۱۰۰ هزار تومان هدیهٔ ثبت‌نام، تا ۱ میلیونبا ثبت‌نام گردونهٔ هدیه را بچرخان: دست‌کم ۱۰۰٬۰۰۰ تومان و تا ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ تومان اعتبار هدیه، بدون کارت بانکیگردونهٔ هدیه۱ میلیون برای تو، ۱ میلیون برای دوستتدوستانت را دعوت کن: برای هر دوستی که فعال شود ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ تومان اعتبار هدیه می‌گیری و خودش هم ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ تومانجوایز
1xAi
زیست‌شناسی ۲ · فصل ۵

خلاصه درس فصل ۵ زیست یازدهم؛ درسنامه و نکات مهم

«ایمنی»، فصل ۵ کتاب زیست‌شناسی ۲، صفحهٔ ۶۳ تا ۷۸، پایهٔ یازدهم: ۳ درس، هر کدام با توضیح مفاهیم، مثال حل‌شده و نکات مهم.

این درسنامه را هوش مصنوعی 1xAi از روی صفحه‌های همان درس در کتاب درسی نوشته است (برچسب «تولید هوش مصنوعی»). کنار توضیح‌ها شمارهٔ صفحهٔ کتاب آمده تا با کتاب مقایسه کنی، و مثال حل‌شدهٔ هر درس یک بار دیگر جداگانه حل و بررسی شده؛ مثالی که درست درنیامده حذف شده است.

نمونه سوال این فصل با جواب

درس ۱ · صفحهٔ ۶۳ تا ۶۶ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

گفتار ۱: نخستین خط دفاعی: ورود ممنوع

در این درس یاد می‌گیری چگونه پوست، مخاط و سازوکارهای همراه آن‌ها نخستین خط دفاعی بدن را می‌سازند و چرا این دفاع را غیر اختصاصی می‌نامیم.

پیش از شروع

اگر روی پوستت میکروب زندگی می‌کند، چرا همیشه بیمار نمی‌شوی؟ ممکن است بعضی از همین میکروب‌ها به محافظت از تو کمک کنند؟

پوست فقط پوششی روی بدن نیست؛ ساختار و ترشحاتش ورود و رشد بسیاری از میکروب‌ها را دشوار می‌کنند. بعضی میکروب‌های سازگار با پوست هم با مصرف منابع غذایی، فرصت تکثیر را از میکروب‌های بیماری‌زا می‌گیرند.

پوست؛ دیوار زندهٔ بدن

پوست؛ دیوار زندهٔ بدن

پوستت را مثل دیوار محافظ یک شهر تصور کن؛ دیواری که فقط پوشش نیست، بلکه در دور کردن میکروب‌ها هم نقش دارد. هر دو لایهٔ بیرونی و درونی پوست به جلوگیری از ورود میکروب‌ها کمک می‌کنند، اما به روش‌های متفاوت.

لایهٔ بیرونی از چندین لایه یاختهٔ پوششی ساخته شده است. خارجی‌ترین یاخته‌های آن مرده‌اند و به‌تدریج از سطح پوست جدا می‌شوند. با ریختن این یاخته‌ها، میکروب‌های چسبیده به آن‌ها نیز از بدن دور می‌شوند؛ شبیه وقتی که با جدا شدن یک برچسب، ذرات چسبیده به آن هم برداشته می‌شوند.

لایهٔ درونی بافت پیوندی رشته‌ای دارد. رشته‌های این بافت محکم به هم تابیده‌اند و به آن استحکام و دوام می‌دهند؛ همین لایه است که در تهیهٔ چرم به کار می‌رود.

پس پوست هم مانعی محکم است و هم با ریزش یاخته‌های سطحی، بخشی از میکروب‌های چسبیده را دور می‌کند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۶۴

نگهبان‌های سطح پوست

نگهبان‌های سطح پوست

پوست فقط یک دیوار نیست؛ روی سطح آن هم عواملی وجود دارند که شرایط را برای میکروب‌های بیماری‌زا نامناسب می‌کنند.

  • چربی سطح پوست اسیدهای چرب دارد و به همین دلیل، محیط سطح پوست اسیدی است؛ محیطی که برای زندگی میکروب‌های بیماری‌زا مناسب نیست.
  • عرق نمک دارد که برای باکتری‌ها نامناسب است. همچنین دارای آنزیم لیزوزیم است؛ آنزیمی که با تخریب دیوارهٔ یاخته‌ای باکتری‌ها، به از بین بردن آن‌ها کمک می‌کند.
  • میکروب‌های ساکن پوست با شرایط این محیط، از جمله اسیدی بودن آن، سازش یافته‌اند. آن‌ها برای به‌دست‌آوردن غذا با میکروب‌های بیماری‌زا رقابت می‌کنند و با پیروز شدن در این رقابت، جلوی تکثیر آن‌ها را می‌گیرند.

