۱۰۰ هزار تومان هدیهٔ ثبت‌نام، تا ۱ میلیونبا ثبت‌نام گردونهٔ هدیه را بچرخان: دست‌کم ۱۰۰٬۰۰۰ تومان و تا ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ تومان اعتبار هدیه، بدون کارت بانکیگردونهٔ هدیه۱ میلیون برای تو، ۱ میلیون برای دوستتدوستانت را دعوت کن: برای هر دوستی که فعال شود ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ تومان اعتبار هدیه می‌گیری و خودش هم ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ تومانجوایز
1xAi
فارسی هفتم · فصل ۴

خلاصه درس فصل ۴ فارسی هفتم؛ درسنامه و نکات مهم

«نام‌ها و یادها»، فصل ۴ کتاب فارسی هفتم، صفحهٔ ۷۹ تا ۱۰۶، پایهٔ هفتم: ۸ درس، هر کدام با توضیح مفاهیم، مثال حل‌شده و نکات مهم.

این درسنامه را هوش مصنوعی 1xAi از روی صفحه‌های همان درس در کتاب درسی نوشته است (برچسب «تولید هوش مصنوعی»). کنار توضیح‌ها شمارهٔ صفحهٔ کتاب آمده تا با کتاب مقایسه کنی، و مثال حل‌شدهٔ هر درس یک بار دیگر جداگانه حل و بررسی شده؛ مثالی که درست درنیامده حذف شده است.

نمونه سوال این فصل با جواب

درس ۱ · صفحهٔ ۷۹ تا ۸۶ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

درس نهم

در این درس یاد می‌گیری پیام اخلاقی نامه و نشانه‌های شوق یادگیری را توضیح بدهی، مسند را پیدا کنی و در نوشتن واژه‌های درس از معنی کمک بگیری.

پیش از شروع

چطور ممکن است اتاقی بسیار کوچک، در نگاه کسی از تمام دنیا بزرگ‌تر باشد؟

برای محمدتقی جعفری، ارزش حجره به اندازهٔ آن نبود؛ آنجا فرصتی برای درس خواندن و فکر کردن داشت. وقتی چیزی را با اشتیاق دنبال می‌کنیم، یک جای ساده هم می‌تواند دنیایی از فرصت باشد.

دانش در کنار اخلاق

ماجرا با نامهٔ دانش‌آموزانی شروع می‌شود که از امام خمینی می‌خواهند راهنمایی‌شان کند. آنها به دلیل احترام و تصوّری که از جایگاه او دارند، خودشان را در موقعیّت نصیحت کردن او نمی‌بینند؛ امّا پاسخ او نشان می‌دهد که شنیدن راهنمایی دیگران، نشانهٔ کوچکی نیست.

در نامه، درس خواندن با نشاط در کنار نیکو کردن اخلاق، انجام وظایف دینی، خدمت به پدر و مادر و احترام به معلّم آمده است. یعنی پیشرفت فقط نمرهٔ خوب گرفتن نیست؛ رفتار ما هم مهم است. مثلاً دانش‌آموزی که خوب درس می‌خواند و آموخته‌اش را با حوصله به هم‌کلاسی‌اش توضیح می‌دهد، دانش و رفتار خوب را کنار هم قرار داده است.

کتاب درسی، صفحهٔ ۸۱

لذّت کشف و آموختن

در «شوق خواندن»، کنجکاوی محمدتقی جعفری را هم در طبیعت می‌بینیم و هم در مدرسه. او با دقّت به گل‌ها نگاه می‌کند و به صدای پرندگان گوش می‌دهد. ناراحتی‌اش از شکار پرندگان هم نشان می‌دهد که فقط تماشاگر زیبایی نیست؛ نسبت به آسیب دیدن آن حساس است.

همین علاقه به کشف کردن، درس را برایش لذّت‌بخش می‌کند. برای او بازی و یادگیری دشمن یکدیگر نیستند. شاید تو هم هنگام پیدا کردن پاسخ یک معمّا چنین شادی‌ای را تجربه کرده باشی.

در ادامه، زیارت به او آرامش می‌دهد و مدرسه فرصت مطالعه و اندیشیدن را فراهم می‌کند. پس تعبیر آرام شدن دل در حرم و اندیشه در مدرسه، به دو نیاز او اشاره دارد: آرامش درونی و یادگیری. حجرهٔ کوچک نیز برایش ارزشمند است، چون راه رسیدن به خواستهٔ بزرگش را باز می‌کند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۸۲

مسند؛ ویژگیِ نهاد

گاهی جمله از انجام دادن یک کار خبر نمی‌دهد، بلکه حالتی را به کسی یا چیزی نسبت می‌دهد. مثلاً در «باغ سرسبز است.» دربارهٔ حالت باغ حرف می‌زنیم. «باغ» نهاد، «سرسبز» مسند و «است» فعل اسنادی است.

برای پیدا کردن مسند، نخست نهاد را پیدا کن؛ سپس بپرس چه حالت یا ویژگی‌ای به آن نسبت داده شده است. در «دوستم خسته بود.» خستگی به دوست نسبت داده شده؛ پس «خسته» مسند است، نه «بود».

برای تمرین جایگزینی هم می‌توانیم «خسته» را به «خوشحال» تغییر دهیم. جمله همچنان درست است، امّا ویژگیِ نسبت‌داده‌شده عوض می‌شود. حواست باشد هر جمله‌ای را به زور با این الگو بررسی نکنی؛ اینجا با جمله‌های دارای فعل اسنادی کار داریم.

کتاب درسی، صفحهٔ ۸۴

معنی، راهنمای املا

برای درست نوشتن، فقط به صدا تکیه نکن؛ معنی هم راهنماست. «گزاردن» برای ادا کردن و به‌جا آوردن است، مثل نماز گزاردن. «گذاردن» برای قرار دادن است، مثل گذاردن کتاب روی میز. این دو شبیه شنیده می‌شوند، امّا کاربردشان فرق دارد.

در تمرین‌های درس نیز «نصیب» به معنی قسمت و «گشت‌وگذار» به معنی گردش است. بهتر است واژه را همراه معنایش یاد بگیری، نه جدا از آن.

برای هم‌خانواده‌ها هم شباهت ظاهری کافی نیست؛ پیوند معنایی و ریشهٔ مشترک مهم است: «درس، تدریس، مدرسه» نمونه‌اند. همچنین هنگام املای نشانه‌های اختصاری، بهتر است صورت کاملشان را بنویسی؛ مثلاً «ص» را به صورت «صلوات‌الله علیه».

