۱۰۰ هزار تومان هدیهٔ ثبت‌نام، تا ۱ میلیونبا ثبت‌نام گردونهٔ هدیه را بچرخان: دست‌کم ۱۰۰٬۰۰۰ تومان و تا ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ تومان اعتبار هدیه، بدون کارت بانکیگردونهٔ هدیه۱ میلیون برای تو، ۱ میلیون برای دوستتدوستانت را دعوت کن: برای هر دوستی که فعال شود ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ تومان اعتبار هدیه می‌گیری و خودش هم ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ تومانجوایز
1xAi
انگلیسی ۲ · درس ۳

خلاصه درس ۳ زبان انگلیسی یازدهم؛ درسنامه و نکات مهم

«Art and Culture»، درس ۳ کتاب انگلیسی ۲، صفحهٔ ۸۱ تا ۱۱۲، پایهٔ یازدهم: ۳ درس، هر کدام با توضیح مفاهیم، مثال حل‌شده و نکات مهم.

این درسنامه را هوش مصنوعی 1xAi از روی صفحه‌های همان درس در کتاب درسی نوشته است (برچسب «تولید هوش مصنوعی»). کنار توضیح‌ها شمارهٔ صفحهٔ کتاب آمده تا با کتاب مقایسه کنی، و مثال حل‌شدهٔ هر درس یک بار دیگر جداگانه حل و بررسی شده؛ مثالی که درست درنیامده حذف شده است.

نمونه سوال این فصل با جواب

درس ۱ · صفحهٔ ۸۱ تا ۹۰ · حدود ۱۴ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

Conversation

در این درس یاد می‌گیری نام چند هنر و صنایع‌دستی ایرانی را به انگلیسی بگویی، گفت‌وگوی خرید گردشگر از رضا را بفهمی و واژه‌های تازه را برای توصیف آثار هنری و فرهنگ به کار ببری.

پیش از شروع

فکر می‌کنی تماشای آثار هنری فقط سرگرم‌کننده است، یا می‌تواند به یادگیری ریاضی و علوم هم کمک کند؟

هنر می‌تواند فعالیت مغز را بیشتر کند و به یادگیری بهتر ریاضی و علوم کمک کند. در این درس، با چند هنر ایرانی آشنا می‌شوی و یاد می‌گیری چطور دربارهٔ صنایع‌دستی و ارزش آن‌ها به انگلیسی گفت‌وگو کنی.

اسم هنرها را بشناس

اسم هنرها را بشناس

تصور کن همراه یک گردشگر به بازار صنایع‌دستی رفته‌ای. برای معرفی چیزهایی که می‌بینید، این پنج واژه به کارت می‌آیند:

  • carpet: فرش
  • pottery: سفال و آثار سفالی
  • tilework: کاشی‌کاری
  • painting: نقاشی
  • calligraphy: خوش‌نویسی

برای انتخاب واژهٔ مناسب، به نشانه‌های جمله دقت کن. اگر چیزی زیر پای ماست و نرم و گرم است، احتمالاً دربارهٔ فرش حرف می‌زنیم. اگر نوشته‌ای هنرمندانه می‌بینیم، خوش‌نویسی مناسب‌تر است؛ اما نقش‌ها و رنگ‌های کاشی‌های مسجد ما را به یاد کاشی‌کاری می‌اندازند.

گاهی شکل واژه هم باید تغییر کند. مثلاً وقتی از چند تابلوی نقاشی حرف می‌زنیم، paintings به کار می‌بریم. pottery هم می‌تواند پیش از نام یک وسیله بیاید و سفالی بودن آن را نشان دهد؛ مثلاً a pottery bowl یعنی «یک کاسهٔ سفالی».

