۱۰۰ هزار تومان هدیهٔ ثبت‌نام، تا ۱ میلیونبا ثبت‌نام گردونهٔ هدیه را بچرخان: دست‌کم ۱۰۰٬۰۰۰ تومان و تا ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ تومان اعتبار هدیه، بدون کارت بانکیگردونهٔ هدیه۱ میلیون برای تو، ۱ میلیون برای دوستتدوستانت را دعوت کن: برای هر دوستی که فعال شود ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ تومان اعتبار هدیه می‌گیری و خودش هم ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ تومانجوایز
1xAi
مطالعات اجتماعی نهم · فصل ۷

خلاصه درس فصل ۷ مطالعات اجتماعی نهم؛ درسنامه و نکات مهم

«ایران در عصر مشروطه»، فصل ۷ کتاب مطالعات اجتماعی نهم، صفحهٔ ۸۱ تا ۹۴، پایهٔ نهم: ۶ درس، هر کدام با توضیح مفاهیم، مثال حل‌شده و نکات مهم.

این درسنامه را هوش مصنوعی 1xAi از روی صفحه‌های همان درس در کتاب درسی نوشته است (برچسب «تولید هوش مصنوعی»). کنار توضیح‌ها شمارهٔ صفحهٔ کتاب آمده تا با کتاب مقایسه کنی، و مثال حل‌شدهٔ هر درس یک بار دیگر جداگانه حل و بررسی شده؛ مثالی که درست درنیامده حذف شده است.

درس ۱ · صفحهٔ ۸۱ تا ۸۳ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

درس ۱۳: نهضت مشروطه

در این درس یاد می‌گیری اوضاع داخلی ایران، دخالت استعمارگران و جریان‌های فکری و دینی چگونه زمینۀ تلاش برای اصلاح کشور را در آستانۀ نهضت مشروطه فراهم کردند.

پیش از شروع

اگر مردم از وضع کشور ناراضی باشند، چرا فقط تغییر دادن شاه ممکن است مشکلاتشان را حل نکند؟ ایرانِ پیش از مشروطه چه گرفتاری‌های دیگری داشت؟

در ایرانِ پیش از مشروطه، ضعف حکومت و دخالت قدرت‌های خارجی هم‌زمان اوضاع را نابسامان کرده بود. برای فهمیدن تلاش مردم برای تغییر، باید هم مشکلات داخل کشور را بشناسیم و هم فشارهای بیرونی و اندیشه‌هایی را که در جامعه مطرح می‌شد.

ایران در تنگنای ضعف و دخالت

ایران در تنگنای ضعف و دخالت

اگر مدیر یک مدرسه نتواند مشکلات را سامان بدهد و افرادی بیرون از مدرسه هم در تصمیم‌هایش دخالت کنند، آیا عوض شدن مدیر به‌تنهایی کافی است؟ برای فهم وضع ایران پیش از مشروطه، باید به دو عامل در کنار هم توجه کنیم: ضعف حکومت در داخل و دخالت قدرت‌های خارجی.

از میانۀ پادشاهی ناصرالدین‌شاه، دخالت روسیه و انگلستان در ایران افزایش یافت. هم‌زمان، وضع سیاسی، اجتماعی و اقتصادی کشور رو به نابسامانی رفت؛ یعنی مشکلات فقط به یک بخش محدود نبود.

با روی کار آمدن مظفرالدین‌شاه، این مسیر متوقف نشد. ضعف و ناتوانی او در ادارۀ کشور، نابسامانی‌ها را بیشتر کرد. پس گرفتاری‌های ایران نه فقط نتیجۀ دخالت خارجی بود و نه فقط ضعف یک شاه؛ دخالت خارجی و ناتوانی حکومت با هم اوضاع را دشوارتر می‌کردند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۸۲

تلاش مردم برای اصلاح

تلاش مردم برای اصلاح

مردم ایران آسیب‌های دخالت استعمارگران را در زندگی خود تجربه کرده بودند. از سوی دیگر، می‌دیدند که حکومت استبدادی توان مقابله با قدرت‌های خارجی را ندارد. پس برای بهتر شدن اوضاع، نمی‌شد فقط به اقدام حکومت امید بست؛ مردم هم به‌تدریج برای اصلاح کشور به حرکت درآمدند.

تکیه‌گاه این حرکت، آموزه‌های اسلام و مذهب شیعه بود و بیشترِ رهبری مردم را علما بر عهده داشتند. این باورها به مردم انگیزه می‌داد تا در برابر بی‌عدالتی و سلطۀ خارجی بایستند.

برای نزدیک شدن موضوع به ذهنت، گروهی از دانش‌آموزان را تصور کن که برای برطرف کردن یک مشکل مشترک، به ارزش‌های مشترکشان تکیه می‌کنند و با راهنمایی فردی مورد اعتماد پیگیر می‌شوند. در حرکت اصلاحی مردم ایران هم باورهای مشترک و رهبری علما به همراهی مردم کمک می‌کرد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۸۲

فشار استعمارگران

فشار استعمارگران

چرا قدرت‌های استعمارگر می‌خواستند کشورهای دیگر ضعیف بمانند؟ پس از انقلاب صنعتی، این قدرت‌ها برای بهره‌برداری بیشتر از منابع و منافع اقتصادی جهان، تلاش خود را برای گسترش سلطه افزایش دادند. حکومت مستقل می‌توانست در برابر خواسته‌های آنان بایستد؛ پس یکی از برنامه‌هایشان ضعیف‌کردن این حکومت‌ها و سرانجام تبدیل کشورها به مستعمره بود؛ یعنی کشوری که زیر سلطۀ قدرتی خارجی قرار می‌گیرد.

اما فقط حکومت‌ها مانع نبودند؛ مردم هم می‌توانستند مقاومت کنند. استعمارگران با ایجاد فرقه‌های تازه و دامن‌زدن به اختلاف‌های مذهبی و اجتماعی، می‌کوشیدند توان مقاومت مردم را کاهش دهند. برای فهم این روش، گروهی را تصور کن که اعضایش به‌جای همکاری، پیوسته با هم درگیرند؛ چنین گروهی در برابر فشار بیرونی ضعیف‌تر می‌شود.

پس دو روش را کنار هم به خاطر بسپار: تضعیف حکومت مستقل و تفرقه‌انداختن میان مردم؛ هر دو راه را برای گسترش سلطۀ خارجی هموار می‌کردند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۸۲

اندیشه‌های تازه در جامعه

اندیشه‌های تازه در جامعه

اگر روش تازه‌ای برای درس‌خواندن ببینی، می‌توانی آن را بررسی کنی و بخش‌های مفیدش را به کار بگیری؛ یا بدون بررسی، هرچه پیشنهاد شد بپذیری. این دو برخورد یکسان نیستند!

از اواسط دورۀ قاجار، برخی افراد با تعریف از ویژگی‌های تمدن غرب و حکومت‌های مشروطه، توجه مردم را به نابسامانی‌های ایران جلب می‌کردند. در حکومت مشروطه، برخلاف حکومت استبدادی، اختیار شاه با قانون محدود می‌شد.

اما آشنایی با اندیشه‌های دیگر با پذیرش بی‌چون‌وچرای آنها تفاوت دارد. طبق توضیح کتاب، بعضی از روشنفکران آن دوره، پذیرش بدون پرسش اندیشه‌های غربی و خودباختگی در برابر غرب را ترویج می‌کردند. آنان اندیشه‌های غربی را با حرکت اصلاح‌طلبانۀ مردم، که بر عدالت‌خواهی و مخالفت با استعمار تکیه داشت، درمی‌آمیختند. پس نباید دیدگاه این گروه را به همۀ روشنفکران نسبت بدهیم.

