«جغرافیای طبیعی ایران»، فصل ۲ کتاب جغرافیای ایران، صفحهٔ ۱۴ تا ۶۵، پایهٔ دهم: ۱۸ درس، هر کدام با توضیح مفاهیم، مثال حلشده و نکات مهم.
این درسنامه را هوش مصنوعی 1xAi از روی صفحههای همان درس در کتاب درسی نوشته است (برچسب «تولید هوش مصنوعی»). کنار توضیحها شمارهٔ صفحهٔ کتاب آمده تا با کتاب مقایسه کنی، و مثال حلشدهٔ هر درس یک بار دیگر جداگانه حل و بررسی شده؛ مثالی که درست درنیامده حذف شده است.
درس ۱ · صفحهٔ ۱۴ تا ۱۷ · حدود ۱۱ دقیقه · تولید هوش مصنوعی
درس ۳: موقعیت جغرافیایی ایران
در این درس یاد میگیری موقعیت مطلق و نسبی را از هم تشخیص بدهی و اهمیت موقعیت جغرافیایی ایران، بهویژه همجواری با خلیج فارس، را توضیح بدهی.
پیش از شروع
دو شهر را تصور کن که عرض جغرافیایی یکسانی دارند؛ یکی کنار یک بندر مهم است و دیگری از دریا دور است. آیا این دو شهر فرصتهای تجاری یکسانی دارند؟
نه لزوماً؛ نزدیکی به بندر میتواند دسترسی به مسیرهای حملونقل و بازارها را آسانتر کند. برای شناخت یک مکان، هم باید مختصاتش را بدانیم و هم ببینیم در کنار چه پدیدههایی قرار گرفته است.
جای دقیق روی زمین
برای پیدا کردن جای یک دانشآموز در کلاس، میتوان ردیف و ستون نیمکتش را گفت. روی زمین هم برای مشخص کردن جای دقیق مکانها از طول و عرض جغرافیایی استفاده میکنیم؛ این همان موقعیت ریاضی یا مطلق است.
ایران میان عرضهای تا درجۀ شمالی و طولهای تا درجۀ شرقی قرار دارد. پس در نیمکرۀ شمالی و شرقی است و در بخش جنوبی منطقۀ معتدلۀ شمالی جای گرفته است. این بازهها، محدودۀ کشور را نشان میدهند، نه مختصات یک نقطه را.
گستردگی ایران در عرضهای جغرافیایی گوناگون، در تنوع آبوهوای آن نقش دارد. این تنوع بر محیطزیست و نوع محصولات کشاورزی هم اثر میگذارد؛ پس مختصات فقط برای پیدا کردن آدرس نیست!
کتاب درسی، صفحهٔ ۱۴
جای ما نسبت به اطراف
حالا بهجای ردیف و ستون نیمکت، بگو «کنار پنجره نشستهام» یا «نزدیک میز معلم هستم». این بار جای خودت را با توجه به پدیدههای اطرافت معرفی کردهای؛ یعنی موقعیت نسبی خودت را گفتهای.
برای کشورها هم همین روش را به کار میبریم: کشور نسبت به کدام دریاها، همسایهها، تنگهها، کانالها یا منابع اقتصادی قرار دارد؟ این روابط کمک میکنند امکانات و اهمیت یک مکان را بهتر بشناسیم.
مثلاً یک مغازه نزدیک ایستگاه شلوغ، ممکن است مشتری بیشتری داشته باشد. جای دقیق مغازه یک موضوع است و رابطۀ آن با ایستگاه موضوعی دیگر. بنابراین «نسبی» به معنی مبهم یا نادرست نیست؛ یعنی توصیف جای مکان در ارتباط با پیرامونش.
کتاب درسی، صفحهٔ ۱۶
چرا موقعیت ایران مهم است؟
ایران در مجاورت خلیج فارس، دریای عمان، تنگۀ هرمز و دریای خزر قرار دارد. این همجواریها به ایران موقعیت نسبی ممتازی میدهند. برای درک اهمیت خلیج فارس، چهار جنبه را کنار هم ببین:
ارتباطی: در ارتباط میان آسیا، اروپا و افریقا نقش داشته و همچنان بخشی از زنجیرۀ حملونقل کالا و نفت است.
انرژی: طبق آمار این درس، حدود درصد ذخایر نفت جهان و درصد ذخایر گاز طبیعی را در خود جای داده است.
