۱۰۰ هزار تومان هدیهٔ ثبت‌نام، تا ۱ میلیونبا ثبت‌نام گردونهٔ هدیه را بچرخان: دست‌کم ۱۰۰٬۰۰۰ تومان و تا ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ تومان اعتبار هدیه، بدون کارت بانکیگردونهٔ هدیه۱ میلیون برای تو، ۱ میلیون برای دوستتدوستانت را دعوت کن: برای هر دوستی که فعال شود ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ تومان اعتبار هدیه می‌گیری و خودش هم ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ تومانجوایز
1xAi
مطالعات اجتماعی هشتم · فصل ۸

خلاصه درس فصل ۸ مطالعات اجتماعی هشتم؛ درسنامه و نکات مهم

«عصر مغول و تیموری»، فصل ۸ کتاب مطالعات اجتماعی هشتم، صفحهٔ ۹۳ تا ۱۰۶، پایهٔ هشتم: ۴ درس، هر کدام با توضیح مفاهیم، مثال حل‌شده و نکات مهم.

این درسنامه را هوش مصنوعی 1xAi از روی صفحه‌های همان درس در کتاب درسی نوشته است (برچسب «تولید هوش مصنوعی»). کنار توضیح‌ها شمارهٔ صفحهٔ کتاب آمده تا با کتاب مقایسه کنی، و مثال حل‌شدهٔ هر درس یک بار دیگر جداگانه حل و بررسی شده؛ مثالی که درست درنیامده حذف شده است.

درس ۱ · صفحهٔ ۹۳ تا ۱۰۰ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

درس ۱۵: حملۀ چنگیز و تیمور به ایران

در این درس یاد می‌گیری علت‌ها و پیامدهای هجوم چنگیز و تیمور، چگونگی تشکیل و فروپاشی حکومت ایلخانان و زمینۀ قیام سربداران را توضیح بدهی.

پیش از شروع

آیا کشته‌شدن اعضای یک کاروان می‌تواند تمام علت حمله به سرزمینی بزرگ باشد، یا باید دنبال زمینه‌های دیگری هم بگردیم؟

چنگیز ماجرای کشته‌شدن اعضای کاروان را بهانۀ حمله به ایران کرد، اما مغولان از پیش در پی تصرف سرزمین‌های آباد و ثروتمند بودند. در این درس، میان «زمینه»، «بهانه» و «پیامد» یک رویداد تاریخی فرق می‌گذاریم.

از قبایل پراکنده تا سپاه متحد

برای شناخت مغولان، اول به محل زندگی‌شان نگاه کن: سرزمینی سرد و خشک در شمال چین و جنوب سیبری. بسیاری از آنان کوچ‌نشین و دامدار بودند. افزایش جمعیت و کمبود چراگاه، قبایل را به درگیری و غارت می‌کشاند. چنگیز قبایل پراکنده را متحد کرد، حکومتی نیرومند ساخت و قوانینی به نام یاسای چنگیزی برقرار کرد. طبق یکی از اصول یاسا، تسلیم‌شدگان در امان می‌ماندند، اما مقاومت‌کنندگان با قتل‌عام و غارت روبه‌رو می‌شدند. اتحاد قبایل، توان حملۀ آنان را افزایش داد. مغولان ابتدا به چین حمله کردند و سپس به مرزهای ایران نزدیک شدند؛ هدفشان تصاحب سرزمین‌های آباد و ثروت آنها بود.

کتاب درسی، صفحهٔ ۹۴

بهانۀ حمله و پیامدهای ویرانگر

در دورۀ سلطان محمد خوارزم‌شاه، اعضای یک کاروان مغولی به دستور حاکم یکی از شهرهای ایران، به اتهام جاسوسی کشته شدند. چنگیز این رویداد را بهانۀ حمله کرد و در سال 616616 هجری قمری به ایران هجوم آورد. سلطان محمد پس از نخستین برخورد گریخت و روحیۀ سپاه و مردم تضعیف شد. پسرش، جلال‌الدین، مقاومت کرد و حتی در نبردی پیروز شد، اما اختلاف‌های داخلی مانع موفقیت او شد. پیامد حمله فقط شکست نظامی نبود: کشتار و آوارگی، ویرانی شهرها و قنات‌ها، نابودی کتابخانه‌ها و گسترش ترس و گوشه‌گیری، زندگی مردم را از چند جهت آسیب زد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۹۶