کتاب درسی، صفحهٔ ۸۴

از علاقه تا مشارکت

در آغاز درس دهم، علاقه به یادگیری را در کلاس ادبیات می‌بینیم. نیما با دقّت به شعر گوش می‌دهد و واکنشش توجّه معلّم را جلب می‌کند. وقتی می‌گوید قبلاً شعر را ترجمه کرده، می‌فهمیم ارتباطش با ادبیات به شنیدن در کلاس محدود نبوده است.

معلّم هم از او می‌خواهد ترجمه‌اش را بخواند؛ یعنی فرصتی می‌دهد تا آموخته‌اش را با دیگران در میان بگذارد. این صحنه را می‌توان کنار شوق مطالعهٔ جعفری گذاشت: هر دو با علاقه، فراتر از حضور ساده در کلاس پیش می‌روند.

هنگام شناخت بزرگان هم همین روش به کار می‌آید: به جای گفتنِ تنها یک صفت مثل «کوشا»، رفتاری از زندگی‌شان پیدا کن که آن صفت را نشان دهد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۸۶

مثال حل‌شده

در جملهٔ «گل‌های باغچه شاداب بودند.» مسند را پیدا کن و مسند مناسب دیگری به جای آن بگذار.

  1. ابتدا بپرس دربارهٔ چه چیزی سخن می‌گوییم: «گل‌های باغچه»؛ پس این بخش نهاد است.

  2. فعل «بودند» حالتی را به نهاد نسبت می‌دهد؛ پس در این جمله فعل اسنادی است.

  3. بپرس چه حالتی به گل‌ها نسبت داده شده است: «شاداب»؛ پس این واژه مسند است.

  4. یک حالت مناسب دیگر انتخاب کن؛ با جایگزینی «پژمرده»، جمله درست می‌ماند ولی معنایش تغییر می‌کند.

جواب: «شاداب» مسند است و می‌توان آن را با «پژمرده» جایگزین کرد: «گل‌های باغچه پژمرده بودند.»

نکات مهم

  • در نامه، یادگیری همراه با اخلاق نیک، احترام و مفید بودن برای دیگران ارزش دارد.
  • رفتارهای جعفری و نیما نشان می‌دهد شوق یادگیری را می‌توان از دقّت، مطالعه و پیگیری شناخت.
  • مسند ویژگیِ نسبت‌داده‌شده به نهاد است و برای انتخاب املای درست نیز باید به معنی واژه توجّه کرد.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۲ · صفحهٔ ۸۶ تا ۸۸ · حدود ۹ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

کلاس ادبیات

در این درس یاد می‌گیری با توجه به رفتار شخصیت‌ها، نقش کوشش و حمایت را در رشد استعداد نیما و پروین توضیح بدهی و معنای تصویرهای ادبی متن را دریابی.

پیش از شروع

فکر می‌کنی یک معلّم چگونه می‌تواند کمک کند دانش‌آموزی که با دست‌های لرزان نوشته‌اش را می‌خواند، جرئت پیدا کند شعرهای خودش را هم بخواند؟

در این داستان، نظام وفا به علاقهٔ نیما توجه می‌کند، نوشته‌اش را می‌شنود و او را تشویق می‌کند. سپس با پیشنهاد مطالعه و درخواست شنیدن شعرهایش، به او فرصت رشد می‌دهد؛ گاهی همین توجه، آغاز یک تغییر مهم است.

علاقه‌ای همراه با تلاش

داستان با سکوت کلاس و شنیدن یک شعر فرانسوی آغاز می‌شود. نیما فقط ساکت نیست؛ با علاقه و دقّت گوش می‌دهد. معلّم هم به چهرهٔ شاگردان نگاه می‌کند تا اثر شعر را ببیند و متوجه شوق نیما می‌شود. وقتی نیما شاعر را می‌شناسد، توضیح می‌دهد که قبلاً شعر را ترجمه کرده است. پس علاقهٔ او با مطالعه و کار شخصی همراه بوده است. برای شناخت شخصیت، به رفتار و گفتارش توجه کن. درست مثل دوستی که از پرسش‌های دقیق و تمرین‌هایش می‌فهمی به نقاشی علاقه دارد، از گوش دادن و ترجمه کردن نیما هم علاقهٔ ادبی او را می‌شناسیم.

کتاب درسی، صفحهٔ ۸۶

تشویقی که راه می‌گشاید

نیما ابتدا با نگرانی نوشته‌اش را می‌خواند، امّا به‌تدریج با شور بیشتری ادامه می‌دهد. نظام وفا فقط او را تحسین نمی‌کند؛ پس از کلاس کتابی به او می‌دهد، دربارهٔ مطالعه‌اش می‌پرسد و از او می‌خواهد شعرهایش را بیاورد. تشویق سازنده، هم دلگرمی می‌دهد و هم راه پیشرفت را نشان می‌دهد. شعر پایانی هم از اثر آدم‌های نیرو‌بخش می‌گوید: یاد بعضی افراد در دلتنگی به گوینده جرئت می‌دهد. «رزق روح» یعنی چیزی که به جان آدم نیرو می‌رساند، نه غذای جسم. مثل وقتی که یاد حرف دلگرم‌کنندهٔ یک دوست، هنگام انجام کاری دشوار به تو امید می‌دهد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۸۷

استعداد و مراقبت

در بخش «مرواریدی در صدف»، با کودکی پروین آشنا می‌شویم. او اهل کوشش و فکر کردن است و از کودکی با شعر شاعران بزرگ آشنا می‌شود. پدرش نیز برای آغاز شاعری به او کمک می‌کند. در تصویرِ «پروین، همچون مرواریدی در صدف»، پروین به مروارید تشبیه شده است: مروارید ارزشمند است و صدف از آن محافظت می‌کند. این تصویر، هم ارزش استعداد پروین را می‌رساند و هم مراقبت پدر را. بااین‌حال، نباید کوشش خود پروین را فراموش کنیم؛ همان‌طور که برای رشد یک نهال، هم توان رشد لازم است و هم مراقبت مناسب.

کتاب درسی، صفحهٔ ۸۸

مثال حل‌شده

دانش‌آموزی می‌گوید: «چون دست‌های نیما هنگام خواندن می‌لرزید، پس در ادبیات استعداد نداشت.» با کمک نشانه‌های متن، این نظر را بررسی کن.

  1. ابتدا مشاهده را از برداشت جدا می‌کنیم: لرزش دست‌های نیما در متن آمده، امّا بی‌استعداد بودن او برداشت دانش‌آموز است.

  2. به دنبال شاهدهای دیگر می‌گردیم: نیما پیش‌تر شعر فرانسوی را ترجمه کرده و شاعر آن را می‌شناسد.

