۱۰۰ هزار تومان هدیهٔ ثبت‌نام، تا ۱ میلیونبا ثبت‌نام گردونهٔ هدیه را بچرخان: دست‌کم ۱۰۰٬۰۰۰ تومان و تا ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ تومان اعتبار هدیه، بدون کارت بانکیگردونهٔ هدیه۱ میلیون برای تو، ۱ میلیون برای دوستتدوستانت را دعوت کن: برای هر دوستی که فعال شود ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ تومان اعتبار هدیه می‌گیری و خودش هم ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ تومانجوایز
1xAi
عربی نهم · درس ۳

خلاصه درس ۳ عربی نهم؛ درسنامه و نکات مهم

«جِسْرُ الصَّداقَةِ»، درس ۳ کتاب عربی نهم، صفحهٔ ۳۷ تا ۴۸، پایهٔ نهم: ۳ درس، هر کدام با توضیح مفاهیم، مثال حل‌شده و نکات مهم.

این درسنامه را هوش مصنوعی 1xAi از روی صفحه‌های همان درس در کتاب درسی نوشته است (برچسب «تولید هوش مصنوعی»). کنار توضیح‌ها شمارهٔ صفحهٔ کتاب آمده تا با کتاب مقایسه کنی، و مثال حل‌شدهٔ هر درس یک بار دیگر جداگانه حل و بررسی شده؛ مثالی که درست درنیامده حذف شده است.

نمونه سوال این فصل با جواب

درس ۱ · صفحهٔ ۳۷ تا ۴۱ · حدود ۱۱ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

جِسْرُ الصَّداقَةِ

در این درس یاد می‌گیری واژه‌های تازهٔ «جِسْرُ الصَّداقَةِ» را معنا کنی و با کمک آن‌ها علت اختلاف و چگونگی آشتی دو برادر را توضیح بدهی.

پیش از شروع

اگر از یک نجّار بخواهی بین خانهٔ تو و برادرت دیوار بسازد، اما او به‌جای دیوار پل بسازد، ممکن است همین اشتباه رابطهٔ شما را نجات بدهد؟

در داستان این درس، پل باعث می‌شود یکی از برادرها تصور کند دیگری قصد آشتی دارد. همین برداشت، راه معذرت‌خواهی و پایان دشمنی را باز می‌کند؛ عنوان «جِسْرُ الصَّداقَةِ» هم یعنی «پل دوستی».

واژه‌های خویشاوندی و احساس

عنوان آغاز درس، «قِصَّةُ الْأَخَوَيْنِ»، یعنی «داستان دو برادر». پیش از دنبال‌کردن ماجرا، چند واژهٔ مربوط به آدم‌ها و احساس‌هایشان را بشناسیم.

«إِخْوان» یعنی یاران یا برادران و مفرد آن «أَخ» است. «عَدوّ» یعنی دشمن و جمعش «أَعْداء» است. پس یک نفر ممکن است برادر کسی باشد، اما بر اثر دعوا با او مثل دشمن رفتار کند!

دو واژهٔ شبیه را دقیق بخوان: «غَضِبَ» یعنی خشمگین شد، ولی «غَضْبان» یعنی خشمگین. اولی از رخ‌دادن چیزی خبر می‌دهد و دومی حالت فرد را بیان می‌کند.

«اِعْتَذَرَ» یعنی معذرت خواست و «قَبَّلَ» یعنی بوسید. این دو واژه می‌توانند نشانهٔ آشتی باشند. «قاطِعُ الرَّحِم» هم کسی است که پیوند خود را با خویشاوندان قطع می‌کند؛ نه کسی که فقط برای مدتی از آن‌ها دور زندگی می‌کند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۳۹

واژه‌های کار و درخواست

حالا ابزار فهم بقیهٔ داستان را آماده کنیم. «جِسْر» یعنی پل و جمع آن «جُسور» است؛ «مَخْزَن» یعنی انبار و جمع آن «مَخازِن» است. «قَسَّمَ» یعنی تقسیم کرد؛ مانند تقسیم‌کردن یک زمین به دو بخش.

