب معادله است.

جواب معادله کجای نمودار است؟

جواب معادله کجای نمودار است؟

فرض کن نمودار دو تابع را روی یک صفحه می‌بینی. در نقطه‌ای که دو نمودار به هم می‌رسند، هم مختصهٔ افقی یکسان است و هم مختصهٔ عمودی. یعنی برای یک ورودی مشترک، خروجی دو تابع برابر شده است؛ درست همان چیزی که معادلهٔ f(x)=g(x)f(x)=g(x) می‌خواهد!

پس جواب معادله، مختصهٔ افقی نقطهٔ مشترک است؛ یعنی مقدار xx، نه مقدار yy. در کتاب، به مختصهٔ افقی «طول نقطه» هم گفته می‌شود.

برای تصور بهتر، دو نمودار را مثل گزارش هزینهٔ دو روش ارسال بسته در نظر بگیر: محور افقی وزن بسته و محور عمودی هزینه است. نقطهٔ مشترک نشان می‌دهد در یک وزن مشخص، هزینهٔ دو روش برابر می‌شود. اگر سؤال «در چه وزنی؟» باشد، باید عدد روی محور افقی را بخوانی، نه هزینه را.

برعکس هم درست است: هر مقدار xx که معادله را برقرار کند، روی دو نمودار نقطه‌ای مشترک می‌سازد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۴

از معادله به دو نمودار

از معادله به دو نمودار

برای شروع حل هندسی، لازم نیست همهٔ عبارت‌ها را به یک طرف معادله ببری. هر طرف معادله را یک تابع در نظر بگیر. مثلاً برای معادلهٔ ∣x∣=x2−2x|x|=x^2-2x، دو تابع ما y=∣x∣y=|x| و y=x2−2xy=x^2-2x هستند.

بعد، نمودار هر دو تابع را در یک دستگاه مختصات، با مقیاس یکسان رسم کن. نمودار اول شکلی شبیه حرف V دارد و نمودار دوم یک سهمی است. می‌توانی برای رسم، از شکل آشنای تابع‌ها و چند نقطهٔ کمکی استفاده کنی.

حالا نقاط مشترک را پیدا کن و از هرکدام، مختصهٔ افقی را روی محور xx بخوان. در پایان، برای بررسی جواب خوانده‌شده، آن را در دو طرف معادله جای‌گذاری کن؛ باید دو مقدار برابر به دست بیاید.

این کار شبیه مقایسهٔ هزینهٔ دو سرویس با نمودار است: هر نمودار یک هزینه را نشان می‌دهد و نقطهٔ مشترک جایی است که هزینه‌ها برابر می‌شوند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۴

شمارش و تقریب ریشه‌ها

شمارش و تقریب ریشه‌ها

نمودارها همیشه جواب‌های مرتب و صحیح به ما نمی‌دهند؛ گاهی نقطهٔ مشترک بین دو خط شبکه قرار می‌گیرد. در این حالت هم می‌توانیم تعداد جواب‌ها را بشماریم و مقدار تقریبی هر جواب را از روی محور افقی بخوانیم.

مثل خواندن جای یک نقطه روی خط‌کش است: اگر نقطه دقیقاً روی درجه‌بندی نباشد، جای آن را تخمین می‌زنی. مثلاً اگر مختصهٔ افقی یک نقطهٔ مشترک بین 1.41.4 و 1.51.5 باشد، ریشه نیز در همین بازه است؛ نباید آن را یک مقدار دقیق معرفی کنیم.

برای معادلهٔ x2−x−1=∣x−1∣x^2-x-1=|x-1| نیز پس از رسم دو نمودار، اول همهٔ نقاط مشترک را پیدا می‌کنیم و بعد مختصهٔ افقی آن‌ها را می‌خوانیم. بزرگ‌نمایی یا رسم دقیق‌تر، تخمین را بهتر می‌کند؛ اما ندیدن نقطهٔ مشترک در یک پنجرهٔ کوچک، به‌تنهایی ثابت نمی‌کند که معادله هیچ جوابی ندارد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۶

مثال حل‌شده

معادلهٔ ∣x∣=x2−2x|x|=x^2-2x را به روش هندسی حل کن.

  1. دو طرف معادله را دو تابع می‌گیریم: f(x)=x2−2xf(x)=x^2-2x و g(x)=∣x∣g(x)=|x|؛ باید نقاط مشترک نمودارهای آن‌ها را پیدا کنیم.

  2. برای رسم سهمی می‌نویسیم f(x)=(x−1)2−1f(x)=(x-1)^2-1؛ پس رأس آن (1,−1)(1,-1) است، رو به بالا باز می‌شود و از نقاط (0,0)(0,0) و (2,0)(2,0) می‌گذرد.

  3. نمودار g(x)=∣x∣g(x)=|x| را در همان دستگاه رسم می‌کنیم: شکلی شبیه حرف V با رأس (0,0)(0,0) که شاخهٔ راست آن روی y=xy=x و شاخهٔ چپ آن روی y=−xy=-x قرار دارد.

  4. از رسم دو نمودار، دو نقطهٔ مشترک (0,0)(0,0) و (3,3)(3,3) دیده می‌شود؛ مختصه‌های افقی آن‌ها، یعنی 00 و 33، جواب‌های پیشنهادی‌اند.

  5. برای تأیید مقدارهای دقیق، جای‌گذاری می‌کنیم: برای x=0x=0 داریم ∣0∣=02−2(0)=0|0|=0^2-2(0)=0 و برای x=3x=3 داریم ∣3∣=32−2(3)=3|3|=3^2-2(3)=3؛ پس هر دو مقدار جواب‌اند.

جواب: معادله دو جواب حقیقی دارد: x=0x=0 و x=3x=3.

نکات مهم

  • جواب‌های حقیقی معادلهٔ f(x)=g(x)f(x)=g(x)، مختصه‌های افقی نقاط مشترک دو نمودارند.
  • برای حل هندسی، دو طرف معادله را به‌صورت دو تابع در یک دستگاه مختصات رسم می‌کنیم.
  • با بررسی کامل نمودارها، تعداد نقاط مشترک تعداد جواب‌ها را نشان می‌دهد و مختصه‌های افقی آن‌ها جواب‌های تقریبی یا گاهی دقیق را مشخص می‌کنند.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۶ · صفحهٔ ۱۷ تا ۲۰ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

درس ۳: معادلات گویا و گنگ

در این درس یاد می‌گیری برای مسئله‌های سادهٔ غلظت معادلهٔ گویا بسازی، آن را با حذف مخرج‌ها حل کنی و جواب‌ها را از نظر صفرنشدن مخرج‌ها و سازگاری با شرایط مسئله بررسی کنی.

پیش از شروع

برای شورتر کردن آبِ مخزن ماهی‌ها، آیا حتماً باید نمک اضافه کنیم؟ اگر هیچ نمکی نداشته باشیم، چه راهی داریم؟

می‌توانیم مقداری از آب محلول را تبخیر کنیم؛ نمک باقی می‌ماند، اما جرم کل محلول کمتر می‌شود و درصد نمک بالا می‌رود. هم اضافه‌کردن نمک و هم تبخیر آب را می‌توانیم با معادله‌ای شامل کسرهای جبری بررسی کنیم.