  3. ادامهٔ خواندن او را بررسی می‌کنیم: نگرانی آغازین کم‌کم جای خود را به شور و نشاط می‌دهد و معلّم هم کارش را تحسین می‌کند.

  4. نتیجه می‌گیریم که برای داوری دربارهٔ توانایی یک نفر، باید چند نشانه را کنار هم بگذاریم؛ یک نشانهٔ نگرانی برای چنین داوری‌ای کافی نیست.

جواب: نه؛ لرزش دست‌ها نشانهٔ نگرانی نیما هنگام خواندن است، نه بی‌استعدادی او، زیرا هم قبلاً شعر را ترجمه کرده و هم در ادامه با شور می‌خواند و تحسین می‌شود.

نکات مهم

  • علاقهٔ نیما به ادبیات در گوش دادن دقیق، مطالعه و ترجمه کردن او دیده می‌شود.
  • نظام وفا با دلگرمی دادن و پیشنهاد راه ادامه، به رشد استعداد نیما کمک می‌کند.
  • تصویر مروارید و صدف، ارزش استعداد پروین و مراقبت پدر از او را نشان می‌دهد.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۳ · صفحهٔ ۸۸ تا ۹۰ · حدود ۸ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

مرواریدی در صدف

در این درس یاد می‌گیری نقش تلاش و راهنمایی را در زندگی پروین بشناسی، پیام شعر «ای مرغک» را توضیح بدهی و دیدگاه دکتر حسابی دربارهٔ رویارویی با دشواری‌ها را دریابی.

پیش از شروع

چرا ممکن است نویسنده، کودکی را «مرواریدی در صدف» بنامد؟ این تصویر دربارهٔ خود کودک و کسی که از او مراقبت می‌کند، چه می‌گوید؟

مروارید چیزی ارزشمند است و صدف از آن نگهداری می‌کند. در این درس، پروین به مروارید مانند شده و مراقبت پدرش به نگهداری صدف؛ اما این مراقبت با راهنمایی و فرصت تمرین همراه است.

استعدادی که پرورش یافت

پروین از کودکی هم تلاش می‌کرد و هم اهل فکرکردن بود. آشنایی با شعر شاعران بزرگ، دنیای شعر را پیش روی او باز کرد؛ پدرش هم کمک کرد تا فقط خوانندهٔ شعر نباشد و خودش سرودن را تجربه کند.

تمرین‌های پدر جالب بود: گاهی شعرهایی از زبان‌های دیگر را ترجمه می‌کرد تا پروین آنها را به شعر فارسی درآورد. گاهی هم از او می‌خواست قافیه‌های شعری قدیمی را تغییر دهد. قافیه، واژه‌های هم‌آوای پایان مصراع‌هاست که به شعر آهنگ می‌دهد.

پس تصویر «مروارید در صدف» فقط از عزیزبودن پروین نمی‌گوید؛ ارزش استعداد او و مراقبت پدر را هم نشان می‌دهد. درست مثل کسی که برای یادگیری نقاشی، هم تشویق می‌شود و هم فرصت تمرین پیدا می‌کند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۸۸

مرغک، آموختن و استقلال

پروین نخستین شعرهایش را در هفت یا هشت‌سالگی سرود و بعضی از شعرهای زیبایش حاصل دورهٔ نوجوانی اوست. شعر «ای مرغک» را هم در دوازده‌سالگی سروده است. این سن کم، در کنار پختگی شعرها، دلیل شگفتی خوانندگان و تحسین شاعرانی مانند شهریار بود.

در «ای مرغک»، شاعر با پرنده‌ای کوچک حرف می‌زند: از آشیانه بیرون بیا، پرواز یاد بگیر و برای زندگی آماده شو. مرغک می‌تواند یادآور کودکی باشد که باید کم‌کم مستقل شود. پیام شعر بی‌فکری نیست؛ دعوت به آموختن، تلاش و نترسیدن از دشواری‌هاست. پایان شعر نیز هم به کوشش روزانه توجه دارد و هم به استراحت شبانه.

چند واژه کمک می‌کند بهتر بفهمی: «خُرد» یعنی کوچک، «چمیدن» یعنی با ناز و زیبایی راه‌رفتن، «آرمیدن» یعنی استراحت‌کردن و «مردم چشم» یعنی مردمک. این آخری را با «مردم» به معنی انسان‌ها اشتباه نگیر!

کتاب درسی، صفحهٔ ۸۹

سختی، پایان راه نیست

در بخش «زندگی حسابی» با گوشه‌ای از زندگی دکتر محمود حسابی آشنا می‌شویم. کودکی او با فقر و سختی گذشته بود و یادآوری آن روزها ناراحتش می‌کرد. بااین‌حال، نتیجه‌ای که از تجربه‌اش می‌گرفت، ناامیدی نبود: باید در برابر دشواری‌ها ایستاد، صبور بود و ناسپاسی نکرد.

دقت کن که پایداری با ناراحت‌نشدن یکی نیست. ممکن است از یک شکست ناراحت شوی، اما بعد علت آن را پیدا کنی و دوباره تلاش کنی؛ این هم نوعی ایستادگی است.

متن همچنین می‌گوید حسابی در فرصت فراغت از مطالعه و پژوهش، باغبانی می‌کرد. پس تصویری که از او می‌بینیم، فقط یک پژوهشگر نیست؛ انسانی است که در کنار کار علمی، به باغبانی هم می‌پرداخت.

کتاب درسی، صفحهٔ ۹۰

مثال حل‌شده

دانش‌آموزی می‌گوید: «پدر پروین از او مراقبت می‌کرد، اما شعر ای مرغک به بیرون‌آمدن از آشیانه دعوت می‌کند؛ پس این دو پیام با هم مخالف‌اند.» آیا برداشت او درست است؟

  1. اول معنای مراقبت را در رفتار پدر پیدا می‌کنیم: او به پروین تمرین می‌داد تا خودش شعر بسازد.

  2. سپس پیام شعر را بررسی می‌کنیم: مرغک باید پرواز و فراهم‌کردن نیازهای زندگی را یاد بگیرد.

  3. حالا مقایسه می‌کنیم: تمرین‌دادن پدر، توانایی پروین را بیشتر می‌کرد و او را برای مستقل‌شدن آماده می‌ساخت.

  4. نتیجه می‌گیریم که مراقبتِ همراه با آموزش، مانع استقلال نیست؛ می‌تواند زمینهٔ آن باشد.

جواب: نه؛ مراقبت پدر همراه با فرصت تجربه بود و پیام شعر هم بر آموختن و مستقل‌شدن تأکید دارد، پس این دو مکمل یکدیگرند.

