۱۰۰ هزار تومان هدیهٔ ثبت‌نام، تا ۱ میلیونبا ثبت‌نام گردونهٔ هدیه را بچرخان: دست‌کم ۱۰۰٬۰۰۰ تومان و تا ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ تومان اعتبار هدیه، بدون کارت بانکیگردونهٔ هدیه۱ میلیون برای تو، ۱ میلیون برای دوستتدوستانت را دعوت کن: برای هر دوستی که فعال شود ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ تومان اعتبار هدیه می‌گیری و خودش هم ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ تومانجوایز
1xAi
انگلیسی ۲ · درس ۱

خلاصه درس ۱ زبان انگلیسی یازدهم؛ درسنامه و نکات مهم

«Understanding People»، درس ۱ کتاب انگلیسی ۲، صفحهٔ ۱۵ تا ۴۸، پایهٔ یازدهم: ۵ درس، هر کدام با توضیح مفاهیم، مثال حل‌شده و نکات مهم.

این درسنامه را هوش مصنوعی 1xAi از روی صفحه‌های همان درس در کتاب درسی نوشته است (برچسب «تولید هوش مصنوعی»). کنار توضیح‌ها شمارهٔ صفحهٔ کتاب آمده تا با کتاب مقایسه کنی، و مثال حل‌شدهٔ هر درس یک بار دیگر جداگانه حل و بررسی شده؛ مثالی که درست درنیامده حذف شده است.

نمونه سوال این فصل با جواب

درس ۱ · صفحهٔ ۱۵ تا ۲۴ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

Understanding People

در این درس یاد می‌گیری دربارهٔ تنوع زبان‌ها صحبت کنی، پیام چند تابلوی رایج را بفهمی، فعالیت‌های زبان‌آموزی خودت را بشناسی و به پرسش‌های سادهٔ گفت‌وگوی میثم و آقای صابریان پاسخ بدهی.

پیش از شروع

اگر در کشوری باشی که زبانش را نمی‌دانی، آیا می‌توانی بدون گفتن حتی یک کلمه بفهمی کجا نباید شنا کنی؟

بله؛ نشانه‌های تصویری می‌توانند بدون جمله‌های گفتاری یا نوشتاری پیام را منتقل کنند. در این درس می‌بینی آدم‌ها چطور با زبان‌های گوناگون و نشانه‌ها یکدیگر را می‌فهمند و برای یادگیری زبان چه راه‌هایی دارند.

دنیایی از زبان‌ها

دنیایی از زبان‌ها 🌍

فکر می‌کنی هر زبانی که مردم با آن صحبت می‌کنند، الفبا و کتاب هم دارد؟ در جهان حدود 70007000 زبان وجود دارد، اما بیشتر آن‌ها شکل نوشتاری ندارند! یعنی مردم می‌توانند با آن زبان‌ها حرف بزنند و منظور همدیگر را بفهمند، بدون اینکه آن‌ها را بنویسند.

کتاب در صفحهٔ ۱۵ می‌گوید:

Most Languages of the world have no written form.

اینجا Most یعنی «بیشترِ»، languages یعنی «زبان‌ها» و written form یعنی «شکل نوشتاری». پس نداشتن خط به معنی نداشتن زبان نیست. مثلاً می‌توان داستانی را با یک زبان برای کودکان تعریف کرد، حتی اگر آن زبان شکل نوشتاری نداشته باشد.

راه ارتباط هم همیشه صدا نیست؛ افراد ناشنوا از sign language، یعنی «زبان اشاره»، استفاده می‌کنند. بنابراین زبان‌ها و شیوه‌های ارتباط متنوع‌اند؛ نباید همه را شبیه فارسی و انگلیسی تصور کنیم.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۵

کشورها و زبان‌هایشان

کشورها و زبان‌هایشان

فرض کن دوستی از تو می‌پرسد اهل کجایی و چه زبانی بلدی. این‌ها دو پرسش متفاوت‌اند: نام کشور می‌گوید از کجا آمده‌ای؛ نام زبان می‌گوید با چه زبانی ارتباط برقرار می‌کنی.

برای فعالیت نقشهٔ صفحهٔ ۱۷، این جفت‌ها کمکت می‌کنند:

  • Iran → Persian: ایران ← فارسی
  • Russia → Russian: روسیه ← روسی
  • China → Chinese: چین ← چینی
  • Turkey → Turkish: ترکیه ← ترکی
  • Saudi Arabia → Arabic: عربستان سعودی ← عربی
  • Tajikistan → Tajiki: تاجیکستان ← تاجیکی

دقت کن که یک کشور ممکن است چند زبان داشته باشد؛ اینجا فقط یک زبان رایج هر کشور را معرفی می‌کنیم. همچنین یک زبان، مثل عربی، می‌تواند در چند کشور رایج باشد.

حالا نوبت توست: کدام‌یک از این زبان‌ها برایت آشناست؟ عبارت be familiar with یعنی «با چیزی آشنا بودن»؛ لازم نیست حتماً بتوانی آن زبان را روان صحبت کنی.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۷

پیام تابلوها را بخوان

پیام تابلوها را بخوان

تصور کن در سفر دنبال جایی برای غذا خوردن هستی. حتی اگر زبان مردم را ندانی، تصویر قاشق و چنگال کمکت می‌کند رستوران را پیدا کنی. برای وصل‌کردن تابلو به جملهٔ انگلیسی، اول پیام تصویر را بفهم، بعد عبارت هم‌معنای آن را انتخاب کن.