کتاب درسی، صفحهٔ ۸۲

مثال حل‌شده

فرض کن در ایرانِ آستانۀ مشروطه شاه تغییر می‌کرد، اما حکومت همچنان ناتوان می‌ماند و دخالت روسیه و انگلستان ادامه پیدا می‌کرد. آیا می‌شد انتظار داشت مشکلات کشور فقط با این تغییر برطرف شود؟

  1. ابتدا علت‌های نابسامانی را جدا می‌کنیم: ضعف حکومت در داخل و افزایش دخالت قدرت‌های خارجی.

  2. سپس می‌پرسیم با تغییر شخص شاه، کدام علت برطرف شده است؛ در فرض پرسش، ناتوانی حکومت همچنان ادامه دارد.

  3. دخالت روسیه و انگلستان هم باقی مانده است؛ پس عامل خارجی نابسامانی نیز از میان نرفته است.

  4. نتیجه می‌گیریم که تغییر شخص شاه به‌تنهایی کافی نبود و اصلاح شیوۀ ادارۀ کشور و مقابله با دخالت خارجی هم ضرورت داشت.

جواب: عوض‌شدن شاه به‌تنهایی تضمین‌کنندۀ حل مشکلات نبود؛ توانایی حکومت در ادارۀ کشور و مقابله با نفوذ خارجی نیز اهمیت داشت.

نکات مهم

  • ضعف حکومت قاجار و افزایش دخالت روسیه و انگلستان، اوضاع ایران را در آستانۀ مشروطه آشفته‌تر کرد.
  • مردم با تکیه بر باورهای دینی و بیشتر با رهبری علما برای اصلاح کشور حرکت کردند، در حالی که استعمارگران در پی منافع اقتصادی و تضعیف استقلال و مقاومت آنان بودند.
  • در کنار گسترش آشنایی با تمدن غرب و حکومت مشروطه، بعضی از روشنفکران پذیرش بی‌چون‌وچرای اندیشه‌های غربی را تبلیغ می‌کردند.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۲ · صفحهٔ ۸۳ تا ۸۸ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

نهضت مشروطه چگونه رخ داد؟

در این درس یاد می‌گیری چگونه اعتراض‌های عدالت‌خواهانه به صدور فرمان مشروطه رسید و چرا اختلاف‌های داخلی، دخالت بیگانگان و جنگ جهانی اوّل مانع تحقق کامل هدف‌های آن شدند.

پیش از شروع

اگر مردم بتوانند شاه را به تشکیل مجلس وادار کنند، آیا دیگر آزادی و امنیت کشور تضمین شده است؟ سرگذشت مشروطه چه پاسخی به این پرسش می‌دهد؟

صدور فرمان مشروطه پایان مبارزه نبود؛ مجلس تازه‌تأسیس با مخالفت شاه، اختلاف‌های داخلی و دخالت قدرت‌های خارجی روبه‌رو شد. بعدتر، جنگ جهانی اوّل هم با وجود اعلام بی‌طرفی ایران، زندگی مردم را به‌شدت آشفته کرد.

از عدالت‌خواهی تا فرمان مشروطه

از عدالت‌خواهی تا فرمان مشروطه

اگر مسئول مدرسه قول بدهد به شکایت‌ها رسیدگی کند، اما کاری نکند، آیا صرفِ قول دادن معترضان را راضی می‌کند؟ در ماجرای مشروطه هم عمل نکردن به وعده باعث ادامهٔ اعتراض‌ها شد.

پس از فلک شدن تاجران، گروهی از علما در حرم حضرت عبدالعظیم تحصن کردند؛ یعنی برای پیگیری خواسته‌هایشان در آنجا ماندند. آنان تشکیل عدالت‌خانه و اجرای دقیق قانون اسلامی را می‌خواستند. مظفرالدین‌شاه قول همکاری داد، اما به وعده‌اش عمل نکرد.

با شدت گرفتن اعتراض‌ها، شیخ فضل‌الله نوری نیز به بهبهانی و طباطبایی پیوست. جمع بزرگی راهی قم شدند و با نامه‌نگاری، حمایت علمای شهرهای دیگر و مراجع عراق را جلب کردند.

هم‌زمان، گروهی از معترضان از ترس فشار دولت و با تحریک وابستگان انگلیس، در سفارت آن کشور تحصن کردند. سفارت از این فرصت برای اثرگذاری بر خواسته‌های مردم استفاده کرد و درخواست مشروطه و مجلس شورا گسترش یافت.

سرانجام، ادامهٔ اعتراض‌ها، تعطیلی بازارها و مساجد تهران و شورش در برخی ولایت‌ها شاه را واداشت در مرداد سال 12851285 فرمان تشکیل مجلس شورا را صادر کند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۸۳

چرا قانون اساسی متمم خواست؟

چرا قانون اساسی متمم خواست؟

تصور کن برای یک بازی گروهی، با عجله مقررات بنویسید؛ بعد متوجه شوید فقط روش امتیازگیری را گفته‌اید، اما وظیفهٔ داور و حقوق بازیکنان روشن نیست. لازم است مقررات را تکمیل کنید، نه اینکه همهٔ آن را کنار بگذارید.

قانون اساسی مشروطه هم با شتاب تنظیم شده بود و بیشتر به شیوهٔ کار مجلس می‌پرداخت. برای برطرف کردن کمبودهای آن، متمم قانون اساسی، یعنی بخشی تکمیل‌کننده، تدوین شد. در این متمم، حقوق و تکالیف متقابل دولت و ملت مشخص شد؛ یعنی دولت و مردم در برابر یکدیگر چه حقوق و وظایفی دارند.

موضوع مهم دیگر، نظارت چند مجتهد و فقیه آشنا با شرایط زمان بر قانون‌های مجلس بود تا مصوبه‌ها مخالف قواعد اسلامی نباشند. این بخش با تلاش شیخ فضل‌الله نوری و جمعی از علما به متمم اضافه شد. پس متمم هم به روشن‌تر شدن رابطهٔ دولت و ملت کمک می‌کرد و هم برای سازگاری قوانین با اسلام، نظارت در نظر می‌گرفت.

کتاب درسی، صفحهٔ ۸۴

تعطیلی مجلس و پیروزی دوباره

تعطیلی مجلس و پیروزی دوباره

اگر برای تصمیم‌گیری جمعی شورایی تشکیل شود، اما فرد صاحب قدرت آن را تعطیل کند، آیا کار شورا برای همیشه تمام می‌شود؟ سرگذشت مجلس مشروطه نشان می‌دهد که مقاومت مردم می‌تواند مسیر رویدادها را تغییر دهد.

پس از مرگ مظفرالدین‌شاه، محمدعلی‌شاه به سلطنت رسید. او با پشتیبانی روسیه و طرفداران استبداد، برای از میان بردن مشروطه اقدام کرد و سرانجام دستور داد مجلس را به توپ ببندند و منحل کنند.

اما مقاومت ادامه یافت. تبریز، با رهبری ستارخان و باقرخان و حمایت مراجع نجف، کانون اصلی مقاومت شد. سپس مشروطه‌خواهان گیلان و اصفهان به سوی تهران حرکت کردند و پایتخت را گرفتند. مجلسی فوق‌العاده محمدعلی‌شاه را برکنار کرد و احمدشاه، پسر نوجوان او، جانشینش شد.

