«تاریخشناسی»، فصل ۱ کتاب تاریخ ۲، صفحهٔ ۱ تا ۱۸، پایهٔ یازدهم: ۱۰ درس، هر کدام با توضیح مفاهیم، مثال حلشده و نکات مهم.
این درسنامه را هوش مصنوعی 1xAi از روی صفحههای همان درس در کتاب درسی نوشته است (برچسب «تولید هوش مصنوعی»). کنار توضیحها شمارهٔ صفحهٔ کتاب آمده تا با کتاب مقایسه کنی، و مثال حلشدهٔ هر درس یک بار دیگر جداگانه حل و بررسی شده؛ مثالی که درست درنیامده حذف شده است.
درس ۱ · صفحهٔ ۱ تا ۴ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی
درس ۱: منابع پژوهش در تاریخ اسلام و ایرانِ دوران اسلامی
در این درس یاد میگیری چرا شناخت گذشته به شواهد نیاز دارد و چگونه مکانها و بناها، دستساختههای انسان و آثار شفاهی به شناخت تاریخ اسلام و ایرانِ دوران اسلامی کمک میکنند.
پیش از شروع
اگر هیچ کتاب تاریخی در دسترس نباشد، آیا میشود از یک کاسۀ قدیمی، یک کاروانسرا و یک لالایی چیزی دربارۀ زندگی مردم گذشته فهمید؟
بله؛ ردّ زندگی گذشتگان فقط در نوشتهها باقی نمانده است. بناها، اشیای دستساخته و روایتهای شفاهی هم شواهدی دارند که مورخ با بررسی روشمند آنها میتواند جنبههایی از زندگی و فرهنگ مردم گذشته را بشناسد.
مورخ در جستوجوی شواهد
مورخ در جستوجوی شواهد
فرض کن دو نفر از یک اتفاق در مدرسه، دو روایت متفاوت تعریف کنند. برای فهمیدن ماجرا، آیا کافی است روایت جذابتر را بپذیری؟ بهتر است دنبال شاهد بگردی و گفتهها را با هم مقایسه کنی.
مورخ هم برای شناخت گذشته به شواهد و مدارک نیاز دارد. او نمیتواند فقط با حدس زدن توضیح دهد چه اتفاقی افتاده یا چرا رخ داده است. ابتدا در منابع تاریخی دنبال سرنخ میگردد؛ سپس آنها را نقد و بررسی میکند تا بتواند رویدادها و دگرگونیهای گذشته را بشناسد و توضیح دهد.
اینجا «نقد» یعنی بررسی سنجیده، نه صرفاً ایراد گرفتن. مورخ میپرسد: این مدرک چه چیزی را نشان میدهد؟ آیا میتوان به آن تکیه کرد؟ بنابراین، پیدا کردن مدرک آغاز کار است، نه پایان آن.
کتاب درسی، صفحهٔ ۲
مکانها و بناها چه میگویند؟
مکانها و بناها چه میگویند؟
تصور کن وارد یک کاروانسرای قدیمی شدهای؛ حتی اگر هیچ گزارشی از آن نخوانده باشی، حیاط، اتاقها و جای نگهداری حیوانات میتوانند سرنخهایی از سفر و رفتوآمد در گذشته به تو بدهند. مورخ هم از همین نشانهها برای شناخت گذشته کمک میگیرد.
مکان تاریخی جایی است که رویدادی در آن اتفاق افتاده؛ مثل دشت چالدران که بستر یک نبرد بوده است. بنای تاریخی ساختمانی بهجامانده از گذشته است؛ مانند مسجد گوهرشاد، قلعه یا پل. هر دو از منابع غیرنوشتاریاند، اما مکانِ وقوع رویداد را نباید با ساختمانِ باقیمانده یکی دانست.
این منابع فقط شکل ساختمانها را نشان نمیدهند. برای نمونه، بررسی یک قلعه میتواند به شناخت شیوۀ دفاع کمک کند و بررسی یک پل، سرنخهایی از مسیرهای ارتباطی بدهد. پس مورخ با بررسی آثار و بناها، جنبههای فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و نظامی زندگی گذشته را بهتر میشناسد.
کتاب درسی، صفحهٔ ۲
اشیای کوچک، سرنخهای بزرگ
اشیای کوچک، سرنخهای بزرگ
تصور کن از زندگی امروز ما فقط یک کفش، یک قابلمه و یک وسیلۀ نقلیه باقی بماند. پژوهشگر آینده میتواند با بررسی آنها سرنخهایی از پوشاک، آشپزی و رفتوآمد ما پیدا کند. دستساختههای گذشتگان هم چنین نقشی دارند: اشیایی مانند سکه، زیورآلات، ابزار کشاورزی و ظروف، شواهدی برای شناخت فرهنگ، باورها و شیوۀ زندگی مردماند.
برای نمونه، کاسۀ سفالی معرفیشده در کتاب را در نظر بگیر. جنس و شیوۀ ساخت آن، سرنخهایی از مهارت سفالگران میدهد؛ نوشتههای دینی روی آن نیز میتواند نشانهای از توجه سازنده یا سفارشدهنده به باورهای دینی باشد. پس یک ظرف فقط دربارۀ غذا خوردن اطلاعات نمیدهد!
مورخ برای فهم این سرنخها از یافتههای باستانشناسی و پژوهشهای هنری کمک میگیرد. البته از یک شیء نباید دربارۀ همۀ مردم یک دوره حکم داد؛ هر نتیجه باید به شواهد موجود تکیه داشته باشد.
کتاب درسی، صفحهٔ ۳
گذشته در صداها و روایتها
گذشته در صداها و روایتها
تا حالا از بزرگترهای خانواده خاطرهای دربارۀ جشنها و رسمهای قدیمی شنیدهای؟ همین روایتها میتوانند سرنخی برای شناخت گذشته باشند. آثار شفاهی فقط خاطرات نیستند؛ افسانهها، داستانهای عامیانه، ترانهها و لالاییها هم در این گروه قرار میگیرند.
مثلاً یک لالایی قدیمی ممکن است از آرزوهای خانوادهها برای فرزندانشان خبر بدهد. روایت یک جشن محلی هم میتواند به شناخت آداب و رسوم مردم کمک کند؛ حتی اگر نام هیچ فرمانروا یا جنگی در آن نباشد.
البته مورخ این آثار را روشمند مطالعه میکند؛ یعنی آنها را دقیق بررسی و با روایتها و شواهد دیگر مقایسه میکند. قرار نیست هر اتفاقی را که در یک افسانه آمده، واقعیتی تاریخی بدانیم. ارزش افسانه میتواند در نشاندادن باورها و ارزشهای مردم باشد، نه اثبات اینکه همۀ ماجراهایش واقعاً رخ دادهاند.
کتاب درسی، صفحهٔ ۳
مثال حلشده
در یک نقاشی قدیمی، فردی در حال نواختن یک ساز دیده میشود. آیا میتوان فقط با این شاهد نتیجه گرفت که همۀ مردم آن دوره از آن ساز استفاده میکردند؟
نوع منبع را مشخص میکنیم: نقاشی، اثری هنری و از دستساختههای انسان است.
آنچه مستقیماً میبینیم جدا میکنیم: نقاش، فردی را همراه با یک ساز به تصویر کشیده است.
حدّ نتیجهگیری را میسنجیم: تصویر یک فرد، نشاندهندۀ رفتار همۀ مردم یک دوره نیست.
برای بررسی میزان رواج ساز، به دنبال شواهد دیگر میرویم و زمان، محل و ویژگیهای نقاشی را نیز بررسی میکنیم.
جواب: خیر؛ این نقاشی شاهدی برای شناخت ساز و بازنمایی آن در هنر است، اما بهتنهایی رواج آن را در میان همۀ مردم ثابت نمیکند.
نکات مهم
مورخ برای شناخت و تفسیر گذشته به شواهد نیاز دارد و باید آنها را نقد و بررسی کند.
مکانها و بناهای تاریخی و دستساختههای انسان، سرنخهایی از جنبههای گوناگون زندگی گذشتگان فراهم میکنند.
مطالعۀ روشمند آثار شفاهی، مانند خاطرات و افسانهها و لالاییها، به شناخت فرهنگ و سنتهای اجتماعی کمک میکند.
درس ۲ · صفحهٔ ۴ تا ۶ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی
۲ــ مراجع و منابع نوشتاری
در این درس یاد میگیری نقش منابع آغازین تاریخ اسلام را توضیح بدهی، چهار گونۀ کتاب تاریخی را از هم تشخیص بدهی و با توجه به موضوع پژوهش و نگاه نویسنده، منبع مناسب را انتخاب کنی.
پیش از شروع
اگر بخواهی هم از گذشتۀ شهر خودت سر دربیاوری و هم زندگی تیمور را بررسی کنی، آیا باید سراغ یک نوع کتاب تاریخی بروی؟
کتابهای تاریخی همه با یک هدف و در یک مقیاس نوشته نشدهاند؛ بعضی از یک شهر میگویند و بعضی بر زندگی یک فرمانروا تمرکز دارند. با شناخت نوع کتاب و توجه به نگاه نویسنده، میتوانی منبع مناسب پرسشت را آگاهانهتر انتخاب کنی.
سرچشمههای شناخت آغاز اسلام
سرچشمههای شناخت آغاز اسلام
اگر بخواهی بدانی مردم در آغاز اسلام چگونه زندگی میکردند، آیا فقط باید گزارش جنگها را بخوانی؟ منابع آغازین تاریخ اسلام، از زندگی اجتماعی و فرهنگی هم خبر میدهند.
قرآن کریم با دعوت به اندیشیدن در سرگذشت گذشتگان و عبرت گرفتن از آنها، به تاریخنگاری اسلامی انگیزه و جهت داد. همچنین، سندی دست اول برای شناخت زندگی پیامبر و روابط ایشان با گروههای مختلف، بهویژه در مکه و مدینه است.
آثار حدیثی و سیرۀ نبوی نیز اطلاعات مهمی در اختیار پژوهشگر میگذارند. سیره به زندگی پیامبر میپردازد؛ در منابع حدیثی شیعه و اهل سنت هم، علاوه بر مطالب دینی، اطلاعاتی از تاریخ اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی وجود دارد. مثلاً برای پژوهش دربارۀ روابط مردم و شیوۀ زندگی آنها، این منابع میتوانند به کار بیایند.