این عبارت‌ها را با تصویرشان به خاطر بسپار:

  • There is a parking lot around. یعنی در همین اطراف پارکینگ هست؛ نشانه‌اش حرف P است.
  • Turn off your mobile phone. یعنی تلفن همراهت را خاموش کن؛ با تابلوی ممنوعیت استفاده از موبایل هماهنگ است.
  • Do not swim here. یعنی اینجا شنا نکن؛ مربوط به تابلوی شنای ممنوع است.
  • You are near a restaurant. یعنی نزدیک رستوران هستی؛ همان نشانهٔ قاشق و چنگال.
  • Keep off the grass. یعنی روی چمن نرو.

دقت کن: Do not انجام‌دادن کاری را منع می‌کند؛ اما همهٔ عبارت‌های ممنوعیت با آن شروع نمی‌شوند؛ مثل Keep off the grass. همچنین، در تمرین کتاب یک جمله اضافه است؛ پس لازم نیست برای هر جمله حتماً تابلویی پیدا کنی.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۸

زبان در زندگی روزمره

زبان در زندگی روزمره

برای یادگیری زبان، تو در زندگی روزمره چه کارهایی انجام می‌دهی؟ شاید فیلم ببینی یا در اینترنت مطلب بخوانی. اول عبارت‌های فعالیت صفحهٔ ۱۸ را بشناس:

  • Reading storybooks: خواندن کتاب‌های داستان
  • Watching movies: تماشای فیلم
  • Listening to the news: گوش‌دادن به اخبار
  • Surfing the net: گشت‌وگذار در اینترنت
  • Talking to foreigners: صحبت‌کردن با افراد خارجی
  • Writing letters or emails: نوشتن نامه یا ایمیل

حالا باید این فعالیت‌ها را بر اساس دفعات انجام‌دادنشان مرتب کنی؛ نه بر اساس اینکه کدام را بیشتر دوست داری یا مفیدتر می‌دانی. برای روشن‌بودن ترتیب، اینجا رتبهٔ 11 را به کاری بده که بیشتر انجام می‌دهی و رتبهٔ 66 را به کاری که کمتر انجام می‌دهی.

مثلاً اگر تقریباً هر روز فیلم انگلیسی می‌بینی، اما به‌ندرت ایمیل انگلیسی می‌نویسی، تماشای فیلم بالاتر از نوشتن ایمیل قرار می‌گیرد. این تمرین پاسخ یکسانی برای همه ندارد؛ پاسخ مناسب تو باید با عادت‌های واقعی خودت هماهنگ باشد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۸

راز زبان‌آموزی صابریان

راز زبان‌آموزی صابریان

آیا برای یادگرفتن زبان دیر شده؟ تجربهٔ آقای صابریان یادآوری می‌کند که علاقه و تلاش از سن شروع مهم‌ترند؛ پس به‌جای نگرانی دربارهٔ سن، می‌توانی روی تمرین منظم تمرکز کنی.

برای فهمیدن گفت‌وگو، دنبال اطلاعات مشخص بگرد: چه کسی، کجا، چه زبانی و چه زمانی؟ آقای صابریان مترجم صداوسیماست. زبان مادری‌اش فارسی است و انگلیسی، فرانسوی و روسی هم می‌داند. انگلیسی را در سیزده‌سالگی در مدرسه، فرانسوی را در پانزده‌سالگی در آموزشگاه و روسی را هنگام دانشجویی در مسکو یاد گرفته است.

مثلاً اگر بپرسند آیا او در سیزده‌سالگی خارج از کشور زندگی می‌کرد، پاسخ «نه» است: آن زمان انگلیسی را در مدرسه شروع کرد؛ زندگی در مسکو مربوط به دوران دانشجویی اوست. زمان‌های مختلف را با هم قاطی نکن.

در گفت‌وگو، mother tongue یعنی «زبان مادری» و fluently یعنی «روان». او انگلیسی را بیشتر استفاده می‌کند، اما زبان محبوبش فارسی است؛ پس «بیشتر استفاده‌کردن» لزوماً به معنی «بیشتر دوست‌داشتن» نیست.

کتاب درسی، صفحهٔ ۲۰

مثال حل‌شده

با توجه به گفت‌وگو، آقای صابریان یادگیری فرانسوی را زودتر شروع کرده یا روسی را؟ برای پاسخت از ترتیب رویدادهای زندگی او کمک بگیر.

  1. اول اطلاعات مربوط به فرانسوی را پیدا می‌کنیم: او یادگیری این زبان را در پانزده‌سالگی در یک مؤسسهٔ زبان آغاز کرده است.

  2. بعد اطلاعات مربوط به روسی را پیدا می‌کنیم: او این زبان را زمانی یاد گرفته که در مسکو دانشجو بوده است.

  3. ترتیب زمانی را مقایسه می‌کنیم: پانزده‌سالگی او پیش از دوران دانشجویی بوده، پس شروع فرانسوی زودتر بوده است.

جواب: آقای صابریان فرانسوی را زودتر از روسی شروع کرده است؛ یادگیری فرانسوی در دوران پیش از دانشگاه و یادگیری روسی در دوران دانشجویی بوده است.

