۱۰۰ هزار تومان هدیهٔ ثبت‌نام، تا ۱ میلیونبا ثبت‌نام گردونهٔ هدیه را بچرخان: دست‌کم ۱۰۰٬۰۰۰ تومان و تا ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ تومان اعتبار هدیه، بدون کارت بانکیگردونهٔ هدیه۱ میلیون برای تو، ۱ میلیون برای دوستتدوستانت را دعوت کن: برای هر دوستی که فعال شود ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ تومان اعتبار هدیه می‌گیری و خودش هم ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ تومانجوایز
1xAi
منطق · فصل ۶

خلاصه درس فصل ۶ منطق دهم؛ درسنامه و نکات مهم

«قضیۀ حملی»، فصل ۶ کتاب منطق، صفحهٔ ۵۵ تا ۶۱، پایهٔ دهم: ۳ درس، هر کدام با توضیح مفاهیم، مثال حل‌شده و نکات مهم.

این درسنامه را هوش مصنوعی 1xAi از روی صفحه‌های همان درس در کتاب درسی نوشته است (برچسب «تولید هوش مصنوعی»). کنار توضیح‌ها شمارهٔ صفحهٔ کتاب آمده تا با کتاب مقایسه کنی، و مثال حل‌شدهٔ هر درس یک بار دیگر جداگانه حل و بررسی شده؛ مثالی که درست درنیامده حذف شده است.

درس ۱ · صفحهٔ ۵۵ تا ۵۹ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

درس ششم: قضیۀ حملی

در این درس یاد می‌گیری قضیه را از جمله‌های دیگر تشخیص بدهی، اجزای قضیۀ حملی را پیدا کنی و آن را از نظر کیفیت، نوع موضوع و دامنۀ مصادیق دسته‌بندی کنی.

پیش از شروع

اگر کسی بگوید «برف سیاه است»، حرفش نادرست است؛ اما آیا همین جملۀ نادرست هم در منطق «قضیه» به حساب می‌آید؟

بله! برای قضیه بودن لازم نیست جمله درست باشد؛ کافی است خبری بدهد که بتوانیم آن را درست یا نادرست بدانیم. پس یک خبر نادرست هم قضیه است، اما یک پرسش یا دستور قضیه نیست.

هر جمله‌ای قضیه نیست

هر جمله‌ای قضیه نیست

آیا «برف سیاه است» با اینکه نادرست است، قضیه به حساب می‌آید؟ بله! در منطق، قضیه لازم نیست حتماً درست باشد؛ باید جمله‌ای معنادار و خبری باشد که بتوان دربارۀ درستی یا نادرستی آن داوری کرد.

مثلاً «درِ اتاق باز است» از وضع اتاق خبر می‌دهد. اگر در واقعاً باز باشد، جمله صادق است؛ اگر بسته باشد، جمله کاذب است. در هر دو حالت، با یک قضیه روبه‌رو هستیم.

اما «در را باز کن» خواسته‌ای را بیان می‌کند و «آیا در باز است؟» پرسش است. این دو را نمی‌توان صادق یا کاذب دانست؛ پس قضیه نیستند.

برای تشخیص، از خودت بپرس: «این جمله خبری می‌دهد که بتوانم بگویم با واقعیت مطابق است یا نیست؟» لازم نیست همین حالا پاسخ درست را بدانیم؛ امکان داوری دربارۀ صدق و کذب کافی است.

کتاب درسی، صفحهٔ ۵۵

حملی و اجزای آن

حملی و اجزای آن

به جملۀ «این کیف سبک است» توجه کن. در این جمله، سبک‌بودن را به کیف نسبت می‌دهیم؛ چنین قضیه‌ای حملی است. در قضیۀ حملی، چیزی را برای چیزی اثبات می‌کنیم یا از آن نفی می‌کنیم.

اما در «اگر این کیف سبک باشد، حمل آن آسان است»، یک مطلب را به مطلب دیگری مشروط کرده‌ایم؛ این قضیه شرطی است، نه حملی.

