۱۰۰ هزار تومان هدیهٔ ثبت‌نام، تا ۱ میلیونبا ثبت‌نام گردونهٔ هدیه را بچرخان: دست‌کم ۱۰۰٬۰۰۰ تومان و تا ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ تومان اعتبار هدیه، بدون کارت بانکیگردونهٔ هدیه۱ میلیون برای تو، ۱ میلیون برای دوستتدوستانت را دعوت کن: برای هر دوستی که فعال شود ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ تومان اعتبار هدیه می‌گیری و خودش هم ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ تومانجوایز
1xAi
مطالعات اجتماعی هفتم · فصل ۱۲

خلاصه درس فصل ۱۲ مطالعات اجتماعی هفتم؛ درسنامه و نکات مهم

«فرهنگ و تمدن ایران باستان»، فصل ۱۲ کتاب مطالعات اجتماعی هفتم، صفحهٔ ۱۴۳ تا ۱۷۸، پایهٔ هفتم: ۷ درس، هر کدام با توضیح مفاهیم، مثال حل‌شده و نکات مهم.

این درسنامه را هوش مصنوعی 1xAi از روی صفحه‌های همان درس در کتاب درسی نوشته است (برچسب «تولید هوش مصنوعی»). کنار توضیح‌ها شمارهٔ صفحهٔ کتاب آمده تا با کتاب مقایسه کنی، و مثال حل‌شدهٔ هر درس یک بار دیگر جداگانه حل و بررسی شده؛ مثالی که درست درنیامده حذف شده است.

درس ۱ · صفحهٔ ۱۴۳ تا ۱۵۰ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

درس ۲۳: عقاید و سبک زندگی مردم در ایران باستان

در این درس یاد می‌گیری با تکیه بر شواهد، باورها، خوراک، پوشاک، ورزش و جشن‌های مردم ایران باستان را بشناسی و پیوند بعضی از آن‌ها را با زندگی امروز توضیح بدهی.

پیش از شروع

اگر یک صبح در ایران باستان بیدار می‌شدی، کدام بخش زندگی‌ات برایت آشنا بود: نانِ سفره، شلوار، ورزش یا جشن نوروز؟

هر چهار مورد می‌توانست برایت آشنا باشد! البته باورها، وسایل و بعضی رسم‌ها با امروز فرق داشت؛ آثار تاریخی کمک می‌کنند هم شباهت‌ها را بشناسیم و هم تفاوت‌ها را.

باورها و زندگی روزانه

برای شناخت زندگی مردم گذشته، فقط دانستن نام پادشاهان کافی نیست؛ باید باورهایشان را هم بشناسیم. اقوام آریایی برای آب، آتش، خاک و باد احترام مقدس قائل بودند و برای آن‌ها ایزدانی در نظر می‌گرفتند. زرتشت که پیش از مادها می‌زیست، مردم را به پرستش خدای یکتا، اهورامزدا، فراخواند.

در آیین او، اهورامزدا سرچشمهٔ خوبی و اهریمن سرچشمهٔ بدی بود. راه همراهی با خوبی، نیک اندیشیدن، نیک سخن گفتن و نیک رفتار کردن بود؛ مثلاً دربارهٔ دوستی بدگمان نشوی، به او دروغ نگویی و کمکش کنی. آموزه‌های زرتشت پس از مرگش در اوستا گرد آمد.

در دورهٔ ساسانی، زرتشتی دین رسمی و مورد حمایت حکومت شد و آتشکده‌های فراوانی ساخته شد. پیروان دین‌های دیگری مانند مسیحی، یهودی، بودایی و مانوی هم زندگی می‌کردند، اما موبدان با گسترش آن دین‌ها مخالفت و به پیروانشان سخت‌گیری می‌کردند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۴۴

از مزرعه تا سفره

سفرهٔ مردم با شغلشان ارتباط داشت. چون بیشتر ایرانیان باستان کشاورزی و دامداری می‌کردند، گندم و جو پایهٔ خوراکشان بود. دانه‌ها را آرد می‌کردند و از آرد، نان و شیرینی می‌پختند. گوشت، تخم پرندگان، شیر بز، میوه و سبزی هم مصرف می‌شد. برای آرد کردن غلات، آسیاب آبی ساخته بودند؛ یعنی از نیروی آب در کار تولید غذا بهره می‌بردند.

برخی مورخان از ورود روغن زیتون از یونان و ادویه از هند خبر داده‌اند؛ پس همهٔ مواد خوراکی الزاماً تولید همان محل نبود.

غذا خوردن نیز رسم داشت: دست‌ها را پیش و پس از غذا می‌شستند، دعا می‌خواندند و حرف زدن هنگام خوردن را گناه می‌دانستند. ظرف‌هایشان سفالی، سنگی یا فلزی بود. شستن دست‌ها برای ما آشناست، اما نباید تصور کنیم همهٔ آداب سفرهٔ آن روزگار مانند امروز بوده است.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۴۵

لباس‌ها به ما خبر می‌دهند

از کجا می‌فهمیم مردم هزاران سال پیش چه می‌پوشیدند؟ بخش زیادی از دانسته‌های ما از تصویرهای روی سنگ، ظرف و سکه و نیز پیکره‌ها به دست آمده است. ابزارهای تولید پوشاک هم سرنخ‌های دیگری به باستان‌شناسان می‌دهند. پس یک نقش سنگی فقط برای تماشا نیست؛ می‌تواند مدرکی از زندگی گذشته باشد.

در پوشاک مردان، شلوار، بالاپوش آستین‌دار و کلاه نمدی دیده می‌شد. زنان هم شلوار، پیراهن بلند و نوعی سربند داشتند. پوشاندن بدن برای زنان و مردان اهمیت داشت. ایرانیان از پیشگامان طراحی و پوشیدن شلوار بودند و طرح لباسشان حتی توجه بزرگان روم و یونان را جلب کرده بود.

برای فهم کاربرد لباس، کشاورزی را تصور کن که بارها خم می‌شود و راه می‌رود: لباسی که حرکت را آسان کند، برای کار او مناسب‌تر است.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۴۶

ورزش همراه با اخلاق

ورزش در ایران باستان تنها نمایش نیروی بدنی نبود؛ با دلاوری و اخلاق پهلوانی هم پیوند داشت. کشتی و ورزش‌های رزمی سابقه‌ای دیرینه داشتند و شاهنامه نیز از پهلوانانی مانند رستم و گردآفرید یاد می‌کند. هرودوت گزارش کرده که ایرانیان به فرزندانشان سوارکاری، تیراندازی و راستگویی می‌آموختند. کنار هم آمدن این مهارت‌ها و راستگویی نشان می‌دهد اخلاق نیز مهم بود.

شکار، پرتاب نیزه، زوبین و سنگ با فلاخن هم رواج داشت. بسیاری از پژوهشگران خاستگاه چوگان را ایران باستان می‌دانند؛ این بازی در دوره‌های هخامنشی و ساسانی انجام می‌شد و بعد به سرزمین‌های دیگر راه یافت. بازیکنانِ سوار بر اسب با چوب چوگان به گوی ضربه می‌زنند.