پس این آثار را فقط گزارش رویدادهای سیاسی و جنگها ندان؛ آنها راهی برای شناخت جنبههای گوناگون زندگی در آغاز اسلاماند.
کتاب درسی، صفحهٔ ۴
تاریخ عمومی؛ نگاهی گسترده
تاریخ عمومی؛ نگاهی گسترده
فرض کن کتابی را باز میکنی که روایتش از آفرینش آغاز میشود و تا روزگار نویسنده پیش میآید؛ انگار از پشت یک دوربین با نمای باز به گذشته نگاه میکنی. تاریخ عمومی چنین دامنۀ گستردهای دارد و به یک شهر یا یک حکومت محدود نیست.
نویسندگان این آثار معمولاً ابتدا از آفرینش و زندگی حضرت آدم و دیگر پیامبران میگفتند. سپس به تاریخ اساطیری ایران، از کیومرث تا پایان ساسانیان، میپرداختند و در ادامه، رویدادهای تاریخ اسلام و سلسلههای ایرانی را تا زمان زندگی خود ثبت میکردند. پس هنگام خواندن، باید توجه کنیم که همۀ بخشهای این روایت، از نظر ماهیت، یکسان نیستند؛ بخشی به تاریخ اساطیری اختصاص دارد.
این شیوۀ تاریخنگاری در ایران از قرن سوم هجری قمری آغاز شد و تا اواخر دورۀ قاجار ادامه یافت. تاریخ طبری، نوشتۀ محمدبن جریر طبری، از نمونههای مشهور آن است. برای یافتن روایتی گسترده از دورههای گوناگون گذشته، چنین کتابی نقطۀ شروع مناسبی است.
کتاب درسی، صفحهٔ ۴
تاریخ محلی؛ گذشتۀ یک منطقه
تاریخ محلی؛ گذشتۀ یک منطقه
فرض کن میخواهی بدانی مردم شهر تو در گذشته از چه راهی زندگی میکردند، چه رویدادهایی را پشت سر گذاشتهاند و چه شخصیتهای مشهوری داشتهاند. برای چنین پژوهشی، تاریخ محلی میتواند منبع مناسبی باشد؛ چون توجه نویسنده به یک شهر یا منطقه است.
«محلی» بودن به معنی پرداختن به موضوعات کماهمیت نیست؛ فقط محدودۀ جغرافیایی کتاب را مشخص میکند. این آثار میتوانند از حکومتها و جنگهای منطقه، زندگی اجتماعی مردم، اقتصاد، فرهنگ و ویژگیهای جغرافیایی آن اطلاعات بدهند. نویسندگانشان همچنین زندگی چهرههای برجستۀ همان محل را ثبت میکردند.
برای نمونه، تاریخ سیستان اثری از نویسندهای ناشناخته است که گذشتۀ سیستان را از روزگاران قدیم تا سال قمری روایت میکند. پس اگر موضوع پژوهشت گذشتۀ یک منطقه است، فقط دنبال نام پادشاهان نباش؛ اطلاعات مربوط به مردم، مشاغل و محیط زندگی آنان هم ارزش بررسی دارد.
کتاب درسی، صفحهٔ ۵
تاریخ سلسلهای؛ سرگذشت یک حکومت
تاریخ سلسلهای؛ سرگذشت یک حکومت
فرض کن میخواهی دربارۀ رویدادهای دوران غزنویان پژوهش کنی. این بار محور جستوجویت نه سراسر جهان است و نه فقط یک شهر؛ یک دودمان حکومتگر است. کتابی که بر رویدادهای یک دودمان تمرکز دارد، «تاریخ سلسلهای» نامیده میشود. تاریخ بیهقی، نوشتۀ ابوالفضل بیهقی دربارۀ غزنویان، از نمونههای مشهور این گونه است.
چرا چنین کتابهایی نوشته میشدند؟ فرمانروایان معمولاً ادیبان و دانشمندان را به نوشتن رویدادهای دوران حکومتشان تشویق میکردند یا این کار را به آنان میسپردند؛ در نتیجه، وقایع حکومت ثبت میشد.
تاریخ سلسلهای گاهی با تاریخ محلی هم پیوند پیدا میکرد؛ چون بعضی دودمانها فقط در یک منطقه حکومت داشتند. پس برای تشخیص نوع کتاب، به محور اصلی روایت توجه کن: آیا نویسنده بیشتر سرگذشت یک منطقه را دنبال میکند یا رویدادهای یک دودمان را؟
کتاب درسی، صفحهٔ ۶
تکنگاری؛ یک زندگی و نگاه نویسنده
تکنگاری؛ یک زندگی و نگاه نویسنده
اگر بهجای سرگذشت یک دودمان، بخواهی زندگی یک فرمانروا را دنبال کنی، تکنگاری به کارت میآید. این شیوۀ تاریخنگاری از دورۀ تیموریان به بعد رواج یافت و نویسندگان معمولاً به خواست فرمانروا، زندگی او را بهطور ویژه ثبت میکردند. کتاب عجائب المقدور فی نوائب تیمور، نوشتۀ ابن عربشاه، دربارۀ تیمور نمونۀ مشهوری از این گونه است.
اما شناخت موضوع کتاب کافی نیست؛ باید بپرسی: نویسنده با چه نگاهی روایت میکند؟ درست مثل وقتی که دو نفر از یک مسابقه گزارش میدهند و واژههایشان نشان میدهد عملکرد بازیکنی را تحسین میکنند یا نقد.
در روایت کشتار اصفهان، ابن عربشاه هم از رفتار نیروهای تیمور و واکنش مردم اطلاعات میدهد و هم نگاه انتقادی خود را آشکار میکند. او برای توصیف تیمور تعبیر «چون سگ گزنده یا پلنگ درنده» را به کار میبرد. این عبارت شاهدی برای تشخیص نگاه نویسنده است؛ البته تشخیص این نگاه، بهتنهایی درستی یا نادرستی تمام گزارش را ثابت نمیکند.
کتاب درسی، صفحهٔ ۶
مثال حلشده
میخواهی بدانی موقعیت جغرافیایی و فعالیتهای اقتصادی یک شهر در گذشته چگونه بوده است. برای شروع، تاریخ عمومی مناسبتر است یا تاریخ محلی؟ انتخابت را چگونه پیگیری میکنی؟
پرسش را دقیق میکنیم: موضوع پژوهش، یک شهر مشخص و دو جنبۀ جغرافیایی و اقتصادی گذشتۀ آن است.
دامنۀ دو گونه را مقایسه میکنیم: تاریخ عمومی روایتی گسترده دارد، اما تاریخ محلی بر یک شهر یا منطقه تمرکز میکند.
تاریخ محلی را برای شروع برمیگزینیم، زیرا این آثار میتوانند ویژگیهای جغرافیایی و اقتصادی منطقه را توضیح دهند.
بخشهای مرتبط کتاب را بررسی میکنیم و اطلاعات بهدستآمده را با منابع دیگر میسنجیم؛ انتخاب گونۀ مناسب بهتنهایی درستی همۀ گزارشها را تضمین نمیکند.
جواب: تاریخ محلیِ آن شهر نقطۀ شروع مناسبتری است، چون میتواند اطلاعات اقتصادی و جغرافیایی مورد نیاز را فراهم کند؛ برای اطمینان بیشتر نیز باید گزارش آن را با منابع دیگر مقایسه کرد.
نکات مهم
قرآن و آثار حدیثی و سیرۀ نبوی، منابع مهم شناخت آغاز اسلاماند و اطلاعاتشان به جنگها و سیاست محدود نمیشود.
تاریخ عمومی دامنۀ گسترده، تاریخ محلی یک منطقه، تاریخ سلسلهای یک دودمان و تکنگاری زندگی یک فرمانروا را محور قرار میدهد.
برای پژوهش تاریخی، منبع را متناسب با پرسش انتخاب میکنیم و نگاه نویسنده را با شواهد متن میسنجیم.
درس ۳ · صفحهٔ ۶ تا ۷ · حدود ۱۲ دقیقه · تولید هوش مصنوعی
فعّالیت ۴
در این درس یاد میگیری از روایت ابن عربشاه دربارهٔ کشتار اصفهان اطلاعات تاریخی استخراج کنی، اهمیت آنها را توضیح بدهی و نگاه انتقادی نویسنده به سیاستهای تیمور را با شواهد متن نشان بدهی.
پیش از شروع
اگر نویسندهای در روایت یک رویداد تاریخی از «تبهکاری» و «آزار» سخن بگوید، این واژهها فقط دربارهٔ رویداد به ما اطلاعات میدهند یا دربارهٔ نگاه خود نویسنده هم چیزی میگویند؟
این واژهها هم رفتار سپاهیان با مردم را توصیف میکنند و هم نشانهای از نگاه انتقادی نویسندهاند. در خواندن نقّادانه، باید ببینیم متن چه خبری میدهد و نویسنده با چه زبانی آن خبر را روایت میکند.
این روایت در چه نوع کتابی آمده؟
این روایت در چه نوع کتابی آمده؟
فرض کن کتابی دربارهٔ زندگی یک فرمانروا میخوانی. آیا روایت رویدادهای یک شهر هم میتواند در آن جا داشته باشد؟ بله؛ اگر آن رویداد به زندگی و اقدامات همان فرمانروا مربوط باشد.
در تکنگاریِ مورد بحث این درس، نویسنده بر زندگی یک فرمانروا تمرکز میکند. در دورهٔ اسلامی، این شیوه از دورهٔ تیموریان به بعد مرسوم شد و نویسندگان عموماً به اشارهٔ فرمانروا زندگی او را ثبت میکردند. «عموماً» یعنی این ویژگی را نباید بدون بررسی به همهٔ آثار نسبت بدهیم.
کتاب *عجائب المقدور فی نوائب تیمور*، نوشتهٔ ابن عربشاه، دربارهٔ زندگی تیمور است. بنابراین، روایت کشتار اصفهان در آن، بخشی از شرح اقدامات تیمور است؛ نه نشانهٔ اینکه موضوع اصلی کتاب، تاریخ شهر اصفهان باشد.
پس برای شناخت نوع یک کتاب تاریخی، فقط به موضوع یک بخش نگاه نکن؛ محور اصلی کل اثر را در نظر بگیر.
