۱۰۰ هزار تومان هدیهٔ ثبت‌نام، تا ۱ میلیونبا ثبت‌نام گردونهٔ هدیه را بچرخان: دست‌کم ۱۰۰٬۰۰۰ تومان و تا ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ تومان اعتبار هدیه، بدون کارت بانکیگردونهٔ هدیه۱ میلیون برای تو، ۱ میلیون برای دوستتدوستانت را دعوت کن: برای هر دوستی که فعال شود ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ تومان اعتبار هدیه می‌گیری و خودش هم ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ تومانجوایز
1xAi
عربی نهم · درس ۷

خلاصه درس ۷ عربی نهم؛ درسنامه و نکات مهم

«ثَمَرَةُ الْجِدِّ»، درس ۷ کتاب عربی نهم، صفحهٔ ۸۷ تا ۹۸، پایهٔ نهم: ۳ درس، هر کدام با توضیح مفاهیم، مثال حل‌شده و نکات مهم.

این درسنامه را هوش مصنوعی 1xAi از روی صفحه‌های همان درس در کتاب درسی نوشته است (برچسب «تولید هوش مصنوعی»). کنار توضیح‌ها شمارهٔ صفحهٔ کتاب آمده تا با کتاب مقایسه کنی، و مثال حل‌شدهٔ هر درس یک بار دیگر جداگانه حل و بررسی شده؛ مثالی که درست درنیامده حذف شده است.

نمونه سوال این فصل با جواب

درس ۱ · صفحهٔ ۸۷ تا ۹۱ · حدود ۱۳ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

ثَمَرَةُ الْجِدِّ

در این درس یاد می‌گیری با کمک واژه‌های تازه، روایت کوشش ادیسون را بفهمی و ترکیب وصفی را از ترکیب اضافی تشخیص بدهی.

پیش از شروع

آیا بیرون رفتن از مدرسه می‌تواند پایان درس خواندن نباشد؟ ادیسونِ این درس چگونه مسیر دیگری برای یادگیری پیدا کرد؟

در روایت کتاب، ادیسون پس از رانده شدن از مدرسه، درس را کنار نگذاشت و با کمک مادرش ادامه داد. عنوان «ثَمَرَةُ الْجِدِّ» یعنی «نتیجهٔ کوشش»؛ قرار است هنگام خواندن داستان، نشانه‌های این کوشش را پیدا کنیم.

مشکل، پایان یادگیری نیست

پیش از خواندن داستان، چند واژهٔ صفحهٔ واژه‌نامه را به هم وصل کن: نَفَقات یعنی هزینه‌ها و مفردش «نَفَقَة» است؛ طَرَدَ یعنی با تندی راند؛ طُفولَة یعنی کودکی. این واژه‌ها کمک می‌کنند بخش آغازین را بفهمی: خانوادهٔ ادیسون توان پرداخت هزینهٔ تحصیل او را نداشتند و مدیر او را از مدرسه راند.

اما نکتهٔ اصلی، واکنش ادیسون است. او میوه‌فروش شد، ولی یادگیری را ادامه داد. در عبارت «ما تَرَكَ الدِّراسَةَ»، «ما» فعل گذشته را منفی کرده است؛ پس معنی آن «درس خواندن را رها نکرد» است، نه «رها کرد». مادرش هم بسیار کمکش کرد.

در ادامه، متن از کم‌شنوایی او بر اثر حادثه یا بیماری در کودکی می‌گوید. هنگام خواندن، میان مشکل‌های زندگی و تصمیم او برای ادامه دادن فرق بگذار؛ پیام داستان از همین تفاوت روشن می‌شود.

کتاب درسی، صفحهٔ ۸۹

از علاقه به شیمی تا چاپ روزنامه

حالا مسیر علاقه تا عمل را دنبال کن. ادیسون به شیمی علاقه داشت؛ آزمایشگاهی کوچک در خانه ساخت و بعد توانست مواد کیمیاویّ، یعنی شیمیایی، و أَدَوات، یعنی ابزارها، بخرد. مفرد «أَدَوات»، «أَداة» است.

