درس ۱ · صفحهٔ ۵۵ تا ۵۹ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی
درس ششم: قضیۀ حملی
در این درس یاد میگیری قضیه را از جملههای دیگر تشخیص بدهی، اجزای قضیۀ حملی را پیدا کنی و آن را از نظر کیفیت، نوع موضوع و دامنۀ مصادیق دستهبندی کنی.
پیش از شروع
اگر کسی بگوید «برف سیاه است»، حرفش نادرست است؛ اما آیا همین جملۀ نادرست هم در منطق «قضیه» به حساب میآید؟
بله! برای قضیه بودن لازم نیست جمله درست باشد؛ کافی است خبری بدهد که بتوانیم آن را درست یا نادرست بدانیم. پس یک خبر نادرست هم قضیه است، اما یک پرسش یا دستور قضیه نیست.
هر جملهای قضیه نیست
هر جملهای قضیه نیست
آیا «برف سیاه است» با اینکه نادرست است، قضیه به حساب میآید؟ بله! در منطق، قضیه لازم نیست حتماً درست باشد؛ باید جملهای معنادار و خبری باشد که بتوان دربارۀ درستی یا نادرستی آن داوری کرد.
مثلاً «درِ اتاق باز است» از وضع اتاق خبر میدهد. اگر در واقعاً باز باشد، جمله صادق است؛ اگر بسته باشد، جمله کاذب است. در هر دو حالت، با یک قضیه روبهرو هستیم.
اما «در را باز کن» خواستهای را بیان میکند و «آیا در باز است؟» پرسش است. این دو را نمیتوان صادق یا کاذب دانست؛ پس قضیه نیستند.
برای تشخیص، از خودت بپرس: «این جمله خبری میدهد که بتوانم بگویم با واقعیت مطابق است یا نیست؟» لازم نیست همین حالا پاسخ درست را بدانیم؛ امکان داوری دربارۀ صدق و کذب کافی است.
کتاب درسی، صفحهٔ ۵۵
حملی و اجزای آن
حملی و اجزای آن
به جملۀ «این کیف سبک است» توجه کن. در این جمله، سبکبودن را به کیف نسبت میدهیم؛ چنین قضیهای حملی است. در قضیۀ حملی، چیزی را برای چیزی اثبات میکنیم یا از آن نفی میکنیم.
اما در «اگر این کیف سبک باشد، حمل آن آسان است»، یک مطلب را به مطلب دیگری مشروط کردهایم؛ این قضیه شرطی است، نه حملی.
برای شناخت اجزای قضیۀ حملی، همان جملۀ اول را باز کنیم:
- موضوع: «این کیف»؛ چیزی که دربارهاش خبر میدهیم.
- محمول: «سبک»؛ چیزی که به موضوع نسبت میدهیم.
- رابطه: «است»؛ پیوند میان موضوع و محمول را نشان میدهد.
پس برای پیدا کردن اجزا، اول بپرس: «دربارۀ چه چیزی حرف میزنیم؟» سپس بپرس: «چه چیزی به آن نسبت میدهیم؟» در پایان، فعل ربطی را پیدا کن. این سه پرسش کمک میکنند نام اجزا را فقط حفظ نکنی، بلکه نقش هرکدام را بفهمی.
کتاب درسی، صفحهٔ ۵۶
کیفیت؛ اثبات یا نفی
کیفیت؛ اثبات یا نفی
«این اتاق نامرتب است.» به نظرت چون نامرتب بودن ویژگی نامطلوبی است، این قضیه سالبه است؟ در منطق، ملاک چیز دیگری است: رابطۀ قضیه.
اگر ویژگیای را به موضوع نسبت بدهیم، قضیه موجبه است؛ مثل «این اتاق نامرتب است». اگر آن ویژگی را از موضوع نفی کنیم، قضیه سالبه است؛ مثل «این اتاق نامرتب نیست». پس خوشایند یا ناخوشایند بودنِ محمول، تعیینکنندۀ کیفیت نیست.
گاهی رابطه در ظاهر جمله مشخص نیست. مثلاً «سارا کتاب دارد» را به «سارا دارای کتاب است» تبدیل میکنیم. حالا «دارای کتاب» محمول و «است» رابطۀ ایجابی است؛ پس قضیه موجبه است. «سارا کتاب ندارد» نیز میشود «سارا دارای کتاب نیست» و سالبه است.
راه تشخیص: ابتدا جمله را به قالب «موضوع، محمول، است یا نیست» درآور؛ سپس ببین رابطه چیزی را اثبات میکند یا نفی.