از غلظت تا معادله

از غلظت تا معادله

وقتی به آب‌نمک، نمک اضافه می‌کنی، فقط جرم نمک زیاد نمی‌شود؛ جرم کل محلول هم افزایش پیدا می‌کند. برای ساختن معادله باید هر دو تغییر را حساب کنیم.

غلظت نمک را با این نسبت می‌سنجیم:

غلظت نمک=جرم نمکجرم کل محلول\text{غلظت نمک}=\frac{\text{جرم نمک}}{\text{جرم کل محلول}}

در مسئلهٔ مخزن ماهی‌ها، ابتدا 200200 کیلوگرم محلول با غلظت 4%4\% داریم؛ پس جرم نمک موجود برابر است با:

200×4100=8کیلوگرم200\times\frac{4}{100}=8\quad\text{کیلوگرم}

اگر xx کیلوگرم نمک خالص اضافه کنیم، جرم نمک به 8+x8+x کیلوگرم و جرم کل محلول به 200+x200+x کیلوگرم می‌رسد. بنابراین برای رسیدن به غلظت 7%7\% باید بنویسیم:

8+x200+x=7100\frac{8+x}{200+x}=\frac{7}{100}

فعلاً هدف ما ساختن معادله است، نه حل آن. اشتباه رایج این است که نمک افزوده‌شده را فقط در صورت حساب کنیم؛ درحالی‌که همان نمک روی ترازو هم به جرم کل محلول اضافه می‌شود!

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۷

آب کمتر، غلظت بیشتر

آب کمتر، غلظت بیشتر

اگر هیچ نمکی نداشته باشیم، چطور آب مخزن را شورتر کنیم؟ راهش این است که بخشی از آب را تبخیر کنیم. هنگام تبخیر آبِ محلول، نمک باقی می‌ماند؛ پس جرم نمک تغییر نمی‌کند، اما جرم کل محلول کمتر می‌شود. در نتیجه، سهم نمک از محلول بیشتر می‌شود.

در مخزن مسئله، ابتدا 200200 کیلوگرم محلول داریم که 88 کیلوگرم آن نمک است. اگر yy کیلوگرم آب تبخیر شود:

  • جرم نمک همچنان 88 کیلوگرم است.
  • جرم کل محلول به 200−y200-y کیلوگرم می‌رسد.

پس برای رسیدن به غلظت 7%7\% می‌نویسیم:

8200−y=7100\displaystyle \frac{8}{200-y}=\frac{7}{100}

دقت کن: از مخرج کم می‌کنیم، نه از صورت؛ چون آب خارج شده است، نه نمک. شبیه وقتی که آبِ غذا روی اجاق کم می‌شود و غذا، بدون افزودن نمک، شورتر به نظر می‌رسد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۸

حذف مخرج‌ها و حل معادله

حذف مخرج‌ها و حل معادله

معادلهٔ غلظت را ساخته‌ایم؛ حالا چطور از کسرها خلاص شویم؟ راهش این است که همهٔ جمله‌های دو طرف را در کوچک‌ترین مضرب مشترک مخرج‌ها ضرب کنیم. با این کار، مخرج‌ها ساده می‌شوند و معادله‌ای بدون کسر می‌ماند.

برای همان مسئلهٔ افزودن نمک داریم:

x+8200+x=7100\frac{x+8}{200+x}=\frac{7}{100}

مخرج‌ها 200+x200+x و 100100 هستند؛ پس دو طرف را در 100(200+x)100(200+x) ضرب می‌کنیم و به این رابطه می‌رسیم:

100(x+8)=7(200+x)100(x+8)=7(200+x)

دقت کن: ضریب 100100 در تمام عبارت x+8x+8 ضرب می‌شود، نه فقط در xx. برای ادامهٔ حل، پرانتزها را باز می‌کنیم، جمله‌های دارای مجهول را یک طرف و عددها را طرف دیگر می‌بریم.

اگر مخرجی تجزیه‌پذیر باشد، اول آن را تجزیه کن تا عامل مشترک را بیهوده دوبار حساب نکنی؛ مثلاً برای مخرج‌های xx و x(x+1)x(x+1)، کوچک‌ترین مضرب مشترک همان x(x+1)x(x+1) است.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۸

هر ریشه‌ای جواب نیست

هر ریشه‌ای جواب نیست

وقتی مخرج‌ها را حذف می‌کنی و معادلهٔ جدید را حل می‌کنی، هنوز یک کار مهم مانده است: بررسی جواب‌ها در معادلهٔ اولیه و شرایط مسئله.

دو صافی برای پذیرش جواب داریم:

  • مخرج‌های اولیه نباید صفر شوند. مثلاً اگر مخرجی برابر x+2x+2 باشد، مقدار x=−2x=-2 مجاز نیست؛ حتی اگر از حل معادلهٔ بدون کسر به دست آمده باشد. تقسیم بر صفر تعریف نشده است. بهتر است مقدارهای ممنوع را پیش از حذف مخرج‌ها مشخص کنی.
  • جواب باید در دنیای مسئله معنا داشته باشد. اگر yy جرم آب تبخیرشده از مخزن باشد، مقدار منفی برای آن پذیرفتنی نیست. همچنین نمی‌توان بیشتر از آب موجود در مخزن، آب تبخیر کرد؛ حتی اگر مخرج نسبت هنوز صفر نشده باشد.

پس هر عددی که از حل معادله به دست می‌آید، ابتدا فقط یک «نامزدِ جواب» است. آن را در معادلهٔ اولیه بررسی کن و از خودت بپرس: «آیا این مقدار در موقعیت مسئله هم شدنی است؟»

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۸

مثال حل‌شده

معادلهٔ 3=1(x−2)2+2x−23=\frac{1}{(x-2)^2}+\frac{2}{x-2} را حل کن.

  1. ابتدا مخرج‌ها را بررسی می‌کنیم: باید x≠2x\ne2 باشد.

  2. کوچک‌ترین مضرب مشترک مخرج‌ها (x−2)2(x-2)^2 است. دو طرف را در آن ضرب می‌کنیم: 3(x−2)2=1+2(x−2)3(x-2)^2=1+2(x-2).

  3. پرانتزها را باز می‌کنیم: 3x2−12x+12=2x−33x^2-12x+12=2x-3؛ پس 3x2−14x+15=03x^2-14x+15=0.

  4. عبارت درجهٔ دوم را تجزیه می‌کنیم: (3x−5)(x−3)=0(3x-5)(x-3)=0؛ بنابراین x=53x=\frac{5}{3} یا x=3x=3.