پس از تلاش‌های بسیار، در قطار مسئولیتی گرفت. او آلَةُ طِباعَة، یعنی دستگاه چاپ، خرید و آن را در عَرَبَةِ الْبَضائِع، یعنی واگن کالاها، گذاشت. «آلَة» دستگاه است و جمعش «آلات»؛ «بَضائِع» هم جمع «بِضاعَة» است. دو فعل مهم این بخش، وَضَعَ به معنی «گذاشت» و طَبَعَ به معنی «چاپ کرد» هستند. «جَعَلَ» نیز در واژه‌نامه هم‌معنی «وَضَعَ» آمده است.

در پانزده‌سالگی روزنامه‌ای هفتگی در قطار چاپ کرد. سپس شکستن شیشهٔ مواد شیمیایی در مَطبَعَة، یعنی چاپخانه، باعث آتش‌سوزی و رانده شدنش شد. بعدتر، او کودکی را نجات داد؛ معادل عربی این فعل «أَنْقَذَ» است. پدر کودک نیز در شرکت خود به او مسئولیت داد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۸۹

کوشش و نتیجهٔ آن

در پایان داستان، آزمایشگاه به محل کار شبانه‌روزی ادیسون تبدیل می‌شود. متن می‌گوید او بیش از هزار اختراع مهم را اختراع یا کامل کرد. کَمَّلَ یعنی «کامل کرد»؛ پس نباید همهٔ موارد فهرست را فقط به معنی ساختن چیزی از ابتدا بدانیم.

برای فهم فهرست، این واژه‌ها را به وسایل آشنا وصل کن: مُسَجِّل دستگاه ضبط است و بَطّاریَّة باتری. طاقَة کَهرَبائیَّة یعنی نیروی برق و «کَهرَباء» یعنی برق. متن از نقش برق در پیشرفت صنعت‌ها می‌گوید: صِناعَة یعنی صنعت، صِناعیَّة یعنی صنعتی و رَئیسیّ یعنی اصلی. «شَرِکَة» هم همان شرکت است.

چند واژهٔ دیگر را نیز مرور کن: «نَوم» یعنی خواب و «تِمثال» یعنی تندیس که جمعش «تَماثیل» است. پیام آیهٔ پایان درس با عنوان پیوند دارد: پاداشِ کسی که کار را نیکو انجام دهد تباه نمی‌شود. أَحْسَنَ عَمَلاً یعنی کاری را نیکو انجام داد و أَضاعَ یعنی تباه کرد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۹۰

ترکیب وصفی: بیان ویژگی

در صفحهٔ بعد، از داستان به ساخت عبارت می‌رسیم. وقتی واژه‌ای ویژگی یک اسم را بیان کند، ترکیب وصفی داریم. اسم نخست «موصوف» و واژهٔ توصیف‌کننده «صفت» است. مثلاً «قَلعَةٌ تاريخيَّةٌ» یعنی «قلعه‌ای تاریخی»: «قَلعَة» چیزی است که درباره‌اش حرف می‌زنیم و «تاريخيَّة» ویژگی آن است.

برای تشخیص، از خودت بپرس: چه جور قلعه‌ای؟ پاسخ «تاریخی» است. در «مُحافَظَةٍ جَميلَةٍ» هم «زیبا» ویژگی استان را بیان می‌کند. معنی کل جملهٔ نمونه این است: «این، قلعه‌ای تاریخی در استانی زیباست.»

به شکل واژه‌ها هم توجه کن: در نمونه‌های کتاب، «قَلعَة» و «تاريخيَّة» هر دو مؤنث‌اند، اما در «أَثَرٌ تاريخيٌّ»، اسم و صفت هر دو مذکرند. بنابراین برای شناخت ترکیب وصفی، هم به معنیِ ویژگی‌دادن توجه کن و هم به هماهنگی شکل واژه‌ها؛ فقط دیدن دو اسم کنار هم کافی نیست.

کتاب درسی، صفحهٔ ۹۱

ترکیب اضافی: بیان نسبت

گاهی واژهٔ دوم، ویژگی اسم نخست را نمی‌گوید؛ بلکه آن را به شخص یا چیز دیگری نسبت می‌دهد. اینجا ترکیب اضافی داریم. در «تَماثيلُ الْعُلَماءِ»، معنی عبارت «تندیس‌های دانشمندان» است. «تَماثيل» مضاف و «الْعُلَماء» مضاف‌الیه است.