«حَسِبَ» در این درس یعنی پنداشت، نه حساب کرد. «کَشَفَ» یعنی آشکار کرد و «رَجاءً» در درخواست‌ها معنی «لطفاً» می‌دهد؛ اما «رَجاء» به‌تنهایی یعنی امید.

سه واژهٔ دیگر را هم جدا نگه دار: «عَجَزَ» یعنی ناتوان شد، «أَعْجَز» یعنی ناتوان‌ترین و «رَجیم» یعنی رانده‌شده. لازم نیست همهٔ واژه‌های معجم در گفت‌وگوی برادرها دیده شوند.

اگر کنار فعل‌ها صورت مضارع دیدی، آن‌ها را جفتی مرور کن؛ مثلاً «کَشَفَ: آشکار کرد» و «یَکْشِفُ: آشکار می‌کند». این کار به شناختن واژه در جمله کمک می‌کند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۳۹

دیوار خواست، پل دید!

حمید و سعید دو برادرند که در مزرعهٔ گندم کار می‌کنند. میانشان دشمنی پیش می‌آید و حمید، برادر بزرگ‌تر، سعید را از مزرعه بیرون می‌کند. بعد نجّاری به دنبال کار به خانهٔ حمید می‌آید.

حمید می‌گوید سعید با کندن نهر، مزرعه را به دو نیم کرده است. او از نجّار می‌خواهد با چوب‌های انبار، بین آن‌ها دیوار چوبی بسازد و خودش به بازار می‌رود.

اما نجّار به‌جای دیوار، روی نهر پل می‌سازد. حمید با دیدن آن خشمگین می‌شود؛ در مقابل، سعید می‌پندارد حمید دستور ساختن پل را داده است. برای همین از پل می‌گذرد، گریه می‌کند، برادرش را می‌بوسد و عذر می‌خواهد.

کلید فهم این بخش، جداکردن «خواستهٔ حمید»، «کار نجّار» و «برداشت سعید» است؛ این سه یکی نیستند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۴۰

پلی برای دوباره نزدیک‌شدن

پس از آشتی، رفتار حمید هم تغییر می‌کند: از نجّار تشکر می‌کند و او را برای سه روز به مهمانی دعوت می‌کند. نجّار عذر می‌خواهد و می‌گوید پل‌های زیادی مانده که باید برای ساختنشان برود. بنابراین، دعوت‌شدن او به معنی ماندنش نیست.

پل در این داستان دو نقش دارد: واقعاً راه عبور از نهر است و در معنای داستانی، راه ارتباط دوبارهٔ دو برادر را باز می‌کند. به همین دلیل عنوان درس فقط دربارهٔ یک سازه نیست؛ دربارهٔ دوستی هم هست.

در سخن پایانی، «قاطِعُ الرَّحِم» یعنی کسی که پیوند خویشاوندی را می‌بُرد و «جارُ السّوء» یعنی همسایهٔ بد. این سخن، بریدن رابطه با خویشاوندان و بدرفتاری با همسایه را نکوهش می‌کند. پایان ماجرا یادآور می‌شود که گاهی یک قدم برای ارتباط، فرصت آشتی می‌سازد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۴۰

مثال حل‌شده

با توجه به داستان، درستی یا نادرستی این جمله را مشخص کن: «نجّار سه روز در خانهٔ حمید ماند.»

  1. ابتدا مشخص کن جمله دربارهٔ چه کسی و چه کاری است: ماندن نجّار در خانهٔ حمید.

  2. در متن، دعوت حمید را پیدا کن؛ او از نجّار می‌خواهد سه روز مهمانش باشد.