  5. هیچ‌کدام از این دو مقدار برابر 22 نیست. با جای‌گذاری در طرف راست معادلهٔ اولیه، برای x=3x=3 داریم 1+2=31+2=3 و برای x=53x=\frac{5}{3} داریم 9−6=39-6=3؛ پس هر دو جواب پذیرفته‌اند.

جواب: مجموعهٔ جواب معادله برابر {3,53}\left\{3,\frac{5}{3}\right\} است.

نکات مهم

  • برای ساختن معادلهٔ غلظت، نسبت جرم نمک به جرم کل محلول را می‌نویسیم و اثر افزودن نمک یا تبخیر آب را در آن وارد می‌کنیم.
  • برای حل معادلهٔ گویا، ابتدا مقدارهای ممنوع را مشخص می‌کنیم و سپس دو طرف را در کوچک‌ترین مضرب مشترک مخرج‌ها ضرب می‌کنیم.
  • جواب نهایی باید هم مخرج‌های اولیه را ناصفر نگه دارد و هم با شرایط واقعی مسئله سازگار باشد.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۷ · صفحهٔ ۲۰ تا ۲۶ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

معادلات شامل عبارت‌های گنگ

در این درس یاد می‌گیری معادله‌های رادیکالی و قدر مطلقی را با توجه به دامنه و علامت حل و بررسی کنی، نمودارهای قدر مطلقی را رسم کنی و ویژگی‌های اصلی قدر مطلق را به کار ببری.

پیش از شروع

ممکن است عددی از حل یک معادله به دست بیاید، اما وقتی آن را در همان معادله می‌گذاری، تساوی برقرار نشود؟

بله؛ به توان دو رساندن دو طرف معادله گاهی جواب اضافی تولید می‌کند، چون تفاوت علامت‌ها را از بین می‌برد. در معادله‌های رادیکالی و قدر مطلقی، توجه به علامت و بررسی جواب‌ها کمک می‌کند به پاسخ درست برسیم.

رادیکال و جواب‌های اضافی

رادیکال و جواب‌های اضافی

چطور ممکن است عددی از محاسبات به دست بیاید، اما جواب معادله نباشد؟ نکته این است: از 2=−22=-2 نمی‌توان دفاع کرد، ولی مربع هر دو طرف برابر است! پس به توان دو رساندن ممکن است تفاوت علامت‌ها را پنهان کند.

در مسئلهٔ مرغ دریایی، اگر فاصلهٔ افقی مسیر پرواز را xx بگیریم، فیثاغورس طول مسیر هوایی را 36+x2\sqrt{36+x^2} می‌دهد. با جمع انرژی مسیر هوایی و آبی، به معادلهٔ 1436+x2+10(12−x)=18014\sqrt{36+x^2}+10(12-x)=180 می‌رسیم. چون محل فرود بین تصویر مرغ روی آب و ماهی است، باید 0≤x≤120\le x\le12 باشد.

برای حل چنین معادله‌هایی، این مسیر را دنبال کن:

  • شرط‌ها را مشخص کن: زیر رادیکالِ ریشهٔ دوم باید نامنفی باشد؛ محدودیت‌های مسئله هم مهم‌اند.
  • رادیکال را تنها کن: سپس طرفین را به توان دو برسان و معادلهٔ بدون رادیکال را حل کن.
  • پاسخ‌ها را آزمایش کن: هر عددِ به‌دست‌آمده فعلاً یک «نامزد جواب» است؛ باید در معادلهٔ اصلی و شرط‌های مسئله پذیرفته شود.

مثلاً در x+2=x−4\sqrt{x+2}=x-4، علاوه بر x+2≥0x+2\ge0، باید x−4≥0x-4\ge0 هم برقرار باشد؛ چون ریشهٔ دوم نمی‌تواند منفی باشد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۲۱

قدر مطلق؛ فاصله از صفر

قدر مطلق؛ فاصله از صفر

روی محور اعداد، نقطه‌های 33 و −3-3 هر دو به یک اندازه از صفر فاصله دارند؛ پس ∣3∣=∣−3∣=3|3|=|-3|=3. قدر مطلق، فاصله از صفر است و فاصله هیچ‌وقت منفی نمی‌شود. مثلاً اگر موجودی و بدهی را با عددهای مثبت و منفی نشان دهیم، قدر مطلق فقط اندازهٔ آن‌ها را نشان می‌دهد، نه موجودی یا بدهکار بودن را.

برای برداشتن علامت قدر مطلق، باید علامتِ کل عبارت داخل آن را بدانیم:

∣a∣={aa≥0−aa<0|a|=\begin{cases}a & a\geq 0\\-a & a<0\end{cases}

یعنی عبارت نامنفی بدون تغییر بیرون می‌آید، اما عبارت منفی با علامت مخالف نوشته می‌شود. دقت کن: −a-a همیشه منفی نیست! وقتی aa منفی باشد، −a-a مثبت است.

اگر داخل قدر مطلق چند جمله باشد، اول علامت کل عبارت را بررسی کن؛ نمی‌توان قدر مطلق را جداگانه روی هر جمله اجرا کرد. مثلاً چون 3<5\sqrt{3}<\sqrt{5}، عبارت 3−5\sqrt{3}-\sqrt{5} منفی است؛ پس:

∣3−5∣=−(3−5)=5−3|\sqrt{3}-\sqrt{5}|=-(\sqrt{3}-\sqrt{5})=\sqrt{5}-\sqrt{3}

کتاب درسی، صفحهٔ ۲۳

از تعیین علامت تا نمودار

از تعیین علامت تا نمودار

نمودار پایهٔ y=∣x∣y=|x| شبیه حرف V است و رأس آن مبدأ مختصات است. برای رسم y=∣x−1∣+2y=|x-1|+2، همین نمودار را یک واحد به راست و دو واحد به بالا می‌بریم؛ پس رأس جدید نقطهٔ (1,2)(1,2) است.

اگر انتقال کافی نبود، تعیین علامت کمک می‌کند. در تابعی مثل f(x)=∣x−1∣+∣x+2∣f(x)=|x-1|+|x+2|، ابتدا صفرِ عبارت‌های داخل قدر مطلق، یعنی 11 و −2-2، را روی محور مشخص می‌کنیم. این نقاط مرز بازه‌هایی هستند که باید جداگانه بررسی شوند.

در هر بازه از خودت بپرس: «هر عبارت داخل قدر مطلق مثبت است یا منفی؟» عبارت نامنفی بدون تغییر بیرون می‌آید؛ عبارت منفی با علامت مخالف. به این ترتیب، در هر بازه یک ضابطهٔ خطی به دست می‌آید و فقط قسمت مربوط به همان بازه را رسم می‌کنیم، نه تمام خط را.

پس نقشهٔ راه این است: پیداکردن مرزها ← تعیین علامت ← حذف قدر مطلق ← رسم تکه‌های نمودار.