امروز هم می‌توانی تفاوت قهرمانی و پهلوانی را ببینی: برنده شدن یک موفقیت ورزشی است، اما رعایت انصاف و احترام به حریف، رفتار پهلوانانه است.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۴۷

جشن‌ها؛ از گذشته تا امروز

جشن‌های باستانی فقط فرصتی برای تفریح نبودند؛ بسیاری با نیایش، تغییر فصل‌ها و کار کشاورزی ارتباط داشتند. ریشهٔ واژهٔ جشن به واژه‌های اوستاییِ مربوط به پرستش و نیایش برمی‌گردد. نوروز، سده و مهرگان از جشن‌های مهم بودند.

نوروز با رسیدن بهار، رویش گیاهان و آغاز کار کشاورزی همراه بود. زمان دقیق پیدایشش را نمی‌دانیم؛ نسبت دادن آن به تاج‌گذاری جمشید، روایتی کهن دربارهٔ پادشاهی اسطوره‌ای است، نه تاریخی دقیق. نوروز در دورهٔ هخامنشی در تخت جمشید برگزار می‌شد. خانواده‌ها دعا می‌کردند، هدیه می‌دادند و شادباش می‌گفتند؛ گروه‌هایی از مردم نیز به دیدار شاه می‌رفتند.

پس از اسلام، اصل جشن ادامه یافت، اما با باورها و رسم‌های اسلامی همراه شد. امروز قرآن بر سفرهٔ هفت‌سین، دعای تحویل سال، زیارت و دیدار بزرگ‌ترها بخشی از نوروز است. نوروز فقط ویژهٔ ایران نیست و در کشورها و نقاط دیگری از جهان هم جشن گرفته می‌شود.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۴۸

مثال حل‌شده

دانش‌آموزی می‌گوید: «چون در دورهٔ ساسانی دین زرتشتی رسمی بود، پس همهٔ مردم ایران زرتشتی بودند.» چگونه با استفاده از شواهد درس، این نتیجه‌گیری را بررسی می‌کنی؟

  1. ابتدا معنای «رسمی» را روشن می‌کنیم: حکومت ساسانی از دین زرتشتی حمایت می‌کرد.

  2. سپس دنبال شاهد دربارهٔ دیگر مردم می‌گردیم: درس از حضور مسیحیان، یهودیان، بوداییان و مانویان خبر می‌دهد.

  3. این شاهد را با ادعا مقایسه می‌کنیم: وجود پیروان دین‌های دیگر نشان می‌دهد واژهٔ «همه» در آن ادعا درست نیست.

  4. نتیجه می‌گیریم که دین رسمی حکومت را نباید با دین تک‌تک مردم یکسان دانست.

جواب: نه؛ رسمی بودن دین زرتشتی به معنای پشتیبانی حکومت از آن بود، نه اینکه همهٔ مردم زرتشتی باشند؛ پیروان دین‌های دیگر نیز در ایران زندگی می‌کردند.

نکات مهم

  • باورهای دینی بر زندگی ایرانیان باستان اثر داشت و در دورهٔ ساسانی، زرتشتی دین رسمی بود، نه دین همهٔ ساکنان ایران.
  • خوراک، پوشاک و ورزش مردم را می‌توان با کمک نوشته‌ها و آثار باقی‌مانده شناخت و به ارتباط آن‌ها با کار و ارزش‌های مردم پی برد.
  • جشن‌هایی مانند نوروز با نیایش و طبیعت پیوند داشتند و نوروز در گذر زمان با حفظ اصل جشن، تغییراتی در رسم‌ها و معنا پیدا کرده است.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۲ · صفحهٔ ۱۵۰ تا ۱۵۲ · حدود ۱۲ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

درس ۲۴: دانش و هنر در ایران باستان

در این درس یاد می‌گیری دوره‌های زبان فارسی و خط‌های رایج ایران باستان را از هم تشخیص بدهی و نقش زبان مشترک و خط را در زندگی مردم توضیح بدهی.

پیش از شروع

اگر یکی از مردم دورهٔ هخامنشی برایت پیامی می‌نوشت، آیا فارسی‌زبان بودن تو کافی بود تا آن را بخوانی؟

نه لزوماً! زبان آن دوره پارسی باستان بود و با فارسی امروز تفاوت داشت؛ خط کتیبه‌های هخامنشی هم میخی بود. پس برای خواندن آن پیام، هم شناخت زبان لازم بود و هم شناخت خط.

فارسی در گذر زمان

زبان فارسی در گذر زمان یک شکل ثابت نداشته است. برای شناخت این تغییر، سه ایستگاه را به ترتیب به خاطر بسپار:

  • هخامنشیان: پارسی باستان.
  • اشکانیان و ساسانیان: پارسی میانه که پهلوی هم نامیده می‌شود.
  • دورهٔ اسلامی: رواج فارسی دری؛ زبان رسمی امروز ما نیز فارسی دری است.

این نام‌ها به دوره‌های متفاوت زبان اشاره دارند. فارسی امروز با شکل‌های پیشین شباهت‌هایی دارد، اما کاملاً همان زبانِ بدون تغییر نیست. شاید در گفت‌وگو با پدربزرگ یا مادربزرگت واژه‌هایی بشنوی که کمتر به کار می‌بری؛ این تجربه فقط نمونه‌ای کوچک از تغییر زبان در گذر زمان است. تغییرات زبان در چندین سده بسیار گسترده‌تر بوده است.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۵۰

زبان مشترک و زبان‌های محلی

یک کشور برای کارهای مشترک، مانند نوشتن کتاب درسی و نامه‌های اداری، به زبان و خط مشترک نیاز دارد. طبق اصل پانزدهم قانون اساسی، زبان و خط رسمی و مشترک مردم ایران فارسی است؛ بنابراین اسناد، مکاتبات، متن‌های رسمی و کتاب‌های درسی باید به فارسی باشند.

اما رسمی بودن فارسی به معنای کنار گذاشتن زبان‌های محلی و قومی نیست. همین اصل، استفاده از آن زبان‌ها در مطبوعات و رسانه‌های گروهی و تدریس ادبیاتشان در مدرسه‌ها، در کنار فارسی، را آزاد می‌داند. مثلاً ممکن است کسی در خانه به زبان محلی خود صحبت کند و کتاب درسی‌اش را به فارسی بخواند؛ این دو با هم ناسازگار نیستند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۵۰

خط؛ نگهدارندهٔ پیام‌ها

زبان وسیلهٔ بیان پیام است و خط نشانه‌هایی است که با آن‌ها پیام را می‌نویسیم. پس وقتی دربارهٔ یک نوشتهٔ تاریخی حرف می‌زنیم، باید زبان و خط آن را جداگانه بشناسیم.

