۱۰۰ هزار تومان هدیهٔ ثبت‌نام، تا ۱ میلیونبا ثبت‌نام گردونهٔ هدیه را بچرخان: دست‌کم ۱۰۰٬۰۰۰ تومان و تا ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ تومان اعتبار هدیه، بدون کارت بانکیگردونهٔ هدیه۱ میلیون برای تو، ۱ میلیون برای دوستتدوستانت را دعوت کن: برای هر دوستی که فعال شود ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ تومان اعتبار هدیه می‌گیری و خودش هم ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ تومانجوایز
1xAi
مطالعات اجتماعی نهم · فصل ۹

خلاصه درس فصل ۹ مطالعات اجتماعی نهم؛ درسنامه و نکات مهم

«فرهنگ و هویت»، فصل ۹ کتاب مطالعات اجتماعی نهم، صفحهٔ ۱۱۷ تا ۱۳۰، پایهٔ نهم: ۵ درس، هر کدام با توضیح مفاهیم، مثال حل‌شده و نکات مهم.

این درسنامه را هوش مصنوعی 1xAi از روی صفحه‌های همان درس در کتاب درسی نوشته است (برچسب «تولید هوش مصنوعی»). کنار توضیح‌ها شمارهٔ صفحهٔ کتاب آمده تا با کتاب مقایسه کنی، و مثال حل‌شدهٔ هر درس یک بار دیگر جداگانه حل و بررسی شده؛ مثالی که درست درنیامده حذف شده است.

درس ۱ · صفحهٔ ۱۱۷ تا ۱۱۹ · حدود ۱۱ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

درس ۱۷: فرهنگ

در این درس یاد می‌گیری فرهنگ چه ارتباطی با هویت و شیوۀ زندگی جامعه دارد و چگونه از راه اجتماعی‌شدن، با آغاز از خانواده، آموخته و منتقل می‌شود.

پیش از شروع

اگر کودکی در جامعه‌ای با زبان و آداب متفاوت بزرگ شود، شیوۀ سلام‌کردن و مهمان‌نوازی را از ژن‌هایش می‌گیرد یا از آدم‌های اطرافش؟

کودک این شیوه‌های رفتار را از آدم‌های اطرافش یاد می‌گیرد، نه از ژن‌هایش. زبان، آداب و بسیاری از کارهای روزمرۀ ما بخشی از فرهنگ‌اند؛ یادگیری آن‌ها از خانواده آغاز می‌شود و در طول زندگی ادامه پیدا می‌کند.

فرهنگ و کیستی یک کشور

فرهنگ و کیستی یک کشور

فرض کن دوستی از تو بپرسد: «کشورتان را چطور معرفی می‌کنی؟» احتمالاً فقط نام و جای آن روی نقشه را نمی‌گویی؛ از زبان مردم، جشن‌ها، رسم‌ها و چیزهایی که برایشان ارزشمند است هم حرف می‌زنی. این ویژگی‌ها کمک می‌کنند دیگران کشور تو را بشناسند.

هویت یعنی کیستی؛ یعنی ویژگی‌هایی که با آنها شناخته می‌شویم و از دیگران تفاوت پیدا می‌کنیم. کشورها هم هویت دارند و فرهنگ در شناخته‌شدن و متمایزشدن آنها نقش دارد. مثلاً نوروز یکی از ویژگی‌های فرهنگی است که در معرفی ایران از آن یاد می‌کنیم؛ البته برای شناخت فرهنگ یک کشور، یک رسم به‌تنهایی کافی نیست.

فرهنگ را مردم جامعه پدید می‌آورند؛ پس چیزی جدا از مردم نیست. آنچه مردم در زندگی جمعی خود شکل می‌دهند، به کشورشان چهره‌ای قابل‌شناسایی می‌بخشد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۱۷

فرهنگ در زندگی روزمره

فرهنگ در زندگی روزمره

وقتی واژۀ «فرهنگ» را می‌شنوی، فقط به شعر و هنر فکر می‌کنی؟ فرهنگ معنای گسترده‌تری دارد: شیوۀ زندگی مردم یک جامعه. نحوۀ سلام‌کردن، آداب مهمانی، خوراک و پوشاک، باورها و حتی قوانین، همگی بخشی از فرهنگ‌اند.

مثلاً وقتی مهمانی به خانه می‌آید، چطور به او خوشامد می‌گوییم و چگونه از او پذیرایی می‌کنیم؟ این رفتارهای آشنا، نمونه‌هایی از فرهنگ در زندگی روزمره‌اند. البته مشترک‌بودن فرهنگ به این معنا نیست که همۀ مردم دقیقاً یک غذا می‌خورند یا یک سلیقه دارند؛ آن‌ها در کنار تفاوت‌هایشان، شیوه‌های مشترکی برای زندگی دارند.

جامعه و فرهنگ از هم جدا نیستند. مردم در زندگی کنار یکدیگر فرهنگ را پدید می‌آورند؛ پس فرهنگ بدون جامعه شکل نمی‌گیرد. از طرف دیگر، هیچ جامعه‌ای بدون شیوۀ زندگی و رفتارهای مشترک نیست؛ بنابراین جامعۀ بدون فرهنگ هم وجود ندارد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۱۸

فرهنگ را یاد می‌گیریم

فرهنگ را یاد می‌گیریم

آیا نوزاد از همان روز تولد می‌داند چطور به مهمان خوشامد بگوید یا در یک جشن چه رفتاری داشته باشد؟ نه؛ او این کارها را کم‌کم با دیدن، شنیدن، تمرین‌کردن و راهنمایی دیگران یاد می‌گیرد. فرهنگ آموختنی است، نه ارثی و ژنتیکی.

مثلاً کودکی که در محیطی فارسی‌زبان بزرگ می‌شود، فارسی حرف‌زدن را از اطرافیان می‌آموزد؛ نه اینکه زبان فارسی از راه ژن به او رسیده باشد. اگر همین کودک در محیطی با زبان دیگری پرورش پیدا کند، زبان آن محیط را یاد می‌گیرد.

