۱۰۰ هزار تومان هدیهٔ ثبت‌نام، تا ۱ میلیونبا ثبت‌نام گردونهٔ هدیه را بچرخان: دست‌کم ۱۰۰٬۰۰۰ تومان و تا ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ تومان اعتبار هدیه، بدون کارت بانکیگردونهٔ هدیه۱ میلیون برای تو، ۱ میلیون برای دوستتدوستانت را دعوت کن: برای هر دوستی که فعال شود ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ تومان اعتبار هدیه می‌گیری و خودش هم ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ تومانجوایز
1xAi
پیام‌های آسمان نهم · فصل ۵

خلاصه درس فصل ۵ پیام‌های آسمان نهم؛ درسنامه و نکات مهم

«جامعه اسلامی»، فصل ۵ کتاب پیام‌های آسمان نهم، صفحهٔ ۱۰۱ تا ۱۴۴، پایهٔ نهم: ۱۱ درس، هر کدام با توضیح مفاهیم، مثال حل‌شده و نکات مهم.

این درسنامه را هوش مصنوعی 1xAi از روی صفحه‌های همان درس در کتاب درسی نوشته است (برچسب «تولید هوش مصنوعی»). کنار توضیح‌ها شمارهٔ صفحهٔ کتاب آمده تا با کتاب مقایسه کنی، و مثال حل‌شدهٔ هر درس یک بار دیگر جداگانه حل و بررسی شده؛ مثالی که درست درنیامده حذف شده است.

نمونه سوال این فصل با جواب

درس ۱ · صفحهٔ ۱۰۱ تا ۱۰۵ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

درس نهم: انقلاب اسلامی ایران

در این درس یاد می‌گیری مقایسهٔ گذشته و امروز ایران را از نظر استقلال و پیشرفت توضیح بدهی و نقش خودباوری و تلاش برای رفع کاستی‌ها را تشخیص بدهی.

پیش از شروع

اگر کشوری تجهیزات پیشرفته داشته باشد، اما تصمیم‌های مهمش را دیگران بگیرند، آیا می‌توان آن را واقعاً قدرتمند دانست؟

داشتن تجهیزات، تنها یکی از نشانه‌های توانمندی است؛ توان تصمیم‌گیری مستقل و پرورش نیروهای متخصص هم اهمیت دارد. در این درس، مقایسهٔ گذشته و امروز ایران را با توجه به استقلال، پیشرفت و خودباوری دنبال می‌کنیم.

مقایسه را از نتیجه آغاز کن

درس با یادآوری جداشدن بخش‌هایی از ایران در دو قرن گذشته آغاز می‌شود و از تو می‌خواهد آن وضعیت را با دوران دفاع مقدس مقایسه کنی. نکتهٔ اصلی این مقایسه، حفظ سرزمین و استقلال کشور است. در جنگ تحمیلی، هدف دشمن برای جداکردن بخشی از ایران تحقق نیافت. برای فهم این تفاوت، فقط به داشتن سلاح فکر نکن؛ ایستادگی مردم، فداکاری و توان دفاعی نیز اهمیت دارند. پرسش آغاز درس کمک می‌کند به‌جای حفظ‌کردن چند رویداد، نتیجهٔ دو وضعیت تاریخی را با هم بسنجی.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۰۱

پیشرفت را دسته‌بندی کن

صفحهٔ بعد، گذشته و امروز را از چند جهت کنار هم می‌گذارد: تصمیم‌گیری سیاسی، خدمات عمومی و توان علمی و فنی. در توصیف پیش از انقلاب، کتاب از نفوذ بیگانگان، نقش شاه در انتخاب نمایندگان و کمبود خدماتی مانند برق روستایی سخن می‌گوید. سپس نمونه‌هایی از دستاوردهای علمی و دفاعی پس از انقلاب را برمی‌شمارد؛ مانند پیوند اعضا، فناوری نانو و صنایع هوافضا. این رتبه‌ها و نمونه‌ها، گزارش همین متن درسی‌اند. برای یادگیری، به‌جای حفظ‌کردن فهرستی طولانی، تشخیص بده هر نمونه به کدام زمینه مربوط است و چه تغییری را نشان می‌دهد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۰۲

خودباوری، نه بی‌نیازی از تلاش

کتاب یادآوری می‌کند که دستاوردهای گزارش‌شده در شرایط آسان به دست نیامده‌اند؛ تحریم‌ها و جنگ، امکانات و سرمایه‌های کشور را تحت فشار گذاشته بودند. سپس از نتیجه‌ای فراتر از ساخت ابزار و تجهیزات سخن می‌گوید: خودباوری. خودباوری یعنی باور کنیم توان یادگیری، حل مسئله و رشد داریم؛ نه اینکه از ابتدا همه‌چیز را می‌دانیم. مثلاً دانش‌آموزی که در درسی ضعیف است، با خودباوری می‌گوید: «می‌توانم با تمرین بهتر شوم»، نه اینکه «به تمرین نیاز ندارم». کتاب این امید و استواری را با ایمان پیوند می‌دهد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۰۳

دیدن دستاوردها و کاستی‌ها

آیا توجه به دستاوردها یعنی دیگر مشکلی وجود ندارد؟ خودِ کتاب چنین نتیجه‌ای نمی‌گیرد و به ضعف‌هایی، به‌ویژه در اقتصاد، اشاره می‌کند. پس باید هم پیشرفت‌ها را دید و هم کاستی‌ها را شناخت. فعالیت کلاسی نیز از تو می‌خواهد دربارهٔ عوامل ضعف اقتصادی و راهکارهای آن فکر کنی. برای پاسخ، یک مشکل مشخص انتخاب کن و راهکاری مرتبط پیشنهاد بده؛ مثلاً برای هدررفتن منابع، مصرف درست و کاهش اتلاف را بررسی کن. این مثال پیشنهادی برای گفت‌وگوست، نه فهرست علت‌های قطعی کتاب. خودباوری باید ما را به اصلاح مشکل برساند، نه انکار آن.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۰۳

یک نمونه از توان دفاعی

بخش «بیشتر بدانیم» یک نمونهٔ مشخص از توان دفاعی را روایت می‌کند. طبق گزارش کتاب، هواپیمای شناسایی آمریکا در نزدیکی مرز ایران، هشدار پدافند را دریافت کرد. وقتی خلبان درخواست اعلام موقعیت کرد، پدافند موقعیت، جهت و سرعت هواپیما را اعلام کرد و هواپیما مسیرش را تغییر داد. نکتهٔ آموزشی این روایت، توان شناسایی و رهگیری است. دقت کن که رهگیری با سرنگونی فرق دارد: در این ماجرا، کتاب از کشف هواپیما و دورشدن آن سخن می‌گوید، نه هدف‌قرارگرفتن آن. این روایت، نمونه‌ای برای توضیح توان فناوری دفاعی در متن است.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۰۴

مثال حل‌شده

دانش‌آموزی می‌گوید: «وقتی کشور در فناوری پیشرفت کرده است، دیگر صحبت‌کردن دربارهٔ ضعف اقتصادی با خودباوری سازگار نیست.» با توجه به درس، حرف او را بررسی کن.

  1. دو موضوع را جدا کن: دستاوردهای فناوری و وضعیت اقتصادی، دو زمینهٔ متفاوت‌اند.

  2. به متن برگرد: کتاب هم از پیشرفت‌ها سخن می‌گوید و هم وجود ضعف‌های اقتصادی را می‌پذیرد.

  3. معنای خودباوری را به یاد بیاور: باور به توان حل مشکل است، نه انکار وجود مشکل.

  4. نتیجه بگیر: می‌توان دستاوردها را شناخت و هم‌زمان برای برطرف‌کردن کاستی‌ها راهکار پیشنهاد داد.

جواب: این نتیجه‌گیری درست نیست؛ پیشرفت در یک زمینه، ضعف در زمینه‌ای دیگر را رد نمی‌کند و خودباوری باید انگیزهٔ شناخت و رفع مشکلات باشد.

نکات مهم

  • مقایسهٔ گذشته و امروز در این درس بر استقلال، حفظ سرزمین و توان علمی و فنی کشور تأکید دارد.
  • خودباوری یعنی باور به توان رشد و یادگیری، نه بی‌نیازی از آموزش و کوشش.
  • شناخت دستاوردها باید همراه با دیدن ضعف‌ها و تلاش برای برطرف‌کردن آن‌ها باشد.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۲ · صفحهٔ ۱۰۵ تا ۱۰۶ · حدود ۱۳ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

نقشه‌های شیطانی

در این درس یاد می‌گیری … جنگ نرم را از فشار اقتصادی و جنگ نظامی تشخیص بدهی و توضیح دهی نمونه‌های فرهنگی مطرح‌شده در کتاب چگونه بر باورها و همبستگی مردم اثر می‌گذارند.

پیش از شروع

آیا ممکن است کشوری بدون ورود حتی یک سرباز، هدف حمله قرار بگیرد؟ این حمله چه چیزی را نشانه می‌رود؟

بله؛ کتاب از نوعی مقابله با نام «جنگ نرم» یا «شبیخون فرهنگی» سخن می‌گوید که بدون استفاده از نیروهای نظامی انجام می‌شود. در نمونه‌های این درس، باورها، رفتارها و همبستگی مردم هدف قرار می‌گیرند، نه فقط مرزها و ساختمان‌ها.