برای تشخیص این نمونه بپرس: تندیس‌های چه کسانی؟ پاسخ «دانشمندان» است، نه ویژگی‌ای مانند بزرگ یا زیبا. در «مُخْتَبَرُ إديسون» نیز آزمایشگاه به ادیسون نسبت داده شده است. در ترجمهٔ فارسی، معمولاً دو بخش را با کسره به هم وصل می‌کنیم.

اما کسرهٔ فارسی به‌تنهایی راه تشخیص نیست؛ «قلعهٔ تاریخی» هم در فارسی کسره دارد، ولی وصفی است! اول رابطهٔ معنایی را بررسی کن. یک نشانهٔ کمکی در نمونه‌های سادهٔ این صفحه این است که مضاف، مانند «تَماثيلُ» و «تِمْثالُ»، نه تنوین دارد و نه «الـ». معنی و شکل را کنار هم ببین تا مطمئن‌تر تشخیص بدهی.

کتاب درسی، صفحهٔ ۹۱

مثال حل‌شده

نوع ترکیب‌های «قَلعَةٌ تاريخيَّةٌ» و «تِمْثالُ الْمُتَنَبّي» را مشخص کن و دلیل بیاور.

  1. نخست معنی کن: عبارت اول «قلعه‌ای تاریخی» و عبارت دوم «تندیس متنبّی» است.

  2. در عبارت اول بپرس «چه جور قلعه‌ای؟»؛ «تاریخی» ویژگی قلعه است، پس «قَلعَة» موصوف و «تاريخيَّة» صفت است.

  3. در عبارت دوم بپرس «تندیسِ چه کسی؟»؛ نام متنبّی، شاعر، آمده است و ویژگی تندیس بیان نشده است.

  4. پس عبارت دوم اضافی است: «تِمْثال» مضاف و «الْمُتَنَبّي» مضاف‌الیه است؛ تشخیص را بر پایهٔ رابطهٔ معنایی انجام دادیم، نه فقط کسرهٔ فارسی.

جواب: «قَلعَةٌ تاريخيَّةٌ» ترکیب وصفی، به معنی «قلعه‌ای تاریخی» است؛ «تِمْثالُ الْمُتَنَبّي» ترکیب اضافی، به معنی «تندیس متنبّی» است.

نکات مهم

  • در روایت درس، ادیسون با وجود دشواری‌ها یادگیری و کوشش را ادامه داد و مادرش در درس خواندن به او کمک کرد.
  • واژه‌ها را در جمله یاد بگیر؛ مثلاً «طَبَعَ» انجام کار چاپ و «مَطبَعَة» مکان چاپ را نشان می‌دهد.
  • در ترکیب وصفی، واژهٔ دوم ویژگی اسم را بیان می‌کند، اما در ترکیب اضافی، اسم نخست به شخص یا چیز دیگری نسبت داده می‌شود.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۲ · صفحهٔ ۹۱ تا ۹۴ · حدود ۱۱ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

ترکیب وصفی و ترکیب اضافی

در این درس یاد می‌گیری ترکیب وصفی و اضافی را از هم تشخیص بدهی و عبارت‌هایی را که هم مضاف‌الیه و هم صفت دارند، درست ترجمه کنی.

پیش از شروع

در «کیفِ کوچک» و «کیفِ معلّم»، هر دو بار میان واژه‌ها کسره می‌خوانیم؛ آیا رابطۀ دو واژه هم یکسان است؟

نه! «کوچک» ویژگیِ کیف را می‌گوید، ولی «معلّم» نشان می‌دهد کیف به چه کسی تعلق دارد. در عربی هم باید تفاوتِ ویژگی دادن و نسبت دادن را تشخیص بدهیم.

وقتی ویژگی می‌گوییم

فرض کن می‌خواهی از میان چند قلعه، یکی را معرفی کنی و می‌گویی «قلعه‌ای تاریخی». «قلعه» چیزی است که درباره‌اش حرف می‌زنی و «تاریخی» ویژگیِ آن است. در عربی به این دو بخش، موصوف و صفت می‌گوییم و کنار هم یک ترکیب وصفی می‌سازند.