آداب غذاخوردن، رسم‌های جشن و شیوۀ احترام‌گذاشتن هم از راه یادگیری منتقل می‌شوند. وقتی بزرگ‌ترها رسمی را به کوچک‌ترها یاد می‌دهند و آنها نیز بعدها آن را به دیگران می‌آموزند، فرهنگ از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شود. پس شبیه‌بودن آداب فرزندان به والدین، به معنی ژنتیکی‌بودن آن آداب نیست.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۱۹

یادگیری برای زندگی در جامعه

یادگیری برای زندگی در جامعه

اولین روز ورودت به مدرسه را تصور کن؛ باید یاد می‌گرفتی چطور در جمع صحبت کنی، نوبت را رعایت کنی و با هم‌کلاسی‌ها همکاری کنی. این یادگیری‌ها بخشی از اجتماعی‌شدن یا جامعه‌پذیری هستند؛ یعنی یاد می‌گیریم چگونه در جامعه زندگی کنیم و رفتارمان را با زندگی در کنار دیگران هماهنگ کنیم.

اجتماعی‌شدن فقط مخصوص کودکی یا دوران مدرسه نیست؛ از تولد تا پایان عمر ادامه دارد. مثلاً فردی بزرگ‌سال هم هنگام ورود به یک محیط کاری تازه، مقررات و شیوۀ همکاری با دیگران را می‌آموزد.

در این مسیر، ما فقط یادگیرنده نیستیم؛ چیزهایی را هم به دیگران یاد می‌دهیم. مثلاً وقتی روش گفت‌وگوی محترمانه در گروه کلاسی را به دوستی یادآوری می‌کنی، در اجتماعی‌شدن او نقش داری. این یادگرفتن و یاددادن به افراد کمک می‌کند کنار هم زندگی کنند و زندگی جامعه ادامه پیدا کند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۱۹

آغاز یادگیری در خانواده

آغاز یادگیری در خانواده

کودکی را تصور کن که با دیدن رفتار بزرگ‌ترهای خانه، کم‌کم یاد می‌گیرد به مهمان سلام کند. او فقط با شنیدنِ «سلام کن» یاد نمی‌گیرد؛ تماشای رفتار دیگران و تمرین‌کردن هم در یادگیری‌اش نقش دارند.

خانواده نخستین و مهم‌ترین محیط اجتماعی‌شدن است. کودک در خانواده زبان‌ باز می‌کند، با خوب و بد آشنا می‌شود و آداب غذاخوردن، گفت‌وگو و برخورد با دیگران را می‌آموزد. باورها و رفتارهای دینی، مانند دعا و عبادت، نیز از چیزهایی هستند که در خانواده یاد می‌گیرد.

مثلاً وقتی اعضای خانواده هنگام صحبت‌کردن به حرف یکدیگر گوش می‌دهند، کودک هم رعایت نوبت در گفت‌وگو را تمرین می‌کند. پس خانواده فقط محل مراقبت از کودک نیست؛ اولین محیط یادگیریِ زندگی در کنار دیگران هم هست. البته اولین محیط بودن به معنی تنها محیط بودن نیست؛ این یادگیری بعدها در محیط‌های دیگر ادامه پیدا می‌کند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۱۹

مثال حل‌شده

در فیلمی می‌بینی که مردم یک جامعه هنگام دیدار به شیوۀ متفاوتی با مردم جامعۀ تو سلام می‌کنند. چگونه می‌توانی با کمک مفهوم فرهنگ و اجتماعی‌شدن این تفاوت را توضیح بدهی؟

  1. سلام‌کردن یکی از شیوه‌های برقراری ارتباط است؛ پس آداب آن بخشی از فرهنگ جامعه به شمار می‌آید.

  2. مردم جوامع مختلف می‌توانند برای برقراری ارتباط، آداب متفاوتی داشته باشند.

  3. این آداب از راه ژن منتقل نمی‌شوند؛ کودک آن‌ها را با آموزش و دیدن رفتار دیگران می‌آموزد.

  4. یادگیری از خانواده آغاز می‌شود و در جریان اجتماعی‌شدن ادامه می‌یابد؛ بنابراین تفاوت شیوۀ سلام‌کردن را باید با تفاوت آداب آموخته‌شده توضیح داد.

جواب: این تفاوت به آداب آموخته‌شدۀ دو جامعه مربوط است؛ افراد شیوۀ سلام‌کردن را در جریان اجتماعی‌شدن، ابتدا در خانواده و سپس در ارتباط با دیگران، یاد می‌گیرند.

نکات مهم

  • فرهنگ را مردم جامعه پدید می‌آورند؛ فرهنگ شیوۀ زندگی مشترک آن‌هاست و در هویت و متمایزشدن کشورها نقش دارد.
  • فرهنگ از راه آموزش و تربیت منتقل می‌شود، نه از راه ژن، و جامعه و فرهنگ بدون یکدیگر وجود ندارند.
  • اجتماعی‌شدن از تولد تا پایان عمر ادامه دارد، از خانواده آغاز می‌شود و به تداوم زندگی جامعه کمک می‌کند.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۲ · صفحهٔ ۱۱۹ تا ۱۲۰ · حدود ۱۰ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

فرهنگ آموختنی است

در این درس یاد می‌گیری فرهنگ چگونه در جریان اجتماعی‌شدن آموخته می‌شود، خانواده و محیط‌های دیگر چه نقشی در آن دارند و نمادها در میان لایه‌های فرهنگ چه جایگاهی دارند.

پیش از شروع

اگر نوزادی در ایران به دنیا بیاید اما در خانواده‌ای ژاپنی بزرگ شود، زبان و آداب رفتارش بیشتر شبیه کدام خانواده می‌شود؟ چرا؟

او زبان و بسیاری از آداب رفتار را از خانواده و محیطی یاد می‌گیرد که در آن بزرگ می‌شود. فرهنگ از راه ژن منتقل نمی‌شود؛ آن را با زندگی در کنار دیگران و آموزش‌دیدن می‌آموزیم.

فرهنگ، یادگرفتنی است

فرهنگ، یادگرفتنی است

به پرسش آغاز درس برگردیم: نوزادی که در خانواده‌ای ژاپنی بزرگ می‌شود، زبان و آداب زندگی را از همان خانواده و اطرافیانش یاد می‌گیرد؛ حتی اگر در ایران به دنیا آمده باشد. محل تولد به‌تنهایی تعیین نمی‌کند که چه زبانی حرف بزنیم یا چه آدابی داشته باشیم.