نکات مهم

  • استعداد پروین با کوشش خودش و راهنمایی و تمرین‌هایی که پدرش فراهم می‌کرد، پرورش یافت.
  • شعر «ای مرغک» را می‌توان دعوتی به یادگیری، استقلال و تلاش برای زندگی دانست.
  • از نگاه دکتر حسابی، در برابر دشواری‌ها باید صبور بود و تسلیم نشد.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۴ · صفحهٔ ۹۰ تا ۹۲ · حدود ۹ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

زندگی حسابی

در این درس یاد می‌گیری پیام زندگی حسابی و ویژگی‌های سعید را با تکیه بر رفتارهایشان توضیح بدهی و مفهوم پایداری، دانش همراه با عمل و احترام به دیگران را دریابی.

پیش از شروع

چرا یک دانشمند، با وجود کارهای علمی فراوان، ماه‌ها به کارگاه تراشکاری می‌رفت؟

حسابی می‌خواست قطعه‌های موردنیاز را بسازد تا کشور کمتر به واردات وابسته باشد. برای او، دانستن زمانی ارزش بیشتری پیدا می‌کرد که به کاری سودمند تبدیل شود.

سختی، پایان راه نیست

در آغاز متن، با کودکی دشوار حسابی آشنا می‌شویم. نکتهٔ مهم این نیست که سختی‌ها او را ناراحت نمی‌کردند؛ یادشان هم برایش دردناک بود. نکته این است که او ناراحتی را دلیل کنارکشیدن نمی‌دانست. پایداری یعنی با وجود دشواری، راه درست را ادامه بدهیم و صبور بمانیم. «چیره‌شدن» نیز یعنی غلبه‌کردن و از عهدهٔ چیزی برآمدن. مثلاً اگر در خواندن یک متن مشکل داری، پایداری این نیست که بگویی هیچ مشکلی ندارم؛ یعنی دوباره بخوانی، کمک بگیری و تمرین کنی. پس میان احساس ناراحتی و تسلیم‌شدن تفاوت هست.

کتاب درسی، صفحهٔ ۹۰

دانش در کنار عمل

متن پس از بیان پایداری حسابی، نمونه‌هایی از زندگی او می‌آورد: باغبانی می‌کرد، کارهای خانه را انجام می‌داد و برای ساخت قطعه به کارگاه می‌رفت. «فراغت» یعنی آسودگی از کاری و «پروایی نداشت» در اینجا یعنی از انجام آن کار پرهیز نمی‌کرد. او میان دانش و مهارت دیوار نمی‌کشید. از فرزندانش هم می‌خواست در کنار درس، مهارت‌های فنی بیاموزند و آیات قرآن را درست بخوانند و بفهمند. هدف تلاش صنعتی او نیز کمک به استقلال کشور، یعنی کاهش وابستگی به دیگر کشورها بود. مثل وقتی که آموخته‌های علوم را برای تعمیر یا ساخت وسیله‌ای ساده به کار می‌بریم، دانستن به عمل پیوند می‌خورد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۹۱

ادب و حرمت دل‌ها

حسابی در کنار پژوهش علمی، با شعر و زبان فارسی هم مأنوس بود. او فقط از آهنگ شعر لذت نمی‌برد؛ درست‌خواندن و درست‌فهمیدن آن را مهم می‌دانست. متن سپس از بیت سعدی بر سردر خانه‌اش یاد می‌کند. در این بیت، «مُلک وجود» به قلمرو هستی و زندگی اشاره دارد. پیام ساده‌اش این است که زندگی و داشته‌های آن ارزش این را ندارد که به خاطرشان دلی را برنجانیم. دل‌بستگی به ادب، با توجه به اخلاق همراه شده است. مثلاً اگر برای برنده‌شدن در یک گفت‌وگو دوستت را تحقیر کنی، شاید بحث را ببری، اما با پیام این بیت همراه نشده‌ای.

کتاب درسی، صفحهٔ ۹۱

شناخت شخصیت از رفتار

در بخش «فرزند صالح انقلاب»، شخصیت دیگری به نام سعید معرفی می‌شود. نویسنده به‌جای اینکه فقط چند صفت برای او ردیف کند، رفتارهایش را نشان می‌دهد: کتاب را با علاقه تا پایان می‌خواند، نمایش اجرا می‌کرد، در جوانی درس می‌داد و با قرآن و شعر مأنوس بود. «مشاعره» بازی یا رقابتی ادبی است که در آن شرکت‌کنندگان با نوبت و قاعده شعر می‌خوانند. علاقهٔ سعید به ورزش هم نشان می‌دهد که زندگی او فقط به مطالعه محدود نبود. برای شناخت شخصیت در یک متن، بهتر است بپرسیم: کدام رفتار، شاهد این ویژگی است؟ همان‌طور که انجام منظم تکلیف، شاهد بهتری برای مسئولیت‌پذیری است تا صرفاً گفتنِ «من مسئولیت‌پذیرم».

کتاب درسی، صفحهٔ ۹۲

مثال حل‌شده

دانش‌آموزی می‌گوید: «حسابی انسان پرتلاشی بود.» چگونه می‌توان این نظر را با شاهدی از متن کامل کرد؟

  1. نخست ویژگی موردنظر را مشخص می‌کنیم: پرتلاش‌بودن.

  2. سپس دنبال رفتاری می‌گردیم که ادامه‌دادن کار با وجود دشواری را نشان دهد، نه صرفاً عنوان علمی او را.

  3. در متن می‌بینیم که او حدود هشت ماه، هر روز برای ساخت قطعات به تراشکاری می‌رفت و به ناهاری بسیار ساده قناعت می‌کرد.

  4. اکنون نظر و شاهد را به هم پیوند می‌دهیم: استمرار در کار و پذیرفتن سختی‌ها، دلیل پرتلاش‌بودن اوست.

جواب: حسابی انسانی پرتلاش بود؛ زیرا برای ساخت قطعات موردنیاز، حدود هشت ماه هر روز به تراشکاری می‌رفت و دشواری این کار را می‌پذیرفت.

نکات مهم

  • پایداری یعنی با وجود ناراحتی و دشواری، صبورانه برای ادامهٔ راه تلاش کنیم.
  • زندگی حسابی نمونه‌ای از همراهی دانش، کار عملی، علاقه به فرهنگ و توجه به اخلاق است.
  • برای بیان ویژگی‌های سعید یا هر شخصیت دیگر، باید از رفتارهای او در متن شاهد بیاوریم.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۵ · صفحهٔ ۹۲ تا ۹۷ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

فرزند صالح انقلاب

در این درس یاد می‌گیری ویژگی‌های شخصیت را با شاهد بشناسی، زمان فعل و الگوی قافیهٔ قطعه را تشخیص بدهی و با کمک معنی، املای درست و پیام شعر را دریابی.