ایلخانان؛ اتحاد و سپس فروپاشی

حملۀ چنگیز را با تشکیل حکومت ایلخانان یکی ندان. پس از مرگ چنگیز، حمله‌های مغولان ادامه یافت. بعدها نوه‌اش، هلاکوخان، برای کامل‌کردن فتوحات آمد. او نخست اسماعیلیان و قلعه‌هایشان را از میان برد و سپس با تصرف بغداد و کشتن خلیفه، در سال 656656 هجری قمری به خلافت عباسی پایان داد. هلاکو حکومت ایلخانان را بنیان گذاشت و این خاندان حدود هشتاد سال حکومت کرد. در این دوره، حاکمان محلی زیر فرمان حکومت مرکزی قرار گرفتند و ایران از نظر سیاسی یکپارچه شد. ایلخانان با حکومت‌های آسیایی و اروپایی ارتباط داشتند؛ اما پس از مرگ ابوسعید، حکومتشان فروپاشید و رقابت حاکمان محلی دوباره گسترش یافت.

کتاب درسی، صفحهٔ ۹۶

سربداران؛ اعتراض به ستم

با فروپاشی ایلخانان، ستم حاکمان محلی مردم را به اعتراض و قیام کشاند. یکی از مهم‌ترین حرکت‌ها از روستای باشتین در سبزوار آغاز شد. آموزش‌های شیخ خلیفه و شیخ حسن جوری، مردم منطقه را برای مقابله با ستم آماده کرده بود. روستاییان که از رفتار مأموران حاکم مغولی خراسان به ستوه آمده بودند، برخاستند و مأموران را مجازات کردند. قیام گسترش یافت؛ شورشیان سپاه حاکم را شکست دادند و با گرفتن سبزوار، حکومت سربداران را تشکیل دادند. این حکومت از مذهب شیعه پشتیبانی می‌کرد و قلمروش را گسترش داد. پس سربداران فقط یک اعتراض کوتاه نبود؛ قیامی بود که به حکومت رسید و با یورش تیمور پایان یافت.

کتاب درسی، صفحهٔ ۹۸

تیمور و بهره‌گیری از آشفتگی

در اواخر قرن هشتم هجری، تیمور پس از تسلط بر ماوراءالنهر، از آشفتگی ایران بهره برد و چند بار به کشور ما حمله کرد. اینجا رابطۀ علت و معلول را ببین: رقابت حاکمان محلی، هماهنگی در برابر مهاجم را دشوار می‌کرد. یورش‌های تیمور نیز با کشتار و غارت همراه بود. او به هنر علاقه داشت، اما این علاقه مانع خشونتش نمی‌شد؛ هنرمندان و صنعتگران شهرهای فتح‌شده را به سمرقند، پایتخت خود، می‌فرستاد. امپراتوری‌اش از مرزهای چین تا شام گسترده شد. پس از مرگ او، جانشینانش درگیر شدند؛ شاهرخ بر رقیبان برتری یافت و بخش وسیعی از ایران را گرفت. سرانجام حکومت تیموریان با ظهور صفویان پایان یافت.

کتاب درسی، صفحهٔ ۹۸

مثال حل‌شده

کسی می‌گوید: «آسیب حملۀ مغول فقط به سربازان و میدان جنگ محدود بود.» با دو شاهد از درس، ادعای او را بررسی کن.

  1. ابتدا ادعا را مشخص کن: آیا فقط نظامیان آسیب دیدند یا زندگی مردم هم مختل شد؟

  2. شاهد اقتصادی را پیدا کن: مغولان به مزارع و قنات‌ها آسیب زدند؛ این ویرانی، تولید غذا و تأمین معاش را دشوار می‌کرد.

  3. شاهد فرهنگی را پیدا کن: مدارس و کتابخانه‌ها ویران و کتاب‌ها سوزانده شدند؛ در نتیجه آموزش و نگهداری دانش آسیب دید.