فرهنگ از راه آموزش و تربیت منتقل می‌شود، نه از راه ژن. مثلاً رنگ طبیعی چشم می‌تواند ارثی باشد، اما اینکه هنگام دیدار با دیگران چه بگوییم، یادگرفتنی است. این یادگیری همیشه با درس‌دادن مستقیم نیست؛ گاهی با دیدن رفتار دیگران و تمرین‌کردن اتفاق می‌افتد.

وقتی بزرگ‌ترها یک رسم را به کودکان یاد می‌دهند، بخشی از فرهنگ را به نسل بعد منتقل می‌کنند. پس برخلاف ویژگی‌های زیستیِ ارثی، برای آموختن فرهنگ به زندگی در کنار دیگران و یادگیری نیاز داریم.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۱۹

شروع یادگیری در خانواده

شروع یادگیری در خانواده

تا حالا فکر کرده‌ای سلام‌کردن به مهمان یا رعایت نوبت در گفت‌وگو را چطور یاد گرفته‌ای؟ این رفتارها را از همان آغاز بلد نبوده‌ای؛ با دیدن رفتار دیگران، شنیدن راهنمایی‌هایشان و تمرین‌کردن یادشان گرفته‌ای.

به فرایند یادگرفتن زندگی در جامعه و سازگارشدن با آن، «اجتماعی‌شدن» یا «جامعه‌پذیری» می‌گوییم. این یادگیری فقط حفظ‌کردن چند قانون نیست؛ یاد می‌گیریم چگونه با دیگران رفتار کنیم و احساساتمان را چگونه نشان دهیم.

خانواده نخستین و مهم‌ترین کانون اجتماعی‌شدن است. مثلاً وقتی کودک می‌بیند اعضای خانواده هنگام ورود سلام می‌کنند و خودش هم با راهنمایی آنها سلام می‌کند، یکی از آداب زندگی با دیگران را می‌آموزد. خانواده همچنین در شناخت کارهای خوب و بد، آداب غذاخوردن و شیوهٔ رفتار در جشن‌ها و عزاداری‌ها نقش دارد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۱۹

یادگیری در تمام زندگی

یادگیری در تمام زندگی

آیا یادگرفتن زندگی در جامعه با تمام‌شدن کودکی پایان می‌یابد؟ نه! اجتماعی‌شدن از تولد تا پایان عمر ادامه دارد. خانواده آغازگر این یادگیری است، اما تنها محیط آن نیست.

وقتی به مدرسه می‌روی، در کار گروهی یاد می‌گیری مسئولیت بپذیری و به نظر دیگران گوش بدهی. در جمع دوستان و هم‌سالان، همکاری و رعایت نوبت را تمرین می‌کنی. رسانه‌ها هم با برنامه‌ها و پیام‌هایشان بر شیوهٔ رفتار و زندگی ما اثر می‌گذارند.

این یادگیری در بزرگ‌سالی هم ادامه پیدا می‌کند. مثلاً کسی که برای نخستین بار وارد محل کار می‌شود، باید شیوهٔ همکاری با همکاران و مقررات آن محیط را بیاموزد. پس ورود به محیط‌های تازه، فرصت‌های تازه‌ای برای یادگرفتن زندگی اجتماعی فراهم می‌کند؛ حتی وقتی دیگر کودک یا دانش‌آموز نیستیم.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۲۰

لایه‌های فرهنگ

لایه‌های فرهنگ

وقتی وارد جامعه‌ای ناآشنا می‌شوی، آیا با دیدن لباس‌ها و رفتار مردم، همۀ فرهنگشان را می‌شناسی؟ نه؛ بعضی جنبه‌های فرهنگ زودتر دیده می‌شوند، اما شناخت بعضی دیگر به دقت و آشنایی بیشتری نیاز دارد.

فرهنگ را می‌توان به پیاز تشبیه کرد: همان‌طور که پیاز لایه‌های بیرونی و درونی دارد، فرهنگ هم لایه دارد. نمادها و هنجارها لایه‌های بیرونی‌تر فرهنگ‌اند؛ ارزش‌ها و عقاید در لایه‌های عمیق‌تر قرار دارند.

مثلاً در یک مهمانی، شیوۀ سلام‌کردن و پذیرایی میزبان را می‌بینی؛ اینها به بخش‌های بیرونی‌تر فرهنگ مربوط‌اند. اما برای فهمیدن اینکه چرا احترام به مهمان برای او اهمیت دارد و چه باورهایی پشت رفتارش است، باید بیشتر با او آشنا شوی.

پس دیدن ظاهر زندگی مردم، آغاز شناخت فرهنگ است، نه پایان آن. بیرونی‌بودن یک لایه هم به معنای کم‌اهمیت‌بودن آن نیست.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۲۰

نمادها و معنای آنها

نمادها و معنای آنها

وقتی روی صفحۀ گوشی تصویر یک سطل زباله را می‌بینی، معمولاً می‌فهمی که با لمس آن می‌توانی چیزی را حذف کنی. این تصویر خودش سطل واقعی نیست؛ نشانه‌ای است که معنای دیگری را به ذهن تو می‌آورد. به چنین نشانه‌ای «نماد» می‌گوییم.

نمادها کمک می‌کنند منظورمان را به دیگران برسانیم. مثلاً علامت «؟» نشانۀ پرسش است. واژه‌هایی که می‌گوییم یا می‌نویسیم هم نقش نمادین دارند؛ با شنیدن واژۀ «درخت»، خودِ درخت پیش ما نیست، اما آن را در ذهن تصور می‌کنیم.

نمادها فقط تصویر و علامت نیستند؛ بناها، پوشاک و حتی بعضی رفتارها هم می‌توانند معنایی را منتقل کنند. برای فهمیدن پیام یک نماد، باید معنای آن را یاد گرفته باشیم. پس شناخت نمادهای یک جامعه هم بخشی از آموختن فرهنگ آن است.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۲۰

مثال حل‌شده

نوجوانی پس از نقل‌مکان به محله‌ای تازه، از دوستانش یاد می‌گیرد که در کتابخانه آرام صحبت کند. او همچنین می‌فهمد نشانِ کتاب روی تابلوی یک ساختمان، محل کتابخانه را مشخص می‌کند. این دو یادگیری چه ارتباطی با اجتماعی‌شدن و نماد دارند؟

  1. ابتدا مشخص می‌کنیم نوجوان چه چیزی آموخته است: شیوهٔ رفتار در کتابخانه و معنای یک نشانه.