حالا برای انتخاب نام هنر، اول از خودت بپرس: جمله دربارهٔ جنس یک وسیله است، یک نوشتهٔ هنری، یا تزئینات یک بنا؟

کتاب درسی، صفحهٔ ۸۴

خرید در فروشگاه صنایع‌دستی

خرید در فروشگاه صنایع‌دستی

فرض کن گردشگری وارد فروشگاه شده و می‌خواهد یک یادگاری ایرانی بخرد. برای دنبال کردن گفت‌وگوی او با رضا، این چند عبارت کلیدی را بشناس:

  • I am looking for … یعنی «دنبالِ … می‌گردم». گردشگر دنبال صنایع‌دستی ایرانی است.
  • hand-made products یعنی «محصولات دست‌ساز»؛ product همان «محصول» است.
  • depend on یعنی «بستگی داشتن به». وقتی گردشگر فرش را گران می‌داند، رضا توضیح می‌دهد که قیمت به اندازهٔ آن بستگی دارد. در جمله، همراه با The price، شکل depends on می‌آید.
  • How touching! واکنشی به چیزی تأثیرگذار و دل‌نشین است؛ گردشگر با دیدن گبه آن را به کار می‌برد.
  • discount یعنی «تخفیف» و pack یعنی «بسته‌بندی کردن».

در فروشگاه رضا، برای خرید بیشتر از 100100 دلار، 2020 درصد تخفیف در نظر گرفته شده است. گردشگر در پایان یک گبه و یک کاشی خوش‌نویسی‌شده انتخاب می‌کند و از رضا می‌خواهد آن‌ها را برایش بسته‌بندی کند.

پس هنگام خواندن مکالمه، فقط دنبال نام کالاها نباش؛ عبارت‌های مربوط به قیمت و درخواست مشتری هم مسیر خرید را نشان می‌دهند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۸۵

پشت این فروشگاه یک خانواده است

پشت این فروشگاه یک خانواده است

گردشگر بعد از انتخاب خریدهایش می‌خواهد بداند رضا چه ارتباطی با فروشگاه دارد. رضا توضیح می‌دهد که کارگاه و فروشگاه متعلق به پدرش است و خودش بعد از مدرسه آنجا کار می‌کند. پس او فقط یک فروشنده در فروشگاهی ناآشنا نیست؛ به کسب‌وکار خانواده‌اش کمک می‌کند.

این جملهٔ رضا را با دقت بخوان:

All my family members work here to help our family business.

عبارت family members یعنی «اعضای خانواده» و family business یعنی «کسب‌وکار خانوادگی». بخش to help هم هدف کار کردن آن‌ها را نشان می‌دهد: «برای کمک کردن». مثلاً اگر اعضای یک خانواده در نانوایی خودشان کار کنند، آن نانوایی یک کسب‌وکار خانوادگی است.

گردشگر با گفتن Well done! رضا را تحسین می‌کند. او همچنین از هنر و فرهنگ ایران قدردانی می‌کند. بنابراین، پایان گفت‌وگو فقط دربارهٔ خرید نیست؛ دربارهٔ همکاری خانواده و احترام به هنر هم هست.

کتاب درسی، صفحهٔ ۸۶

سازنده‌ها و ویژگی‌های آثار

سازنده‌ها و ویژگی‌های آثار

فرض کن می‌خواهی یک قالی دست‌باف را به دوستی معرفی کنی. علاوه بر نام اثر، باید بتوانی دربارهٔ سازنده، کار او و ویژگی‌های اثر هم حرف بزنی.

craftsman یعنی مردِ صنعتگر و craftswoman یعنی زنِ صنعتگر؛ شکل جمع آن‌ها craftsmen و craftswomen است. برای گفتن «بافتن» از weave استفاده می‌کنیم؛ مثلاً weaving a rug یعنی «در حال بافتن یک قالی».

حالا چند واژه برای توصیف یاد بگیر:

  • decorative: تزئینی؛ مثل ساعتی که برای زیبایی روی دیوار می‌گذاریم.
  • valuable: ارزشمند؛ مثل طلا و نقره.
  • unique: منحصربه‌فرد؛ یعنی مانند دیگری نیست، نه اینکه فقط گران باشد. اثر انگشت نمونهٔ خوبی است.

