درس ۱ · صفحهٔ ۴۹ تا ۶۲ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی
اَلدَّرْسُ الرّابِعُ
در این درس یاد میگیری پیامهای اصلی آداب سخنگفتن و واژههای کلیدی آن را بفهمی و جملهٔ توضیحدهندهٔ پس از اسم نکره را با «که» و زمان مناسب فعل به فارسی ترجمه کنی.
پیش از شروع
چطور ممکن است کسی زیاد حرف بزند، اما کمتر شناخته شود؛ و کسی با یک جمله، شخصیتش را نشان بدهد؟
آنچه دربارهٔ ما سرنخ میدهد، فقط مقدار حرفزدن نیست؛ محتوای سخن و شیوهٔ بیان هم مهم است. در این درس، هم آداب سخنگفتن را میشناسیم و هم یاد میگیریم جملههایی را ترجمه کنیم که دربارهٔ یک شخص یا چیز توضیح بیشتری میدهند.
سخنی که اثر میگذارد
سخنی که اثر میگذارد
فرض کن همکلاسیات میخواهد تو را به رعایت نظم تشویق کند، اما خودش همیشه دیر میرسد و با تندی هم تذکر میدهد. حرفش چقدر روی تو اثر میگذارد؟
در متن «آدابُ الْکَلامِ»، فقط درستبودنِ پیام مهم نیست؛ شیوهٔ گفتن و رفتار گوینده هم اهمیت دارد. برای اینکه حرفمان پذیرفته شود:
- با سلام و احترام شروع کنیم و بهجای بحث لجوجانه، زیبا و نرم سخن بگوییم.
- توضیحمان را با میزان فهم شنونده هماهنگ کنیم؛ مثلاً برای آموزش کاری با گوشی به یک کودک، از اصطلاحات پیچیده استفاده نکنیم.
- خودمان هم به چیزی که میگوییم عمل کنیم؛ دعوت به نظم، با رفتار منظم باورپذیرتر میشود.
چند واژهٔ راهنما برای فهم متن: لَيِّن یعنی «نرم»، الْمُخاطَبينَ یعنی «مخاطبان» و لِکَيْ يُقْنِعَ یعنی «تا قانع کند». پس هدف، فقط گفتنِ حرف درست نیست؛ باید آن را طوری بگوییم که شنونده بتواند بفهمد و بپذیرد.
کتاب درسی، صفحهٔ ۵۰
پیش از گفتن، بسنج
پیش از گفتن، بسنج
فرض کن در گروه کلاس خبری دربارهٔ یکی از همکلاسیها میبینی، اما نمیدانی درست است یا نه. آیا فرستادنش با عبارت «میگویند...» مسئولیت تو را از بین میبرد؟ پیام درس این است: حرفی را که احتمال دروغبودنش هست، بدون اطمینان نقل نکن؛ چون ممکن است آبروی کسی آسیب ببیند.
در واژههای این بخش، «الْأَقْوال» یعنی گفتهها، «الْکِذْب» یعنی دروغ و «زَلَل» یعنی لغزش. فکرکردن پیش از سخنگفتن، احتمال این لغزشها را کمتر میکند. حرفهای ما نشانهای از فکر و شخصیت ما هستند؛ پس ترساندن یا رنجاندن دیگران با زبان، نشانهٔ قدرت نیست.
از سوی دیگر، خوب حرفزدن لزوماً زیاد حرفزدن نیست. سخن کوتاه و رسانا سخنی است که بدون اضافهگویی، منظور را کامل برساند؛ نه آنقدر کوتاه که شنونده سردرگم شود. پیش از گفتن یا فرستادن یک پیام، مکث کن: «از درستیاش مطمئنم؟ به کسی آسیب نمیزند؟ منظورم را روشن میرساند؟»
کتاب درسی، صفحهٔ ۵۱
اسم نکره و پلِ «که»
اسم نکره و پلِ «که»
فرض کن دیروز پسری را دیدهای که با عجله راه میرفته است. در عربی میتوان گفت:
رَأَيْتُ وَلَداً يَمْشي بِسُرعَةٍ.
بیایید جمله را باز کنیم:
- رَأَيْتُ: دیدم؛ فعل ماضی است.
- وَلَداً: پسری را؛ اسم نکره است، یعنی پسر مشخص و شناختهشدهای برای مخاطب نیست. تنوین هم اینجا نشانهٔ نکرهبودن آن است.
- يَمْشي بِسُرعَةٍ: دربارهٔ همان پسر توضیح میدهد: با سرعت راه میرود.
برای پیوند این توضیح به «پسری»، در فارسی معمولاً «که» میآوریم. حالا زمان را بسنج: راهرفتن پسر هنگام دیدن او در گذشته جریان داشته است؛ پس با اینکه «يَمْشي» در عربی مضارع است، اینجا آن را «راه میرفت» ترجمه میکنیم.
ترجمهٔ روان: «پسری را دیدم که بهسرعت راه میرفت.»