کتاب درسی، صفحهٔ ۶
متن چه اطلاعاتی به ما میدهد؟
متن چه اطلاعاتی به ما میدهد؟
فرض کن میخواهی از این روایت بفهمی میان سپاهیان تیمور و مردم اصفهان چه گذشته است. بهتر است اطلاعات را به ترتیب رویدادها دستهبندی کنی:
رفتار نیروهای تیمور: ابن عربشاه مینویسد: «تیمور کسان خویش به ضبط شهر فرستاد.» سپس از پراکندهشدن نیروها در محلهها، بهخدمتگرفتن مردم و آزار آنان گزارش میدهد.
واکنش مردم: در این روایت، مردم برای مقابله هماهنگ میشوند و با شنیدن صدای طبل به نیروهای تیمور حمله میکنند.
واکنش تیمور: نویسنده از فرمان او برای کشتار مردم، غارت اموال و ویرانکردن آبادیها و کشتزارها خبر میدهد.
اهمیت این اطلاعات چیست؟ این متن فقط شرح یک درگیری نیست؛ به ما کمک میکند رابطهٔ فرمانروا، سپاهیان و مردم و نیز پیامدهای خشونت برای زندگی مردم را بررسی کنیم. البته فعلاً اطلاعاتِ همین روایت را استخراج کردهایم؛ برای اطمینان بیشتر از جزئیات رویداد، باید آن را با شواهد و منابع دیگر هم سنجید.
کتاب درسی، صفحهٔ ۶
نگاه نویسنده را با شاهد بشناسیم
نگاه نویسنده را با شاهد بشناسیم
اگر دو نفر یک مسابقه را روایت کنند، یکی ممکن است بگوید «بازیکن اعتراض کرد» و دیگری بگوید «بازیکن گستاخانه اعتراض کرد». جملهٔ دوم، علاوه بر گزارش رفتار، داوریِ راوی را هم نشان میدهد. در خواندن تاریخ نیز باید این تفاوت را ببینیم.
ابن عربشاه فقط از فرستادن نیروهای تیمور به محلههای اصفهان خبر نمیدهد؛ او مینویسد: «آنان سر به تبهکاری و دست به آزار اهالی برآوردند.» واژهٔ «تبهکاری» رفتار نیروها را محکوم میکند. همچنین تعبیر «شمشیر خشم برآهیخت و ترکش ستم بگشود» نشان میدهد که نویسنده برخورد تیمور را ستمگرانه میبیند. پس نگاه او به این اقدامات، انتقادی است.
برای پاسخ مستند، سه کار انجام بده: نگاه نویسنده را مشخص کن، شاهدی از متن بیاور و توضیح بده آن شاهد چگونه ادعایت را پشتیبانی میکند. البته انتقادی بودن لحن، بهتنهایی نه درستی همهٔ جزئیات روایت را ثابت میکند و نه نادرستی آنها را؛ بررسی آن جزئیات به شواهد دیگری هم نیاز دارد.
کتاب درسی، صفحهٔ ۶
مثال حلشده
در جملهٔ «مردم را بندهوار به خدمت گرفتند و آزار و ستم از حد به در بردند.» چگونه میتوان هم اطلاعات تاریخی استخراج کرد و هم نگاه نویسنده را شناخت؟
ابتدا بپرسیم جمله چه رفتاری را گزارش میکند: در روایت آمده است که نیروهای تیمور مردم را به خدمت گرفتند.
سپس واژههای داورانه را پیدا کنیم: «بندهوار»، «آزار» و «ستم» فقط شرح خنثای رفتار نیستند و آن را نکوهش میکنند.
از این شواهد نتیجه بگیریم که ابن عربشاه نسبت به رفتار نیروهای تیمور نگاه انتقادی دارد.
نتیجه را به همین شاهد محدود کنیم: این جمله دربارهٔ رفتار نیروها و نگاه نویسنده اطلاعات میدهد، اما بهتنهایی شمار آسیبدیدگان را مشخص نمیکند.
جواب: در این جمله، به خدمت گرفتن مردم اطلاعاتی دربارهٔ رفتار نیروهای تیمور میدهد و واژههای «بندهوار»، «آزار» و «ستم» نگاه نکوهشآمیز ابن عربشاه را آشکار میکنند؛ پس یک جمله میتواند هم گزارش رویداد باشد و هم داوری نویسنده را نشان دهد.
نکات مهم
کتاب ابن عربشاه نمونهٔ تکنگاری است، چون بر زندگی تیمور تمرکز دارد، هرچند رویدادهای شهرهایی مانند اصفهان را نیز روایت میکند.
این روایت دربارهٔ رفتار نیروهای تیمور، واکنش مردم و سرکوب آنان اطلاعات میدهد و به شناخت رابطهٔ فرمانروا و مردم کمک میکند.
برای شناخت نگاه انتقادی نویسنده باید به تعبیرهای داورانهٔ متن استناد کنیم و گزارش رویداد را از قضاوت دربارهٔ آن جدا بدانیم.
درس ۴ · صفحهٔ ۷ تا ۸ · حدود ۱۱ دقیقه · تولید هوش مصنوعی
ب) سفرنامهها
در این درس یاد میگیری سفرنامهها چگونه به شناخت زندگی مردم ایران در گذشته کمک میکنند و چگونه از گزارشهای ناصر خسرو و پیترو دلاواله شواهد تاریخی استخراج و آنها را مقایسه کنی.
پیش از شروع
اگر بخواهی بفهمی مردم ایران در گذشته از باغهای شاهی چگونه استفاده میکردند یا در شهری چه شغلی بیشتر رواج داشت، یادداشتهای یک مسافر چه کمکی به تو میکند؟
مسافران گاهی چیزهایی از زندگی روزمره را ثبت کردهاند که در منابع دیگر کمتر پیدا میشود. مثلاً ناصر خسرو از فراوانی کفشگران قزوین خبر میدهد و پیترو دلاواله از آزادی مردم در استفاده از باغهای شاهی اصفهان مینویسد.
گذشته از نگاه مسافران
گذشته از نگاه مسافران
فرض کن مسافری به شهر تو آمده و دربارهٔ بازار، خوراک، جشنها و رفتار مردم یادداشت نوشته است. سالها بعد، این یادداشتها چه تصویری از زندگی امروز شما به دیگران میدهند؟ سفرنامهها برای شناخت گذشته چنین نقشی دارند.
جهانگردان در نوشتههایشان از سرزمینهایی که دیدهاند، از جمله ایران، اطلاعاتی ثبت کردهاند. این گزارشها به پژوهشگر کمک میکنند زندگی اجتماعی مردم، یعنی شیوهٔ زندگی و ارتباط آنها با یکدیگر، و نیز فرهنگ و جغرافیای تاریخی را بشناسد. جغرافیای تاریخی به ویژگیهای مکانها و سرزمینها در گذشته مربوط است.
ارزش سفرنامهها در این است که جزئیاتی از زندگی مردم را نشان میدهند که در منابع دیگر کمتر پیدا میشود. مثلاً اگر پرسش تو دربارهٔ آداب پذیرایی یا وضعیت بازارهای یک شهر قدیمی باشد، گزارش یک مسافر میتواند سرنخهای مفیدی در اختیارت بگذارد.
کتاب درسی، صفحهٔ ۷
قزوین در نگاه ناصر خسرو
قزوین در نگاه ناصر خسرو
تصور کن وارد شهری شدهای و میخواهی با چند یادداشت، زندگی مردمش را برای کسی که آنجا نبوده توصیف کنی. ناصر خسرو هم در گزارش سفرش از قزوین، جزئیاتی آورده که برای شناخت گذشته ارزشمندند.
او از باغهای فراوان و بدون مانع ورود، دیوار محکم شهر و بازارهای خوب خبر میدهد. دربارهٔ آب نیز میگوید که شهر آب کمی داشت و آب آن از کاریزها، یعنی قناتهای زیرزمینی تأمین میشد. همچنین گزارش میکند که در میان صنعتگران شهر، کفشگران از دیگران بیشتر بودند.
برای استفاده از این گزارش، هر جزئیات را به یک موضوع پژوهش پیوند بده: باغها به فضای شهر، قناتها به شیوهٔ تأمین آب و فراوانی کفشگران به پیشههای مردم مربوطاند. این کار مثل دستهبندی عکسهای یک سفر است؛ هر نشانه، بخشی از زندگی شهر را روشن میکند.
البته از فراوانی کفشگران نمیتوان نتیجه گرفت که همهٔ مردم قزوین کفشگر بودهاند؛ باید نتیجهگیری را در حد همان اطلاعات گزارش نگه داریم.
کتاب درسی، صفحهٔ ۷
دو گزارش، یک مقایسه
دو گزارش، یک مقایسه
فرض کن دو مسافر از دو شهر یادداشتهایی آوردهاند. برای مقایسه، باید ببینی هر دو دربارهٔ چه موضوع مشترکی حرف زدهاند؛ نه اینکه فقط کدامیک شهر را بیشتر پسندیده است.
ناصر خسرو در گزارش قزوین از باغهای بسیار و بیدیوار میگوید که مانعی برای ورود به آنها نبوده است. دلاواله هم دربارهٔ باغهای چهارباغ اصفهان توضیح میدهد که با وجود تعلق داشتن به شاه، مردم آزادانه از آنها استفاده میکردند. پس هر دو گزارش، شواهدی از امکان ورود مردم به باغها دارند؛ اما فقط در گزارش دلاواله، مالکیت شاه بر باغها مشخص شده است.
دربارهٔ آب تفاوت روشنی میبینیم: ناصر خسرو آب قزوین را اندک و تأمین آن را از قناتها توصیف میکند؛ دلاواله از فراوانی آب و جاری بودن نهرها در خیابانهای توصیفشدهٔ اصفهان خبر میدهد.
دقت کن: اینها گزارشهایی دربارهٔ مکانها و زمانهای مشخصاند؛ نمیتوان از آنها نتیجه گرفت که وضعیت آب در سراسر ایران یکسان بوده است.
کتاب درسی، صفحهٔ ۸
مثال حلشده
دانشآموزی از گزارش ناصر خسرو نتیجه گرفته است: «همهٔ مردم قزوین کفشگر بودند.» آیا شواهد گزارش، این نتیجه را تأیید میکند؟
ابتدا مشخص کن گزارش دربارهٔ چه کسانی است: ناصر خسرو در این بخش، صنعتگران شهر را با یکدیگر مقایسه میکند.