دو واژهٔ دیگر این بخش هم کاربرد دارند: vast یعنی پهناور و diversity یعنی تنوع؛ اولی دربارهٔ گستردگی است و دومی دربارهٔ گوناگونی.

برای تمرین، به یک کار دست‌ساز نگاه کن: آیا جنبهٔ تزئینی دارد؟ چه چیزی آن را از کارهای دیگر متفاوت می‌کند؟

کتاب درسی، صفحهٔ ۸۸

از هنر تا فرهنگ و هویت

از هنر تا فرهنگ و هویت

هنر فقط یک شیء زیبا نیست؛ می‌تواند از زندگی مردم هم چیزی بگوید. برای حرف زدن دربارهٔ این ارتباط، این واژه‌ها به کار می‌آیند:

  • custom یعنی «رسم»؛ کاری که میان مردم یک منطقه معمول یا سنتی است. برای چند رسم از customs استفاده می‌کنیم.
  • identity یعنی «هویت»؛ اینکه کسی یا چیزی کیست یا چیست.
  • reflect یعنی «نشان دادن یا بازتاب دادن»؛ اینجا منظور بازتاب در آینه نیست!
  • humankind یعنی «بشریت»؛ همهٔ انسان‌ها، نه فقط مردم یک کشور.
  • appreciate یعنی «ارزش و اهمیت کسی یا چیزی را دانستن»؛ در بحث هنر، فقط تشکر کردن نیست.

مثلاً دربارهٔ یک شعر می‌توانیم بگوییم:

A poem can reflect local customs.

یعنی یک شعر می‌تواند رسم‌های محلی را نشان دهد. حالا اگر برای هنر و فرهنگ مردم ارزش قائل باشیم، فعل appreciate مناسب است. پس reflect دربارهٔ چیزی است که اثر نشان می‌دهد؛ appreciate دربارهٔ ارزشی است که ما برای آن قائل می‌شویم.

کتاب درسی، صفحهٔ ۸۹

مثال حل‌شده

گردشگری می‌گوید: «چون فروشگاه رضا آثار فلزی نمی‌فروشد، پس ایران صنایع‌دستی فلزی ندارد.» آیا گفت‌وگو چنین نتیجه‌ای را تأیید می‌کند؟

  1. ابتدا محدودهٔ گفتهٔ رضا را مشخص می‌کنیم: او دربارهٔ کالاهای همین فروشگاه حرف می‌زند.

  2. رضا چند نوع کالای موجود را معرفی می‌کند و می‌گوید آثار فلزی در این فروشگاه فروخته نمی‌شود.

  3. از موجود نبودن یک کالا در یک فروشگاه نمی‌توان دربارهٔ تمام صنایع‌دستی یک کشور نتیجه گرفت؛ پس ادعای گردشگر تأیید نمی‌شود.

جواب: نه؛ فروش نرفتن آثار فلزی در این فروشگاه به معنی نبودن آن‌ها در میان صنایع‌دستی ایران نیست.

نکات مهم

  • برای شناختن هنرها، واژه‌های carpet، pottery، tilework، painting و calligraphy را با نشانه‌های معنایی جمله پیوند می‌دهیم.
  • در گفت‌وگوی خرید، depend on وابستگی را نشان می‌دهد، discount یعنی تخفیف و pack یعنی بسته‌بندی کردن؛ رضا هم در کسب‌وکار خانوادگی‌شان کمک می‌کند.
  • واژه‌هایی مانند decorative، valuable و unique ویژگی آثار را توصیف می‌کنند و واژه‌هایی مانند custom، identity و appreciate برای صحبت دربارهٔ فرهنگ و ارزش آن به کار می‌روند.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۲ · صفحهٔ ۹۰ تا ۹۹ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

Art, Culture and Society

در این درس یاد می‌گیری پیام متن دربارهٔ هنر و صنایع‌دستی را درک کنی، مرجع واژه‌ها و واژه‌های متضاد را تشخیص بدهی و برای بیان شرط و نتیجهٔ آینده و توصیف احساس‌ها از ساختارهای مناسب استفاده کنی.

