درس ۱ · صفحهٔ ۲۹ تا ۳۵ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی
درس ۴: پیدایش تمدّن؛ بینالنهرین و مصر
در این درس یاد میگیری چگونه انسان از گردآوری خوراک به تولید آن رسید و چرا کشاورزی زمینهٔ روستانشینی، تخصصیشدن کارها، دادوستد و پیدایش تمدن را فراهم کرد.
پیش از شروع
چطور کاشتن چند دانه میتوانست راه را برای پیدایش شهرها و تمدنها باز کند؟
کشاورزی به انسانها امکان داد در یک محل بمانند و بیش از نیاز خود خوراک تولید کنند. با این خوراک اضافی، بعضی افراد توانستند به کارهای دیگری بپردازند؛ گسترش مهارتها و دادوستد هم بهتدریج زمینهٔ پیدایش شهرها و تمدنها را فراهم کرد.
گذشته را چگونه میشناسیم؟
گذشته را چگونه میشناسیم؟
تصور کن از زندگی یک گروه انسانی، هیچ نوشتهای باقی نمانده، اما کنار محل سکونتشان ابزار سنگی و استخوان جانوران پیدا شده است. آیا میتوانیم چیزی دربارهٔ زندگی آنها بفهمیم؟ بله؛ این آثار، سرنخهای ما هستند.
گذشتهٔ بشر را به دو دورهٔ کلی تقسیم میکنیم: پیش از تاریخ و دورهٔ تاریخی. پیش از تاریخ از ظهور انسان آغاز میشود و تا اختراع خط و گسترش تمدن ادامه دارد. پس «پیش از تاریخ» یعنی پیش از پیدایش خط، نه زمانی که انسان هیچ گذشتهای نداشته است!
برای شناخت این دوره، به کاوشهای باستانشناسی تکیه میکنیم. باستانشناسان آثار باقیمانده را پیدا و بررسی میکنند؛ مثلاً ابزارهای سنگی میتوانند سرنخی از مهارت ابزارسازی انسان باشند. شبیه وقتی که از وسایل باقیمانده در یک اتاق، دربارهٔ کارهای صاحب آن حدس میزنی؛ البته باستانشناس باید برداشت خود را بر شواهد استوار کند.
کتاب درسی، صفحهٔ ۳۰
زندگی با خوراک طبیعت
زندگی با خوراک طبیعت
تصور کن برای غذای امروزت نه مزرعهای داری و نه دام اهلی؛ باید جانوری شکار کنی یا میوه و دانهٔ خوراکی پیدا کنی. زندگی انسانها در دورهٔ گردآوری خوراک چنین بود: خوراکشان را از طبیعت به دست میآوردند، نه با کشاورزی و دامداری. برای یافتن غذا هم از جایی به جای دیگر میرفتند.
آنها برای پناهگرفتن از غارها یا کلبههای ساختهشده از شاخوبرگ استفاده میکردند. سنگ، مادهٔ اصلی ابزارسازی بود؛ البته از چوب و استخوان هم ابزار میساختند. ابزارهای سنگی بهآرامی پیشرفت کردند و برای کارهایی مانند شکار و بریدن مناسبتر شدند.
بهکارگیری آتش هم توانایی انسان را بیشتر کرد: گرما فراهم میکرد، پختن خوراک را ممکن میساخت و به دورکردن جانوران خطرناک کمک میکرد. همانطور که امروز برای ماندن در هوای سرد به وسیلهٔ گرمایشی نیاز داریم، آتش هم زندگی انسانهای نخستین در مناطق سردتر را آسانتر کرد. این تغییرها تدریجی بود، نه ناگهانی.
کتاب درسی، صفحهٔ ۳۰
از ارتباط تا بیان اندیشه
از ارتباط تا بیان اندیشه
تصور کن قرار است با چند نفر کاری گروهی انجام بدهی، اما نتوانی حرف بزنی؛ چطور منظورت را میرسانی؟ انسانهای نخستین هم برای هماهنگی در شکار به ارتباط نیاز داشتند. توانایی سخنگفتن و اندیشیدن آنان بهتدریج رشد کرد و تا اواخر دورهٔ گردآوری خوراک، از نقاشی برای بیان احساس و اندیشه نیز استفاده کردند. تصویر جانوران بر دیوار غارها، نمونهای از آثار باقیماندهٔ آنان است.
اما آیا از روی یک نقاشی میتوان همهٔ باورهای نقاش را فهمید؟ همانطور که یک عکس بهتنهایی تمام فکرهای صاحبش را نشان نمیدهد، آثار اندک آن دوران هم برای شناخت کامل اعتقادات مردم کافی نیست. به همین دلیل، شناخت باورهای دینی آنان دشوار است. باستانشناسان در کنار بررسی آثار، از مطالعهٔ باورهای جوامع شکارگر کنونی نیز کمک میگیرند؛ بااینحال، نباید تصور کنیم باورهای این جوامع حتماً همان باورهای انسانهای نخستین بوده است.
