درس ۱ · صفحهٔ ۱۹ تا ۳۳ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی
گفتار ۱: گیرندههای حسی
در این درس یاد میگیری گیرندههای حسی چگونه پیام عصبی میسازند و سازش پیدا میکنند، حواس پیکری و ویژه چگونه کار میکنند و مغز چگونه پیامهای آنها را تفسیر میکند.
پیش از شروع
چرا بعد از مدتی تماس لباس با پوستت را حس نمیکنی، اما دردِ یک زخم همچنان توجهت را جلب میکند؟
گیرندههای فشار در برابر محرک ثابت، بهتدریج پیام کمتری میفرستند؛ به این پدیده سازش میگوییم. اما گیرندههای درد سازش پیدا نمیکنند؛ بنابراین تا وقتی عامل آسیبرسان وجود دارد، هشدار آن ادامه پیدا میکند.
از محرک تا پیام عصبی
از محرک تا پیام عصبی
چرا تماس لباس با پوستت پس از مدتی کمتر احساس میشود؟ برای پاسخ، اول ببینیم گیرنده چه میکند.
گیرندۀ حسی یک یاخته یا بخشی از آن است که اثر محرک را دریافت و به پیام عصبی تبدیل میکند. گیرندهها بر اساس نوع محرک در پنج دستۀ مکانیکی، شیمیایی، دمایی، نوری و درد قرار میگیرند؛ مثلاً فشار، گیرندۀ مکانیکی و مولکولهای بودار، گیرندۀ شیمیایی را تحریک میکنند.
در گیرندۀ فشار پوست، انتهای دارینۀ یک نورون حسی درون پوششی چندلایه از بافت پیوندی قرار دارد. فشار، پوشش و سپس دارینه را تغییر شکل میدهد. در پی این تغییر، کانالهای یونی باز میشوند، نفوذپذیری غشا و پتانسیل آن تغییر میکند و پیام عصبی ایجاد میشود. پیام به دستگاه عصبی مرکزی میرود؛ پس خودِ فشار به مغز سفر نمیکند!
اگر محرک مدتی ثابت بماند، گیرنده ممکن است پیام کمتری بسازد یا دیگر پیامی نفرستد؛ این پدیده سازش نام دارد. کمتر احساسکردن لباس نمونهای از آن است، نه نشانهای قطعی از برداشتهشدن فشار. با کاهش پیامهای تکراری، مغز فرصت بیشتری برای پردازش اطلاعات مهمتر دارد.
کتاب درسی، صفحهٔ ۲۰
خبرهای پوست و وضعیت بدن
خبرهای پوست و وضعیت بدن
چشمهایت را ببند و آرنجت را خم کن؛ بدون دیدن هم میدانی دستت چگونه قرار گرفته است! این آگاهی از حس وضعیت میآید.
حواس را به دو گروه تقسیم میکنند: حواس ویژه مانند بینایی، گیرندههایی در اندامهای حسی دارند؛ اما گیرندههای حواس پیکری در بخشهای گوناگون بدن، مانند پوست، ماهیچههای اسکلتی و زردپیها قرار دارند. حواس پیکری شامل تماس، دما، وضعیت و دردند:
- تماس: گیرندههای مکانیکی با تماس، فشار یا ارتعاش تحریک میشوند. نوک انگشتان و لبها بهدلیل داشتن گیرندههای تماس بیشتر، حساسترند.
- دما: گیرندههای پوست تغییر دمای سطح بدن و گیرندههای بخشهای درونی، تغییر دمای درون بدن را دریافت میکنند.
- وضعیت: گیرندههای مکانیکی در ماهیچههای اسکلتی، زردپیها و کپسول مفصلها به کشیدهشدن حساساند؛ بنابراین مغز از چگونگی قرارگیری بخشهای بدن هنگام سکون و حرکت باخبر میشود.
