درس ۱ · صفحهٔ ۱۳ تا ۱۹ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی
درس اول: پس از تفکر و طراحی نقشۀ ذهنی، بنویسیم
در این درس یاد میگیری پیش از نوشتن به موضوع فکر کنی، برای نوشتهات نقشۀ آغازین، میانی و پایانی بسازی و پیشنویس را از بازنویسی جدا بدانی.
پیش از شروع
اگر کسی همزمان به دستور پخت کیک و برنامۀ ورزشی گوش بدهد و هر دو را در یک متن بنویسد، چه جور نوشتهای از کار درمیآید؟ این ماجرا چه ربطی به انشانویسی دارد؟
احتمالاً دستورها چنان قاطی میشوند که نه میتوان با آنها کیک پخت و نه ورزش کرد! فکرهای ما هم اگر پیش از نوشتن دستهبندی نشوند، ممکن است نوشتهای درهم بسازند؛ نقشۀ ذهنی کمک میکند هر فکر جای مناسبی پیدا کند.
پیش از قلم، فکر کن
تا حالا پیش آمده موضوع انشا را ببینی، اما ندانی از کجا شروع کنی؟ لازم نیست فوری دنبال اولین جملۀ زیبا بگردی. نوشتن، پیش از حرکت قلم، با فکرکردن شروع میشود. نویسنده مانند کسی که برای ساختن خانه نقشه میکشد، ابتدا به موضوع و مسیر کارش فکر میکند.
مثلاً برای نوشتن دربارۀ «یک روز بارانی»، چند لحظه خاطرهها، صداها و اتفاقهای مربوط به باران را به یاد بیاور. بعد مشخص کن کدامها به موضوعت کمک میکنند. این همان مهندسیِ نوشتن است: بررسی و طراحی نوشته پیش از ساختن آن. نقشۀ تو قرار نیست از اول پر از جملههای کامل باشد؛ کافی است مسیر نوشتن را روشن کند.
کتاب درسی، صفحهٔ ۱۴
هر فکر، جای خودش
حالا که چند فکر پیدا کردهای، باید به آنها نظم بدهی. طبقهبندی ذهنی یعنی فکرهای مرتبط را کنار هم بگذاری و جای هر دسته را در نوشته مشخص کنی. نقشۀ ساده از موضوع شروع میشود و برای نوشته سه بخش در نظر میگیرد: آغازین، میانی و پایانی.
در آغاز، خواننده را وارد موضوع میکنی. در میانه، موضوع را با توضیح و جزئیات گسترش میدهی؛ این بخش میتواند چند بند داشته باشد. در پایان، نوشته را به شکلی مناسب جمع میکنی. برای موضوع باران، میتوانی با دیدن ابرها شروع کنی، در میانه از مسیر مدرسه و اتفاقهای آن بگویی و با احساست پس از رسیدن به خانه تمام کنی. این نقشه کمک میکند هنگام نوشتن سرگردان نشوی.
کتاب درسی، صفحهٔ ۱۶
ساختمان یک متن طنز
برای شناخت ساختمان یک متن، فقط به بلندی بندها نگاه نکن؛ ببین هر بخش چه کاری انجام میدهد. در متن طنز کیکپزی، آغاز نوشته خواننده را با مفهوم درهمشدن کارها آشنا و برای شنیدن حکایت آماده میکند. بخش میانی، ماجرای مرد و قاطیشدن دستورهای آشپزی و ورزش را گسترش میدهد. پایان هم با پرسشهایی دربارۀ کیک، ماجرا را طنزآمیز جمع میکند.
نکتۀ جالب این است که موضوع داستان، آشفتگی است؛ اما خودِ داستان ساختمان مشخصی دارد! پس طنزنوشتن به معنای بینظمنوشتن نیست. هنگام خواندن یا نوشتن، از خودت بپرس: «اینجا موضوع معرفی میشود، توضیح پیدا میکند یا جمع میشود؟» پاسخ، جای آن بخش را روشن میکند.
کتاب درسی، صفحهٔ ۱۸
اول پیشنویس، بعد اصلاح
پس از فکرکردن و کشیدن نقشه، نوبت پیشنویس است؛ یعنی نسخۀ اول نوشته، نه نسخۀ بینقص آن. ممکن است در این نسخه جملهای ضعیف باشد یا بخشی به توضیح بیشتری نیاز داشته باشد. اینها دلیل کنارگذاشتن نوشتن نیستند.
متن «ضرورت بازنویسی» دو حالت را معرفی میکند: خلاق و ویرایشی. در حالت خلاق، فرصت میدهی فکرها به جمله تبدیل شوند و راههای تازه را امتحان میکنی. در حالت ویرایشی، نوشته را دوباره میخوانی و اصلاح میکنی. اگر بخواهی هر جمله را همان لحظه بینقص کنی، ممکن است جریان فکر متوقف شود. میتوانی بخشی را بنویسی و بعد به اصلاحش برگردی؛ مهم این است که سختگیری، مانع شکلگرفتن پیشنویس نشود.
کتاب درسی، صفحهٔ ۱۹
مثال حلشده
برای موضوع «نخستین روز مدرسه»، این فکرها را داری: نگرانی اول صبح، کمک یک همکلاسی، آشنایی با کلاس و احساس هنگام برگشتن به خانه. چگونه آنها را در نقشۀ نوشته جا میدهی؟ پیش از دیدن مراحل، خودت یک چینش پیشنهاد کن.
موضوع را مشخص میکنیم: قرار است تجربۀ نخستین روز مدرسه را روایت کنیم؛ پس فکرها باید به همین تجربه مربوط باشند.
برای بخش آغازین، موقعیت را معرفی میکنیم؛ مثلاً رسیدن به درِ مدرسه در اولین صبح سال تحصیلی.
در بخش میانی، نگرانی اول صبح، کمک همکلاسی و آشنایی با کلاس را به ترتیب روایت میکنیم تا مسیر اتفاقها روشن باشد.
در بخش پایانی، احساس هنگام برگشتن به خانه را میآوریم؛ مثلاً نشان میدهیم نگرانی اول صبح چگونه کمتر شده است.
با این نقشه پیشنویس را مینویسیم و سپس بررسی میکنیم آیا ترتیب اتفاقها و جملهها روشن است یا به اصلاح نیاز دارد.
نکات مهم
- نوشتن از فکرکردن و طراحی در ذهن آغاز میشود، نه فقط از حرکت قلم روی کاغذ.
- نقشۀ نوشته، فکرهای مرتبط را در بخشهای آغازین، میانی و پایانی سامان میدهد.
- پیشنویس لازم نیست بینقص باشد؛ پس از نوشتن میتوان آن را بازخوانی و اصلاح کرد.