در عبارت «قَلعَةٌ تاريخيَّةٌ»، «قَلعَةٌ» موصوف و «تاريخيَّةٌ» صفت است. در «مُحافَظَةٍ جَميلَةٍ» هم «استانی زیبا» داریم: زیبایی ویژگیِ استان است.

برای تشخیص، از خودت بپرس: «چه جور چیزی؟» چه جور قلعه‌ای؟ تاریخی. این پرسش کمک می‌کند رابطۀ معنایی واژه‌ها را بفهمی. فقط به کسرۀ ترجمۀ فارسی تکیه نکن؛ مهم این است که واژۀ دوم، ویژگیِ واژۀ اول را بیان کند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۹۲

وقتی نسبت می‌دهیم

حالا به جای اندازۀ آزمایشگاه، بگو این آزمایشگاه مربوط به کجاست: «مُخْتَبَرُ الْمَدرَسَةِ»، یعنی «آزمایشگاهِ مدرسه». مدرسه، ویژگیِ آزمایشگاه نیست؛ آزمایشگاه به مدرسه نسبت داده شده است. این بار ترکیب اضافی داریم: «مُخْتَبَرُ» مضاف و «الْمَدرَسَةِ» مضاف‌الیه است.

همین رابطه را در «تَماثيلُ الْعُلَماءِ»، یعنی «تندیس‌های دانشمندان»، می‌بینی. پس نسبت دادن همیشه فقط مالکیت نیست؛ می‌تواند ارتباطِ دو اسم را نشان بدهد.

گاهی مضاف‌الیه یک ضمیرِ چسبیده است. «حَقيبَةُ الْمُعَلِّمِ» یعنی «کیفِ معلّم»، اما «حَقيبَتُهُ» یعنی «کیفش». در عبارت دوم، «حَقيبَة» مضاف و «هُ» مضاف‌الیه است. ضمیر هم در دستور عربی اسم به شمار می‌آید؛ بنابراین کوتاه و چسبیده بودنش، نقش آن را عوض نمی‌کند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۹۲

وقتی هر دو با هم می‌آیند

یک اتاق می‌تواند هم به تو تعلق داشته باشد و هم کوچک باشد. در «غُرفَتي»، بخشِ «غُرفَة» مضاف و «ي» به معنی «من»، مضاف‌الیه است؛ کل عبارت یعنی «اتاقم». حالا برای گفتن ویژگیِ اتاق، صفت را پس از این مجموع می‌آوریم: «غُرفَتي الصَّغيرَةُ».

ترتیب عربی در این نمونه چنین است: مضاف + مضاف‌الیه + صفت. اما ترجمۀ طبیعیِ فارسی «اتاق کوچکم» است؛ یعنی ابتدا «اتاق کوچک» را می‌گوییم و بعد نشانۀ «ـَم» را می‌آوریم.

برای ترجمه، اول ترکیب اضافی را پیدا کن و معنی‌اش را بفهم؛ سپس صفت را به همان اسم مربوط کن. مثلاً «أُختيَ الْكَبيرَةُ» را «خواهر بزرگم» ترجمه می‌کنیم. «الْكَبيرَةُ» ویژگیِ خواهر است، نه ویژگیِ صاحبِ خواهر! ترجمه کردنِ واژه‌ها دقیقاً به ترتیب عربی، همیشه فارسیِ روانی نمی‌سازد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۹۳

مثال حل‌شده

جملۀ «جُنودُنَا الْأَقوِياءُ، جُنودٌ مُؤمِنونَ.» را ترجمه کن و نقش اجزای ترکیب‌های آن را مشخص کن.

  1. ابتدا «جُنودُنَا» را جدا می‌کنیم: «جُنود» یعنی سربازان و «نا» یعنی ما؛ پس معنیِ این بخش «سربازانِ ما» است.

  2. «جُنود» به «نا» نسبت داده شده است؛ بنابراین «جُنود» مضاف و «نا» مضاف‌الیه است.