بااین‌حال، پیروزی دوباره به معنای پایان اختلاف‌ها نبود. شیخ فضل‌الله نوری که خواهان مشروطه بر پایهٔ ارزش‌های اسلامی و مخالف الگوی غربی آن بود، پس از محاکمه‌ای نمایشی اعدام شد. کتاب این رویداد را نشانهٔ انحراف مسیر مشروطه می‌داند؛ پس باید بازگشت مشروطه را از حل شدن اختلاف‌ها جدا کنیم.

کتاب درسی، صفحهٔ ۸۵

همکاری بیگانگان، فشار بر ایران

همکاری بیگانگان، فشار بر ایران

چرا دو کشور رقیب ممکن است با هم همکاری کنند؟ گاهی پیدا شدن یک رقیب قدرتمندتر، منفعت مشترکی برای آن‌ها ایجاد می‌کند. در روزگار مشروطه، قدرت‌گیری آلمان و متحدانش باعث شد روسیه و انگلستان رقابت با یکدیگر را کنار بگذارند و برای مقابله با آن‌ها همکاری کنند.

این همکاری برای ایران پیامد سنگینی داشت. در قرارداد ۱۹۰۷، شمال ایران منطقهٔ نفوذ روسیه و جنوب و جنوب‌شرق منطقهٔ نفوذ انگلستان شد؛ بخشی میانی نیز بی‌طرف در نظر گرفته شد. منظور از «منطقهٔ نفوذ»، بخشی بود که آن قدرت خارجی در امورش دخالت می‌کرد، نه اینکه رسماً جزئی از خاک آن کشور شده باشد.

پس از این توافق، روسیه با آسودگی بیشتری در ایران دخالت کرد و مانع سامان گرفتن کشور به دست دولت و مجلس شد. نیروهای روسیه وارد ایران شدند، در تبریز تعدادی از مشروطه‌خواهان را کشتند و در مشهد حرم امام رضا (ع) را به گلوله بستند. پس مشکلات مشروطه فقط داخلی نبود؛ دخالت خارجی هم آن را تضعیف می‌کرد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۸۶

ایرانِ بی‌طرف درگیر جنگ

ایرانِ بی‌طرف درگیر جنگ

آیا کشوری که وارد جنگ نمی‌شود، حتماً از آسیب‌های آن در امان می‌ماند؟ تجربهٔ ایران نشان داد که اعلام بی‌طرفی به‌تنهایی کافی نیست.

جنگ جهانی اوّل در سال 19141914 میلادی، برابر با 12931293 شمسی، میان دو گروهِ متحدین و متفقین آغاز شد و پس از چهار سال با پیروزی متفقین پایان یافت. آلمان از متحدین و انگلستان و روسیه از متفقین بودند.

ایران اعلام کرد که در جنگ طرف هیچ‌کدام را نمی‌گیرد؛ اما انگلستان، روسیه و عثمانی نیروهایشان را وارد ایران کردند. در نتیجه، بخش‌هایی از کشور میدان نبرد شد. مردم هم بی‌دفاع نماندند؛ برای نمونه، دلیران تنگستان به فرماندهی رئیسعلی دلواری با نیروهای اشغالگر انگلیسی جنگیدند.

برای فهم پیامدها، این زنجیره را دنبال کن: اشغال و درگیری نظامی ← ضعیف‌تر شدن دولت مرکزی ← گسترش ناامنی و آشفتگی زندگی مردم. قحطی، فقر، گرسنگی و بیماری‌های واگیردار نیز جان میلیون‌ها ایرانی را گرفت. پس ایران، با اینکه آغازگر این جنگ نبود، هزینهٔ انسانی و سیاسی سنگینی پرداخت.

کتاب درسی، صفحهٔ ۸۷

مثال حل‌شده

دانش‌آموزی می‌گوید: «وقتی فرمان تشکیل مجلس صادر شد، هدف‌های مشروطه دیگر حتماً تحقق پیدا می‌کرد.» با دو شاهد از رویدادهای پس از مشروطه، نظر او را بررسی کن.

  1. ابتدا ادعا را روشن می‌کنیم: آیا تشکیل مجلس به‌تنهایی برای رسیدن به هدف‌های مشروطه کافی بود؟

  2. شاهد داخلی را بررسی می‌کنیم: محمدعلی‌شاه دستور داد مجلس را به توپ ببندند؛ پس وجود مجلس به‌تنهایی مانع بازگشت استبداد نشد.

  3. شاهد خارجی را بررسی می‌کنیم: همکاری روسیه و انگلستان و تقسیم ایران به مناطق نفوذ، زمینهٔ دخالت بیشتر را فراهم کرد و سامان دادن امور کشور را دشوار ساخت.

  4. نتیجه می‌گیریم که فرمان تشکیل مجلس دستاورد مهمی بود، اما برای تحقق کامل هدف‌های نهضت کافی نبود.

جواب: صدور فرمان مشروطه آغاز تغییر بود، نه تضمین موفقیت آن؛ تحقق هدف‌های نهضت به اجرای قانون، ادامهٔ کار مجلس و جلوگیری از استبداد و دخالت بیگانگان نیاز داشت.

نکات مهم

  • عمل نکردن شاه به وعدهٔ عدالت‌خانه، مهاجرت علما و گسترش اعتراض‌ها سرانجام به صدور فرمان تشکیل مجلس انجامید.
  • تدوین متمم قانون اساسی همهٔ مشکلات را حل نکرد و استبداد شاه، اختلاف‌های داخلی و دخالت خارجی، مشروطه را با دشواری روبه‌رو کرد.
  • ایران با وجود اعلام بی‌طرفی در جنگ جهانی اوّل، اشغال شد و مردم آن از ضعف دولت، ناامنی، قحطی و بیماری آسیب دیدند.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۳ · صفحهٔ ۸۸ تا ۹۱ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

درس ۱۴: ایران در دوران حکومت پهلوی

در این درس یاد می‌گیری چگونه حکومت از قاجاریه به پهلوی منتقل شد و شیوهٔ حکومت و اقدامات رضاشاه چه ارتباطی با نفوذ انگلستان، آزادی مردم و هویت فرهنگی ایران داشت.

پیش از شروع

آیا ممکن است حکومتی در کشور نظم برقرار کند، اما هم‌زمان آزادی مردم را از بین ببرد؟ در دوران رضاشاه چطور می‌توان این دو را کنار هم دید؟

برقراری نظم همیشه به معنای حفظ آزادی نیست. رضاخان با تکیه بر نیروی نظامی قدرت گرفت، اما در حکومت او مجلس استقلال چندانی نداشت و مخالفان و روزنامه‌های مستقل سرکوب می‌شدند.

قراردادی برای گسترش نفوذ

قراردادی برای گسترش نفوذ

فرض کن کسی پیشنهاد کند حساب پول‌ها و تصمیم‌های مهم خانواده‌ات را به او بسپارید. آیا این فقط «کمک گرفتن» است، یا ممکن است اختیار خانواده را هم کم کند؟ برای فهم قرارداد ۱۹۱۹، به همین تفاوت توجه کن.