  4. نتیجه بگیر: چون زندگی اقتصادی و فرهنگی مردم نیز آسیب دید، ادعا نادرست است.

جواب: این ادعا درست نیست؛ ویرانی قنات‌ها به کشاورزی و زندگی اقتصادی، و نابودی مدارس و کتابخانه‌ها به آموزش و فرهنگ آسیب می‌زد، پس آثار حمله بسیار فراتر از میدان جنگ بود.

نکات مهم

  • اتحاد قبایل، مغولان را نیرومند کرد و میل به تصاحب سرزمین‌های آباد، زمینۀ کشورگشایی آنان شد.
  • هلاکو حکومت ایلخانان را تشکیل داد و پس از فروپاشی آن، رقابت حاکمان محلی و قیام‌هایی مانند سربداران پدید آمد.
  • تیمور از آشفتگی سیاسی ایران استفاده کرد و یورش‌هایش مانند حملۀ چنگیز، تلفات و ویرانی فراوان به بار آورد.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۲ · صفحهٔ ۱۰۰ تا ۱۰۲ · حدود ۱۴ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

درس ۱۶: پیروزی فرهنگ بر شمشیر

در این درس یاد می‌گیری چگونه دانشمندان و وزیران ایرانی بر حاکمان مغول اثر گذاشتند و به حفظ دانش، گسترش فرهنگ ایرانی ـ اسلامی و بازسازی شهرها کمک کردند.

پیش از شروع

چطور ممکن است حاکمانی که با ویرانگری وارد ایران شدند، مدتی بعد پشتیبان ساختن رصدخانه، مدرسه و بیمارستان شوند؟

این تغییر یک‌باره اتفاق نیفتاد. دانشمندان و وزیران ایرانی با پذیرفتن خطر، به دربار مغول راه یافتند و کوشیدند قدرت حاکمان را به سوی کاهش خشونت، گسترش دانش و آبادانی هدایت کنند.

دانش در برابر ویرانگری

پس از هجوم مغول، ایرانیان فقط با شهرهای ویران روبه‌رو نبودند؛ خطر ادامهٔ کشتار و نابودی دانش هم وجود داشت. بعضی بزرگان ایرانی راه دشواری انتخاب کردند: به حاکمان مغول نزدیک شدند تا از درون دربار، جلوی بخشی از ویرانگری‌ها را بگیرند و روش کشورداری را به آنان بیاموزند. پس نزدیک شدن به قدرت، در اینجا با هدف کاهش آسیب و بازسازی بود.

خواجه نصیرالدین توسی، عالم دینی و دانشمند شیعه، مشاور مورد احترام هلاکو شد. او برای حفظ جان مردم کوشید و هلاکو را به ساختن رصدخانهٔ مراغه تشویق کرد. این رصدخانه فقط جای تماشای آسمان نبود؛ دانشمندان، ابزارهای اخترشناسی و کتابخانه‌ای بزرگ داشت. «اخلاق ناصری» هم از آثار مشهور اوست.

برادران جوینی نیز در همین مسیر تلاش کردند: عطاملک از نابودی کتابخانهٔ الموت جلوگیری کرد و برای بازسازی کوشید؛ شمس‌الدین محمد، در مقام وزیر، از آبادانی و اهل دانش حمایت کرد. حفظ کتابخانه، یعنی نگه‌داشتن دانشی که می‌تواند به نسل بعد برسد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۰۰

ربع رشیدی؛ دانش و خدمت

یکی دیگر از چهره‌های مهم این دوره، خواجه رشیدالدین فضل‌الله همدانی بود. او پزشک بود و از همین راه وارد دربار ایلخانان شد؛ اما فعالیتش به پزشکی محدود نماند. او در سیاست، کارهای خیریه، آبادانی و نوشتن کتاب نیز نقش داشت.

نمونهٔ مهم کار او، ساختن ربع رشیدی در تبریز بود. این مجموعه مسجد، مدرسه، بیمارستان، خانقاه و کتابخانه داشت و عالمان و پزشکان بسیاری در آن کار می‌کردند. برای تصورش، مجموعه‌ای را در نظر بگیر که آموزش، پژوهش و درمان در کنار هم انجام می‌شوند؛ پس ربع رشیدی فقط یک مدرسه یا یک ساختمان نبود.