پیش از شروع

اگر معلّمت فقط یکی دو سال از تو بزرگ‌تر باشد، چه چیزی باعث می‌شود او را «استاد» بدانی؟

سعید کاظمی آشتیانی در هجده‌سالگی به نوجوانانی نزدیک به سن خودش درس می‌داد و او را «استاد جوان» می‌نامیدند. زندگی او نشان می‌دهد که آموختن، پرورش توانایی‌ها و خدمت به دیگران می‌تواند از نوجوانی آغاز شود.

ویژگی‌ها را با شاهد بشناس

سعید کاظمی آشتیانی را فقط با عنوان «دانشمند» نشناس؛ متن از کودکی و نوجوانی او شروع می‌کند تا مسیر رشدش را ببینی. او کتاب می‌خواند، نمایش اجرا می‌کرد، قرآن و شعر به خاطر می‌سپرد و به ورزش علاقه داشت. بعد هم معلّم شد، در جبهه حضور یافت و در پژوهش علمی نقش‌آفرین شد.

برای شناخت شخصیت، از رفتارها شاهد بیاور. مثلاً اینکه کتاب را تا پایان رها نمی‌کرد، نشانهٔ علاقه و پیگیری او در مطالعه است. این روش در زندگی روزانه هم به کار می‌آید: به‌جای اینکه فقط بگویی «دوستم مسئولیت‌پذیر است»، نمونه‌ای از انجام‌دادن درست کارهایش بگو. در پاسخ به پرسش‌های متن هم هر ویژگی را به یک رفتار پیوند بده.

کتاب درسی، صفحهٔ ۹۲

فعل چه زمانی را نشان می‌دهد؟

فعل، علاوه بر بیان کار یا حالت، می‌تواند زمان آن را هم نشان دهد. وقتی می‌گویی «نامه نوشت»، از کاری در گذشته خبر می‌دهی. «نامه می‌نویسد» در مثال کتاب، زمان حال را نشان می‌دهد و «نامه خواهد نوشت» مربوط به آینده است.

برای تشخیص زمان، خود فعل را بررسی کن؛ فقط دنبال واژه‌هایی مثل «دیروز» و «فردا» نگرد. جمله ممکن است هیچ‌کدام از این واژه‌ها را نداشته باشد، اما زمانش روشن باشد: «شنیدیم» گذشته است. همچنین گذشته همیشه یک‌کلمه‌ای نیست؛ «گرفته بودی» و «نشسته بودید» هم به گذشته مربوط‌اند. فعلاً کافی است این سه زمان اصلی را از هم تشخیص بدهی.

کتاب درسی، صفحهٔ ۹۳

قطعه؛ آهنگ همراه با اندرز

هر بیت از دو مصراع ساخته می‌شود. برای شناخت قطعه در نمونهٔ کتاب، به پایان مصراع‌های دوم نگاه کن: «پیل‌تن»، «من» و «پیرزن» آهنگ پایانی مشترک دارند و قافیه‌اند. لازم نیست مصراع نخست بیت اول هم با آن‌ها هم‌قافیه باشد.

قطعه معمولاً پیامی اخلاقی، اجتماعی یا پندی برای زندگی دارد. در شعر مادر و فرزند، مادر روزهای ناتوانی کودکش را یادآوری می‌کند تا او قدر مهربانی مادر را بداند. پس هم چیدمان قافیه‌ها مهم است و هم پیام شعر. ردیف را هم با قافیه یکی ندان: ردیف، واژه یا عبارتی است که پس از قافیه عیناً تکرار می‌شود؛ این نمونه ردیف ندارد. برای گفت‌وگو دربارهٔ شعرهای پروین نیز می‌توانی ابتدا پیام و سپس قافیه‌ها را پیدا کنی.

کتاب درسی، صفحهٔ ۹۴

معنا، راهنمای املا

برای درست‌نوشتن، شنیدن به‌تنهایی کافی نیست؛ باید معنی جمله و شکل نوشتاری واژه را هم بررسی کنی. «فراغ» به آسودگی مربوط است، اما «فراق» جدایی را می‌رساند. در جملهٔ «در اوقات فراغ کتاب می‌خوانم»، سخن از وقت آسودگی است، نه دوری از کسی.

همین دقّت را در غلط‌یابی صفحهٔ بعد به کار ببر. شکل درست «تصلیم»، «سبر» و «تاقت» به‌ترتیب «تسلیم»، «صبر» و «طاقت» است. یک راه تمرین این است که پس از اصلاح واژه، با آن جمله‌ای کوتاه بسازی؛ مثلاً «برای یادگرفتن، صبر لازم است». این کار معنی و املای واژه را در ذهنت به هم پیوند می‌دهد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۹۴

از گِل تا گُل

در شعر «گِل و گُل»، حرکت‌گذاریِ عنوان مهم است: گِل همان خاک آمیخته با آب است و گُل گیاه خوش‌بو. گوینده از گِل خوش‌بو می‌پرسد آیا مشک یا ماده‌ای خوش‌عطر است. گِل توضیح می‌دهد که این بوی خوش را از همراهی با گُل گرفته است.

این ماجرا فقط دربارهٔ خوش‌بو شدن خاک نیست؛ شاعر با یک تصویر ساده، اثر همنشین را نشان می‌دهد. همان‌طور که دوستی با فردی اهل مطالعه می‌تواند تو را به کتاب‌خواندن علاقه‌مند کند، همراهی با انسان‌های شایسته هم می‌تواند بر رفتار تو اثر بگذارد. هنگام خواندن شعر، ابتدا ماجرا را بفهم و سپس بپرس: «این ماجرا چه نکته‌ای برای زندگی من دارد؟»

کتاب درسی، صفحهٔ ۹۶

مثال حل‌شده

در شعر «چه خوش گفت زالی به فرزند خویش»، قافیه‌ها را پیدا کن و توضیح بده پیام اخلاقی شعر چیست.

  1. پایان مصراع‌های دوم را جدا می‌کنیم: «پیل‌تن»، «من» و «پیرزن».

  2. آهنگ پایانی مشترک این واژه‌ها را می‌شنویم؛ پس آن‌ها قافیه‌های شعرند.

  3. به سخن مادر دقّت می‌کنیم: او ناتوانی دوران کودکی فرزند و مراقبت خودش را یادآوری می‌کند.

  4. از این یادآوری نتیجه می‌گیریم که فرزند باید قدر مادر را بداند و اکنون که نیرومند شده، او را آزار ندهد.