پیش از مهاجرت آریایی‌ها نیز تمدن‌هایی مانند ایلام خط داشتند. در دورهٔ هخامنشیان، ایرانیان خط میخی را از اقوام بین‌النهرین گرفتند و در آن تغییرات زیادی دادند. کتیبه‌های بیستون و تخت جمشید به زبان پارسی باستان و خط میخی نوشته شده‌اند. در دوره‌های اشکانی و ساسانی، خط پهلوی رایج بود. دقت کن که «پهلوی» در این درس هم نام زبان است و هم نام خط.

خط کمک می‌کند اطلاعات از حافظهٔ یک نفر فراتر برود. همان‌طور که نوشتن تکلیف در دفتر مانع فراموشی می‌شود، ثبت دانسته‌ها نیز به ماندگاری و انتقال آن‌ها کمک می‌کند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۵۰

مثال حل‌شده

دوستی می‌گوید: «چون زبان رسمی امروز ما فارسی است، پس می‌توانیم کتیبه‌های هخامنشی را هم بدون یادگیری چیزی بخوانیم.» چگونه با استفاده از درس، نظر او را بررسی می‌کنی؟

  1. اول زبان دو دوره را مقایسه می‌کنیم: زبان رسمی امروز فارسی دری است، اما زبان دورهٔ هخامنشی پارسی باستان بود.

  2. شباهت داشتن این دو به معنای یکسان بودن آن‌ها نیست؛ زبان فارسی در طول تاریخ تغییر کرده است.

  3. بعد خط را بررسی می‌کنیم: کتیبه‌های هخامنشیِ معرفی‌شده در درس با خط میخی نوشته شده‌اند، نه خط فارسی امروز.

  4. نتیجه می‌گیریم که فارسی‌زبان بودن به‌تنهایی کافی نیست؛ هم زبان قدیمی و هم خط آن نیاز به شناخت دارند.

جواب: این ادعا درست نیست؛ زبان و خط دو چیز متفاوت‌اند و هر دو در گذر زمان تغییر کرده‌اند. برای خواندن یک کتیبهٔ هخامنشی باید زبان پارسی باستان و خط میخی را شناخت.

نکات مهم

  • زبان فارسی از پارسی باستان به پارسی میانه و سپس فارسی دری تغییر کرده است.
  • فارسی زبان و خط رسمی و مشترک ایران است و اصل پانزدهم استفاده از زبان‌های محلی و قومی را در زمینه‌های مشخص آزاد می‌داند.
  • خط میخی در دورهٔ هخامنشی و خط پهلوی در دوره‌های اشکانی و ساسانی به کار می‌رفت و نوشتن به حفظ و انتقال دانسته‌ها کمک می‌کرد.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۳ · صفحهٔ ۱۵۲ · حدود ۷ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

دانش

در این درس یاد می‌گیری چگونه ساخته‌ها، تقویم، پزشکی، جندی‌شاپور و آثار هنری، پیشرفت دانش و مهارت ایرانیان باستان را نشان می‌دهند.

پیش از شروع

اگر کشاورزی در ایران باستان بودی و تقویم نداشتی، از کجا می‌فهمیدی فصل مناسب کار کشاورزی چه زمانی می‌رسد؟

ایرانیان باستان با کمک دانش نجوم و سنجش زمان، تقویم خورشیدی را پدید آوردند. نیاز به انجام کارهای کشاورزی در فصل مناسب، یکی از دلایل این کار بود؛ پس دانش با نیازهای زندگی پیوند داشت.

دانش در دل ساخته‌ها

وقتی به یک پل یا بنای قدیمی نگاه می‌کنیم، فقط سنگ و مصالح نمی‌بینیم؛ می‌توانیم نشانه‌هایی از دانش سازندگانش را هم پیدا کنیم. ساختن بناهای بزرگ و محکم، سدها، پل‌ها و ابزارهای زندگی نشان می‌دهد ایرانیان باستان با دانش‌های گوناگون آشنا بوده‌اند. مثلاً برای ساختن یک پل، شناخت اندازه‌ها و شکل‌ها اهمیت دارد؛ اینجا ریاضی و هندسه به کار می‌آیند. در کتاب، زمین‌شناسی هم از دانش‌های شناخته‌شدهٔ آن دوران معرفی شده است. پس آثار باقی‌مانده، سرنخ‌هایی برای شناخت دانش مردم گذشته‌اند؛ حتی اگر خود سازندگان دیگر حضور نداشته باشند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۵۲

از نجوم تا تقویم

برای کشاورزی، دانستن زمان مناسب کارها مهم است؛ هر کاری را نمی‌توان در هر فصلی انجام داد. ایرانیان باستان در نجوم، یعنی شناخت اجرام آسمانی، پیشرفت کرده بودند و زمان را می‌سنجیدند. نیاز کشاورزان به شناخت فصل‌ها به پیدایش تقویم خورشیدی یا شمسی کمک کرد. در این تقویم، سال به 1212 ماهِ 3030 روزه تقسیم می‌شد و 55 روز پایانی را جداگانه حساب می‌کردند. نکتهٔ اصلی فقط شکل تقویم نیست؛ باید پیوند میان نیاز زندگی و پیشرفت دانش را ببینی. درست مانند امروز که برای برنامه‌ریزی کارها به تقویم نگاه می‌کنیم.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۵۲

پزشکی و جندی‌شاپور

ایرانیان باستان خواص درمانی گیاهان را می‌شناختند و در پزشکی پیشرفت کرده بودند. در بخشی از اوستا از پزشک جرّاح، پزشک معمولی و پزشک دعا نام برده شده است؛ این‌ها توصیفی از شیوه‌های پزشکی آن روزگارند. در دورهٔ ساسانی، شاپور در جندی‌شاپور، در خوزستان کنونی، مدرسه‌های پزشکی و بیمارستانی تأسیس کرد. او از استادان برجستهٔ کشورهای دیگر هم برای تدریس دعوت می‌کرد. این مرکز فقط جای آموزش پزشکی نبود؛ نجوم، ریاضیات، موسیقی و شیمی یا کیمیاگری هم در آن تدریس می‌شد. پس جندی‌شاپور را باید مرکزی برای آموزش چند دانش و حضور استادان گوناگون بشناسیم.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۵۲

هنر در زندگی

آثار گذشته فقط از دانش خبر نمی‌دهند؛ زیبایی و ظرافت آن‌ها مهارت هنرمندان را هم نشان می‌دهد. ایرانیان باستان در رشته‌های متنوعی مانند سفالگری، پارچه‌بافی، قالی‌بافی، فلزکاری، زرگری، کاشی‌کاری، حجاری، منبّت‌کاری، موسیقی و نقاشی مهارت داشتند. به یک ظرف سفالی فکر کن: ظرف می‌تواند برای زندگی روزمره کاربرد داشته باشد و در عین حال زیبا و ظریف ساخته شود. بنابراین کاربردی‌بودن و هنری‌بودن با هم ناسازگار نیستند. هنگام نگاه‌کردن به آثار باستانی، هم به کاربردشان توجه کن و هم به جنس، نقش و شیوهٔ ساخت آن‌ها.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۵۲

مثال حل‌شده

دانش‌آموزی می‌گوید: «جندی‌شاپور فقط محل درمان بیماران بود.» با کمک اطلاعات درس نشان بده چرا این برداشت کامل نیست.