پیش از شروع

وقتی گردشگری یک قالی ایرانی می‌خرد، آیا فقط یک وسیله با خودش به خانه می‌برد؟

این قالی بخشی از هنر، مهارت و فرهنگ ایرانی را هم به سرزمین او می‌برد. متن درس نشان می‌دهد که صنایع‌دستی هم فرهنگ یک کشور را معرفی می‌کنند و هم به اقتصاد آن کمک می‌کنند.

صنایع‌دستی؛ سفیر فرهنگ

صنایع‌دستی؛ سفیر فرهنگ

تصور کن گردشگری یک قالی ایرانی می‌خرد و به کشورش می‌برد. او فقط یک وسیله نخریده است؛ نقش‌ها و رنگ‌های قالی می‌توانند بخشی از فرهنگ و هنر ایران را هم به دیگران نشان بدهند.

متن Art, Culture and Society هنر را حاصل خیال و مهارت انسان معرفی می‌کند. هنر به ما کمک می‌کند شیوهٔ زندگی، هویت و تاریخ یک جامعه را بشناسیم. صنایع‌دستی (handicrafts)، مثل سفال و قالی، نمونه‌هایی از این پیوند هنر و فرهنگ‌اند که با مهارت دست ساخته می‌شوند.

ساخت و فروش صنایع‌دستی دو فایدهٔ مهم دارد:

  • کمک به اقتصاد (economy): فروش آثار برای سازندگان و کشور درآمد ایجاد می‌کند.
  • معرفی فرهنگ (culture): خریداران با هنر و ارزش‌های مردم آن کشور آشنا می‌شوند.

پس اگر در متن از تو پرسیدند چرا صنایع‌دستی مهم‌اند، فقط به زیبایی آن‌ها فکر نکن؛ به درآمدزایی و معرفی فرهنگ هم توجه کن.

کتاب درسی، صفحهٔ ۹۰

این واژه به چه برمی‌گردد؟

این واژه به چه برمی‌گردد؟

فرض کن در پیامی بخوانی: «سارا یک کیف خرید. آن را به خواهرش داد.» برای فهمیدن «آن»، به جملهٔ قبل برمی‌گردی: منظور همان کیف است. در انگلیسی هم واژه‌های ارجاعی مثل it، they، them و its کمک می‌کنند اسم‌ها را مدام تکرار نکنیم.

برای پیدا کردن مرجع، این مسیر را برو:

  • واژهٔ ارجاعی را پیدا کن.
  • جملهٔ خودش و جمله‌های نزدیک، به‌ویژه جمله‌های قبل، را بخوان.
  • اسم احتمالی را به‌جای آن بگذار؛ آیا معنی جمله درست می‌شود؟ به مفرد یا جمع بودن هم توجه کن.

مثلاً در این بخش از متن:

Many people of the world produce handicrafts and sell them to tourists.

واژهٔ them به handicrafts برمی‌گردد: مردم صنایع‌دستی تولید می‌کنند و همان صنایع‌دستی را به گردشگران می‌فروشند. منظور گردشگران نیست؛ آن‌ها خریدارند، نه چیزی که فروخته می‌شود!

پس فقط نزدیک‌ترین اسم را انتخاب نکن؛ معنی جمله را هم بسنج.

کتاب درسی، صفحهٔ ۹۱

یادگیری واژه‌ها با متضادها

یادگیری واژه‌ها با متضادها

اگر معنی cheap (ارزان) را بدانی، یادگرفتن expensive (گران) در کنار آن آسان‌تر می‌شود. این دو واژه متضاد یا antonyms هستند؛ یعنی معنی مخالف دارند، نه فقط معنی متفاوت.