هدف مشترک، ابزارهای متفاوت

درس با مقایسهٔ دو دوره آغاز می‌شود: فشار مشرکان مکه بر مسلمانان و فشارهایی که پس از انقلاب اسلامی بر ایران وارد شد. در روایت کتاب، ابتدا تلاش برای منصرف‌کردن پیامبر با پیشنهادهای فریبنده مطرح می‌شود و سپس محاصرهٔ اقتصادی مسلمانان می‌آید. کتاب در ادامه، تحریم اقتصادی، جنگ، ترور و تفرقه‌افکنی علیه ایران را توضیح می‌دهد. نکتهٔ مشترک این نمونه‌ها، تلاش برای وادارکردن یک جامعه به تسلیم است؛ اما ابزارهایشان یکسان نیست. مثلاً تحریم با محدودکردن دسترسی به امکانات فشار می‌آورد، در حالی که حملهٔ نظامی از نیروی مسلح استفاده می‌کند. برای فهم ادامهٔ درس، فعلاً این تفاوت را نگه دار: یک هدف می‌تواند با روش‌های متفاوت دنبال شود.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۰۵

«نرم» یعنی بدون نیروی نظامی

حالا درس از فشارهای پیشین به «جنگ نرم» یا «شبیخون فرهنگی» می‌رسد. کتاب توضیح می‌دهد که جنگ نظامی هزینهٔ زیادی دارد و نفرت ملت‌ها را برمی‌انگیزد؛ به همین دلیل، راه دیگری برای مقابله مطرح می‌شود. ویژگی اصلی جنگ نرم در تعریف این صفحه، دنبال‌کردن سرنگونی یک کشور بدون استفاده از نیروهای نظامی است. پس «نرم» در اینجا به معنای مهربانانه یا بی‌خطر نیست؛ به شیوهٔ عمل اشاره دارد. در نمونه‌های فرهنگی درس، تلاش می‌شود نگاه، انتخاب و رفتار مردم تغییر کند. بنابراین، برای تشخیص تفاوت جنگ نرم و نظامی، فقط به میزان خرابی ظاهری نگاه نکن؛ بپرس از چه ابزاری استفاده می‌شود و چه هدفی دنبال می‌شود.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۰۶

از ظاهر محتوا تا پیام آن

کتاب سپس پرسشی دربارهٔ برنامه‌های رایگان ماهواره‌ای مطرح می‌کند تا توجه ما را از ظاهر سرگرم‌کنندهٔ یک محتوا به هدف و اثر آن ببرد. در ادامه، تمسخر عقاید، ایجاد تفرقه میان شیعه و سنی، کم‌اهمیت نشان‌دادن پیشرفت‌های کشور و ساخت بازی‌های مخرب را از نمونه‌های جنگ نرم می‌شمارد. وجه مشترک این نمونه‌ها، اثرگذاری بر باورها، رفتارها یا پیوندهای اجتماعی است. برای فهم این نکته، محتوایی را تصور کن که پیوسته یک گروه از مردم را مسخره می‌کند؛ چنین پیامی ممکن است بی‌اعتمادی و فاصله ایجاد کند. البته صرف رایگان بودن یا خارجی بودن یک برنامه، به‌تنهایی هدف آن را ثابت نمی‌کند. پرسش دقیق‌تر این است: «این محتوا چه پیامی را تکرار می‌کند و چه اثری می‌تواند داشته باشد؟»

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۰۶

مثال حل‌شده

فرض کن برنامه‌ای مرتب می‌گوید مردم ایران هیچ توانایی و پیشرفتی ندارند و هر موفقیتی را بی‌ارزش نشان می‌دهد. این نمونه، در چارچوب درس، به کدام روش نزدیک است و چرا؟

  1. ابزار را پیدا می‌کنیم: در این موقعیت، ابزار اثرگذاری یک برنامهٔ رسانه‌ای است، نه نیروی نظامی.

  2. پیام تکرارشونده را مشخص می‌کنیم: برنامه، توانایی‌ها و پیشرفت‌های مردم را بی‌ارزش نشان می‌دهد.

  3. اثر احتمالی را بررسی می‌کنیم: این پیام می‌تواند اعتماد مخاطب به توانایی‌های جامعهٔ خود را کاهش دهد.

  4. با نمونه‌های کتاب مقایسه می‌کنیم: «کم‌اهمیت جلوه‌دادن پیشرفت‌های کشور» در فهرست جنگ نرم آمده است؛ پس این موقعیت به همان روش نزدیک است.

جواب: این نمونه با روش فرهنگی مطرح‌شده در درس هم‌خوانی دارد، زیرا با پیام رسانه‌ای، باور و اعتمادبه‌نفس مخاطبان را هدف می‌گیرد؛ نه با نیروی نظامی.

نکات مهم

  • در روایت درس، فشار اقتصادی، جنگ و روش‌های فرهنگی ابزارهای متفاوتی برای وادارکردن جامعه به تسلیم‌اند.
  • جنگ نرم در تعریف کتاب، اقدام برای سرنگونی یک کشور بدون استفاده از نیروهای نظامی است.
  • برای بررسی یک محتوای رسانه‌ای، باید پیام و اثر آن را سنجید و به رایگان بودنش اکتفا نکرد.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۳ · صفحهٔ ۱۰۶ تا ۱۱۲ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

شبیخون فرهنگی

در این درس یاد می‌گیری جنگ نرم و هدف آن را از نگاه کتاب توضیح بدهی و با مثال کشتی، دلیل مسئولیت‌پذیری در برابر آسیب‌های اجتماعی را بیان کنی.

پیش از شروع

اگر مسافری در کشتی بگوید «فقط جای خودم را سوراخ می‌کنم»، آیا بقیه حق دارند بگویند «به ما ربطی ندارد»؟ این ماجرا چه ارتباطی با زندگی ما دارد؟

آب از همان سوراخ وارد کشتی می‌شود، اما جان همهٔ مسافران را تهدید می‌کند. زندگی اجتماعی هم همین‌طور است: بعضی انتخاب‌های ما بر دیگران اثر می‌گذارند؛ پس مراقبت از جامعه فقط وظیفهٔ یک نفر نیست.

جنگ بدون سلاح نظامی

وقتی واژهٔ «جنگ» را می‌شنویم، معمولاً به سرباز و سلاح فکر می‌کنیم؛ اما کتاب از نوع دیگری از مقابله سخن می‌گوید: جنگ نرم یا شبیخون فرهنگی. در این روش، به جای حملهٔ مستقیم نظامی، تلاش می‌شود بر فکر، ارزش‌ها و رفتار مردم اثر گذاشته شود.

کتاب، تمسخر باورهای دینی، ایجاد تفرقه و کم‌ارزش نشان‌دادن پیشرفت‌های کشور را از نمونه‌های این شیوه می‌شمارد. نکتهٔ مهم، تشخیص شیوه و هدف اثرگذاری است؛ صرفِ سرگرم‌کننده یا خارجی‌بودن یک محتوا برای داوری دربارهٔ آن کافی نیست. مثلاً هنگام دیدن یک کلیپ می‌توان پرسید: چه پیامی دارد؟ چه تصویری از دیگران می‌سازد؟ آیا برای ادعایش دلیل می‌آورد؟ این پرسش‌ها کمک می‌کنند مخاطبی آگاه باشیم.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۰۶

ابزارها و هدف اصلی

حالا باید میان ابزار و هدف تفاوت بگذاریم. ابزار، راهی است که برای اثرگذاری به کار می‌رود؛ هدف، نتیجه‌ای است که دنبال می‌شود. کتاب با اشاره به آیه‌ای از سورهٔ بقره توضیح می‌دهد که در تحلیل آن، هدف اصلی دشمنان، دورکردن مسلمانان از دین و سست‌کردن باورهای دینی آنان است.

در ادامه، سخن امام علی دربارهٔ ارزش پاکدامنی آمده است. پیام آن این است که اگر کسی امکان انجام گناه داشته باشد، اما آگاهانه خودداری کند، انتخابش بسیار ارزشمند است. مثلاً همراهی‌نکردن با دوستان در فرستادن محتوایی که با ارزش‌های دینی فرد ناسازگار است، می‌تواند نمونه‌ای از مراقبت آگاهانه از رفتار باشد؛ نه فقط نداشتن فرصت انجام آن.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۰۷

از شناخت تا اقدام

شناختن یک آسیب، آغاز کار است؛ قدم بعدی فکرکردن به راه مقابله با آن است. فعالیت کتاب از دانش‌آموزان می‌خواهد برای نقشه‌های مطرح‌شده، راه‌حل پیدا کنند. تو هم می‌توانی به‌جای گفت‌وگوی گروهی، یک نمونه را انتخاب کنی و از خودت بپرسی: «برای کم‌کردن اثر این آسیب، چه کاری از من برمی‌آید؟»

مثلاً در برابر محتوای تفرقه‌انگیز، بازنشرنکردنِ عجولانه، بررسی منبع و گفت‌وگوی محترمانه می‌تواند مفید باشد. در برابر کم‌ارزش نشان‌دادن دستاوردها نیز باید اطلاعات معتبر جست‌وجو کرد، نه اینکه هر ادعایی را بی‌بررسی پذیرفت. دعای صفحهٔ بعد هم با درخواست کمک برای رشد کشور پایان می‌یابد؛ یعنی توجه به جامعه می‌تواند به تلاش مثبت، یادگیری و خدمت تبدیل شود.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۰۸

منتظر دیگران نمانیم

شروع درس «مسئولیت همگانی» چند موقعیت آشنا دارد: رهاکردن زباله در جنگل، آسیب‌زدن به اموال مدرسه یا فروختن جنس بی‌کیفیت به جای کالای مناسب. بعد، بهانه‌هایی را مطرح می‌کند که ممکن است مانع واکنش ما شوند؛ مانند خجالت، ترس یا منتظرماندن برای اقدام دیگران.

پرسش اصلی این است: آیا این دلایل، بی‌تفاوتی را توجیه می‌کنند؟ منتظرماندنِ همه می‌تواند باعث شود هیچ‌کس کاری نکند. البته احساس ترس را نباید نادیده گرفت؛ مسئولیت‌پذیری لزوماً به معنای روبه‌روشدن مستقیم نیست. مثلاً اگر تذکر احتمال درگیری دارد، می‌توان از بزرگ‌تر یا مسئول مربوط کمک خواست. مهم این است که برای جلوگیری از آسیب، به راهی مناسب، محترمانه و ایمن فکر کنیم.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۱۱

همه در یک کشتی

کتاب برای روشن‌کردن مسئولیت همگانی، جامعه را با مسافران یک کشتی مقایسه می‌کند. هر مسافر جای خودش را دارد، اما سالم‌ماندن کشتی به سود همه است. اگر کسی زیر پای خود را سوراخ کند، نمی‌تواند بگوید پیامد کارش فقط به خودش مربوط است؛ آب وارد فضای مشترک می‌شود.

