درس ۱ · صفحهٔ ۱۵ تا ۲۴ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی
Understanding People
در این درس یاد میگیری دربارهٔ تنوع زبانها صحبت کنی، پیام چند تابلوی رایج را بفهمی، فعالیتهای زبانآموزی خودت را بشناسی و به پرسشهای سادهٔ گفتوگوی میثم و آقای صابریان پاسخ بدهی.
پیش از شروع
اگر در کشوری باشی که زبانش را نمیدانی، آیا میتوانی بدون گفتن حتی یک کلمه بفهمی کجا نباید شنا کنی؟
بله؛ نشانههای تصویری میتوانند بدون جملههای گفتاری یا نوشتاری پیام را منتقل کنند. در این درس میبینی آدمها چطور با زبانهای گوناگون و نشانهها یکدیگر را میفهمند و برای یادگیری زبان چه راههایی دارند.
دنیایی از زبانها
دنیایی از زبانها 🌍
فکر میکنی هر زبانی که مردم با آن صحبت میکنند، الفبا و کتاب هم دارد؟ در جهان حدود زبان وجود دارد، اما بیشتر آنها شکل نوشتاری ندارند! یعنی مردم میتوانند با آن زبانها حرف بزنند و منظور همدیگر را بفهمند، بدون اینکه آنها را بنویسند.
کتاب در صفحهٔ ۱۵ میگوید:
Most Languages of the world have no written form.
اینجا Most یعنی «بیشترِ»، languages یعنی «زبانها» و written form یعنی «شکل نوشتاری». پس نداشتن خط به معنی نداشتن زبان نیست. مثلاً میتوان داستانی را با یک زبان برای کودکان تعریف کرد، حتی اگر آن زبان شکل نوشتاری نداشته باشد.
راه ارتباط هم همیشه صدا نیست؛ افراد ناشنوا از sign language، یعنی «زبان اشاره»، استفاده میکنند. بنابراین زبانها و شیوههای ارتباط متنوعاند؛ نباید همه را شبیه فارسی و انگلیسی تصور کنیم.
کتاب درسی، صفحهٔ ۱۵
کشورها و زبانهایشان
کشورها و زبانهایشان
فرض کن دوستی از تو میپرسد اهل کجایی و چه زبانی بلدی. اینها دو پرسش متفاوتاند: نام کشور میگوید از کجا آمدهای؛ نام زبان میگوید با چه زبانی ارتباط برقرار میکنی.
برای فعالیت نقشهٔ صفحهٔ ۱۷، این جفتها کمکت میکنند:
- Iran → Persian: ایران ← فارسی
- Russia → Russian: روسیه ← روسی
- China → Chinese: چین ← چینی
- Turkey → Turkish: ترکیه ← ترکی
- Saudi Arabia → Arabic: عربستان سعودی ← عربی
- Tajikistan → Tajiki: تاجیکستان ← تاجیکی
دقت کن که یک کشور ممکن است چند زبان داشته باشد؛ اینجا فقط یک زبان رایج هر کشور را معرفی میکنیم. همچنین یک زبان، مثل عربی، میتواند در چند کشور رایج باشد.
حالا نوبت توست: کدامیک از این زبانها برایت آشناست؟ عبارت be familiar with یعنی «با چیزی آشنا بودن»؛ لازم نیست حتماً بتوانی آن زبان را روان صحبت کنی.
کتاب درسی، صفحهٔ ۱۷
پیام تابلوها را بخوان
پیام تابلوها را بخوان
تصور کن در سفر دنبال جایی برای غذا خوردن هستی. حتی اگر زبان مردم را ندانی، تصویر قاشق و چنگال کمکت میکند رستوران را پیدا کنی. برای وصلکردن تابلو به جملهٔ انگلیسی، اول پیام تصویر را بفهم، بعد عبارت هممعنای آن را انتخاب کن.
این عبارتها را با تصویرشان به خاطر بسپار:
- There is a parking lot around. یعنی در همین اطراف پارکینگ هست؛ نشانهاش حرف P است.
- Turn off your mobile phone. یعنی تلفن همراهت را خاموش کن؛ با تابلوی ممنوعیت استفاده از موبایل هماهنگ است.
- Do not swim here. یعنی اینجا شنا نکن؛ مربوط به تابلوی شنای ممنوع است.
- You are near a restaurant. یعنی نزدیک رستوران هستی؛ همان نشانهٔ قاشق و چنگال.
- Keep off the grass. یعنی روی چمن نرو.
