درس ۱ · صفحهٔ ۷۷ تا ۸۰ · حدود ۱۳ دقیقه · تولید هوش مصنوعی
باجانشینسازی، راحتتر بنویسیم
در این درس یاد میگیری با قرارگرفتن به جای موجودات و اشیا یا دادن ویژگیهای انسانی به آنها، از زاویهای تازه بنویسی و جانشینسازی را در متن تشخیص بدهی.
پیش از شروع
اگر پنجرهٔ کلاس میتوانست دربارهٔ یک روز مدرسه حرف بزند، چه چیزهایی میگفت که شاید تو متوجهشان نشده باشی؟ کمی فکر کن و یک جمله از زبانش بگو.
پنجره شاید از برخورد قطرههای باران به شیشهاش یا انتظارش برای بازشدن در یک صبح آفتابی حرف بزند. وقتی خودت را جای آن میگذاری، موضوع آشنا را از زاویهای تازه میبینی؛ این راهی برای جانشینسازی است.
از درون موضوع نگاه کن
معمولاً وقتی دربارهٔ چیزی مینویسیم، بیرون آن میایستیم و ظاهرش را توصیف میکنیم؛ مثلاً میگوییم سنگ، کوچک و خاکستری است. اما در جانشینسازی، میتوانیم خودمان را جای همان سنگ بگذاریم و جهان را از موقعیت آن ببینیم.
حالا پرسشها عوض میشوند: وقتی کسی به من لگد میزند چه احساسی دارم؟ از کنار جاده چه میبینم؟ آرزو دارم کجا باشم؟ قرار نیست فقط اطلاعات واقعی دربارهٔ سنگ بدهیم؛ خیالمان را هم به کار میاندازیم. برای شروع میتوانیم بنویسیم: «اگر من یک سنگ بودم…». مهم، خودِ واژهٔ «اگر» نیست؛ مهم این است که واقعاً جای موضوع قرار بگیریم.
کتاب درسی، صفحهٔ ۷۸
به اشیا ویژگی انسانی بده
جانشینسازی فقط این نیست که خودت را جای چیزی بگذاری. در نمونهٔ کتاب، نویسنده کتاب را جای انسان مینشاند و ویژگیهای انسانی به آن میدهد: کتاب لباس میپوشد، قصه میگوید و گاهی حرفهای گفتنی را در دل نگه میدارد.
با این نگاه، میتوان ظاهر جلد را لباس کتاب تصور کرد یا کتابهای یک مجموعه را اعضای یک خانواده دانست. این خیالپردازی هنوز به ویژگیهای موضوع وصل است؛ هر ویژگی را بیدلیل به آن نمیچسبانیم. مثلاً دربارهٔ مدادی که کوتاه شده، میتوانیم بگوییم: «از بس برایت نوشتم، قدم کوتاه شد!» این جمله هم به واقعیت مداد تکیه دارد و هم آن را مانند یک انسان به حرف میآورد.
کتاب درسی، صفحهٔ ۷۹
جانشینسازی را تشخیص بده
اکنون میتوانیم نمونههای صفحهٔ فعالیت را دقیقتر بسنجیم. در متن «الف»، راوی وارد مهمانخانه میشود و فضای آن را توصیف میکند؛ خودش جای درخت یا اتاق قرار نمیگیرد. در متن «ب»، کوزه ناراحت و شاد میشود و عذرخواهی میکند؛ پس ویژگیهای انسانی گرفته است.
در متن «پ»، جانشینسازی مستقیمتر دیده میشود: راوی خودش سنگ شده است. ضربهها، جابهجایی و خاطرات را از زبان سنگ بیان میکند. پس هم متن «ب» و هم متن «پ» با این روش ارتباط دارند، اما «پ» نمونهٔ روشنتری از قرارگرفتن نویسنده به جای موضوع است. هنگام خواندن یا نوشتن، بپرس: چه کسی تجربه میکند و این احساس به چه موضوعی نسبت داده شده است؟
کتاب درسی، صفحهٔ ۸۰
مثال حلشده
با روش جانشینسازی، نوشتهای کوتاه با موضوع «اگر من پنجرهٔ کلاس بودم» بسازیم.
جای گوینده را مشخص میکنیم: من دیگر دانشآموز نیستم؛ پنجرهٔ کلاسم و از زبان آن حرف میزنم.
چیزهای مربوط به موقعیت پنجره را انتخاب میکنیم: آمدن بچهها، تماشای حیاط و ورود هوای تازه.
به این موقعیتها احساس پیوند میدهیم: از آمدن بچهها خوشحال میشوم و دوست دارم هوای تازه به کلاس برسانم.
جملهها را به هم وصل میکنیم و بررسی میکنیم که نگاه نوشته تا پایان، نگاه پنجره باقی بماند.
نکات مهم
- در جانشینسازی میتوانی خودت را جای موضوع بگذاری و تجربهها را از موقعیت آن بیان کنی.
- میتوانی اشیا را جای انسان بنشانی و ویژگیهای انسانیِ مرتبط با آنها را در نوشته به کار ببری.
- برای تشخیص جانشینسازی، ببین چه کسی سخن میگوید و احساسها و تجربهها به چه چیزی نسبت داده شدهاند.