برای شناخت اجزای قضیۀ حملی، همان جملۀ اول را باز کنیم:

  • موضوع: «این کیف»؛ چیزی که درباره‌اش خبر می‌دهیم.
  • محمول: «سبک»؛ چیزی که به موضوع نسبت می‌دهیم.
  • رابطه: «است»؛ پیوند میان موضوع و محمول را نشان می‌دهد.

پس برای پیدا کردن اجزا، اول بپرس: «دربارۀ چه چیزی حرف می‌زنیم؟» سپس بپرس: «چه چیزی به آن نسبت می‌دهیم؟» در پایان، فعل ربطی را پیدا کن. این سه پرسش کمک می‌کنند نام اجزا را فقط حفظ نکنی، بلکه نقش هرکدام را بفهمی.

کتاب درسی، صفحهٔ ۵۶

کیفیت؛ اثبات یا نفی

کیفیت؛ اثبات یا نفی

«این اتاق نامرتب است.» به نظرت چون نامرتب بودن ویژگی نامطلوبی است، این قضیه سالبه است؟ در منطق، ملاک چیز دیگری است: رابطۀ قضیه.

اگر ویژگی‌ای را به موضوع نسبت بدهیم، قضیه موجبه است؛ مثل «این اتاق نامرتب است». اگر آن ویژگی را از موضوع نفی کنیم، قضیه سالبه است؛ مثل «این اتاق نامرتب نیست». پس خوشایند یا ناخوشایند بودنِ محمول، تعیین‌کنندۀ کیفیت نیست.

گاهی رابطه در ظاهر جمله مشخص نیست. مثلاً «سارا کتاب دارد» را به «سارا دارای کتاب است» تبدیل می‌کنیم. حالا «دارای کتاب» محمول و «است» رابطۀ ایجابی است؛ پس قضیه موجبه است. «سارا کتاب ندارد» نیز می‌شود «سارا دارای کتاب نیست» و سالبه است.

راه تشخیص: ابتدا جمله را به قالب «موضوع، محمول، است یا نیست» درآور؛ سپس ببین رابطه چیزی را اثبات می‌کند یا نفی.

کتاب درسی، صفحهٔ ۵۷

موضوع و دامنۀ مصادیق

موضوع و دامنۀ مصادیق

فرض کن می‌گویی «این مداد قرمز است». موضوع، این مداد است؛ یعنی یک چیز مشخص، نه مفهومی که بتواند بر چند چیز صدق کند. چون موضوع مفهومی جزئی است، قضیه را شخصیه می‌نامیم.

حالا بگو «بعضی مدادها قرمز هستند». موضوع، مداد است؛ مفهومی کلی که می‌تواند بر مدادهای فراوانی صدق کند. این قضیه محصوره است و واژۀ «بعضی» نشان می‌دهد دربارۀ چه دامنه‌ای از مدادها حرف می‌زنیم.

به قیدی که این دامنه را تعیین می‌کند، سور می‌گویند:

  • «هر» و «هیچ»: همۀ مصادیق موضوع را در نظر می‌گیرند؛ سور کلی است.
  • «بعضی»: بخشی از مصادیق موضوع را در نظر می‌گیرد؛ سور جزئی است.

پس دو پرسش جدا داریم: «موضوع، مفهوم جزئی است یا کلی؟» و «گوینده همه را در نظر دارد یا بعضی را؟» پاسخ پرسش دوم، کمیت قضیه را مشخص می‌کند. یادت باشد در «بعضی مدادها قرمز هستند»، سور جزئی است، اما مفهوم «مداد» همچنان کلی است؛ این جمله شخصیه نیست.