دقت کن: Do not انجامدادن کاری را منع میکند؛ اما همهٔ عبارتهای ممنوعیت با آن شروع نمیشوند؛ مثل Keep off the grass. همچنین، در تمرین کتاب یک جمله اضافه است؛ پس لازم نیست برای هر جمله حتماً تابلویی پیدا کنی.
کتاب درسی، صفحهٔ ۱۸
زبان در زندگی روزمره
زبان در زندگی روزمره
برای یادگیری زبان، تو در زندگی روزمره چه کارهایی انجام میدهی؟ شاید فیلم ببینی یا در اینترنت مطلب بخوانی. اول عبارتهای فعالیت صفحهٔ ۱۸ را بشناس:
- Reading storybooks: خواندن کتابهای داستان
- Watching movies: تماشای فیلم
- Listening to the news: گوشدادن به اخبار
- Surfing the net: گشتوگذار در اینترنت
- Talking to foreigners: صحبتکردن با افراد خارجی
- Writing letters or emails: نوشتن نامه یا ایمیل
حالا باید این فعالیتها را بر اساس دفعات انجامدادنشان مرتب کنی؛ نه بر اساس اینکه کدام را بیشتر دوست داری یا مفیدتر میدانی. برای روشنبودن ترتیب، اینجا رتبهٔ را به کاری بده که بیشتر انجام میدهی و رتبهٔ را به کاری که کمتر انجام میدهی.
مثلاً اگر تقریباً هر روز فیلم انگلیسی میبینی، اما بهندرت ایمیل انگلیسی مینویسی، تماشای فیلم بالاتر از نوشتن ایمیل قرار میگیرد. این تمرین پاسخ یکسانی برای همه ندارد؛ پاسخ مناسب تو باید با عادتهای واقعی خودت هماهنگ باشد.
کتاب درسی، صفحهٔ ۱۸
راز زبانآموزی صابریان
راز زبانآموزی صابریان
آیا برای یادگرفتن زبان دیر شده؟ تجربهٔ آقای صابریان یادآوری میکند که علاقه و تلاش از سن شروع مهمترند؛ پس بهجای نگرانی دربارهٔ سن، میتوانی روی تمرین منظم تمرکز کنی.
برای فهمیدن گفتوگو، دنبال اطلاعات مشخص بگرد: چه کسی، کجا، چه زبانی و چه زمانی؟ آقای صابریان مترجم صداوسیماست. زبان مادریاش فارسی است و انگلیسی، فرانسوی و روسی هم میداند. انگلیسی را در سیزدهسالگی در مدرسه، فرانسوی را در پانزدهسالگی در آموزشگاه و روسی را هنگام دانشجویی در مسکو یاد گرفته است.
مثلاً اگر بپرسند آیا او در سیزدهسالگی خارج از کشور زندگی میکرد، پاسخ «نه» است: آن زمان انگلیسی را در مدرسه شروع کرد؛ زندگی در مسکو مربوط به دوران دانشجویی اوست. زمانهای مختلف را با هم قاطی نکن.
در گفتوگو، mother tongue یعنی «زبان مادری» و fluently یعنی «روان». او انگلیسی را بیشتر استفاده میکند، اما زبان محبوبش فارسی است؛ پس «بیشتر استفادهکردن» لزوماً به معنی «بیشتر دوستداشتن» نیست.
کتاب درسی، صفحهٔ ۲۰
مثال حلشده
با توجه به گفتوگو، آقای صابریان یادگیری فرانسوی را زودتر شروع کرده یا روسی را؟ برای پاسخت از ترتیب رویدادهای زندگی او کمک بگیر.
اول اطلاعات مربوط به فرانسوی را پیدا میکنیم: او یادگیری این زبان را در پانزدهسالگی در یک مؤسسهٔ زبان آغاز کرده است.
بعد اطلاعات مربوط به روسی را پیدا میکنیم: او این زبان را زمانی یاد گرفته که در مسکو دانشجو بوده است.
ترتیب زمانی را مقایسه میکنیم: پانزدهسالگی او پیش از دوران دانشجویی بوده، پس شروع فرانسوی زودتر بوده است.
نکات مهم
- زبانهای دنیا متنوعاند و نام هر کشور لزوماً با نام زبان آن یکی نیست.
- پیام فقط با گفتار منتقل نمیشود؛ زبان اشاره و تابلوها هم به فهمیدن پیام کمک میکنند.
- برای یادگیری زبان، فعالیتهای روزمرهات را بشناس و به یاد داشته باش که از نظر آقای صابریان، علاقه و تلاش از سن شروع مهمترند.