نکات مهم

  • زبان‌های دنیا متنوع‌اند و نام هر کشور لزوماً با نام زبان آن یکی نیست.
  • پیام فقط با گفتار منتقل نمی‌شود؛ زبان اشاره و تابلوها هم به فهمیدن پیام کمک می‌کنند.
  • برای یادگیری زبان، فعالیت‌های روزمره‌ات را بشناس و به یاد داشته باش که از نظر آقای صابریان، علاقه و تلاش از سن شروع مهم‌ترند.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۲ · صفحهٔ ۲۴ تا ۲۶ · حدود ۱۲ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

Languages of the World

در این درس یاد می‌گیری با روش پویش، اطلاعات مشخص را در متن انگلیسی «زبان‌های جهان» سریع پیدا کنی و با خواندن جملهٔ مربوط، از درست بودن پاسخت مطمئن شوی.

پیش از شروع

اگر فقط بخواهی بدانی کدام زبان بیشترین گویشور بومی را دارد، لازم است متن «زبان‌های جهان» را از اول تا آخر بخوانی؟ چطور می‌توانی زودتر به جواب برسی؟

نه؛ می‌توانی با روش «پویش» یا Scanning، فقط دنبال اطلاعات موردنیازت بگردی. در این روش، نگاهت را سریع روی متن حرکت می‌دهی و وقتی به نشانهٔ مرتبط رسیدی، همان جمله را دقیق می‌خوانی؛ در این متن، پاسخ «زبان چینی» است.

پویش؛ جست‌وجوی یک پاسخ مشخص

پویش؛ جست‌وجوی یک پاسخ مشخص

فرض کن در فهرست مخاطبان گوشی، دنبال نام یکی از دوستانت هستی. آیا همهٔ نام‌ها را با دقت یکسان می‌خوانی؟ معمولاً نه؛ فقط دنبال همان نام می‌گردی. در خواندن متن هم می‌توانی از همین روش کمک بگیری.

پویش یا Scanning یعنی در متن، سریع دنبال یک اطلاعات مشخص بگردی؛ مثلاً یک عدد، نام، واژه یا عبارت. در این نوع خواندن، قرار نیست معنی تک‌تک واژه‌ها را بدانی یا تمام متن را ترجمه کنی.

مثلاً اگر در متن «زبان‌های جهان» فقط می‌خواهی نام زبانِ دارای بیشترین گویشور بومی را پیدا کنی، پویش به کارت می‌آید. «گویشور بومی» کسی است که آن زبان را از کودکی به‌عنوان زبان مادری آموخته است.

پس هدف پویش، پیدا کردن سریع یک پاسخ مشخص است، نه فهم کامل متن. اگر بخواهی پیام کلی یا جزئیات همهٔ بندها را بفهمی، فقط پویش کافی نیست.

کتاب درسی، صفحهٔ ۲۵

اول، هدفت را روشن کن

اول، هدفت را روشن کن

قبل از اینکه چشم‌هایت را روی متن حرکت بدهی، از خودت بپرس: دقیقاً دنبال چه هستم؟ لازم نیست پاسخ را از قبل بدانی؛ کافی است بدانی چه جور اطلاعاتی می‌خواهی.

مثلاً وقتی در فهرست مخاطبان گوشی دنبال کسی می‌گردی، از قبل مشخص است که دنبال نام یک نفر هستی، نه شماره‌ای تصادفی. در پویش متن هم همین آمادگی به تو جهت می‌دهد.

به این پرسش نگاه کن:

Which continent has the largest number of languages?

واژهٔ continent نشان می‌دهد پاسخ باید نام یک قاره باشد. عبارت largest number of languages هم مشخص می‌کند کدام قاره را می‌خواهیم: قاره‌ای با بیشترین تعداد زبان، نه بیشترین جمعیت.

پس پیش از جست‌وجو، هدفت را کوتاه برای خودت بگو: «دنبال نام قاره‌ای هستم که بیشترین تعداد زبان را دارد.» نوع پاسخ و ویژگی موردنظر، هر دو باید روشن باشند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۲۵

سریع بگرد، دقیق بررسی کن

سریع بگرد، دقیق بررسی کن

حالا که می‌دانی دنبال چه هستی، چشم‌هایت را سریع روی متن حرکت بده؛ لازم نیست هر واژه را بخوانی یا ترجمه کنی. مثل وقتی که در فهرست مخاطبان گوشی دنبال یک اسم می‌گردی، روی نشانه‌های مربوط به هدفت تمرکز کن.

اما پیدا کردن یک نشانه، پایان جست‌وجو نیست! وقتی به اطلاعات احتمالی رسیدی، مکث کن و جملهٔ مربوط را کامل بخوان. این کار کمک می‌کند مطمئن شوی عدد یا نامی که دیده‌ای، واقعاً پاسخ پرسش توست. سپس همان بخش پاسخ را علامت بزن.

مثلاً اگر دنبال تعداد زبان‌های یک قاره باشی، دیدن نام آن قاره راهنمای خوبی است؛ ولی باید جمله را هم بخوانی تا عددِ مربوط به همان قاره را انتخاب کنی، نه عددِ کنار آن را.

پس ریتم پویش این است: حرکت سریع چشم‌ها ← مکث روی نشانه ← خواندن جمله ← علامت‌زدن پاسخ.