کتاب درسی، صفحهٔ ۲۴

قواعد قدر مطلق و نامساوی‌ها

قواعد قدر مطلق و نامساوی‌ها

قدر مطلق فاصله است، پس هرگز منفی نمی‌شود. به همین دلیل، ریشهٔ دومِ مربع یک عدد، قدر مطلق آن است، نه لزوماً خود آن عدد:

x2=∣x∣\sqrt{x^2}=|x|

همچنین ∣−x∣=∣x∣|-x|=|x| و ∣x∣2=x2|x|^2=x^2؛ یعنی دو عدد قرینه فاصلهٔ یکسانی از صفر دارند.

در ضرب و تقسیم می‌توان قدر مطلق را میان عامل‌ها پخش کرد:

∣ab∣=∣a∣∣b∣|ab|=|a||b|

∣ab∣=∣a∣∣b∣(b≠0)\left|\frac{a}{b}\right|=\frac{|a|}{|b|}\quad(b\ne0)

اما برای جمع چنین تساویِ همیشگی‌ای نداریم؛ به‌جای آن، «نامساوی مثلث» برقرار است:

∣a+b∣≤∣a∣+∣b∣|a+b|\le|a|+|b|

تصور کن در یک راهروی مستقیم، مقداری جلو و سپس مقداری عقب بروی؛ فاصلهٔ نهایی‌ات از نقطهٔ شروع، از مجموع طول دو حرکت بیشتر نمی‌شود.

برای نامعادله‌ها هم به فاصله فکر کن. اگر c>0c>0 باشد:

  • ∣x∣<c|x|<c یعنی −c<x<c-c<x<c؛ داخلِ بازه.
  • ∣x∣>c|x|>c یعنی x<−cx<-c یا x>cx>c؛ بیرونِ بازه.

با تبدیل << و >> به ≤\le و ≥\ge، مرزها هم به پاسخ اضافه می‌شوند. سرانجام، هر عدد میان قرینهٔ قدر مطلق و قدر مطلق خودش قرار دارد: −∣a∣≤a≤∣a∣-|a|\le a\le|a|.

کتاب درسی، صفحهٔ ۲۵

حل معادله‌های قدر مطلقی

حل معادله‌های قدر مطلقی

فرض کن روی یک خیابان مستقیم، فاصله‌ات از یک نشانی مشخص معلوم باشد؛ معمولاً می‌توانی در دو سوی آن نشانی قرار بگیری. معادلهٔ ∣x−a∣=c|x-a|=c هم همین معنا را دارد: فاصلهٔ xx از aa برابر cc است. اگر c≥0c\geq 0 باشد، دو حالت x−a=cx-a=c یا x−a=−cx-a=-c را بررسی می‌کنیم؛ اگر c<0c<0 باشد، جوابی نداریم.

وقتی دو طرف قدر مطلق دارند، برابر بودن فاصله‌ها یعنی عبارت‌های داخل آن‌ها یا برابرند یا قرینهٔ یکدیگرند. پس برای ∣f(x)∣=∣g(x)∣|f(x)|=|g(x)|، دو معادلهٔ f(x)=g(x)f(x)=g(x) و f(x)=−g(x)f(x)=-g(x) را حل می‌کنیم.

اما اگر طرف دیگر قدر مطلق ندارد، مثل ∣x−1∣=4−3x|x-1|=4-3x، ابتدا حواست باشد که آن طرف باید نامنفی باشد. می‌توانی بر اساس علامت x−1x-1 حالت‌بندی کنی: در بازهٔ x≥1x\geq1 قدر مطلق را با x−1x-1 و در بازهٔ x<1x<1 با −(x−1)-(x-1) جایگزین کن.

هر پاسخ فقط وقتی پذیرفتنی است که شرط حالت خودش را داشته باشد. جای‌گذاری در معادلهٔ اصلی هم یک بررسی نهایی مطمئن است.

کتاب درسی، صفحهٔ ۲۶

مثال حل‌شده

معادلهٔ 2x=3x+42\sqrt{x}=\sqrt{3x+4} را حل کن.

  1. ابتدا شرایط تعریف را بنویس: باید x≥0x\geq0 و 3x+4≥03x+4\geq0 باشد؛ اشتراک این دو شرط، x≥0x\geq0 است.

  2. دو طرف معادله نامنفی‌اند؛ آن‌ها را به توان دو برسان: (2x)2=(3x+4)2(2\sqrt{x})^2=(\sqrt{3x+4})^2، پس 4x=3x+44x=3x+4.

  3. معادلهٔ حاصل را حل کن: 4x−3x=44x-3x=4، بنابراین x=4x=4 که در دامنه قرار دارد.

  4. پاسخ را در معادلهٔ اصلی بیازمای: طرف چپ 24=42\sqrt{4}=4 و طرف راست 3(4)+4=4\sqrt{3(4)+4}=4 است؛ پس پاسخ پذیرفته می‌شود.

جواب: تنها جواب معادله x=4x=4 است.

نکات مهم

  • برای حل معادلهٔ رادیکالی، شرایط تعریف را مشخص کن، رادیکال را جدا کن و پس از توان‌رسانی، پاسخ‌ها را در معادلهٔ اصلی بیازمای.
  • قدر مطلق فاصله از صفر است و با تعیین علامت عبارت درون آن می‌توان ضابطه‌های هر بازه و نمودار را به دست آورد.
  • در استفاده از قواعد، نامعادله‌ها و معادله‌های قدر مطلقی، نامنفی‌بودن قدر مطلق و شرط هر حالت را حفظ کن؛ همچنین همواره ∣a+b∣≤∣a∣+∣b∣|a+b|\leq|a|+|b| است.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۸ · صفحهٔ ۲۶ تا ۲۹ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

معادلات قدر مطلقی

در این درس یاد می‌گیری مسئله‌های فاصله را با قدر مطلق بنویسی، معادلات قدر مطلقی را با توجه به حالت‌ها و شرط‌هایشان حل کنی و جواب‌ها را با نمودار بررسی کنی.

پیش از شروع

روی محور اعداد، چطور ممکن است دو نقطهٔ متفاوت هر دو دقیقاً به فاصلهٔ 33 از نقطهٔ 77 باشند؟ قدر مطلق چه کمکی به پیدا کردن آن‌ها می‌کند؟

یکی از نقطه‌ها سمت راستِ 77 و دیگری سمت چپ آن است؛ یعنی نقطه‌های 1010 و 44. چون فاصله جهت ندارد، می‌توانیم هر دو حالت را با یک معادله بنویسیم: ∣x−7∣=3|x-7|=3.

قدر مطلق یعنی فاصله

قدر مطلق یعنی فاصله

روی محور اعداد، چطور دو نقطهٔ متفاوت می‌توانند هر دو به فاصلهٔ 33 از نقطهٔ 77 باشند؟ کمی فکر کن: از نقطهٔ ثابت می‌توان هم به چپ رفت و هم به راست!

فاصله جهت ندارد و هیچ‌وقت منفی نیست. قدر مطلق هم دقیقاً همین ویژگی را دارد؛ بنابراین فاصلهٔ نقطهٔ xx از نقطهٔ aa را با ∣x−a∣|x-a| نشان می‌دهیم. فرقی ندارد کدام نقطه سمت راست دیگری باشد؛ قدر مطلق، مقدار فاصله را به ما می‌دهد.