  3. سپس پاسخ نجّار را بخوان؛ او عذر می‌خواهد و از رفتن برای ساختن پل‌های دیگر می‌گوید.

  4. میان دعوت و پذیرفتن دعوت تفاوت بگذار؛ چون نجّار نپذیرفت، جمله نادرست است.

جواب: نادرست است؛ نجّار دعوت حمید را نپذیرفت و گفت باید برای ساختن پل‌های دیگر برود.

نکات مهم

  • واژه‌های شبیه را دقیق معنا کن؛ «غَضِبَ» یعنی خشمگین شد، اما «غَضْبان» یعنی خشمگین.
  • حمید دیوار می‌خواست، نجّار پل ساخت و سعید آن پل را نشانهٔ آشتی دانست.
  • پیام داستان، ارزش حفظ پیوند خویشاوندی و برداشتن قدمی برای آشتی است.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۲ · صفحهٔ ۴۱ تا ۴۳ · حدود ۹ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

فِعْلُ الْأَمْرِ (۱)

در این درس یاد می‌گیری فعل امر برای یک مخاطب پسر یا دختر را از مضارع تشخیص بدهی و درخواست‌های سادهٔ عربی را ترجمه کنی.

پیش از شروع

می‌خواهی به یک دوست پسر و یک دوست دختر بگویی «بازی کن!»؛ آیا در عربی می‌توانی برای هر دو دقیقاً یک فعل به کار ببری؟

در فعل‌هایی که اینجا یاد می‌گیریم، برای دوست پسر «اِلْعَبْ» و برای دوست دختر «اِلْعَبي» می‌گوییم. هر دو در فارسی «بازی کن» معنا می‌دهند، امّا شکل عربی نشان می‌دهد مخاطب پسر است یا دختر.

از خبر تا درخواست

فرض کن دوستت تنها نشسته و می‌خواهی او را به بازی دعوت کنی. گفتنِ «بازی می‌کنی» با «بازی کن» یکسان نیست: اوّلی خبری دربارهٔ بازی کردن است، امّا دومی از دوستت انجام کاری را می‌خواهد. در عربی برای چنین درخواستی از فعل امر استفاده می‌کنیم. امر همیشه به معنی دستور تند نیست؛ دعوت دوستانه هم می‌تواند با آن بیان شود. برای یک پسر می‌گوییم «اِلْعَبْ» و برای یک دختر «اِلْعَبي». پس هنگام خواندن فعل امر، هم به معنای درخواست توجّه کن و هم به کسی که با او حرف می‌زنیم.

کتاب درسی، صفحهٔ ۴۱

دو شکل برای دو مخاطب

حالا دو جفت فعل را کنار هم ببین: «تَكْتُبُ ← اُكْتُبْ» و «تَكْتُبينَ ← اُكْتُبي». فعل‌های سمت چپ مضارع‌اند و «می‌نویسی» معنا می‌دهند؛ فعل‌های سمت راست امرند و «بنویس» معنا می‌دهند. در این نمونه‌ها برای ساختن امر، «تَـ» آغاز مضارع کنار می‌رود و در آغاز، «اِ» یا «اُ» می‌آید. در شکل مذکّر، پایان فعل ساکن می‌شود؛ در شکل مؤنّث، «نَ» پایانی حذف می‌شود و «ي» می‌ماند. حرکت آغاز را از نمونهٔ درست یاد بگیر: «اِجْلِسْ»، امّا «اُكْتُبْ». برای تشخیص مخاطب، به پایان فعل هم نگاه کن؛ مثلاً «اُكْتُبي» خطاب به یک دختر است.