  3. «الْأَقوِياءُ» یعنی نیرومند و ویژگیِ سربازان را می‌گوید؛ پس صفتِ «جُنود» است. ترجمۀ روانِ بخش اول می‌شود «سربازان نیرومندِ ما».

  4. در بخش دوم، «مُؤمِنونَ» ویژگیِ «جُنودٌ» را بیان می‌کند؛ پس این دو، موصوف و صفت‌اند و معنی‌شان «سربازانی باایمان» است.

  5. دو بخش را به یک جملۀ فارسیِ کامل تبدیل می‌کنیم: «سربازان نیرومندِ ما، سربازانی باایمان‌اند.»

جواب: سربازان نیرومندِ ما، سربازانی باایمان‌اند؛ در «جُنودُنَا الْأَقوِياءُ»، «جُنود» مضاف، «نا» مضاف‌الیه و «الْأَقوِياءُ» صفت است و در «جُنودٌ مُؤمِنونَ»، «جُنودٌ» موصوف و «مُؤمِنونَ» صفت است.

نکات مهم

  • در ترکیب وصفی، صفت ویژگیِ موصوف را بیان می‌کند.
  • در ترکیب اضافی، مضاف به مضاف‌الیه نسبت داده می‌شود و مضاف‌الیه می‌تواند ضمیر باشد.
  • در عربی صفت میان مضاف و مضاف‌الیه نمی‌آید، اما هنگام ترجمه باید ترتیب طبیعیِ فارسی را رعایت کنیم.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۳ · صفحهٔ ۹۴ تا ۹۸ · حدود ۱۱ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

اَلتَّمارين

در این درس یاد می‌گیری معنی واژه‌ها را در جمله تشخیص بدهی، صفت و مضاف‌الیه را جدا کنی و فعل‌ها، حکمت‌ها و ترکیب‌های دارای ضمیر را دقیق ترجمه کنی.

پیش از شروع

«لا يَذْهَبُ» و «لا تَذْهَبْ» هر دو با «لا» شروع می‌شوند؛ آیا می‌توان هر دو را «نمی‌رود» ترجمه کرد؟

نه! اولی خبر می‌دهد: «نمی‌رود»؛ دومی مخاطب را از کاری بازمی‌دارد: «نرو». در این تمرین‌ها یاد می‌گیری با توجه به شکل و معنای عبارت، ترجمهٔ دقیق‌تری بسازی.

معنی، وابستگی و ویژگی

برای تشخیص درستی یک تعریف، اول واژهٔ اصلی را معنی کن و بعد بپرس: «آیا توضیح جمله واقعاً دربارهٔ همین چیز است؟» شرکت یک مؤسسهٔ تجاری یا اقتصادی است؛ اما قطار محل فروش کالا نیست. «مَطبَعَة» چاپخانه است، نه انبار خوراکی. «طُفولَة» دوران کودکی و «صاعِقَة» آذرخش است.

در تمرین بعد، علاوه بر ترجمه، باید وابستگی را از ویژگی جدا کنی. در «مَسجِدُ الْإِمامِ»، کلمهٔ «الْإِمامِ» مضاف‌الیه است: مسجدِ چه کسی؟ در «أَثَرٌ قَديمٌ»، کلمهٔ «قَديمٌ» صفت است: اثری چگونه؟ پس جمله می‌گوید مسجد امام، اثری قدیمی در استان اصفهان است.

ضمیر چسبیده به اسم هم می‌تواند مضاف‌الیه باشد: در «جُنودُنا»، «نا» یعنی «ما». «الْأَقوِياءُ» ویژگی سربازان را می‌گوید. همچنین «مَرقَدُ الْعالِمِ الْإيرانـيِّ» یعنی «آرامگاه دانشمند ایرانی»؛ «الْعالِمِ» مضاف‌الیه و «الْإيرانـيِّ» صفتِ دانشمند است. در «اَلْجِسْرُ الْأَبيَضُ» نیز «سفید» ویژگی پل است.

