درس ۱ · صفحهٔ ۹ تا ۱۴ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی
درس اول: مفاهیم اولیه و زاویهها در دایره
در این درس یاد میگیری وضعیت خط نسبت به دایره را تشخیص بدهی، رابطهٔ وتر و کمان را توضیح بدهی و با زاویههای مرکزی، محاطی و ظلی، اندازهٔ زاویهها، طول کمان و مساحت قطاع را حساب کنی.
پیش از شروع
چطور ممکن است دو نفر از دو نقطهٔ متفاوت روی یک دایره، دو سرِ یک وتر را دقیقاً با زاویهای برابر ببینند؟
اگر این دو نفر در یک طرف وتر باشند، زاویههای دیدشان محاطی است و هر دو به یک کمان نگاه میکنند. اندازهٔ هرکدام نصف اندازهٔ همان کمان است؛ پس جابهجایی روی آن بخش از دایره، زاویهٔ دید را تغییر نمیدهد.
خط از کنار دایره میگذرد یا آن را میبُرد؟
خط از کنار دایره میگذرد یا آن را میبُرد؟
یک حلقه و خطکشی بلند را تصور کن. با جابهجا کردن خطکش، لبهٔ آن میتواند دایره را دو بار قطع کند، فقط لمس کند یا اصلاً به آن نرسد.
برای تشخیص دقیق، از مرکز دایره، یعنی ، بر خط عمود رسم کن و پای عمود را بنام. فاصلهٔ مرکز از خط، طول همین پارهخط عمودی است؛ نه فاصلهٔ مرکز تا هر نقطهٔ دلخواه خط. آن را با شعاع مقایسه کن:
- اگر باشد، خط قاطع است و دو نقطهٔ اشتراک دارد.
- اگر باشد، خط مماس است و فقط یک نقطهٔ اشتراک دارد.
- اگر باشد، خط و دایره نقطهٔ مشترکی ندارند.
چرا مماس بر شعاع عمود است؟ اگر نقطهٔ تماس را بنامیم، فاصلهٔ آن تا مرکز برابر شعاع است؛ هر نقطهٔ دیگرِ مماس بیرون دایره و از مرکز دورتر است. پس نزدیکترین نقطهٔ خط به مرکز و همان پای عمود است؛ یعنی .
برعکس، برای رسم مماس در نقطهٔ روی دایره، کافی است از خطی عمود بر شعاع رسم کنی.
کتاب درسی، صفحهٔ ۱۱
اندازهٔ کمان با طول آن فرق دارد
اندازهٔ کمان با طول آن فرق دارد
دو مسیر دایرهای، یکی دور یک باغچه و دیگری دور یک میدان بزرگ را تصور کن. اگر در هر دو مسیر بهاندازهٔ یکچهارم دور حرکت کنی، زاویهٔ چرخشت یکسان است، اما مسافت طیشده یکسان نیست!
اندازهٔ کمان برابر اندازهٔ زاویهٔ مرکزیِ مقابل آن است؛ یعنی زاویهای که رأسش مرکز دایره است و ضلعهایش از دو سر کمان میگذرند. اندازهٔ کمان را با درجه میسنجیم، ولی طول کمان یک مسافت است و مثلاً با متر اندازهگیری میشود.
اگر اندازهٔ زاویهٔ مرکزی درجه باشد، سهم کمان از یک دور کامل برابر است. پس برای دایرهای به شعاع ، طول کمان از همین سهمِ محیط به دست میآید:
ناحیهای که بین دو شعاع و کمانِ میان آنها قرار دارد، قطاع است؛ مثل یک برش پیتزا. مساحت آن نیز همین سهم از مساحت کل دایره است:
پس اندازهٔ کمان فقط به زاویهٔ مرکزی وابسته است، اما طول کمان و مساحت قطاع به شعاع هم بستگی دارند.
کتاب درسی، صفحهٔ ۱۲
رابطهٔ وتر، کمان و قطر
رابطهٔ وتر، کمان و قطر
یک قاب دایرهای را تصور کن که چند میلهٔ راست، دو نقطه از لبهٔ آن را به هم وصل کردهاند؛ هر میله یک وتر است. در یک دایره، وترهای برابر، کمانهای کوچکِ برابر دارند و برعکس. دلیلش چیست؟ اگر دو سر هر وتر را به مرکز وصل کنیم، مثلثهایی میسازیم که دو ضلعشان شعاع است؛ با برابر بودن وترها، این مثلثها همنهشت میشوند و زاویههای مرکزی آنها برابر است.
حالا قطر را عمود بر وتر رسم کن و محل برخوردشان را بنام. مثلثهای قائمالزاویهٔ و وترهای برابرِ و ضلع مشترک دارند؛ پس همنهشتاند. بنابراین ؛ یعنی قطر، وتر را نصف میکند. همچنین این قطر از وسط هر دو کمانِ دو سرِ وتر میگذرد.