مثلاً اگر خانه‌ای در نقطهٔ aa از یک خیابان مستقیم باشد، عبارت ∣x−a∣|x-a| فاصلهٔ جای تو از خانه را نشان می‌دهد، نه جهت حرکتت را.

حالا شرط پرسش آغازین را به زبان ریاضی بنویسیم: «فاصلهٔ xx از 77 برابر 33 است» یعنی ∣x−7∣=3|x-7|=3. داخل قدر مطلق، اختلاف جای دو نقطه است؛ بیرون آن، اندازهٔ فاصله. پس پیش از حل‌کردن، می‌توانیم جملهٔ مربوط به فاصله را به یک معادله تبدیل کنیم.

کتاب درسی، صفحهٔ ۲۶

دو حالت برای برابری

دو حالت برای برابری

دو عدد چطور می‌توانند قدر مطلق یکسان داشته باشند؟ قدر مطلق، فاصله از صفر است؛ پس دو عدد با فاصلهٔ یکسان از صفر، یا برابرند یا قرینهٔ هم. مثلاً 55 و −5-5 برابر نیستند، اما قدر مطلق هر دو 55 است.

همین فکر برای عبارت‌های جبری هم کاربرد دارد. در معادلهٔ

∣f(x)∣=∣g(x)∣|f(x)|=|g(x)|

باید هر دو حالت را بررسی کنیم:

  • حالت برابر بودن: f(x)=g(x)f(x)=g(x)
  • حالت قرینه بودن: f(x)=−g(x)f(x)=-g(x)

هر معادله را جداگانه حل می‌کنیم؛ سپس جواب‌های هر دو را در یک مجموعه می‌گذاریم. اگر جوابی تکرار شد، فقط یک بار آن را می‌نویسیم.

دقت کن: لازم نیست یک مقدارِ xx هر دو حالت را هم‌زمان برقرار کند؛ برقرار بودن یکی از دو حالت کافی است. همچنین علامت منفیِ حالت دوم به کل عبارت تعلق دارد؛ مثلاً قرینهٔ 2x−32x-3 برابر −(2x−3)-(2x-3) است، نه −2x−3-2x-3.

کتاب درسی، صفحهٔ ۲۶

هر جواب را بپذیریم؟

هر جواب را بپذیریم؟

در معادله‌ای که فقط یک طرف آن قدر مطلق دارد، هر عددی که از محاسبه به دست می‌آید لزوماً جواب نیست! قدر مطلق همیشه نامنفی است؛ پس طرف دیگر هم باید نامنفی باشد.

برای معادلهٔ ∣x−1∣=4−3x|x-1|=4-3x، پیش از حل می‌دانیم که باید 4−3x≥04-3x\geq0 باشد. همچنین اگر قدر مطلق را با تعریف آن باز کنیم، دو حالت داریم:

  • اگر x≥1x\geq1 باشد، عبارت ∣x−1∣|x-1| را با x−1x-1 جایگزین می‌کنیم.
  • اگر x<1x<1 باشد، آن را با 1−x1-x جایگزین می‌کنیم.

جواب هر حالت باید شرط همان حالت را داشته باشد. اگر عدد به‌دست‌آمده شرط را نداشت، آن را کنار می‌گذاریم.

در روش به توان دو رساندن هم مراقب باش: دو عدد قرینه، مثل 22 و −2-2، مربع یکسان دارند، ولی برابر نیستند! پس ممکن است معادلهٔ جدید جواب اضافی داشته باشد. هر جواب پیشنهادی را در معادلهٔ اصلی جای‌گذاری کن؛ فقط وقتی دو طرف برابر شدند، آن را بپذیر.

کتاب درسی، صفحهٔ ۲۶

دیدن جواب روی نمودار

دیدن جواب روی نمودار

قدر مطلق، مقدار منفی را مثبت می‌کند و مقدار نامنفی را تغییر نمی‌دهد. پس برای رسم y=∣f(x)∣y=|f(x)| از روی نمودار y=f(x)y=f(x)، این کارها را انجام بده:

  • بخش‌های روی محور افقی و بالای آن را دست‌نخورده نگه دار.
  • بخش‌های زیر محور افقی را مثل تصویر در آینه، نسبت به همان محور به بالا برگردان.

در این قرینه‌سازی، طول هر نقطه ثابت می‌ماند و فقط علامت عرضِ نقاط پایین محور عوض می‌شود؛ بنابراین نمودار جدید هیچ بخشی زیر محور افقی ندارد. حواست باشد که قرار نیست کل نمودار را قرینه کنی!

حالا نمودار چه کمکی به حل معادله می‌کند؟ در معادلهٔ ∣f(x)∣=g(x)|f(x)|=g(x) دنبال جاهایی هستیم که دو نمودارِ y=∣f(x)∣y=|f(x)| و y=g(x)y=g(x) ارتفاع یکسان دارند؛ یعنی یکدیگر را قطع می‌کنند. جواب‌های معادله، طول نقاط تقاطع‌اند، نه عرض آن‌ها. اگر دو نمودار هیچ نقطهٔ مشترکی نداشته باشند، معادله هم جوابی ندارد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۲۷

مثال حل‌شده

معادلهٔ ∣x−2∣=2x+1|x-2|=2x+1 را با به توان دو رساندن طرفین حل کن و جواب‌ها را بررسی کن.

  1. طرف چپ نامنفی است، پس برای هر جواب باید 2x+1≥02x+1\geq0، یعنی x≥−12x\geq-\frac{1}{2} باشد.

  2. دو طرف را به توان دو می‌رسانیم: (x−2)2=(2x+1)2(x-2)^2=(2x+1)^2. عددهای به‌دست‌آمده از این معادله را هنوز جواب قطعی نمی‌دانیم.

  3. با بسط و مرتب کردن داریم: x2−4x+4=4x2+4x+1x^2-4x+4=4x^2+4x+1، پس 3x2+8x−3=03x^2+8x-3=0.

  4. تجزیه می‌کنیم: (3x−1)(x+3)=0(3x-1)(x+3)=0؛ بنابراین نامزدهای جواب x=13x=\frac{1}{3} و x=−3x=-3 هستند.

  5. برای x=13x=\frac{1}{3}، دو طرف معادلهٔ اصلی برابرند: ∣13−2∣=53|\frac{1}{3}-2|=\frac{5}{3} و 2×13+1=532\times\frac{1}{3}+1=\frac{5}{3}؛ پس این جواب پذیرفته است.

  6. برای x=−3x=-3، طرف چپ ∣−3−2∣=5|-3-2|=5 ولی طرف راست 2(−3)+1=−52(-3)+1=-5 است؛ پس این نامزد رد می‌شود و تنها جواب x=13x=\frac{1}{3} باقی می‌ماند.

جواب: تنها جواب معادله x=13x=\frac{1}{3} است؛ بنابراین مجموعهٔ جواب {13}\{\frac{1}{3}\} است.

