درس ۱ · صفحهٔ ۱ تا ۷ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی
گفتار ۱: زیستشناسی چیست؟
در این درس یاد میگیری محدودهٔ پرسشهای زیستشناسی، ویژگیهای زیستشناسی نوین و نقش آن در بهبود زندگی انسان را با مثال توضیح دهی.
پیش از شروع
پروانهٔ مونارک بدون نقشه و تلفن همراه، چگونه در مهاجرتی چند هزار کیلومتری جهت مقصد را پیدا میکند؟
زیستشناسان یاختههای عصبیای در بدن این پروانه یافتهاند که به کمک آنها جایگاه خورشید و جهت مقصد را تشخیص میدهد. کشف چنین سازوکاری نمونهای از کار زیستشناسی است؛ اما آیا همین علم میتواند به هر نوع پرسشی پاسخ بدهد؟
زیستشناسی چه پرسشهایی را پاسخ میدهد؟
زیستشناسی یکی از علوم تجربی است؛ یعنی جانداران و فرایندهای زیستی را با تکیه بر شواهد بررسی میکند. پرسشهایی مثل «چرا بعضی یاختهها سرطانی میشوند؟» یا «چگونه محصول گیاه را بیشتر کنیم؟» در همین حوزهاند.
مرز مهم این علم، مشاهده و اندازهگیری است. مشاهده همیشه دیدن با چشم نیست؛ گاهی با ابزار یا از روی آثار یک پدیده، آن را بهطور غیرمستقیم بررسی میکنیم.
حالا به شیر فکر کن: مقدار مواد موجود در آن قابل اندازهگیری است، اما «خوشمزه بودن برای همه» یک واقعیت علمیِ همگانی نیست. میتوان دربارهٔ پسند افراد داده جمع کرد، ولی این کار ثابت نمیکند شیر ذاتاً خوشمزه است. زیستشناسی دربارهٔ زیبایی و ارزشهای اخلاقی یا هنری داوری نمیکند؛ این محدودیت به معنی بیارزش بودن آن پرسشها نیست.
کتاب درسی، صفحهٔ ۳
اجزا، ارتباطها و همکاری رشتهها
یک دوچرخه را تصور کن: شناخت چرخ، زنجیر و رکاب لازم است، اما تا ندانی این اجزا چگونه به هم متصلاند، حرکت دوچرخه را توضیح ندادهای. در جانداران هم اجزا و ارتباط بین آنها اهمیت دارند. به همین دلیل جاندار را یک سامانه میدانیم.
در کلنگری، بررسی بخشها کنار گذاشته نمیشود؛ بلکه ارتباط آنها هم بررسی میشود. پس جملهٔ «کل بیشتر از مجموع اجزاست» یعنی کنار هم بودن و تعامل اجزا، ویژگیهایی پدید میآورد که با شناخت جداگانهٔ آنها بهتنهایی توضیح داده نمیشوند.
ویژگی دیگر زیستشناسی نوین، نگرش بینرشتهای است. برای نمونه، بررسی ژنها فقط به دانستن زیستشناسی نیاز ندارد؛ علوم رایانه به پردازش اطلاعات و آمار به تحلیل دادهها کمک میکنند. کلنگری دربارهٔ نگاه به سامانه است، اما بینرشتهای بودن دربارهٔ استفاده از دانش رشتههای گوناگون است.
کتاب درسی، صفحهٔ ۳
فناوری همراه با مسئولیت
پژوهش زیستی میتواند دادههای فراوانی تولید کند. فناوریهای اطلاعاتی و ارتباطی کمک میکنند این دادهها جمعآوری، بایگانی و تحلیل شوند و محاسبات سریعتر انجام بگیرند. این نقش با تغییر دادن ویژگی جاندار فرق دارد.
مهندسی ژنتیک مجموعهای از روشهای آزمایشگاهی برای تغییر محتوای دنا و ایجاد صفت جدید است. مثلاً پژوهشگران با انتقال ژن، بزهایی تولید کردهاند که پروتئین تار عنکبوت در شیرشان ساخته میشود. دقت کن: آنچه ساخته میشود پروتئین تار عنکبوت است، نه اینکه بز شروع به تنیدن تار کند!
اما توانایی انجام یک کار، بهتنهایی مجوز انجام آن نیست. اخلاق زیستی به موضوعهایی مانند محرمانه ماندن اطلاعات ژنی و پزشکی و حقوق جانوران توجه دارد. امکان سوءاستفاده، مانند تولید سلاح زیستی، نیز ضرورت قانونگذاری را نشان میدهد. پس پیشرفت زیستشناسی باید همراه با مسئولیتپذیری باشد.