رشیدالدین این مجموعه را وقف کرد؛ یعنی آن را برای هدفی عمومی و ماندگار اختصاص داد. کتاب مشهور او «جامع‌التواریخ رشیدی» نام دارد. با وجود این خدمات، به فرمان ایلخان مغول کشته شد؛ سرنوشت او نشان می‌دهد خدمت در دربار، حتی برای یک وزیر دانشمند، بدون خطر نبود.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۰۱

تأثیر باورهای ایرانیان

مغول‌ها هنگام ورود به ایران، همگی پیرو یک دین نبودند. برخی به آیین نیاکان خود باور داشتند و برخی بودایی یا مسیحی بودند. پس نباید دین ایلخانان در دوره‌های بعد را به زمان آغاز هجوم مغول نسبت بدهیم.

در دورهٔ ایلخانان، مبلغان بودایی و مسیحی تلاش کردند پیروان بیشتری در ایران پیدا کنند، اما چندان موفق نشدند؛ چون مردم ایران به اسلام اعتقاد محکمی داشتند. در ادامه، کوشش عالمان و وزیران ایرانی به مسلمان شدن ایلخانان انجامید.

برای فهم این تغییر، میان باور حاکمان و باور مردم تفاوت بگذار. پیروزی نظامی یک گروه، لزوماً باعث نمی‌شود مردم باورهای خود را کنار بگذارند. در این دوره، حتی حاکمان نیز به‌تدریج از جامعه و فرهنگ سرزمینی که بر آن حکومت می‌کردند تأثیر پذیرفتند. این هم یکی از نشانه‌های اثرگذاری فرهنگ بر قدرت نظامی است.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۰۲

از ویرانی تا آبادانی

اثرگذاری بزرگان ایرانی، پس از چند دهه در توجه ایلخانان به آبادانی و هنر هم دیده شد. غازان‌خان با راهنمایی خواجه رشیدالدین، امور اداری، مالی و قضایی را اصلاح کرد و برای آبادانی تبریز کوشید. مجموعهٔ شنب غازان، بناهایی مانند بیمارستان، مسجد، مدرسه و کتابخانه داشت. در بسیاری از شهرها نیز کنار مسجد، گرمابه می‌ساختند تا درآمد آن به نگهداری مسجد کمک کند؛ شبیه این فکر که برای یک خدمت عمومی، منبع درآمدی پایدار فراهم کنیم.

پس از او، سلطان محمد خدابنده، مشهور به اولجایتو، به پیشنهاد رشیدالدین پایتخت را به سلطانیه برد. آرامگاهی که برای خود در آنجا ساخت، به گنبد سلطانیه معروف شد و از شاهکارهای معماری جهان اسلام است.

در دورهٔ ابوسعید، آخرین ایلخان مغول نیز بناهای باشکوهی ساخته شد؛ مسجد جامع ورامین از نمونه‌های آن است. گنبدها و ایوان‌های بلند، همراه با گچ‌بری و کاشی‌کاری زیبا، توانایی معماران ایرانی را نشان می‌دهند. بنابراین، این بناها تنها نشانهٔ قدرت حاکمان نبودند؛ هنر ایرانی هم در آنها جلوه داشت.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۰۲

مثال حل‌شده

دانش‌آموزی می‌گوید: «چون هلاکو از ساختن رصدخانهٔ مراغه حمایت کرد، پس دیگر نمی‌توان او را با ویرانگری‌های مغول مرتبط دانست.» این نتیجه‌گیری چه اشکالی دارد؟

  1. دو موضوع را جدا می‌کنیم: ویرانگری‌های لشکرکشی مغول و حمایت هلاکو از یک مرکز علمی.

  2. نقش خواجه نصیر را به یاد می‌آوریم: او هم برای کاهش کشتار تلاش کرد و هم هلاکو را به ساختن رصدخانه تشویق کرد.