  1. ابتدا ادعا را مشخص می‌کنیم: واژهٔ «فقط» یعنی در جندی‌شاپور هیچ فعالیت آموزشی انجام نمی‌شده است.

  2. شاهد نخست را پیدا می‌کنیم: شاپور در آنجا مدرسه‌های پزشکی تأسیس کرد و از استادان برجستهٔ کشورهای دیگر برای تدریس دعوت می‌کرد.

  3. شاهد دوم را اضافه می‌کنیم: علاوه بر پزشکی، نجوم، ریاضیات، موسیقی و شیمی نیز تدریس می‌شد.

  4. نتیجه می‌گیریم که وجود بیمارستان، نقش آموزشی و علمی جندی‌شاپور را از بین نمی‌برد و آن ادعا کامل نیست.

جواب: جندی‌شاپور فقط محل درمان نبود؛ مدرسه و استاد داشت و دانش‌های گوناگون در آن آموزش داده می‌شد، پس مرکزی علمی و آموزشی هم بود.

نکات مهم

  • ساختن بناها، سدها، پل‌ها و ابزارها نشانهٔ آشنایی ایرانیان باستان با دانش‌های گوناگون است.
  • نیاز کشاورزی به شناخت فصل‌ها به پیدایش تقویم خورشیدی کمک کرد و جندی‌شاپور نیز مرکز آموزش پزشکی و دانش‌های دیگر بود.
  • صنعتگران و هنرمندان ایرانی در رشته‌های گوناگون، آثاری زیبا و ظریف می‌ساختند.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۴ · صفحهٔ ۱۵۲ تا ۱۶۴ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

هنر

در این درس یاد می‌گیری هنرهای گوناگون ایران باستان را از روی آثار بشناسی و ارتباط معماری را با محیط و مصالح توضیح بدهی.

پیش از شروع

اگر در موزه ظرفی شبیه یک شیر ببینی، آن را وسیلۀ زندگی می‌دانی یا اثر هنری؟

ممکن است هر دو باشد! هنرمندان ایران باستان بعضی ظرف‌ها را به شکل جانوران می‌ساختند؛ یعنی یک وسیلۀ کاربردی می‌توانست هم‌زمان اثری زیبا و هنرمندانه هم باشد.

هنر در وسایل زندگی

برای شناخت هنر ایران باستان، فقط دنبال نقاشی نگرد! بسیاری از وسایل زندگی هم حاصل کار هنرمندان بودند؛ از پارچه و قالی گرفته تا ظرف و زیورآلات. نام هر هنر به ما سرنخی از مادۀ کار یا شیوۀ ساخت می‌دهد. مثلاً سفالگر با گل کار می‌کند و زرگر زیورهای طلا می‌سازد. در تصویرهای کتاب، گوشوارۀ طلا، چراغ سفالی و نقش‌های کاخ‌ها نمونه‌هایی از این گوناگونی‌اند. گاهی هم چند مهارت در ساخت یک اثر کنار هم قرار می‌گرفتند؛ مانند شکل‌دادن یک قطعۀ فلزی و ایجاد نقش روی آن. پس هنگام دیدن یک اثر، از خودت بپرس: «از چه ساخته شده و چه کاری روی آن انجام داده‌اند؟»

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۵۲

خانه، هماهنگ با محیط

حالا از وسایل کوچک به خانه‌ها برویم. ساخت خانه فقط به زیبایی آن مربوط نیست؛ خانه باید برای زندگی در محیط اطرافش مناسب باشد. ایرانیان باستان هنگام ساخت خانه به آب‌وهوا و مصالح در دسترس توجه می‌کردند. مصالح یعنی موادی که با آن‌ها ساختمان می‌سازند، مثل سنگ، چوب و خشت. خشت از گل شکل‌داده‌شده و خشک‌شده ساخته می‌شود. تصور کن در منطقه‌ای زندگی می‌کنی که چوب کمی دارد؛ فراهم‌کردن چوب فراوان برای ساخت خانه آسان نیست. بنابراین نمی‌توان انتظار داشت خانه‌های همۀ منطقه‌ها یکسان باشند. برای فهم معماری یک منطقه، باید هم به محیط آن نگاه کنیم و هم به موادی که مردم می‌توانستند تهیه کنند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۵۳

از خانه تا کاخ

با شکل‌گیری حکومت‌های بزرگ و گسترش شهرها، ساختمان‌هایی فراتر از خانه‌های معمولی ساخته شدند. کاخ‌ها، آرامگاه‌ها و آتشکده‌ها نمونه‌هایی از این بناها بودند. معماری ایران باستان هم نیازهای روزمره را پاسخ می‌داد و هم بناهای باشکوه پدید می‌آورد. تخت جمشید یکی از نمونه‌های مشهور است، اما تنها نمونۀ پیشرفت معماری نیست. هگمتانه، پاسارگاد، تخت سلیمان، طاق بستان و طاق کسری هم در کتاب معرفی شده‌اند. موقع دیدن تصویر این آثار، فقط نامشان را حفظ نکن؛ به بزرگی بنا، شکل بخش‌های آن و نقش‌های روی سنگ توجه کن. یک بنا می‌تواند هم نشان‌دهندۀ مهارت ساختمان‌سازی باشد و هم جای نمایش هنرهایی مانند حجاری.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۵۳

تکوک؛ ظرفی جانورشکل

به ظرف شبیه شیر در آغاز درس برگردیم. نام فارسی این نوع ظرف‌ها تکوک است و «ریتون» نام یونانی آن‌هاست. ویژگی اصلی تکوک، شکل جانوری آن است؛ نه اینکه حتماً از طلا باشد. این ظرف‌ها می‌توانستند از سفال یا فلزهایی مانند آهن و طلا ساخته شوند. تکوک شیر غرّان که در کتاب آمده، به دورۀ هخامنشیان مربوط است. این نمونه کمک می‌کند بفهمیم چگونه هنرمند، شکل یک جانور را با ساخت یک ظرف ترکیب می‌کرد. برای معرفی چنین اثری در موزه، خوب است شکل، جنس و دورۀ تاریخی آن را جداگانه بیان کنیم؛ این‌ها سه نوع اطلاعات متفاوت دربارۀ یک اثرند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۵۴

مثال حل‌شده

چرا از خانه‌های مردم معمولی ایران باستان نمونه‌های کمی مانده، اما بقایای بعضی کاخ‌ها و آتشکده‌ها هنوز دیده می‌شود؟

  1. ابتدا دانسته‌ها را جدا کنیم: در خانه‌ها مصالحی مانند خشت، چوب و سنگ به کار می‌رفت و ساختمان‌ها هم‌اندازه و هم‌جنس نبودند.

  2. دوام مصالح را مقایسه کنیم: خشت و چوب معمولاً در برابر فرسودگی و عوامل طبیعی از سنگ آسیب‌پذیرترند.