کتاب درسی، صفحهٔ ۹۴

واژه‌ها در کنار هم

مترادف‌ها معنای یکسان یا نزدیک دارند و متضادها معنای مقابل. در این تمرین، «نامَ / رَقَدَ» یعنی خوابید، «جَدَّ / حاوَلَ» یعنی کوشید، «وَضَعَ / جَعَلَ» یعنی قرار داد، «جاءَ / أَتىٰ» یعنی آمد و «قَرَعَ / طَرَقَ» یعنی کوبید؛ پس مترادف‌اند. در مقابل، «راسِب / ناجِح»، «عاقِل / مَجنون»، «طَويل / قَصير»، «جُلوس / قيام»، «صَعْب / سَهْل»، «أعداء / أَصدِقاء» و «قَبيح / جَميل» متضادند.

برای جای خالی، فقط معنی یک واژه کافی نیست؛ کل جمله را بخوان. هزینهٔ دانشگاه را می‌پردازیم، پس «نَفَقاتُ» مناسب است. شکستن شیشه در آزمایشگاه و سوختن وسایل با «احْتَرَقَ» جور درمی‌آید. تاجر «بَضائِعَ»، یعنی کالا، می‌آورد؛ پدر «الصَّحيفَةِ»، یعنی روزنامه، می‌خواند؛ ادیسون هم کودکی را «أَنْقَذَ»، یعنی نجات داد. دو واژهٔ «رَئيسيّ» و «طَبَعَ» اضافه می‌مانند. مثل جورکردن قطعه‌های پازل، واژه باید هم از نظر معنی و هم از نظر کاربرد در جمله جا بیفتد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۹۵

از نرفت تا نرو

پیش از ترجمهٔ فعل، بپرس: خبر است یا دستور؟ مربوط به چه زمانی و چه کسی است؟ در این تمرین، «ما» همراه فعل ماضی، گذشته را منفی می‌کند: «ما ذَهَبَ» یعنی نرفت و «ما شَرِبوا» یعنی ننوشیدند. «لا» در «لا يَذْهَبُ» و «لا يَشْرَبونَ» خبر را منفی می‌کند: نمی‌رود و نمی‌نوشند.

«سَـ» و «سَوفَ» نشانهٔ آینده‌اند: «سَيَذْهَبُ» یعنی خواهد رفت و «سَيَشْرَبونَ» یعنی خواهند نوشید. امر، درخواست انجام کار است: «اِذْهَبْ» یعنی برو و «اِشْرَبوا» یعنی بنوشید. نهی، درخواست انجام‌ندادن کار است: «لا تَذْهَبْ» یعنی نرو و «لا تَشْرَبوا» یعنی ننوشید.

ردیف شستن هم همین الگو را دارد: «ما غَسَلَ» یعنی نَشُست، «لا يَغْسِلُ» نمی‌شوید، «سَوفَ يَغْسِلُ» خواهد شست، «اِغْسِلْ» بشوی و «لا تَغْسِلْ» نشوی. دقت کن «نشست» در اینجا از شستن است، نه نشستن! مانند گفت‌وگوی روزمره، «نمی‌شویی» با «نشوی» یک کاربرد ندارد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۹۶

ترجمه و پیام حکمت

در «گنج حکمت»، ابتدا معنی سادهٔ جمله را پیدا کن و بعد به پیام آن فکر کن. «عَلَيكَ بِذِكْرِ اللهِ» سفارش می‌کند که به یاد خدا باشی و ادامهٔ جمله می‌گوید یاد خدا نور دل است. در اینجا «فَإِنَّهُ» به یاد خدا برمی‌گردد.

«جَلِيسُ السَّوءِ شَيطانٌ» یعنی همنشین بد، شیطان است؛ پیامش هشدار دربارهٔ اثر دوست و همراه بد است. «اَلدُّنيا مَزرَعَةُ الْآخِرَةِ» دنیا را کشتزار آخرت می‌داند: همان‌طور که نتیجهٔ کاشتن بعداً آشکار می‌شود، کارهای امروز هم نتیجه دارند. «اَلْعِلْمُ كَنْزٌ عَظيمٌ» یعنی دانش گنجی بزرگ است. «اَلنَّومُ أَخُو الْمَوتِ» یعنی خواب برادر مرگ است؛ این تعبیر شباهت را می‌رساند، نه برادری واقعی.