در جامعه هم بعضی رفتارها چنین اثری دارند. برای مثال، رهاکردن زباله در جنگل فقط محل نشستن یک خانواده را آلوده نمی‌کند؛ به طبیعت و استفاده‌کنندگان بعدی هم آسیب می‌رساند. این مثال، زمینهٔ فهم امر به معروف و نهی از منکر را فراهم می‌کند: بی‌تفاوت‌نبودن در برابر خوبی‌ها و بدی‌های اجتماعی. فعلاً نکتهٔ اصلی این بخش، به‌هم‌پیوستگی سرنوشت افراد است؛ نه توضیح همهٔ شرایط و شیوه‌های تذکر.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۱۲

مثال حل‌شده

در گردش خانوادگی، گروهی زباله‌هایشان را در جنگل رها می‌کنند. دوستت می‌گوید: «به ما مربوط نیست؛ یکی دیگر جمع می‌کند.» با استفاده از مثال کشتی، این نظر را بررسی کن و یک راه مناسب پیشنهاد بده.

  1. رفتار و پیامدش را جدا می‌کنیم: رهاکردن زباله، محیط را آلوده می‌کند و بر طبیعت و دیگر بازدیدکنندگان اثر می‌گذارد.

  2. آن را با کشتی مقایسه می‌کنیم: همان‌طور که سوراخ زیر پای یک نفر، دیگران را تهدید می‌کند، زباله هم فقط بر رهاکنندهٔ آن اثر ندارد.

  3. دلیل دوست را می‌سنجیم: اگر همه منتظر فرد دیگری بمانند، ممکن است زباله‌ها همان‌جا باقی بمانند.

  4. راه متناسب انتخاب می‌کنیم: با احترام پیشنهاد جمع‌کردن زباله‌ها را می‌دهیم؛ اگر احتمال برخورد نامناسب وجود دارد، از بزرگ‌تر کمک می‌گیریم.

جواب: رهاکردن زباله فقط مسئلهٔ همان خانواده نیست، چون به محیط مشترک آسیب می‌زند؛ پس واکنش مناسب، پیشنهاد محترمانهٔ جمع‌کردن زباله‌ها و در صورت نیاز کمک‌گرفتن از یک بزرگ‌تر است.

نکات مهم

  • جنگ نرم در توضیح کتاب، مقابله‌ای بدون نیروی نظامی است که فرهنگ و باورهای مردم را هدف می‌گیرد.
  • شناخت پیام‌ها، بررسی ادعاها و انتخاب آگاهانهٔ رفتار، راه‌هایی برای مراقبت از باورها و مشارکت مثبت در جامعه‌اند.
  • چون پیامد بعضی رفتارها به دیگران می‌رسد، مسئولیت همگانی یعنی به جای بی‌تفاوتی، راهی محترمانه و ایمن برای جلوگیری از آسیب پیدا کنیم.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۴ · صفحهٔ ۱۱۲ تا ۱۱۴ · حدود ۹ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

امر به معروف و نهی از منکر

در این درس یاد می‌گیری امر به معروف و نهی از منکر چیست، چرا با مسئولیت و خیرخواهی نسبت به دیگران پیوند دارد و ترک آن چه پیامدهایی برای جامعه دارد.

پیش از شروع

یکی از مسافران کشتی می‌گوید: «می‌خواهم فقط جای نشستن خودم را سوراخ کنم!» آیا بقیه می‌توانند بگویند این کار به ما مربوط نیست؟ چرا؟

سوراخ‌شدن همان یک قسمت می‌تواند جان همهٔ مسافران را به خطر بیندازد. کتاب با این مثال نشان می‌دهد که در جامعه هم سرنوشت افراد از هم جدا نیست و نمی‌توان نسبت به رفتارهای آسیب‌زا بی‌تفاوت بود.

هم‌سفرهای یک کشتی

تصور کن در یک کشتی نشسته‌ای و یکی از مسافران به کف آن آسیب می‌زند. شاید محل آسیب درست زیر پای خودش باشد، اما آب برای واردشدن به بخش‌های دیگر اجازه نمی‌گیرد! پس «جای خودم است» دلیل کافی برای بی‌تفاوتی دیگران نیست.

این مثال کمک می‌کند رابطهٔ افراد جامعه را بفهمیم. بعضی رفتارها از یک نفر شروع می‌شوند، ولی پیامدشان به دیگران هم می‌رسد. مثلاً ریختن زباله در حیاط مدرسه فقط مسئلهٔ کسی نیست که آن را انداخته؛ محیط مشترک همه آلوده می‌شود. پیام اصلی این بخش، به‌هم‌پیوستگی سرنوشت مردم است. وقتی این پیوند را ببینیم، مسئولیت‌داشتن نسبت به یکدیگر برایمان روشن‌تر می‌شود.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۱۲

خیرخواهی همراه با مسئولیت

حالا نام این مسئولیت را بشناسیم: امر به معروف یعنی سفارش و دعوت به کار خوب و پسندیده؛ نهی از منکر یعنی بازداشتن از کار ناپسند. پس این وظیفه دو بخش دارد: هم خوبی را تقویت می‌کنیم و هم در برابر بدی بی‌تفاوت نمی‌مانیم. مثلاً دعوت دوستی به راست‌گویی، با بازداشتن او از دروغ‌گفتن، دو سوی همین مسئولیت‌اند.

در توضیح کتاب، مؤمنان نسبت به این وظیفه مسئولیت بیشتری دارند؛ چون دوست و یاور یکدیگرند و خوشبختی دیگران برایشان اهمیت دارد. این خیرخواهی فقط توصیه‌کردن نیست: آنان خودشان هم به دستورهای دین عمل می‌کنند. بنابراین، پیام این بخش «فقط دیگران را اصلاح کن» نیست؛ خودت عمل کن و خیرخواه دیگران هم باش.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۱۴

از بی‌تفاوتی تا عادی‌شدن بدی

اگر همه بگویند «به من مربوط نیست»، چه می‌شود؟ طبق توضیح کتاب، بی‌تفاوتی فرصت می‌دهد کارهای ناپسند بیشتر شوند. با تکرار این رفتارها، حساسیت مردم هم کمتر می‌شود؛ یعنی کاری که قبلاً زشت شمرده می‌شد، کم‌کم عادی و حتی گاهی خوب به نظر می‌رسد. عادی‌شدن یک رفتار، دلیل درست‌بودن آن نیست.

برای نمونه، اگر تقلب در جمعی پیوسته تکرار شود و کسی آن را ناپسند نداند، ممکن است بعضی‌ها آن را نشانهٔ زرنگی حساب کنند. کتاب پیامدهای گسترده‌تری هم بیان می‌کند: دستورهای دینی از یاد می‌روند، افراد فاسد قدرت می‌گیرند و گسترش گناه و فساد، جامعه را از رحمت و برکت خدا محروم و سزاوار عذاب الهی می‌کند. پس ترک این مسئولیت، فقط از دست‌دادن یک توصیهٔ ساده نیست.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۱۴

مثال حل‌شده

در یک گروه کلاسی، چند نفر دروغ‌گفتن برای فرار از مسئولیت را زرنگی می‌دانند. سارا می‌گوید: «انتخاب خودشان است؛ به بقیه مربوط نیست.» نرگس پیشنهاد می‌کند دوستانشان را به راست‌گویی دعوت کنند و از دروغ بازدارند. با کمک پیام درس، کدام دیدگاه را می‌پذیری و چرا؟

  1. پیامد رفتار را بررسی می‌کنیم: دروغ می‌تواند اعتماد اعضای گروه را از بین ببرد؛ پس اثرش فقط به گوینده محدود نیست.

  2. پیشنهاد نرگس را با مفهوم‌ها می‌سنجیم: دعوت به راست‌گویی، امر به معروف و بازداشتن از دروغ، نهی از منکر است.

  3. پیامد بی‌تفاوتی را در نظر می‌گیریم: اگر دروغ مرتب تکرار شود، ممکن است زشتی آن در نگاه گروه کم شود و زرنگی به حساب آید.

  4. نتیجه می‌گیریم که دیدگاه نرگس با مسئولیت‌پذیری و خیرخواهیِ مطرح‌شده در درس هماهنگ است.

جواب: استدلال نرگس با پیام درس سازگارتر است؛ چون رفتار افراد می‌تواند بر جمع اثر بگذارد و خیرخواهی، هم دعوت به خوبی و هم بازداشتن از بدی را دربرمی‌گیرد.

نکات مهم

  • افراد جامعه مانند سرنشینان کشتی، سرنوشتی به‌هم‌پیوسته دارند و رفتارشان می‌تواند بر دیگران اثر بگذارد.
  • امر به معروف دعوت به کار پسندیده و نهی از منکر بازداشتن از کار ناپسند است و از خیرخواهی و احساس مسئولیت سرچشمه می‌گیرد.
  • ترک این مسئولیت باعث رواج و عادی‌شدن بدی‌ها می‌شود و می‌تواند به فراموشی دین، تسلط فاسدان و محرومیت از رحمت و برکت الهی بینجامد.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۵ · صفحهٔ ۱۱۴ تا ۱۱۷ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

آثار ترک امر به معروف و نهی از منکر

در این درس یاد می‌گیری ترک امر به معروف و نهی از منکر چه پیامدهایی دارد و چگونه می‌توانی با خیرخواهی، احترام و روش مناسب به این مسئولیت عمل کنی.

پیش از شروع

اگر کسی در یک کشتی بگوید «فقط زیر صندلی خودم را سوراخ می‌کنم؛ به شما ربطی ندارد»، آیا حرفش پذیرفتنی است؟ این ماجرا چه ارتباطی با رفتار ما در جامعه دارد؟

سوراخ شدن یک بخش کشتی می‌تواند همهٔ سرنشینان را به خطر بیندازد. در جامعه هم پیامد بعضی رفتارها از شخص انجام‌دهنده فراتر می‌رود؛ پس مراقبت از خوبی‌ها و جلوگیری از بدی‌ها مسئولیتی مشترک است.

خیرخواهی، نه بی‌تفاوتی

ما در جامعه جدا از یکدیگر زندگی نمی‌کنیم؛ رفتار هرکداممان می‌تواند بر آرامش، آبرو و آیندهٔ دیگران اثر بگذارد. برای همین، مسئولیت ما فقط درست رفتار کردن خودمان نیست. امر به معروف یعنی دیگران را به کار خوب دعوت کنیم و نهی از منکر یعنی آنان را از کار ناپسند بازداریم.