اقتصادی: درآمد فروش نفت، منطقه را به کانون ثروت و بازاری بزرگ برای کالاهای صنعتی و غیرصنعتی تبدیل کرده است.
فرهنگی و سیاسی: در بخش مرکزی ناحیۀ جغرافیایی و سیاسی جهان اسلام قرار دارد.
پس توجه قدرتهای جهانی به خلیج فارس فقط به نفت مربوط نیست؛ مجموعۀ این ارزشهاست که بر موازنۀ قدرت در جهان اثر میگذارد.
کتاب درسی، صفحهٔ ۱۷
مثال حلشده
دانشآموزی میگوید: «وقتی طول و عرض جغرافیایی ایران را بدانیم، دیگر برای شناخت اهمیت جغرافیایی آن اطلاعاتی لازم نداریم.» چگونه با استفاده از خلیج فارس نشان میدهی این نظر کامل نیست؟
ابتدا نوع اطلاعات را مشخص میکنیم: طول و عرض جغرافیایی، موقعیت مطلق ایران را نشان میدهند.
سپس میپرسیم چه چیزی در این اطلاعات بیان نشده است: رابطۀ ایران با دریاها، مسیرهای ارتباطی و منابع اقتصادی پیرامونش.
خلیج فارس را مثال میزنیم: ایران با منطقهای همجوار است که هم مسیر حملونقل کالا و نفت است و هم ذخایر مهم انرژی و بازاری بزرگ دارد.
نتیجه میگیریم که شناخت کاملتر اهمیت ایران، به بررسی هر دو نوع موقعیت نیاز دارد؛ این دو مکمل هماند.
جواب: مختصات ایران موقعیت مطلق آن را نشان میدهند، اما برای توضیح اهمیت تجاری، انرژی و سیاسی ایران باید موقعیت نسبی و رابطۀ آن با پدیدههایی مانند خلیج فارس را هم بررسی کنیم.
نکات مهم
موقعیت مطلق، جای دقیق مکان را با طول و عرض جغرافیایی مشخص میکند.
موقعیت نسبی، جای مکان را در ارتباط با پدیدههای طبیعی و انسانی پیرامون آن نشان میدهد.
خلیج فارس به دلیل نقش ارتباطی، ذخایر انرژی، بازار مصرف و ارزش فرهنگی و سیاسی، به موقعیت نسبی ایران اهمیت میبخشد.
درس ۲ · صفحهٔ ۱۷ تا ۲۰ · حدود ۱۴ دقیقه · تولید هوش مصنوعی
موقعیت نسبی ایران
در این درس یاد میگیری اهمیت موقعیت نسبی ایران را با توجه به آبهای پیرامون، جایگاه آن در منطقۀ خلیج فارس و ویژگیهای مرزهای سیاسی توضیح بدهی.
پیش از شروع
اگر وسعت و جمعیت ایران ثابت میماند، اما کشور ما کنار این دریاها و گذرگاهها نبود، آیا همان اهمیت جغرافیایی امروز را داشت؟
نه؛ اهمیت یک کشور فقط به ویژگیهای درون آن بستگی ندارد، بلکه همسایهها و مسیرهای اطرافش هم مهماند. نزدیکی ایران به خلیج فارس، دریای عمان، تنگه هرمز و دریای خزر، فرصتهای ارتباطی و اقتصادی مهمی ایجاد کرده است.
اهمیت جای قرار گرفتن ایران
برای شناخت موقعیت نسبی میپرسیم: یک کشور در کنار چه سرزمینها، دریاها و راههایی قرار دارد؟ مثل مغازهای که نزدیک یک چهارراه شلوغ است، جای قرار گرفتن کشور هم بر فرصتهایش اثر میگذارد.
خلیج فارس از چند جهت مهم است. در ارتباط میان آسیا، اروپا و افریقا نقش دارد و بخشی از مسیر حمل کالا و نفت است. همچنین، طبق دادههای این درس، حدود ذخایر نفت و ذخایر گاز طبیعی جهان را در خود جای داده است. درآمد فروش نفت، منطقه را به بازاری مهم برای فروش کالا تبدیل کرده است. قرار داشتن در قلب ناحیۀ جغرافیایی و سیاسی جهان اسلام نیز به آن ارزش فرهنگی و سیاسی میدهد.