  3. می‌سنجیم که آیا یک اقدام سازنده، کارهای ویرانگر را از بین می‌برد؛ پاسخ منفی است و هر دو باید در بررسی تاریخی دیده شوند.

  4. نتیجه می‌گیریم که رصدخانه، نمونهٔ اثرگذاری دانشمند ایرانی بر حاکم مغول است، نه دلیلی برای نادیده گرفتن ویرانگری‌ها.

جواب: نه؛ ساختن رصدخانه با حمایت هلاکو، ویرانگری‌های او را انکار نمی‌کند، بلکه نشان می‌دهد تلاش دانشمندان ایرانی توانست بخشی از قدرت او را به سوی پشتیبانی از علم هدایت کند.

نکات مهم

  • بزرگانی مانند خواجه نصیر و برادران جوینی برای کاهش ویرانگری، حفظ دانش و بازسازی ایران تلاش کردند.
  • ربع رشیدی نمونه‌ای از پیوند دانش و خدمت عمومی بود و کوشش عالمان و وزیران ایرانی در مسلمان شدن ایلخانان نقش داشت.
  • رونق بناهایی مانند شنب غازان، گنبد سلطانیه و مسجد جامع ورامین، نشانهٔ توجه به آبادانی و شکوفایی هنر معماری ایرانی بود.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۳ · صفحهٔ ۱۰۲ تا ۱۰۳ · حدود ۱۱ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

توجه ایلخانان به معماری و هنر

در این درس یاد می‌گیری چگونه اثرگذاری فرهنگ ایران و حمایت حاکمان و بزرگان، به گسترش آبادانی، معماری و هنر در دورهٔ ایلخانان و جانشینان تیمور کمک کرد.

پیش از شروع

چطور ممکن است حکومتی که با حمله و ویرانی آغاز شده، مدتی بعد سازندهٔ مسجد، مدرسه و کتابخانه شود؟

ایلخانان پس از چند دهه، با اثرپذیری از عالمان و وزیران ایرانی، به اسلام و فرهنگ ایران گرایش پیدا کردند. این تغییر در کارهایشان هم دیده شد: به اصلاح ادارهٔ کشور و ساختن بناهای عمومی روی آوردند.

از باورهای گوناگون تا اسلام

مغول‌هایی که به ایران آمدند، از نظر دینی یک گروه یکدست نبودند. برخی آیین‌های پیشینیان خود را دنبال می‌کردند و برخی بودایی یا مسیحی بودند. پس نباید تصور کنیم همهٔ آنان از ابتدا مسلمان بودند.

در دورهٔ ایلخانان، مبلغان بودایی و مسیحی برای گسترش باورهای خود تلاش کردند؛ اما چون مردم ایران به اسلام پایبند بودند، این تلاش‌ها نتیجهٔ گسترده‌ای نداشت. از سوی دیگر، عالمان و وزیران ایرانی بر حاکمان مغول اثر گذاشتند و زمینهٔ مسلمان‌شدن آنان را فراهم کردند.

نکتهٔ اصلی، تغییر تدریجی است: ایلخانان در طول زمان از جامعه‌ای که بر آن حکومت می‌کردند اثر پذیرفتند. برای فهم ادامهٔ درس، این ارتباط را نگه دار: آشنایی بیشتر با دین و فرهنگ ایران، زمینهٔ توجه بیشتر به آبادانی را فراهم کرد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۰۲

آبادانی در دورهٔ ایلخانان

علاقهٔ ایلخانان به فرهنگ ایران، در ادارهٔ کشور و ساخت‌وساز هم دیده شد. غازان‌خان با راهنمایی وزیرش، خواجه رشیدالدین فضل‌الله، برای سامان‌دادن امور اداری، مالی و قضایی اقدام کرد. او در تبریز مجموعهٔ شنب غازان را ساخت که بناهایی مانند بیمارستان، مسجد، مدرسه و کتابخانه داشت.

ساختمان‌ها فقط برای نمایش شکوه نبودند؛ به نیازهای مردم هم پاسخ می‌دادند. مثلاً کنار مسجد، گرمابه می‌ساختند تا درآمدش به نگهداری مسجد کمک کند؛ شبیه اینکه یک مرکز عمومی منبع درآمدی برای هزینه‌های همیشگی خود داشته باشد.