کتاب درسی، صفحهٔ ۳۲
انسان تولیدکننده میشود
انسان تولیدکننده میشود
تصور کن برای خوردن گندم، همیشه دنبال بوتههای خودرو بگردی؛ حالا اگر دانهها را خودت بکاری و از آنها مراقبت کنی، چه تغییری کرده است؟ دیگر فقط خوراکِ موجود در طبیعت را جمع نمیکنی؛ در تولید خوراک نقش داری.
از حدود دوازده هزار سال پیش، گروههایی از انسانها با تکیه بر تجربههای پیشین، کشت گیاهان و اهلیکردن جانوران را آغاز کردند. این تغییر، آغاز دورهٔ تولید خوراک بود. البته باستانشناسان دربارهٔ اینکه کشاورزی زودتر آغاز شد یا اهلیکردن جانوران، همنظر نیستند.
کوهپایههای زاگرس در غرب ایران از مناطق پیشگام کشاورزی بودند. در تپهٔ چُغاگُلان، در شهرستان مهرانِ استان ایلام، شواهدی پیدا شده که نشان میدهد ساکنان آن از نخستین گردآورندگان خوراک بودند که به کشت گندم و جو روی آوردند. دقت کن: «از نخستینها» به معنای «تنها آغازگران کشاورزی در جهان» نیست.
در عصر نوسنگی، مهارتهای دیگری هم رشد کرد؛ انسانها ابزارهای سنگی بهتری ساختند، ظروف سفالی تولید کردند و از پشم جانوران پارچه بافتند.
کتاب درسی، صفحهٔ ۳۳
از مزرعه تا تمدن
از مزرعه تا تمدن
کشاورزی فقط راه تازهای برای بهدستآوردن غذا نبود؛ شیوۀ زندگی انسان را هم تغییر داد. کشاورزان برای کاشت، مراقبت و برداشت محصول، نزدیک زمینهایشان ماندند و روستاهای دائمی پدید آمد.
وقتی محصول بیش از نیاز مصرفی شد، مازاد خوراک به وجود آمد. حالا لازم نبود همه کشاورز باشند؛ بعضیها میتوانستند وقت خود را صرف ابزارسازی، سفالگری یا پارچهبافی کنند و در آن کار مهارت پیدا کنند.
تصور کن خانوادهای گندم اضافی دارد و همسایهاش ظرف سفالی میسازد. آنها میتوانند محصولشان را با هم مبادله کنند. با گسترش چنین دادوستدی میان روستاها، مردم نهفقط کالا، بلکه مهارتها و اندیشههای یکدیگر را نیز میشناختند؛ شبیه وقتی که همراه خرید یک محصول، روش استفاده از آن را هم یاد میگیریم.
پس کشاورزی یکشبه شهر نساخت؛ یکجانشینی، تولید مازاد، تخصصیشدن کارها و دادوستد بهتدریج زمینهٔ پیدایش شهرها و تمدن را فراهم کردند.
کتاب درسی، صفحهٔ ۳۴
مثال حلشده
دو دانشآموز دربارهٔ پیدایش تمدن گفتوگو میکنند. یکی میگوید: «ساختن خانههای دائمی بهتنهایی برای پیدایش تمدن کافی نبود.» دیگری میگوید: «همین که مردم روستانشین شدند، تمدن پدید آمد.» با توجه به پیامدهای کشاورزی، کدام ادعا دقیقتر است؟
ابتدا علت یکجانشینی را مشخص میکنیم: کشاورزان برای کاشت، مراقبت و برداشت محصول، در کنار زمینهای خود ماندند و روستاهای دائمی ساختند.
سپس نقش خوراک مازاد را بررسی میکنیم: تولید بیش از نیاز فرصت داد که بخشی از مردم به کارهایی غیر از تولید خوراک بپردازند.
با تخصصیافتن در کارهایی مانند سفالگری و ابزارسازی، محصولات گوناگون تولید شد و دادوستد میان روستاها گسترش یافت.
نتیجه میگیریم که پیدایش شهرها و تمدن حاصل زنجیرهای از تغییرات بود، نه فقط ساختهشدن خانههای دائمی؛ پس ادعای نخست دقیقتر است.
نکات مهم
- اختراع خط مرز پیش از تاریخ و دورهٔ تاریخی است و شناخت دورهٔ پیش از تاریخ بر کاوشهای باستانشناسی تکیه دارد.
- انسان از شکار و گردآوری گیاهان به کشت گیاهان و اهلیکردن جانوران رسید و از گردآورندهٔ خوراک به تولیدکنندهٔ آن تبدیل شد.
- کشاورزی با فراهمکردن یکجانشینی، خوراک مازاد، تخصصیشدن کارها و دادوستد، زمینهٔ پیدایش شهرها و تمدن را ایجاد کرد.