سپس معنای مشاهده را روشن کن: تعداد کفشگران از دیگر گروههای صنعتگر بیشتر بوده است.
حالا نتیجهگیری را با شاهد بسنج: بیشتر بودن یک گروه، به معنای نبودن پیشههای دیگر یا کفشگر بودن همهٔ مردم نیست.
جواب: این نتیجهگیری دقیق نیست؛ گزارش ناصر خسرو فقط نشان میدهد کفشگران از دیگر گروههای صنعتگر قزوین بیشتر بودهاند، نه اینکه همهٔ مردم شهر کفشگر بودهاند.
نکات مهم
سفرنامهها جزئیاتی از زندگی اجتماعی، فرهنگ و محیط جغرافیایی گذشته را ثبت کردهاند که در منابع دیگر کمتر دیده میشود.
گزارش ناصر خسرو از قزوین، شواهدی دربارهٔ باغها، بازارها، کمبود آب و فراوانی کفشگران به ما میدهد.
مقایسهٔ دو گزارش نشان میدهد دسترسی مردم به باغها در هر دو توصیف دیده میشود، اما قزوین کمآب و چهارباغ اصفهان پرآب توصیف شده است.
درس ۵ · صفحهٔ ۸ تا ۱۰ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی
پ) نوشتههای جغرافیایی
در این درس یاد میگیری چگونه از نوشتهها و نقشههای جغرافیایی برای شناخت گذشته استفاده کنی و ارتباط محیط جغرافیایی با شیوهٔ زندگی مردم را با دلیل توضیح دهی.
پیش از شروع
اگر بخواهی دربارهٔ شغلها، باورها و زندگی مردم ایران در گذشته تحقیق کنی، آیا یک کتاب جغرافیا هم میتواند به تو کمک کند؟
بله؛ نوشتههای جغرافیایی قدیم فقط دربارهٔ کوهها و رودها نیستند؛ از کالاها، راهها، باورها و شیوهٔ زندگی مردم هم خبر میدهند. حتی یک نقشهٔ قدیمی میتواند شاهدی برای کاربرد نام یک مکان در گذشته باشد.
جغرافیا در خدمت تاریخ
جغرافیا در خدمت تاریخ
فرض کن میخواهی بدانی مردم یک شهر قدیمی از چه راهی زندگی میکردند. فقط دانستن نام حاکمان آن شهر کافی است؟ برای شناخت زندگی مردم، باید محیط زندگی آنها را هم بشناسی.
نوشتههای جغرافیایی فقط دربارهٔ کوهها و رودها نیستند. این نوشتهها میتوانند از راهها، بندرها، کالاها، شغلها، باورها، زبان و آدابورسوم مردم هم خبر بدهند. به همین دلیل، برای پژوهش تاریخی کاربرد دارند.
مثلاً اگر در نوشتهای جغرافیایی دربارهٔ بندر یک شهر، راههای ارتباطی و کالاهای آن اطلاعاتی پیدا کنی، میتوانی از آن برای بررسی دادوستد شهر در گذشته کمک بگیری؛ درست مثل وقتی که برای شناخت رونق بازار یک محله، به مسیرهای دسترسی و جنس مغازههایش توجه میکنی.
پس محیط جغرافیایی بخشی از زمینهٔ رویدادهای تاریخی است و شناخت آن به ما کمک میکند تصویر کاملتری از گذشته بسازیم.
کتاب درسی، صفحهٔ ۸
شناخت سرزمینها با اصطخری
شناخت سرزمینها با اصطخری
فرض کن میخواهی بدانی مردم یک سرزمین در گذشته چه کالاهایی تولید میکردند و چه صنعتهایی داشتند. آیا فقط باید سراغ کتابهای تاریخ بروی؟ المسالک و الممالکِ اصطخری هم میتواند به کارت بیاید.
اصطخری، جغرافیدان اهل استخرِ فارس در سدهٔ چهارم هجری قمری، در این کتاب فقط فاصلهها و مرزهای سرزمینها را معرفی نکرده است. او دربارهٔ محصولات بازرگانی، صنعت، زندگی اقوام و بناهایی مانند دژها و آتشکدهها نیز اطلاعات داده است. عنوان کتاب هم به معنی «راهها و کشورها» است و گستردهترین بخش آن به سرزمین پارس، یعنی ایران، اختصاص دارد.
نکتهٔ مهم، هماهنگی پرسش پژوهش با اطلاعات منبع است. برای نمونه، اگر پرسش تو دربارهٔ فعالیتهای اقتصادی مردم باشد، گزارشهای کتاب دربارهٔ کالاها و صنعت به تو کمک میکند؛ اما برای بررسی بناهای تاریخی، باید به توصیف دژها و آتشکدهها توجه کنی. پس یک کتاب جغرافیایی میتواند پاسخگوی چند نوع پرسش تاریخی باشد.
کتاب درسی، صفحهٔ ۹
نقشه بهعنوان سند تاریخی
نقشه بهعنوان سند تاریخی
اگر در یک نقشهٔ قدیمی نام مکانی را ببینی، چه چیزی دربارهٔ گذشتهٔ آن نام میفهمی؟ نقشهها فقط برای پیدا کردن مسیر نیستند؛ نامهای ثبتشده در آنها هم میتوانند شاهد تاریخی باشند.
در نسخهٔ معرفیشدهٔ *المسالک و الممالک*، نقشهای رنگی با عنوان «صورة بحر فارس» وجود دارد. واژهٔ «صورة» در این کتاب به معنای نقشه است؛ پس این عنوان به نقشهٔ دریای فارس اشاره دارد. این نقشه از اسناد کهنی است که کاربرد نام خلیجفارس را نشان میدهد.
مثلاً اگر روی نقشهای قدیمی نام محلهات را پیدا کنی، میتوانی آن را شاهدی برای کاربرد آن نام در گذشته بدانی؛ اما از همان نقشه بهتنهایی نمیتوانی بفهمی آن نام نخستین بار چه زمانی به کار رفته است. دربارهٔ نقشهٔ «صورة بحر فارس» هم باید همین دقت را داشته باشیم: سندِ کاربرد یک نام، لزوماً سندِ زمان پیدایش آن نام نیست.
کتاب درسی، صفحهٔ ۹
از اقلیم تا شیوهٔ زندگی
از اقلیم تا شیوهٔ زندگی
چرا شکل خانهها یا خوراکهای محلی در همهجای ایران یکسان نیست؟ یکی از عوامل این تفاوتها، اقلیم، یعنی ویژگیهای معمول آبوهوای هر منطقه است. میزان بارندگی، گرما و سرما میتواند بر کشاورزی، شغل، پوشاک و حتی بعضی آدابورسوم مردم اثر بگذارد.
برای مثال، در نواحی پرباران شمال ایران، بام شیبدار بسیاری از خانهها کمک میکند آب باران راحتتر پایین برود. اینجا فقط تفاوت خانهها را نام نمیبریم؛ دلیل ارتباط آن با محیط را هم توضیح میدهیم: بارندگی فراوان، نیاز به هدایت آب از بام را بیشتر میکند.
برای پاسخ مستدل، این مسیر را دنبال کن: ویژگی اقلیم ← نیاز مردم ← شیوهٔ سازگاری در زندگی. البته اقلیم تنها عامل تفاوتهای فرهنگی نیست؛ پیشینهٔ تاریخی، باورها و ارتباط با مردمان دیگر هم نقش دارند. پس بهتر است بگوییم اقلیم «اثر میگذارد»، نه اینکه همهٔ ویژگیهای زندگی مردم را تعیین میکند.
کتاب درسی، صفحهٔ ۱۰
مثال حلشده
فرض کن در یک نوشتهٔ جغرافیایی قدیمی، از راههای ارتباطی یک بندر و کالاهای خریدوفروششده در آن سخن رفته است. این گزارش به چه پژوهشی کمک میکند؟ آیا میتوان نتیجه گرفت همهٔ مردم آن بندر بازرگان بودهاند؟
ابتدا دادههای گزارش را مشخص میکنیم: راههای ارتباطی و کالاهای خریدوفروششده در بندر.
این دادهها را به پرسش تاریخی پیوند میدهیم: بندر با چه جاهایی ارتباط تجاری داشته و چه کالاهایی در آن مبادله میشده است؟
حدود شواهد را میسنجیم: گزارش از تجارت سخن میگوید، نه از شغل تکتک ساکنان.
نتیجه میگیریم که این نوشته برای تاریخ اقتصادی مفید است، اما برای شناخت همهٔ شغلهای مردم باید شواهد دیگری هم پیدا کنیم.
جواب: این گزارش برای بررسی راههای دادوستد و فعالیتهای اقتصادی آن بندر مفید است؛ اما از آن نمیتوان نتیجه گرفت که همهٔ ساکنان بازرگان بودهاند.
نکات مهم
نوشتههای جغرافیایی با اطلاعاتی دربارهٔ محیط، اقتصاد، فرهنگ و زندگی مردم، به پژوهش تاریخی کمک میکنند.
المسالک و الممالک اصطخری هم اطلاعات متنی ارزشمند دارد و هم نقشهٔ «صورة بحر فارس» در نسخهٔ معرفیشدهٔ آن، شاهدی برای کاربرد تاریخی نام خلیجفارس است.
اقلیم میتواند بر شیوهٔ زندگی و آدابورسوم اثر بگذارد، اما توضیح این ارتباط به شاهد و استدلال نیاز دارد.
درس ۶ · صفحهٔ ۱۰ تا ۱۳ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی
ت) ادبیات و متون ادبی
در این درس یاد میگیری … چگونه از آثار ادبی، سیاستنامهها، اندرزنامهها و دیگر نوشتهها، از جمله نوشتههای روی سکهها، برای شناخت جنبههای گوناگون زندگی در گذشته استفاده کنی.
پیش از شروع
اگر بخواهی دربارهٔ تجارت در روزگار سعدی تحقیق کنی، آیا یک حکایت از گلستان میتواند به کارت بیاید؟
بله؛ در حکایت بازرگانِ گلستان، نام کالاها، سرزمینها و مقصدهای تجاری آمده است. این جزئیات میتوانند سرنخهایی برای شناخت تجارت آن روزگار باشند، هرچند نباید حکایت ادبی را گزارش دقیق و کامل یک رویداد بدانیم.