کتاب درسی، صفحهٔ ۴۲

ترجمهٔ درخواست مؤدبانه

برای ترجمهٔ یک جملهٔ امری، نخست خود فعل را پیدا کن و معنای درخواستی آن را بگو؛ سپس بقیّهٔ جمله را به آن اضافه کن. مثلاً در «رَجاءً، اِجْلِسي»، فعل یعنی «بنشین» و «رَجاءً» یعنی «لطفاً». پس ترجمه می‌شود «لطفاً بنشین». در تمرین بازی‌های صفحهٔ بعد نیز «مَعَنا» معنای «با ما» دارد. دقّت کن «اِلْعَبْ» و «اِلْعَبي» هر دو در فارسی «بازی کن» می‌شوند؛ فارسی در این فعل تفاوت دختر و پسر را نشان نمی‌دهد. بنابراین ممکن است ترجمهٔ دو فعل یکی باشد، ولی مخاطب عربی آن‌ها متفاوت باشد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۴۳

مثال حل‌شده

عبارت «رَجاءً، اُكْتُبي» را ترجمه کن و توضیح بده مخاطب آن چه کسی است.

  1. فعل را پیدا می‌کنیم: «اُكْتُبي» از نوشتن می‌گوید و در این جمله درخواست انجام کار است.

  2. به پایان فعل نگاه می‌کنیم: «ي» در این الگو نشان می‌دهد با یک دختر حرف می‌زنیم.

  3. معنای امری فعل را می‌نویسیم: «بنویس»، نه «می‌نویسی».

  4. «رَجاءً» را «لطفاً» ترجمه می‌کنیم و عبارت را کنار هم می‌گذاریم: «لطفاً بنویس.»

جواب: ترجمه: «لطفاً بنویس.» مخاطب، یک دختر است.

نکات مهم

  • فعل امر از مخاطب انجام کاری را می‌خواهد و می‌تواند برای دعوت یا درخواست مؤدبانه هم به کار برود.
  • در الگوهای این درس، «اِفْعَلْ» خطاب به یک پسر و «اِفْعَلي» خطاب به یک دختر است.
  • در ترجمه، معنای درخواستی فعل را حفظ می‌کنیم، هرچند تفاوت مخاطب دختر و پسر در فعل فارسی دیده نمی‌شود.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۳ · صفحهٔ ۴۳ تا ۴۸ · حدود ۱۳ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

اَلتَّمارين

در این درس یاد می‌گیری با کمک معنای جمله، فعل‌های امر و مخاطب آن‌ها را بشناسی، اسم‌ها و واژه‌ها را دسته‌بندی کنی و پیام سخنان کوتاه عربی را بفهمی.

پیش از شروع

اگر بخواهی به یک پسر و یک دختر بگویی «با ما بازی کن»، آیا در عربی دقیقاً از یک فعل استفاده می‌کنی؟

در فارسی هر دو بار می‌گوییم «بازی کن»، امّا در عربی به پسر می‌گوییم «اِلْعَبْ» و به دختر «اِلْعَبي». در این تمرین‌ها یاد می‌گیری از همین نشانه‌های کوچک، معنای جمله و مخاطب آن را پیدا کنی.

اول معنا، بعد داوری

برای تشخیص درستی یک جملۀ عربی، دو کار جدا انجام بده: اول معنایش را بفهم، بعد آن را با واقعیت بسنج. مثلاً «فَلّاح» کشاورز، «مَزرَعَة» مزرعه، «مُوَظَّف» کارمند و «إِدارَة» اداره است؛ پس جملۀ مربوط به محل کار این دو نفر درست است.

حالا واژه‌های مکان را از هم جدا کن: «مَخزَن» انبار است، «جِسر» پل و «مُستَشفىٰ» بیمارستان. اگر جمله‌ای بگوید بیماران برای درمان در پل بستری می‌شوند، مشکل از واقعیت جمله است، نه از ترجمۀ «جسر»! همچنین آرامگاه امام سوم در کربلاست، نه مشهد. در جملۀ تصادف نیز «بَعدَما» یعنی «بعد از اینکه» و «عابِر» یعنی رهگذر.