جواب: قافیه‌ها «پیل‌تن»، «من» و «پیرزن» هستند؛ شعر با یادآوری مراقبت‌های مادر، فرزند را به قدرشناسی و پرهیز از آزار او دعوت می‌کند.

نکات مهم

  • برای شناخت شخصیت‌های متن، هر ویژگی را به رفتاری مشخص پیوند بده.
  • فعل زمان را نشان می‌دهد و در قطعه، مصراع‌های دوم بیت‌ها هم‌قافیه‌اند.
  • معنی جمله به درست‌نویسی کمک می‌کند و شعر «گِل و گُل» اثر همنشین خوب را نشان می‌دهد.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۶ · صفحهٔ ۹۷ تا ۱۰۲ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

درس یازدهم: عهد و پیمان

در این درس یاد می‌گیری با تکیه بر رفتار شخصیت‌ها، پیام‌های وفای به عهد، مردم‌دوستی، نظم و ایثار را توضیح بدهی.

پیش از شروع

چطور ممکن است کسی در باد سرد، پول خرید دستکش خود را ببخشد و بعد احساس کند گرم‌تر شده است؟

در داستان این درس، مصطفی با دیدن خوشحالی پیرمرد احساس شادی و آرامش می‌کند. این گرما از دستکش نیست؛ نویسنده با کنار هم گذاشتن سرمای هوا و شادی دل، اثر محبّت را نشان می‌دهد.

پیمانی برای هر دو طرف

تا حالا پیش آمده کسی از تو قول بخواهد، امّا خودش به همان کار پایبند نباشد؟ اعتماد کردن به چنین فردی آسان نیست. شهید رجایی در کلاس فقط از شاگردانش انتظار نداشت؛ اوّل خودش مسئولیت می‌پذیرفت و بعد از آن‌ها می‌خواست همراهش باشند. به‌موقع آمدن، حاضر بودن، راست‌گویی و عمل کردن به قول‌ها، تعهّدهای مشترک آن‌ها بود. او همچنین برای خیر شاگردان تلاش می‌کرد و از آن‌ها می‌خواست به راهنمایی‌هایش توجّه کنند و تکالیفشان را انجام دهند. پس عهد و پیمان، مسئولیتی دوطرفه بود. صمیمیت او هم به معنای کنار گذاشتن دقّت و جدّیت نبود؛ یک معلّم می‌تواند هم مهربان باشد و هم مسئولیت‌پذیر.

کتاب درسی، صفحهٔ ۹۷

ارزش همراهی با مردم

در خاطرهٔ «عشق به مردم»، جمعیت با شور فراوان به سوی رجایی می‌آید و او خسته می‌شود. همراهانش نگران آسیب دیدن او هستند، امّا پاسخ رجایی نشان می‌دهد که ارتباط با مردم برایش بسیار ارزشمند است. پیام خاطره، مردم‌دوستی و دور نشدن از مردم است؛ نه اینکه مراقبت از سلامتی اهمیتی ندارد. برای فهم یک خاطره، تنها به اتفاق ظاهری نگاه نکن؛ ببین واکنش شخصیت چه ویژگی‌ای از او را آشکار می‌کند. مثلاً نمایندهٔ کلاسی که با وجود شلوغی کارهایش به حرف هم‌کلاسی‌ها گوش می‌دهد، نشان می‌دهد رابطه با آن‌ها را بخش مهمی از مسئولیتش می‌داند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۹۸

نظم و الگوی خوب

بخش «رفتار بهشتی» از یک عادت روشن شهید رجایی حرف می‌زند: کارهای روزانه‌اش زمان مشخصی داشتند. نظم او فقط به جلسه‌های رسمی محدود نبود؛ ورزش، غذا خوردن، مطالعه و خواب را هم در بر می‌گرفت. وقتی از سرچشمهٔ این ویژگی می‌پرسند، او به آقای بهشتی اشاره می‌کند. پس این بخش هم منظّم بودن را نشان می‌دهد و هم یاد گرفتن از الگوی خوب را. اگر هر روز زمان تقریبی و ثابتی برای تکلیف، استراحت و خواب داشته باشی، کمتر پیش می‌آید که کارها روی هم جمع شوند. الگو گرفتن هم یعنی ویژگی خوب کسی را بشناسی و در رفتار خودت به کار ببندی، نه اینکه فقط او را تحسین کنی.

کتاب درسی، صفحهٔ ۹۹

از نیاز خود گذشتن

مصطفی مدت‌ها پول جمع کرده بود تا دستکش بخرد؛ پس سکّه‌ها پولِ بی‌مصرفی نبودند. دیدن پیرمرد او را میان دو خواسته قرار داد: برطرف کردن نیاز خودش یا کمک به کسی که حال بدتری داشت. مکث او نشانهٔ همین کشمکش درونی است. سرانجام نیاز پیرمرد را مقدّم دانست؛ به چنین گذشتی ایثار می‌گوییم. او پس از بخشیدن پول هم منتظر تشکّر نماند. در پایان، باد همچنان سرد است، امّا شادیِ کمک کردن احساس او را تغییر می‌دهد. بنابراین عنوان «گرمای محبّت» به گرمای شادی و مهربانی اشاره دارد، نه بالا رفتن دمای هوا. جزئیات آغاز و پایان داستان کمک می‌کنند این پیام را بهتر بفهمیم.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۰۱

مثال حل‌شده

اگر مصطفی از قبل دستکش داشت و سکّه‌ها پول اضافهٔ او بودند، آیا کمکش همان اندازه نشان‌دهندهٔ ایثار بود؟ با دلیل پاسخ بده.

  1. معیار را مشخص کن: در ایثار، فرد با وجود نیاز خودش، نیاز دیگری را مقدّم می‌داند.

  2. به داستان برگرد: مصطفی از سرما رنج می‌برد و پول را برای خرید دستکش پس‌انداز کرده بود.

  3. حالت تازه را مقایسه کن: اگر دستکش داشت و به پول نیاز نداشت، بخشیدن آن با گذشتن از همان نیاز شخصی همراه نبود.

  4. نتیجه بگیر: هر دو کار کمک به دیگری‌اند، امّا در ماجرای اصلی، گذشتن از نیاز خود دلیل روشن ایثار است.

جواب: خیر؛ کمک او همچنان ارزشمند بود، امّا نیاز خودش به دستکش است که بخشیدن سکّه‌ها را در این داستان به نمونه‌ای روشن از ایثار تبدیل می‌کند.