کتاب درسی، صفحهٔ ۴
غذا و محیط زیست؛ دو مسئلهٔ پیوسته
غذای انسان مستقیم یا غیرمستقیم به گیاهان وابسته است؛ حتی وقتی فراوردهٔ جانوری میخوریم، گیاهان در زنجیرهٔ تأمین آن نقش دارند. بنابراین شناخت گیاهان میتواند به افزایش مقدار غذا و بهتر شدن ارزش غذایی آن کمک کند.
برای افزایش محصول، فقط خودِ گیاه را نبین! دما، نور و رطوبت از عوامل غیرزندهاند و باکتریها، قارچها و حشرات از عوامل زندهٔ محیط آن هستند. شناخت رابطههای سودمند و زیانمند این عوامل با گیاه، راهنمای بهتری برای افزایش محصول است.
زندگی انسان به بومسازگانها هم وابسته است. منابع و فایدههایی که از آنها میگیریم، خدمات بومسازگان نام دارند و میزان این خدمات به میزان تولیدکنندگان وابسته است. حفاظت و بازسازی بومسازگانها به حفظ این خدمات کمک میکند. برای نمونه، تخریب جنگل فقط از دست رفتن چوب نیست؛ میتواند با فرسایش خاک، سیل و کاهش تنوع زیستی همراه شود.
کتاب درسی، صفحهٔ ۵
از انرژی تا درمان متناسب با فرد
زیستشناسی در تأمین انرژی هم نقش دارد. مصرف سوختهای فسیلی به افزایش کربن دیاکسید جو، آلودگی هوا و گرمایش زمین کمک میکند؛ به همین دلیل به منابع پایدارتر و پاکتر نیاز داریم. زیستشناسان میتوانند تولید سوختهای زیستی، مانند گازوئیل زیستیِ حاصل از دانههای روغنی، را بهبود دهند.
یک تفاوت مهم را به خاطر بسپار: سوخت فسیلی هم منشأ زیستی دارد، اما اصطلاح امروزی «سوخت زیستی» برای سوخت حاصل از جانداران امروزی به کار میرود. این نام به معنی بیزیان بودن کامل سوخت نیست و پیامدهای آن همچنان باید بررسی شود.
در سلامت نیز پزشکی شخصی رو به گسترش است. در این روش، پزشک علاوه بر وضعیت بیمار، اطلاعات دنای او را بررسی میکند تا روش درمانی و دارویی متناسب با همان فرد طراحی شود. پس شخصی بودن فقط به معنی توجه بیشتر به بیمار نیست؛ استفاده از اطلاعات دنای او هم بخش مهم این روش است.
کتاب درسی، صفحهٔ ۶
مثال حلشده
یک مرکز درمانی، اطلاعات دنای بیمار را با رایانه تحلیل میکند و پزشک با توجه به نتیجه و وضعیت بیمار، درمانی متناسب با او پیشنهاد میدهد. آیا این کار حتماً مهندسی ژنتیک است؟ نقش فناوری اطلاعات، پزشکی شخصی و اخلاق زیستی را مشخص کن.
ابتدا ببینیم با دنا چه کردهاند: در صورت مسئله، اطلاعات آن بررسی شده است و خبری از تغییر محتوای دنا نیست؛ پس نباید آن را مهندسی ژنتیک بدانیم.
تحلیل دادهها با رایانه، نمونهای از کمک فناوری اطلاعات به پژوهش و کاربردهای زیستشناسی است.
چون درمان با توجه به وضعیت بیمار و اطلاعات دنای همان فرد طراحی شده، با پزشکی شخصی روبهرو هستیم.
اطلاعات ژنی و پزشکی باید محرمانه بماند؛ بنابراین رعایت اخلاق زیستی هم بخشی ضروری از این کار است.
نکات مهم
- زیستشناسی جانداران و فرایندهای زیستیِ قابل مشاهده و اندازهگیری را بررسی میکند، نه داوریهای زیباییشناختی و ارزشی را.
- زیستشناسی نوین با کلنگری، همکاری رشتهها و فناوریهای نو پیش میرود و به رعایت اخلاق زیستی نیاز دارد.
- زیستشناسی در تأمین غذا، حفاظت از بومسازگانها، تولید سوخت زیستی و طراحی درمان متناسب با فرد کاربرد دارد.