درس ۱ · صفحهٔ ۷۵ تا ۸۸ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی
اَلدَّرْسُ السَّادِسُ
در این درس یاد میگیری بخشهای اصلی متن زندگی شیمل را بفهمی و با توجه به «لَمْ»، «لِـ» و «لا» و معنای جمله، فعلهای مضارع را درست ترجمه کنی.
پیش از شروع
چطور ممکن است فعلی که ظاهرش مضارع است، در یک جمله «نرفتند» و در جملهای دیگر «باید بروند» ترجمه شود؟
در عربی، فقط خود فعل تعیینکنندهٔ ترجمه نیست؛ حرفی که پیش از آن میآید هم میتواند زمان یا معنایش را تغییر دهد. در این درس، با چند نشانهٔ کوچک آشنا میشوی که کمک میکنند منظور جمله را درست بفهمی.
شیمل؛ زبانها و فرهنگها
شیمل؛ زبانها و فرهنگها
اگر زبان یک دوست را بدانی، میتوانی حرفش را بیواسطه بفهمی؛ آشنایی با زبان ملتها هم راهی برای شناخت فرهنگشان است. زندگی آنّه ماری شیمل نمونهای از همین ارتباط است.
برای ورود به متن، این جمله را باز کنیم:
تُعَدُّ الدُّكْتورَةُ «آنّه ماري شيمل» مِن أَشْهَرِ الْمُسْتَشْرِقينَ.
«تُعَدُّ» یعنی «به شمار میآید» و «مُسْتَشْرِق» یعنی «خاورشناس»؛ پژوهشگری که فرهنگهای شرقی را میشناسد و بررسی میکند. پس جمله، شیمل را یکی از مشهورترین خاورشناسان معرفی میکند.
شیمل در آلمان به دنیا آمد، از کودکی به شرق علاقه داشت و زبانهایی مانند عربی، فارسی و ترکی را آموخت. برای دنبالکردن زندگی او، چند ترکیب راهگشاست: «حَصَلَ عَلَىٰ» یعنی «به دست آورد» و «أَلْقَىٰ مُحاضَرَةً» یعنی «سخنرانی کرد».
این زبانآموزی فقط جمعکردن دانستهها نبود: او به فارسی سخنرانی میکرد و دعاهای اسلامی را به عربی، بدون مراجعه به ترجمه، میخواند. همچنین خواهان گفتوگوی دینی و فرهنگی میان اروپا و جهان اسلام بود. هنگام خواندن متن، دنبال همین پیوند میان یادگیری زبان و شناخت فرهنگ باش.
کتاب درسی، صفحهٔ ۷۶
«لَمْ»؛ گذشتهٔ منفی
«لَمْ»؛ ظاهر مضارع، معنای گذشته
فرض کن میخواهی بگویی دیروز به مدرسه نرفتی. در عربی میتوانی از فعل مضارع استفاده کنی، اما با یک نشانهٔ مهم پیش از آن: «لَمْ». این حرف باعث میشود فعل را گذشتهٔ منفی ترجمه کنیم، نه حال منفی.
مثلاً «يَسْمَعُ» یعنی «میشنود»، ولی «لَمْ يَسْمَعْ» یعنی «نشنید» یا «نشنیده است». پس هنگام ترجمه، دیدن ظاهر مضارع کافی نیست؛ اول ببین «لَمْ» پیش از آن آمده است یا نه.
یک نمونهٔ دیگر: «تَذْهَبونَ» یعنی «میروید»، اما «لَمْ تَذْهَبوا» یعنی «نرفتید» یا «نرفتهاید». دقت کن که شخص فعل همچنان «شما» است؛ فقط زمان و منفیبودن ترجمه تغییر کرده است.
ممکن است پایان فعل هم کمی تغییر کند، اما فعلاً لازم نیست قاعدهٔ این تغییرها را حفظ کنی. کلید ترجمه این است: با دیدن «لَمْ»، به گذشتهٔ منفی فکر کن.
کتاب درسی، صفحهٔ ۷۹
«لِـ امر»؛ باید انجام دهیم
«لِـ امر»؛ باید انجام دهیم
فرض کن در کار گروهی، زمان ارائه نزدیک است و میخواهی بگویی «باید برگردیم». در عربی میتوانی از «لِـ امر» پیش از فعل مضارع کمک بگیری: «نَرْجِعُ» یعنی «برمیگردیم»، اما «لِنَرْجِعْ» یعنی «باید برگردیم».
فرقشان مهم است: اولی از انجام کاری خبر میدهد؛ دومی انجام آن را لازم میداند. برای ترجمه، «باید» را با شکل مناسب فعل بیاور: باید برگردیم، نه «باید برمیگردیم».
یک نمونهٔ دیگر: «يَكْتُبونَ» یعنی «مینویسند»؛ «لِيَكْتُبوا» یعنی «باید بنویسند». تغییر پایان فعل را میبینی، اما فعلاً لازم نیست قواعد این تغییر را حفظ کنی؛ روی معنای آن تمرکز کن.