در اواخر جنگ جهانی اوّل، حکومت تزاری روسیه با انقلاب سقوط کرد. دولت جدید، نیروهایش را از ایران بیرون برد و به مسائل داخلی خود پرداخت. انگلستان از این فرصت استفاده کرد تا نفوذش را در ایران بیشتر کند؛ پس با وثوق‌الدوله، نخست‌وزیر ایران، قرارداد ۱۹۱۹ را بست.

طبق این قرارداد، ادارهٔ امور نظامی و مالی ایران به کارشناسان انگلیسی سپرده می‌شد. کارشناس یا «مستشار» یعنی مشاور؛ اما موضوع این قرارداد تنها مشورت دادن نبود، بلکه در اختیار گرفتن ادارهٔ این امور مهم بود.

به همین دلیل، آزادی‌خواهانی مانند آیت‌الله مدرس و شیخ محمد خیابانی با قرارداد مخالفت کردند؛ چون استقلال تصمیم‌گیری کشور را در خطر می‌دیدند. احمدشاه نیز از تأیید آن خودداری کرد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۸۸

از کودتا تا پادشاهی

از کودتا تا پادشاهی

چطور یک فرماندهٔ نظامی به پادشاه تبدیل شد؟ این تغییر یک‌باره اتفاق نیفتاد؛ چند عامل به هم پیوستند.

پس از ناکامی قرارداد ۱۹۱۹، انگلستان برای دنبال‌کردن اهداف خود از کودتا حمایت کرد. در کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹، رضاخان نقش نظامی و سیدضیاءالدین طباطبایی نقش سیاسی داشتند. نیروهای رضاخان مراکز مهم تهران را اشغال کردند و احمدشاه ناچار شد به آن دو مقام بدهد.

رضاخان سپس با تکیه بر نیروی نظامی، ایجاد ترس و برقراری آرامش ظاهری، قدرتش را افزایش داد. طرفدارانش او را برای حکومت مناسب‌تر از احمدشاه معرفی می‌کردند. خودش هم برای جلب نظر مردم در مراسم مذهبی حاضر می‌شد.

او در مقام وزیر جنگ و نخست‌وزیر، طرفدارانش را وارد مجلس کرد. مثل تصمیم‌گیری در یک گروه است: اگر هواداران یک نفر وارد جمع تصمیم‌گیرندگان شوند، راه تصمیم‌های دلخواه او هموارتر می‌شود.

در سال ۱۳۰۴، مجلس شورای ملی با وجود مخالفت نمایندگانی مانند مدرس، احمدشاه را برکنار کرد و حکومت موقت را به رضاخان سپرد. سپس مجلس مؤسسان، حکومت را رسماً به او و خانواده‌اش واگذار کرد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۸۹

قدرت شاه و محدودیت آزادی

قدرت شاه و محدودیت آزادی

فرض کن در شورای دانش‌آموزی، نماینده‌ها حضور داشته باشند، اما فقط اجازه داشته باشند دستورهای یک نفر را تأیید کنند. آیا وجود چنین شورایی به‌تنهایی نشانهٔ مشارکت در تصمیم‌گیری است؟

در حکومت رضاشاه هم وجود مجلس و هیئت وزیران به معنای استقلال آن‌ها نبود؛ آن‌ها اختیار چندانی نداشتند و تابع دستور شاه بودند. به این شیوه، استبداد یا دیکتاتوری می‌گوییم: قدرت در دست حاکم متمرکز است و دیگران نمی‌توانند آزادانه در برابر تصمیم‌های او بایستند.

این محدودیت فقط مربوط به مسئولان نبود. احزاب و روزنامه‌های مستقل اجازهٔ فعالیت نداشتند و مخالفان با زندان، تبعید، شکنجه و اعدام روبه‌رو می‌شدند. آیت‌الله سیدحسن مدرس از مخالفان سرسخت این شیوهٔ حکومت بود که به دست مأموران حکومت به شهادت رسید.

پس برای شناخت شیوهٔ حکومت، فقط نپرس «آیا مجلس داشت؟»؛ بپرس «مجلس چقدر اختیار داشت و مردم چقدر می‌توانستند آزادانه مخالفت کنند؟» نظم ظاهری، لزوماً به معنای آزادی نیست.

کتاب درسی، صفحهٔ ۸۹

ارتش و راه‌آهن؛ با چه هدفی؟

ارتش و راه‌آهن؛ با چه هدفی؟

ارتش منظم و راه‌آهن ممکن است نشانهٔ پیشرفت به نظر برسند؛ اما برای بررسی یک اقدام تاریخی، باید بپرسیم: با چه هدفی انجام شد و در خدمت چه کسانی بود؟ مثلاً هنگام ساختن یک جاده، فقط ساخته‌شدن آن مهم نیست؛ مسیر جاده و نیاز کسانی که از آن استفاده می‌کنند هم اهمیت دارد.

کتاب توضیح می‌دهد که ارتش منظم رضاشاه، علاوه بر متمرکزکردن قدرت در دست حکومت، برای سرکوب قیام‌های مردمی و تأمین اهداف نظامی انگلستان به کار می‌رفت. پس تشکیل ارتش، لزوماً به معنای توانایی دفاع از کشور نبود؛ این ارتش هنگام حملهٔ متفقین در جنگ جهانی دوم به‌سرعت شکست خورد.

دربارهٔ راه‌آهن سراسری نیز کتاب تأکید می‌کند که مسیر آن به‌جای اولویت‌دادن به نیازهای اقتصادی مردم، برای انتقال سریع نیروهای انگلیسی از جنوب به شمال طراحی شده بود. انگلستان می‌خواست در صورت پیشروی روس‌ها، نیروهایش را به شمال برساند و از نفوذ آنها به هندوستان جلوگیری کند. این راه‌آهن در جنگ جهانی دوم نیز مسیر ارتباطی مهم متفقین شد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۹۰

تغییر فرهنگی با اجبار

تغییر فرهنگی با اجبار

اگر قرار باشد پوشش همهٔ افراد مدرسه تغییر کند، انتخاب و گفت‌وگو با اجبار چه تفاوتی دارد؟ برای فهم سیاست فرهنگی رضاشاه هم باید به همین تفاوت توجه کنیم.

حکومت رضاشاه با عنوان پیشرفت و نوسازی، مردم را به پوشیدن لباس یکسان و گذاشتن کلاه پهلوی مجبور کرد. سپس برای برگزاری مراسم مذهبی، از جمله عزاداری امام حسین، محدودیت‌هایی ایجاد شد و موضوع برداشتن حجاب مطرح شد.

مردم مشهد در اعتراض به این سیاست‌ها در مسجد گوهرشاد گرد آمدند. نیروهای نظامی به سوی آنان تیراندازی کردند و شمار زیادی کشته و مجروح شدند. اندکی بعد، حکومت برداشتن حجاب زنان و دختران را با زور اجرا کرد.

کتاب همچنین توضیح می‌دهد که حکومت با برجسته‌کردن گذشتهٔ باستانی برای به‌حاشیه‌راندن اسلام، پیوند میان علایق دینی و ملی را نادیده می‌گرفت و برای از بین بردن ارزش‌های برخی اقوام تلاش می‌کرد. پس نکتهٔ اصلی، صرفاً تغییر ظاهر نبود؛ اجبار و سرکوب، باورها و هویت فرهنگی مردم را هدف قرار می‌داد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۹۰

مثال حل‌شده

دانش‌آموزی می‌گوید: «چون رضاخان نظم برقرار کرد، پس مردم در حکومت او آزادی هم داشتند.» با شواهد این درس، استدلال او را بررسی کن.