برای تصور نقش گروه آخر، سفره‌ای با غذای محدود را در نظر بگیر: وقتی ساکنان همیشگی غذا را مصرف کنند، سهم کمتری به تازه‌واردها می‌رسد! پس وجود میکروب روی پوست، لزوماً به معنی بیمار شدن نیست.

کتاب درسی، صفحهٔ ۶۵

مخاط؛ محافظ راه‌های ورودی

مخاط؛ محافظ راه‌های ورودی

پوست مثل دیوار دور بدن است؛ اما راه‌هایی مانند مجاری تنفسی و گوارشی با بیرون ارتباط دارند. پس چه چیزی از این مسیرها محافظت می‌کند؟ مخاط، پوششی که سطح مجاری دستگاه‌های تنفس، گوارش و ادراری ـ تناسلی را می‌پوشاند.

مخاط از بافت پوششی و آستری از بافت پیوندی ساخته شده است. برای شناخت نقش دفاعی آن، سه ویژگی را کنار هم بگذار:

  • یاخته‌های پوششی به هم چسبیده‌اند و در برابر ورود میکروب‌ها سد ایجاد می‌کنند.
  • مادهٔ مخاطی چسبناک است؛ مانند تله‌ای چسبی میکروب‌ها را گیر می‌اندازد و جلوی پیشروی آن‌ها را می‌گیرد.
  • ترشحات مخاط لیزوزیم دارند؛ این آنزیم با تخریب دیوارهٔ یاخته‌ای باکتری‌ها، به کشته‌شدن آن‌ها کمک می‌کند.

مثلاً هنگام نفس‌کشیدن، ممکن است میکروب‌هایی همراه هوا وارد بینی شوند؛ مادهٔ مخاطی می‌تواند آن‌ها را به دام بیندازد. حواست باشد: «مخاط» نام کل این پوشش است، اما «مادهٔ مخاطی» ترشح چسبناک آن است.

کتاب درسی، صفحهٔ ۶۵

به دام انداختن کافی نیست

به دام انداختن کافی نیست

اگر میکروبی در مادهٔ مخاطی گیر بیفتد، بهتر است همان‌جا باقی نماند! بدن علاوه بر به دام انداختن میکروب‌ها، راه‌هایی برای جابه‌جایی، بیرون‌راندن یا نابودکردن آن‌ها دارد.

در مجاری تنفسی، حرکت هماهنگ مژک‌ها، مادهٔ مخاطی و میکروب‌های گرفتار در آن را به سوی حلق می‌راند؛ به این ترتیب، از پیشروی آن‌ها به بخش‌های عمیق‌تر جلوگیری می‌شود. سرفه و عطسه نیز به بیرون‌راندن میکروب‌ها کمک می‌کنند؛ مثل وقتی که ورود گردوغبار به بینی باعث عطسه می‌شود.

در دستگاه گوارش، لیزوزیم بزاق به ازبین‌بردن باکتری‌ها کمک می‌کند و اسید معده میکروب‌های موجود در غذا را نابود می‌سازد. استفراغ، دفع مدفوع و دفع ادرار هم راه‌هایی برای خروج میکروب‌ها از مجاری‌اند. اشک نیز با داشتن نمک و لیزوزیم از چشم محافظت می‌کند.

پس همهٔ این سازوکارها یک کار یکسان ندارند: برخی میکروب‌ها را بیرون می‌رانند و برخی با شرایط یا مواد نامناسب، به نابودی آن‌ها کمک می‌کنند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۶۵

دفاعی بدون انتخاب نوع میکروب

دفاعی بدون انتخاب نوع میکروب

تصور کن جلوی پنجره توری نصب کرده‌ای؛ توری برای جلوگیری از ورود فقط یک نوع حشره ساخته نشده است. نخستین خط دفاعی بدن هم به یک نوع میکروب محدود نیست. پوست و مخاط در برابر ورود انواع گوناگون میکروب‌ها مانع ایجاد می‌کنند؛ به همین دلیل، دفاع آن‌ها را غیر اختصاصی می‌نامیم.

«غیر اختصاصی» به معنی ضعیف یا بی‌فایده بودن نیست؛ یعنی این روش‌های دفاعی در برابر طیف وسیعی از میکروب‌ها مؤثرند، نه فقط یک نوع مشخص. البته این عبارت به معنی موفقیت قطعی در برابر همهٔ میکروب‌ها هم نیست؛ ممکن است میکروبی از این سدها عبور کند.