متضادها به دو شکل دیده می‌شوند:

  • دو واژهٔ کاملاً متفاوت: مثل hot / cold (گرم / سرد) و start / finish (شروع کردن / تمام کردن). از ظاهر این واژه‌ها نمی‌توان فهمید که متضادند؛ باید معنی‌شان را بدانیم.
  • واژه‌هایی با پیشوند یا پسوند متفاوت: مثل like / dislike (دوست داشتن / دوست نداشتن) که با افزودن پیشوند ساخته شده‌اند، یا careful / careless (بادقت / بی‌دقت) که پسوندشان تغییر کرده است.

برای یادگیری، واژه‌ها را جفتی و همراه با معنی یادداشت کن. مثلاً هنگام مقایسهٔ قیمت دو کیف، جفتِ «ارزان / گران» به کارت می‌آید. فقط یادت باشد هر دو واژهٔ متفاوتی متضاد نیستند؛ «گران» و «مشهور» معنی متفاوت دارند، اما مخالف یکدیگر نیستند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۹۳

اگر شرط پیش بیاید...

اگر شرط پیش بیاید...

فرض کن می‌خواهی بگویی: «اگر خوب درس بخوانم، در امتحان‌ها قبول می‌شوم.» هنوز نتیجه اتفاق نیفتاده؛ رسیدن به آن به یک شرط بستگی دارد. برای بیان چنین شرطی و نتیجهٔ احتمالی آن در آینده، از این الگو استفاده می‌کنیم:

بخش شرط: if + فاعل + فعل حال ساده
بخش نتیجه: فاعل + will + شکل سادهٔ فعل

مثال کتاب در صفحهٔ ۹۶:

If you study hard, you will pass the exams.

بخش If you study hard شرط را بیان می‌کند و بخش you will pass the exams نتیجه را. نکتهٔ مهم این است که با وجود معنای آینده، در بخش if از حال ساده استفاده می‌کنیم، نه will.

جای دو بخش هم می‌تواند عوض شود:

You will pass the exams if you study hard.

وقتی بخش شرط اول بیاید، پس از آن ویرگول می‌گذاریم؛ وقتی بخش شرط دوم باشد، معمولاً ویرگول لازم نیست. همچنین حال ساده را درست بساز: برای he، she، it، فعل معمولاً s یا es می‌گیرد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۹۶

شکل سوم برای توصیف احساس

شکل سوم برای توصیف احساس

فرض کن توضیح یک بازی را شنیده‌ای، اما هنوز نمی‌دانی باید چه کار کنی. برای گفتن «گیج شده‌ام» می‌توانی بگویی:

I'm confused.

واژهٔ confused شکل سوم فعل confuse است، اما اینجا نقش صفت دارد: حالت تو را توصیف می‌کند. پس دیدن شکل سوم فعل همیشه به معنی روبه‌روشدن با یک زمان گذشته نیست!

بعضی شکل‌های سوم را می‌توانیم بعد از am، is، are و شکل‌های گذشتهٔ آن‌ها بیاوریم تا احساس فرد را نشان بدهیم:

  • I'm excited. یعنی هیجان‌زده‌ام.
  • She is bored. یعنی او بی‌حوصله است.
  • They were surprised. یعنی آن‌ها متعجب بودند.

در این کاربرد، زمان را از فعلِ پیش از صفت می‌فهمیم؛ مثلاً is حالت اکنون و was حالت گذشته را نشان می‌دهد. گاهی هم get به معنی «شدن» پیش از این صفت‌ها می‌آید؛ مثلاً get tired یعنی «خسته شدن».

پس هنگام خواندن، از خودت بپرس: این واژه چه حالت یا احساسی را توصیف می‌کند؟

کتاب درسی، صفحهٔ ۹۸

مثال حل‌شده

این متن کوتاه را بخوان: «Local artists make handicrafts. Visitors buy them and learn about local culture.» واژهٔ them به چه چیزی اشاره می‌کند و این خرید چگونه می‌تواند هم برای اقتصاد و هم برای فرهنگ مفید باشد؟

  1. ابتدا جملهٔ قبل از them را می‌خوانیم: هنرمندان محلی صنایع‌دستی تولید می‌کنند.