  1. ابتدا دو مفهوم را جدا می‌کنیم: نظم یعنی برقرار بودن آرامش و سامان امور؛ آزادی سیاسی یعنی امکان انتقاد، مخالفت و فعالیت مستقل.

  2. سپس شیوهٔ ایجاد نظم را بررسی می‌کنیم: رضاخان با قدرت نظامی و ایجاد ترس، آرامشی ظاهری به وجود آورد.

  3. برای سنجش آزادی، به وضعیت نهادها و مخالفان نگاه می‌کنیم: مجلس و وزیران تابع شاه بودند و احزاب و روزنامه‌های مستقل اجازهٔ فعالیت نداشتند.

  4. نتیجه می‌گیریم که وجود نظم، به‌تنهایی آزادی مردم را ثابت نمی‌کند؛ باید شیوهٔ حکومت و امکان مخالفت را هم بررسی کرد.

جواب: نه؛ برقراری نظم به‌تنهایی نشانهٔ آزادی نیست، زیرا ممکن است نظم با زور ایجاد شود، در حالی که مردم حق انتقاد و نهادهای حکومتی استقلال نداشته باشند.

نکات مهم

  • ناکامی قرارداد انگلستان، کودتا و سپس گسترش قدرت نظامی و سیاسی رضاخان، زمینهٔ انتقال حکومت از قاجاریه به پهلوی را فراهم کرد.
  • در حکومت استبدادی رضاشاه، مجلس و وزیران استقلال چندانی نداشتند و مخالفان و فعالیت‌های سیاسی مستقل سرکوب می‌شدند.
  • کتاب، ارتش و راه‌آهن را با اهداف نظامی انگلستان مرتبط می‌داند و سیاست‌های فرهنگی اجباری رضاشاه را عامل تضعیف ارزش‌های دینی و هویت فرهنگی معرفی می‌کند.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۴ · صفحهٔ ۹۱ تا ۹۲ · حدود ۱۳ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

آثار جنگ جهانی دوم (۱۹۳۹ــ۱۹۴۵م / ۱۳۱۸ــ۱۳۲۴ ش) بر ایران

در این درس یاد می‌گیری چگونه جنگ جهانی دوم بر حکومت و زندگی مردم ایران اثر گذاشت و شرایط سیاسی پس از آن چگونه زمینه‌ساز نهضت ملی شدن نفت شد.

پیش از شروع

اگر کشوری اعلام کند که در جنگ بی‌طرف است، آیا حتماً از حمله و آسیب‌های جنگ در امان می‌ماند؟ سرگذشت ایران در جنگ جهانی دوم چه پاسخی به ما می‌دهد؟

ایران در جنگ جهانی دوم اعلام بی‌طرفی کرد، اما متفقین آن را اشغال کردند تا از موقعیت، منابع و امکاناتش استفاده کنند. این اشغال هم حکومت ایران را تغییر داد و هم زندگی مردم را با گرانی، کمبود غذا و گرسنگی روبه‌رو کرد.

دو جبههٔ جنگ

دو جبههٔ جنگ

جنگ جهانی دوم با حملهٔ ناگهانی آلمان به لهستان آغاز شد. برای شناخت ادامهٔ ماجرا، اول باید دو جبههٔ اصلی این جنگ را بشناسیم.

ایتالیا و ژاپن به آلمان پیوستند و با هم دولت‌های محور را تشکیل دادند. در جبههٔ مقابل، انگلستان، فرانسه، شوروی و آمریکا قرار داشتند که متفقین نامیده می‌شدند.

برای به‌خاطر سپردن این دسته‌بندی، مثل وقتی که نام اعضای دو تیم را در دو ستون می‌نویسی، کشورها را جدا کن:

  • محور: آلمان، ایتالیا و ژاپن
  • متفقین: انگلستان، فرانسه، شوروی و آمریکا

پس «متفقین» نام یک کشور نیست؛ نام گروهی از کشورهاست که در برابر دولت‌های محور قرار گرفتند. این دو نام را به خاطر بسپار؛ برای فهمیدن سرگذشت ایران در این جنگ به آن‌ها نیاز داریم.

کتاب درسی، صفحهٔ ۹۱

بی‌طرفی بدون امنیت

بی‌طرفی بدون امنیت

اگر دو گروه با هم درگیر شوند و تو بگویی «من طرف هیچ‌کدام نیستم»، آیا حتماً تو را کنار می‌گذارند؟ اعلام بی‌طرفی، به‌تنهایی تضمین امنیت نیست. سرگذشت ایران در جنگ جهانی دوم این نکته را نشان می‌دهد.

دولت ایران اعلام بی‌طرفی کرد؛ یعنی نمی‌خواست در جنگ از هیچ‌یک از دو جبهه حمایت کند. بااین‌حال، متفقین در شهریور 13201320 ایران را اشغال کردند. آنها حضور تعدادی کارشناس آلمانی در ایران را بهانهٔ حمله قرار دادند؛ اما هدف اصلی‌شان استفاده از موقعیت جغرافیایی، منابع و امکانات کشور به سود خودشان بود. پس باید میان «بهانه‌ای که اعلام کردند» و «هدفی که دنبال می‌کردند» فرق بگذاریم.

اشغال ایران بر حکومت هم اثر گذاشت: متفقین رضاشاه را وادار به کناره‌گیری کردند و سپس او را از کشور تبعید کردند. پس از او، پسرش محمدرضا به سلطنت رسید. این دخالت نشان می‌دهد که اشغالگران حتی در تعیین سرنوشت حکومت ایران نیز نقش داشتند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۹۱

جنگ در زندگی مردم

جنگ در زندگی مردم

تصور کن برای خرید نان به نانوایی رفته‌ای، اما نان کمی پیدا می‌شود و قیمتش هم آن‌قدر بالا رفته که خرید آن برای خانواده دشوار است. برای بسیاری از مردم ایران در سال‌های جنگ جهانی دوم، چنین وضعی بخشی از زندگی روزانه بود.

جنگ با شکست آلمان و بمباران اتمی ژاپن توسط آمریکا، به پیروزی متفقین انجامید؛ اما ایران تا پایان جنگ در اشغال بیگانگان ماند. با اینکه ایران اعلام بی‌طرفی کرده بود، اقتصاد و جامعهٔ آن از آسیب‌های جنگ دور نماند.

کمبود و گرانی شدید مواد غذایی، به‌ویژه نان، زندگی مردم را سخت کرد. عدهٔ زیادی بر اثر گرسنگی و سوءتغذیه جان باختند؛ سوءتغذیه یعنی بدن غذای کافی یا مواد غذایی مورد نیازش را دریافت نکند. پس پیامد جنگ فقط تغییر حکومت نبود؛ سفره، سلامت و زندگی مردم هم آسیب دید و کشور دچار عقب‌ماندگی شد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۹۱

فرصت فعالیت سیاسی

فرصت فعالیت سیاسی

آیا ضعیف‌تر شدن قدرت شاه، به معنی آرام شدن کامل اوضاع کشور بود؟ نه لزوماً! در سال‌های نخست سلطنت محمدرضاشاه، او هنوز نمی‌توانست مانند پدرش با استبداد حکومت کند؛ یعنی قدرت را به‌تنهایی در اختیار بگیرد و تصمیم‌هایش را تحمیل کند. در نتیجه، مجلس شورای ملی و هیئت وزیران فرصت بیشتری برای نقش‌آفرینی در ادارهٔ کشور پیدا کردند. احزاب سیاسی و مطبوعات هم دوباره فعال شدند؛ بنابراین، امکان بیشتری برای بیان دیدگاه‌های سیاسی فراهم شد.