در مقابل، در دفاع اختصاصی، پاسخ دستگاه ایمنی فقط بر همان نوع میکروب مؤثر است و بر انواع دیگر اثری ندارد. پس تفاوت اصلی این دو، محدود بودن یا نبودن دفاع به نوع مشخصی از میکروب است.

کتاب درسی، صفحهٔ ۶۵

مثال حل‌شده

فرض کن مادهٔ مخاطی در مجاری تنفسی همچنان ترشح می‌شود، اما حرکت مژک‌ها آسیب دیده است. آیا چسبناک بودن مادهٔ مخاطی به‌تنهایی همان حفاظت قبلی را فراهم می‌کند؟ استدلال کن.

  1. ابتدا نقش مادهٔ مخاطی را مشخص می‌کنیم: این ماده میکروب‌ها را به دام می‌اندازد و پیشروی آن‌ها را دشوار می‌کند.

  2. سپس نقش مژک‌ها را بررسی می‌کنیم: حرکت آن‌ها مادهٔ مخاطی و میکروب‌های گرفتار در آن را به سمت حلق جابه‌جا می‌کند.

  3. با آسیب حرکت مژک‌ها، به دام افتادن ممکن است ادامه یابد، اما جابه‌جایی مادهٔ مخاطی و میکروب‌ها مختل می‌شود.

  4. پس حفاظت کاهش می‌یابد؛ وجود یک بخش از این مجموعه به معنی سالم‌بودن کل سازوکار نیست.

جواب: چسبندگی مادهٔ مخاطی به‌تنهایی کافی نیست؛ به دام افتادن میکروب‌ها و جابه‌جایی آن‌ها با کمک مژک‌ها، دو بخش مکمل حفاظت مجاری تنفسی‌اند.

نکات مهم

  • پوست با ساختار لایه‌هایش، ریزش یاخته‌های مرده، ترشحات و میکروب‌های ساکن خود به جلوگیری از ورود میکروب‌های بیماری‌زا کمک می‌کند.
  • مخاط و سازوکارهای همراه آن، مانند حرکت مژک‌ها، ترشحات محافظ و بیرون‌راندن مواد، راه‌های مرتبط با محیط بیرون را محافظت می‌کنند.
  • نخستین خط دفاعی غیر اختصاصی است، چون عملکرد آن به یک نوع میکروب محدود نیست.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۲ · صفحهٔ ۶۶ تا ۷۲ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

گفتار ۲ دومین خط دفاعی: واکنش‌های عمومی اما سریع

در این درس یاد می‌گیری چگونه یاخته‌ها، پروتئین‌ها، التهاب و تب در دومین خط دفاعی، سریع و غیراختصاصی با عوامل بیگانه مقابله می‌کنند.

پیش از شروع

اگر خرده‌ای خار به زیر پوست یک لارو شفاف ستارهٔ دریایی وارد کنیم، آیا ممکن است یاخته‌های خود جانور آن را از بین ببرند؟ چطور می‌توان این احتمال را آزمود؟

مچنیکوف همین آزمایش را انجام داد و دید یاخته‌های متحرک و آمیبی‌شکل تا صبح فردا خرده‌های خار را از بین برده‌اند. این مشاهده نشان داد که بعضی یاخته‌ها می‌توانند مواد بیگانه را بخورند و در دفاع از بدن نقش داشته باشند؛ او آنها را بیگانه‌خوار نامید.

از کشف بیگانه‌خواری تا تشخیص بیگانه

از کشف بیگانه‌خواری تا تشخیص بیگانه

مچنیکوف در لارو شفاف ستارهٔ دریایی، یاخته‌هایی دید که حرکت می‌کردند و مواد اطرافشان را می‌خوردند. برای آزمودن نقش دفاعی آن‌ها، خرده‌های خار گل رز را زیر پوست لارو گذاشت. تا صبح روز بعد، یاخته‌ها خرده‌ها را از بین برده بودند؛ او آن‌ها را بیگانه‌خوار نامید.

اما دفاع فقط «خوردن» نیست؛ ابتدا باید بیگانه تشخیص داده شود. دستگاه ایمنی، یاخته‌های خودی را می‌شناسد. دومین خط دفاعی، بیگانه‌ها را از روی ویژگی‌های عمومی آن‌ها شناسایی می‌کند؛ پس غیراختصاصی است، نه اینکه بدون تشخیص به هر یاخته‌ای حمله کند.

بیگانه‌خوارها نقش‌های متفاوتی دارند:

  • درشت‌خوار: با میکروب‌ها مبارزه می‌کند و یاخته‌های مرده و بقایای آن‌ها را هم جمع می‌کند؛ مثلاً در کبد و طحال، گویچه‌های قرمز مرده را پاک‌سازی می‌کند.
  • یاختهٔ دارینه‌ای: علاوه بر بیگانه‌خواری، بخش‌هایی از میکروب را روی سطح خود قرار می‌دهد و به گرهٔ لنفاوی می‌برد تا به یاخته‌های ایمنی ارائه کند.
  • ماستوسیت: هیستامین دارد؛ این ماده رگ‌ها را گشادتر و نفوذپذیرتر می‌کند و رسیدن عوامل دفاعی به بافت را افزایش می‌دهد.