کتاب درسی، صفحهٔ ۵۷
موضوع و دامنۀ مصادیق
موضوع و دامنۀ مصادیق
فرض کن میگویی «این مداد قرمز است». موضوع، این مداد است؛ یعنی یک چیز مشخص، نه مفهومی که بتواند بر چند چیز صدق کند. چون موضوع مفهومی جزئی است، قضیه را شخصیه مینامیم.
حالا بگو «بعضی مدادها قرمز هستند». موضوع، مداد است؛ مفهومی کلی که میتواند بر مدادهای فراوانی صدق کند. این قضیه محصوره است و واژۀ «بعضی» نشان میدهد دربارۀ چه دامنهای از مدادها حرف میزنیم.
به قیدی که این دامنه را تعیین میکند، سور میگویند:
- «هر» و «هیچ»: همۀ مصادیق موضوع را در نظر میگیرند؛ سور کلی است.
- «بعضی»: بخشی از مصادیق موضوع را در نظر میگیرد؛ سور جزئی است.
پس دو پرسش جدا داریم: «موضوع، مفهوم جزئی است یا کلی؟» و «گوینده همه را در نظر دارد یا بعضی را؟» پاسخ پرسش دوم، کمیت قضیه را مشخص میکند. یادت باشد در «بعضی مدادها قرمز هستند»، سور جزئی است، اما مفهوم «مداد» همچنان کلی است؛ این جمله شخصیه نیست.
کتاب درسی، صفحهٔ ۵۸
چهار نوع قضیۀ محصوره
چهار نوع قضیۀ محصوره
برای نامگذاری یک قضیۀ محصوره، دو پرسش بپرس: همه یا بعضی؟ اثبات یا نفی؟ پاسخ اول، کمیت و پاسخ دوم، کیفیت را مشخص میکند. با کنار هم گذاشتن این دو، چهار نوع داریم:
| قالب قضیه | نام قضیه |
|---|---|
| هر الف ب است. | موجبۀ کلیه |
| بعضی الف ب است. | موجبۀ جزئیه |
| هیچ الف ب نیست. | سالبۀ کلیه |
| بعضی الف ب نیست. | سالبۀ جزئیه |
مثلاً «بعضی کتابها داستانی نیستند» سالبۀ جزئیه است: «نیستند» نشانۀ نفی است و «بعضی» نشان میدهد حکم دربارۀ بخشی از کتابهاست.
گاهی در گفتوگوی روزمره، سورِ یک قانون را نمیگوییم. مثلاً «آهن در اثر گرما منبسط میشود» بیان یک قانون علمی است؛ پس منظور همۀ مصادیق آهن است، نه فقط بعضی از آنها. برای دستهبندی، آن را روشنتر مینویسیم: «هر قطعۀ آهن در اثر گرما منبسطشونده است»؛ بنابراین موجبۀ کلیه است. نبودن سور در ظاهر جمله، بهتنهایی نشانۀ جزئی بودن نیست.
کتاب درسی، صفحهٔ ۵۹
مثال حلشده
اجزای قضیۀ «بعضی کتابهای کتابخانه خواندنی نیستند» را مشخص کن و نوع آن را از نظر موضوع، کمیت و کیفیت بنویس.
جمله خبری است و میتوان دربارۀ درستی یا نادرستی آن داوری کرد؛ همچنین خواندنیبودن را از کتابهایی نفی میکند، پس قضیهای حملی است.
موضوع «کتابهای کتابخانه»، محمول «خواندنی» و رابطه «نیستند» است؛ «بعضی» نیز سور قضیه است.
مفهوم «کتابهای کتابخانه» میتواند بر افراد متعدد صدق کند، پس موضوع کلی و قضیه محصوره است؛ وجود «بعضی» آن را شخصیه نمیکند.
سور «بعضی» دامنۀ حکم را جزئی میکند و رابطۀ «نیستند» سلبی است؛ بنابراین نوع قضیه «سالبهٔ جزئیه» است.
نکات مهم
- قضیه جملهای معنادار و خبری است که میتوان آن را صادق یا کاذب دانست؛ در قضیۀ حملی چیزی اثبات یا نفی میشود و در قضیۀ شرطی میان دو نسبت پیوند برقرار میشود.
- اجزای قضیۀ حملی موضوع، محمول و رابطهاند و ایجابی یا سلبی بودن رابطه، کیفیت آن را به صورت موجبه یا سالبه تعیین میکند.
- موضوع جزئی نشانۀ قضیۀ شخصیه است، اما در محصوره موضوع کلی است و ترکیب دامنۀ سور با کیفیت، چهار نوع موجبهٔ کلیه، سالبهٔ کلیه، موجبهٔ جزئیه و سالبهٔ جزئیه را میسازد.