تاریخ در دل ادبیات
تاریخ در دل ادبیات
برای شناخت تجارت در روزگار سعدی، آیا فقط باید سراغ کتابهای تاریخ برویم؟ یک حکایت ادبی هم میتواند سرنخ تاریخی داشته باشد. شاعر و نویسنده در جامعهٔ خود زندگی میکند؛ بنابراین، نشانههایی از زندگی مردم، باورها و مشکلات زمانه وارد اثرش میشود، حتی اگر هدف او تاریخنویسی نباشد.
در حکایت بازرگانِ گلستان، سعدی از کالاهایی مثل گوگرد، پارچهٔ ابریشمی و فولاد و از سرزمینهایی مانند چین و هند یاد میکند. پیام اخلاقی حکایت دربارهٔ زیادهخواهی است؛ اما همین اشارهها برای پژوهش دربارهٔ کالاها و ارتباطات تجاری نیز سودمندند. البته نباید از این حکایت نتیجه بگیریم که همهٔ سفرهای بازرگان واقعاً انجام شدهاند؛ او دربارهٔ برنامههایش حرف میزند.
درست مثل داستانی امروزی که ضمن روایت زندگی شخصیتها، از شغلها و نگرانیهای مردم خبر میدهد، آثار ادبی گذشته هم دریچهای به زمان خود هستند. نقدهای اجتماعی سعدی، حافظ و انوری نیز از همین نظر برای مورخ اهمیت دارند.
کتاب درسی، صفحهٔ ۱۰
سیاستنامه؛ راهنمای کشورداری
سیاستنامه؛ راهنمای کشورداری
فرض کن بخواهی بفهمی یک مدرسه چگونه اداره میشود. دستورالعملهای مدیر دربارهٔ وظایف کارکنان و اجرای مقررات، سرنخهای خوبی به تو میدهند. سیاستنامهها هم برای شناخت ادارهٔ کشور در گذشته چنین کاربردی دارند: از رابطهٔ حکومت با مردم تا سازمانهای اداری، اقتصادی، نظامی و فرهنگی.
نمونهٔ برجستهٔ این نوشتهها، سیاستنامهٔ خواجه نظامالملک توسی، وزیر دورهٔ سلجوقی، است. او در بخشی از کتاب پیشنهاد میکند فرمانهای دربار فقط برای کارهای مهم صادر شوند و کسانی که در اجرای آنها کوتاهی میکنند، مجازات شوند؛ حتی اگر از نزدیکان باشند.
مورخ از این توصیهها میفهمد که حفظ اعتبار فرمان و اطاعت از حکومت برای نویسنده اهمیت داشته است. البته توصیه به انجام یک کار، به معنای اجرای همیشگی آن نیست؛ پس این متن را باید راهی برای شناخت دیدگاه نویسنده دربارهٔ کشورداری نیز دانست.
کتاب درسی، صفحهٔ ۱۱
اندرزنامه؛ اخلاق فرمانروایی
اندرزنامه؛ اخلاق فرمانروایی
آیا برای خوب ادارهکردن یک کشور، دانستن روشهای اداری کافی است؟ اندرزنامهها توجه ما را به جنبهٔ دیگری میبرند: رفتار اخلاقی فرمانروا و رابطهٔ او با مردم. در این آثار، مسئله بیشتر این است که فرمانروا چگونه رفتار کند، نه فقط اینکه دستگاه حکومت را چگونه سامان دهد.
برای نزدیکشدن به موضوع، مسئول یک گروه دانشآموزی را تصور کن. تنظیم برنامهٔ کار اعضا یک موضوع است؛ منصفانه رفتارکردن با آنها و شنیدن حرفشان موضوعی دیگر. این دومی به نگاه اخلاقی اندرزنامهها نزدیکتر است.
قابوسنامه، نوشتهٔ عنصرالمعالی در قرن پنجم هجری، از نمونههای مشهور اندرزنامههاست. مورخ با خواندن چنین آثاری میتواند بفهمد چه رفتارهایی برای فرمانروا پسندیده شمرده میشده است. البته توصیه به یک رفتار، بهتنهایی ثابت نمیکند که فرمانروایان واقعاً همانگونه عمل میکردهاند؛ میان «رفتار مطلوب» و «رفتار واقعی» تفاوت وجود دارد.
کتاب درسی، صفحهٔ ۱۱
سرنخهای نوشتههای دیگر
سرنخهای نوشتههای دیگر
فرض کن میخواهی زندگی یکی از پزشکان گذشته را بشناسی؛ شاید نام او در کتابِ جنگها و پادشاهان نباشد، اما در کتابی دربارهٔ زندگی پزشکان بتوانی سرنخی پیدا کنی. پس منبع تاریخی فقط کتابی با عنوان «تاریخ» نیست.
هر نوع نوشته میتواند به پرسشی متفاوت پاسخ دهد:
طبقات و فرهنگنامههای زندگینامهای اطلاعاتی دربارهٔ زندگی افراد و گروههایی مانند پزشکان میدهند؛ انساب به تبار و پیوندهای خانوادگی افراد مربوطاند.
اسناد حکومتی، مانند فرمانها، پیمانهای سیاسی، اسناد اقتصادی و نامهها، برای شناخت کارهای حکومت و روابط آن کاربرد دارند.
آثار علمی، فلسفی، فقهی و تقویمی نیز به مورخ کمک میکنند فضای علمی و فکری یک دوره را بشناسد.
درست مثل وقتی که برای شناخت زندگی یک نفر، هم سراغ زندگینامهاش میرویم و هم نامههایش را میخوانیم، مورخ هم نوشتهٔ مناسب را با توجه به پرسش پژوهش انتخاب میکند.
کتاب درسی، صفحهٔ ۱۱
سکه؛ سندی کوچک از گذشته
سکه؛ سندی کوچک از گذشته
یک سکهٔ قدیمی فقط وسیلهٔ خریدوفروش نیست؛ نوشتههای روی آن میتوانند برای مورخ مثل یک سند کوچک عمل کنند. نام پادشاه سرنخی از قدرت سیاسی است و عبارتهای مذهبی میتوانند به شناخت باورها و گرایشهای مذهبی حکومت کمک کنند. شکل نوشتن و آرایش نوشتهها نیز برای بررسی هنر آن دوره کاربرد دارد.
برای نمونه، در تصویر کتاب، سکهٔ طلای شاه سلطان حسین صفوی معرفی شده که در اصفهان ضرب شده است. مورخ با بررسی نام فرمانروا و محل ضرب، سرنخهایی دربارهٔ حکومت و محل تولید سکه به دست میآورد؛ یعنی نوشتهای کوتاه، چند پرسش تاریخی را دنبالکردنی میکند.
البته هر نوشته فقط به پرسشهای مشخصی پاسخ میدهد. مثلاً نام پادشاه بهتنهایی نشان نمیدهد که مردم آن دوره چقدر ثروتمند بودهاند؛ برای چنین نتیجهای باید شواهد بیشتری را بررسی کرد.
کتاب درسی، صفحهٔ ۱۱
مثال حلشده
در حکایت گلستان، بازرگان از بردن گوگرد پارسی به چین و آوردن کاسهٔ چینی به روم سخن میگوید. چگونه میتوان از این بخش برای شناخت تاریخ اقتصادی استفاده کرد، بدون آنکه بیش از شواهد نتیجه بگیریم؟
نوع منبع را مشخص میکنیم: با یک حکایت ادبی روبهرو هستیم، نه دفتر ثبت معاملات.
سرنخهای اقتصادی را جدا میکنیم: نام کالاها، سرزمینها و برنامهٔ جابهجایی کالا میان آنها.
به نحوهٔ بیان توجه میکنیم: بازرگان از سفرهای موردنظرش حرف میزند؛ متن گزارش انجام همهٔ این سفرها نیست.
نتیجه را محدود به شواهد مینویسیم: حکایت به شناخت فضای بازرگانی کمک میکند، اما برای تأیید جزئیات باید شواهد دیگری هم بررسی شود.
جواب: این حکایت برای بررسی کالاهای تجاری و پیوندهای بازرگانیِ مطرح در روزگار سعدی سودمند است، اما بهتنهایی انجام واقعی همهٔ سفرهای بازرگان را ثابت نمیکند.
نکات مهم
آثار ادبی میتوانند سرنخهایی از اوضاع سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و اندیشههای رایج زمان خود بدهند.
سیاستنامهها بیشتر به شیوهٔ کشورداری و تشکیلات حکومت میپردازند و اندرزنامهها بیشتر بر اخلاق فرمانروایی تأکید دارند.
اسناد حکومتی، زندگینامهها، آثار علمی و نوشتههای روی سکهها هر کدام بخشی از گذشته را روشن میکنند.
درس ۷ · صفحهٔ ۱۳ تا ۱۴ · حدود ۱۲ دقیقه · تولید هوش مصنوعی
درس ۲: روش پژوهش در تاریخ؛ بررسی و سنجش اعتبار شواهد و مدارک
در این درس یاد میگیری چرا گزارش تاریخی به اعتبارسنجی نیاز دارد و چگونه با بررسی ویژگیها و انگیزههای راوی و نزدیکی او به رویداد، اعتبار گزارشش را بسنجی.
پیش از شروع
دو نفر دربارهٔ یک رویداد تاریخی گزارش متفاوتی دادهاند؛ یکی شاهد ماجرا بوده و دیگری سالها بعد آن را از دیگران شنیده است. برای تصمیمگیری دربارهٔ اعتبار این گزارشها، چه چیزهایی را بررسی میکنی؟
مورخ فقط به پیدا کردن گزارش بسنده نمیکند؛ باید اعتبار آن و کسی را که آن را نقل کرده بررسی کند. شناخت انگیزهها و گرایشهای راوی و فاصلهٔ زمانی و مکانی او با رویداد، به سنجیدن گزارش کمک میکند؛ شاهد مستقیم بودن هم امتیاز مهمی است، نه دلیل کنار گذاشتن بررسیهای دیگر.