برای درک تفاوت، گروهی را تصور کن که قبلاً یک نفر همهٔ تصمیم‌هایش را می‌گرفت؛ با کمتر شدن اختیار او، دیگر اعضا فرصت مشارکت پیدا می‌کنند.

اما این فرصت با آرامش کامل همراه نبود. انگلستان، شوروی و آمریکا برای افزایش نفوذ سیاسی و اقتصادی خود در ایران رقابت می‌کردند و این رقابت به ثبات کشور آسیب می‌زد. پس باید میان «فرصت بیشتر برای فعالیت سیاسی» و «آرامش سیاسی» تفاوت بگذاریم.

کتاب درسی، صفحهٔ ۹۲

از امتیاز نفت تا ملی شدن

از امتیاز نفت تا ملی شدن

فرض کن اختیار بهره‌برداری از دارایی ارزشمند خانواده‌ای در دست دیگران باشد؛ طبیعی است که اعضای خانواده بخواهند خودشان دربارهٔ آن تصمیم بگیرند. خواست مردم ایران دربارهٔ نفت هم پایان دادن به امتیاز انگلستان و به دست گرفتن اختیار این ثروت ملی بود.

امتیاز بهره‌برداری از نفت در زمان مظفرالدین‌شاه به انگلیسی‌ها داده شده بود. رضاشاه آن را لغو کرد، اما با قرارداد دیگری دوباره منابع نفت را به انگلستان واگذار کرد. پس از جنگ جهانی دوم، مردم خواهان لغو این قرارداد و ملی شدن صنعت نفت شدند.

رهبری نهضت را آیت‌الله کاشانی و دکتر محمد مصدق بر عهده داشتند. اتحاد مردم باعث شد مجلس شورای ملی قانون ملی شدن نفت را در اسفند 13291329 تصویب کند. سپس مصدق نخست‌وزیر شد تا قانون را اجرا کند و به تسلط بیگانگان بر منابع و صنعت نفت پایان دهد. انگلستان برای جلوگیری از اجرای قانون کارشکنی کرد، اما وحدت مردم و همدلی رهبران نهضت مانع موفقیت آن شد.

پس دو مرحله را جدا کن: مجلس قانون را تصویب کرد؛ دولت مصدق مسئول اجرای آن شد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۹۲

مثال حل‌شده

دانش‌آموزی می‌گوید: «چون در آغاز سلطنت محمدرضاشاه، مجلس و احزاب فرصت فعالیت بیشتری پیدا کردند، پس دخالت قدرت‌های خارجی هم پایان یافته بود.» آیا نتیجه‌گیری او درست است؟

  1. ابتدا دو موضوع را جدا می‌کنیم: فرصت فعالیت سیاسی در داخل کشور و میزان دخالت قدرت‌های خارجی.

  2. محمدرضاشاه در آغاز سلطنت توان حکومت استبدادی مانند پدرش را نداشت؛ بنابراین مجلس، هیئت وزیران، احزاب و مطبوعات فرصت فعالیت بیشتری پیدا کردند.

  3. در همان دوره، انگلستان، شوروی و آمریکا برای افزایش نفوذ سیاسی و اقتصادی خود در ایران رقابت می‌کردند.

  4. پس افزایش فعالیت سیاسی داخلی، به معنای پایان دخالت خارجی نبود و نتیجه‌گیری دانش‌آموز درست نیست.

جواب: خیر؛ در آغاز سلطنت محمدرضاشاه، نهادها و گروه‌های داخلی فرصت فعالیت بیشتری یافتند، اما رقابت قدرت‌های خارجی همچنان به ثبات سیاسی ایران آسیب می‌زد.

نکات مهم

  • جنگ جهانی دوم میان محور و متفقین درگرفت و متفقین با وجود اعلام بی‌طرفی ایران، کشور را اشغال کردند و رضاشاه را از قدرت کنار زدند.
  • اشغال ایران تا پایان جنگ ادامه یافت و کمبود و گرانی غذا، گرسنگی و سوءتغذیه به زندگی مردم آسیب زد.
  • پس از جنگ، فرصت بیشتر فعالیت سیاسی و خواست مردم برای پایان دادن به امتیاز نفتی انگلستان، زمینهٔ نهضت ملی شدن نفت و تلاش دولت مصدق برای اجرای قانون آن را فراهم کرد.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۵ · صفحهٔ ۹۲ تا ۹۳ · حدود ۱۳ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

نهضت ملی شدن نفت

در این درس یاد می‌گیری مسیر نهضت ملی شدن نفت را از زمینه‌های شکل‌گیری و پیروزی تا کودتا دنبال کنی و نقش اتحاد، اختلاف و دخالت خارجی را در سرنوشت آن توضیح بدهی.

پیش از شروع

چطور نهضتی که با اتحاد مردم توانست نفت را ملی کند، مدتی بعد با سرنگونی دولت روبه‌رو شد؟

اتحاد مردم و همدلی رهبران، راه تصویب و اجرای قانون ملی شدن نفت را باز کرد. اما اختلاف میان پشتیبانان نهضت، آن را ضعیف کرد و دولت‌های انگلستان و آمریکا از این شرایط برای طراحی کودتا و سرنگونی دولت مصدق استفاده کردند.

زمینه‌های شکل‌گیری نهضت

زمینه‌های شکل‌گیری نهضت

اگر قدرت یک حاکم کمتر شود، چه کسانی فرصت بیشتری برای اثرگذاری پیدا می‌کنند؟ در سال‌های نخست سلطنت محمدرضاشاه، او هنوز نمی‌توانست مانند پدرش با استبداد حکومت کند؛ یعنی قدرت را یک‌تنه در دست بگیرد و نظر دیگران را نادیده بگذارد. به همین دلیل، مجلس شورای ملی و هیئت وزیران فرصت بیشتری یافتند تا در ادارهٔ کشور نقش داشته باشند.

احزاب سیاسی نیز دوباره فعال شدند و مطبوعات، مانند روزنامه‌ها، امکان بیشتری برای بیان دیدگاه‌ها پیدا کردند. برای درک این تغییر، گروهی را تصور کن که قبلاً فقط یک نفر در آن تصمیم می‌گرفت؛ وقتی قدرت او محدود شود، دیگر اعضا هم فرصت اظهارنظر پیدا می‌کنند.

اما این فضای سیاسی، کاملاً آرام نبود. انگلستان، شوروی و آمریکا برای افزایش نفوذ سیاسی و اقتصادی خود در ایران رقابت می‌کردند و این رقابت به ثبات کشور آسیب می‌زد. پس زمینهٔ شکل‌گیری نهضت، ترکیبی از فرصت بیشتر برای فعالیت داخلی و فشار رقابت قدرت‌های خارجی بود.

کتاب درسی، صفحهٔ ۹۲

از خواست مردم تا ملی شدن نفت

از خواست مردم تا ملی شدن نفت

اگر اختیار استفاده از یک دارایی ارزشمند در دست دیگران باشد، فقط داشتن آن کافی است؟ مسئلهٔ نفت ایران هم به اختیار بهره‌برداری از منابع کشور مربوط می‌شد.