گاهی پیش از «لِـ امر»، «وَ» یا «فَـ» میآید و لام ساکن میشود؛ مثلاً «فَلْيَكْتُبوا» یعنی «پس باید بنویسند». این تغییرِ تلفظ، معنای «باید» را از بین نمیبرد.
کتاب درسی، صفحهٔ ۷۹
«لا»؛ منع کردن یا خبر دادن؟
«لا»؛ منع کردن یا خبر دادن؟
فرض کن به دوستت میگویی «پیام نفرست!»؛ این جمله منع کردن است. اما «او پیام نمیفرستد» فقط خبر دادن است. در عربی هم باید این دو کاربرد «لا» را از هم جدا کنیم.
لای نهی از انجام کاری منع میکند:
- برای مخاطب: «لا تُرْسِلْ» یعنی «نفرست».
- برای کسی غیر از مخاطب: «لا يُرْسِلْ» یعنی «نباید بفرستد».
اما لای نفی فقط انجام شدن کاری را منفی میکند: «لا يُرْسِلُ» یعنی «نمیفرستد»؛ اینجا دستوری در کار نیست.
پس هر جا «لا» دیدی، فوری «نکن» ترجمه نکن! اول بپرس: جمله دارد خبری میدهد یا کسی را از کاری منع میکند؟ معنای جمله و شکل فعل به تشخیص کمک میکنند؛ لازم نیست قواعد تغییر پایان فعل را حفظ کنی. مثلاً در توصیف عادت یک دوست، «نمیفرستد» مناسب است؛ در بیان ممنوعیت، «نباید بفرستد».
کتاب درسی، صفحهٔ ۸۰
معنای «لِـ» را از جمله پیدا کن
معنای «لِـ» را از جمله پیدا کن
«لِـ» همیشه به معنای «باید» نیست! برای پیداکردن معنایش، اول ببین پس از آن اسم یا ضمیر آمده یا فعل مضارع؛ بعد معنای کل جمله را بررسی کن.
اگر پس از آن اسم یا ضمیر باشد، ممکن است معنای مالکیت، «برای» یا «داشتن» بدهد:
- «هٰذَا الْكِتابُ لِمَرْيَمَ»: این کتاب مالِ مریم است.
- «اِشْتَرَيْتُ حَقيبَةً لِلسَّفَرِ»: چمدانی برای سفر خریدم.
- «لي حَقيبَةٌ»: کیف دارم.
اگر پس از آن مضارع باشد، باید بین «باید» و «تا» تصمیم بگیری. وقتی جمله انجام کاری را لازم میداند، «باید» مناسب است؛ وقتی هدفِ کاری را بیان میکند، «تا» مناسب است. مثلاً در «جِئْتُ لِأَتَعَلَّمَ»، یادگرفتن هدفِ آمدن است: «آمدم تا یاد بگیرم.»
پس فقط دیدن «لِـ» کافی نیست؛ از خودت بپرس: جمله از مالکیت و داشتن حرف میزند، انجام کاری را لازم میداند، یا هدفی را توضیح میدهد؟
کتاب درسی، صفحهٔ ۸۱
مثال حلشده
جمله را ترجمه کن و دلیل ترجمهٔ دو فعل را بگو: «لِنَسْمَعْ كَلامَ صَديقِنا وَلا نَظْلِمْهُ فِي الْحِوارِ.» راهنمای واژهها: «نَسْمَعُ»: میشنویم؛ «نَظْلِمُ»: ستم میکنیم؛ «اَلْحِوار»: گفتوگو.
ابتدا دو فعل را پیدا میکنیم: «لِنَسْمَعْ» و «لا نَظْلِمْهُ»؛ هر دو دربارهٔ «ما» هستند.
«لِـ» در آغاز جمله برای درخواست انجام کار آمده است؛ بنابراین «لِنَسْمَعْ» را «باید بشنویم» ترجمه میکنیم.
«لا» در بخش دوم نهی است و چون فعل برای «ما» آمده، «لا نَظْلِمْ» یعنی «نباید ستم کنیم».
«كَلامَ صَديقِنا» یعنی «سخنِ دوستمان» و ضمیر «ـهُ» در فعل دوم به همان دوست اشاره دارد.
ترجمه را روان میکنیم: «باید سخنِ دوستمان را بشنویم و در گفتوگو به او ستم نکنیم.»
نکات مهم
- شیمل با آموختن زبانهای گوناگون، هم با دیگران ارتباط برقرار میکرد و هم متنهای فرهنگ اسلامی را مستقیم میخواند.
- مضارع با «لَمْ» معنای گذشتهٔ منفی میگیرد و با «لِـ امر» به صورت «باید» همراه فعل ترجمه میشود.
- برای تشخیص معنای «لِـ» و تفاوت لای نفی با لای نهی، به ساخت فعل و معنای کل جمله توجه میکنیم.