پس هنگام ورود میکروب از یک خراش پوستی، بعضی یاخته‌ها مهاجم را می‌بلعند، بعضی نشانه‌هایش را ارائه می‌کنند و بعضی به رسیدن نیروهای دفاعی کمک می‌کنند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۶۶

نیروهای سفید با وظایف متفاوت

نیروهای سفید با وظایف متفاوت

اگر میکروب در بافت باشد ولی گویچهٔ سفید در خون، چطور به هم می‌رسند؟ گویچه‌های سفید می‌توانند از دیوارهٔ مویرگ عبور کنند؛ این فرایند تراگذری نام دارد و توانایی انجام آن در همهٔ گویچه‌های سفید وجود دارد. اما داشتن راه خروج مشترک، به معنای داشتن سلاح یکسان نیست!

  • نوتروفیل‌ها نیروهای چابک‌اند؛ به بافت می‌روند و عوامل بیماری‌زا را بیگانه‌خواری می‌کنند.
  • ائوزینوفیل‌ها با انگل‌های بزرگی مانند کرم‌ها مبارزه می‌کنند؛ چون نمی‌توانند آنها را ببلعند، محتویات دانه‌هایشان را روی انگل می‌ریزند.
  • بازوفیل‌ها به مواد حساسیت‌زا پاسخ می‌دهند و دانه‌هایشان دارای هیستامین و هپارین است؛ هپارین مانع انعقاد خون می‌شود.
  • مونوسیت‌ها پس از خروج از خون تغییر می‌کنند و به درشت‌خوار یا یاختهٔ دارینه‌ای تبدیل می‌شوند.
  • یاخته‌های کشندهٔ طبیعی نوعی لنفوسیتِ فعال در دفاع غیراختصاصی‌اند. آنها یاخته‌های سرطانی و آلوده به ویروس را هدف می‌گیرند: پرفورین در غشای هدف منفذ ایجاد می‌کند و آنزیم واردشده، مرگ برنامه‌ریزی‌شده را به راه می‌اندازد.

پس این گروه را مثل یک تیم امداد ببین: اعضا به محل خطر می‌رسند، اما هرکدام ابزار و وظیفهٔ متفاوتی دارند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۶۷

پروتئین‌های همکار دفاع

پروتئین‌های همکار دفاع

دفاع بدن فقط کار یاخته‌ها نیست؛ بعضی پروتئین‌ها هم به آن‌ها کمک می‌کنند. دو گروه مهم را بشناسیم:

پروتئین‌های مکمل در خوناب محلول‌اند و در فرد غیرآلوده، غیرفعال هستند. با نفوذ میکروب، فعال‌شدن آن‌ها مانند افتادن مهره‌های دومینو پیش می‌رود: فعال‌شدن یکی، دیگری را فعال می‌کند. این پروتئین‌ها با همکاری هم ساختارهای حلقه‌مانندی در غشای میکروب می‌سازند. منفذهای حاصل، کنترل ورود و خروج مواد را مختل می‌کنند و سرانجام میکروب می‌میرد. مکمل‌ها با قرارگرفتن روی میکروب، بیگانه‌خواری آن را هم آسان‌تر می‌کنند.

اینترفرون‌ها را می‌توان به پیام‌های دفاعی تشبیه کرد، اما دو نوع آن‌ها کار یکسانی ندارند:

  • نوع یک: از یاختهٔ آلوده به ویروس ترشح می‌شود و هم بر همان یاخته و هم بر یاخته‌های سالم مجاور اثر می‌گذارد تا در برابر ویروس مقاوم‌تر شوند؛ مثل هشداری که به همسایه‌ها هم می‌رسد.
  • نوع دو: از یاخته‌های کشندهٔ طبیعی و لنفوسیت‌های TT ترشح می‌شود و درشت‌خوارها را فعال می‌کند. این نوع در مبارزه با یاخته‌های سرطانی نقش مهمی دارد.

پس هنگام مرور، فقط نام پروتئین را حفظ نکن؛ بپرس «روی چه چیزی اثر می‌گذارد و چه کمکی می‌کند؟»

کتاب درسی، صفحهٔ ۷۰

التهاب؛ بسیج دفاع در محل آسیب

التهاب؛ بسیج دفاع در محل آسیب

تا حالا دیده‌ای اطراف یک خراش پوستی قرمز، گرم و متورم شود؟ این نشانه‌ها، همراه با درد، می‌توانند نشان‌دهندهٔ التهاب باشند؛ پاسخی موضعی که نیروهای دفاعی را در محل آسیب گرد هم می‌آورد.