امتیاز بهره‌برداری از نفت ایران در دورهٔ مظفرالدین‌شاه به انگلیسی‌ها داده شده بود. رضاشاه آن امتیاز را لغو کرد، اما با قرارداد دیگری دوباره منابع نفت را به انگلستان واگذار کرد. پس از جنگ جهانی دوم، مردم خواهان لغو این قرارداد و ملی شدن صنعت نفت شدند؛ یعنی اختیار این صنعت در دست ایران باشد، نه بیگانگان.

آیت‌الله کاشانی و دکتر محمد مصدق رهبری نهضت را بر عهده گرفتند. اتحاد مردم به این خواسته قدرت داد و مجلس شورای ملی در اسفند 13291329 قانون ملی شدن نفت را تصویب کرد. سپس مصدق نخست‌وزیر شد تا قانون را اجرا کند.

پس تصویب قانون با اجرای آن فرق داشت: مجلس قانون را تصویب کرد و دولت مصدق مسئول اجرای آن شد. انگلستان برای جلوگیری از اجرا کارشکنی کرد، اما در این مرحله، وحدت مردم و همدلی رهبران مانع موفقیت آن شد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۹۲

تفرقه و کودتا

تفرقه و کودتا

اتحاد مردم و رهبران، به پیشرفت نهضت نفت کمک کرده بود؛ اما وقتی میان رهبران و گروه‌های سیاسی پشتیبان نهضت اختلاف افتاد، این پشتوانه ضعیف شد. تفرقه، مردم را دلسرد و مخالفان نهضت را به موفقیت امیدوار کرد.

برای درک این رابطه، گروهی را تصور کن که اعضایش برای انجام کاری مشترک همکاری می‌کنند. اگر به‌جای همکاری، درگیر دشمنی با یکدیگر شوند، توان دفاع از نتیجهٔ کارشان کمتر می‌شود. اختلاف داخلی، فرصت دخالت خارجی را بیشتر کرد؛ اما طراحی و اجرای کودتا هم عامل سرنگونی دولت بود.

انگلستان و آمریکا از این وضعیت استفاده کردند و برای برکناری دولت مصدق نقشهٔ کودتا کشیدند. کودتا یعنی کنار زدن حکومت با زور و خارج از روال قانونی. در روز ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، واحدهایی از ارتش به فرماندهی سرلشکر فضل‌الله زاهدی، مراکز مهم پایتخت را اشغال کردند و دولت مصدق را سرنگون ساختند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۹۳

نفت و حکومت پس از کودتا

نفت و حکومت پس از کودتا

کودتا فقط دولت را عوض نکرد؛ هم بر ادارهٔ نفت اثر گذاشت و هم بر شیوهٔ حکومت شاه.

در زمینهٔ نفت، چند ماه پس از کودتا، حکومت قانون ملی شدن صنعت نفت را نادیده گرفت و اکتشاف، استخراج و فروش نفت را به مجموعه‌ای از شرکت‌های انگلیسی، آمریکایی، هلندی و فرانسوی واگذار کرد. این شرکت‌ها تعهد کردند 5050 درصد درآمد فروش نفت را به ایران بپردازند. اما دریافت سهمی از درآمد، با در اختیار داشتن ادارهٔ صنعت نفت یکی نیست؛ مثل اینکه صاحب یک مغازه سهمی از فروش بگیرد، ولی تصمیم‌های اصلی کار را دیگران بگیرند.

در زمینهٔ حکومت، نفوذ آمریکا بیشتر شد و شاه که بازگشت قدرتش را مدیون انگلستان و آمریکا می‌دانست، مستبدانه‌تر رفتار کرد. او اصول قانون اساسی را نادیده گرفت و با کمک آمریکایی‌ها ساواک، یعنی سازمان اطلاعات و امنیت کشور، را تأسیس کرد. سرکوب مخالفان نیز فضای ترس و خفقان را دوباره بر کشور حاکم کرد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۹۳

مثال حل‌شده

پس از کودتا، شرکت‌های خارجی تعهد کردند بخشی از درآمد فروش نفت را به ایران بدهند. آیا تنها با دانستن این موضوع می‌توان گفت هدف نهضت برای کوتاه کردن دست بیگانگان از صنعت نفت حفظ شده بود؟

  1. ابتدا هدف نهضت را مشخص می‌کنیم: پایان دادن به تسلط بیگانگان بر منابع و صنعت نفت ایران.

  2. سپس میان «دریافت درآمد» و «در اختیار داشتن ادارهٔ صنعت نفت» تفاوت می‌گذاریم؛ این دو یکسان نیستند.

  3. شاهد تاریخی را بررسی می‌کنیم: پس از کودتا، امور اکتشاف، استخراج و فروش نفت به شرکت‌های خارجی واگذار شد.

  4. نتیجه می‌گیریم که پرداخت سهمی از درآمد به ایران، به‌تنهایی نشانهٔ تحقق هدف نهضت نبود.

جواب: خیر؛ دریافت بخشی از درآمد نفت به‌تنهایی به معنای ادارهٔ صنعت نفت نیست، زیرا پس از کودتا امور اکتشاف، استخراج و فروش در اختیار شرکت‌های خارجی قرار گرفت.

نکات مهم

  • در آغاز سلطنت محمدرضاشاه، فرصت فعالیت مجلس، دولت، احزاب و مطبوعات بیشتر شد، اما رقابت قدرت‌های خارجی به آرامش سیاسی آسیب می‌زد.
  • خواست و اتحاد مردم، با رهبری آیت‌الله کاشانی و دکتر مصدق، به تصویب قانون ملی شدن نفت در اسفند 13291329 انجامید و مصدق مسئول اجرای آن شد.
  • اختلاف در صف پشتیبانان نهضت زمینهٔ کودتای طراحی‌شدهٔ انگلستان و آمریکا را فراهم کرد و پس از آن، دخالت خارجی در نفت و استبداد شاه گسترش یافت.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۶ · صفحهٔ ۹۳ تا ۹۴ · حدود ۱۱ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و بازگشت استبداد (دیکتاتوری)

در این درس یاد می‌گیری زمینه و چگونگی کودتای ۲۸ مرداد و پیامدهای آن را توضیح بدهی و با شواهد، پایبندی محمدرضاشاه به قانون اساسی مشروطه را بسنجی.

پیش از شروع

اگر کشوری قانون اساسی داشته باشد، آیا باز هم ممکن است شاه آن به‌صورت دیکتاتوری حکومت کند؟ پس از کودتای ۲۸ مرداد چه اتفاقی افتاد؟

داشتن قانون اساسی به‌تنهایی جلوی استبداد را نمی‌گیرد؛ حکومت باید به آن پایبند باشد. پس از کودتای ۲۸ مرداد، محمدرضاشاه اصول قانون اساسی را نادیده گرفت و با سرکوب مخالفان، قدرت خود را بیشتر کرد.

تفرقه؛ فرصتی برای مخالفان

تفرقه؛ فرصتی برای مخالفان

فرض کن اعضای یک گروه برای انجام کاری مشترک تلاش می‌کنند، اما در میانهٔ راه به‌جای همکاری، با یکدیگر درگیر می‌شوند. حتی اگر هدفشان تغییر نکرده باشد، توان گروه برای رسیدن به آن کمتر می‌شود.

