درس ۱ · صفحهٔ ۳۵ تا ۳۶ · حدود ۸ دقیقه · تولید هوش مصنوعی
اندامهای حسی
در این درس یاد میگیری محرک و اندام حسی را تشخیص بدهی و مسیر تبدیل نور به پیام عصبی و نقش مغز در دیدن را توضیح بدهی.
پیش از شروع
اگر چشمهایت بسته باشد و از نزدیک شدن یک چراغقوه، گرمی احساس کنی، آیا میتوانی بگویی پوستت نور را دیده است؟
نه؛ احساس گرمی با دیدن نور فرق دارد. پوست گرمی را احساس میکند، اما برای دیدن نور به چشم نیاز داریم؛ هر محرک در هر جای بدن احساس نمیشود.
پیامآورهای محیط
تصور کن وارد بوستان شدهای: رنگ گلها را میبینی، صدای پرنده را میشنوی و خنکی هوا را احساس میکنی. این تجربهها از تأثیر چیزهای متفاوتی در محیط بر بدن تو شروع میشوند. به این عوامل محرک میگوییم؛ مانند نور، صوت، مواد شیمیایی، گرما و فشار.
برای پیدا کردن محرک، از خودت بپرس: «چه چیزی از محیط بر بدن اثر گذاشته است؟» هنگام شنیدن صدای زنگ، محرک صوت است؛ هنگام احساس بوی گل، مواد شیمیایی نقش محرک دارند. پس خودِ گل یا زنگ را با نوع محرک یکی ندان؛ یک جسم میتواند سرچشمهٔ محرکهای متفاوتی باشد.
کتاب درسی، صفحهٔ ۳۵
هر محرک، اندام مناسب
بدن ما همهٔ محرکها را با یک اندام دریافت نمیکند. نور با چشم، صوت با گوش و گرمی و سردی با پوست احساس میشوند. بنابراین اگر چشمها بسته باشند، دریافت گرمیِ چراغقوه با پوست به معنای دیدن نور آن نیست؛ اینها دو محرک متفاوتاند.
اندام حسی فقط دریافتکننده نیست؛ اثر محرک خاصی را دریافت میکند و آن را به پیام عصبی تبدیل میکند. این تبدیل اهمیت دارد، چون اطلاعات محیط باید به صورت پیام عصبی در اختیار دستگاه عصبی قرار بگیرند. چشم، گوش و پوست نمونههایی از اندامهای حسیاند، اما هرکدام برای دریافت محرکهای خاصی به کار میروند.
کتاب درسی، صفحهٔ ۳۶
از نور تا دیدن
برای دیدن صفحهٔ کتاب، فقط باز بودن چشم کافی نیست؛ باید نور هم وجود داشته باشد. نور از صفحه بازتاب میشود و به چشم میرسد. پس این چشم نیست که برای دیدن، نور به سوی کتاب میفرستد.
نور رسیده به چشم بر یاختههای گیرندهٔ نور اثر میگذارد و در آنها پیام عصبی ایجاد میشود. سپس عصب بینایی این پیام را به مغز میرساند. مغز با استفاده از اطلاعات دریافتی، تصویری از جسم مهیا میکند و ما آن را میبینیم.
این مسیر را در ذهن دنبال کن: بازتاب نور از جسم، رسیدن نور به چشم، ایجاد پیام در گیرندهها، انتقال پیام با عصب بینایی و سرانجام نقش مغز در دیدن. نور تا چشم میرسد؛ آنچه از چشم به مغز میرود، پیام عصبی است.
کتاب درسی، صفحهٔ ۳۶
مثال حلشده
سارا در اتاقی کاملاً تاریک، مداد روی میز را نمیبیند. با روشن شدن چراغ، مداد را میبیند. از روشن شدن چراغ تا دیدن مداد چه اتفاقهایی میافتد؟
ابتدا نور چراغ به مداد میتابد؛ در تاریکی کامل، نوری از مداد به چشم نمیرسید.
بخشی از نور از مداد بازتاب میشود و به چشم سارا میرسد.
نور بر یاختههای گیرندهٔ نور اثر میگذارد و در آنها پیام عصبی ایجاد میشود.
عصب بینایی پیام عصبی را به مغز میرساند.
مغز با اطلاعات دریافتی تصویری از مداد مهیا میکند و سارا آن را میبیند.
نکات مهم
- محرکها، مانند نور، صوت، مواد شیمیایی، گرما و فشار، از محیط بر بدن اثر میگذارند.
- اندام حسی اثر محرک خاصی را دریافت و به پیام عصبی تبدیل میکند.
- در دیدن، نور از جسم به چشم میرسد و پیام عصبیِ گیرندهها از راه عصب بینایی به مغز منتقل میشود.