نکات مهم

  • فاصلهٔ نقطهٔ xx از نقطهٔ aa برابر ∣x−a∣|x-a| است و مسئلهٔ فاصله را می‌توان با این عبارت به معادله تبدیل کرد.
  • برای برابری دو قدر مطلق، حالت‌های برابر و قرینه بودن عبارت‌های داخلشان را حل می‌کنیم، ولی در روش حالت‌بندی یا به توان دو رساندن باید شرط‌ها و درستی جواب‌ها را بررسی کنیم.
  • برای رسم y=∣f(x)∣y=|f(x)| فقط بخش‌های زیر محور افقی را به بالا قرینه می‌کنیم و جواب معادله را از طول نقاط تقاطع نمودارهای دو طرف می‌خوانیم.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۹ · صفحهٔ ۲۹ تا ۳۳ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

درس ۵: آشنایی با هندسه تحلیلی

در این درس یاد می‌گیری … فاصلهٔ دو نقطه و مختصات وسط یک پاره‌خط را حساب کنی و با مقایسهٔ فاصله‌ها تشخیص بدهی یک نقطه روی عمودمنصف پاره‌خط قرار دارد یا نه.

پیش از شروع

روی یک نقشهٔ مختصاتی، جای دو دوست مشخص است. چطور می‌توانی بدون خط‌کش، فاصلهٔ مستقیم آن‌ها و مختصات محل ملاقاتشان در وسط مسیر را پیدا کنی؟

مختصات دو نقطه برای پیدا کردن هر دو پاسخ کافی است. فاصلهٔ مستقیم را با کمک رابطهٔ فیثاغورس به دست می‌آوریم و برای یافتن وسط مسیر، میانگین مختصات دو سر آن را حساب می‌کنیم.

فاصله روی محور

فاصله روی محور

فرض کن دو ایستگاه روی یک جادهٔ مستقیم قرار دارند. برای پیدا کردن فاصله‌شان، مهم نیست از کدام ایستگاه شروع کنی؛ طول مسیر در هر دو جهت یکسان است.

روی محور اعداد هم فاصله یعنی طول پاره‌خط بین دو نقطه، نه جهت حرکت. اگر مختصات دو نقطهٔ AA و BB برابر xAx_A و xBx_B باشد، داریم:

∣AB∣=∣xB−xA∣|AB|=|x_B-x_A|

یعنی مختصات یکی را از دیگری کم می‌کنیم و قدر مطلقِ نتیجه را می‌گیریم. قدرمطلق باعث می‌شود فاصله منفی نباشد؛ اگر دو نقطه یکی باشند، فاصله‌شان صفر است.

چرا ترتیب تفریق مهم نیست؟ با جابه‌جا کردن دو نقطه، فقط علامت تفاضل عوض می‌شود و قدرمطلق آن ثابت می‌ماند:

∣xB−xA∣=∣xA−xB∣|x_B-x_A|=|x_A-x_B|

پس اگر حاصل تفریق منفی شد، محاسبه لزوماً اشتباه نیست؛ فقط هنوز باید قدرمطلق را اعمال کنی.

کتاب درسی، صفحهٔ ۲۹

فاصله در صفحه

فاصله در صفحه

روی نقشهٔ مختصاتی، برای رفتن از یک نقطه به نقطهٔ دیگر می‌توانی ابتدا افقی و سپس عمودی حرکت کنی؛ اما فاصلهٔ مستقیم دو نقطه، مجموع این دو مسیر نیست.

دو نقطهٔ A(x1,y1)A(x_1,y_1) و B(x2,y2)B(x_2,y_2) را در نظر بگیر. اگر از آن‌ها خط‌های افقی و عمودی رسم کنیم، یک مثلث قائم‌الزاویه می‌سازیم که پاره‌خط ABAB وتر آن است. طول ضلع افقی برابر ∣x2−x1∣|x_2-x_1| و طول ضلع عمودی برابر ∣y2−y1∣|y_2-y_1| است.

طبق رابطهٔ فیثاغورس داریم:

AB2=(x2−x1)2+(y2−y1)2AB^2=(x_2-x_1)^2+(y_2-y_1)^2

چون فاصله نامنفی است، ریشهٔ نامنفی را می‌گیریم:

AB=(x2−x1)2+(y2−y1)2AB=\sqrt{(x_2-x_1)^2+(y_2-y_1)^2}

پس راه کار این است: تفاضل طول‌ها و تفاضل عرض‌ها را جداگانه حساب کن، هرکدام را به توان دو برسان، جمع کن و جذر بگیر. منفی شدن یک تفاضل اشکالی ندارد؛ توان دوم آن نامنفی می‌شود.

کتاب درسی، صفحهٔ ۳۰

هم‌فاصله بودن و عمودمنصف

هم‌فاصله بودن و عمودمنصف

فرض کن دو خانه در دو سر یک پاره‌خط باشند و بخواهیم جایی برای یک ایستگاه پیدا کنیم که از هر دو خانه به یک اندازه فاصله داشته باشد. آیا فقط وسط پاره‌خط مناسب است؟ نه؛ نقطه‌های دیگری هم این ویژگی را دارند!

عمودمنصف خطی است که از وسط پاره‌خط می‌گذرد و بر آن عمود است. هر نقطه روی این خط از دو سر پاره‌خط فاصلهٔ برابر دارد؛ برعکس، هر نقطه‌ای که از دو سر پاره‌خط هم‌فاصله باشد، روی عمودمنصف آن است.

پس برای بررسی جای نقطهٔ PP نسبت به عمودمنصف پاره‌خط ABAB، لازم نیست ابتدا معادلهٔ خط را پیدا کنیم؛ کافی است بررسی کنیم آیا PA=PBPA=PB است یا نه.

یک راه کوتاه‌تر هم داریم: مقایسهٔ مربع فاصله‌ها. چون فاصله‌ها نامنفی‌اند، برابری PA2PA^2 و PB2PB^2 دقیقاً به معنای برابری خود فاصله‌هاست؛ بنابراین می‌توانیم محاسبهٔ ریشه‌ها را کنار بگذاریم. دقت کن: روی عمودمنصف بودن لزوماً به معنای وسط پاره‌خط بودن نیست.

کتاب درسی، صفحهٔ ۳۱

پیدا کردن نقطهٔ وسط

پیدا کردن نقطهٔ وسط

اگر دو دوست از دو سر یک مسیر مستقیم حرکت کنند و بخواهند درست وسط مسیر به هم برسند، محل ملاقاتشان کجاست؟ روی نقشهٔ مختصاتی، برای پیدا کردن این نقطه باید در هر دو جهت افقی و عمودی، نیمهٔ راه را پیدا کنیم.