کتاب درسی، صفحهٔ ۵۸

چهار نوع قضیۀ محصوره

چهار نوع قضیۀ محصوره

برای نام‌گذاری یک قضیۀ محصوره، دو پرسش بپرس: همه یا بعضی؟ اثبات یا نفی؟ پاسخ اول، کمیت و پاسخ دوم، کیفیت را مشخص می‌کند. با کنار هم گذاشتن این دو، چهار نوع داریم:

قالب قضیهنام قضیه
هر الف ب است.موجبۀ کلیه
بعضی الف ب است.موجبۀ جزئیه
هیچ الف ب نیست.سالبۀ کلیه
بعضی الف ب نیست.سالبۀ جزئیه

مثلاً «بعضی کتاب‌ها داستانی نیستند» سالبۀ جزئیه است: «نیستند» نشانۀ نفی است و «بعضی» نشان می‌دهد حکم دربارۀ بخشی از کتاب‌هاست.

گاهی در گفت‌وگوی روزمره، سورِ یک قانون را نمی‌گوییم. مثلاً «آهن در اثر گرما منبسط می‌شود» بیان یک قانون علمی است؛ پس منظور همۀ مصادیق آهن است، نه فقط بعضی از آنها. برای دسته‌بندی، آن را روشن‌تر می‌نویسیم: «هر قطعۀ آهن در اثر گرما منبسط‌شونده است»؛ بنابراین موجبۀ کلیه است. نبودن سور در ظاهر جمله، به‌تنهایی نشانۀ جزئی بودن نیست.

کتاب درسی، صفحهٔ ۵۹

مثال حل‌شده

اجزای قضیۀ «بعضی کتاب‌های کتابخانه خواندنی نیستند» را مشخص کن و نوع آن را از نظر موضوع، کمیت و کیفیت بنویس.

  1. جمله خبری است و می‌توان دربارۀ درستی یا نادرستی آن داوری کرد؛ همچنین خواندنی‌بودن را از کتاب‌هایی نفی می‌کند، پس قضیه‌ای حملی است.

  2. موضوع «کتاب‌های کتابخانه»، محمول «خواندنی» و رابطه «نیستند» است؛ «بعضی» نیز سور قضیه است.

  3. مفهوم «کتاب‌های کتابخانه» می‌تواند بر افراد متعدد صدق کند، پس موضوع کلی و قضیه محصوره است؛ وجود «بعضی» آن را شخصیه نمی‌کند.

  4. سور «بعضی» دامنۀ حکم را جزئی می‌کند و رابطۀ «نیستند» سلبی است؛ بنابراین نوع قضیه «سالبهٔ جزئیه» است.

جواب: «بعضی کتاب‌های کتابخانه خواندنی نیستند» قضیه‌ای حملی و محصوره از نوع سالبهٔ جزئیه است؛ سور: بعضی، موضوع: کتاب‌های کتابخانه، محمول: خواندنی، رابطه: نیستند.

نکات مهم

  • قضیه جمله‌ای معنادار و خبری است که می‌توان آن را صادق یا کاذب دانست؛ در قضیۀ حملی چیزی اثبات یا نفی می‌شود و در قضیۀ شرطی میان دو نسبت پیوند برقرار می‌شود.
  • اجزای قضیۀ حملی موضوع، محمول و رابطه‌اند و ایجابی یا سلبی بودن رابطه، کیفیت آن را به صورت موجبه یا سالبه تعیین می‌کند.
  • موضوع جزئی نشانۀ قضیۀ شخصیه است، اما در محصوره موضوع کلی است و ترکیب دامنۀ سور با کیفیت، چهار نوع موجبهٔ کلیه، سالبهٔ کلیه، موجبهٔ جزئیه و سالبهٔ جزئیه را می‌سازد.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۲ · صفحهٔ ۵۹ تا ۶۰ · حدود ۱۰ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

اهمال سور در مکالمات روزمرّه

در این درس یاد می‌گیری با توجه به قانون بودن جمله و قرینه‌های آن، سورِ بیان‌نشده یا غیراستاندارد را به صورت استاندارد درآوری و نوع قضیهٔ محصوره را تشخیص دهی.