  2. بررسی می‌کنیم بازدیدکنندگان چه چیزی را می‌خرند؛ در این متن، صنایع‌دستی خریدنی است، نه هنرمندان.

  3. پس them به handicrafts برمی‌گردد؛ با جایگزین‌کردن این اسم، معنای جمله همچنان درست می‌ماند.

  4. حالا پیام متن را پیوند می‌دهیم: خرید صنایع‌دستی برای سازندگان درآمد دارد و فرصتی برای آشنایی خریداران با فرهنگ محلی فراهم می‌کند.

جواب: واژهٔ them به صنایع‌دستی برمی‌گردد؛ فروش این آثار هم درآمد ایجاد می‌کند و هم گردشگران را با فرهنگ محلی آشنا می‌کند.

نکات مهم

  • هنر بازتاب هویت و فرهنگ مردم است و تولید و فروش صنایع‌دستی هم به اقتصاد کمک می‌کند و هم فرهنگ را به دیگران می‌شناساند.
  • برای یافتن مرجع واژه‌ها، جمله‌های نزدیک و معنای متن را بررسی می‌کنیم و برای یادگیری متضادها، به معنای مخالف و گاهی تغییر پیشوند یا پسوند توجه می‌کنیم.
  • در شرط واقعی مربوط به آینده، بخش if با حال ساده و نتیجه با will و شکل سادهٔ فعل می‌آید؛ شکل سوم‌هایی مانند excited نیز می‌توانند صفتِ بیان‌کنندهٔ احساس باشند.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۳ · صفحهٔ ۹۹ تا ۱۱۰ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

Listening and Speaking

در این درس یاد می‌گیری دربارهٔ شرط‌ها و نتیجه‌های آینده صحبت کنی، مصدر با to را در نقش‌های اصلی و شکل منفی آن به کار ببری و شکل سادهٔ فعل‌های بی‌قاعده را از گذشته و قسمت سوم آن‌ها تشخیص بدهی.

پیش از شروع

اگر بخواهی به انگلیسی بگویی «اگر پول کافی جمع کنم، یک رایانه می‌خرم»، چطور نشان می‌دهی که خریدن رایانه به یک شرط بستگی دارد؟

می‌توانی بگویی: «If I save enough money, I will buy a computer.» بخشِ دارای if شرط را بیان می‌کند و بخشِ دارای will نتیجهٔ آینده را. در این درس، از همین برنامه‌های روزمره شروع می‌کنیم و یاد می‌گیریم دربارهٔ خواسته‌ها و تصمیم‌هایمان هم صحبت کنیم.

اگر شرایط فراهم شود...

اگر شرایط فراهم شود...

فرض کن خریدن رایانه به جمع‌کردن پول کافی بستگی دارد. برای گفتن چنین برنامه‌ای، جمله را به دو بخش تقسیم می‌کنیم: شرط و نتیجهٔ آینده.

If I save enough money, I will buy a new computer.

یعنی: «اگر پول کافی پس‌انداز کنم، یک رایانهٔ جدید می‌خرم.» هنوز خریدن قطعی نیست؛ باید اول شرط آن فراهم شود.

  • بخش شرط: بعد از if از حال ساده استفاده می‌کنیم؛ اینجا save.
  • بخش نتیجه: از will و شکل سادهٔ فعل استفاده می‌کنیم؛ اینجا will buy.

نکتهٔ مهم این است که با وجود معنای آینده، در این الگو بعد از if، فعل را با will نمی‌آوریم.

حالا جملهٔ انگلیسی بالا را بلند بخوان: در پایان بخش اول، آهنگ صدا کمی بالا می‌رود ↗؛ در پایان بخش دوم پایین می‌آید ↘. این آهنگ به شنونده کمک می‌کند بفهمد حرفت هنوز ادامه دارد و سپس تمام شده است.