پیدا کردن خبر کافی نیست
پیدا کردن خبر کافی نیست
فرض کن در گوشیات تصویری از یک نامهٔ قدیمی میبینی که توضیح عجیبی دربارهٔ یک رویداد تاریخی دارد. آیا همین که نامهای پیدا شده، کافی است تا محتوایش را بپذیریم؟ پیدا کردن گزارش، آغاز بررسی است؛ نه پایان آن.
مورخ میخواهد گذشته را تا جای ممکن دقیق بفهمد؛ پس باید بسنجد مدرکی که یافته چقدر قابل اعتماد است. به این بررسی، اعتبارسنجی یا نقد گزارش تاریخی میگویند. «نقد» در اینجا به معنی عیبجویی یا رد کردن خبر نیست؛ یعنی بررسی کنیم آیا میتوان به آن اعتماد کرد.
کار مورخ از این نظر شبیه کارآگاه است: کارآگاه هم با یافتن یک مدرک، فوراً نتیجهگیری نمیکند؛ آن را بررسی و آزمایش میکند. مورخان از گذشته برای سنجش مدارک روشهایی داشتهاند و با پیشرفت علم، ابزارها و روشهای تازهای نیز به کار گرفتهاند. بنابراین، قدیمی بودن یا پیدا شدن یک نوشته، بهتنهایی درستی خبر آن را ثابت نمیکند.
کتاب درسی، صفحهٔ ۱۴
چه کسی خبر را گفته است؟
چه کسی خبر را گفته است؟
فرض کن دو نفر دربارهٔ عملکرد یک حاکم نوشتهاند: یکی از نزدیکان اوست و دیگری از مخالفانش. آیا شناخت این رابطهها به فهم گزارشهایشان کمک نمیکند؟
مورخ برای سنجیدن خبر، راوی، یعنی روایتکنندهٔ خبر، را هم بررسی میکند. او میپرسد: این فرد کیست؟ کجا به دنیا آمده و زندگی کرده است؟ چه گرایش فکری، مذهبی یا سیاسی دارد و جایگاه علمیاش چیست؟ این شناخت کمک میکند بفهمیم راوی از چه زاویهای به ماجرا نگاه کرده است.
پرسش مهم دیگر این است: راوی با چه انگیزه و مقصودی این خبر را بیان کرده است؟ مثلاً ممکن است بخواهد از یک حاکم دفاع کند یا رفتار او را زیر سؤال ببرد. چنین انگیزهای ممکن است بر انتخاب و بیان جزئیات اثر بگذارد.
البته شناخت گرایش راوی به معنی رد یا قبول خودکار گزارشش نیست؛ هدف این است که خبر را آگاهانهتر بسنجیم، نه اینکه فقط به خاطر طرفداری یا مخالفت نویسنده دربارهٔ درستی آن حکم بدهیم.
کتاب درسی، صفحهٔ ۱۴
شاهد نزدیک یا نقل از دیگران؟
شاهد نزدیک یا نقل از دیگران؟
فرض کن میخواهی بدانی دیروز در مسابقهٔ مدرسه چه اتفاقی افتاده است. گزارش کسی که کنار زمین بوده، با گزارش کسی که ماجرا را از چند نفر شنیده، یکسان نیست؛ در نقلهای پیاپی ممکن است جزئیاتی حذف یا دگرگون شود.
مورخ هم میپرسد: راوی هنگام رویداد کجا بوده و چه زمانی از آن خبر داده است؟ بررسی فاصلهٔ زمانی و مکانی کمک میکند بفهمیم او خودش شاهد ماجرا بوده یا خبر را از دیگران گرفته است. گزارش شاهد مستقیم ارزش بیشتری دارد؛ اما شاهد بودن بهتنهایی درستی همهٔ گفتههای او را تضمین نمیکند و همچنان باید آن را سنجید.
مسعودی برای بررسی برخی گزارشها سفر میکرد و مکان رویدادها را از نزدیک میدید. این کار به او کمک میکرد بهجای تکیه بر شنیدهها، شناخت مستقیمتری از سرزمینها پیدا کند. البته دیدن محل یک رویداد در سالهای بعد، با شاهدِ خودِ رویداد بودن فرق دارد.
کتاب درسی، صفحهٔ ۱۴
مثال حلشده
فرض کن دربارهٔ بستهشدن بازار یک شهر، دو گزارش داریم: یکی نوشتهٔ بازرگانی است که همان روز در بازار حضور داشته و از بستهشدن آن زیان دیده است؛ دیگری را نویسندهای سالها بعد در شهری دیگر، با نقل از مسافران نوشته است. چگونه اعتبار این دو گزارش را مقایسه میکنی؟
ابتدا هر دو گزارش را نیازمند اعتبارسنجی میدانیم؛ صرفِ یافتن آنها برای پذیرفتنشان کافی نیست.
ویژگیها و انگیزههای راویان را بررسی میکنیم؛ زیاندیدن بازرگان ممکن است بر شیوهٔ روایت او اثر گذاشته باشد، اما بهتنهایی دلیل نادرستی گزارش نیست.
فاصلهٔ زمانی و مکانی را مقایسه میکنیم؛ بازرگان هنگام رویداد در محل بوده، ولی نویسندهٔ دوم دیرتر و در جایی دیگر خبر را دریافت کرده است.
نتیجه میگیریم گزارش بازرگان از نظر مشاهدهٔ مستقیم ارزش بیشتری دارد، ولی همچنان باید با توجه به ویژگیها و انگیزههای او سنجیده شود.
جواب: گزارش بازرگان به دلیل مشاهدهٔ مستقیم ارزش بیشتری دارد، اما منافع و انگیزههای احتمالی او نیز باید بررسی شود؛ گزارش نویسندهٔ دوم هم بدون بررسی کنار گذاشته نمیشود.
نکات مهم
یافتن گزارش تاریخی پایان پژوهش نیست و مورخ باید پیش از پذیرفتن آن، اعتبارش را بررسی کند.
در نقد راوی، هویت، محیط زندگی، گرایشها، جایگاه علمی و انگیزههای او بررسی میشود.
فاصلهٔ زمانی و مکانی راوی با رویداد مهم است و گزارش شاهد مستقیم نسبت به نقل از دیگران ارزش و اعتبار بیشتری دارد.
درس ۸ · صفحهٔ ۱۴ تا ۱۵ · حدود ۱۲ دقیقه · تولید هوش مصنوعی
معیارهای سنجش اعتبارِ خبر تاریخی
در این درس یاد میگیری چگونه با بررسی ویژگیها و انگیزههای راوی، فاصلهٔ او با رویداد و شیوهٔ دستیابیاش به خبر، اعتبار روایت تاریخی او را بسنجی.
پیش از شروع
دو نفر دربارهٔ یک رویداد تاریخی گزارش متفاوتی دادهاند؛ یکی شاهد رویداد بوده و دیگری سالها بعد، در شهری دور، دربارهٔ آن نوشته است. پیش از انتخاب گزارش معتبرتر، دربارهٔ این دو نفر چه چیزهایی باید بدانیم؟
مورخ فقط به گفتهها نگاه نمیکند؛ او میپرسد راوی کیست، چه گرایشها و انگیزههایی دارد و چقدر به زمان و مکان رویداد نزدیک بوده است. شاهد مستقیم بودن، اعتبار گزارش را بیشتر میکند، اما شناخت ویژگیها و انگیزههای همان شاهد هم ضروری است.
پشت هر خبر، یک راوی
پشت هر خبر، یک راوی
فرض کن کسی دربارهٔ اختلاف دو گروه در مدرسه گزارشی نوشته است. اگر بدانی نویسنده عضو یکی از آن گروههاست، احتمالاً میپرسی: «آیا طرفداری او در روایتش اثر گذاشته است؟» مورخ هم هنگام بررسی خبر تاریخی، به کسی که خبر را روایت کرده توجه میکند.
برای شناخت راوی، باید چند چیز را بررسی کرد: او کیست؟ کجا به دنیا آمده و زندگی کرده است؟ چه گرایشهای فکری، مذهبی و سیاسی دارد؟ جایگاه علمی و میزان آگاهی او چگونه است؟ این شناخت کمک میکند بفهمیم راوی از چه زاویهای به رویداد نگاه کرده است.
سپس نوبت پرسش از انگیزه و مقصود اوست: چرا این خبر را نقل کرده و میخواسته چه چیزی را نشان دهد؟ مثلاً ممکن است نویسندهای با هدف ستایش یک فرمانروا، بر موفقیتهای او تأکید کند.
البته داشتن یک گرایش، بهتنهایی ثابت نمیکند که راوی دروغ گفته است؛ این اطلاعات به مورخ کمک میکند روایت را آگاهانهتر و دقیقتر بسنجد.
کتاب درسی، صفحهٔ ۱۴
شاهد بوده یا شنیده است؟
شاهد بوده یا شنیده است؟
فرض کن میخواهی بدانی در مسابقهٔ دیروز مدرسه چه اتفاقی افتاده است. یکی از دوستانت کنار زمین بوده و بازی را دیده؛ دوست دیگری در خانه بوده و ماجرا را از همکلاسیها شنیده است. راه رسیدن این دو نفر به خبر، یکسان نیست.
مورخ هم میپرسد: راوی هنگام وقوع رویداد کجا بوده و در چه زمانی زندگی میکرده است؟ بررسی فاصلهٔ زمانی و مکانی کمک میکند بفهمیم راوی خودش شاهد بوده یا خبر را با واسطه نقل کرده است. کسی که سالها پس از یک رویداد به دنیا آمده، نمیتواند شاهد مستقیم آن باشد؛ حتی اگر در همان شهر زندگی کرده باشد.
گزارش شاهد مستقیم اعتبار بیشتری از نقل غیرمستقیم دارد؛ چون راوی، رویداد را خودش دیده است. البته شاهدبودن به معنای بینیازی از بررسی نیست؛ ویژگیها و انگیزههای او نیز همچنان اهمیت دارند.
کتاب درسی، صفحهٔ ۱۴
مسعودی؛ در جستوجوی خبر دستاول
مسعودی؛ در جستوجوی خبر دستاول
اگر بخواهی دربارهٔ یک بنای قدیمی در شهرت تحقیق کنی، دیدن محل و گفتوگو با کسانی که اطلاعات دستاول دارند، چه کمکی به تو میکند؟ احتمالاً جزئیاتی پیدا میکنی که در شنیدههای قبلیات نبوده است.