در محل آسیب، ماستوسیت‌های آسیب‌دیده هیستامین آزاد می‌کنند. هیستامین دو تغییر مهم ایجاد می‌کند:

  • گشاد شدن رگ‌ها: جریان خون بیشتر می‌شود؛ به همین دلیل، محل آسیب قرمزتر و گرم‌تر می‌شود و گویچه‌های سفید بیشتری به آن می‌رسند.
  • افزایش نفوذپذیری رگ‌ها: خوناب بیشتری از رگ بیرون می‌آید و به تورم کمک می‌کند. این خوناب، پروتئین‌های دفاعی مانند مکمل را هم به محل آسیب می‌رساند.

اما رسیدن به نزدیکی زخم کافی نیست! یاخته‌های دیوارهٔ مویرگ و درشت‌خوارها پیک‌های شیمیایی تولید می‌کنند که نوتروفیل‌ها و مونوسیت‌ها را به خروج از خون با تراگذری هدایت می‌کنند. نوتروفیل‌ها بیگانه‌خواری می‌کنند و مونوسیت‌ها به درشت‌خوار تبدیل می‌شوند.

پس التهاب فقط یک نشانهٔ ظاهری نیست؛ به نابودی میکروب‌ها، محدود کردن انتشارشان و سریع‌تر شدن بهبودی کمک می‌کند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۷۰

تب؛ دفاع با افزایش دما

تب؛ دفاع با افزایش دما

وقتی هنگام یک بیماری میکروبی بدنت گرم‌تر می‌شود، این افزایش دما ممکن است بخشی از پاسخ دفاعی بدن باشد. تب فقط نشانهٔ بیماری نیست؛ در دفاع هم نقش دارد.

در پاسخ به بعضی ترشحات میکروب‌ها، هیپوتالاموس، بخشی از مغز که در تنظیم دمای بدن نقش دارد، دمای بدن را بالا می‌برد. پس میکروب مستقیماً دمای بدن را تنظیم نمی‌کند؛ ترشحاتش می‌توانند پاسخی را در مرکز تنظیم دما برانگیزند.

فایدهٔ این افزایش دما چیست؟ فعالیت میکروب‌ها در دماهای بالاتر کاهش می‌یابد؛ بنابراین شرایط برای فعالیت آنها نامساعدتر می‌شود. این به معنای نابودی فوری همهٔ میکروب‌ها نیست.

برخلاف التهاب که پاسخی موضعی است، تب با افزایش دمای بدن همراه است. البته تب شدید می‌تواند خطرناک باشد؛ چون گرمای بیش‌ازحد به عملکرد طبیعی یاخته‌ها و پروتئین‌های بدن هم آسیب می‌زند. پس بالاتر رفتن دما همیشه به معنای دفاع بهتر نیست.

کتاب درسی، صفحهٔ ۷۱

مثال حل‌شده

در یک بافت، هم باکتری‌هایی بیرون از یاخته‌ها وجود دارند و هم یک یاخته به ویروس آلوده شده است. توضیح بده نوتروفیل، یاختهٔ کشندهٔ طبیعی و درشت‌خوار چگونه می‌توانند در مقابله با این وضعیت همکاری کنند.

  1. ابتدا هدف‌ها را جدا می‌کنیم: باکتریِ بیرون یاخته و یاختهٔ خودیِ آلوده به ویروس، دو هدف متفاوت‌اند.

  2. نوتروفیل می‌تواند با تراگذری از خون خارج شود، به بافت برسد و باکتری را بیگانه‌خواری کند.

  3. یاختهٔ کشندهٔ طبیعی به یاختهٔ آلوده متصل می‌شود و پرفورین آن در غشای یاختهٔ هدف منفذ ایجاد می‌کند.

  4. آنزیم از منفذ وارد یاختهٔ هدف می‌شود و مرگ برنامه‌ریزی‌شدهٔ آن را به راه می‌اندازد.

  5. درشت‌خوار می‌تواند یاختهٔ مرده و بقایای آن را بیگانه‌خواری کند؛ بنابراین همکاری دفاعی فقط به کشتن عامل مهاجم محدود نیست و پاک‌سازی را هم شامل می‌شود.

جواب: نوتروفیل با بیگانه‌خواری باکتری را از بین می‌برد، اما یاختهٔ کشندهٔ طبیعی با پرفورین و آنزیم، مرگ برنامه‌ریزی‌شدهٔ یاختهٔ آلوده را ایجاد می‌کند؛ سپس درشت‌خوار بقایای آن را پاک‌سازی می‌کند.