کتاب درسی، صفحهٔ ۴۳

امر؛ از بازی تا دعا

فعل امر برای درخواست انجام دادن کار است؛ مثلاً «اِلْعَبْ» یعنی «بازی کن». وقتی مخاطب یک دختر باشد، در نمونه‌های این درس پایان فعل «ي» می‌گیرد: «اِلْعَبي». بنابراین دو جملۀ تصویری چنین معنا می‌دهند: «لطفاً با ما فوتبال بازی کن» و «لطفاً با ما تنیس روی میز بازی کن». «مَعَنا» یعنی «با ما».

امر همیشه فرمان تند نیست؛ در دعا هم برای درخواست به کار می‌رود. در آیات این صفحه، «اِغْفِرْ» یعنی بیامرز، «اِرْحَمْ» رحم کن، «اُكْتُبْ» بنویس، «اُنْصُرْ» یاری کن، «اُخْرُجْ» خارج شو و «اُدْخُلي» وارد شو. «فَـ» و «وَ» پیش از فعل، امر بودن آن را عوض نمی‌کنند. در خواندن پیوستۀ «فَاغْفِرْ» نیز همزۀ آغاز فعل خوانده نمی‌شود.

کتاب درسی، صفحهٔ ۴۳

هر اسم در خانۀ خودش

در جدول اسم‌ها، هم به تعداد توجه کن و هم به جنس. «زَوْجَة» یعنی همسرِ زن و مفرد مؤنّث است. «جِسْرَينِ» به دو پل اشاره دارد و مثنّی مذکّر است؛ «تِلميذَتانِ» به دو دانش‌آموز دختر اشاره دارد و مثنّی مؤنّث است. پس هر واژه‌ای که دو تا را نشان می‌دهد، الزاماً مؤنّث نیست.

برای جمع‌ها نیز شکل کلمه راهنماست: «راحِمونَ» جمع مذکّر سالم و «صالِحات» جمع مؤنّث سالم است. در این نمونه‌ها پایان‌های «ونَ» و «ات» را می‌بینی. امّا «صِعاب»، به معنای سخت‌ها یا دشواری‌ها، جمع مکسّر است؛ یعنی شکل درونی واژه هنگام جمع شدن تغییر کرده است. مثل مرتب کردن وسایل در چند جعبه، هر کلمه را با دلیل در خانۀ خودش بگذار.

کتاب درسی، صفحهٔ ۴۴

مخاطب و بافت جمله

در خطاب به یک پسر می‌گوییم «اِسْمَعْ»: گوش کن؛ در خطاب به یک دختر می‌گوییم «اِسْمَعي». همین تفاوت را در «اُشْكُرْ» و «اُشْكُري» می‌بینی. «يا أَخي» یعنی ای برادرم و «يا أُخْتي» یعنی ای خواهرم. در «رَبَّكَ» و «رَبَّكِ» نیز حرکت آخر، مخاطب پسر یا دختر را مشخص می‌کند؛ ترجمۀ فارسی هر دو «پروردگارت» است.

برای انتخاب واژۀ مناسب، معنای کل جمله را بسنج: برای عبور خودروها پل می‌سازند، بیمار در بیمارستان بستری می‌شود و صندلی در کارخانه ساخته می‌شود. در تمرین واژگان نیز «تِلميذ» و «طالِب»، «حَزين» و «مَحْزون»، «عِندَما» و «لَمّا» هم‌معنا هستند؛ «جَمال» با «قُبْح» و «شَقاوَة» با «سَعادَة» معنای مخالف دارند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۴۵

حکمت را با فعل‌ها بخوان

در «کنز الحکمة»، اول پیام جمله را بفهم و بعد فعل‌ها را جدا کن. پیام سخن اول این است: بدان که پیروزی همراه صبر است؛ «اِعْلَمْ» امر است. سخن دوم می‌گوید کسی که از مردم سپاسگزاری نمی‌کند، از خدا سپاسگزاری نمی‌کند؛ «يَشْكُرُ» مضارع است.