مسعودی، مورخ قرن چهارم، سفر را بخشی از پژوهش تاریخی خود میدانست. او به سرزمینهای گوناگون سفر میکرد تا ویژگیهای آنها را ببیند و خبرها را از سرچشمههای اصلی بگیرد. این کار به او امکان میداد برای بررسی درستی یا نادرستی گزارشها، فقط به نقلهای دور از محل تکیه نکند.
پس سفر برای مسعودی صرفاً گردش نبود؛ راهی برای گردآوری و بررسی اطلاعات بود. البته دیدن مکان یک رویداد گذشته، با شاهدِ خودِ رویداد بودن فرق دارد: مورخ ممکن است سالها بعد به آن محل برسد، اما مشاهدهٔ محل و دسترسی به خبرهای دستاول همچنان به پژوهش او کمک میکند.
کتاب درسی، صفحهٔ ۱۴
مثال حلشده
دو راوی از یک رویداد خبر دادهاند: راوی نخست هنگام وقوع رویداد در محل حاضر بوده و آن را دیده است؛ راوی دوم سالها بعد در شهری دیگر، شنیدههای دیگران را نوشته است. برای سنجش اعتبار این دو راوی چگونه پیش میرویم؟
نخست هویت، محل زندگی، جایگاه علمی و گرایشهای هر دو راوی را بررسی میکنیم.
سپس میپرسیم هرکدام با چه علاقه، انگیزه و مقصودی این خبر را نقل کردهاند.
فاصلهٔ زمانی و مکانی را بررسی میکنیم: راوی نخست شاهد مستقیم بوده، اما راوی دوم خبر را با واسطه دریافت کرده است.
نتیجه میگیریم که از نظر شیوهٔ دستیابی به خبر، روایت نخست اعتبار بیشتری دارد؛ بااینحال، شاهد بودن جای بررسی دیگر ویژگیهای راوی را نمیگیرد.
جواب: گزارش راوی نخست از نظر مشاهدهٔ مستقیم اعتبار بیشتری دارد، اما برای داوری سنجیده باید ویژگیها، گرایشها و انگیزههای هر دو راوی را نیز بررسی کنیم.
نکات مهم
برای نقد راوی، هویت، محل زندگی، گرایشها، جایگاه علمی و انگیزهٔ او از بیان خبر را بررسی میکنیم.
فاصلهٔ زمانی و مکانی راوی با رویداد به تشخیص مشاهدهٔ مستقیم از نقل دیگران کمک میکند و روایت شاهد مستقیم اعتبار بیشتری دارد.
سفرهای پژوهشی مسعودی نمونهای از تلاش برای بررسی خبرها با مشاهدهٔ نزدیک مکانها و دریافت اطلاعات دستاول بود.
درس ۹ · صفحهٔ ۱۵ تا ۱۷ · حدود ۱۴ دقیقه · تولید هوش مصنوعی
ب) سنجش اعتبار و نقد و بررسی گزارشها و منابع تاریخی
در این درس یاد میگیری چگونه اعتبار یک گزارش تاریخی را با پنج معیارِ عقل، مقایسه با منابع دیگر، یافتههای باستانشناسی، زمان و مکان و دستاوردهای علوم تجربی بررسی کنی.
پیش از شروع
اگر در یک کتاب قدیمی بخوانی که شهری بزرگ در یک شب ساخته شده است، فقط چون این خبر در کتاب آمده باید آن را بپذیری؟ چطور میتوانی اعتبارش را بسنجی؟
قدیمی بودن یک کتاب، بهتنهایی درستی همهٔ خبرهای آن را ثابت نمیکند. مورخ گزارش را با عقل، منابع دیگر، یافتههای باستانشناسی، اطلاعات زمان و مکان و دستاوردهای علوم تجربی میسنجد تا دربارهٔ اعتبارش داوری کند.
عقل؛ معیار سنجش خبر
عقل؛ معیار سنجش خبر
فرض کن در کتابی قدیمی بخوانی: «شهری بزرگ، با همۀ خانهها و دیوارهایش، در یک شب ساخته شد.» آیا قدیمی بودن کتاب برای پذیرفتن این ادعا کافی است؟
مورخ پیش از پذیرفتن خبر، از عقل کمک میگیرد: ساختن چنین شهری به نیروی کار، مصالح و زمان نیاز دارد؛ پس باید پرسید آیا این ادعا با امکانات و شرایط ساختوساز سازگار است؟ منظور از سنجش عقلی، همین بررسیِ دلیلمند است، نه اینکه فقط بگوییم «به نظرم عجیب است».
بیهقی نیز راستگو بودنِ نقلکننده را کافی نمیدانست؛ خودِ خبر هم باید از سنجش خرد بگذرد. درست مثل وقتی که دوستی راستگو خبری برایت میفرستد: ممکن است خودش فریب خورده باشد، پس محتوای خبر را هم بررسی میکنی.
یادت بماند: ناسازگاری با عقل، دلیلی برای رد گزارش است؛ اما صرفاً عجیب یا ناآشنا بودن یک خبر، آن را خلاف عقل نمیکند.
کتاب درسی، صفحهٔ ۱۵
مقایسه با منابع دیگر
مقایسه با منابع دیگر
اگر دوستی بگوید دیروز مسابقهٔ مدرسه لغو شده، چگونه خبرش را بررسی میکنی؟ میتوانی اطلاعیهٔ مدرسه را بخوانی یا از مسئول مسابقه بپرسی؛ یعنی خبر را با اطلاعات دیگری مقایسه کنی.
مورخ هم برای سنجیدن یک گزارش، سراغ منابع دیگر میرود. این منابع فقط کتابهای تاریخی نیستند؛ سفرنامهها، نسبنامهها و حتی دیوانهای شعر نیز ممکن است اطلاعاتی مرتبط داشته باشند.
مثلاً فرض کن در کتابی آمده است که شهری در دورهای معین، بازاری پررونق داشته است. مورخ میتواند سفرنامههای مربوط به همان دوره را بررسی کند و ببیند مسافران دربارهٔ بازار آن شهر چه نوشتهاند. سازگاری شواهد میتواند اعتبار گزارش را تقویت کند؛ اما اگر نوشتهها ناسازگار باشند، باید بیشتر بررسی کرد، نه اینکه فوراً یکی را درست دانست.
پس هدف، فقط پیدا کردن خبری مشابه نیست؛ باید دید منابع دیگر چه شواهدی برای تأیید یا تردید در گزارش دارند.
کتاب درسی، صفحهٔ ۱۵
سنجش نوشتهها با آثار
سنجش نوشتهها با آثار
اگر در کتابی آمده باشد که در گذشته شهری آباد در کنار رودخانهای وجود داشته، چگونه میتوان این گزارش را بررسی کرد؟ یکی از راهها، کمک گرفتن از یافتههای باستانشناسی است. باستانشناسان محوطهها، بناها و اشیای باقیمانده از گذشته را با روشهای علمی بررسی میکنند. نتیجهٔ کار آنها به مورخ امکان میدهد نوشتهها را با شواهد مادی مقایسه کند.
مثلاً فرض کن گزارشی از وجود یک قلعه در منطقهای خبر میدهد. اگر باستانشناسان در همان منطقه بقایای قلعهای مربوط به دورهٔ موردنظر پیدا کنند، این یافته میتواند پشتوانهای برای آن گزارش باشد؛ البته وجود قلعه، همهٔ جزئیات نوشته را ثابت نمیکند.
این کار شبیه بررسی ادعای وجود یک ساختمان قدیمی با کمک پیها و دیوارهای باقیماندهٔ آن است. نوشته از گذشته خبر میدهد و آثار باقیمانده به سنجش آن خبر کمک میکنند.
کتاب درسی، صفحهٔ ۱۶
چه زمانی و کجا؟
چه زمانی و کجا؟
تصور کن پیامی میخوانی: «روزی در شهری، مردم علیه حاکم شورش کردند.» برای بررسی این خبر از کجا شروع میکنی؟ نه میدانی کدام شهر را باید بررسی کنی، نه معلوم است رویداد مربوط به چه دورهای است!
زمان و مکان، دو نشانی مهم برای بررسی یک رویداد تاریخیاند. وقتی این نشانیها دقیق و مشخص باشند، مورخ میتواند سراغ مدارک مربوط به همان دوره و همان محل برود. گزارشی که این نشانیها را ندارد، از اعتبار کافی برخوردار نیست.
البته داشتن زمان و مکان، بهتنهایی درستی خبر را ثابت نمیکند. ممکن است نویسنده زمان و محلی مشخص ذکر کرده باشد، اما ادعایش نادرست باشد. پس این دو نشانی، راه بررسی را باز میکنند؛ جای بررسی شواهد را نمیگیرند.
کتاب درسی، صفحهٔ ۱۶
علوم تجربی در خدمت تاریخ
علوم تجربی در خدمت تاریخ
اگر نوشتهای خیلی کهنه به نظر برسد، آیا حتماً متعلق به گذشتههای دور است؟ ظاهر سند کافی نیست؛ مورخ میتواند از علوم تجربی هم کمک بگیرد.
دانشهایی مانند شیمی، زیستشناسی، فیزیک و پزشکی، ابزارها و روشهایی برای بررسی شواهد دارند. یافتههای این علوم به مورخ کمک میکنند بفهمد یک سند واقعاً متعلق به زمان ادعاشده است یا نه، و گزارش تاریخی تا چه اندازه با شواهد علمی سازگار است.
مثلاً فرض کن نامهای را متعلق به چند قرن پیش معرفی کردهاند. بررسی شیمیایی نشان میدهد در جوهر آن مادهای وجود دارد که در آن زمان هنوز ساخته نمیشده است. این ناسازگاری، اصالت نامه را زیر سؤال میبرد؛ حتی اگر کاغذ و خط آن قدیمی به نظر برسند.
پس مورخ فقط به نوشتهها تکیه نمیکند؛ همخوانی یا ناهمخوانی یافتههای علمی با ادعای تاریخی نیز در داوری او نقش دارد.
کتاب درسی، صفحهٔ ۱۶
مثال حلشده
فرض کن نوشتهای قدیمی ادعا میکند دیوار دفاعی یک شهر در یک روز ساخته شده و زمان و مکان رویداد را هم مشخص میکند. برای داوری دربارهٔ اعتبار این ادعا چه مراحلی را پیشنهاد میکنی؟
ابتدا ادعا را با عقل بسنج: با توجه به بزرگی دیوار، امکانات و نیروی انسانی آن دوره، ساخت آن در یک روز چقدر امکانپذیر بوده است؟
زمان و مکان ذکرشده را بررسی کن؛ مشخص بودن آنها لازم است، اما برای پذیرفتن ادعا کافی نیست.