پس از غازان‌خان، اولجایتو با پیشنهاد همان وزیر، سلطانیه را پایتخت کرد و آرامگاه مشهورش را آنجا ساخت. در دورهٔ ابوسعید هم ساخت بناهای باشکوه ادامه یافت. تبریز، سلطانیه و بناهای دورهٔ ابوسعید نشانه‌های ادامه‌یافتن این توجه به آبادانی‌اند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۰۲

هنر روی دیوارها و کاشی‌ها

برای شناخت هنر این دوره، فقط نام بناها را حفظ نکن؛ به شیوهٔ ساخت و آرایش آن‌ها هم توجه کن. گنبدها و ایوان‌های بلند، شکوه معماری را نشان می‌دادند و گچ‌بری و کاشی‌کاری، سطح بناها را زیبا می‌کردند. پس ساختن بنا و آراستن بنا دو بخش مرتبط، اما متفاوت‌اند.

کاشی زرین‌فام نمونه‌ای از مهارت هنرمندان بود. برای ایجاد رنگ‌های طلایی، لایه‌هایی از فلز را روی لعابِ از پیش پخته‌شده قرار می‌دادند؛ ذرات نقره و مس در این جلوه نقش داشتند. روی نمونهٔ معرفی‌شده در کتاب، آیات با خط‌های کوفی، نسخ و ثلث نوشته شده است.

همهٔ نقش‌ها نیز منشأ یکسانی نداشتند. نقش اژدها روی کاشی تخت سلیمان، اثرپذیری از فرهنگ چین را نشان می‌دهد. بنابراین تزئینات یک بنا می‌توانند هم مهارت هنرمندان و هم ارتباط میان فرهنگ‌ها را آشکار کنند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۰۳

هرات؛ مرکز دانش و هنر

پس از دورهٔ ایلخانان، در زمان جانشینان تیمور هم توجه به هنر و معماری ادامه یافت. شاهرخ، پسر تیمور، برخلاف پدرش مسیر جنگ‌افروزی را دنبال نکرد و از فرهنگ و تمدن ایران اثر پذیرفت. در دورهٔ او هرات پایتخت شد و رونق فراوانی گرفت.

این رونق فقط به بزرگ‌شدن شهر مربوط نبود. علاقهٔ شاهرخ به ادب و هنر باعث شد شاعران، هنرمندان و معماران به هرات بیایند. مدرسه‌ها و کتابخانه‌های تازه نیز جویندگان دانش را جذب کردند. تصور کن در شهری هم فضای یادگیری فراهم باشد و هم اهل هنر حضور داشته باشند؛ چنین شهری به محل رشد دانش و خلاقیت تبدیل می‌شود.

گوهرشاد، همسر شاهرخ، نیز در آبادانی نقش داشت و در هرات و مشهد بناهایی ساخت. مسجد گوهرشاد در کنار حرم امام رضا در مشهد، نمونهٔ مهمی از این فعالیت‌هاست. پس حمایت از هنر و آبادانی فقط کار شخص پادشاه نبود.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۰۳

مثال حل‌شده

دانش‌آموزی می‌گوید: «ساخت‌وسازهای ایلخانان فقط برای نشان‌دادن شکوه حاکمان بود و به زندگی مردم ارتباطی نداشت.» با دو شاهد از درس، این ادعا را بررسی کن.

  1. ابتدا واژهٔ «فقط» را بررسی می‌کنیم: برای رد این ادعا باید نمونه‌ای پیدا کنیم که ساخت‌وساز به نیاز مردم هم پاسخ داده باشد.

  2. در مجموعهٔ شنب غازان، بیمارستان، مدرسه و کتابخانه وجود داشت؛ این بناها با درمان، آموزش و مطالعه ارتباط داشتند.

  3. کنار مسجدها گرمابه می‌ساختند تا درآمد آن به نگهداری مسجد کمک کند؛ پس برای ادامهٔ کار یک بنای عمومی هم برنامه داشتند.