مثلاً تشویق دوستی به رعایت حق دیگران، دعوت به خوبی است؛ درخواست محترمانه برای پایان دادن به تمسخر یک هم‌کلاسی، بازداشتن از بدی است. کتاب توضیح می‌دهد که مؤمنان چون دوستدار و یاور یکدیگرند، نسبت به خوشبختی هم بی‌تفاوت نیستند. پس هدف این مسئولیت، خیرخواهی و کمک به سعادت دیگران است، نه تحقیر کردن یا برتری نشان دادن خودمان.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۱۴

وقتی بدی عادی می‌شود

اگر همه بگویند «به من مربوط نیست»، چه اتفاقی می‌افتد؟ ممکن است کار نادرست بیشتر تکرار شود و کم‌کم دیگر زشت به نظر نرسد؛ حتی گاهی مردم آن را خوب به حساب بیاورند. این تغییرِ نگاه خطرناک است، چون تشخیص خوبی و بدی را در جامعه ضعیف می‌کند.

کتاب پیامدهای دیگری هم بیان می‌کند: فراموش شدن دستورهای دین، چیره شدن افراد فاسد و محروم شدن جامعه از رحمت و برکت الهی. در سخن امام کاظم نیز دربارهٔ تسلط بدترین افراد و مستجاب نشدن دعای نیکان در چنین وضعی هشدار داده شده است. امام علی جایگاه بزرگ این مسئولیت را یادآوری می‌کند: مراقبت از خوبی‌ها به حفظ دیگر کارهای نیک کمک می‌کند. بنابراین، سکوت همیشگی در برابر بدی، فقط یک تصمیم شخصی و بی‌اثر نیست.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۱۴

درس اهل شنبه

در داستان «اهل شنبه»، گروهی کنار دریا زندگی می‌کردند که مأمور بودند شنبه ماهیگیری نکنند. بعضی از آنان راهی برای دور زدن این دستور پیدا کردند: شنبه ماهی‌ها را در آبگیر نگه می‌داشتند و یکشنبه صید می‌کردند.

در برابر این رفتار، دو برخورد شکل گرفت. گروهی اعتراض و یادآوری می‌کردند؛ گروه دیگر می‌گفتند تذکر فایده ندارد. پاسخ نهی‌کنندگان دو بخش داشت: هم می‌خواستند مسئولیت خود را در پیشگاه خدا انجام دهند و هم هنوز احتمال می‌دادند خطاکاران دست از کارشان بردارند. طبق روایت کتاب، نجات‌یافتگان کسانی بودند که از بدی بازمی‌داشتند. نکتهٔ داستان این است که «خودم این کار را نمی‌کنم» به‌تنهایی پاسخ کاملِ مسئولیت اجتماعی نیست؛ بی‌تفاوت نبودن نیز اهمیت دارد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۱۶

یک هدف، روش‌های متفاوت

برای پاک کردن گچ و جوهر از لباس، یک روش به کار نمی‌بریم؛ در برخورد با خطا هم باید روش متناسب انتخاب کنیم. هدف، متوقف شدن رفتار نادرست است، نه خالی کردن عصبانیت یا شکست دادن دیگری.

گاهی نشان دادن نارضایتی با روی برگرداندن کافی است. گاهی فرد اصلاً متوجه نادرستی کارش نیست و به توضیحی آرام و محترمانه نیاز دارد. گاهی هم باید جمعی را که در آن گناه انجام می‌شود ترک کنیم؛ مثلاً در گفت‌وگویی که به غیبت تبدیل شده، همراهی نکنیم و اگر لازم شد از جمع بیرون برویم.

البته همهٔ موقعیت‌ها با گفت‌وگوی شخصی حل نمی‌شوند. در موارد خطرناکی مانند خریدوفروش مواد مخدر، نباید خودمان وارد درگیری شویم؛ پیگیری را باید به مسئولان و مراجع قانونی مربوط بسپاریم.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۱۷

تذکر همراه با احترام

برای اثرگذاری بیشتر، فقط محتوای تذکر مهم نیست؛ چگونگی رفتار ما هم اهمیت دارد. نخست، تا جای ممکن اشتباه فرد را دور از جمع بگوییم تا آبرویش حفظ شود. دوم، خودمان به توصیه‌مان پایبند باشیم. اگر کسی دیگران را از تمسخر بازدارد ولی خودش آن‌ها را مسخره کند، حرفش کمتر اثر می‌گذارد.

نکتهٔ سوم این است که ارزش انجام وظیفه را فقط با نتیجهٔ فوری نسنجیم. اگر تذکر درست ما اثر کند، هم به اصلاح جامعه کمک کرده‌ایم و هم پاداش الهی داریم. اگر اثر نکند، باز هم انجام مسئولیت ارزشمند است. این نگاه به معنای تکرار بی‌فکر یک روش نامناسب نیست؛ باید برای انتخاب شیوهٔ درست تلاش کنیم، اما تغییر رفتار دیگران کاملاً در اختیار ما نیست.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۱۷

مثال حل‌شده

در یک جمع دوستانه، کسی شروع به غیبت می‌کند. یکی از دوستان می‌گوید: «ما که غیبت نمی‌کنیم؛ فقط گوش می‌دهیم!» چگونه می‌توان خیرخواهانه واکنش نشان داد و تفاوت آن را با بی‌تفاوتی توضیح داد؟

  1. رفتار نادرست را مشخص می‌کنیم: دربارهٔ فرد غایب سخنی گفته می‌شود که آبروی او را آسیب می‌زند؛ شنونده بودن، مسئولیت ما را کاملاً از بین نمی‌برد.

  2. پیامد بی‌تفاوتی را می‌سنجیم: ادامهٔ گفت‌وگو می‌تواند آبروی فرد را بیشتر آسیب بزند و غیبت را در جمع عادی کند.

  3. روش متناسب را انتخاب می‌کنیم: بدون تحقیر گوینده، آرام و محترمانه درخواست می‌کنیم گفت‌وگو متوقف شود و موضوع دیگری پیشنهاد می‌دهیم.

  4. اگر غیبت ادامه یافت، با آن همراه نمی‌شویم و می‌توانیم جمع را ترک کنیم؛ حتی اگر رفتار دیگران فوراً تغییر نکند، انجام درست مسئولیت ما ارزش دارد.

جواب: می‌توان گفت: «بهتر نیست دربارهٔ کسی که اینجا نیست و نمی‌تواند از خودش دفاع کند، این‌طور حرف نزنیم؟» سپس موضوع گفت‌وگو را عوض کرد و در صورت ادامهٔ غیبت، جمع را ترک کرد؛ این کار می‌تواند به حفظ آبروی فرد غایب و جلوگیری از عادی شدن غیبت کمک کند.

نکات مهم

  • بی‌تفاوتی در برابر بدی می‌تواند به رواج و عادی شدن آن و آسیب دیدن همهٔ جامعه بینجامد.
  • نهی از منکر باید با روشی متناسب، همراه با مهربانی و حفظ آبروی افراد انجام شود.
  • پایبندی به توصیهٔ خود، اثرگذاری را بیشتر می‌کند و انجام درست وظیفه حتی بدون نتیجهٔ فوری نیز ارزشمند است.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۶ · صفحهٔ ۱۱۷ تا ۱۲۱ · حدود ۱۱ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

شیوه‌های امر به معروف و نهی از منکر

در این درس یاد می‌گیری برای تذکر دادن روش مناسب انتخاب کنی، آبروی افراد را نگه داری، خودت به توصیه‌هایت عمل کنی و ارزش انجام وظیفه را بشناسی.

پیش از شروع

دو لباس کثیف داری؛ روی یکی گچ ریخته و دیگری جوهری شده است. آیا با تکاندن هر دو، به یک نتیجه می‌رسی؟ این تفاوت چه ربطی به تذکر دادن به دیگران دارد؟

گچ ممکن است با تکاندن پاک شود، اما لکهٔ جوهر روش دیگری می‌خواهد. در جلوگیری از کار نادرست هم هدف مشترک است، ولی باید روش را متناسب با موقعیت انتخاب کنیم.

یک هدف، روش‌های گوناگون

در نهی از منکر، هدف این نیست که فقط ناراحتی‌مان را نشان بدهیم یا در بحث برنده شویم؛ می‌خواهیم کار نادرست ادامه پیدا نکند. پس یک روش ثابت برای همهٔ موقعیت‌ها نداریم. گاهی روی برگرداندن و برخورد سرد، فرد را متوجه نادرستی کارش می‌کند. گاهی او اصلاً نمی‌داند رفتارش نادرست است؛ آن وقت توضیح مهربانانه و درخواست محترمانه لازم است. در بعضی موقعیت‌ها هم ترک کردن محل، نارضایتی ما را نشان می‌دهد. مثلاً اگر دوستی متوجه آزاردهنده بودن شوخی‌اش نیست، توضیح آرام می‌تواند از اخم کردن روشن‌تر باشد. روش را با موقعیت هماهنگ کن، نه فقط با احساس خودت.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۱۷

تذکر بدون آبروریزی

انتخاب روش فقط به این نیست که چه بگوییم؛ مهم است کجا و چگونه بگوییم. اگر اشتباه کسی را جلوی دیگران بازگو کنیم، ممکن است احساس شرمندگی کند و به جای توجه به حرف ما، درگیر دفاع از خودش شود. برای همین، تا جایی که می‌توانیم باید تذکر را دور از حضور دیگران بیان کنیم. فرض کن دوستت وسیلهٔ هم‌کلاسی‌اش را بدون اجازه برداشته است. به جای اعلام کردن اشتباه او به همهٔ کلاس، می‌توانی در فرصتی خصوصی و با احترام با او صحبت کنی. اصلاح رفتار با حفظ احترام فرد همراه است؛ لازم نیست برای نشان دادن نادرستی یک کار، آبروی انجام‌دهندهٔ آن را ببریم.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۱۷