برای فعالیت تحقیق هم فقط نام یک فرد موفق را نگو؛ توضیح بده چه تلاشی کرده و چه خدمتی به مردم رسانده است.

کتاب درسی، صفحهٔ ۹۷

اسم، ویژگی، صاحب

در عبارت‌های صفحهٔ آخر، سه جزء را پیدا کن: اسم، ضمیرِ پیوسته و صفت. برای فارسی روان، معمولاً اول اسم، بعد ویژگی و سپس صاحب را می‌آوریم. مثلاً «حَقيبَتي الصَّغيرَةُ» می‌شود «کیف کوچک من»، نه «کیف من کوچک»؛ چون این عبارت هنوز جملهٔ کامل نیست.

ضمیرها را دقیق بخوان: «ي» یعنی من، «كَ» و «كِ» یعنی تو، «نا» یعنی ما، «ها» یعنی او، و «كُم»، «هُم» و «هُنَّ» به‌ترتیب یعنی شما، آن‌ها و آن‌ها. عربی در برخی از این ضمیرها جنسیت را مشخص می‌کند، ولی در ترجمهٔ فارسی معمولاً «تو» یا «آن‌ها» کافی است.

چند نمونه: «خاتَمُكِ الذَّهَبيُّ» یعنی انگشتر طلایی تو؛ «أَخِيَ الْأَصغَرُ» برادر کوچک‌تر من؛ «عَرَباتُهُمُ الْبَسيطَةُ» گاری‌های سادهٔ آن‌ها؛ «صَديقُكُمُ الْفائِزُ» دوست برندهٔ شما؛ «بَيتُهُنَّ الْخَشَبيُّ» خانهٔ چوبی آن‌ها. هر بار بررسی کن که هم ویژگی و هم صاحب را در ترجمه آورده باشی.

کتاب درسی، صفحهٔ ۹۸

مثال حل‌شده

«كِتابُهَا الْكَبيرُ» را ترجمه کن و مضاف‌الیه و صفت آن را مشخص کن.

  1. اسم اصلی را پیدا می‌کنیم: «كِتاب» یعنی کتاب.

  2. ضمیر پیوسته را جدا می‌کنیم: «ها» یعنی او و وابستگی کتاب را نشان می‌دهد؛ پس مضاف‌الیه است.

  3. ویژگی کتاب را پیدا می‌کنیم: «الْكَبيرُ» یعنی بزرگ و صفتِ کتاب است.

  4. اجزا را با ترتیب روان فارسی کنار هم می‌گذاریم: «کتاب بزرگ او»؛ چون عبارت جملهٔ کامل نیست، «است» اضافه نمی‌کنیم.

جواب: کتاب بزرگ او؛ «ها» مضاف‌الیه و «الْكَبيرُ» صفت است.

نکات مهم

  • برای فهم واژه و انتخاب آن در جای خالی، معنی کل جمله و رابطهٔ مترادف یا متضاد را بررسی کن.
  • مضاف‌الیه وابستگی اسم و صفت ویژگی آن را نشان می‌دهد؛ در فارسی معمولاً می‌گوییم «کیف کوچک من».
  • در ترجمهٔ فعل، زمان و شخص را همراه با خبری، امری یا نهی‌بودن آن تشخیص بده.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

حالا خودت را بسنج: نمونه سوال این فصل با جواب (درس ۷ عربی نهم)

درس‌های درس ۷ را تعاملی بخوان

در پنل یادگیری 1xAi هر کدام از این درس‌ها قدم به قدم پیش می‌رود: بعد از هر بخش یک سوال کوتاه، بعد مثال حل‌شده و در پایان برگهٔ خروج. جوابت ثبت می‌شود و سوال‌های هر درس در روزهای بعد برای مرور برمی‌گردند. درس‌های تعاملی رایگان‌اند؛ فقط تصحیح پاسخ کوتاه سهمیهٔ روزانهٔ رایگان دارد.

ساختن حساب رایگان است و بعد از ثبت‌نام مستقیم به همین بخش از پنل برمی‌گردی.

درس ۷ عربی نهم · رایگان