کتاب درسی، صفحهٔ ۲۵

مثال حل‌شده

با پویش متن پیدا کن: کدام زبان بیشترین تعداد گویشور بومی را دارد؟

  1. هدف را روشن می‌کنیم: دنبال نام یک زبان هستیم، نه تعداد زبان‌ها یا نام یک قاره.

  2. برای جست‌وجو، عبارت native speakers، یعنی «گویشوران بومی»، را در نظر می‌گیریم و چشم را سریع روی متن حرکت می‌دهیم.

  3. در پایان صفحهٔ ۲۴، به بخش معرفی Chinese می‌رسیم؛ توقف می‌کنیم و جمله‌های مربوط را می‌خوانیم.

  4. برای اطمینان، ابتدای صفحهٔ ۲۵ را هم بررسی می‌کنیم: متن می‌گوید English گویشور بومی کمتری از Chinese دارد؛ تعداد زبان‌آموزان انگلیسی را با گویشوران بومی اشتباه نمی‌گیریم.

  5. نام Chinese را به‌عنوان پاسخ علامت می‌زنیم.

جواب: Chinese، یعنی زبان چینی؛ چون متن آن را دارای بیشترین گویشور بومی معرفی می‌کند.

نکات مهم

  • پویش یعنی پیدا کردن سریع اطلاعات مشخص، نه خواندن تک‌تک واژه‌های متن.
  • پیش از شروع، روشن کن دنبال چه چیزی هستی و پاسخ باید به شکل عدد، نام یا عبارت باشد.
  • وقتی نشانهٔ موردنظر را پیدا کردی، توقف کن، جملهٔ مربوط را بخوان و اطلاعات درست را علامت بزن.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۳ · صفحهٔ ۲۶ تا ۲۷ · حدود ۱۰ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

Reading Comprehension

در این درس یاد می‌گیری … با خواندن جست‌وجویی، عددها و نام‌های خاص را در متن پیدا کنی، درستی جمله‌ها را با شواهد متن بسنجی و واژه‌های هم‌معنی را تشخیص بدهی.

پیش از شروع

اگر در یک متن انگلیسی فقط دنبال نام یک زبان باشی، لازم است معنی تک‌تک جمله‌ها را بدانی؟

نه؛ می‌توانی نگاهت را سریع روی متن حرکت بدهی و دنبال نشانه‌های نام آن زبان بگردی. این روش «خواندن جست‌وجویی» یا scanning است؛ درست مثل وقتی که در فهرست مخاطبان گوشی دنبال یک اسم می‌گردی.

شکار عدد با نشانه‌ها

شکار عدد با نشانه‌ها

فرض کن در فهرست حرکت قطارها فقط دنبال ساعت حرکت یک قطار هستی؛ لازم نیست همهٔ فهرست را از اول بخوانی. در خواندن جست‌وجویی (Scanning) هم چشم را روی متن حرکت می‌دهیم تا اطلاعات مشخصی پیدا کنیم.

در بخش A صفحهٔ ۲۶، اول ببین هر سؤال چه می‌خواهد: تعداد زبان‌ها، تعداد گویشوران یا درصد زبان‌های در خطر؟ بعد دنبال عدد و عبارت مرتبط با آن بگرد. مثلاً fewer than یعنی «کمتر از»؛ پس در عبارت speakers fewer than 1010، عدد 1010 تعداد گویشوران را مشخص می‌کند، نه تعداد زبان‌ها را.

روش کار این است: خواستهٔ سؤال ← یافتن عدد ← بررسی عبارت اطراف عدد. پیدا کردن یک عدد به‌تنهایی کافی نیست؛ باید مطمئن شوی همان اطلاعاتی را نشان می‌دهد که سؤال خواسته است. در پایان هم یادت باشد در این تمرین یک عدد اضافه وجود دارد.

متن اصلیِ خواندنی در صفحه‌های فرستاده‌شده نیست؛ بنابراین فعلاً روش پیدا کردن پاسخ را تمرین می‌کنیم، نه حدس زدن پاسخ‌ها را.

کتاب درسی، صفحهٔ ۲۶

ردّ نام‌های خاص

ردّ نام‌های خاص

فرض کن در یک فهرست بلند، دنبال اسم دوستت می‌گردی؛ لازم نیست همهٔ اطلاعات را بخوانی. برای پیدا کردن نام‌های خاص در متن انگلیسی هم می‌توانی همین‌طور هدفمند جست‌وجو کنی.

نام زبان‌ها و قاره‌ها در انگلیسی با حرف بزرگ شروع می‌شود؛ مثل English و Asia. پس هنگام خواندن جست‌وجویی، این شکل نوشتاری سرنخ خوبی است. البته هر واژه‌ای که با حرف بزرگ شروع شود نام خاص نیست؛ واژهٔ اول جمله هم با حرف بزرگ نوشته می‌شود.

اول ببین سؤال دنبال نامِ چه چیزی است: زبان یا قاره؟ بعد نام‌های احتمالی را پیدا کن و عبارت اطرافشان را بخوان. مثلاً اگر سؤال دربارهٔ زبانِ دارای بیشترین گویشور بومی است، دیدن نام یک زبان کافی نیست؛ باید مطمئن شوی متن همین ویژگی را به آن نسبت داده است. گویشور بومی با زبان‌آموز فرق دارد؛ پس این دو نشانه را جابه‌جا نگیر!

چون متن اصلیِ Reading در صفحه‌های داده‌شده نیست، فعلاً روش یافتن پاسخ را تمرین می‌کنیم، نه حدس زدن نام‌ها را.