نکات مهم

  • دومین خط دفاعی، بیگانه‌ها را بر اساس ویژگی‌های عمومی شناسایی می‌کند و یاخته‌های آن با روش‌های متفاوتی مانند بیگانه‌خواری یا نابودی یاختهٔ آلوده مقابله می‌کنند.
  • پروتئین‌های مکمل به تخریب میکروب و آسان‌تر شدن بیگانه‌خواری کمک می‌کنند و اینترفرون‌ها مقاومت ضدویروسی یا فعالیت درشت‌خوارها را افزایش می‌دهند.
  • التهاب نیروهای دفاعی را در محل آسیب بسیج می‌کند، درحالی‌که تب با افزایش دمای بدن، فعالیت میکروب‌ها را کاهش می‌دهد.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۳ · صفحهٔ ۷۲ تا ۷۸ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

گفتار ۳: سومین خط دفاعی: دفاع اختصاصی

در این درس یاد می‌گیری چگونه لنفوسیت‌ها عامل بیگانه را اختصاصی شناسایی و با آن مقابله می‌کنند، حافظهٔ ایمنی چه نقشی در واکسیناسیون دارد و نقص ایمنی، حساسیت و خودایمنی چه تفاوت‌هایی دارند.

پیش از شروع

چرا دستگاه ایمنی در برخورد دوباره با یک میکروب می‌تواند سریع‌تر و قوی‌تر عمل کند، اما پادتن آمادهٔ تزریق‌شده چنین آمادگی ماندگاری ایجاد نمی‌کند؟

در نخستین برخورد با پادگن، بخشی از لنفوسیت‌ها به یاخته‌های خاطره تبدیل می‌شوند؛ این یاخته‌ها برخورد بعدی را سریع‌تر و مؤثرتر می‌کنند. پادتن آماده به مقابله با عامل بیگانه کمک می‌کند، اما خودش باعث تشکیل یاخته‌های خاطره نمی‌شود.

شناسایی با گیرندهٔ اختصاصی

شناسایی با گیرندهٔ اختصاصی

تصور کن دسته‌ای کلید داری؛ هر کلید به هر قفلی نمی‌خورد. شناسایی عامل بیگانه در دفاع اختصاصی هم به جور بودنِ گیرنده و مولکول هدف بستگی دارد، نه صرفاً برخورد آن‌ها با هم.

لنفوسیت‌های B و T هر دو در مغز استخوان ساخته می‌شوند، اما ابتدا نابالغ‌اند و توانایی شناسایی عامل بیگانه را ندارند. لنفوسیت B در همان مغز استخوان بالغ می‌شود؛ لنفوسیت T برای بلوغ به تیموس می‌رود. پس محل تولید هر دو یکسان است، ولی محل بلوغشان فرق دارد.

مولکولی که لنفوسیت شناسایی می‌کند، پادگن نام دارد. روی سطح هر لنفوسیت، گیرنده‌های پادگنی وجود دارد که همگی از یک نوع‌اند. هر گیرنده فقط به یک نوع پادگن متصل می‌شود؛ درست مانند کلیدی که با قفل مشخصی جور است. بنابراین یک لنفوسیت نمی‌تواند هر پادگنی را شناسایی کند. همین اختصاصی بودن توضیح می‌دهد چرا پاسخ ایمنی علیه میکروب کزاز، علیه همهٔ میکروب‌های دیگر کارایی ندارد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۷۲

دو شیوهٔ مقابله: پادتن و یاختهٔ کشنده

دو شیوهٔ مقابله: پادتن و یاختهٔ کشنده

اگر ویروسی بیرون یاخته باشد یا وارد یاخته شده باشد، آیا می‌توان دقیقاً به یک روش با آن مقابله کرد؟ دفاع اختصاصی برای این موقعیت‌ها دو شیوه دارد.

مسیر لنفوسیت B: وقتی لنفوسیت B پادگنِ متناسب با گیرنده‌اش را شناسایی کند، تکثیر می‌شود و یاخته‌های پادتن‌ساز یا پلاسموسیت پدید می‌آورد. این یاخته‌ها پادتن ترشح می‌کنند. پادتن‌ها پروتئین‌هایی با دو جایگاه اتصال به پادگن‌اند و در خون، لنف و مایع بین‌یاخته‌ای جابه‌جا می‌شوند. آن‌ها می‌توانند سم را خنثی کنند، میکروب‌ها را به هم بچسبانند و بیگانه‌خواری را افزایش دهند یا پروتئین‌های مکمل را فعال کنند. پس پادتن همیشه خودش مستقیماً عامل بیگانه را نابود نمی‌کند.