خودمان هم عمل کنیم

رفتار ما هم مثل حرف‌هایمان پیام دارد. وقتی کسی دیگران را به کاری دعوت می‌کند و خودش هم آن را انجام می‌دهد، توصیه‌اش باورپذیرتر می‌شود. مثلاً اگر از دوستت می‌خواهی در صف نوبت را رعایت کند، خودت هم باید منتظر نوبت بمانی. اگر جلو بزنی و هم‌زمان دیگران را نصیحت کنی، میان حرف و رفتارت فاصله می‌افتد و اثر تذکرت کمتر می‌شود. همین نکته دربارهٔ کارهایی که از آن‌ها نهی می‌کنیم هم درست است: نباید خودمان انجامشان دهیم. پس پیش از تذکر، نگاهی هم به رفتار خودمان بیندازیم؛ هماهنگی گفتار و رفتار، به اثرگذاری توصیه کمک می‌کند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۱۷

ارزش تلاش درست

فرض کن با روش مناسب و با احترام به دوستت تذکر داده‌ای، اما او هنوز رفتارش را عوض نکرده است. آیا این یعنی تلاش تو هیچ ارزشی نداشته؟ در نگاه این درس، پاسخ منفی است. اگر تذکر به نتیجه برسد، هم به اصلاح اطرافیان و جامعه کمک کرده‌ای و هم رضایت و پاداش الهی را به دست آورده‌ای. اگر به نتیجه نرسد، باز هم به وظیفه‌ات عمل کرده‌ای و از اجر و ثواب خداوند بهره می‌بری. پس ارزش کار را فقط با تغییر فوری رفتار دیگران نسنج. البته این نکته به معنی بی‌اهمیت بودن روش نیست؛ همچنان باید محترمانه، سنجیده و با حفظ آبروی افراد عمل کرد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۱۷

مثال حل‌شده

دوستت در جمع، هم‌کلاسی دیگری را مسخره می‌کند و فکر می‌کند فقط شوخی کرده است. تو هم قبلاً گاهی به این شوخی‌ها خندیده‌ای. چگونه می‌توانی با توجه به نکته‌های درس رفتار کنی؟

  1. هدف را مشخص می‌کنیم: می‌خواهیم تمسخر ادامه پیدا نکند، نه اینکه دوستمان را شرمنده کنیم.

  2. چون او متوجه آزاردهنده بودن کارش نیست، توضیح مهربانانه و درخواست محترمانه را انتخاب می‌کنیم.

  3. تا حد امکان در خلوت با او صحبت می‌کنیم تا آبرویش حفظ شود.

  4. رفتار خودمان را هم اصلاح می‌کنیم و دیگر با خندیدن، تمسخر را همراهی نمی‌کنیم.

  5. اگر فوراً تغییر نکرد، تلاش درست را بی‌ارزش نمی‌دانیم؛ انجام وظیفه نیز پاداش الهی دارد.

جواب: بهتر است در فرصتی خصوصی، با مهربانی از دوستمان بخواهیم تمسخر را تکرار نکند و خودمان هم همراه آن نشویم؛ تغییر نکردن فوری او، ارزش انجام وظیفهٔ درست را از بین نمی‌برد.

نکات مهم

  • برای جلوگیری از کار نادرست، باید روشی متناسب با موقعیت و آگاهی فرد انتخاب کنیم.
  • تذکر تا حد امکان باید خصوصی و محترمانه باشد و رفتار خودمان هم با توصیه‌مان هماهنگ بماند.
  • تذکر درست اگر نتیجه بدهد به اصلاح جامعه کمک می‌کند و اگر نتیجه ندهد نیز انجام وظیفه و دارای پاداش الهی است.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۷ · صفحهٔ ۱۲۱ تا ۱۲۶ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

درس یازدهم: انفاق

در این درس یاد می‌گیری انفاق چه نقشی در کاهش فقر دارد، انفاق‌های واجب و مستحب چه تفاوتی دارند و خمسِ درآمد چگونه و با توجه به چه نکاتی محاسبه می‌شود.

پیش از شروع

چطور ممکن است در یک جهان، غذا دور ریخته شود و هم‌زمان عده‌ای گرسنه بمانند؟ آیا بیشترشدن تولید غذا به‌تنهایی این مشکل را حل می‌کند؟

آمارهای آغاز درس نشان می‌دهند که وجود امکانات، به‌تنهایی به معنای رسیدن آن‌ها به همه نیست. یکی از راهکارهای اسلام برای مقابله با فقر، انفاق است: بخشی از دارایی افراد به دیگران می‌رسد تا ثروت فقط در دست گروهی محدود نماند.

انفاق؛ مسئولیت در برابر دیگران

اگر یکی از اعضای خانواده به کمک نیاز داشته باشد، معمولاً احساس می‌کنیم نمی‌توانیم بی‌تفاوت بمانیم. کتاب همین احساس مسئولیت را در رابطهٔ برادری میان مسلمانان یادآوری می‌کند. یکی از شکل‌های این مسئولیت، بخشیدن بخشی از مال در راه خدا به نیازمندان است؛ این کار انفاق نام دارد و در قرآن از نشانه‌های ایمان شمرده شده است.

انفاق فقط مشکل یک نفر را برطرف نمی‌کند. وقتی ثروت به دست نیازمندان هم برسد، فاصلهٔ فقیر و ثروتمند کمتر می‌شود. همچنین بخشی از جرم‌های ناشی از فقر کاهش می‌یابد و مهربانی، مسئولیت‌پذیری و امنیت بیشتر می‌شود. مثلاً کمک برای تهیهٔ وسایل ضروری یک خانواده، هم فشار زندگی آن‌ها را کم می‌کند و هم پیوند میان مردم را محکم‌تر می‌سازد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۲۲

انفاق واجب و زکات

همهٔ انفاق‌ها حکم یکسانی ندارند: خمس و زکات واجب‌اند؛ قرض‌الحسنه و وقف از نمونه‌های انفاق مستحب‌اند. پس کمک‌کردن همیشه فقط یک انتخاب داوطلبانه نیست؛ گاهی با فراهم‌شدن شرایط، وظیفه‌ای دینی است.

زکات به برخی دارایی‌ها، مانند گندم، جو، خرما، گاو، گوسفند و شتر تعلق می‌گیرد. اگر دارایی به مقدار تعیین‌شده برسد، باید بخش مشخصی از آن پرداخت شود؛ مقدار و شرایط دقیق در رسالهٔ توضیح‌المسائل آمده است. کتاب زکات را زمینهٔ پاک‌شدن از دلبستگی‌ها و پربرکت‌شدن مال معرفی می‌کند.

فطریه هم زیرمجموعهٔ زکات است. کسی که هنگام غروب شب عید فطر بالغ، عاقل، هشیار و غیرفقیر باشد، برای خودش و کسانی که هزینهٔ زندگی‌شان را می‌دهد، به‌ازای هر نفر 3 کیلوگرم3\ \text{کیلوگرم} از خوراکی‌های بیان‌شده در کتاب، مانند گندم یا برنج، یا پول آن را به مستحق می‌دهد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۲۴

خمس از چه مالی است؟

خمس یعنی یک‌پنجم؛ اما یک‌پنجمِ چه چیزی؟ در موضوع درآمدِ کار، ابتدا هزینه‌های سالانهٔ زندگی خود فرد و خانواده‌اش در نظر گرفته می‌شود. سپس یک‌پنجمِ آنچه باقی مانده است، به عنوان خمس پرداخت می‌شود. بنابراین نباید خمس را با یک‌پنجمِ تمام درآمد، پیش از کم‌کردن هزینه‌های زندگی، اشتباه گرفت.

رابطهٔ سادهٔ آن چنین است:

خمس=15×باقی‌ماندهٔ درآمد پس از هزینه‌های سالانه\text{خمس}=\frac{1}{5}\times\text{باقی‌ماندهٔ درآمد پس از هزینه‌های سالانه}

خمس به حاکم اسلامی یا مرجع تقلید پرداخت می‌شود تا در مسیرهای مشخص‌شده در دین مصرف شود. کتاب از آموزش معارف دینی، دفاع از کشورهای اسلامی، تربیت دانشمندان علوم دینی و تهیه و توزیع کتاب‌های دینی نام می‌برد. پس خمس هم یک وظیفهٔ مالی است و هم راهی برای تأمین بخشی از نیازهای جامعه.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۲۵

سال مالی و دارایی‌های باقی‌مانده

برای حساب‌کردن خمس، باید سال مالی مشخص باشد. طبق توضیح کتاب، آغاز آن روز کسب اولین درآمد و پایانش یک سال شمسی بعد است؛ مثلاً برای کارگر، روز دریافت اولین مزد ملاک آغاز است. پس سال مالی همه لزوماً با آغاز سال نو یکی نیست.

در پایان سال، فقط پول نقد بررسی نمی‌شود. برنج، روغن و خوراکی‌های دیگری که از درآمد همان سال برای مصرف خانه خریده شده و باقی مانده‌اند نیز خمس دارند. زیورآلات هم اگر بیشتر از مقدار مصرف رایج و به شکل پس‌انداز باشند، مشمول خمس می‌شوند؛ نه اینکه هر زیورآلاتی چنین حکمی داشته باشد.

کتاب همچنین تأکید می‌کند با پولی که خمس آن پرداخت نشده، نمی‌توان خرید کرد و برای نمونه، نمازخواندن در خانه‌ای را که با آن پول خریده شده، باطل می‌داند. دقت شهید مهدی باکری در بررسی پول و اجناس باقی‌ماندهٔ خانه، نمونه‌ای از توجه به همین وظیفه است.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۲۵

قرض؛ کمک همراه با بازپرداخت

گاهی کسی برای رفع یک نیاز یا شروع کاری پول لازم دارد، اما نمی‌خواهد صدقه بگیرد. قرض‌دادن می‌تواند به او کمک کند، بی‌آنکه احساس کند کمک بلاعوض دریافت کرده است. قرض از انفاق‌های مستحب است و در آن، دریافت‌کننده باید مال را بازگرداند.

کتاب دو فایده را برجسته می‌کند: نخست، حفظ آبروی کسانی که نمی‌خواهند صدقه بگیرند؛ دوم، تشویق به تلاش و کسب‌وکار، چون قرض‌گیرنده برای بازپرداخت به درآمد نیاز دارد. مثلاً قرض برای خرید ابزار کار می‌تواند به کسی کمک کند درآمدی به دست آورد و بعد بدهی‌اش را بپردازد.