در منابع دیگرِ مربوط به همان شهر و دوره جستوجو کن تا ببینی دربارهٔ ساخت دیوار چه اطلاعاتی دارند.
یافتههای باستانشناسیِ دیوار را با گزارش مقایسه کن؛ مثلاً آیا آثار، نشانههایی از ساختوساز در چند مرحله دارند؟
اگر بررسی علمی مصالح یا اسناد ممکن باشد، از دستاوردهای علوم تجربی هم کمک بگیر و سپس با کنار هم گذاشتن شواهد داوری کن.
جواب: هنوز نمیتوان گزارش را تأیید کرد؛ باید ادعای آن را با عقل، منابع دیگر، شواهد باستانشناسی و در صورت امکان یافتههای علوم تجربی سنجید.
نکات مهم
برای سنجش یک گزارش تاریخی، سازگاری آن با عقل و با اطلاعات منابع دیگر را بررسی میکنیم.
یافتههای باستانشناسی و دستاوردهای علوم تجربی به ارزیابی گزارشها و اصالت اسناد کمک میکنند.
گزارش تاریخی باید زمان و مکان مشخص داشته باشد، اما هیچیک از این ویژگیها بهتنهایی تضمینکنندهٔ درستی آن نیست.
درس ۱۰ · صفحهٔ ۱۷ تا ۱۸ · حدود ۱۲ دقیقه · تولید هوش مصنوعی
انواع روشهای تاریخنگاری
در این درس یاد میگیری روشهای تاریخنگاری روایی، ترکیبی و تحلیلی را با توجه به کار مورخ با روایتها مقایسه کنی و تفاوت تنظیم سالشماری و موضوعی را تشخیص بدهی.
پیش از شروع
فرض کن سه نفر از یک اتفاق در مدرسه، سه روایت متفاوت دارند. اگر بخواهی تاریخ آن اتفاق را بنویسی، روایتها را جداگانه میآوری، از آنها یک گزارش میسازی، یا علتها و پیامدهای اتفاق را بررسی میکنی؟
هرکدام از این انتخابها به یکی از روشهای تاریخنگاری نزدیک است: روایی، ترکیبی یا تحلیلی. تفاوت مهم این روشها در کاری است که مورخ با روایتها انجام میدهد؛ از نقل آنها تا ساختن گزارشی یکپارچه و تحلیل رویداد.
روایی؛ حفظ روایتهای گوناگون
روایی؛ حفظ روایتهای گوناگون
فرض کن چند دانشآموز از یک اتفاق در مدرسه روایتهای متفاوتی دارند. اگر گفتهٔ هرکدام را جداگانه و بدون تغییر، همراه با مشخصکردن گوینده نقل کنی، کارت به تاریخنگاری روایی شبیه است.
در این روش، مورخ روایتهای گوناگون دربارهٔ یک موضوع را با ذکر اسناد میآورد و در آنها دست نمیبرد. این شیوه ابتدا برای ثبت سخنان و سیرهٔ پیامبر و صحابه به کار رفت و سپس برای گزارش رویدادهای دورههای بعد هم استفاده شد. محمدبن جریر طبری از مشهورترین نمایندگان آن است؛ او اخبار بسیاری گرد آورد و تلاش کرد داوری دربارهٔ درستی یا نادرستی آنها را به خواننده واگذار کند.
این ویژگی دو روی دارد: خواننده از نظر انتقادی مورخ دربارهٔ اعتبار خبرها بهره نمیبرد؛ در عوض، روایتهای مختلف حفظ میشوند تا پژوهشگران بعدی بتوانند با مدارک کافی آنها را بسنجند. پس نقل یک روایت، لزوماً به معنای تأیید درستی آن نیست.
کتاب درسی، صفحهٔ ۱۷
ترکیبی؛ یک گزارش از چند روایت
ترکیبی؛ یک گزارش از چند روایت
فرض کن میخواهی گزارشی از مسابقهٔ مدرسه بنویسی. چند دانشآموز دربارهٔ مسابقه حرف زدهاند، اما تو گفتههای تکتک آنها را جداگانه نمیآوری؛ روایتها را میخوانی، با هم مقایسه میکنی و با انتخاب اطلاعات، یک گزارش یکپارچه مینویسی. این کار شبیه تاریخنگاری ترکیبی است.
در این روش، مورخ فقط نقلکنندهٔ روایتها نیست؛ او در ساختن گزارش نهایی نقش دارد. تفاوتش با روش روایی همین است: بهجای حفظ روایتهای جداگانه، از مجموع آنها یک گزارش تنظیم میکند. البته گزینش ممکن است باعث شود بعضی جنبههای خبر از چشم مورخ دور بماند؛ پس یکپارچه بودن گزارش، لزوماً به معنای کامل بودن آن نیست.
این شیوه از اواخر قرن سوم هجری رواج یافت. بلاذری، نویسندهٔ *فتوح البلدان*، و دینوری، نویسندهٔ *اخبار الطوال*، از چهرههای مشهور آناند.
کتاب درسی، صفحهٔ ۱۷
تحلیلی؛ فراتر از نقل رویداد
تحلیلی؛ فراتر از نقل رویداد
دانستن اینکه «چه اتفاقی افتاد» همیشه کافی نیست؛ گاهی میخواهیم بفهمیم چرا اتفاق افتاد و چه پیامدهایی داشت. تاریخنگاری تحلیلی به دنبال چنین شناختی است.
در این روش، مورخ روایتهای مربوط به رویداد را موشکافانه بررسی و نقد میکند؛ یعنی گزارشها را بیچونوچرا نمیپذیرد. سپس علتها، آثار و پیامدهای رویداد را توضیح میدهد. پس کار او فقط نقل روایتها یا ساختن یک گزارش یکپارچه نیست.
مثلاً برای بررسی تعطیلشدن کتابخانهٔ یک مدرسه، تنها نمینویسیم که کتابخانه بسته شد. گزارشهای موجود را بررسی میکنیم تا بفهمیم چه عواملی به تعطیلی آن انجامید و این اتفاق چه اثری بر دسترسی دانشآموزان به کتاب گذاشت. پاسخ هم باید بر شواهد تکیه داشته باشد، نه حدس شخصی.
تجاربالاممِ ابوعلی مسکویه، تاریخ بیهقی و مروجالذهبِ مسعودی از آثار برجستهٔ این شیوهاند.
کتاب درسی، صفحهٔ ۱۸
تنظیم تاریخ؛ زمان یا موضوع؟
تنظیم تاریخ؛ زمان یا موضوع؟
حالا فرض کن مطالب تاریخ مدرسهات را جمع کردهای؛ آنها را چطور مرتب میکنی؟ اگر رویدادهای هر سال را به ترتیب زمان وقوع بنویسی و بعد سراغ سال بعد بروی، تنظیم تو سالشماری است. طبری هم وقایع محرم و عاشورا را در گزارش حوادث سال قمری آورده است.
اما اگر یک موضوع مشخص، مثلاً مسابقات ورزشی مدرسه، را محور قرار دهی و گزارشها را پیرامون آن بچینی، تنظیم تو موضوعی است. در تاریخنگاری، آن موضوع میتواند یک شهر، جنگها یا گروهی مانند شاعران و پزشکان باشد. کتاب *مروج الذهب و معادن الجوهر* مسعودی نمونهای از تنظیم موضوعمحور است.
نکتهٔ مهم این است: اینجا دربارهٔ چیدمان مطالب حرف میزنیم، نه شیوهٔ برخورد مورخ با روایتها. پس «تحلیلی بودن» و «موضوعی بودن» رقیب هم نیستند؛ یک اثر میتواند رویدادها را تحلیل کند و مطالبش را بر پایهٔ موضوع بچیند.
کتاب درسی، صفحهٔ ۱۸
مثال حلشده
مورخی دربارهٔ گذشتهٔ یک شهر، روایتهای مختلف را میخواند، آنها را با هم مقایسه میکند و با انتخاب بخشهایی از آنها گزارشی یکپارچه مینویسد. او علتها و پیامدهای رویدادها را تحلیل نمیکند. روش تاریخنگاری و شیوهٔ تنظیم گزارش او چیست؟
ابتدا کار مورخ با روایتها را مشخص میکنیم: او همهٔ روایتها را جداگانه نقل نکرده، بلکه آنها را مقایسه و گزینش کرده است.
ساختن یک گزارش از مجموع روایتها، نشانهٔ تاریخنگاری ترکیبی است؛ صرف مقایسهٔ روایتها، نوشته را تحلیلی نمیکند.
سپس محور تنظیم نوشته را پیدا میکنیم: موضوع گزارش، گذشتهٔ یک شهر است؛ پس تنظیم آن موضوعی است.
جواب: این نوشته از نظر کار با روایتها «ترکیبی» و از نظر تنظیم گزارش «موضوعی» است؛ چون مورخ با مقایسه و گزینش روایتها یک گزارش ساخته و یک شهر را محور قرار داده است.
نکات مهم
در تاریخنگاری روایی، روایتهای گوناگون بدون دستکاری حفظ میشوند و داوری دربارهٔ درستی آنها به خواننده واگذار میشود.
در روش ترکیبی، مورخ با مقایسه و گزینش روایتها یک گزارش میسازد؛ در روش تحلیلی، با بررسی و نقد روایتها، علتها و پیامدهای رویداد را نیز توضیح میدهد.
سالشماری و موضوعی شیوههای تنظیم گزارشاند: یکی بر ترتیب زمانی تکیه دارد و دیگری بر یک موضوع مشخص.
در پنل یادگیری 1xAi هر کدام از این درسها قدم به قدم پیش میرود: بعد از هر بخش یک سوال کوتاه، بعد مثال حلشده و در پایان برگهٔ خروج. جوابت ثبت میشود و سوالهای هر درس در روزهای بعد برای مرور برمیگردند. درسهای تعاملی رایگاناند؛ فقط تصحیح پاسخ کوتاه سهمیهٔ روزانهٔ رایگان دارد.