  3. به اندازۀ بنا توجه کنیم: از یک بنای بزرگ و دارای بخش‌های سنگی، ممکن است حتی پس از ویرانی، قسمت‌هایی باقی بماند.

  4. نتیجه را با احتیاط بیان کنیم: تفاوت مصالح و شیوۀ ساخت می‌تواند یکی از علت‌های تفاوت در ماندگاری باشد؛ نباید بگوییم همۀ خانه‌ها خشتی یا همۀ کاخ‌ها سنگی بوده‌اند.

جواب: یکی از علت‌های احتمالی این است که بسیاری از خانه‌های معمولی با مصالح کم‌دوام‌تر ساخته می‌شدند، اما در برخی بناهای بزرگ مصالح ماندگارتری به کار می‌رفت؛ بنابراین احتمال باقی‌ماندن بخش‌هایی از آن‌ها بیشتر بوده است.

نکات مهم

  • آثار ایران باستان نشان می‌دهند که هنرمندان در رشته‌های گوناگون مهارت داشتند و گاهی چند هنر را در یک اثر ترکیب می‌کردند.
  • خانه‌ها با توجه به آب‌وهوا و مصالح محلی ساخته می‌شدند و بناهای باشکوه نیز پیشرفت معماری را نشان می‌دهند.
  • تکوک ظرفی جانورشکل است که می‌توانست از سفال یا فلز ساخته شود.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۵ · صفحهٔ ۱۶۴ تا ۱۶۸ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

کاربرگۀ شمارۀ (۹) بچه‌های ایران از محلّ زندگی خود می‌گویند

در این درس یاد می‌گیری رابطهٔ محیط با خانه و کار و خوراک مردم را توضیح بدهی، پیامد آسیب به طبیعت را پیش‌بینی کنی و برای شناخت رودها و مصرف آب از نقشه و مصاحبه کمک بگیری.

پیش از شروع

چرا خانهٔ یک دانش‌آموز در گیلان بالاتر از زمین ساخته می‌شود، اما خانهٔ دانش‌آموزی در بوشهر وسط حیاط قرار می‌گیرد؟

این تفاوت‌ها اتفاقی نیستند؛ مردم خانه‌هایشان را با شرایط محل زندگی سازگار می‌کنند. آب‌وهوا بر شکل خانه، کار مردم و حتی خوراک آن‌ها اثر می‌گذارد؛ رفتار ما هم می‌تواند همین محیط زندگی را سالم نگه دارد یا به آن آسیب بزند.

زندگی در سرما و باران

برای کامل کردن جدول کاربرگه، از هر معرفی چند سرنخ بردار: محل زندگی، آب‌وهوا، خانه، شغل، غذا و محصولات.

بایرام در روستای بِنیسِ آذربایجان شرقی زندگی می‌کند. زمستان آنجا سرد و طولانی و تابستانش خنک و معتدل است. دیوارهای ضخیم خانه‌ها جلوی نفوذ سرما را می‌گیرند. دامپروری و باغداری از کارهای مردم است؛ گوشت، لبنیات، سیب و زردآلو تولید می‌کنند و غذای معروفشان کوفته تبریزی است.

یاسمن در سادات‌محلهٔ لنگرود در گیلان زندگی می‌کند. بارندگی فراوان و زمین مرطوب، دلیل بام شیروانی و بالاتر ساختن خانه‌ها از زمین است. مردم برنج می‌کارند، کرم ابریشم پرورش می‌دهند و صنایع دستی می‌بافند. برنج و غذاهایی مثل میرزاقاسمی در خوراکشان جای دارند؛ برنج، سیر، چای و صنایع دستی هم سوغات‌اند.

پس فقط نام‌ها را حفظ نکن؛ میان شرایط محیط و زندگی مردم رابطه پیدا کن.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۶۵

دو جور زندگی در گرما

حامد در اردکانِ استان یزد زندگی می‌کند؛ تابستان‌های آنجا خشک و بسیار گرم است. ساختمان‌های گنبدی و بادگیرها از ویژگی‌های شهرند. در باغ‌های اطراف انار به دست می‌آید و پدر حامد کارگاه رب انار دارد. آش انار غذای محلی و حلوا ارده، شیرینی و صنایع دستی از سوغات شهرند.

منیر در اَهرُمِ استان بوشهر، نزدیک خلیج فارس، زندگی می‌کند. تابستان آنجا بسیار گرم و مرطوب و زمستان معتدل است. خانه‌ها وسط حیاط قرار می‌گیرند تا هوا در اطرافشان حرکت کند. نخلداری و بافت وسایل با شاخ‌وبرگ خرما در متن معرفی شده‌اند. خرما محصول مهم، قلیه‌ماهی غذای معمول و رنگینک خوراکی محلی است.

اردکان و اهرم هر دو گرم‌اند، اما گرمای خشک با گرمای مرطوب یکسان نیست. هنگام پر کردن جدول هم چیزی را که متن نگفته، حدس نزن؛ مثلاً برای اردکان فقط همان گنبد و بادگیر را ثبت کن.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۶۵

از رفتار تا پیامد

در کاربرگهٔ پیامدها، باید از یک رفتار شروع کنی و بپرسی: بعدش چه می‌شود و چه کسی آسیب می‌بیند؟

اگر زباله وارد رود شود، آب آلوده می‌شود و ممکن است به آبزیان و استفاده‌کنندگان آب آسیب برسد. رها کردن پلاستیک و بطری در فضای سبز، هم محیط را کثیف می‌کند و هم ممکن است برای جانوران خطر ایجاد کند. آتشِ کامل خاموش‌نشده می‌تواند به گیاهان اطراف سرایت کند. شلیک به پرندگان هم ممکن است آن‌ها را زخمی کند یا بکشد.

برای برخورد با تخریب زیستگاه، اگر امن بود می‌توان محترمانه تذکر داد و موضوع را به بزرگ‌تر یا مسئول مربوط خبر داد؛ درگیری کار درستی نیست. مهم‌تر از سرزنش، متوقف کردن آسیب و پیشگیری از تکرار آن است. مثلاً در گردش خانوادگی، زباله‌ها را جمع کنیم و پیش از رفتن از خاموش شدن کامل آتش مطمئن شویم.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۶۶

خواندن نقشه، نه حدس زدن

در نقشهٔ رودهای ایران، اول راهنما را بخوان تا نشانهٔ رود را از نشانهٔ دریاچه و باتلاق تشخیص بدهی. بعد مسیر هر رود را دنبال کن؛ فقط دیدن نام نزدیک یک شهر کافی نیست.

یک رابطهٔ مهم این کاربرگه، رسیدن زاینده‌رود به باتلاق گاوخونی است. برای نوشتن نام رودهای شماره‌دار، باید محل هر شماره روی خود نقشه دیده شود. در اطلاعاتی که اینجا داریم، جای دقیق شماره‌ها مشخص نیست؛ پس نام رودها را به شماره‌ها حدسی وصل نمی‌کنیم.