در این درس، برای صدقه ده ثواب و برای قرض هجده ثواب بیان شده است. این ارزش‌گذاری به معنای بی‌ارزش‌بودن صدقه نیست؛ هر دو نیکو هستند، اما قرض ویژگی‌ها و آثار ویژه‌ای دارد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۲۶

مثال حل‌شده

فردی در یک سال مالی 240 میلیون تومان240\ \text{میلیون تومان} از راه کار درآمد داشته و 200 میلیون تومان200\ \text{میلیون تومان} برای زندگی خود و خانواده‌اش هزینه کرده است. با فرض اینکه باقی‌ماندهٔ درآمد او مشمول خمس باشد، چه مقدار باید بپردازد؟

  1. ابتدا مشخص می‌کنیم که خمس از باقی‌ماندهٔ درآمد پس از هزینه‌های سالانه محاسبه می‌شود، نه از کل درآمد.

  2. هزینه‌ها را از درآمد کم می‌کنیم: 240−200=40 میلیون تومان240-200=40\ \text{میلیون تومان}.

  3. یک‌پنجمِ باقی‌مانده را به دست می‌آوریم: 40÷5=8 میلیون تومان40\div5=8\ \text{میلیون تومان}.

  4. پس مبلغ پرداختی بابت خمس برابر با 8 میلیون تومان8\ \text{میلیون تومان} است.

جواب: خمسِ باقی‌ماندهٔ درآمد این فرد برابر با 8 میلیون تومان8\ \text{میلیون تومان} است.

نکات مهم

  • انفاق با رساندن بخشی از ثروت به نیازمندان، به کاهش فاصلهٔ طبقاتی و افزایش همدلی و امنیت کمک می‌کند.
  • خمس و زکات از انفاق‌های واجب‌اند و قرض‌الحسنه و وقف از نمونه‌های انفاق مستحب هستند.
  • خمسِ درآمد بر پایهٔ باقی‌مانده پس از هزینه‌های سالانه محاسبه می‌شود و در پایان سال مالی باید دارایی‌های مشمول، نه فقط پول نقد، بررسی شوند.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۸ · صفحهٔ ۱۲۶ تا ۱۳۴ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

انفاق‌های مستحب

در این درس یاد می‌گیری قرض و وقف چگونه به فرد و جامعه کمک می‌کنند و در آغاز درس جهاد، معنای لغوی و معنای اسلامیِ معرفی‌شدهٔ آن را از هم تشخیص می‌دهی.

پیش از شروع

چطور ممکن است کسی مالی را برای کمک به دیگران کنار بگذارد، اما حتی سال‌ها پس از مرگش هم مردم از همان کمک بهره ببرند؟

یکی از راه‌ها وقف است؛ مثلاً باغی برای تأمین هزینهٔ کمک به نیازمندان اختصاص پیدا کند و درآمدش پیوسته به آنان برسد. در این درس، هم با این کمک ماندگار و هم با قرض آشنا می‌شویم؛ سپس به آغاز بحث جهاد می‌رسیم.

قرض؛ کمک همراه با بازگشت

کمک مالی همیشه به معنای بخشیدن پول بدون بازگشت نیست. قرض هم راهی برای کمک است: کسی مالی را در اختیار دیگری می‌گذارد تا او نیازش را برطرف کند و بعد آن را برگرداند. کتاب توضیح می‌دهد که این کار می‌تواند آبروی کسی را حفظ کند که نمی‌خواهد صدقه بگیرد. همچنین بازگرداندن قرض، فرد را به فعالیت و کسب درآمد تشویق می‌کند.

مثلاً فردی برای تهیهٔ ابزار کارش پول کم دارد؛ قرض می‌تواند به او کمک کند کارش را راه بیندازد و بعد بدهی‌اش را بپردازد. البته ارزشمند بودن قرض دادن به این معنا نیست که قرض گرفتن همیشه پسندیده است. در صفحهٔ بعد، از قرض گرفتن در بی‌نیازی یا برای کارهای غیرضروری نهی شده و بر مدارا با قرض‌گیرنده هنگام دریافت طلب تأکید شده است.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۲۶

وقف؛ خیری که ادامه دارد

در وقف، فرد برای رضایت خدا بخشی از دارایی‌اش را از اختیار شخصی خود خارج می‌کند تا دیگران از خود آن مال یا درآمدش استفاده کنند. پس دو حالت را می‌توان تصور کرد: ساختمانی که مردم در آن درس بخوانند، یا باغی که درآمدش خرج نیازمندان شود. در هر دو حالت، هدف ادامه یافتن خیررسانی است.

به همین دلیل، وقف نمونه‌ای از صدقهٔ جاریه است؛ یعنی کمکی که اثر و فایده‌اش جریان دارد. در نمونهٔ وقف‌نامهٔ حضرت علی نیز تأکید شده که اموال وقف‌شده فروخته یا بخشیده نشوند. تفاوت مهم را به خاطر بسپار: در قرض، مال به قرض‌دهنده بازمی‌گردد؛ در وقف، مال برای بهره‌رسانی ماندگار اختصاص می‌یابد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۲۷

وقف و نیازهای جامعه

حالا از کمک به یک فرد، به نیازهای یک جامعه نگاه کنیم. مردم به آموزش، درمان، آب آشامیدنی و محل زندگی نیاز دارند. وقف می‌تواند در پاسخ به این نیازها نقش داشته باشد. در صفحهٔ کتاب، مدرسه، کتابخانه، بیمارستان، خانه برای بی‌سرپرستان و تأمین آب از نمونه‌های کاربرد وقف هستند.

مثلاً وقتی کتابخانه‌ای وقف می‌شود، افراد بسیاری در سال‌های مختلف از آن استفاده می‌کنند؛ فایدهٔ آن به یک نفر و یک روز محدود نیست. همچنین همهٔ وقف‌ها فقط ویژهٔ فقرا نیستند؛ بعضی برای عموم مردم و بعضی برای گروهی مشخص‌اند. نتیجهٔ اجتماعی مهم این است که مردم در فراهم کردن خدمات عمومی شریک می‌شوند و لازم نیست همهٔ کارها فقط بر دوش دولت باشد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۳۰

پرسشی در برابر تجاوز

از اینجا، صفحات داده‌شده وارد درس تازه‌ای با عنوان جهاد می‌شوند. پرسش آغازین این است: اگر کسانی برای تصرف دارایی و سرزمین دیگران به جنگ و تجاوز دست بزنند، وظیفهٔ مؤمنان چیست؟ کتاب با یادآوری نمونه‌های تاریخی، توجه ما را به خطر قدرت‌طلبی و آسیب رسیدن به مردم بی‌گناه جلب می‌کند.

در چارچوب این درس، متجاوزانی که در برابر حق می‌ایستند، «باطل» نامیده می‌شوند. نکتهٔ اصلی این بخش، تشخیص موقعیت است: سخن از اختلاف سلیقهٔ روزمره نیست، بلکه از تجاوز به جان و مال ملت‌هاست. کتاب با طرح این مسئله، ذهن ما را برای شناخت معنای جهاد آماده می‌کند؛ تعریف آن در صفحهٔ بعد می‌آید.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۳۳

دو کاربرد واژهٔ جهاد

گاهی یک واژه در زبان عمومی معنایی دارد و در یک موضوع تخصصی معنای مشخص‌تری پیدا می‌کند. دربارهٔ جهاد نیز باید این دو کاربرد را از هم جدا کنیم. معنای لغوی آن در زبان عربی، تلاش و کوشش است؛ اما در کاربرد اسلامیِ معرفی‌شده در این صفحه، منظور مبارزهٔ مسلحانه با دشمنان اسلام است.

پس اگر پرسش دربارهٔ «معنای لغوی» باشد، باید از تلاش و کوشش بگوییم؛ اگر دربارهٔ معنای معرفی‌شده در این بخش باشد، باید تعریف دوم را بیان کنیم. این دو پاسخ را نباید با هم جابه‌جا کرد. کتاب همچنین با اشاره به شمار فراوان آیات مربوط به جهاد، اهمیت این موضوع را در اسلام نشان می‌دهد. صفحات ارائه‌شده در همین معرفی اولیه پایان می‌یابند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۳۴

مثال حل‌شده

فردی می‌خواهد به دو شیوه کمک کند: مقداری پول به تعمیرکاری بدهد تا ابزار بخرد و بعد پول را برگرداند؛ همچنین باغی را اختصاص دهد تا درآمد آن همیشه برای کتابخانهٔ عمومی هزینه شود. هر کار چه نوع انفاقی است و کار دوم چه فایده‌ای برای جامعه دارد؟

  1. ابتدا نشانهٔ تعیین‌کنندهٔ کمک اول را پیدا می‌کنیم: تعمیرکار باید پول را بازگرداند.

  2. چون بازپرداخت شرط این کمک است، آن را قرض می‌نامیم.

  3. در کمک دوم، باغ برای استفادهٔ شخصی کنار گذاشته نمی‌شود؛ درآمدش به‌طور ماندگار به کتابخانه اختصاص می‌یابد، پس وقف است.

  4. کتابخانه به افراد بسیاری خدمت می‌کند؛ بنابراین این وقف هم خیررسانی مداوم دارد و هم مردم را در تأمین یک نیاز عمومی شریک می‌کند.

جواب: کمک بازپرداخت‌شدنی به تعمیرکار، قرض است؛ اختصاص دادن باغ برای تأمین همیشگی هزینهٔ کتابخانه، وقف است و فایدهٔ عمومی و ماندگار دارد.

نکات مهم

  • قرض از انفاق‌های مستحب است که با بازپرداخت همراه است و می‌تواند به حفظ آبرو و رونق فعالیت کمک کند.
  • وقف، اختصاص دادن مال برای بهره‌رسانی ماندگار به عموم مردم یا گروهی مشخص است و مشارکت مردم در رفع نیازهای جامعه را افزایش می‌دهد.
  • جهاد در لغت به معنای تلاش و کوشش است و در کاربرد اسلامیِ این بخش، مبارزهٔ مسلحانه با دشمنان اسلام معنا می‌شود.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۹ · صفحهٔ ۱۳۴ تا ۱۳۷ · حدود ۱۲ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

جهاد در اسلام

در این درس یاد می‌گیری معنای جهاد، تشبیه آن به دادوستد با خدا و ویژگی‌های جهاد دفاعی را توضیح بدهی و میان دفاع و خشونتِ گروه‌های تندرو تفاوت بگذاری.