  2. آموختن رفتار مناسب از دوستان، بخشی از یادگیری زندگی در جامعه است؛ پس نمونه‌ای از اجتماعی‌شدن به شمار می‌آید.

  3. نشانِ کتاب، نوجوان را به یاد کتابخانه می‌اندازد؛ بنابراین نقش نمادین دارد.

  4. نتیجه می‌گیریم که در جریان اجتماعی‌شدن، هم شیوه‌های رفتار و هم معنای نمادها را از دیگران می‌آموزیم.

جواب: این تجربه نشان‌دهندهٔ اجتماعی‌شدن در محیطی تازه است؛ نشان کتاب نیز نمادی است که معنای محل کتابخانه را منتقل می‌کند.

نکات مهم

  • فرهنگ از راه آموزش و تربیت منتقل می‌شود، نه از راه ژن.
  • اجتماعی‌شدن یادگیری زندگی در جامعه است که از خانواده آغاز می‌شود و با نقش‌آفرینی محیط‌های دیگر تا پایان عمر ادامه می‌یابد.
  • نمادها و هنجارها لایه‌های بیرونی‌تر فرهنگ‌اند و ارزش‌ها و عقاید لایه‌های عمیق‌تر آن؛ نمادها با یادآوری چیزی دیگر به انتقال معنا کمک می‌کنند.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۳ · صفحهٔ ۱۲۰ تا ۱۲۴ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

لایه‌های فرهنگ

در این درس یاد می‌گیری لایه‌های فرهنگ را از هم تشخیص بدهی، رابطۀ نمادها و هنجارها را با ارزش‌ها و عقاید توضیح بدهی و عوامل تغییر فرهنگ را در مثال‌های روزمره پیدا کنی.

پیش از شروع

چرا وقتی وارد جامعه‌ای ناآشنا می‌شویم، لباس و شیوۀ سلام‌کردن مردم را زود می‌بینیم، اما برای فهمیدن دلیل رفتارهایشان به زمان بیشتری نیاز داریم؟

فرهنگ مثل پیاز لایه‌های مختلفی دارد؛ نمادها و هنجارها لایه‌های بیرونی‌اند و زودتر به چشم می‌آیند. ارزش‌ها و عقاید در لایه‌های عمیق‌تر قرار دارند و شناختشان کمک می‌کند معنای رفتارهای مردم را بهتر بفهمیم.

نمادها؛ نشانه‌های معنادار

نمادها؛ نشانه‌های معنادار

فرض کن در جایی ناآشنا، تصویر یک تلفن را روی تابلو می‌بینی. حتی بدون خواندن نوشته، حدس می‌زنی آنجا به خدمات تلفن مربوط است. تصویر، خودِ تلفن نیست؛ اما تو را به یاد آن می‌اندازد. این همان نقش نماد است: نشانه‌ای که معنا یا چیز دیگری را به ذهن ما می‌آورد.

نمادها فقط تصویر نیستند. واژه‌های گفتاری و نوشتاری، نوع پوشاک، بناها و حتی بعضی رفتارها هم می‌توانند نقش نمادین داشته باشند. مثلاً تکان‌دادن دست هنگام خداحافظی، معنای رفتن و بدرودگفتن را منتقل می‌کند.

فرهنگ را مثل یک پیاز تصور کن؛ لایه‌های بیرونی آن زودتر دیده می‌شوند. نمادها از لایه‌های بیرونی فرهنگ‌اند؛ برای همین، هنگام آشنایی با یک جامعه، معمولاً زودتر متوجه لباس‌ها، نشانه‌ها و زبان مردم می‌شویم. البته دیدن یک نماد همیشه کافی نیست؛ باید معنای آن را در همان جامعه بشناسیم.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۲۰

هنجارها؛ قواعد رفتار

هنجارها؛ قواعد رفتار

تصور کن برای خرید نان در صف ایستاده‌ای. انتظار داری کسی که تازه رسیده، پشت سر بقیه بایستد. رعایت نوبت یک هنجار است؛ یعنی شیوۀ رفتاری که در یک گروه یا جامعه پذیرفته شده و رواج دارد. هنجارها فقط قانون‌های نوشته‌شده نیستند؛ آداب مهمانی، رسم‌های اجتماعی و مقررات مدرسه هم از هنجارها هستند.

چرا از هنجارها پیروی می‌کنیم؟ ممکن است کسی نوبت را رعایت کند چون خودش به درست‌بودن آن باور دارد. فرد دیگری نمی‌خواهد احترامش پیش دیگران کم شود؛ کسی هم از ترس اعتراض یا مجازات، نوبت را رعایت می‌کند.

واکنش به رعایت‌نکردن هنجارها هم همیشه یکسان نیست: گاهی فرد خودش را سرزنش می‌کند یا با تذکر و سرزنش دیگران روبه‌رو می‌شود؛ گاهی هم، مانند بعضی تخلف‌های رانندگی، مجازات رسمی و قانونی در کار است. پس هم دلیل پیروی از هنجارها متفاوت است و هم نوع برخورد با زیر پا گذاشتن آنها.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۲۱

ارزش‌ها؛ چه چیزی مهم است؟

ارزش‌ها؛ چه چیزی مهم است؟

فرض کن بعد از یک گردش، چند تکه زباله روی زمین مانده است. کسی که پاکیزگی طبیعت برایش مهم است، احتمالاً برای جمع‌کردن آنها دست‌به‌کار می‌شود؛ حتی اگر کسی از او نخواسته باشد. چه چیزی پشت این انتخاب است؟ ارزشِ حفظ محیط‌زیست.

ارزش یعنی چیزی را خوب، مطلوب و بااهمیت بدانیم؛ مثل صداقت، کمک به دیگران یا احترام به سالمندان. ارزش‌ها از لایه‌های عمیق‌تر فرهنگ‌اند: خودشان را مستقیم نمی‌بینیم، اما اثرشان را در انتخاب‌ها و رفتار افراد پیدا می‌کنیم. مثلاً کسی که صداقت را ارزش می‌داند، تلاش می‌کند حتی وقتی اشتباهی کرده، راست بگوید.