کتاب درسی، صفحهٔ ۲۶

از تشخیص تا اصلاح

از تشخیص تا اصلاح

در تمرین درست و نادرست، آشنا بودن چند واژه کافی نیست؛ باید تمام ادعای جمله با متن سازگار باشد. مثل وقتی کسی می‌گوید «این فروشگاه فقط نان می‌فروشد»؛ برای بررسی حرفش، واژهٔ «فقط» هم مهم است، نه فقط «نان»!

در بخش D صفحهٔ ۲۶، این جمله را می‌بینی:

Through languages, people can exchange only knowledge.

معنی آن این است: «مردم از راه زبان‌ها فقط می‌توانند دانش را مبادله کنند.» هنگام برگشتن به متن، بررسی کن آیا نویسنده فقط از دانش گفته یا چیزهای دیگری هم آورده است. وجود واژهٔ only به‌تنهایی نشانهٔ نادرست بودن نیست؛ شواهد متن تعیین‌کننده‌اند.

برای هر جمله، اول ادعا را بفهم، بعد بخش مرتبط متن را پیدا کن و آن دو را مقایسه کن. اگر جمله نادرست بود، تنها گذاشتن F کافی نیست؛ بخش ناسازگار را مطابق متن اصلاح کن. چون متن اصلیِ Reading در این صفحه‌ها نیست، پاسخ نهایی این تمرین را باید با مراجعه به آن بررسی کنی.

کتاب درسی، صفحهٔ ۲۶

واژه‌های هم‌معنی

واژه‌های هم‌معنی

اگر دوستت بگوید «این تمرین آسان است» و تو بگویی «ساده است»، هر دو تقریباً یک منظور دارید. در انگلیسی هم easy و simple معنی مشابهی دارند. به چنین واژه‌هایی synonyms یا «مترادف» می‌گوییم.

برای پیدا کردن مترادف‌ها، معنی واژه‌ها را مقایسه کن، نه شکل نوشتنشان را. مثلاً small و tiny هر دو به کوچک‌بودن اشاره می‌کنند؛ البته tiny معمولاً یعنی «خیلی کوچک». پس مترادف‌ها همیشه از هر نظر دقیقاً یکسان نیستند.

بافت جمله هم راهنماست. واژهٔ hard وقتی دربارهٔ دشواری یک تکلیف باشد، با difficult هم‌معنی است؛ اما وقتی دربارهٔ سفت‌بودن یک سطح باشد، این دو جای هم نمی‌نشینند.

برای تمرین‌های این صفحه، اول معنی هر واژه را به یاد بیاور، بعد دو واژهٔ نزدیک را جفت کن. اگر قرار است مترادف را از متن پیدا کنی، جملهٔ اطرافش را هم بخوان تا مطمئن شوی معنی مناسب را انتخاب کرده‌ای.

کتاب درسی، صفحهٔ ۲۷

مثال حل‌شده

در گروه amazing / probable / wonderful، کدام دو واژه هم‌معنی‌اند؟ دلیل انتخابت چیست؟

  1. معنی هر واژه را به یاد می‌آوریم: amazing یعنی «شگفت‌انگیز»، probable یعنی «محتمل» و wonderful یعنی «فوق‌العاده».

  2. معنی‌ها را مقایسه می‌کنیم: amazing و wonderful هر دو می‌توانند ویژگی بسیار خوب یا تحسین‌برانگیز چیزی را توصیف کنند.

  3. واژهٔ probable دربارهٔ احتمال رخ‌دادن چیزی است، نه شگفت‌انگیز یا فوق‌العاده‌بودن آن؛ پس جفت مناسب amazing و wonderful است.

جواب: amazing و wonderful هم‌معنی‌اند؛ probable به معنی «محتمل» است و در این جفت قرار نمی‌گیرد.

نکات مهم

  • در خواندن جست‌وجویی، ابتدا اطلاعات موردنیاز را مشخص می‌کنیم و بعد عدد یا نامِ پیدا‌شده را با عبارت‌های اطرافش می‌سنجیم.
  • برای تشخیص درست یا نادرست، کل ادعا را با متن مقایسه می‌کنیم و بخش ناسازگارِ جملهٔ نادرست را اصلاح می‌کنیم.
  • واژه‌های هم‌معنی معنای مشابه دارند و یادگیری آن‌ها به گسترش دایرهٔ واژگان کمک می‌کند.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۴ · صفحهٔ ۲۷ تا ۲۸ · حدود ۱۰ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

Vocabulary Development

در این درس یاد می‌گیری واژه‌های هم‌معنی را بشناسی، جفت‌های هم‌معنیِ صفحه را پیدا کنی و از ارتباط معنایی آن‌ها برای گسترش دایرهٔ واژگانت کمک بگیری.

پیش از شروع

اگر معنی start را بدانی، ممکن است معنی begin را هم از قبل بلد باشی؟ چطور دانستن یک واژه می‌تواند به یادگیری واژه‌ای دیگر کمک کند؟

واژه‌های start و begin هر دو معنی «شروع کردن» می‌دهند؛ پس هم‌معنی‌اند. با کنار هم گذاشتن واژه‌های هم‌معنی، می‌توانی واژه‌های تازه را به چیزهایی که از قبل بلدی پیوند بدهی.