پس فقط به شکل فعل دوم نگاه نکن؛ زمان فعل نخست و ارتباط دو رویداد هم در ترجمه مهم است.
کتاب درسی، صفحهٔ ۵۳
وقتی فعل نخست مضارع است
وقتی فعل نخست مضارع است
فرض کن همین حالا دنبال یک فرهنگ لغت مناسب برای گوشیات میگردی. میتوانی بگویی:
أُفَتِّشُ عَن مُعْجَمٍ يُساعِدُني في فَهْمِ النُّصوصِ.
یعنی: «دنبال فرهنگ لغتی میگردم که در فهم متنها کمکم کند.»
«أُفَتِّشُ» مضارع است؛ «مُعْجَمٍ» اسم نکره است و «يُساعِدُني» دربارهٔ همان فرهنگ لغت توضیح میدهد. پس اینجا هم برای پیوند دادن توضیح به اسم، «که» میآوریم؛ اما لازم نیست فعل دوم را به گذشته ببریم.
اگر فعل نخست مضارع باشد، فعل مضارعِ توضیحی را متناسب با معنا، مضارع اخباری یا التزامی ترجمه میکنیم. «کمک میکند» اخباری است و «کمک کند» التزامی. در این مثال، چون دنبال فرهنگ لغتی با ویژگی موردنظرمان هستیم، «کمک کند» طبیعی است؛ «کمک میکند» هم پذیرفتنی است.
پس فقط به شکل عربی فعل نگاه نکن؛ ببین جمله موقعیتی را گزارش میکند یا چیزی با ویژگی دلخواه را میجوید.
کتاب درسی، صفحهٔ ۵۴
گذشتهای پیش از گذشته
گذشتهای پیش از گذشته
فرض کن امروز کتابی خریدهای که هفتهٔ پیش در کتابفروشی دیده بودی. هر دو اتفاق در گذشتهاند، اما دیدن، پیش از خریدن رخ داده است. در فارسی، «دیده بودم» این ترتیب را روشن میکند؛ این زمان را ماضی بعید مینامیم.
به مثال کتاب دقت کن:
اِشْتَرَيْتُ الْيَومَ کِتاباً قَدْ رَأَيْتُهُ مِنْ قَبْلُ.
«اِشْتَرَيْتُ» یعنی «خریدم» و «رَأَيْتُ» یعنی «دیدم». جملهٔ پس از «کِتاباً» دربارهٔ همان کتاب توضیح میدهد؛ پس در فارسی با «که» به آن وصل میشود. عبارت «مِنْ قَبْلُ» هم نشان میدهد دیدن، زودتر اتفاق افتاده است. ترجمهٔ روان چنین میشود: امروز کتابی را خریدم که قبلاً آن را دیده بودم.
نکتهٔ مهم: ماضیبودن هر دو فعل، همیشه ما را مجبور به استفاده از ماضی بعید نمیکند؛ گاهی ماضی ساده هم مناسب است. برای انتخاب، به ترتیب اتفاقها، نشانههای زمانی و روانی ترجمه توجه کن، نه فقط شکل فعلها.
کتاب درسی، صفحهٔ ۵۴
مثال حلشده
جملهٔ «وَجَدْتُ بَرْنامَجاً يُساعِدُني عَلىٰ تَعَلُّمِ الْعَرَبِيَّةِ.» را ترجمه کن و مفعول و مضافالیه را مشخص کن.
از فعل نخست شروع میکنیم: «وَجَدْتُ» ماضی است و معنای «پیدا کردم» میدهد.
«بَرْنامَجاً» اسمی نکره است؛ جملهٔ «يُساعِدُني» توضیح میدهد این برنامه چه کاری انجام میدهد، پس در فارسی پس از «برنامهای» از «که» استفاده میکنیم.
چون فعل نخست ماضی و فعل توضیحی مضارع است، «يُساعِدُني» را در این جمله «به من کمک میکرد» ترجمه میکنیم.
بخش پایانی معنای «در یادگیری عربی» میدهد؛ با پیوند بخشها، ترجمهٔ روان جمله به دست میآید.
برای یافتن مفعول میپرسیم «چه چیزی پیدا کردم؟»: «بَرْنامَجاً». در ترکیب «تَعَلُّمِ الْعَرَبِيَّةِ» نیز «الْعَرَبِيَّةِ» مضافالیه است.
نکات مهم
- سخن اثرگذار، درست و سنجیده است و با نرمی، رعایت فهم مخاطب و عمل به گفتهٔ خود همراه میشود.
- جملهٔ توضیحدهندهٔ پس از اسم نکره را معمولاً با «که» ترجمه میکنیم و پس از فعل نخستِ ماضی، مضارع توضیحی معمولاً معنای ماضی استمراری میدهد.
- اگر فعل نخست مضارع باشد، مضارع توضیحی را اخباری یا التزامی ترجمه میکنیم و اگر هر دو فعل ماضی باشند، برای انتخاب ماضی بعید یا ساده به معنا و قرینهها توجه میکنیم.