رابطهٔ برعکس هم کاربرد دارد: اگر قطری یک وترِ غیرقطر را نصف کند، بر آن عمود است. پس برای یافتن وسط یک میله در قاب دایرهای، قطرِ عمود بر آن راهنمای خوبی است.
کتاب درسی، صفحهٔ ۱۳
زاویهٔ محاطی؛ نصف کمان مقابل
زاویهٔ محاطی؛ نصف کمان مقابل
فرض کن دو سرِ یک وتر را از نقطهای روی لبهٔ یک میدان دایرهای نگاه میکنی. دو خط دید تو یک زاویهٔ محاطی میسازند: رأس زاویه روی دایره است و هر ضلع آن شامل یک وتر است.
اگر رأس را و دو سر وتر را و بنامیم، کمانِ مقابلِ زاویهٔ ، کمانی از تا است که روی آن نیست. اندازهٔ زاویهٔ محاطی نصف اندازهٔ همین کمان است:
چرا نصف؟ در حالت سادهای که یکی از ضلعهای زاویه از مرکز میگذرد، با وصل کردن مرکز به سرِ دیگر وتر، یک مثلث متساویالساقین داریم. قضیهٔ زاویهٔ خارجی نشان میدهد زاویهٔ مرکزیِ مقابل، دو برابر زاویهٔ محاطی است؛ حالتهای دیگر هم با رسم قطر به همین حالت برمیگردند.
حالا پاسخ پرسش آغاز درس روشن میشود: اگر دو ناظر روی یک کمان باشند و دو سرِ یک وتر را ببینند، زاویههای دیدشان برابر است؛ چون هر دو نصف اندازهٔ یک کمانِ مقابلاند.
کتاب درسی، صفحهٔ ۱۴
وقتی یک ضلع زاویه مماس است
وقتی یک ضلع زاویه مماس است
تصور کن لبهٔ یک خطکش در نقطهٔ به یک حلقه مماس است و از همان نقطه، نخی تا نقطهٔ روی حلقه کشیدهای. زاویهٔ میان لبهٔ خطکش و نخ، نمونهای از زاویهٔ ظلی است: رأس روی دایره است، یک ضلع مماس است و ضلع دیگر شامل یک وتر.
اندازهٔ زاویهٔ ظلی، نصف اندازهٔ کمان مقابل آن است. دقت کن کمان مقابل را متناسب با زاویهٔ انتخابشده مشخص کنی؛ همیشه کمان کوچکتر نیست.
برای دیدن دلیل، قطر را رسم کن. مماس بر شعاع عمود است؛ پس با زاویهٔ میسازد. حالتی را در نظر بگیر که وتر داخل این زاویهٔ راست باشد. زاویهٔ ظلی و زاویهٔ محاطی با هم میشوند. از طرف دیگر، کمانهای مقابل این دو زاویه با هم یک نیمدایره، یعنی ، میسازند. چون زاویهٔ محاطی نصف کمان خودش است، زاویهٔ باقیمانده هم نصف کمان باقیمانده خواهد بود!
کتاب درسی، صفحهٔ ۱۴
مثال حلشده
در دایرهای به مرکز و شعاع سانتیمتر، زاویهٔ مرکزی برابر است. نقطهٔ روی کمان بزرگ قرار دارد و نیمخط بر دایره در مماس است؛ بهطوریکه کمان مقابل زاویهٔ ظلی ، کمان کوچک باشد. طول کمان کوچک ، مساحت قطاع کوچک و اندازهٔ زاویههای و را پیدا کن.
اندازهٔ کمان کوچک با زاویهٔ مرکزی مقابلش برابر است؛ پس این کمان است.
سهم این کمان از یک دور کامل را پیدا میکنیم: .
طول کمان همین سهم از محیط دایره است: سانتیمتر.
مساحت قطاع همین سهم از مساحت دایره است: سانتیمتر مربع.
چون روی کمان بزرگ است، کمان مقابل زاویهٔ محاطی همان کمان کوچک است؛ بنابراین .
زاویهٔ ظلی نیز مقابل همان کمان کوچک است؛ پس ؛ برابر شدن این دو زاویه از مشترک بودن کمان مقابلشان میآید.
نکات مهم
- اگر فاصلهٔ عمودی مرکز از خط کمتر، برابر یا بیشتر از شعاع باشد، خط بهترتیب قاطع، مماس یا بدون نقطهٔ مشترک با دایره است و مماس بر شعاعِ نقطهٔ تماس عمود است.
- اندازهٔ کمان برابر زاویهٔ مرکزی مقابل آن است و برای کمانی با اندازهٔ درجه در دایرهای به شعاع ، طول کمان و مساحت قطاع است.
- در یک دایره، وترهای برابر کمانهای کوچک برابر دارند، قطرِ عمود بر وتر آن وتر و کمانهای متناظرش را نصف میکند و اندازهٔ زاویههای محاطی و ظلی نصف کمان مقابلشان است.