  4. نتیجه می‌گیریم که نمایش شکوه، همهٔ ماجرا نبود و بخشی از بناها کارکرد عمومی داشتند.

جواب: این ادعا کامل نیست؛ ایلخانان در کنار بناهای باشکوه، بیمارستان، مدرسه و کتابخانه می‌ساختند و برای هزینهٔ نگهداری مسجد هم چاره می‌اندیشیدند، پس بخشی از ساخت‌وسازها به نیازهای عمومی مربوط بود.

نکات مهم

  • عالمان و وزیران ایرانی در مسلمان‌شدن ایلخانان و گرایش آنان به فرهنگ و آبادانی ایران نقش مهمی داشتند.
  • بناهای عمومی، گنبدهای باشکوه، گچ‌بری و کاشی‌کاری، جلوه‌هایی از معماری و هنر دورهٔ ایلخانان بودند.
  • در دورهٔ شاهرخ، حمایت از اهل دانش و هنر به رونق هرات کمک کرد و گوهرشاد نیز در ساخت بناهای مهم نقش داشت.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۴ · صفحهٔ ۱۰۳ تا ۱۰۶ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

علاقه‌مندی جانشینان تیمور به معماری و هنر

در این درس یاد می‌گیری چگونه توجه جانشینان تیمور به دانش، هنر و آبادانی، نشانه‌ای از ماندگاری و اثرگذاری فرهنگ ایران بود.

پیش از شروع

چطور ممکن است پسر یک فرمانروای جنگجو، به‌جای ادامه دادن راه پدر، شهرش را به محل گردهمایی شاعران، هنرمندان و دانشجویان تبدیل کند؟

شاهرخ، پسر تیمور، از فرهنگ و تمدن ایران تأثیر گرفت و راه پدر را در جنگ و خونریزی ادامه نداد. با حمایت او، هرات به یکی از مهم‌ترین مرکزهای علم و هنر تبدیل شد؛ این تغییر، نشانه‌ای از قدرت فرهنگ بود.

از جنگ تا آبادانی

برای شناخت جانشینان تیمور، نباید تصور کنیم همهٔ آنان همان راه تیمور را رفتند. شاهرخ، پسر تیمور، از فرهنگ و تمدن ایران تأثیر پذیرفت و به ادب و هنر توجه نشان داد. هرات در زمان او پایتخت تیموریان شد و شاعران، هنرمندان و معماران بسیاری به آنجا آمدند. ساخت مدرسه‌ها و کتابخانه‌ها هم جویندگان دانش را جذب کرد. مثل شهری که با داشتن کتابخانه و فضای مناسب، علاقه‌مندان به یادگیری را دور هم جمع می‌کند، هرات نیز با امکانات و حمایت فرمانروا رونق گرفت.

این توجه به آبادانی فقط به شاهرخ محدود نبود. گوهرشاد، همسر او، نیز در هرات و مشهد بناهایی ساخت. مسجد گوهرشاد در کنار حرم امام رضا از یادگارهای اوست. پس در این دوره، حمایت از فرهنگ هم در آموزش دیده می‌شد و هم در معماری.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۰۳

هنر در کتاب و شهر

پسران شاهرخ نیز به علم و ادب علاقه داشتند و به پیشرفت زبان و ادبیات فارسی کمک کردند. در دورهٔ تیموری، نگارگری و خوشنویسی رونق گرفت. نگارگری یعنی نقاشی؛ خوشنویسی هم زیبا نوشتن است. این هنرها در ساخت کتاب‌های نفیس کنار هم قرار می‌گرفتند: نوشتهٔ زیبا، تصویر و آرایه‌های تزیینی، صفحه‌های کتاب را دیدنی می‌کردند. آراستن صفحه‌ها با نقش‌های ظریف و معمولاً طلایی را «تذهیب» می‌گویند.