هم‌معنی یعنی چه؟

هم‌معنی یعنی چه؟

فرض کن دوستت دربارهٔ یک تمرین می‌گوید: It is hard. تو معنی hard را می‌دانی: «دشوار». بعد، کسی همان تمرین را با جملهٔ It is difficult. توصیف می‌کند. آیا توصیفش عوض شده؟ نه؛ در این دو جمله، hard و difficult معنی مشابهی دارند.

به واژه‌هایی با معنی مشابه، synonyms یا «واژه‌های هم‌معنی» می‌گوییم. یک نمونهٔ دیگر، begin و start است که هر دو به معنی «شروع کردن» هستند. پس لازم نیست دو واژه شبیه هم نوشته شوند تا هم‌معنی باشند؛ مهم، معنی آن‌هاست.

برای یادگیری بهتر، می‌توانی کنار واژه‌ای که بلدی، هم‌معنی‌اش را هم یادداشت کنی: hard ↔ difficult. این کار کمک می‌کند واژهٔ تازه را به دانسته‌های قبلی‌ات پیوند بدهی. فقط یادت باشد معنی «مشابه» به این معنا نیست که دو واژه در تمام جمله‌ها جایگزین هم می‌شوند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۲۷

یک تصویر، دو واژه

یک تصویر، دو واژه

در تمرین تصویری، اول از خودت بپرس: «تصویر چه ویژگی‌ای را نشان می‌دهد؟» بعد دو واژه‌ای را پیدا کن که به همان ویژگی اشاره می‌کنند.

  • موتورسیکلت در حال حرکت: ویژگی موردنظر سرعت است؛ fast و quick هر دو معنای «سریع» دارند.
  • جمع سادهٔ ریاضی: ویژگی موردنظر آسان‌بودن است؛ easy یعنی «آسان» و simple یعنی «ساده».
  • وزنه‌بردار: تصویر قدرت را نشان می‌دهد؛ strong و powerful هر دو به معنی «قوی» هستند.
  • پشه زیر ذره‌بین: ویژگی موردنظر اندازهٔ کوچک است؛ small یعنی «کوچک» و tiny یعنی «بسیار کوچک».

مثلاً وقتی می‌خواهی بگویی یک تمرین سخت نیست، ارتباط easy و simple کمک می‌کند هر دو واژه را به خاطر بسپاری. لازم نیست معنی دو واژه کاملاً یکسان باشد؛ tiny بر کوچک‌بودن بیشتر تأکید می‌کند، اما با small هم‌معنیِ نزدیک است.

روش یادگیری: تصویر ← ویژگی ← دو واژهٔ هم‌معنی.

کتاب درسی، صفحهٔ ۲۷

پیدا کردن جفت‌های هم‌معنی

پیدا کردن جفت‌های هم‌معنی

برای پیدا کردن هم‌معنی‌ها، به معنی واژه‌ها توجه کن، نه شباهت حروفشان. مثلاً وقتی واژه‌ها را برای مرور در دفترت دسته‌بندی می‌کنی، دو واژه با ظاهر کاملاً متفاوت هم ممکن است در یک گروه قرار بگیرند.

در بخش «ب» صفحهٔ ۲۷، در هر گروه دو هم‌معنی داریم:

  • amazing / wonderful: شگفت‌انگیز؛ اما probable یعنی «محتمل».
  • seek / search for: جست‌وجو کردن؛ اما exercise یعنی «تمرین یا ورزش کردن».
  • quit / give up: ترک کردن یا دست کشیدن؛ اما live یعنی «زندگی کردن».
  • fortunately / luckily: خوشبختانه؛ اما really یعنی «واقعاً».

دقت کن که هم‌معنیِ یک واژه گاهی یک عبارت است؛ مثل seek و search for.

در بخش «ج» باید به بند مشخص‌شده در متن Reading برگردی و واژه‌ای با معنی مشابه پیدا کنی. آن متن در صفحه‌های فرستاده‌شده نیست؛ پس برای پاسخ دقیق، باید خودِ متن را ببینی، نه اینکه فقط یک هم‌معنی احتمالی بنویسی.

کتاب درسی، صفحهٔ ۲۷

مثال حل‌شده

در گروه fortunately / luckily / really، دو واژهٔ هم‌معنی را پیدا کن و دلیل انتخابت را بگو.

  1. ابتدا معنی هر واژه را به یاد بیاور: fortunately یعنی «خوشبختانه»، luckily یعنی «خوشبختانه» و really یعنی «واقعاً».

  2. معنی‌ها را مقایسه کن: دو واژهٔ اول به خوش‌شانسی یا خوب بودن نتیجهٔ یک اتفاق اشاره دارند.

  3. واژهٔ really را کنار بگذار، چون برای تأکید بر واقعی بودن چیزی به کار می‌رود، نه بیان خوش‌شانسی.

  4. پس fortunately و luckily را به‌عنوان جفت هم‌معنی انتخاب کن.

جواب: واژه‌های fortunately و luckily هم‌معنی‌اند و هر دو یعنی «خوشبختانه»؛ really یعنی «واقعاً».