نکات مهم

  • پیمان شهید رجایی دوطرفه بود و نشان می‌داد مهربانی با مسئولیت‌پذیری همراه است.
  • خاطره‌های رجایی، مردم‌دوستی او و آموختن نظم از یک الگوی خوب را نشان می‌دهند.
  • مصطفی با مقدّم دانستن نیاز پیرمرد بر نیاز خودش، ایثار کرد و از این محبّت شاد شد.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۷ · صفحهٔ ۱۰۲ تا ۱۰۴ · حدود ۱۱ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

دانش زبانی

در این درس یاد می‌گیری شخص و شمار فعل را تشخیص بدهی و در گفت‌وگو دربارهٔ رفتار شخصیت‌ها، برداشتت را با نمونه‌ای از متن توضیح بدهی.

پیش از شروع

دوستی فقط می‌گوید: «رسیدیم!» بدون اینکه نام کسی را بیاورد، از همین یک فعل چه چیزهایی دربارهٔ انجام‌دهندهٔ کار می‌فهمی؟

می‌فهمیم گوینده خودش را همراه دیگران در انجام کار شریک می‌داند؛ انگار گفته است «ما رسیدیم». پس فعل، علاوه بر زمان، دربارهٔ شخص و شمار هم به ما اطّلاعات می‌دهد.

شخص؛ چه کسی کار را انجام می‌دهد؟

وقتی حرف می‌زنیم، انجام‌دهندهٔ کار می‌تواند در یکی از سه جایگاه باشد. اگر خودِ گوینده کار را انجام دهد، فعل اوّل شخص است؛ مثل «نوشتم» برای «من» و «نوشتیم» برای «ما». اگر کار را به شنونده نسبت بدهیم، فعل دوم شخص است؛ مثل «نوشتی» و «نوشتید». اگر دربارهٔ کسی غیر از گوینده و شنونده حرف بزنیم، فعل سوم شخص است؛ مثل «نوشت» و «نوشتند».

برای تشخیص شخص، از خودت بپرس: «این کار را گوینده انجام می‌دهد، شنونده یا شخص دیگری؟» مثلاً وقتی به دوستت می‌گویی «خوب بازی کردی»، انجام‌دهندهٔ کار همان کسی است که حرفت را می‌شنود؛ پس فعل دوم شخص است. فعلاً تعداد افراد را کنار بگذار؛ در این گام فقط جایگاه انجام‌دهنده مهم است.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۰۲

شمار؛ یکی یا بیشتر؟

شمار یعنی انجام‌دهندهٔ کار یکی است یا بیش از یکی. برای یکی، نام «مفرد» و برای بیش از یکی، نام «جمع» را به کار می‌بریم. هر یک از شخص‌ها می‌تواند مفرد یا جمع باشد:

شخصمفردجمع
اوّل شخصمن خواندمما خواندیم
دوم شخصتو خواندیشما خواندید
سوم شخصاو خواندآن‌ها خواندند

برای معرفی کامل فعل، دو پاسخ لازم داریم: نخست «کدام شخص؟» و سپس «مفرد یا جمع؟» مثلاً «خواندند» سوم شخص جمع است؛ چون انجام‌دهندگان، کسانی غیر از گوینده و شنونده‌اند و بیش از یک نفرند. اگر ضمیر در جمله نیامده باشد، باز هم می‌توانیم از شکل فعل کمک بگیریم: «خواندم» با «من» جور است، نه «ما».

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۰۳

گفت‌وگو با تکیه بر متن

در بخش گفت‌وگو، قرار است شناخت خود از آدم‌ها و رفتارهایشان را با دیگران در میان بگذاری؛ با خواندن زندگی‌نامه، نمایش یک رویداد یا صحبت دربارهٔ یک خاطره. برای اینکه حرفت روشن و قابل‌فهم باشد، یک نمونهٔ مشخص انتخاب کن و بعد برداشتت را توضیح بده. فقط گفتنِ «کار خوبی بود» کافی نیست؛ شنونده باید بفهمد کدام کار را می‌گویی و چرا آن را ارزشمند می‌دانی.

اگر تنها درس می‌خوانی، می‌توانی نقش دو نفر را اجرا کنی: یک نفر رویداد را تعریف کند و دیگری دربارهٔ دلیل رفتار شخصیت بپرسد. برای نمایش کار شهید چمران، به متن مربوط به او برگرد و گفت‌وگویی کوتاه بر پایهٔ همان رویداد بساز؛ جزئیاتی را که نمی‌دانی، به‌عنوان واقعیت تعریف نکن.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۰۳

مثال حل‌شده

مانند جدول فعّالیت نوشتاری، شخص و شمار فعل «خواهند رفت» را مشخص کن.

  1. ضمیر مناسب فعل را پیدا می‌کنیم: «آن‌ها خواهند رفت».

  2. «آن‌ها» به کسانی غیر از گوینده و شنونده اشاره دارد؛ پس شخص فعل، سوم شخص است.

  3. «آن‌ها» بیش از یکی است؛ پس شمار فعل، جمع است.

  4. در جدول، مقابل «خواهند رفت» می‌نویسیم: شخص: سوم شخص؛ شمار: جمع. آینده بودن فعل، پاسخ این دو پرسش را تغییر نمی‌دهد.

جواب: «خواهند رفت»: سوم شخص، جمع.

نکات مهم

  • شخص فعل نشان می‌دهد کار به گوینده، شنونده یا کسی غیر از این دو نسبت داده می‌شود.
  • شمار فعل مفرد یا جمع است و باید آن را در کنار شخص تشخیص بدهیم.
  • در گفت‌وگو دربارهٔ یک خاطره یا رفتار، نمونه‌ای از متن می‌آوریم و دلیل برداشت خود را توضیح می‌دهیم.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۸ · صفحهٔ ۱۰۴ تا ۱۰۶ · حدود ۶ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

فعّالیت‌های نوشتاری

در این درس یاد می‌گیری واژه‌های هم‌خانواده را گروه‌بندی کنی، فعل و شخص و شمار آن را بشناسی و با کمک معنا، املای درست و پاسخ سرنخ‌های واژگانی را پیدا کنی.

پیش از شروع

اگر کسی فقط بگوید «می‌شنویم»، بدون اینکه نامی ببرد، می‌توانی بفهمی گوینده یک نفر را در نظر دارد یا چند نفر را؟ از کجا؟

بله؛ از خودِ فعل می‌فهمیم که منظور «ما»ست. فعل‌ها علاوه بر بیان کار یا حالت، سرنخ‌هایی دربارهٔ شخص و شمار دارند؛ در این درس یاد می‌گیری این سرنخ‌ها را پیدا کنی و در کنار آن، واژه‌ها را دقیق‌تر بنویسی.