کتاب درسی، صفحهٔ ۹۹

وقتی یک کار، نهاد جمله است

وقتی یک کار، نهاد جمله است

گاهی می‌خواهیم دربارهٔ انجام‌دادن یک کار نظر بدهیم؛ مثلاً بگوییم «یادگرفتن انگلیسی مفید است». در این جمله، «یادگرفتن انگلیسی» نهاد است؛ یعنی همان چیزی که درباره‌اش صحبت می‌کنیم.

در انگلیسی می‌توانیم برای این کار از مصدر با to استفاده کنیم: اول to و بعد شکل سادهٔ فعل می‌آید. مثلاً to learn یعنی «یادگرفتن».

این دو جملهٔ نمونه را مقایسه کن:

  • To learn English is useful.
  • Learning English is useful.

هر دو یعنی «یادگرفتن انگلیسی مفید است». در جملهٔ اول، To learn English نهاد است. در جملهٔ دوم، Learning English همین نقش را دارد؛ این شکلِ دارای ing را «اسمِ مصدر» می‌نامیم.

نکتهٔ مهم: وقتی خودِ یک کار نهاد جمله است، هر دو ساخت درست‌اند، اما شکل ing معمولاً طبیعی‌تر است. پس دیدن to در ابتدای چنین جمله‌ای به معنی اشتباه‌بودن آن نیست!

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۰۲

می‌خواهم چه کاری انجام بدهم؟

می‌خواهم چه کاری انجام بدهم؟

فرض کن می‌خواهی برای دوستت یک کاردستی بخری. برای گفتن این خواسته می‌توانی بگویی:

I want to buy a handicraft.

یعنی «می‌خواهم یک کاردستی بخرم.» از خودت بپرس: چه کاری می‌خواهم انجام بدهم؟ پاسخ to buy a handicraft است. اینجا مصدر با to بعد از فعل want آمده و نقش مفعول را دارد؛ یعنی محتوای خواسته را مشخص می‌کند.

بعد از فعل‌هایی مثل decide (تصمیم گرفتن)، promise (قول دادن) و learn (یاد گرفتن) هم از مصدر با to استفاده می‌کنیم:

I decided to visit an art gallery.

«تصمیم گرفتم از یک نگارخانه بازدید کنم.»

دقت کن: با اینکه decided گذشته است، بعد از to همچنان شکل سادهٔ visit می‌آید، نه visited. همچنین نباید to را حذف کنیم و بگوییم I decided visit.

این الگو را برای فعل‌های همین گروه به خاطر بسپار؛ قرار نیست بعد از هر فعل انگلیسی حتماً مصدر با to بیاید.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۰۲

مصدر منفی و بیان احساس

مصدر منفی و بیان احساس

فرض کن می‌خواهی بگویی «سعی می‌کنم چراغ‌ها را خاموش نکنم». برای منفی‌کردن مصدر، کافی است not را درست پیش از to بگذاری؛ فعل بعد از آن همچنان به شکل ساده می‌ماند:

I try not to turn off the lights.

پس برای منفی‌کردن مصدر، به خودِ فعل چیزی اضافه نمی‌کنیم و از don’t هم استفاده نمی‌کنیم.

مصدر کاربرد دیگری هم دارد: بعد از بعضی صفت‌ها می‌آید تا روشن کند احساس ما به انجام چه کاری مربوط است. مثلاً وقتی از دیدن دوستت خوشحالی، می‌توانی بگویی:

I am glad to see my friend.

یعنی «خوشحالم که دوستم را می‌بینم». اینجا glad احساس را نشان می‌دهد و to see می‌گوید چه کاری با آن احساس ارتباط دارد. صفت‌هایی مثل happy، sorry و surprised هم می‌توانند با مصدر بیایند.