- درد: گیرندهها به آسیب بافتی ناشی از عوامل مکانیکی، دمای شدید یا برخی مواد شیمیایی پاسخ میدهند و سازش پیدا نمیکنند. ادامهٔ درد هشداری حفاظتی است تا برای رفع عامل آسیبرسان واکنش نشان دهیم؛ مثلاً پس از نشستن طولانی، وضعیت بدنمان را تغییر دهیم.
کتاب درسی، صفحهٔ ۲۱
چشم چگونه واضح میبیند؟
چشم چگونه واضح میبیند؟
از صفحۀ گوشی به انتهای اتاق نگاه کن؛ برای واضحدیدن، چشم باید نور را در هر دو حالت روی شبکیه متمرکز کند.
نور این مسیر را طی میکند: قرنیه ← زلالیه ← مردمک ← عدسی ← زجاجیه ← شبکیه. قرنیه و عدسی نور را همگرا میکنند. مردمک سوراخ میان عنبیه است؛ ماهیچههای عنبیه با تغییر اندازۀ آن، ورود نور را تنظیم میکنند، نه تطابق را. زلالیه به قرنیه و عدسی غذا و اکسیژن میرساند؛ زجاجیه به حفظ شکل چشم کمک میکند.
شبکیه داخلیترین لایۀ چشم است؛ بیرون آن، مشیمیۀ پررگ و سپس صلبیۀ محکم قرار دارند. گیرندههای استوانهای در نور کم کار میکنند؛ مخروطیها در نور زیاد، رنگ و جزئیات را تشخیص میدهند و در لکۀ زرد فراوانترند. پیامها از راه عصب بینایی خارج میشوند.
تطابق یعنی تغییر همگرایی عدسی: برای دید نزدیک، ماهیچههای مژگانی منقبض و عدسی ضخیمتر میشود؛ برای دور، این ماهیچهها استراحت میکنند و عدسی باریکتر میشود.
اختلالها را هم با محل تمرکز نور بفهم:
- نزدیکبینی: نور اجسام دور جلوی شبکیه متمرکز میشود؛ عدسی واگرا آن را اصلاح میکند.
- دوربینی: نور اجسام نزدیک پشت شبکیه متمرکز میشود؛ عدسی همگرا کمک میکند.
- آستیگماتیسم: انحنای نامنظم قرنیه یا عدسی، تمرکز در یک نقطه را مختل میکند.
- پیرچشمی: کاهش انعطاف عدسی، تطابق را دشوار میکند.
کتاب درسی، صفحهٔ ۲۴
شنیدن و حفظ تعادل
شنیدن و حفظ تعادل
وقتی صدای زنگ گوشی را میشنوی یا سرت را میچرخانی، گیرندههای مکانیکی گوش داخلی فعال میشوند؛ اما در دو بخش متفاوت.
مسیر شنیدن: لالهٔ گوش صدا را جمع میکند. امواج از مجرای شنوایی به پردهٔ صماخ میرسند و آن را میلرزانند. لرزش بهترتیب به استخوانهای چکشی، سندانی و رکابی در گوش میانی منتقل میشود. رکابی، دریچهٔ بیضی را میلرزاند و مایع بخش حلزونی به حرکت درمیآید. با خمشدن مژکهای گیرندهها، کانالهای یونی باز و گیرندهها تحریک میشوند؛ پیام از راه شاخهٔ شنوایی عصب گوش به مغز میرود.
شیپور استاش، گوش میانی را به حلق وصل میکند و به برابرشدن فشار دو طرف پردهٔ صماخ کمک میکند تا پرده درست بلرزد.
مسیر تعادل: در بخش دهلیزی گوش داخلی، سه مجرای نیمدایره در جهتهای عمود بر هم قرار دارند. چرخش سر، مایع درون آنها و سپس مادهٔ ژلاتینی را جابهجا میکند؛ مژکهای گیرندهها خم میشوند و گیرندهها تحریک میشوند. پیام از شاخهٔ تعادلی عصب گوش به مغز، بهویژه مخچه، میرسد.
پس سازوکار مشترک، حرکت مایع و خمشدن مژکها است؛ ولی محل گیرندهها و عامل تحریک فرق دارند. مغز برای حفظ تعادل، از گیرندههای وضعیت بدن هم کمک میگیرد.