مسیر لنفوسیت T: پس از شناسایی پادگن و تکثیر، لنفوسیت‌های T کشنده پدید می‌آیند. این یاخته‌ها به یاختهٔ هدف، مانند یاختهٔ آلوده به ویروس یا سرطانی، متصل می‌شوند و با ترشح پرفورین و آنزیم، مرگ برنامه‌ریزی‌شدهٔ آن را به راه می‌اندازند. به یاخته‌های بافت پیوندی هم ممکن است حمله کنند.

تفاوت کلیدی را نگه دار: پادتن، مولکولی ترشح‌شده است؛ T کشنده، یاخته‌ای است که به یاختهٔ هدف متصل می‌شود.

کتاب درسی، صفحهٔ ۷۲

حافظهٔ ایمنی؛ واکسن در برابر سرم

حافظهٔ ایمنی؛ واکسن در برابر سرم

فرض کن دستگاه ایمنی پیش‌تر با یک پادگن روبه‌رو شده است؛ چرا برخورد بعدی برایش آسان‌تر است؟

در برخورد نخست، شناسایی پادگن و تکثیر لنفوسیت‌های مناسب زمان می‌برد. هنگام تکثیر، علاوه بر یاخته‌های عمل‌کننده، لنفوسیت‌های خاطره هم ایجاد می‌شوند و تا مدت‌ها باقی می‌مانند. در ورود دوبارهٔ همان پادگن، حضور این یاخته‌ها باعث می‌شود پاسخ سریع‌تر و قوی‌تر باشد؛ نه اینکه بدن در برابر هر میکروبی آماده‌تر شده باشد.

واکسن از همین ویژگی استفاده می‌کند: با معرفی کنترل‌شدهٔ میکروب ضعیف‌شده یا کشته‌شده، پادگن آن یا سم خنثی‌شده، دستگاه ایمنی را به پاسخ و ساخت یاخته‌های خاطره وامی‌دارد. چون بدن خودش پاسخ می‌سازد، این ایمنی را فعال می‌نامیم.

اما سرم، پادتن آماده به بدن می‌رساند؛ مثلاً سرم ضد کزاز در برخی زخم‌های شدید به کار می‌رود. پادتن آماده می‌تواند بدون انتظار برای ساخته‌شدن پادتن در بدن عمل کند، ولی دریافت آن یاختهٔ خاطره ایجاد نمی‌کند؛ بنابراین ایمنی حاصل غیرفعال است.

پس تفاوت اصلی را این‌طور به خاطر بسپار: واکسن، آماده‌سازی دستگاه ایمنی؛ سرم، دریافت پادتن آماده.

کتاب درسی، صفحهٔ ۷۵

ایدز و نقش T کمک‌کننده

ایدز و نقش T کمک‌کننده

اگر هماهنگ‌کنندهٔ یک گروه از کار بیفتد، کار بقیه هم مختل می‌شود؛ حتی اگر خودشان آسیب ندیده باشند. لنفوسیت‌های T کمک‌کننده چنین نقش مهمی دارند: فعالیت لنفوسیت‌های B و دیگر لنفوسیت‌های T به کمک آن‌ها انجام می‌شود.

ویروس HIV به لنفوسیت‌های T کمک‌کننده حمله می‌کند. با از بین رفتن این یاخته‌ها، هم پاسخ وابسته به B و هم پاسخ وابسته به T مختل می‌شود. در بیماری ایدز، یا نقص ایمنی اکتسابی، دفاع بدن چنان ضعیف می‌شود که حتی بعضی عفونت‌های کم‌خطر می‌توانند خطرناک شوند.

آلودگی به HIV لزوماً به معنی ابتلا به ایدز نیست. فرد ممکن است آلوده باشد، علامتی نداشته باشد و همچنان ویروس را منتقل کند؛ تشخیص آلودگی به آزمایش پزشکی نیاز دارد.

راه‌های انتقال شامل رابطهٔ جنسی، خون آلوده، وسایل تیز آلوده مانند سرنگ مشترک و انتقال از مادر به فرزند در بارداری، زایمان یا شیردهی است. اما دست‌دادن، روبوسی معمول، آب و غذا و نیش حشرات ویروس را منتقل نمی‌کنند. پس مثلاً هم‌کلاس بودن و معاشرت معمول با فرد آلوده، راه انتقال نیست؛ آگاهی درست هم به پیشگیری کمک می‌کند و هم مانع طرد افراد می‌شود.

کتاب درسی، صفحهٔ ۷۷

وقتی پاسخ ایمنی نابجا است

وقتی پاسخ ایمنی نابجا است

آیا هر پاسخ ایمنی به سود بدن است؟ نه؛ گاهی پاسخ به چیزی داده می‌شود که نباید هدف حمله باشد.