برای تشخیص ارزش از هنجار، این تفاوت را به خاطر بسپار: هنجار می‌گوید «چه رفتاری پذیرفته است؟»؛ ارزش می‌گوید «چه چیزی خوب و مهم است؟». مثلاً رعایت نوبت یک هنجار است و احترام به حق دیگران، ارزشی است که می‌تواند پشت آن باشد. البته همۀ افراد دقیقاً چیزهای یکسانی را باارزش نمی‌دانند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۲۲

عقاید؛ معیار سنجش

عقاید؛ معیار سنجش

اگر کاری در یک جمع رایج باشد، حتماً درست و خوب است؟ رایج‌بودن یک رفتار، به‌تنهایی دلیل درست‌بودن آن نیست. برای داوری دربارهٔ آن به معیار نیاز داریم.

عقاید، باورهای عمیق ما هستند. عقاید دینی می‌توانند در شکل‌گیری ارزش‌ها نقش داشته باشند. مثلاً یک مسلمان باور دارد که کمک به نیازمندان موجب خشنودی خداوند می‌شود؛ به همین دلیل، کمک‌کردن را ارزشمند می‌داند و ممکن است بخشی از پولش را برای این کار کنار بگذارد. اینجا پیوند را می‌بینی: باور دینی ← ارزشمند دانستن کمک ← رفتارِ کمک‌کردن.

در نگاه کتاب، اعتقادات اسلامی برای مسلمانان معیار سنجش ارزش‌ها و هنجارهاست. پس اگر در جمع دوستان، مسخره‌کردن دیگران عادی شده باشد، نباید فقط به دلیل همراهی با جمع آن را پذیرفت؛ باید سنجید که آیا با اصول اعتقادی، مانند احترام به انسان‌ها، سازگار است یا نه.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۲۲

فرهنگ چگونه تغییر می‌کند؟

فرهنگ چگونه تغییر می‌کند؟

اگر از بزرگ‌ترها بپرسی در کودکی چطور با دوستانشان ارتباط داشتند، احتمالاً تفاوت‌هایی با امروز پیدا می‌کنی. فرهنگ ثابت و بی‌تغییر نیست؛ تغییر در نمادها، هنجارها و ارزش‌ها می‌تواند فرهنگ جامعه را دگرگون کند.

پیشرفت فناوری یکی از عوامل این تغییر است. مثلاً با گسترش پیام‌رسان‌ها، فرستادن پیام و شکلک به یکی از شیوه‌های رایج احوال‌پرسی تبدیل شده است؛ یعنی هم نشانه‌های ارتباطی و هم عادت‌های رفتاری تغییر کرده‌اند.

رسانه‌های جمعی هم می‌توانند با نمایش مکرر یک سبک پوشش یا زندگی، آن را برای مخاطبان آشنا و پسندیده کنند. نفوذ فرهنگی بیگانگان و کشورهای سلطه‌گر نیز می‌تواند با ترویج الگوهای فرهنگی مورد نظرشان، بر پسندها و رفتارهای مردم اثر بگذارد.

پس برای توضیح تغییر فرهنگ، فقط نگو «زندگی عوض شده»؛ پیدا کن کدام عامل، چه نماد، هنجار یا ارزشی را تغییر داده است.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۲۳

مثال حل‌شده

در مدرسه‌ای، روی صندوق کمک تصویر دو دست یاری‌رسان دیده می‌شود. دانش‌آموزان طبق برنامۀ پذیرفته‌شده، بسته‌های کمک را تحویل می‌دهند. آنها کمک به نیازمندان را کاری خوب می‌دانند و باور دارند این کار موجب خشنودی خداوند است. در این موقعیت، نماد، هنجار، ارزش و عقیده را مشخص کن.

  1. از نشانۀ دیدنی شروع می‌کنیم: تصویر دست‌های یاری‌رسان، کمک‌کردن را به یاد می‌آورد؛ پس نماد است.

  2. شیوۀ پذیرفتۀ انجام کار را پیدا می‌کنیم: تحویل بسته‌ها طبق برنامۀ مدرسه، هنجار این فعالیت است.

  3. می‌پرسیم چه چیزی خوب و مطلوب دانسته شده است: کمک به نیازمندان، ارزش این فعالیت است.

  4. باور پشتیبان را مشخص می‌کنیم: باور به اینکه کمک به دیگران موجب خشنودی خداوند می‌شود، عقیده‌ای است که از این ارزش پشتیبانی می‌کند.

جواب: تصویر دست‌های یاری‌رسان نماد است، شیوۀ جمع‌آوری و تحویل بسته‌ها هنجار است، کمک به نیازمندان ارزش است و باور به خشنودی خداوند از کمک به دیگران، عقیدۀ پشتیبان آن است.

نکات مهم

  • نمادها نشانه‌های معنادار و هنجارها شیوه‌های پذیرفتۀ رفتارند و هر دو در لایه‌های بیرونی فرهنگ قرار دارند.
  • ارزش‌ها و عقاید لایه‌های عمیق‌تر فرهنگ‌اند و عقاید دینی برای مسلمانان معیار سنجش ارزش‌ها و هنجارها هستند.
  • فناوری، رسانه‌های جمعی و نفوذ فرهنگی بیگانگان می‌توانند نمادها، هنجارها و ارزش‌های جامعه را تغییر دهند.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۴ · صفحهٔ ۱۲۴ تا ۱۲۹ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

درس ۱۸: هویت

در این درس یاد می‌گیری ابعاد فردی و اجتماعی هویت و ویژگی‌های ثابت و تغییرپذیر آن را تشخیص بدهی و عناصر هویت ایرانی و پیوند آن با هویت اسلامی را توضیح بدهی.

پیش از شروع

اگر هم‌زمان خودت را «صبور»، «دانش‌آموز» و «ایرانی» معرفی کنی، آیا هر سه ویژگی دربارهٔ یک بخش از هویت تو هستند؟

هر سه دربارهٔ تو هستند، اما از بخش‌های متفاوت هویتت خبر می‌دهند: صبور بودن ویژگی فردی است و دانش‌آموز و ایرانی بودن به پیوند تو با گروه‌ها و جامعه مربوط می‌شود. پس برای شناخت خودت، باید هم ویژگی‌های شخصی و هم پیوندهای اجتماعی‌ات را بشناسی.