پیش از شروع

چرا از «آهن در اثر گرما منبسط می‌شود» یک حکم دربارهٔ همهٔ آهن‌ها می‌فهمیم، اما از «دانشجویان وارد کلاس شدند» نمی‌توانیم مطمئن شویم که همهٔ دانشجویان آمده‌اند؟

جملهٔ اول یک قانون علمی را بیان می‌کند؛ پس با اینکه سور ندارد، معنای کلی دارد. جملهٔ دوم گزارش یک اتفاق است و اگر نشانهٔ دیگری نداشته باشیم، فقط می‌توانیم مطمئن باشیم که بعضی از دانشجویان وارد شده‌اند.

سور دربارهٔ چند مصداق است؟

سور دربارهٔ چند مصداق است؟

فرض کن کسی بگوید: «همهٔ دانش‌آموزان مدرسه ورزشکارند» و دیگری بگوید: «بعضی از دانش‌آموزان مدرسه ورزشکارند». موضوع هر دو جمله «دانش‌آموزان مدرسه» است؛ اما گویندهٔ اول دربارهٔ همهٔ آن‌ها حرف می‌زند و گویندهٔ دوم فقط دربارهٔ بخشی از آن‌ها.

سور، دامنهٔ مصداق‌های مورد نظر گوینده را مشخص می‌کند. سور کلی همهٔ مصداق‌های موضوع را در بر می‌گیرد؛ سور جزئی فقط بعضی از آن‌ها را مورد نظر قرار می‌دهد.

اینجا دو کاربرد «کلی و جزئی» را با هم اشتباه نکن! وقتی می‌گوییم مفهوم «دانش‌آموز» کلی است، یعنی می‌تواند بر افراد متعدد صدق کند. اما وقتی می‌گوییم سور جمله جزئی است، منظورمان این است که حکم دربارهٔ بعضی از مصداق‌های موضوع بیان شده است. پس یک مفهوم کلی می‌تواند موضوع جمله‌ای با سور جزئی باشد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۵۹

چهار نوع قضیهٔ محصوره

چهار نوع قضیهٔ محصوره

برای نام‌گذاری قضیهٔ محصوره، دو سؤال از خودت بپرس: حکم را اثبات می‌کند یا نفی؟ و دربارهٔ همهٔ مصداق‌هاست یا بعضی از آن‌ها؟ پاسخ سؤال اول، موجبه یا سالبه بودن و پاسخ سؤال دوم، کلیه یا جزئیه بودن را مشخص می‌کند.

این چهار جمله دربارهٔ کتاب‌های یک کتابخانه را مقایسه کن:

  • هر کتابی خواندنی است: حکم اثبات شده و سور کلی است؛ پس موجبهٔ کلیه است.
  • بعضی کتاب‌ها خواندنی‌اند: حکم اثبات شده و سور جزئی است؛ پس موجبهٔ جزئیه است.
  • هیچ کتابی خواندنی نیست: حکم نفی شده و سور کلی است؛ پس سالبهٔ کلیه است.
  • بعضی کتاب‌ها خواندنی نیستند: حکم نفی شده و سور جزئی است؛ پس سالبهٔ جزئیه است.

این‌ها چهار صورت متفاوت‌اند، نه چهار ادعای هم‌زمان دربارهٔ آن کتابخانه! برای تشخیص نوع قضیه، هم به سور توجه کن و هم به اثبات یا نفی حکم؛ دیدن «نیست» به‌تنهایی برای تعیین نام کامل کافی نیست.

کتاب درسی، صفحهٔ ۵۹

قانون بدون سور

قانون بدون سور

آیا هر جمله‌ای که در آن «هر» یا «هیچ» نیامده، جزئی است؟ نه! گاهی گوینده دارد یک قانون را بیان می‌کند، اما سور آن را به زبان نمی‌آورد. در این حالت، برای روشن کردن صورت منطقی جمله، سورِ آن را کلی در نظر می‌گیریم.

مثلاً جملهٔ «آهن در اثر گرما منبسط می‌شود» دربارهٔ چند تکه آهنِ مشخص نیست؛ یک قانون علمی را بیان می‌کند. پس آن را این‌طور بازنویسی می‌کنیم: «هر قطعهٔ آهن در اثر گرما منبسط می‌شود.»