پس توجه قدرتهای جهانی به این منطقه، فقط یک علت ندارد؛ مجموع این ویژگیها اهمیت آن را میسازد.
کتاب درسی، صفحهٔ ۱۷
مقایسه با شاخصهای جداگانه
برای شناخت جایگاه ایران در منطقه، باید چند شاخص را جداگانه مقایسه کنیم. وسعت، جمعیت و تولید نفت یک چیز نیستند؛ کشوری ممکن است در یکی بالاتر و در دیگری پایینتر باشد. مثل مقایسۀ دو مدرسه که یکی حیاط بزرگتری دارد، اما دیگری دانشآموز بیشتری دارد.
در جدول کتاب، ایران از نظر وسعت پس از عربستان قرار میگیرد، اما جمعیتش از همۀ کشورهای جدول بیشتر است. برای مقایسۀ تولید نفت باید دوباره همان ستون را مرتب کنیم؛ نمیتوان رتبۀ وسعت را به آن نسبت داد.
فعالیت جمعیتی صفحه نیز به رابطۀ وسعت، تراکم و امکان رشد جمعیت توجه میدهد. برای پیشنهاد دادن به نواحی کمتراکم، به شرایط زندگی فکر کن: اشتغال، خدمات درمانی، آموزش و مسکن مناسب میتوانند ماندن خانوادهها را آسانتر کنند. کمتراکم بودن، بهتنهایی توضیح کاملی از شرایط زندگی نیست.
کتاب درسی، صفحهٔ ۱۸
آبهای پیرامون، نقشهای متفاوت
در جنوب ایران، یک زنجیرۀ ارتباطی مهم را دنبال کن: خلیج فارس ← تنگه هرمز ← دریای عمان ← اقیانوس هند. تنگه هرمز مثل درِ خروجی یک مجموعۀ بزرگ است؛ بخش مهمی از اهمیتش به عبور نفت خلیج فارس مربوط میشود. به همین دلیل، گذرگاهی راهبردی است؛ یعنی کنترل و امنیت آن پیامدهای مهمی دارد.
دریای عمان به آبهای آزاد اقیانوس هند نزدیک است. این ویژگی و سواحل دارای قابلیت دفاعی، به آن اهمیت اقتصادی و نظامی میدهد.
در شمال، دریای خزر وضعیت متفاوتی دارد: بزرگترین پهنۀ آبی محصور در خشکی است. اهمیتش به منابع نفت و گاز، تأمین حدود خاویار جهان و دسترسی به بازار بیش از ۳۰۰ میلیون نفری کشورهای آسیای میانه مربوط میشود. پس خزر را نباید مانند دریای عمان، مسیر پیوسته به اقیانوس تصور کنیم.
کتاب درسی، صفحهٔ ۱۹
مرز؛ محدودۀ کشور
مرز سیاسی مشخص میکند سرزمین یک کشور تا کجا ادامه دارد و از کجا سرزمین همسایه آغاز میشود. این مرز همیشه روی خشکی نیست؛ ممکن است در دریا یا در امتداد رودخانه باشد.
ایران حدود مرز مشترک سیاسی دارد و با ۱۵ کشور مرز خشکی یا آبی دارد. در نمودار کتاب، سهم مرز خشکی ، مرز دریایی و مرز رودخانهای است. به تفاوت دو عبارت دقت کن: مرز خشکی بیشترین سهم را دارد، اما سهم آن از نصف کمتر است؛ پس «بیشترین» لزوماً به معنی «بیش از نصف» نیست.
طول مرزها نیز یکسان نیست. شناخت طول و نوع مرز، هم برای ارتباط با همسایگان و هم برای برنامهریزی حفاظت از سرزمین اهمیت دارد.
کتاب درسی، صفحهٔ ۲۰
مثال حلشده
با استفاده از جدول صفحۀ ۱۸، جایگاه ایران را در وسعت، جمعیت و تولید نفت تعیین کن. آیا ایران در هر سه شاخص رتبۀ یکسانی دارد؟
در هر ستون، مقدارها را از بیشتر به کمتر مقایسه میکنیم؛ اطلاعات ستونهای دیگر را وارد این مقایسه نمیکنیم.
در ستون وسعت، فقط عربستان از ایران بزرگتر است؛ بنابراین ایران رتبۀ دوم را دارد.