من کیستم؟

من کیستم؟

اگر بخواهی خودت را به یک دوست تازه معرفی کنی، چه می‌گویی؟ احتمالاً از ظاهر، اخلاق، علاقه‌ها و گروه‌هایی می‌گویی که عضو آن‌ها هستی. شناخت و آگاهی تو از خودت، هویت تو را می‌سازد.

هویت دو بُعد دارد:

  • هویت فردی: ویژگی‌های مخصوص خودت؛ هم جسمانی، مثل قد و گروه خونی، و هم روانی و اخلاقی، مثل صبوری، پشتکار و علاقه به نقاشی.
  • هویت اجتماعی: ویژگی‌هایی که از عضویت و نقش‌داشتن در گروه‌ها و آشنایی با ارزش‌ها و باورهای جامعه به دست می‌آوری؛ مثلاً در خانواده «فرزند» و در مدرسه «دانش‌آموز» هستی.

ویژگی‌های جسمانی و روانی جدا از هم عمل نمی‌کنند؛ بر یکدیگر اثر می‌گذارند. مثلاً بیماری ممکن است بر حال‌وحوصلۀ تو اثر بگذارد و نگرانی هم ممکن است خوابت را مختل کند.

حالا به معرفی آغاز درس برگردیم: «صبور» ویژگی فردیِ روانی است؛ اما «دانش‌آموز» و «ایرانی» به عضویت در گروه و جامعه مربوط‌اند و اجتماعی‌اند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۲۴

کدام ویژگی‌ها تغییر می‌کنند؟

کدام ویژگی‌ها تغییر می‌کنند؟

فرض کن امروز تصمیم بگیری در کارهایت پشتکار بیشتری داشته باشی. آیا می‌توانی این ویژگی را تقویت کنی؟ حالا اگر بخواهی تاریخ تولدت را عوض کنی، چطور؟ ویژگی‌های هویتی از نظر تغییرپذیری یکسان نیستند.

بعضی ویژگی‌ها، مثل تاریخ و محل تولد، ثابت‌اند؛ اما بعضی دیگر، مانند میزان سواد، مهارت‌ها و عادت‌های اخلاقی، می‌توانند تغییر کنند. مثلاً کسی که زود از یادگیری ناامید می‌شود، می‌تواند با تمرین منظم و کمک‌گرفتن، پشتکارش را بیشتر کند.

نکتهٔ مهم این است: در برابر ویژگی‌هایی مسئولیم که هم تغییرپذیرند و هم در انتخابشان نقش داریم. پس شناخت خودمان فقط نام‌بردن از ویژگی‌ها نیست؛ کمک می‌کند بفهمیم برای بهترشدن چه کاری از دستمان برمی‌آید. البته همهٔ تغییرها کاملاً در اختیار ما نیستند؛ بنابراین نباید هر وضعیت نامطلوبی را نتیجهٔ انتخاب فرد بدانیم.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۲۶

سرزمین و دین در هویت ایرانی

سرزمین و دین در هویت ایرانی

وقتی می‌گویی «من ایرانی‌ام»، از بخشی از هویت اجتماعی خود حرف می‌زنی که تو را به یک ملت پیوند می‌دهد: هویت ملی. اعضای یک ملت در سرزمینی مشخص زندگی می‌کنند و اشتراکاتی مانند تاریخ، زبان، باورها و آرمان‌ها دارند.

سرزمین ایران یکی از پایه‌های این هویت است. وطن برای مردم فقط یک مکان روی نقشه نیست؛ احساس تعلق به آن، انگیزهٔ مراقبت و دفاع از آن را به وجود می‌آورد. مثلاً وقتی برای حفظ طبیعت ایران تلاش می‌کنیم، از سرزمینی مراقبت می‌کنیم که خانهٔ مشترک ماست.

دین و فرهنگ اسلامی نیز در هویت ایرانی جایگاه مهمی دارند؛ بیشتر مردم ایران مسلمان‌اند و بسیاری از ارزش‌ها، رسم‌های زندگی و قوانین کشور از اسلام تأثیر گرفته‌اند. اما ایرانی‌بودن فقط به مسلمانان محدود نیست: ایرانیان زردشتی، مسیحی و کلیمی نیز با حفظ دین خود، در هویت و فرهنگ ایرانی سهیم‌اند و از ایران دفاع کرده‌اند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۲۷

گذشتهٔ مشترک و زبان پیونددهنده

گذشتهٔ مشترک و زبان پیونددهنده

فکر کن شعری از چند قرن پیش را روی گوشی‌ات می‌خوانی و معنایش را می‌فهمی؛ چه چیزی تو را به مردم آن روزگار پیوند داده است؟ تاریخ و میراث فرهنگی مشترک بخشی از این پیوندند. میراث فرهنگی فقط بناهای قدیمی نیست؛ آیین‌ها، آثار ادبی و دانش گذشتگان را هم در بر می‌گیرد.

با ورود اسلام به ایران، فرهنگ ایرانی و ارزش‌های اسلامی بر یکدیگر اثر گذاشتند. برخی آیین‌های پیشین، مانند نوروز، که با آموزه‌های اسلام ناسازگار نبودند، ادامه یافتند. ایرانیان نیز در گسترش دانش و شکوفایی تمدن اسلامی نقش داشتند؛ پس این ارتباط، دوطرفه بود.

زبان و خط فارسی هم راهی برای آموختن و انتقال این میراث بوده‌اند. برای نمونه، تو و دوستی از قومی دیگر می‌توانید یک داستان فارسی را بخوانید و درباره‌اش گفت‌وگو کنید، حتی اگر زبان‌های محلی متفاوتی داشته باشید. بنابراین، زبان مشترک به پیوند اقوام کمک می‌کند و به معنای کنارگذاشتن زبان‌های محلی نیست.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۲۸

آرمان‌های انقلاب و پیوند اسلامی

آرمان‌های انقلاب و پیوند اسلامی

آیا می‌توان هم به کشور خود تعلق داشت و هم با مردم کشورهای دیگر احساس پیوند کرد؟ برای فهم این موضوع، دو بخش از درس را به هم وصل کنیم.