قانون ممکن است چیزی را نفی کند. برای نمونه، «زمین شوره‌زار برای کشاورزی مناسب نیست» را به صورت «هیچ زمین شوره‌زاری برای کشاورزی مناسب نیست» درمی‌آوریم.

پس هنگام خواندن یک جملهٔ بدون سور، اول بپرس: آیا این جمله بیانگر قانون است؟ اگر چنین باشد، نبودنِ واژهٔ سور، کلی بودنِ حکم را از بین نمی‌برد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۵۹

وقتی فقط حداقل را می‌دانیم

وقتی فقط حداقل را می‌دانیم

دوستت پیام می‌دهد: «بچه‌ها به اردو رفتند.» آیا می‌توانی مطمئن باشی که همهٔ بچه‌ها رفته‌اند؟ نه؛ شاید چند نفر غایب بوده‌اند. این جمله یک قانون نیست و اگر توضیح دیگری نداشته باشیم، معلوم نیست گوینده همه را در نظر داشته یا فقط تعدادی را.

در چنین موقعیتی، بیشتر از اطلاعات جمله ادعا نمی‌کنیم. حداقل چیزی که می‌فهمیم این است: «بعضی از بچه‌ها به اردو رفتند.» پس قضیه را دست‌کم جزئی می‌دانیم.

دقت کن: «بعضی» به معنی «فقط بعضی و نه همه» نیست؛ ممکن است همه رفته باشند، اما جمله به‌تنهایی این را تضمین نمی‌کند.

این روش وقتی به کار می‌آید که جمله قانون نباشد، سورش بیان نشده باشد و قرینه‌ای هم نداشته باشیم. مثلاً اگر دوستت اضافه کند «حتی یک نفر هم جا نماند»، دیگر قرینه داریم و نباید آن را نادیده بگیریم.

کتاب درسی، صفحهٔ ۶۰

سورهای روزمرّه، صورت استاندارد

سورهای روزمرّه، صورت استاندارد

در گفت‌وگوهای روزمرّه همیشه از «هر»، «هیچ» و «بعضی» استفاده نمی‌کنیم؛ گاهی می‌گوییم «اغلب»، «اکثر» یا «حتی یک نفر هم…». برای بررسی منطقی، باید این تعبیرها را به سورهای استاندارد برگردانیم.

مثلاً «اکثر هم‌کلاسی‌هایم عضو کتابخانه‌اند» را به صورت «بعضی از هم‌کلاسی‌هایم عضو کتابخانه‌اند» می‌نویسیم. «اکثر» دربارهٔ تعداد افراد اطلاعات بیشتری می‌دهد، اما در تقسیم‌بندی کلی و جزئی، همین که عضویتِ بعضی را بیان می‌کند کافی است؛ نباید آن را به «همه» تبدیل کنیم.

در مقابل، «حتی یک نفر هم در مسابقه شرکت نکرد» یعنی «هیچ‌کس در مسابقه شرکت نکرد»؛ پس قضیه سالبهٔ کلیه است.

هنگام تبدیل، به مثبت یا منفی بودن جمله هم دقت کن: «اغلب مهمان‌ها نرسیده‌اند» به «بعضی از مهمان‌ها نرسیده‌اند» تبدیل می‌شود، نه «بعضی از مهمان‌ها رسیده‌اند». استاندارد کردن سور نباید نفیِ جمله را از بین ببرد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۶۰

مثال حل‌شده

جملهٔ «حتی یک تماشاگر هم در سالن نماند» را با سور استاندارد بازنویسی کن و نوع قضیه را با دلیل مشخص کن.

  1. تعبیر «حتی یک تماشاگر هم نماند» ماندن را از تمام تماشاگران نفی می‌کند؛ پس حکم فقط دربارهٔ تعدادی از آنان نیست.

  2. سور استانداردِ مناسب برای این نفی همگانی «هیچ» است: «هیچ تماشاگری در سالن نماند.»