کاربرگه از تو می‌خواهد دربارهٔ رودها و دریاچه‌های خشک یا کم‌آب هم پرس‌وجو کنی. وضعیت آب می‌تواند با زمان تغییر کند؛ بنابراین از معلم یا یک منبع معتبر و تازه کمک بگیر و زمان اطلاعات را یادداشت کن. نام یک رود، مسیر آن و وضعیت امروزش، سه نوع اطلاعات متفاوت‌اند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۶۷

گذشته را با مصاحبه بشناس

کاربرگهٔ مصاحبه راهی است برای شناختن تغییر زندگی مردم از زبان کسی که گذشته را تجربه کرده است. با یکی از بزرگ‌ترها گفت‌وگو کن و توضیح بده که می‌خواهی دربارهٔ دسترسی و مصرف آب در گذشته بدانی.

پرسش‌ها را یکی‌یکی بپرس: آب را از کجا تهیه می‌کردند؟ حمام و دوش داشتند؟ آب را چگونه گرم می‌کردند و لباس‌ها را چطور می‌شستند؟ اگر پاسخ کوتاه بود، مؤدبانه بپرس: «می‌توانید یک مثال بزنید؟» پاسخ واقعی فرد را ثبت کن، نه چیزی را که خودت انتظار داری بشنوی.

در پایان، یک شباهت و یک تفاوت میان گذشته و امروز پیدا کن. یادت باشد تجربهٔ یک نفر، تجربهٔ همهٔ مردم ایران نیست؛ محل زندگی و امکانات خانواده‌ها فرق داشته است. پاسخ‌های این کاربرگه باید از مصاحبه به دست بیاید، نه از حدس ما.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۶۸

مثال حل‌شده

یاسمن و منیر هر دو از رطوبت محل زندگی‌شان گفته‌اند. چرا ویژگی خانه‌هایشان یکسان نیست؟

  1. اطلاعات یاسمن را جدا می‌کنیم: بارندگی در بیشتر ماه‌های سال و رطوبت همیشگی زمین.

  2. هر ویژگی خانه را به مسئلهٔ مربوط وصل می‌کنیم: بام شیروانی برای پایین رفتن آب باران و بالاتر بودن خانه برای کاهش تماس با رطوبت زمین.

  3. اطلاعات منیر را بررسی می‌کنیم: تابستان بسیار گرم و مرطوب است و خانه وسط حیاط ساخته می‌شود تا هوا اطرافش جریان پیدا کند.

  4. نتیجه می‌گیریم که وجود یک ویژگی مشترک، یعنی رطوبت، کافی نیست؛ مجموعهٔ شرایط هر محل بر ساخت خانه اثر می‌گذارد.

جواب: خانهٔ یاسمن برای روبه‌رو شدن با باران و رطوبت زمین سازگار شده است، اما در خانهٔ منیر گردش هوا برای خنک شدن اهمیت دارد.

نکات مهم

  • آب‌وهوا و امکانات محیط بر شکل خانه، شغل، محصولات و خوراک مردم اثر می‌گذارند.
  • برای بررسی آسیب به طبیعت، باید پیامد رفتار را برای آب، گیاهان، جانوران و انسان‌ها دنبال کنیم.
  • اطلاعات مکانی را با نقشه و تجربه‌های گذشته را با مصاحبه بررسی می‌کنیم و جای اطلاعات ندیده را با حدس پر نمی‌کنیم.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۶ · صفحهٔ ۱۶۸ تا ۱۷۴ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

کاربرگۀ شمارۀ (۱۲) مصاحبه دربارۀ مصرف آب

در این درس یاد می‌گیری با مصاحبه و پیشنهادهای عملی به مصرف درست آب کمک کنی، از ابزارهای نقشه استفاده کنی و شواهد و روایت‌های تاریخی را با دقت بررسی کنی.

پیش از شروع

خاطرۀ یک مادربزرگ، علامت کوچکی روی نقشه و نقش یک شکارچی روی سنگ، هرکدام چه چیزی به ما می‌گویند؟ چطور بفهمیم کدام برداشت ما قابل اعتماد است؟

هرکدام سرنخی برای شناخت زندگی مردم یا محیط اطراف‌اند. با پرسیدن سؤال دقیق، خواندن راهنمای نقشه و جداکردن مشاهده از حدس، می‌توانیم از این سرنخ‌ها درست استفاده کنیم.

از خاطره تا پیشنهاد عملی

برای شناخت مصرف آب در گذشته، از کسی که آن روزها را تجربه کرده مصاحبه می‌گیریم. از یک بزرگ‌تر بپرس آب را از کجا می‌آوردند، چطور گرم می‌کردند و لباس‌ها را چگونه می‌شستند. پاسخ‌ها را همان‌طور که گفته می‌شود یادداشت کن؛ پاسخ دلخواه خودت را جای حرف او ننویس. یادت باشد تجربۀ یک خانواده، لزوماً تجربۀ همۀ مردم نیست.

بعد، گذشته و امروز را مقایسه کن: چه کاری آسان‌تر شده و کجا ممکن است آب بیهوده مصرف شود؟ پیشنهاد خوب باید روشن و انجام‌شدنی باشد. مثلاً به‌جای «آب را هدر ندهیم»، بگو «هنگام مسواک‌زدن شیر را ببندیم». برای حیاط، اول جاروکردن؛ برای خودرو، استفاده از سطل به‌جای شیلنگِ پیوسته‌باز؛ و برای لباسشویی، رعایت ظرفیت مناسب دستگاه پیشنهادهای عملی‌اند. صرفه‌جویی یعنی حذف مصرف بیهوده، نه کنارگذاشتن پاکیزگی.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۶۸

نقشه را با ابزارش بخوان

نقشه تصویری کوچک‌شده از یک محیط است. برای خواندنش، اول راهنما را ببین تا معنی علامت‌ها و نوع راه‌ها را بشناسی. سپس جهت‌ها را پیدا کن. در نقشۀ راه‌های اطراف قزوین، مقیاس خطی کمک می‌کند طول روی نقشه را به فاصلۀ واقعی تبدیل کنی. یک پاره‌خط از مقیاس را با خط‌کش اندازه بگیر و ببین چه فاصلۀ واقعی را نشان می‌دهد؛ سپس طول موردنظر را با آن مقایسه کن. فاصلۀ مستقیم دو شهر با طول مسیر جاده یکی نیست؛ باید بدانی سؤال کدام را می‌خواهد.

در نقشۀ مشهد، برای پیداکردن بیمارستان و درمانگاه از علامت‌های راهنما استفاده کن. برای تشخیص خیابان‌های چهار طرف حرم، جهت شمال را مبنا بگیر. نام خیابان‌ها و نزدیک‌تر بودن ایستگاه یا پایانه را باید از خود تصویر نقشه خواند؛ توضیح نوشتاریِ این صفحه برای تعیین این پاسخ‌ها کافی نیست.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۷۰

مشاهده با حدس فرق دارد

سنگ‌نگارۀ ابراهیم‌آباد اراک، سرنخی از زندگی انسان‌های چند هزار سال پیش است. در بررسی چنین اثری، دو کار را جدا انجام بده: نخست بگو چه می‌بینی؛ سپس بگو چه برداشتی داری. مثلاً شناسایی شکل شکارچی و ابزار شکار، مشاهده است؛ اینکه شکار در زندگی آن مردم نقش داشته، برداشتی است که به آن مشاهده تکیه دارد.