فرض کن دو سر پاره‌خط، A(xA,yA)A(x_A,y_A) و B(xB,yB)B(x_B,y_B) باشند. اگر MM وسط پاره‌خط باشد، طول آن میانگین طول‌های دو سر و عرض آن میانگین عرض‌های دو سر است:

xM=xA+xB2,yM=yA+yB2x_M=\frac{x_A+x_B}{2},\qquad y_M=\frac{y_A+y_B}{2}

پس طول را با طول و عرض را با عرض جمع کن و هر مجموع را بر 22 تقسیم کن. مختصات منفی هم با همان علامت خود وارد جمع می‌شوند.

دقت کن: اینجا به دنبال «جای نقطه» هستیم، نه «اندازهٔ فاصله»؛ بنابراین قدرمطلق نمی‌گیریم. منفی بودن یکی از مختصات وسط هیچ اشکالی ندارد. همچنین، اگر دو سر پاره‌خط هم‌عرض باشند، عرض نقطهٔ وسط نیز همان مقدار خواهد بود.

کتاب درسی، صفحهٔ ۳۲

مثال حل‌شده

دو نقطهٔ A(−1,4)A(-1,4) و B(3,−2)B(3,-2) داده شده‌اند. طول پاره‌خط و مختصات وسط آن را پیدا کنید؛ سپس بررسی کنید آیا نقطهٔ P(4,3)P(4,3) روی عمودمنصف ABAB قرار دارد.

  1. اختلاف مختصات دو سر را حساب می‌کنیم: xB−xA=3−(−1)=4x_B-x_A=3-(-1)=4 و yB−yA=−2−4=−6y_B-y_A=-2-4=-6.

  2. فرمول فاصله می‌دهد: AB=42+(−6)2=52=213AB=\sqrt{4^2+(-6)^2}=\sqrt{52}=2\sqrt{13}.

  3. برای وسط پاره‌خط، مختصات هم‌نام را میانگین می‌گیریم: xM=−1+32=1x_M=\frac{-1+3}{2}=1 و yM=4+(−2)2=1y_M=\frac{4+(-2)}{2}=1؛ پس M(1,1)M(1,1).

  4. فاصلهٔ نقطهٔ PP از سر اول برابر است با PA=(4−(−1))2+(3−4)2=26PA=\sqrt{(4-(-1))^2+(3-4)^2}=\sqrt{26}.

  5. فاصلهٔ آن از سر دوم برابر است با PB=(4−3)2+(3−(−2))2=26PB=\sqrt{(4-3)^2+(3-(-2))^2}=\sqrt{26}.

  6. چون PA=PBPA=PB، نقطهٔ PP روی عمودمنصف ABAB است؛ اما با MM یکی نیست و وسط پاره‌خط نیست.

جواب: طول پاره‌خط AB=213AB=2\sqrt{13} و مختصات وسط آن M(1,1)M(1,1) است؛ همچنین P(4,3)P(4,3) روی عمودمنصف ABAB قرار دارد.

نکات مهم

  • فاصلهٔ دو نقطه روی محور اعداد، قدرمطلق تفاضل مختصات آن‌هاست و در صفحه از رابطهٔ AB=(xB−xA)2+(yB−yA)2AB=\sqrt{(x_B-x_A)^2+(y_B-y_A)^2} به دست می‌آید.
  • یک نقطه دقیقاً زمانی روی عمودمنصف پاره‌خط است که از دو سر آن فاصلهٔ برابر داشته باشد.
  • برای یافتن وسط پاره‌خط، طول‌ها و عرض‌های دو سر را جداگانه میانگین می‌گیریم: M(xA+xB2,yA+yB2)M\left(\frac{x_A+x_B}{2},\frac{y_A+y_B}{2}\right).

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۱۰ · صفحهٔ ۳۳ تا ۳۶ · حدود ۱۳ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

فاصلهٔ یک نقطه از یک خط

در این درس یاد می‌گیری فاصلهٔ عمودی نقطه از خط را با فرمول حساب کنی، از فاصلهٔ معلوم برای یافتن ثابتِ مجهولِ معادلهٔ خط کمک بگیری و فاصلهٔ دو خط موازی را به‌دست آوری.

پیش از شروع

اگر از یک نقطه بیرونِ یک جادهٔ مستقیم بخواهی به جاده برسی، کدام مسیر کوتاه‌تر است: مسیر عمود بر جاده یا یکی از مسیرهای مایل؟ چطور می‌توانی بدون رسم دقیق شکل، طول این مسیر را حساب کنی؟

کوتاه‌ترین مسیر، پاره‌خطی است که از نقطه بر جاده عمود می‌شود. در صفحهٔ مختصات می‌توانیم طول همین پاره‌خط را فقط با مختصات نقطه و معادلهٔ خط حساب کنیم؛ حتی لازم نیست محل رسیدن عمود به خط را پیدا کنیم.

فاصله یعنی کوتاه‌ترین راه

فاصله یعنی کوتاه‌ترین راه

تصور کن کنار یک جادهٔ مستقیم ایستاده‌ای و می‌خواهی با کمترین پیاده‌روی به جاده برسی. می‌توانی مسیرهای زیادی انتخاب کنی، اما مسیر عمود بر جاده کوتاه‌ترین است؛ پس طول همین مسیر را فاصلهٔ تو از جاده می‌نامیم.

حالا نقطهٔ AA را بیرون خط dd در نظر بگیر. از AA بر خط عمود رسم کن و محل برخورد را HH بنام. فاصلهٔ نقطه از خط، طول پاره‌خط AHAH است، نه طول هر پاره‌خطی که نقطه را به خط وصل کند.

چرا مسیر مایل بلندتر است؟ نقطهٔ دیگری مثل MM روی خط انتخاب کن. مثلث AHMAHM در HH قائم‌الزاویه است. پاره‌خط مایل AMAM وتر این مثلث است و وتر از هر ضلع دیگر بلندتر است؛ بنابراین AM>AHAM>AH.

پس برای مشخص‌کردن فاصله، اول دنبال پای عمود بگرد، نه یک نقطهٔ دلخواه روی خط!

کتاب درسی، صفحهٔ ۳۳

از معادله تا فاصله

از معادله تا فاصله

برای پیدا کردن طول مسیر عمود، لازم نیست هر بار معادلهٔ عمود و محل برخورد دو خط را پیدا کنیم. یک فرمول، این کار را کوتاه می‌کند.

اگر نقطهٔ ما A(x0,y0)A(x_0,y_0) و معادلهٔ خط ax+by+c=0ax+by+c=0 باشد، فاصله برابر است با:

d=∣ax0+by0+c∣a2+b2d=\frac{|ax_0+by_0+c|}{\sqrt{a^2+b^2}}

اول معادله را آماده کن: همهٔ جمله‌ها را به یک طرف ببر تا طرف دیگر صفر شود. مثلاً برای خط y=2x+3y=2x+3 می‌نویسیم 2x−y+3=02x-y+3=0؛ پس ضرایب عبارت‌اند از a=2a=2، b=−1b=-1 و c=3c=3. علامت منفی هم بخشی از ضریب است!