  3. سور کلی است و حکم نیز منفی است؛ بنابراین قضیه از نوع سالبهٔ کلیه است.

جواب: هیچ تماشاگری در سالن نماند؛ سالبهٔ کلیه.

نکات مهم

  • سور دامنهٔ مصداق‌های مورد نظر را مشخص می‌کند و با ترکیب کمیّت و مثبت یا منفی بودن حکم، چهار نوع قضیهٔ محصوره ساخته می‌شود.
  • جملهٔ قانون‌مانندِ بدون سور را کلی می‌گیریم، اما جملهٔ غیرقانونیِ بدون قرینه را دست‌کم جزئی می‌دانیم.
  • برای استانداردسازی سورها، «اغلب» و «اکثر» را به «بعضی» و تعبیر «حتی یک نفر هم نیامد» را به «هیچ‌کس نیامد» تبدیل می‌کنیم.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۳ · صفحهٔ ۶۰ تا ۶۱ · حدود ۹ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

سورهای غیراستاندارد

در این درس یاد می‌گیری سورهای غیراستانداردی مانند «اغلب»، «اکثر» و «حتی یک نفر هم نه» را به سورهای استاندارد تبدیل کنی و نوع قضیهٔ حاصل را تشخیص دهی.

پیش از شروع

اگر بگوییم «اکثر بچه‌های کلاس آمدند» و «حتی یک نفر هم نیامد»، آیا می‌توانیم سور هر دو جمله را با «بعضی» بیان کنیم؟

نه؛ «اکثر» آمدنِ بعضی از بچه‌ها را تضمین می‌کند، اما «حتی یک نفر هم نیامد» آمدن را از همه نفی می‌کند. در منطق، این عبارت‌های روزمرّه را به سورهای استاندارد تبدیل می‌کنیم تا نوع قضیه روشن شود.

از زبان روزمرّه به زبان منطق

از زبان روزمرّه به زبان منطق

فرض کن دوستت دربارهٔ اعضای گروه می‌گوید: «تمام اعضای گروه آماده‌اند.» در گفت‌وگوی روزانه، «تمام» کاملاً روشن است؛ اما برای بررسی منطقی، جمله را به شکل «هر عضو گروه آماده است» می‌نویسیم.

کلمه‌ای که نشان می‌دهد حکم دربارهٔ چه مقدار از افرادِ موضوع است، سور نام دارد. در قضیه‌های محصوره، سورهای استاندارد «هر»، «هیچ» و «بعضی» هستند. زبان روزمرّه عبارت‌های متنوع‌تری دارد؛ پس هنگام تحلیل، باید آن‌ها را به این صورت‌های استاندارد برگردانیم.

این کار مثل یکدست‌کردن نشانی‌هاست: ظاهر عبارت عوض می‌شود تا بررسی آن آسان‌تر شود. هدف این نیست که هر کلمه‌ای را بی‌توجه جایگزین کنیم؛ باید ببینیم جمله دربارهٔ همهٔ افراد حکم می‌دهد یا فقط بخشی از آن‌ها، و مثبت است یا منفی.

کتاب درسی، صفحهٔ ۶۰

اغلب و اکثر؛ سور جزئی

اغلب و اکثر؛ سور جزئی

فرض کن یکی از هم‌کلاسی‌هایت می‌گوید: «اکثر بچه‌های کلاس کتاب آورده‌اند.» از این خبر مطمئن می‌شویم که بعضی از بچه‌های کلاس کتاب آورده‌اند؛ اما نمی‌توانیم نتیجه بگیریم که همه کتاب آورده‌اند.

در دسته‌بندی قضایای محصوره، «اغلب» و «اکثر» را با سور «بعضی» بیان می‌کنیم. البته «بعضی» تمام اطلاعاتِ «اکثر» را منتقل نمی‌کند؛ فقط مقدارِ کمتری از اطلاعات را که برای این دسته‌بندی لازم است، نگه می‌دارد. یادت باشد «بعضی» به معنای «فقط تعداد کمی» نیست.