حالا این دو کاربرد را کنار هم ببین: I am happy not to miss the class. یعنی «خوشحالم که کلاس را از دست نمی‌دهم».

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۰۴

شکل ساده یا گذشتهٔ بی‌قاعده؟

شکل ساده یا گذشتهٔ بی‌قاعده؟

در جدول فعل‌های بی‌قاعده، برای هر فعل سه شکل می‌بینی: شکل ساده، گذشتهٔ ساده و قسمت سوم. مثلاً برای tell این شکل‌ها آمده‌اند: tell، told، told. این فعل‌ها برای ساختن گذشته همیشه از قاعدهٔ افزودن ed پیروی نمی‌کنند؛ پس باید شکل‌هایشان را یاد بگیری.

اما برای ساختن مصدر با to، همیشه شکل سادهٔ فعل را انتخاب می‌کنیم؛ حتی اگر دربارهٔ گذشته حرف بزنیم. فرض کن دیروز تصمیم گرفتی هدیه‌ای بخری:

I decided to buy a gift.

فعل decided تصمیمِ گذشته را نشان می‌دهد، اما بعد از to از buy استفاده می‌کنیم، نه bought.

حالا به نمونهٔ کتاب نگاه کن:

I told the children not to make so much noise.

اینجا told گذشتهٔ tell است؛ ولی در مصدر منفیِ not to make، فعل make به شکل ساده آمده، نه made. پس زمان جمله نباید تو را به اشتباه بیندازد: گذشته‌بودن فعل اصلی، شکل مصدر را تغییر نمی‌دهد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۰۴

مثال حل‌شده

دانش‌آموزی می‌خواهد بگوید «تصمیم گرفتم گوشی جدیدی نخرم» و نوشته است: I decided not to bought a new phone. جمله را اصلاح کن و دلیلش را بگو.

  1. فعل اصلی جمله decided است و نشان می‌دهد تصمیم در گذشته گرفته شده است.

  2. بعد از decide، کاری را که درباره‌اش تصمیم گرفته‌ایم با مصدر با to بیان می‌کنیم.

  3. چون منظور «نخریدن» است، not را پیش از to قرار می‌دهیم.

  4. bought گذشته و قسمت سوم buy است؛ برای ساختن مصدر باید شکل ساده، یعنی buy، را به کار ببریم.

  5. پس جملهٔ درست می‌شود: I decided not to buy a new phone.

جواب: I decided not to buy a new phone.

نکات مهم

  • برای بیان شرط و نتیجهٔ آینده، در بخش if از حال ساده و در بخش نتیجه از will همراه با شکل سادهٔ فعل استفاده می‌کنیم.
  • مصدر با to می‌تواند نهاد یا مفعول باشد؛ در جایگاه نهاد، شکل ing معمولاً طبیعی‌تر است و پس از بعضی صفت‌ها نیز مصدر با to می‌آید.
  • مصدر منفی با not to و شکل سادهٔ فعل ساخته می‌شود؛ حتی برای فعل‌های بی‌قاعده هم پس از to شکل گذشته یا قسمت سوم نمی‌آوریم.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

حالا خودت را بسنج: نمونه سوال این فصل با جواب (درس ۳ زبان انگلیسی یازدهم)

درس‌های درس ۳ را تعاملی بخوان

در پنل یادگیری 1xAi هر کدام از این درس‌ها قدم به قدم پیش می‌رود: بعد از هر بخش یک سوال کوتاه، بعد مثال حل‌شده و در پایان برگهٔ خروج. جوابت ثبت می‌شود و سوال‌های هر درس در روزهای بعد برای مرور برمی‌گردند. درس‌های تعاملی رایگان‌اند؛ فقط تصحیح پاسخ کوتاه سهمیهٔ روزانهٔ رایگان دارد.

ساختن حساب رایگان است و بعد از ثبت‌نام مستقیم به همین بخش از پنل برمی‌گردی.

درس ۳ زبان انگلیسی یازدهم · رایگان