نکات مهم

  • واژه‌های هم‌معنی معنی‌های مشابه دارند؛ مثل begin و start، و لازم نیست شکل نوشتاری‌شان شبیه باشد.
  • در تصاویر این درس، جفت‌های fast و quick، easy و simple، strong و powerful، و small و tiny به ویژگی مشترک هر تصویر اشاره می‌کنند.
  • برای یافتن هم‌معنی‌ها معنی واژه‌ها را مقایسه می‌کنیم و در پرسش‌های مربوط به Reading، به همان بند و معنی واژه در جمله برمی‌گردیم.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۵ · صفحهٔ ۲۸ تا ۴۸ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

Grammar

در این درس یاد می‌گیری اسم‌های شمارش‌پذیر و شمارش‌ناپذیر را با عبارت‌های مقدار و عدد درست به کار ببری، دربارهٔ تعداد و قیمت سؤال کنی و بخش‌های یک جملهٔ ساده را تشخیص بدهی.

پیش از شروع

فرض کن در یک فروشگاه انگلیسی‌زبان آب و سیب می‌خری؛ چرا می‌توانی سیب‌ها را مستقیم بشماری، اما برای شمردن آب به واژه‌ای مثل «بطری» نیاز داری؟

در انگلیسی، اسم‌هایی مثل apple شمارش‌پذیرند، اما اسم‌هایی مثل water را مستقیم نمی‌شماریم. برای بیان مقدار آب می‌توانیم ظرف آن را بشماریم؛ مثلاً بگوییم two bottles of water.

تعداد یا مقدار؟

تعداد یا مقدار؟

تصور کن روی میز چند سیب و کمی آب هست. سیب‌ها را دانه‌دانه می‌شماری؛ اما آب را در انگلیسی مستقیم نمی‌شماری. این تفاوت به دو گروه اسم مربوط است:

  • شمارش‌پذیر (countable): مثل apple و book؛ شکل مفرد و جمع دارند: a book و books.
  • شمارش‌ناپذیر (uncountable): مثل water، bread و information؛ در کاربرد معمول، با a یا an نمی‌آیند و جمع بسته نمی‌شوند. پس برای «اطلاعات» نمی‌گوییم informations.

برای انتخاب عبارت مقدار، اول نوع اسم را مشخص کن:

  • many، a few و few با اسم شمارش‌پذیر جمع: many books.
  • much، a little و little با اسم شمارش‌ناپذیر: a little water.
  • some، a lot of و lots of با هر دو گروه: some books و some water.

a few و a little یعنی «کمی، ولی مقداری هست»؛ few و little بیشتر بر کم‌بودن و کافی‌نبودن تأکید دارند.

برای پرسیدن تعداد می‌گوییم: How many books do you need?
برای پرسیدن مقدار می‌گوییم: How much water do you need?

پس پیش از انتخاب many یا much، از خودت بپرس: «اسم بعدش از کدام گروه است؟»

کتاب درسی، صفحهٔ ۲۸

شمردن بطری‌ها و تکه‌ها

شمردن بطری‌ها و تکه‌ها

فرض کن می‌خواهی برای گردش آب بخری. خودِ water در انگلیسی شمارش‌ناپذیر است؛ اما می‌توانی بطری‌های آب را بشماری! پس برای گفتن مقدار مشخص، پیش از اسم از نام ظرف، واحد یا تکه استفاده می‌کنیم:

  • a bottle of water: یک بطری آب
  • two bottles of water: دو بطری آب
  • a piece of cake: یک تکه کیک
  • three pieces of cake: سه تکه کیک
  • two kilos of rice: دو کیلو برنج

به تفاوت عبارت‌های اول و دوم دقت کن: وقتی تعداد بیشتر می‌شود، bottle به bottles تبدیل می‌شود؛ خودِ water تغییر نمی‌کند. در واقع، بطری‌ها را می‌شماریم، نه خودِ آب را.

برای نان هم می‌توانیم بگوییم a loaf of bread. جمعِ loaf کمی متفاوت است: two loaves of bread، یعنی دو قرص نان.

پس هنگام ساختن این عبارت‌ها، اول ظرف یا واحد مناسب را انتخاب کن؛ سپس اگر لازم بود، همان واژه را جمع ببند، نه اسم شمارش‌ناپذیر را.

کتاب درسی، صفحهٔ ۲۸

عددها در خرید

عددها در خرید

فرض کن برای جشن تولد شمع می‌خری. برای گفتن تعداد، عدد را قبل از اسم می‌آوری: three candles یعنی «سه شمع». اگر صفتی هم داشته باشیم، ترتیب این است: عدد، صفت، اسم؛ مثلاً three red candles یعنی «سه شمع قرمز». بعد از عددهای بیشتر از یک، اسم شمارش‌پذیر جمع می‌شود. بعضی جمع‌ها هم بی‌قاعده‌اند؛ مثلاً two children.

حالا فروشنده می‌خواهد بداند چند شمع لازم داری:

How many candles do you need?
چند شمع نیاز داری؟

می‌توانی بگویی: I need three red candles.

برای پرسیدن قیمت همان شمع‌ها می‌پرسی:

How much are they?
قیمتشان چقدر است؟

برای یک کالا هم می‌گویی: How much is it?

پس حواست باشد: How many تعداد چیزها را می‌پرسد؛ اما How much هنگام خرید می‌تواند قیمت را بپرسد، حتی اگر کالا شمارش‌پذیر و جمع باشد!

کتاب درسی، صفحهٔ ۳۴

هستهٔ جمله: نهاد و فعل

هستهٔ جمله: نهاد و فعل

فرض کن می‌خواهی بگویی دوستت می‌خندد. عبارت My friend یعنی «دوستم»، اما هنوز نمی‌گوید دربارهٔ او چه خبری داری. با افزودن فعل، جمله شکل می‌گیرد:

My friend laughs.