پیش از شروع

چطور ممکن است کسی در میدان جنگ به پیروزی نظامی نرسد، اما در نگاه این درس باز هم پیروز شمرده شود؟

این درس پیروزی را فقط به نتیجهٔ نظامی محدود نمی‌کند. در توضیح کتاب، کسی که به فرمان خدا در راه او جهاد می‌کند، چه دشمن را شکست دهد و چه شهید شود، از پاداش الهی برخوردار است؛ پس معیار این پیروزی، انجام وظیفه و رسیدن به پاداش خداست.

یک واژه، دو معنا

شاید واژهٔ «جهاد» را در موقعیت‌های مختلف شنیده باشی. برای فهم این درس، اول باید دو معنای آن را از هم جدا کنیم: معنای لغوی آن کوشش و تلاش است؛ اما معنای اصطلاحی‌ای که کتاب در اینجا بررسی می‌کند، نبرد مسلحانه با دشمنان اسلام است. بنابراین هر بار که این واژه را می‌بینیم، باید به موضوع جمله توجه کنیم. مثل واژهٔ «ریشه» که در گفت‌وگوی روزمره و در ریاضی یک معنا ندارد. کتاب همچنین با اشاره به حدود صد آیه، جایگاه مهم جهاد در قرآن را بیان می‌کند. در ادامه، هدف و شرایط این مفهوم را دقیق‌تر می‌شناسیم.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۳۴

دادوستد و معنای پیروزی

آیهٔ این بخش، رابطهٔ مؤمنان با خدا را با تصویر یک دادوستد توضیح می‌دهد. در این تصویر، خدا خریدار است؛ مؤمنان فروشنده‌اند؛ جان و دارایی آنان کالای معامله و بهشت بهای آن است. این تشبیه کمک می‌کند ارزش فداکاری در راه خدا را بفهمیم؛ منظور، خریدوفروش معمولی در بازار نیست. نکتهٔ بعدی، معنای پیروزی است: کتاب برای کسی که به دستور خدا جهاد می‌کند، هم در صورت پیروزی بر دشمن و هم در صورت شهادت، پاداش الهی بیان می‌کند. پس عبارت «شکست نداشتن» در اینجا به معنای تضمین پیروزی نظامی در هر نبرد نیست؛ به سرانجام معنوی این عمل اشاره دارد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۳۶

دفاع در برابر تجاوز

حالا به نخستین نوع جهاد در این صفحات می‌رسیم: جهاد دفاعی. برای تشخیص آن، به آغاز ماجرا نگاه کن؛ دشمن به یک کشور اسلامی حمله کرده و هدف دفاع، مقابله با تجاوز و بیرون راندن مهاجم است. کتاب این مسئولیت را محدود به یک گروه سنی یا فقط مردان نمی‌داند، بلکه آن را متناسب با توان هر فرد توضیح می‌دهد. توجه کن که «مسئولیت همگانی» به معنای «توانایی و نقش یکسان» نیست؛ همان‌طور که در یک کار گروهی، اعضا توانایی‌های متفاوت دارند. کتاب جنگ‌های احد و احزاب را نمونه‌های تاریخی این نوع جهاد معرفی می‌کند و کوتاهی در دفاع را از نظر دینی نکوهش می‌کند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۳۷

تفاوت نام و رفتار

بخش پایانی صفحه به تصویری می‌پردازد که از اسلام و جهاد ارائه می‌شود. کتاب ابتدا بر نقش اسلام در بیداری و همبستگی مردم در برابر ستم تأکید می‌کند. سپس ادعا می‌کند برخی دولت‌ها با جنگ‌افروزی و پشتیبانی از گروه‌های تندرو، تصویری خشونت‌آمیز از اسلام می‌سازند. برای فهم پیام اصلی این بخش، باید میان «ادعای اسلامی بودن» و «رفتار سازگار با اسلام» فرق بگذاریم. کتاب داعش را نمونهٔ گروهی می‌داند که رفتار آن با شناخت درست اسلام و مهربانی پیامبر سازگار نیست. مثل کسی که نام یک گروه کمک‌رسان را بر خود بگذارد، اما به دیگران آسیب بزند؛ نام او به‌تنهایی درستی رفتارش را ثابت نمی‌کند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۳۷

مثال حل‌شده

کشوری اسلامی هدف حمله قرار گرفته است و مردم برای پایان دادن به تجاوز و بیرون راندن مهاجم، متناسب با توان خود در دفاع مشارکت می‌کنند. با دو دلیل توضیح بده چرا این وضعیت با تعریف جهاد دفاعی در کتاب سازگار است.

  1. ابتدا علت شکل‌گیری دفاع را پیدا می‌کنیم: حملهٔ دشمن به کشور رخ داده است.

  2. سپس هدف را بررسی می‌کنیم: پایان دادن به تجاوز و بیرون راندن مهاجم، نه تصرف سرزمین دیگران.

  3. دامنهٔ مسئولیت را می‌سنجیم: در تعریف کتاب، دفاع مسئولیتی همگانی است و به یک گروه خاص محدود نمی‌شود.

  4. به تفاوت توانایی‌ها توجه می‌کنیم: مشارکت متناسب با توان هر فرد است، نه الزاماً یکسان برای همه.

جواب: این وضعیت با تعریف جهاد دفاعی سازگار است، چون حمله‌ای رخ داده و هدف، رفع تجاوز است؛ همچنین مسئولیت مشترک مردم به معنای یکسان بودن توانایی آنان نیست.

نکات مهم

  • جهاد در لغت به معنای کوشش است، اما در اصطلاح این درس به نبرد مسلحانه با دشمنان اسلام اشاره دارد.
  • در تشبیه قرآنیِ این درس، مؤمنان جان و مال خود را در راه خدا می‌دهند و خداوند بهشت را به آنان وعده می‌دهد.
  • جهاد دفاعی برای مقابله با تجاوز است و نباید آن را با خشونت گروه‌هایی که فقط نام اسلام را به کار می‌برند یکسان دانست.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۱۰ · صفحهٔ ۱۳۷ تا ۱۴۰ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

انواع جهاد

در این درس یاد می‌گیری انواع جهاد را در دسته‌بندی کتاب از هم تشخیص بدهی، تفاوت رساندن پیام با تحمیل عقیده را توضیح بدهی و اهمیت آمادگی برای دفاع را دریابی.

پیش از شروع

آیا هر کاری که کتاب نام «جهاد» بر آن می‌گذارد، دقیقاً در یک موقعیت و با یک هدف انجام می‌شود؟

نه؛ در این درس، موقعیت و هدفِ اقدام به ما کمک می‌کند نوع جهاد را تشخیص بدهیم. دفاع در برابر مهاجم، مقابله با ناامنی مسلحانهٔ داخلی و رفع موانع رساندن پیام دین، در دسته‌بندی کتاب توضیح‌های متفاوتی دارند.

دفاع در برابر حمله

اول از خودت بپرس: «آیا دشمن به سرزمین اسلامی حمله کرده است؟» اگر پاسخ مثبت باشد، مقابله برای دفع آن حمله، در دسته‌بندی کتاب جهاد دفاعی است. کتاب این دفاع را مسئولیتی عمومی می‌داند، اما سهم هر فرد را متناسب با توان او بیان می‌کند؛ پس عمومی‌بودن مسئولیت، به معنای یکسان‌بودن نقش همه نیست.

احد و احزاب، و نیز دفاع هشت‌سالهٔ ایران، نمونه‌های مطرح‌شده در این بخش‌اند. روایت صفحهٔ بعد، سختی‌هایی را که مدافعان تحمل کرده‌اند نشان می‌دهد. کتاب همچنین میان دفاع و جنگ‌افروزی تفاوت می‌گذارد و رفتار گروه‌های تندرو را نمایندهٔ تعالیم پیامبر نمی‌داند. بنابراین صرفِ استفاده از نام دین، برای درست‌دانستن یک رفتار کافی نیست.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۳۷

مقابله با ناامنی مسلحانه

گاهی تهدید، حملهٔ ارتش خارجی نیست؛ گروهی در داخل کشور با اقدام مسلحانه، امنیت جامعه را به خطر می‌اندازند. کتاب این وضعیت را در بحث جهاد با سرکشان توضیح می‌دهد و آن را زیرمجموعهٔ جهاد دفاعی می‌شمارد.

ترتیب برخورد در این توضیح مهم است: ابتدا رهبر جامعه برای راهنمایی و بازگرداندن آنان تلاش می‌کند؛ اگر بازگردند، پذیرفته می‌شوند. اگر اقدام مسلحانه و ناامن‌کردن جامعه ادامه پیدا کند، مقابله با دستور حاکم اسلامی مطرح می‌شود. پس این عنوان را نباید به هر اختلاف‌نظر یا انتقادی نسبت داد؛ موضوع این بخش، مبارزهٔ مسلحانه و تهدید امنیت است، نه صرفِ متفاوت فکرکردن.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۳۹

رساندن پیام، نه تحمیل عقیده

در توضیح جهاد ابتدایی، کتاب از وضعیتی سخن می‌گوید که حاکمان ستمگر، مردم را زیر سلطه نگه داشته‌اند و مانع رسیدن پیام خدا به آنان می‌شوند. هدفی که برای این نوع جهاد بیان می‌شود، رهایی آن مردم و فراهم‌شدن امکان رساندن پیام است. کتاب انجام آن را وابسته به دستور پیامبر، امام یا ولی مسلمین می‌داند.

نکتهٔ کلیدی این است: رساندن پیام، با مجبورکردن به پذیرش پیام فرق دارد. برای فهم این تفاوت، به یک گفت‌وگو فکر کن؛ فراهم‌کردن فرصت شنیدن یک دیدگاه، به معنی وادارکردن شنونده به قبول آن نیست. در توضیح کتاب نیز انتخاب عقیده برای مردم باقی می‌ماند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۳۹

از خواستن تا توانستن

حالا کتاب از شناخت انواع جهاد به یک پرسش عملی می‌رسد: اگر خطری ناگهانی پیش بیاید، آیا فقط علاقه‌داشتن به دفاع کافی است؟ آغاز بخش کسب آمادگی برای دفاع توجه ما را به فاصلهٔ میان «خواستن» و «توانستن» جلب می‌کند. کسی که آمادگی ندارد، ممکن است نتواند از توان خود درست استفاده کند.