کتاب توضیح می‌دهد که مردم ایران در جریان انقلاب اسلامی، با تکیه بر ارزش‌های دینی، خواستار استقلال، آزادی و جامعه‌ای اسلامی شدند. این خواسته‌ها، آرمان‌هایی هستند که کتاب آن‌ها را بخشی از هویت جامعهٔ ایران معرفی می‌کند.

در کنار هویت ملی، هویت اسلامی نیز می‌تواند مسلمانان کشورهای گوناگون را به هم پیوند دهد. منظور از «امت اسلامی» همین جمعیتِ دارای اهداف و ارزش‌های مشترک است؛ نه جمعیت یک کشور با مرزهای مشخص. کتاب بر همدلی، همکاری و اتحاد اعضای این امت تأکید می‌کند.

مثلاً وقتی نوجوانان مسلمان از چند کشور برای کمک به آسیب‌دیدگان یک زلزله همکاری می‌کنند، می‌توانند با حفظ هویت ملی خود، پیوند اسلامی‌شان را هم نشان دهند. پس پیوند فراتر از مرزها، به معنای یکی‌شدن کشورها یا کنارگذاشتن هویت ملی نیست.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۲۹

مثال حل‌شده

نیما همراه خانواده‌اش به کشور دیگری مهاجرت کرده و عضو مدرسه و تیم ورزشی تازه‌ای شده است. دوستی می‌گوید: «پس دیگر هیچ پیوندی با هویت ایرانی نداری!» آیا نتیجه‌گیری دوستش درست است؟

  1. ابتدا مشخص می‌کنیم چه چیزی تغییر کرده است: مدرسه و تیم نیما عوض شده‌اند، پس برخی عضویت‌ها و نقش‌های اجتماعی او تغییر کرده‌اند.

  2. سپس به یاد می‌آوریم که هویت اجتماعی فقط عضویت در یک مدرسه یا تیم نیست؛ هویت ملی نیز بخشی از آن است.

  3. پیوند نیما با تاریخ، میراث فرهنگی، زبان فارسی و سرزمین ایران می‌تواند با وجود مهاجرت ادامه داشته باشد.

  4. نتیجه می‌گیریم که تغییر بعضی بخش‌های هویت اجتماعی، به معنای ازبین‌رفتن همهٔ بخش‌های هویت نیست.

جواب: نه؛ زندگی در کشور دیگر ممکن است بخش‌هایی از هویت اجتماعی نیما را تغییر دهد، اما به‌تنهایی به معنای ازبین‌رفتن هویت ایرانی او نیست؛ پیوند با تاریخ، فرهنگ، زبان و سرزمین ایران همچنان می‌تواند باقی بماند.

نکات مهم

  • هویت، شناخت ما از خودمان است و ویژگی‌های فردیِ جسمانی و روانی و نیز عضویت‌ها و نقش‌های اجتماعی ما را در بر می‌گیرد.
  • بعضی ویژگی‌های هویتی ثابت‌اند، اما برای بهترکردن ویژگی‌های تغییرپذیری که در انتخابشان نقش داریم، مسئولیم.
  • هویت ایرانی بر سرزمین، فرهنگ اسلامی، تاریخ و میراث فرهنگی، زبان فارسی و آرمان‌های انقلاب تکیه دارد و هویت اسلامی نیز مسلمانان را فراتر از مرزها پیوند می‌دهد.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۵ · صفحهٔ ۱۲۹ تا ۱۳۰ · حدود ۹ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

امت و هویت اسلامی

در این درس یاد می‌گیری پیوند انقلاب اسلامی با هویت اسلامی را توضیح بدهی، ویژگی‌ها و هدف‌های امت اسلامی را بشناسی و ریشه‌های هویت ملی را تشخیص بدهی.

پیش از شروع

آیا دو نفر که در دو کشور متفاوت زندگی می‌کنند، می‌توانند عضو یک امت باشند؟ پس مرز کشورها چه نقشی در هویت آن‌ها دارد؟

بله؛ در مفهوم امت اسلامی، مرز کشورها پیوند مسلمانان را از بین نمی‌برد، چون این پیوند بر ارزش‌ها و هدف‌های مشترک استوار است. در عین حال، هر فرد می‌تواند به تاریخ و فرهنگ ملت خود هم احساس تعلق داشته باشد.

هویت اسلامی و آرمان‌های انقلاب

هویت اسلامی و آرمان‌های انقلاب

اگر بخواهی آینده‌ات را بسازی، چه چیزهایی به انتخاب‌هایت جهت می‌دهند؟ باورها و ارزش‌هایت می‌توانند راهنمای تو باشند. یک جامعه هم برای آینده‌ای که می‌خواهد، به ارزش‌ها و هویت خود تکیه می‌کند.

کتاب توضیح می‌دهد که مردم ایران در دوران پیش از انقلاب، هم با استبداد داخلی و هم با دخالت دولت‌های استعمارگر روبه‌رو بودند. در روایت کتاب، مبارزه با این وضعیت به انقلاب اسلامی انجامید و مردم برای ساختن آینده، به فرهنگ و هویت اسلامی خود تکیه کردند.

این پیوند را با سه خواسته به خاطر بسپار: استقلال، آزادی و جامعه‌ای اسلامی. استقلال یعنی کشور زیر فرمان قدرت‌های خارجی نباشد؛ آزادی در برابر استبداد و سلب آزادی مردم قرار می‌گیرد؛ و خواستِ جامعه‌ای اسلامی، نشان‌دهندهٔ نقش ارزش‌های دینی در زندگی اجتماعی است. پس در این روایت، هویت اسلامی فقط یادآور گذشته نیست؛ به آرمان‌های آینده نیز جهت می‌دهد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۲۹

یک امت، فراتر از مرزها

یک امت، فراتر از مرزها

فرض کن دو نوجوان مسلمان در دو کشور متفاوت زندگی می‌کنند؛ زبان و آدابشان هم یکسان نیست. آیا این تفاوت‌ها مانع می‌شود عضو یک امت باشند؟ در تعریف کتاب، نه؛ چون پیوند اعضای امت اسلامی فقط به محل زندگی آن‌ها وابسته نیست، بلکه بر ارزش‌ها و هدف‌های مشترک تکیه دارد.