کتاب درسی، صفحهٔ ۲۸
از بو و مزه تا درک حس
از بو و مزه تا درک حس
وقتی سرما خوردهای و بینیات گرفته، چرا غذا مثل همیشه مزه نمیدهد؟ برای پاسخ، دو مسیر را دنبال کنیم:
- بویایی: مولکولهای بودار، گیرندههای سقف حفرهٔ بینی را تحریک میکنند. این یاختهها پیام را به پیازهای بویایی میبرند و پیام سرانجام به قشر مخ میرسد.
- چشایی: مواد غذایی ابتدا در بزاق حل میشوند و سپس گیرندههای درون جوانههای چشایی را تحریک میکنند. این جوانهها در دهان و برجستگیهای زبان قرار دارند.
هر دو حس، گیرندهٔ شیمیایی دارند. پنج مزهٔ اصلی شامل شیرینی، شوری، ترشی، تلخی و اومامیاند؛ اومامی را مثلاً در عصارهٔ گوشت تجربه میکنیم. بویایی هم در درک مزهٔ غذا سهم دارد؛ پس گرفتگی بینی میتواند این تجربه را تغییر دهد، بدون اینکه لزوماً گیرندههای چشایی آسیب دیده باشند.
اما مغز چگونه بو را با صدا اشتباه نمیگیرد؟ ماهیت پیامهای عصبی یکسان است، ولی مقصد آنها متفاوت است. پیام هر حس به بخشهای ویژهای از دستگاه عصبی مرکزی میرسد و آنجا پردازش میشود؛ مثلاً پیام بینایی پس از گذر از بخشهایی مانند تالاموس، در لوبهای پسسری قشر مخ پردازش میشود.
کتاب درسی، صفحهٔ ۳۲
مثال حلشده
دانشآموزی پس از مدتی دیگر تماس لباسش را احساس نمیکند، اما وقتی سرش را میچرخاند و دستش را بالا میبرد، مغز از این تغییرها آگاه میشود. کاهش احساس لباس و دریافت اطلاعات این دو حرکت را چگونه توضیح میدهی؟
ابتدا محرکها را جدا میکنیم: تماس لباس، فشار نسبتاً ثابتی بر پوست وارد میکند؛ چرخاندن سر و بالابردن دست، تغییر در وضعیت بدن ایجاد میکنند.
گیرندههای فشار پوست در برابر محرک ثابت سازش پیدا میکنند؛ بنابراین پیام کمتری میفرستند و تماس لباس کمتر احساس میشود، نه اینکه تماس قطع شده باشد.
با چرخش سر، مایع در مجاری نیمدایره حرکت میکند و با خمکردن مادهٔ ژلاتینی و مژکها، گیرندههای تعادل را تحریک میکند.
با بالابردن دست، گیرندههای حس وضعیت در ماهیچههای اسکلتی، زردپیها و کپسول مفصلها با کشیدهشدن تحریک میشوند و دربارهٔ وضعیت اندام پیام میفرستند.
پس کاهش احساس یک محرک ثابت به معنای توقف دریافت همهٔ اطلاعات حسی نیست؛ گیرندههای دیگر همچنان تغییرهای مربوط به سر و اندامها را گزارش میکنند.
نکات مهم
- گیرندههای حسی اثر محرک را با تغییر نفوذپذیری و پتانسیل غشا به پیام عصبی تبدیل میکنند و بسیاری از آنها در برابر محرک ثابت سازش پیدا میکنند، اما گیرندههای درد سازش ندارند.
- حواس پیکری اطلاعات تماس، دما، وضعیت و درد را دریافت میکنند و حواس ویژه شامل بینایی، شنوایی، تعادل، بویایی و چشاییاند.
- نور، حرکت مایع در گوش و مواد شیمیایی گیرندههای متفاوتی را تحریک میکنند و مغز با توجه به مقصد پیامهای حسی، آنها را به صورت حسهای متفاوت تفسیر میکند.