سخن سوم، ناتوان‌ترین مردم را کسی می‌داند که از به دست آوردن دوستان ناتوان شده است؛ «عَجَزَ» ماضی است، امّا «أَعْجَزُ» در آغاز جمله به معنی «ناتوان‌ترین» است، نه فعل. سخن چهارم سفارش می‌کند اگر بر دشمنت توانا شدی، بخشیدن او را سپاس این توانایی قرار بده؛ «قَدَرْتَ» ماضی و «اِجْعَلِ» امر است. کسرۀ آخر «اِجْعَلِ» برای آسانی تلفظ است.

در سخن آخر، دانش و ثروت عیب‌ها را می‌پوشانند و نادانی و فقر آن‌ها را آشکار می‌کنند؛ «يَسْتُرانِ» و «يَكْشِفانِ» مضارع‌اند. برای مرور پایانی هم این امرها را ترجمه کن: «اِجْلِسْ»: بنشین، «اُنْظُري»: نگاه کن، «اِصْبِري»: صبر کن، «اِضْحَكي»: بخند، «اِحْفَرْ»: حفر کن.

کتاب درسی، صفحهٔ ۴۶

مثال حل‌شده

عبارت «إذا قَدَرْتَ عَلىٰ عَدوِّكَ؛ فَاجْعَلِ الْعَفْوَ عَنْهُ شُكْراً لِلْقُدْرَةِ عَلَيْهِ» را ترجمه کن و نوع فعل‌هایش را توضیح بده.

  1. جمله را به دو بخش تقسیم کن: شرطِ «اگر بر دشمنت توانا شدی» و سفارشِ پس از آن.

  2. «قَدَرْتَ» را «توانا شدی» ترجمه کن؛ ساخت آن ماضی است، هرچند در این جمله بعد از «اگر» آمده است.

  3. «فَاجْعَلِ» را به «فَـ» و «اِجْعَلِ» جدا کن؛ فعل یعنی «قرار بده» و امر است.

  4. «الْعَفْوَ عَنْهُ» یعنی بخشیدن او؛ پس سفارش جمله این است که بخشش را راه سپاسگزاری برای توانایی خود قرار بدهی. کسرۀ پایان «اِجْعَلِ» نوع فعل را تغییر نمی‌دهد.

جواب: ترجمه: «اگر بر دشمنت توانا شدی، بخشیدن او را سپاسِ توانایی بر او قرار بده.» فعل‌ها: «قَدَرْتَ» ماضی و «اِجْعَلِ» امر است.

نکات مهم

  • فعل امر درخواست انجام کار را می‌رساند و در نمونه‌های این درس، برای یک دختر معمولاً با «ي» پایانی می‌آید.
  • برای تشخیص نوع اسم و رابطۀ واژه‌ها، تعداد، جنس، شکل واژه و معنای آن را با هم بررسی کن.
  • برای شناخت ماضی، مضارع و امر، هم به ساخت فعل نگاه کن و هم به معنایی که در جمله دارد.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

حالا خودت را بسنج: نمونه سوال این فصل با جواب (درس ۳ عربی نهم)

درس‌های درس ۳ را تعاملی بخوان

در پنل یادگیری 1xAi هر کدام از این درس‌ها قدم به قدم پیش می‌رود: بعد از هر بخش یک سوال کوتاه، بعد مثال حل‌شده و در پایان برگهٔ خروج. جوابت ثبت می‌شود و سوال‌های هر درس در روزهای بعد برای مرور برمی‌گردند. درس‌های تعاملی رایگان‌اند؛ فقط تصحیح پاسخ کوتاه سهمیهٔ روزانهٔ رایگان دارد.

ساختن حساب رایگان است و بعد از ثبت‌نام مستقیم به همین بخش از پنل برمی‌گردی.

درس ۳ عربی نهم · رایگان