هر جملهٔ سادهٔ انگلیسی دست‌کم نهاد (subject) و فعل (verb) دارد. برای پیدا کردنشان، دو سؤال بپرس:

  • جمله دربارهٔ چه کسی یا چه چیزی است؟ اینجا My friend نهاد است.
  • جمله دربارهٔ او چه می‌گوید؟ اینجا laughs فعل است.

نهاد می‌تواند اسم یا ضمیری مثل she و they باشد. فعل هم همیشه یک کلمه یا نشان‌دهندهٔ حرکت نیست. در Sara is studying.، کل عبارت is studying فعل است. در Sara is happy.، واژهٔ is فعل است؛ جمله حالت سارا را بیان می‌کند.

پس فقط دنبال «انجام دادن یک کار» نگرد؛ بیان یک حالت هم به فعل نیاز دارد. هنگام نوشتن نیز جمله را با حرف بزرگ شروع کن و در پایانش نقطه بگذار.

کتاب درسی، صفحهٔ ۳۷

جمله را کامل‌تر کنیم

جمله را کامل‌تر کنیم

نهاد و فعل، هستهٔ جمله‌اند؛ اما می‌توانیم بگوییم عمل روی چه کسی یا چه چیزی انجام می‌شود و کِی، کجا یا چگونه اتفاق می‌افتد.

مفعول کسی یا چیزی است که عمل را دریافت می‌کند. برای پیداکردنش، از فعل بپرس: «چه کسی را؟» یا «چه چیزی را؟» این جملهٔ تازه را ببین:

Sara reads stories at home every night.

یعنی «سارا هر شب در خانه داستان می‌خواند».

  • Sara نهاد است: چه کسی می‌خواند؟
  • reads فعل است: سارا چه می‌کند؟
  • stories مفعول است: چه چیزی می‌خواند؟
  • at home اطلاعات مکان و every night اطلاعات زمان را می‌دهند.

اطلاعات اضافی می‌تواند چگونگی انجام کار را هم نشان دهد؛ مثلاً slowly یعنی «به‌آرامی».

یادت باشد هر جمله‌ای مفعول ندارد. در Sara sleeps at home.، عبارت at home فقط می‌گوید سارا کجا می‌خوابد؛ پس مفعول نیست. برای تشخیص نقش‌ها، به معنای عبارت نگاه کن، نه فقط جای آن در جمله.

کتاب درسی، صفحهٔ ۴۴

مثال حل‌شده

مینا دیروز دو بطری آب خرید. با واژه‌های «yesterday / Mina / water / bought / two / bottles / of» یک جمله بساز و بخش‌های آن را مشخص کن.

  1. اول بپرس «جمله دربارهٔ چه کسی است؟» پاسخ Mina است؛ پس آن را به‌عنوان نهاد در آغاز جمله می‌گذاریم.

  2. بپرس «مینا چه کاری انجام داد؟» واژهٔ bought به معنی «خرید» فعل جمله است.

  3. آب در این کاربرد شمارش‌ناپذیر است؛ بنابراین بطری‌ها را می‌شماریم و عبارت two bottles of water را می‌سازیم، نه two waters.

  4. بپرس «مینا چه چیزی خرید؟» کل عبارت two bottles of water مفعول است. واژهٔ yesterday هم زمان خرید را نشان می‌دهد.

  5. جمله را با حرف بزرگ شروع می‌کنیم و با نقطه پایان می‌دهیم: Mina bought two bottles of water yesterday.

جواب: Mina bought two bottles of water yesterday.
نهاد: Mina؛ فعل: bought؛ مفعول: two bottles of water؛ اطلاعات اضافی زمان: yesterday.

نکات مهم

  • برای تعدادِ اسم‌های شمارش‌پذیر از How many و برای مقدارِ اسم‌های شمارش‌ناپذیر از How much استفاده می‌کنیم؛ برای شمردن مقدارهای مشخص نیز می‌توانیم ظرف یا واحد را بشماریم.
  • عدد پیش از اسم یا صفت و اسم می‌آید و برای پرسیدن قیمت، حتی قیمت چند کالا، از How much استفاده می‌کنیم.
  • هر جملهٔ ساده دست‌کم نهاد و فعل دارد و می‌تواند مفعول و اطلاعات اضافیِ زمان، مکان یا چگونگی هم داشته باشد.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

حالا خودت را بسنج: نمونه سوال این فصل با جواب (درس ۱ زبان انگلیسی یازدهم)

درس‌های درس ۱ را تعاملی بخوان

در پنل یادگیری 1xAi هر کدام از این درس‌ها قدم به قدم پیش می‌رود: بعد از هر بخش یک سوال کوتاه، بعد مثال حل‌شده و در پایان برگهٔ خروج. جوابت ثبت می‌شود و سوال‌های هر درس در روزهای بعد برای مرور برمی‌گردند. درس‌های تعاملی رایگان‌اند؛ فقط تصحیح پاسخ کوتاه سهمیهٔ روزانهٔ رایگان دارد.

ساختن حساب رایگان است و بعد از ثبت‌نام مستقیم به همین بخش از پنل برمی‌گردی.

درس ۱ زبان انگلیسی یازدهم · رایگان