وجود نقش شکارچی و جانوران، با زندگی متکی به شکار سازگار است؛ اما از همین تصویر نباید نتیجه بگیریم که هیچ فعالیت دیگری نداشته‌اند. دربارۀ علت ساختن نقش‌ها هم می‌توان احتمال‌هایی مانند ثبت تجربه یا بیان باورها را مطرح کرد، ولی نباید آنها را قطعی دانست. مثل وقتی که نقاشی قدیمیِ کسی را می‌بینی: موضوعش را شاید تشخیص بدهی، اما دلیل کشیدنش را بدون اطلاعات بیشتر نمی‌دانی.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۷۲

مهرها؛ نشانۀ کار و دادوستد

مهرهای ایلامی فقط نقش‌های دیدنی نیستند؛ آنها وسیله‌ای برای انجام کارهای روزمره نیز بوده‌اند. ایلامی‌ها در دادوستد و علامت‌گذاری بسته‌بندی کالاهای تولیدی از مهر استفاده می‌کردند. برای تصور این کاربرد، به نشان روی بستۀ یک کالا فکر کن؛ البته این مقایسه به معنی یکسان‌بودن همۀ کاربردهای مهر قدیمی و نشان امروزی نیست.

مهرهای معرفی‌شده در صفحه، حدود پنج هزار سال قدمت دارند. نقش‌های روی آنها ممکن است از کارها و فعالیت‌های مردم خبر بدهند. برای بررسی هر نقش، اول شکل انسان‌ها، ابزارها و حالت حرکت را توصیف کن؛ بعد با تکیه بر همین جزئیات، فعالیت احتمالی را پیشنهاد بده. چون جزئیات تصویر سه مهر در متن ارسالی دیده نمی‌شود، نمی‌توانیم برای هرکدام نام یک فعالیت مشخص تعیین کنیم. مهم این است که حدس ما پشتوانۀ دیداری داشته باشد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۷۳

مقایسۀ روایت‌های تاریخی

متن تاریخی را هم باید با پرسش بخوانیم: چه چیزی گفته و چه نتیجه‌ای می‌توان از آن گرفت؟ در بخش نقل‌شده از منشور کوروش، نام سرزمین‌های گوناگون نشانه‌ای از گستردگی فرمانروایی اوست. همچنین در همین متن، جلوگیری از آزار مردم و پایان‌دادن به برده‌داری به او نسبت داده شده است. پس هنگام پاسخ‌دادن بگو «بر اساس این متن»؛ این دقت کمک می‌کند ادعای متن را با بررسی کامل تاریخی یکی نگیریم.

در روایت سورنا و آریوبرزن، سه ویژگی مشترک دیده می‌شود: دلاوری، دفاع از سرزمین و ایستادگی در برابر مهاجم. اما نتیجۀ نبردهایشان یکسان نبود: سورنا سپاه روم را شکست داد؛ آریوبرزن مقاومت کرد و سرانجام جان باخت. از نظر ترتیب زمانی، آریوبرزن در دورۀ هخامنشی و پیش از سورنای دورۀ اشکانی زندگی می‌کرد. ترتیب معرفی شخصیت‌ها در صفحه، الزاماً ترتیب زندگی آنها نیست.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۷۴

مثال حل‌شده

تمرین فرضی، شبیه کاربرگۀ نقشۀ راه‌ها: روی یک نقشۀ چاپی، بخشی از مقیاس خطی که 10 کیلومتر10\ \text{کیلومتر} را نشان می‌دهد، 2 سانتی‌متر2\ \text{سانتی‌متر} طول دارد. اگر فاصلۀ مستقیم دو مکان روی همان نقشه 6 سانتی‌متر6\ \text{سانتی‌متر} باشد، فاصلۀ واقعی آنها چقدر است؟

  1. طول بخش مقیاس و فاصلۀ دو مکان را روی همان نقشۀ ثابت مقایسه می‌کنیم؛ اندازه‌ها نباید از دو تصویر با بزرگ‌نمایی متفاوت باشند.

  2. تعداد بخش‌های هم‌اندازۀ مقیاس را به دست می‌آوریم: 6÷2=36 \div 2 = 3.

  3. هر بخش نشان‌دهندۀ 10 کیلومتر10\ \text{کیلومتر} است؛ پس فاصلۀ واقعی می‌شود: 3×10=30 کیلومتر3 \times 10 = 30\ \text{کیلومتر}.

  4. چون در صورت سؤال فاصلۀ مستقیم خواسته شده، پاسخ را فاصلۀ مستقیم می‌نامیم، نه طول مسیر جاده.

جواب: فاصلۀ مستقیم دو مکان در این تمرین فرضی برابر با 30 کیلومتر30\ \text{کیلومتر} است؛ این عدد پاسخ هیچ‌یک از فاصله‌های نقشۀ ارسالی نیست.

نکات مهم

  • برای شناخت مصرف آب در گذشته، پاسخ واقعی افراد را ثبت می‌کنیم و برای امروز پیشنهادهای روشن و عملی می‌دهیم.
  • راهنمای نقشه برای شناخت نشانه‌ها، جهت‌ها برای پیداکردن موقعیت‌ها و مقیاس برای تعیین فاصله به کار می‌روند.
  • در بررسی آثار و متن‌های تاریخی، مشاهده و گفتۀ متن را از حدس جدا می‌کنیم و شباهت‌ها و تفاوت‌ها را با دلیل می‌گوییم.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۷ · صفحهٔ ۱۷۴ تا ۱۷۸ · حدود ۱۲ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

کاربرگۀ شمارۀ (۱۸) قهرمانان ایران باستان

در این درس یاد می‌گیری … با استفاده از متن، نام شهرها، واژه‌ها و نشانه‌های نوشتاری، قهرمانان ایران باستان را مقایسه کنی و نمونه‌هایی از تغییر و تداوم فرهنگ ایران را تشخیص بدهی.

پیش از شروع

چطور ممکن است هنگام گفتن «آب» و «خورشید»، ردّی از زبان مردم ایران باستان در حرف‌هایمان باشد؟

در جدول این درس، «آپ» در برابر «آب» و «هورشید» در برابر «خورشید» آمده است. این واژه‌ها نشان می‌دهند که زبان در گذر زمان تغییر می‌کند، اما پیوندش با گذشته یک‌باره قطع نمی‌شود؛ ردّ گذشته را در شهرها و نوشته‌ها هم می‌توان جست‌وجو کرد.

قهرمانان؛ شباهت و تفاوت

برای شناخت شخصیت‌های تاریخی، سه چیز را جدا کن: زمان زندگی، کارهایی که انجام داده‌اند و نتیجۀ کارشان. در متن منشور، کوروش از فرمانروایی بر بابل و جلوگیری از آزار مردم سخن می‌گوید؛ پس می‌توان دریافت که بابل در قلمرو او بوده و او در این نوشته بر دادگری تأکید کرده است. عنوان «شاه جهان» را نباید به معنای فرمانروایی بر همۀ کشورهای امروزی گرفت.