خانوادهٔ واژه‌ها

برای پیداکردن واژه‌های هم‌خانواده، دو نشانه را با هم بررسی کن: حروف اصلی مشترک و معنای مرتبط. مثلاً «ضعف»، «ضعیف» و «تضعیف» همگی به ناتوانی یا کم‌توان‌کردن ارتباط دارند. در واژه‌های این صفحه، گروه‌های دیگر چنین‌اند: «توصیه، وصی، وصیّت»؛ «خصلت، خصال»؛ «منتظر، نظارت، ناظر» و «موظّف، وظیفه، وظایف». ممکن است ارتباط معنایی بعضی اعضای یک خانواده، مانند «منتظر» و «ناظر»، در نگاه اول روشن نباشد. پس فقط به معنای امروزی یا شباهت ظاهری تکیه نکن؛ حروف اصلی را هم بررسی کن.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۰۴

شخص و شمار فعل

برای تعیین شخص فعل، بپرس: «چه کسی؟» اگر پاسخ «من» یا «ما» باشد، فعل اوّل شخص است؛ «تو» و «شما» دوم شخص‌اند؛ «او» و «آن‌ها» سوم شخص‌اند. برای شمار هم بپرس: «یکی یا بیشتر؟» من، تو و او مفردند؛ ما، شما و آن‌ها جمع‌اند. بنابراین «گرفتم» اوّل شخص مفرد، «دیدید» دوم شخص جمع، «آمد» سوم شخص مفرد، «می‌شنویم» اوّل شخص جمع و «خواهند رفت» سوم شخص جمع است. لازم نیست ضمیر در جمله نوشته شده باشد؛ خودِ فعل معمولاً راهنمای توست.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۰۴

املا با کمک معنا

در فارسی، بعضی حرف‌ها صدای یکسان دارند؛ برای همین، درست‌نویسی همیشه از راه شنیدن ممکن نیست. معنای جمله و شکل آشنای واژه به کمک ما می‌آیند. «صحن» نام حیاط یا فضای بازِ بناهایی مانند حرم است و با «ص» نوشته می‌شود. برای حرکت چرخشی سکّه‌ها نیز «غلتیدند» درست است؛ این واژه از «غلتیدن» می‌آید و با «ت» نوشته می‌شود، نه «ط». هنگام تردید، واژه را به شکل ساده‌ترش برگردان و معنایش را بررسی کن. اگر هنوز مطمئن نشدی، از واژه‌نامه کمک بگیر، نه از حدسِ ظاهری.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۰۴

فعل‌ها را شکار کن

فعل فقط انجام‌دادن یک کار را نشان نمی‌دهد؛ گاهی حالت یا بودن را بیان می‌کند. برای یافتن فعل‌های متن، هر جمله را جدا بخوان و بپرس: «چه کاری انجام می‌شود یا چه حالتی بیان می‌شود؟» سپس ببین کدام واژه قابلیت تغییر شخص یا زمان دارد. در متن این صفحه، «می‌خواستم»، «می‌گفت» و «می‌میری» از فعل‌ها هستند و «بود» نیز فعل است، هرچند حرکت و کاری را نشان نمی‌دهد. بعضی بخش‌های فعل ممکن است از هم فاصله بگیرند؛ مانند «بی‌هوشم کند». همچنین «تحمّل» یا «جاماندن» را فقط به دلیل داشتن معنای کار، فعلِ صرف‌شده حساب نکن.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۰۴

سرنخ‌های دوگانه

در حل جدول، گاهی یک سرنخ از دو راه تو را به یک واژه می‌رساند. مثلاً «ضمیر» هم اصطلاحی دستوری برای واژه‌ای است که جای اسم می‌نشیند و هم معنای باطن و درون دارد. «دم» نیز می‌تواند به معنای نفس یا خون باشد؛ «بدر» هم ماه کامل است و هم نام یکی از جنگ‌های صدر اسلام. ابتدا پاسخ سرنخ‌های روشن‌تر را پیدا کن، سپس با تعداد خانه‌ها و حرف‌های مشترک درستی آن‌ها را بسنج. برای سرنخی که به آغاز درس اشاره دارد، به همان بخش برگرد؛ پاسخ را بدون شاهد حدس نزن.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۰۵

مثال حل‌شده

در جملهٔ «ما امروز نوشته‌های دوستانمان را می‌خوانیم.» فعل، شخص و شمار را مشخص کن؛ سپس توضیح بده چرا در جملهٔ «خواندن لذّت دارد.» واژهٔ «خواندن» فعلِ صرف‌شده نیست.

  1. بپرس چه کاری انجام می‌دهیم: پاسخ «می‌خوانیم» است؛ این واژه فعل جملهٔ اوّل است.

  2. ضمیر همراه فعل «ما»ست؛ گوینده خودش را در انجام کار شریک می‌داند، پس فعل اوّل شخص است.

  3. «ما» به بیش از یک نفر اشاره دارد؛ بنابراین شمار فعل جمع است.

  4. «می‌خوانیم» شخص و زمان دارد، امّا «خواندن» نامِ کار و مصدر است؛ در جملهٔ دوم، فعلِ صرف‌شده «دارد» است.

جواب: فعل جمله «می‌خوانیم» است و شخص و شمار آن اوّل شخص جمع است؛ «خواندن» در جملهٔ دوم مصدر است، نه فعلِ صرف‌شده.

نکات مهم

  • برای تشخیص واژه‌های هم‌خانواده، حروف اصلی مشترک و ارتباط معنایی را با هم بررسی کن.
  • فعل می‌تواند کار یا حالت را بیان کند و با یافتن ضمیر مناسبش می‌توان شخص و شمار آن را شناخت.
  • در املا و حل جدول، معنا را راهنما قرار بده و پاسخ را با شکل درست واژه و شواهد موجود بسنج.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

حالا خودت را بسنج: نمونه سوال این فصل با جواب (فصل ۴ فارسی هفتم)

درس‌های فصل ۴ را تعاملی بخوان

در پنل یادگیری 1xAi هر کدام از این درس‌ها قدم به قدم پیش می‌رود: بعد از هر بخش یک سوال کوتاه، بعد مثال حل‌شده و در پایان برگهٔ خروج. جوابت ثبت می‌شود و سوال‌های هر درس در روزهای بعد برای مرور برمی‌گردند. درس‌های تعاملی رایگان‌اند؛ فقط تصحیح پاسخ کوتاه سهمیهٔ روزانهٔ رایگان دارد.

ساختن حساب رایگان است و بعد از ثبت‌نام مستقیم به همین بخش از پنل برمی‌گردی.

فصل ۴ فارسی هفتم · رایگان