در ستون جمعیت، جمعیت ایران از تمام کشورهای جدول بیشتر است؛ بنابراین ایران رتبۀ اول را دارد.
در ستون تولید نفت، عربستان با ، عراق با و امارات با بالاتر از ایران با قرار میگیرند؛ همۀ این مقدارها برحسب هستند. بنابراین ایران چهارم است.
نتیجه میگیریم که برای بیان جایگاه یک کشور، باید نام شاخص را هم بگوییم؛ گفتن «ایران رتبۀ بالایی دارد» بهتنهایی دقیق نیست.
جواب: در میان کشورهای جدول، ایران در وسعت دوم، در جمعیت اول و در تولید نفت چهارم است؛ بنابراین رتبۀ یک کشور با تغییر شاخص میتواند تغییر کند.
نکات مهم
موقعیت نسبی ایران از همجواری با دریاها، گذرگاهها و مسیرهای مهم ارتباطی ارزش میگیرد.
برای مقایسۀ ایران با کشورهای منطقه، وسعت، جمعیت و تولید نفت را باید جداگانه بررسی کرد.
مرزهای سیاسی ایران شامل مرزهای خشکی، دریایی و رودخانهای هستند و محدودۀ کشور را مشخص میکنند.
درس ۳ · صفحهٔ ۲۰ تا ۲۴ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی
مرزهای سیاسی
در این درس یاد میگیری مرزها و راههای ارتباطی ایران را بشناسی و ارتباط ناهمواریها با زندگی مردم، چگونگی پیدایش و تغییر آنها و تقسیمبندی کلیشان را توضیح بدهی.
پیش از شروع
اگر میتوانستی محل ساخت یک شهر تازه را انتخاب کنی، فقط به مرزهای کشور نگاه میکردی یا شکل زمین و راه دسترسی به دریا هم برایت مهم بود؟ چرا؟
مرز مشخص میکند قلمرو کشور تا کجاست، اما برای شناخت زندگی درون آن باید به راههای ارتباطی و شکل زمین هم توجه کنیم. دسترسی به دریا فرصت ارتباط و بازرگانی میدهد و ناهمواریها بر محل سکونت، معیشت و حتی دفاع اثر میگذارند.
مرز؛ حد قلمرو کشور
برای شناخت یک کشور، اول باید بدانیم قلمرو آن کجا تمام میشود. مرز سیاسی همین محدوده را از قلمرو کشورهای همسایه جدا میکند؛ اما همهٔ مرزها شکل یکسانی ندارند. بخشی از مرزهای ایران خشکی است، بخشی از دریا میگذرد و بخشی با رودخانه مشخص میشود.
ایران حدود مرز مشترک سیاسی دارد و با کشور همسایهٔ خشکی یا آبی است. در نمودار کتاب، سهم مرز خشکی ، دریایی و رودخانهای است. پس مرز خشکی بزرگترین سهم را دارد، اما تنها نوع مرز ایران نیست. همچنین، زیادبودن تعداد همسایگان به معنی یکسانبودن طول مرز با آنها نیست.
کتاب درسی، صفحهٔ ۲۰
دریا؛ راه ارتباط و منبع
مرز فقط محل جدایی دو کشور نیست؛ نواحی مرزی میتوانند محل ارتباط هم باشند. برای نمونه، کشتیای که در بندر بارگیری میکند، کالا را از راه دریا به مقصد دیگری میبرد. به این ترتیب، دسترسی به راههای آبی فرصت بازرگانی بیشتری ایجاد میکند.
دسترسی به آبهای آزاد فقط برای رفتوآمد نیست؛ امکان استفاده از منابع غذایی، منابع معدنی و سوختهای فسیلی را نیز فراهم میسازد. پس هنگام بررسی اهمیت دریا، هم «راه ارتباطی» را ببین و هم «منابع» را. ارتباط ایران با جهان به مسیرهای آبی محدود نمیشود؛ خطوط هوایی نیز امکان رفتوآمد و ارتباط با نقاط دیگر جهان را فراهم میکنند.