سورنا و آریوبرزن هر دو سردار ایرانی بودند، در برابر حملۀ بیگانه جنگیدند و دلاوری نشان دادند؛ اما نتیجۀ نبردشان یکسان نبود. سورنا سپاه روم را شکست داد، ولی آریوبرزن در دفاع از کشور جان باخت. آریوبرزن در دورۀ هخامنشی و سورنا در دورۀ اشکانی می‌زیست؛ چون هخامنشیان زودتر بودند، آریوبرزن هم زودتر زندگی می‌کرد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۷۴

شهرها؛ ردّ زندگی گذشته

شهرها هم مثل آدم‌ها گذشته‌ای دارند. بعضی شهرهای باستانی هنوز محل زندگی مردم‌اند؛ ری یکی از نمونه‌هاست. در کاربرگه، «رِگ (ری)» برای دورۀ هخامنشی و «اِستخر» برای دورۀ ساسانی نمونه آورده شده است.

برای مقایسۀ دو دوره، نخست نام شهرهای هر دوره را از نقشۀ مربوط بردار و بعد دنبال نام‌های مشترک و متفاوت بگرد. نام مشترک می‌تواند نشانه‌ای از تداوم شهر در دو دوره باشد؛ اما نبودن نامی روی یک نقشه، به‌تنهایی نابودی آن شهر را ثابت نمی‌کند. نقشه ممکن است فقط شهرهای مهم را نشان دهد.

دو دقت مهم: فقط شهرهای داخل مرزهای ایران کنونی را در جدول بنویس و یک شهر را به‌خاطر تفاوت نام قدیم و جدید، دو شهر حساب نکن. برای تکمیل دقیق جدول، باید نقشه‌های ارجاع‌داده‌شده در کتاب را هم ببینی؛ آن نقشه‌ها در صفحات ارسالی حاضر نیستند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۷۵

واژه‌ها؛ تغییر همراه با تداوم

گاهی واژه‌ای قدیمی را می‌خوانی و احساس می‌کنی آشناست: «ماهیگ» به «ماهی» شباهت دارد و «هونَر» به «هنر». جدول این کاربرگه، نمونه‌هایی از پیوند واژه‌های فارسی باستان و پهلوی با فارسی دری را کنار هم می‌گذارد.

تحوّل یعنی شکل واژه در طول زمان تغییر کرده است؛ تداوم یعنی پیوند آن با گذشته همچنان دیده می‌شود. مثلاً در جفتِ «ماهیگ ← ماهی»، پایان واژه تغییر کرده، اما شباهت دو شکل روشن است. لازم نیست همۀ واژه‌ها دقیقاً به یک روش تغییر کرده باشند.

برای حل جدول، از جفت‌های آشناتر مثل «آپ و آب» یا «پوسَر و پسر» شروع کن؛ سپس سراغ «پوهل و پُل» و «وَهیشت و بهشت» برو. شبیه وقتی که در عکس قدیمی یک آشنا، با وجود تغییر چهره، نشانه‌های آشنا را پیدا می‌کنی.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۷۶

خط؛ نشانه‌های نوشتن

زبان و خط یکی نیستند: زبان را برای بیان منظور به کار می‌بریم و خط، نشانه‌هایی است که با آنها زبان را می‌نویسیم. در تمرین این صفحه، واژه‌هایی از فارسی باستان با خط میخی نوشته می‌شوند؛ مانند «اَدَم» که معنی آن «من» است.

برای انجام تمرین، باید نشانۀ هر بخش از واژه را در جدول خط میخی پیدا کنی و مطابق راهنمای کاربرگه، از چپ به راست بنویسی. پس ترتیب نشانه‌ها را نباید مثل نوشتن فارسی امروز از راست به چپ بچینی. کتیبۀ داریوشِ این تمرین به دورۀ هخامنشی مربوط است.

برای نام‌گذاری خط‌های بخش دوم، دیدن خودِ نشانه‌ها ضروری است؛ جنس لوح یا کاغذ به‌تنهایی کافی نیست. چون جدول نشانه‌ها و جزئیات تصاویر در متن ارسالی دیده نمی‌شوند، پاسخ دقیق آن بخش را نباید حدس زد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۷۷

مثال حل‌شده

دانش‌آموزی می‌گوید: «چون نام سورنا در کاربرگه زودتر آمده، او پیش از آریوبرزن زندگی می‌کرد؛ هر دو هم چون قهرمان‌اند، در جنگ پیروز شدند.» چگونه با شواهد به او پاسخ می‌دهی؟

  1. دو ادعا را جدا می‌کنیم: یکی دربارۀ زمان زندگی است و دیگری دربارۀ نتیجۀ نبرد.

  2. برای تشخیص زمان، به دورۀ تاریخی نگاه می‌کنیم، نه جای نام در صفحه: آریوبرزن در دورۀ هخامنشی و سورنا در دورۀ اشکانی بوده است.

  3. هخامنشیان پیش از اشکانیان بودند؛ پس آریوبرزن زودتر زندگی می‌کرد.

  4. نتیجۀ نبردها را از متن برمی‌داریم: سورنا سپاه روم را شکست داد، اما آریوبرزن مقاومت کرد و جان باخت؛ بنابراین دلاوری لزوماً به معنی پیروزی نهایی نیست.

جواب: این نظر درست نیست؛ آریوبرزن در دورۀ هخامنشی و پیش از سورنای دورۀ اشکانی می‌زیست، و دفاع از کشور ویژگی مشترک آنهاست، نه پیروزی نهایی در نبرد.

نکات مهم

  • سورنا و آریوبرزن هر دو مدافع ایران بودند، اما زمان زندگی و سرانجام نبردشان متفاوت بود.
  • ماندگاری بعضی شهرها و پیوند واژه‌های قدیم و امروز، تداوم همراه با تغییر را نشان می‌دهد.
  • زبان با خط تفاوت دارد و برای خواندن یا نوشتن خط‌های باستانی باید به نشانه‌ها و جهت نوشتن توجه کرد.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس‌های فصل ۱۲ را تعاملی بخوان

در پنل یادگیری 1xAi هر کدام از این درس‌ها قدم به قدم پیش می‌رود: بعد از هر بخش یک سوال کوتاه، بعد مثال حل‌شده و در پایان برگهٔ خروج. جوابت ثبت می‌شود و سوال‌های هر درس در روزهای بعد برای مرور برمی‌گردند. درس‌های تعاملی رایگان‌اند؛ فقط تصحیح پاسخ کوتاه سهمیهٔ روزانهٔ رایگان دارد.

ساختن حساب رایگان است و بعد از ثبت‌نام مستقیم به همین بخش از پنل برمی‌گردی.

فصل ۱۲ مطالعات اجتماعی هفتم · رایگان