در نهضت ملی شدن نفت نیز پس از مدتی، میان رهبران و گروه‌های سیاسی پشتیبان نهضت اختلاف افتاد. اتحاد و همدلی جای خود را به تفرقه و دشمنی داد. این اختلاف‌ها فقط مسئله‌ای میان رهبران نبود؛ مردم را هم دلسرد کرد و مخالفان نهضت را امیدوار ساخت.

انگلستان و آمریکا از این شرایط برای پیش بردن برنامهٔ سرنگونی دولت مصدق استفاده کردند. پس باید دو موضوع را به هم پیوند بدهیم: اختلاف‌های داخلی، نهضت را ضعیف کرد و این ضعف، فرصت مناسب‌تری برای دخالت خارجی فراهم آورد. البته این به معنای آن نیست که اختلاف‌ها به‌تنهایی دولت را سرنگون کردند؛ آن‌ها زمینه را برای اقدام مخالفان مساعدتر کردند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۹۳

سرنگونی دولت با کودتا

سرنگونی دولت با کودتا

آیا هر تغییر دولتی «کودتا» است؟ نه؛ کودتا یعنی برانداختن دولت یا حکومت و گرفتن قدرت با استفاده از نیروی نظامی. پس برای شناخت کودتا، باید به شیوهٔ جابه‌جایی قدرت توجه کنیم.

در روز ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، طبق برنامه‌ای که انگلستان و آمریکا طراحی کرده بودند، واحدهایی از ارتش به فرماندهی سرلشکر فضل‌الله زاهدی وارد خیابان‌ها شدند. آن‌ها مراکز مهم پایتخت را اشغال کردند و دولت دکتر مصدق را سرنگون کردند.

برای فهم تفاوت، انتخاب نمایندهٔ کلاس با رأی دانش‌آموزان را با کنار زدن او به زور مقایسه کن؛ روش رسیدن به قدرت متفاوت است. البته این فقط یک تشبیه است؛ در معنای سیاسی، نقش نیروی نظامی در سرنگونی حکومت، ویژگی اصلی کودتاست.

حالا می‌توانی رویداد را با سه پرسش به یاد بسپاری: چه کشورهایی برنامه را طراحی کردند؟ چه نیروهایی آن را اجرا کردند؟ کدام دولت سرنگون شد؟

کتاب درسی، صفحهٔ ۹۳

نفت دوباره در اختیار بیگانگان

نفت دوباره در اختیار بیگانگان

ملی شدن نفت قرار بود اختیار این منبع مهم را به ایران برگرداند؛ اما پس از کودتا، این دستاورد آسیب دید. چند ماه بعد، حکومت پهلوی با نادیده گرفتن قانون ملی شدن صنعت نفت، اکتشاف، استخراج و فروش نفت را به چند شرکت انگلیسی، آمریکایی، هلندی و فرانسوی واگذار کرد. این شرکت‌ها تعهد کردند 5050 درصد درآمد فروش نفت را به ایران بپردازند.

دریافت پول با در اختیار داشتن کارها یکی نیست. فرض کن وسیله‌ای متعلق به توست، اما فرد دیگری دربارهٔ استفاده و درآمد آن تصمیم می‌گیرد و فقط بخشی از درآمد را به تو می‌دهد. سهم داشتن در درآمد، به‌تنهایی به معنی داشتن اختیار نیست.

پس برای بررسی سرنوشت نفت، نباید فقط بپرسیم «ایران چقدر پول می‌گرفت؟»؛ باید بپرسیم «فعالیت‌های نفتی در اختیار چه کسانی بود؟» پس از کودتا، علاوه بر واگذاری دوبارهٔ این فعالیت‌ها به شرکت‌های خارجی، نفوذ و سلطهٔ آمریکا بر ایران نیز به‌تدریج افزایش یافت.

کتاب درسی، صفحهٔ ۹۳

قانون اساسی زیر سایهٔ استبداد

قانون اساسی زیر سایهٔ استبداد

آیا داشتن قانون اساسی به‌تنهایی جلوی دیکتاتوری را می‌گیرد؟ نه؛ مهم این است که حاکمان در عمل به آن پایبند باشند. مثلاً اگر برای تصمیم‌گیری در یک گروه مقرراتی نوشته باشید، اما مسئول گروه همهٔ تصمیم‌ها را به‌تنهایی بگیرد و اجازهٔ اعتراض ندهد، وجود آن مقررات کافی نیست.

پس از کودتا، محمدرضاشاه اصول قانون اساسی را نادیده می‌گرفت. او همچنین با کمک آمریکایی‌ها سازمان اطلاعات و امنیت کشور، معروف به ساواک، را تأسیس کرد و به سرکوب شدید مخالفان پرداخت. این رفتارها نشانه‌های بازگشت استبداد بودند: قدرت با زور اعمال می‌شد و منتقدان امکان مخالفت آزادانه نداشتند.

برای پاسخ به بخش «به‌کاربندیم»، باید داوری را همراه با شاهد بنویسی؛ مثلاً: «محمدرضاشاه به قانون اساسی مشروطه پایبند نبود؛ زیرا اصول آن را نادیده می‌گرفت و با ساواک مخالفان را سرکوب می‌کرد.»

کتاب درسی، صفحهٔ ۹۳

مثال حل‌شده

در فعالیت «به‌کاربندیم»، برای محمدرضاشاه یک مورد بنویس که نشان دهد آیا به قانون اساسی مشروطه پایبند بود یا نه.

  1. معیار را مشخص می‌کنیم: باید رفتار شاه را بسنجیم، نه فقط وجود قانون اساسی را.

  2. از متن شاهد می‌آوریم: محمدرضاشاه پس از کودتا اصول قانون اساسی را آشکارا نادیده می‌گرفت و مخالفان را با کمک ساواک سرکوب می‌کرد.

  3. از شاهد نتیجه می‌گیریم: نادیده گرفتن قانون و سرکوب منتقدان نشانهٔ حکومت استبدادی است، نه پایبندی به مشروطه.

جواب: محمدرضاشاه ← پس از کودتا، اصول قانون اساسی را نادیده گرفت و با سرکوب مخالفان از طریق ساواک، به شیوه‌ای استبدادی حکومت کرد؛ پس به قانون اساسی مشروطه پایبند نبود.

نکات مهم

  • اختلاف میان پشتیبانان نهضت ملی شدن نفت، زمینه را برای اجرای برنامهٔ کودتای انگلستان و آمریکا فراهم کرد.
  • پس از سرنگونی دولت مصدق، امور نفت به شرکت‌های خارجی واگذار شد و نفوذ آمریکا در ایران افزایش یافت.
  • نادیده گرفتن قانون اساسی و سرکوب مخالفان نشان می‌دهد محمدرضاشاه پس از کودتا به شیوه‌ای استبدادی حکومت می‌کرد.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس‌های فصل ۷ را تعاملی بخوان

در پنل یادگیری 1xAi هر کدام از این درس‌ها قدم به قدم پیش می‌رود: بعد از هر بخش یک سوال کوتاه، بعد مثال حل‌شده و در پایان برگهٔ خروج. جوابت ثبت می‌شود و سوال‌های هر درس در روزهای بعد برای مرور برمی‌گردند. درس‌های تعاملی رایگان‌اند؛ فقط تصحیح پاسخ کوتاه سهمیهٔ روزانهٔ رایگان دارد.

ساختن حساب رایگان است و بعد از ثبت‌نام مستقیم به همین بخش از پنل برمی‌گردی.

فصل ۷ مطالعات اجتماعی نهم · رایگان