تحمل ایمنی یعنی دستگاه ایمنی در برابر برخی عوامل خارجی پاسخ ندهد؛ مثلاً به میکروب‌های مفید دستگاه گوارش حمله نکند.

در حساسیت، دستگاه ایمنی به ماده‌ای خارجی اما بی‌خطر واکنش نشان می‌دهد. مثلاً گردهٔ گیاه برای بیشتر افراد بی‌خطر است، ولی ممکن است در فرد حساس آب‌ریزش بینی ایجاد کند. مادهٔ ایجادکنندهٔ این واکنش، حساسیت‌زا نام دارد. پاسخ به آن باعث ترشح هیستامین از ماستوسیت‌ها و بازوفیل‌ها می‌شود؛ هیستامین در ایجاد نشانه‌هایی مانند قرمزی و آب‌ریزش بینی نقش دارد.

در خودایمنی، هدف حمله اصلاً عامل خارجی نیست؛ دستگاه ایمنی به اجزای خود بدن حمله می‌کند. در دیابت نوع یک، یاخته‌های تولیدکنندهٔ انسولین تخریب می‌شوند. در ام‌اس نیز میلین اطراف یاخته‌های عصبی در مغز و نخاع آسیب می‌بیند.

پس برای تشخیص تفاوت، بپرس: هدف پاسخ، مادهٔ خارجیِ بی‌خطر است یا بخشی از خود بدن؟

کتاب درسی، صفحهٔ ۷۸

مثال حل‌شده

در یک نمودار، پاسخ ایمنی پس از ورود دوبارهٔ همان پادگن، زودتر آغاز می‌شود و شدت بیشتری دارد. این تفاوت را توضیح بده و بگو آیا می‌توان نتیجه گرفت بدن در برابر یک پادگن متفاوت هم همین آمادگی را دارد؟

  1. در برخورد نخست، لنفوسیت دارای گیرندهٔ مناسب باید پادگن را شناسایی کند و تکثیر شود؛ این فرایند زمان می‌برد.

  2. در همین برخورد، علاوه بر لنفوسیت‌های عمل‌کننده، لنفوسیت‌های خاطره نیز پدید می‌آیند و تا مدت‌ها باقی می‌مانند.

  3. در برخورد دوباره با همان پادگن، تعداد زیادی لنفوسیت خاطرهٔ مناسب وجود دارد؛ بنابراین شناسایی و پاسخ سریع‌تر انجام می‌شود و پاسخ قوی‌تر است.

  4. گیرنده‌ها اختصاصی‌اند؛ پس حافظهٔ ایجادشده برای این پادگن، به‌خودی‌خود آمادگی مشابهی در برابر یک پادگن متفاوت ایجاد نمی‌کند.

جواب: پاسخ دوم سریع‌تر و قوی‌تر است، چون از برخورد نخست لنفوسیت‌های خاطره باقی مانده‌اند؛ این آمادگی به معنای محافظت اختصاصی در برابر هر پادگن متفاوتی نیست.

نکات مهم

  • لنفوسیت‌ها پادگن را با گیرندهٔ اختصاصی شناسایی می‌کنند؛ لنفوسیت‌های B با ایجاد پادتن‌سازها و لنفوسیت‌های T کشنده با نابودی یاختهٔ هدف در دفاع نقش دارند.
  • لنفوسیت‌های خاطره پاسخ دوباره به همان پادگن را سریع‌تر و قوی‌تر می‌کنند؛ واکسن ایمنی فعال ایجاد می‌کند، اما سرم پادتن آماده می‌رساند و به‌تنهایی حافظه نمی‌سازد.
  • در ایدز، آسیب به لنفوسیت‌های T کمک‌کننده دفاع را مختل می‌کند؛ در حساسیت پاسخ علیه مادهٔ خارجی بی‌خطر و در خودایمنی حمله علیه اجزای خودی رخ می‌دهد.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

حالا خودت را بسنج: نمونه سوال این فصل با جواب (فصل ۵ زیست یازدهم)

درس‌های فصل ۵ را تعاملی بخوان

در پنل یادگیری 1xAi هر کدام از این درس‌ها قدم به قدم پیش می‌رود: بعد از هر بخش یک سوال کوتاه، بعد مثال حل‌شده و در پایان برگهٔ خروج. جوابت ثبت می‌شود و سوال‌های هر درس در روزهای بعد برای مرور برمی‌گردند. درس‌های تعاملی رایگان‌اند؛ فقط تصحیح پاسخ کوتاه سهمیهٔ روزانهٔ رایگان دارد.

ساختن حساب رایگان است و بعد از ثبت‌نام مستقیم به همین بخش از پنل برمی‌گردی.

فصل ۵ زیست یازدهم · رایگان