بعد جای‌گذاری کن: در صورت کسر، مختصات نقطه را به‌جای xx و yy بگذار و قدرمطلقِ حاصل را بگیر. در مخرج، فقط ضریب‌های xx و yy را مربع کن، جمع کن و جذر بگیر؛ ثابتِ cc در مخرج نمی‌آید.

چرا قدرمطلق؟ چون حاصل جای‌گذاری ممکن است منفی باشد، اما فاصله منفی نیست. اگر حاصل صفر شود، نقطه روی خط قرار دارد و فاصله‌اش از خط صفر است.

کتاب درسی، صفحهٔ ۳۳

یک فاصله، دو خط

یک فاصله، دو خط

تا اینجا معادلهٔ خط را می‌دانستیم و فاصله را حساب می‌کردیم. حالا اگر فاصله معلوم باشد، اما ثابتِ معادلهٔ خط را ندانیم، چه می‌کنیم؟ باز هم از همان فرمول فاصله کمک می‌گیریم؛ این بار مجهول در صورتِ کسر باقی می‌ماند.

برای خط ax+by+k=0ax+by+k=0 و نقطهٔ A(x0,y0)A(x_0,y_0)، اگر فاصلهٔ معلوم rr باشد، می‌نویسیم:

d=∣ax0+by0+k∣a2+b2=rd=\frac{|ax_0+by_0+k|}{\sqrt{a^2+b^2}}=r

پس:

∣ax0+by0+k∣=ra2+b2|ax_0+by_0+k|=r\sqrt{a^2+b^2}

اگر فاصله مثبت باشد، دو حالت را باید بررسی کنیم: عبارت داخل قدرمطلق می‌تواند برابرِ مقدارِ مثبتِ سمت راست یا قرینهٔ آن باشد. هر حالت، یک مقدار برای kk می‌دهد.

تصور کن می‌خواهیم جاده‌ای مستقیم با جهت مشخص بسازیم که فاصله‌اش از یک خانه مقدار معینی باشد. جاده می‌تواند در یک سوی خانه یا سوی دیگر آن قرار بگیرد؛ به همین دلیل دو خط موازی به دست می‌آید. اگر فاصله صفر باشد، دو حالت یکی می‌شوند و خط از خودِ نقطه می‌گذرد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۳۴

فاصلهٔ دو خط موازی

فاصلهٔ دو خط موازی

دو خط موازی را مثل دو لبهٔ یک جادهٔ مستقیم تصور کن؛ فاصلهٔ عمودی آن‌ها در همه‌جا یکسان است. پس کافی است یک نقطه روی یکی از خط‌ها انتخاب کنیم و فاصلهٔ آن را از خط دیگر حساب کنیم.

اگر معادله‌های دو خط به صورت ax+by+c=0ax+by+c=0 و ax+by+c′=0ax+by+c'=0 باشند، نقطهٔ P(x0,y0)P(x_0,y_0) روی خط اول، رابطهٔ ax0+by0=−cax_0+by_0=-c را برقرار می‌کند. با جای‌گذاری این رابطه در فرمول فاصلهٔ نقطه از خط دوم، داریم:

d=∣ax0+by0+c′∣a2+b2=∣−c+c′∣a2+b2d=\frac{|ax_0+by_0+c'|}{\sqrt{a^2+b^2}}=\frac{|-c+c'|}{\sqrt{a^2+b^2}}

بنابراین فاصلهٔ دو خط برابر است با:

d=∣c−c′∣a2+b2\boxed{d=\frac{|c-c'|}{\sqrt{a^2+b^2}}}

پیش از استفاده از این فرمول، ضرایب متناظرِ دو معادله باید یکسان باشند. موازی بودن به‌تنهایی کافی نیست؛ گاهی باید یکی از معادله‌ها را در عددی ضرب کنیم تا ضرایب xx و yy در هر دو معادله دقیقاً برابر شوند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۳۵

مثال حل‌شده

فاصلهٔ نقطهٔ A(2,−1)A(2,-1) از خط 3x+4y=k3x+4y=k برابر 22 است؛ مقدارهای ممکن kk را پیدا کن.

  1. ابتدا معادلهٔ خط را به شکل استاندارد می‌نویسیم: 3x+4y−k=03x+4y-k=0؛ پس a=3a=3، b=4b=4 و c=−kc=-k.

  2. مختصات نقطه و ضرایب را در فرمول فاصله می‌گذاریم: 2=∣3(2)+4(−1)−k∣32+422=\frac{|3(2)+4(-1)-k|}{\sqrt{3^2+4^2}}.

  3. با ساده‌کردن صورت و مخرج داریم: 2=∣2−k∣52=\frac{|2-k|}{5}؛ بنابراین ∣2−k∣=10|2-k|=10.

  4. حالت اول را حل می‌کنیم: 2−k=10⇒k=−82-k=10\Rightarrow k=-8.

  5. حالت دوم را هم حل می‌کنیم: 2−k=−10⇒k=122-k=-10\Rightarrow k=12؛ این دو جواب، دو خط موازی در دو سوی نقطه را مشخص می‌کنند.

جواب: دو مقدار ممکن عبارت‌اند از k=−8k=-8 و k=12k=12؛ یعنی هر دو خط 3x+4y=−83x+4y=-8 و 3x+4y=123x+4y=12 از نقطهٔ داده‌شده فاصلهٔ 22 دارند.

نکات مهم

  • فاصلهٔ نقطه از خط، طول کوتاه‌ترین پاره‌خط اتصال آن‌هاست که بر خط عمود است.
  • برای نقطهٔ A(x0,y0)A(x_0,y_0) و خط ax+by+c=0ax+by+c=0، فاصله از فرمول d=∣ax0+by0+c∣a2+b2d=\frac{|ax_0+by_0+c|}{\sqrt{a^2+b^2}} به‌دست می‌آید و در حل معادلهٔ قدرمطلقی باید هر دو حالت علامت را بررسی کنیم.
  • فاصلهٔ دو خط موازی با ضرایب متناظر یکسان، یعنی ax+by+c=0ax+by+c=0 و ax+by+c′=0ax+by+c'=0، برابر d=∣c−c′∣a2+b2d=\frac{|c-c'|}{\sqrt{a^2+b^2}} است.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

حالا خودت را بسنج: نمونه سوال این فصل با جواب (فصل ۱ حسابان یازدهم)

درس‌های فصل ۱ را تعاملی بخوان

در پنل یادگیری 1xAi هر کدام از این درس‌ها قدم به قدم پیش می‌رود: بعد از هر بخش یک سوال کوتاه، بعد مثال حل‌شده و در پایان برگهٔ خروج. جوابت ثبت می‌شود و سوال‌های هر درس در روزهای بعد برای مرور برمی‌گردند. درس‌های تعاملی رایگان‌اند؛ فقط تصحیح پاسخ کوتاه سهمیهٔ روزانهٔ رایگان دارد.

ساختن حساب رایگان است و بعد از ثبت‌نام مستقیم به همین بخش از پنل برمی‌گردی.

فصل ۱ حسابان یازدهم · رایگان