شاهنامهٔ بایسنقری نمونه‌ای مهم است که به سفارش بایسنقر میرزا نگارگری و تذهیب شد. ارزش آن فقط به متن شاهنامه نیست؛ شیوهٔ آراستن کتاب نیز اهمیت دارد. آبادانی هم ادامه یافت: امیرجلال‌الدین چخماق، حاکم یزد، با همکاری همسرش فاطمه‌خاتون مجموعه‌ای از بناها مانند بازار، مسجد، حمام و آب‌انبار ساخت. این بناها علاوه بر زیبایی، به نیازهای زندگی مردم پاسخ می‌دادند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۰۴

فرهنگی که ماندگار شد

فهرست آثار ادبی این دوره‌ها نشان می‌دهد که با وجود حمله‌ها و ویرانی‌ها، آفرینش فرهنگی متوقف نشد. در گنجینهٔ دورهٔ مغول و ایلخانان، آثاری مانند گلستان سعدی و مثنوی مولوی دیده می‌شود. در فهرست دورهٔ تیموریان نیز نام‌هایی مانند دیوان حافظ و بهارستان جامی آمده است. قرار نیست همهٔ نام‌ها را یک‌جا حفظ کنی؛ نکتهٔ اصلی، ادامه داشتن زندگی ادبی و فرهنگی است.

تاریخ‌نویسی هم در دوران مغول و تیموریان رونق فراوانی داشت؛ آثاری مانند جامع‌التواریخ و ظفرنامه نمونه‌هایی از آن‌اند. حالا می‌توان معنای «پیروزی فرهنگ بر شمشیر» را فهمید: حمله‌ها آسیب‌های سنگینی زدند، اما فرهنگ ایران از میان نرفت و حتی بر فرمانروایان اثر گذاشت. حمایت جانشینان تیمور از هنر و آبادانی، شاهد همین اثرگذاری است.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۰۵

مثال حل‌شده

دانش‌آموزی می‌گوید: «چون تیمور جنگجو بود، جانشینانش هم فقط به جنگ اهمیت می‌دادند.» با دو شاهد از درس، نظر او را بررسی کن.

  1. اول به واژهٔ «فقط» دقت می‌کنیم؛ برای بررسی این ادعا باید ببینیم آیا نمونه‌ای از توجه جانشینان به کاری غیر از جنگ وجود دارد.

  2. شاهد نخست، شاهرخ است که از شاعران و هنرمندان حمایت کرد و در هرات مدرسه و کتابخانه ساخت.

  3. شاهد دوم، گوهرشاد است که به آبادانی توجه داشت و مسجد گوهرشاد از بناهای ساخته‌شده به حمایت اوست.

  4. نتیجه می‌گیریم که این ادعا درست نیست؛ شواهد، توجه این خاندان به فرهنگ و آبادانی و اثرپذیری آنان از تمدن ایران را نشان می‌دهند.

جواب: نمی‌توان رفتار همهٔ جانشینان تیمور را مانند او دانست؛ شاهرخ از اهل فرهنگ حمایت کرد و گوهرشاد به ساخت بناهای ماندگار پرداخت.

نکات مهم

  • شاهرخ با حمایت از اهل علم و هنر و ساخت مدرسه‌ها و کتابخانه‌ها، به رونق فرهنگی هرات کمک کرد.
  • مسجد گوهرشاد، شاهنامهٔ بایسنقری و مجموعهٔ امیرچخماق نمونه‌هایی از توجه به معماری، هنر و آبادانی‌اند.
  • تداوم ادبیات و رونق تاریخ‌نویسی نشان می‌دهد که فرهنگ ایران با وجود آسیب‌های حمله‌ها زنده و اثرگذار ماند.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس‌های فصل ۸ را تعاملی بخوان

در پنل یادگیری 1xAi هر کدام از این درس‌ها قدم به قدم پیش می‌رود: بعد از هر بخش یک سوال کوتاه، بعد مثال حل‌شده و در پایان برگهٔ خروج. جوابت ثبت می‌شود و سوال‌های هر درس در روزهای بعد برای مرور برمی‌گردند. درس‌های تعاملی رایگان‌اند؛ فقط تصحیح پاسخ کوتاه سهمیهٔ روزانهٔ رایگان دارد.

ساختن حساب رایگان است و بعد از ثبت‌نام مستقیم به همین بخش از پنل برمی‌گردی.

فصل ۸ مطالعات اجتماعی هشتم · رایگان