نمونه‌ای آشنا را در نظر بگیر: دانستن اهمیت کمک‌های اولیه، با بلدبودن آن فرق دارد؛ یادگیری باید پیش از موقعیت اضطراری انجام شده باشد. به همین ترتیب، پیام این بخش ضرورت آمادگی پیش از خطر است. در صفحات داده‌شده هنوز جزئیات آموزش این مهارت‌ها مطرح نشده است.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۴۰

مثال حل‌شده

در فعالیت کتاب، هم مقابلهٔ مأموران با اشرار مسلح داخل کشور آمده و هم دفاع ایران در جنگ هشت‌ساله. این دو نمونه را چگونه دسته‌بندی می‌کنیم و تفاوت موقعیت آن‌ها چیست؟

  1. ابتدا منشأ تهدید را پیدا می‌کنیم: در نمونهٔ اول، ناامنی مسلحانه در داخل کشور است؛ در نمونهٔ دوم، حملهٔ ارتش خارجی مطرح است.

  2. نمونهٔ اول را با توضیح جهاد با سرکشان تطبیق می‌دهیم؛ این نوع جهاد در کتاب، زیرمجموعهٔ دفاعی معرفی شده است.

  3. نمونهٔ دوم را با تعریف دفاع در برابر مهاجم تطبیق می‌دهیم؛ پس نمونه‌ای از جهاد دفاعی در برابر حملهٔ خارجی است.

  4. نتیجه می‌گیریم که هر دو در دستهٔ دفاعی جای می‌گیرند، اما منشأ تهدید و موقعیت آن‌ها یکسان نیست.

جواب: مقابلهٔ مأموران با اشرار مسلح، در دستهٔ جهاد با سرکشان قرار می‌گیرد و زیرمجموعهٔ جهاد دفاعی است؛ دفاع در برابر ارتش مهاجم، جهاد دفاعی در برابر حملهٔ خارجی است.

نکات مهم

  • در دسته‌بندی کتاب، مقابله با حملهٔ خارجی جهاد دفاعی است و مقابله با سرکشان مسلح نیز زیرمجموعهٔ آن به شمار می‌آید.
  • جهاد ابتدایی در توضیح کتاب برای رهایی مردم زیر سلطه و رساندن پیام دین است، نه مجبورکردن آنان به پذیرش عقیده.
  • دفاع مؤثر به آمادگی پیش از خطر نیاز دارد و سهم افراد با توانایی آنان متناسب است.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۱۱ · صفحهٔ ۱۴۰ تا ۱۴۴ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

کسب آمادگی برای دفاع

در این درس یاد می‌گیری چرا آمادگی دفاعی می‌تواند از جنگ جلوگیری کند، پشتیبانان دفاع چه ارزشی دارند و یادگیری و تمرین از جوانی چه اهمیتی دارد.

پیش از شروع

چطور ممکن است آماده‌شدن برای دفاع، باعث شود اصلاً جنگی شروع نشود؟

وقتی دشمن بداند یک کشور برای دفاع آماده است، احتمال شکست و هزینه‌های حمله را بیشتر در نظر می‌گیرد. به همین دلیل، آمادگی دفاعی فقط برای هنگام جنگ نیست؛ می‌تواند به جلوگیری از شروع جنگ هم کمک کند.

خواستن، همراه با توانستن

فرض کن کسی بخواهد در مسابقهٔ شنا شرکت کند، اما پیش از آن هیچ آموزشی ندیده باشد. علاقه و تصمیم او مهم است، ولی جای مهارت را نمی‌گیرد. درس با پرسشی شبیه همین آغاز می‌شود: اگر حمله‌ای ناگهانی رخ دهد، آیا فقط خواستنِ دفاع کافی است؟

در نگاه کتاب، دفاع مسئولیتی همگانی و کاری ارزشمند است؛ اما انجام درست آن به آمادگی نیاز دارد. پس میان احساس مسئولیت و توانایی انجام مسئولیت تفاوت وجود دارد. کسی که مسئولیت را جدی می‌گیرد، یادگیری مهارت‌های لازم را به لحظهٔ خطر موکول نمی‌کند. نکتهٔ آغاز درس این است: تصمیم برای دفاع باید با آمادگی همراه شود.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۴۰

آمادگی برای جلوگیری از جنگ

آیهٔ این بخش از مسلمانان می‌خواهد توان خود را برای مقابله با دشمن آماده کنند. کتاب سپس توضیح می‌دهد که آمادگی دفاعی دو فایده دارد: اگر حمله‌ای رخ دهد، به دفاع و پیروزی کمک می‌کند؛ و پیش از حمله، ممکن است دشمن را از شروع جنگ منصرف کند.

به این فایدهٔ دوم بازدارندگی می‌گوییم؛ یعنی دشمن با دیدن آمادگی طرف مقابل، جرئت یا انگیزهٔ حمله را از دست بدهد. پس آماده‌بودن لزوماً به معنای خواستنِ جنگ نیست. درست برعکس، در این درس یکی از هدف‌های آمادگی، جلوگیری از جنگ است. هنگام خواندن آیه نیز به پیام اصلی توجه کن: توانایی‌ها باید پیش از رویارویی فراهم و تقویت شوند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۴۱

ارزش نقش‌های پشتیبانی

پیامبر در حدیث این بخش، علاوه بر سفارش به یادگیری مهارت، از سه نقش یاد می‌کند: کسی که تیر را می‌سازد، کسی که برای رضای خدا آن را تهیه می‌کند و به رزمنده می‌رساند، و رزمنده‌ای که در راه خدا از آن استفاده می‌کند. پیام مشترک این نقش‌ها، ارزش همکاری در دفاع است.

بنابراین، نباید فکر کنیم فقط کسی که در میدان نبرد حضور دارد، در دفاع سهم دارد. پشتیبانی نیز بخشی از این کار است. برای فهم بهتر، به یک گروه امدادی فکر کن: هم امدادگر و هم کسی که وسایل لازم را آماده و به او می‌رساند، در کمک‌رسانی نقش دارند. این مثال فقط همکاری را روشن می‌کند؛ پاداشی که حدیث بیان می‌کند، به خدمت در راه خدا مربوط است.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۴۱

مهارت؛ سرمایهٔ آینده

در بخش «بیشتر بدانیم»، هشام می‌خواهد با وادارکردن امام باقرؑ به شرکت در مسابقه، ایشان را تحقیر کند. اما مهارت امام در تیراندازی، حاضران را شگفت‌زده می‌کند. وقتی هشام دربارهٔ سرچشمهٔ این مهارت می‌پرسد، امام از تمرین در جوانی سخن می‌گوید.

عنوان داستان، «سرمایه‌ای از جوانی»، به همین نکته اشاره دارد: مهارتی که امروز یاد می‌گیری، می‌تواند برای آیندهٔ تو سرمایه باشد. برای مثال، کمک‌های اولیه را باید با آموزش درست و تمرین یاد گرفت، نه تازه هنگام رخ‌دادن حادثه. نتیجهٔ این داستان برای ما این نیست که همه باید یک مهارت یکسان داشته باشند؛ بلکه باید فرصت یادگیری را جدی بگیریم و آمادگی را به زمان نیاز موکول نکنیم.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۴۳

مثال حل‌شده

دانش‌آموزی می‌گوید: «تا جنگی شروع نشده، آمادگی فایده‌ای ندارد؛ تازه اگر جنگ هم بشود، فقط افراد حاضر در میدان پاداش دارند.» با دو دلیل از همین درس، نظر او را بررسی کن.

  1. گفتهٔ او را به دو ادعا تقسیم می‌کنیم: بی‌فایده‌بودن آمادگی پیش از جنگ و محدودبودن پاداش به افراد حاضر در میدان.

  2. برای ادعای اول، به بازدارندگی توجه می‌کنیم: دشمن با دیدن آمادگی کشور ممکن است از آغاز حمله منصرف شود.

  3. برای ادعای دوم، به حدیث پیامبر رجوع می‌کنیم: سازنده و رسانندهٔ تیر نیز در کنار رزمنده از پاداش برخوردار می‌شوند.

  4. نتیجه می‌گیریم که هر دو ادعا نادرست‌اند؛ آمادگی پیش از جنگ فایده دارد و مشارکت ارزشمند به حضور مستقیم در میدان محدود نیست.

جواب: آمادگی پیش از خطر بی‌فایده نیست، چون می‌تواند از آغاز حمله جلوگیری کند؛ همچنین طبق حدیث، پشتیبانانی که در راه خدا به دفاع کمک می‌کنند نیز پاداش دارند.

نکات مهم

  • دفاعِ مؤثر به مهارت و آمادگی پیش از زمان خطر نیاز دارد.
  • آمادگی دفاعی علاوه بر کمک به دفاع، می‌تواند دشمن را از آغاز جنگ منصرف کند.
  • پشتیبانی در راه خدا ارزشمند است و داستان امام باقرؑ اهمیت تمرین از جوانی را نشان می‌دهد.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

حالا خودت را بسنج: نمونه سوال این فصل با جواب (فصل ۵ پیام‌های آسمان نهم)

درس‌های فصل ۵ را تعاملی بخوان

در پنل یادگیری 1xAi هر کدام از این درس‌ها قدم به قدم پیش می‌رود: بعد از هر بخش یک سوال کوتاه، بعد مثال حل‌شده و در پایان برگهٔ خروج. جوابت ثبت می‌شود و سوال‌های هر درس در روزهای بعد برای مرور برمی‌گردند. درس‌های تعاملی رایگان‌اند؛ فقط تصحیح پاسخ کوتاه سهمیهٔ روزانهٔ رایگان دارد.

ساختن حساب رایگان است و بعد از ثبت‌نام مستقیم به همین بخش از پنل برمی‌گردی.

فصل ۵ پیام‌های آسمان نهم · رایگان