کتاب، امت را به یک پیکر واحد تشبیه می‌کند. همان‌طور که بخش‌های بدن با همکاری یکدیگر کار می‌کنند، اعضای امت هم با اتحاد، همدلی و همکاری به یکدیگر پیوند می‌خورند و خود را در سرنوشت و آیندهٔ هم شریک می‌دانند.

مثلاً کمک مسلمانان یک کشور به آسیب‌دیدگان کشوری دیگر می‌تواند نمونه‌ای از این همدلی باشد. پس «فراتر از مرزها» به معنای ناپدید شدن کشورها نیست؛ یعنی مرزهای جغرافیایی و سیاسی، مانع این پیوند مشترک نمی‌شوند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۲۹

اتحاد برای پیشرفت

اتحاد برای پیشرفت

اگر اعضای یک گروه هدف مشترکی داشته باشند، آیا فقط گفتنِ «ما متحدیم» کافی است؟ اتحاد باید در عمل با تلاش و همکاری همراه شود.

کتاب توضیح می‌دهد که یکی از هدف‌های پیامبر اسلام پس از بعثت، تشکیل امت واحد اسلامی بود. در این نگاه، اعضای امت باید پیوسته تلاش کنند تا توان و پیشرفتشان بیشتر شود؛ هدفی که کتاب از آن با عنوان «تمدن نوین اسلامی» یاد می‌کند.

برای نزدیک شدن به این هدف، کتاب بر کنار گذاشتن رقابت‌ها و اختلاف‌ها در برابر دشمن مشترک تأکید دارد و آن دشمن را «استکبار جهانی» می‌نامد.

برای فهم این رابطه، یک گروه دانش‌آموزی را تصور کن که می‌خواهد در نمایشگاه مدرسه شرکت کند. اگر اعضا همهٔ وقتشان را صرف اختلاف‌های درونی کنند، کار پیش نمی‌رود؛ اما با همکاری و تلاش مداوم، می‌توانند توانایی‌هایشان را برای رسیدن به هدف مشترک به کار بگیرند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۲۹

ریشه‌های هویت ملی

ریشه‌های هویت ملی

تصور کن در سفر به شهری دیگر، گویش، غذاها و لباس‌های محلی متفاوتی می‌بینی. آیا این تفاوت‌ها یعنی مردم آن شهر هویت ملی متفاوتی دارند؟ نه؛ مردم مناطق گوناگون ایران می‌توانند در کنار تفاوت‌های محلی، به یک ملت احساس تعلق داشته باشند.

هویت ملی یعنی احساس تعلق به مجموعه‌ای از نمادها، ارزش‌ها، باورها و هنجارهای مشترک یک ملت؛ مجموعه‌ای که در سرزمینی مشخص و طی نسل‌های پیاپی شکل گرفته است. پس هویت ملی فقط به سلیقه‌ها و عادت‌های امروز ما مربوط نیست؛ پشت آن، تاریخ و فرهنگ مشترک قرار دارد.

برای نمونه، دو نوجوان با گویش‌های متفاوت می‌توانند هر دو نوروز را بخشی از میراث خود بدانند و به ایرانی‌بودنشان احساس تعلق کنند. تفاوت‌های محلی، به‌خودی‌خود هویت ملی مشترک را از بین نمی‌برند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۳۰

مثال حل‌شده

سارا به تاریخ و فرهنگ ایران علاقه دارد و هم‌زمان در برنامه‌ای مشترک با نوجوانان مسلمان کشورهای دیگر برای کمک به نیازمندان شرکت می‌کند. آیا این دو نوع تعلق با هم ناسازگارند؟

  1. ابتدا موضوع هر تعلق را مشخص می‌کنیم: علاقهٔ سارا به تاریخ و فرهنگ ایران، به هویت ملی او مربوط است.

  2. سپس مبنای همکاری را بررسی می‌کنیم: همکاری با مسلمانان کشورهای دیگر بر پایهٔ ارزش‌ها و هدف‌های مشترک، نمونه‌ای از پیوند امت اسلامی است.

  3. مرزهای سیاسی، کشورها را از هم جدا می‌کنند، اما طبق تعریف کتاب مانع پیوند اعضای امت نیستند.

  4. پس لازم نیست سارا یکی از این دو تعلق را کنار بگذارد؛ هرکدام جنبه‌ای از هویت و ارتباط او با دیگران را نشان می‌دهد.

جواب: داشتن هویت ملی و عضویت در امت اسلامی با یکدیگر ناسازگار نیست؛ فرد می‌تواند به میراث ملی خود تعلق داشته باشد و هم‌زمان با مسلمانان کشورهای دیگر بر پایهٔ ارزش‌ها و هدف‌های مشترک همکاری کند.

نکات مهم

  • در روایت کتاب، انقلاب اسلامی با بازگشت به هویت اسلامی و آرمان‌های استقلال، آزادی و تشکیل جامعه‌ای اسلامی پیوند دارد.
  • امت اسلامی با ارزش‌ها و هدف‌های مشترک، فراتر از مرزها پیوند می‌یابد و کتاب، تلاش پیوسته و اتحاد را برای پیشرفت آن ضروری می‌داند.
  • هویت ملی در تاریخ و فرهنگ یک ملت ریشه دارد و تفاوت‌های محلی لزوماً این احساس تعلق مشترک را از بین نمی‌برند.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس‌های فصل ۹ را تعاملی بخوان

در پنل یادگیری 1xAi هر کدام از این درس‌ها قدم به قدم پیش می‌رود: بعد از هر بخش یک سوال کوتاه، بعد مثال حل‌شده و در پایان برگهٔ خروج. جوابت ثبت می‌شود و سوال‌های هر درس در روزهای بعد برای مرور برمی‌گردند. درس‌های تعاملی رایگان‌اند؛ فقط تصحیح پاسخ کوتاه سهمیهٔ روزانهٔ رایگان دارد.

ساختن حساب رایگان است و بعد از ثبت‌نام مستقیم به همین بخش از پنل برمی‌گردی.

فصل ۹ مطالعات اجتماعی نهم · رایگان