هنگام تبدیل، مثبت یا منفی بودن قضیه را تغییر نمی‌دهیم:

  • «اکثر بچه‌ها کتاب آورده‌اند» به «بعضی بچه‌ها کتاب آورده‌اند» تبدیل می‌شود: موجبهٔ جزئیه.
  • «اغلب بچه‌ها کتاب نیاورده‌اند» به «بعضی بچه‌ها کتاب نیاورده‌اند» تبدیل می‌شود: سالبهٔ جزئیه.

پس دو چیز را جداگانه بررسی کن: سور به «بعضی» تبدیل می‌شود؛ اثبات یا نفیِ خبر همان‌طور باقی می‌ماند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۶۰

حتی یک نفر هم نه؛ یعنی هیچ

حتی یک نفر هم نه؛ یعنی هیچ

فرض کن منتظر دوستانت هستی و پس از پایان زمان قرار می‌گویی: «حتی یک نفر هم نیامد.» آیا ممکن است یکی از دوستانت آمده باشد؟ نه؛ با این جمله، آمدن را از تک‌تک افراد نفی کرده‌ای.

پس در زبان منطق می‌توانی بگویی:

حتی یک نفر هم نیامد ← هیچ‌کس نیامد.

این قضیه سالبهٔ کلیه است: «کلیه» چون دربارهٔ همهٔ افرادِ موردنظر حکم می‌دهد و «سالبه» چون آمدن را از آن‌ها نفی می‌کند.

حواست باشد که وجود واژهٔ «یک» به‌تنهایی نشانهٔ جزئی بودن نیست؛ باید معنای کل عبارت را در نظر بگیری. «حتی یک نفر هم نیامد» جایی برای آمدن هیچ فردی باقی نمی‌گذارد، اما «بعضی نیامدند» مشخص نمی‌کند که آیا دیگران آمده‌اند یا نه.

کتاب درسی، صفحهٔ ۶۰

مثال حل‌شده

قضیهٔ «اکثر میوه‌های باغ نرسیده‌اند» را با سور استاندارد بازنویسی کن و نوع آن را مشخص کن.

  1. عبارت نشان‌دهندهٔ مقدار را پیدا می‌کنیم: «اکثر».

  2. در دسته‌بندی منطقی این درس، «اکثر» را با «بعضی» بیان می‌کنیم.

  3. منفی بودن جمله را نگه می‌داریم: «بعضی از میوه‌های باغ نرسیده‌اند».

  4. سور «بعضی» نشان می‌دهد قضیه جزئیه است و «نرسیده‌اند» رابطهٔ منفی را نشان می‌دهد؛ پس قضیه سالبهٔ جزئیه است.

جواب: «بعضی از میوه‌های باغ نرسیده‌اند»؛ سالبهٔ جزئیه.

نکات مهم

  • برای دسته‌بندی قضایای محصوره، سورهای غیراستاندارد را با «هر»، «هیچ» یا «بعضی» بیان می‌کنیم.
  • «اغلب» و «اکثر» را با «بعضی» بازنویسی می‌کنیم و مثبت یا منفی بودن قضیه را تغییر نمی‌دهیم.
  • عبارتی مانند «حتی یک نفر هم نیامد» با «هیچ» بازنویسی می‌شود و سالبهٔ کلیه است.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس‌های فصل ۶ را تعاملی بخوان

در پنل یادگیری 1xAi هر کدام از این درس‌ها قدم به قدم پیش می‌رود: بعد از هر بخش یک سوال کوتاه، بعد مثال حل‌شده و در پایان برگهٔ خروج. جوابت ثبت می‌شود و سوال‌های هر درس در روزهای بعد برای مرور برمی‌گردند. درس‌های تعاملی رایگان‌اند؛ فقط تصحیح پاسخ کوتاه سهمیهٔ روزانهٔ رایگان دارد.

ساختن حساب رایگان است و بعد از ثبت‌نام مستقیم به همین بخش از پنل برمی‌گردی.

فصل ۶ منطق دهم · رایگان