کتاب درسی، صفحهٔ ۲۱
شکل زمین و زندگی مردم
حالا از مرزها به داخل کشور نگاه کنیم. شهرها و روستاها با فاصلههای یکسان پخش نشدهاند؛ کتاب به فراوانی بیشتر سکونتگاهها و تراکم بیشتر جمعیت در نواحی پایکوهی اشاره میکند. این مشاهده ما را به رابطهٔ شکل زمین و زندگی انسان توجه میدهد؛ البته نباید نتیجه بگیریم که ناهمواری تنها عامل پراکندگی جمعیت است.
بخش بزرگی از ایران مرتفع و کوهستانی است. ناهمواریها بر محل شکلگیری اجتماعات و نوع معیشت اثر دارند و در تاریخ نیز نقش داشتهاند. برای مثال، در عملیات مرصاد از موقعیت کوهستانی و عوارض طبیعی تنگهٔ چهارزبر استفاده شد. پس کوه و تنگه فقط منظره نیستند؛ میتوانند در دفاع نیز مؤثر باشند.
کتاب درسی، صفحهٔ ۲۲
پیدایش و تغییر ناهمواریها
کوهها و دشتهای امروز یکباره پدید نیامدهاند؛ شکلگیری آنها در طول زمان بسیار طولانی زمینشناسی رخ داده است. کتاب، پیدایش نهایی ناهمواریهای ایران را به اواخر دوران سوم زمینشناسی، یعنی سنوزوئیک، مربوط میداند و شکلگیری نهایی آنها را در کواترنر بیان میکند.
اما شکل نهایی به معنی شکل همیشگی نیست. آبهای روان، باد، اختلاف دما و یخچالها همچنان ناهمواریها را تغییر میدهند. مثلاً آب جاری میتواند مواد سطح زمین را جابهجا کند. انسان نیز با بهرهبرداری از محیط، سرعت تغییرات را افزایش میدهد؛ بریدن بخشی از دامنه برای ساخت جاده، نمونهای قابل تصور است. بنابراین، «پیدایش ناهمواری» را از «تغییر شکل بعدی آن» جدا کن.
کتاب درسی، صفحهٔ ۲۳
از کوهستان تا دشت و جلگه
برای خواندن نقشهٔ ناهمواریهای ایران، ابتدا دو گروه کلی را تشخیص بده: سرزمینهای کوهستانی و سرزمینهای پست و هموار. کوهستانها اغلب بیش از از سطح دریاهای آزاد ارتفاع دارند. گروه دوم شامل دشتهای داخلی و جلگههای کمارتفاع ساحلی است؛ پس محل قرارگیری، به تشخیص دشت از جلگهٔ ساحلی کمک میکند.
سپس میتوان هر گروه را دقیقتر بررسی کرد. در منطقهٔ کوهستانی آذربایجان، ارسباران در شمال و رشتهکوه مرزی ایران و ترکیه در غرب قرار دارند. سهند و سبلان نیز دو تودهٔ مهم این منطقهاند که منشأ آتشفشانی دارند. بنابراین، همهٔ کوههای یک منطقه را نباید از نظر پیدایش کاملاً یکسان دانست.
کتاب درسی، صفحهٔ ۲۴
مثال حلشده
دانشآموزی میگوید: «برای بررسی محل استقرار یک شهر، فقط نزدیکی به دریا مهم است و لازم نیست ناهمواریها را بررسی کنیم.» با تکیه بر درس، نظر او را ارزیابی کن.
ابتدا بخش درست گفته را پیدا میکنیم: دسترسی به دریا میتواند فرصت ارتباط و بازرگانی ایجاد کند.
سپس واژهٔ «فقط» را بررسی میکنیم: آیا درس برای شکل زمین نیز نقشی در زندگی مردم بیان کرده است؟
به شواهد رجوع میکنیم: سکونتگاهها در سراسر کشور پراکندگی یکسانی ندارند و در نواحی پایکوهی فراوانترند.
نتیجه میگیریم که دسترسی دریایی و ناهمواریها هر دو اهمیت دارند؛ هیچکدام بهتنهایی توضیح کامل محل استقرار شهر نیست.
جواب: این دیدگاه درست نیست؛ دریا برای ارتباط و بازرگانی مهم است، اما شکل زمین نیز بر استقرار سکونتگاهها اثر دارد. برای شناخت محل یک شهر باید هر دو ویژگی را در کنار عوامل دیگر بررسی کرد.
نکات مهم
مرزهای ایران خشکی، دریایی و رودخانهایاند و دسترسی به دریا، فرصت ارتباط، بازرگانی و بهرهبرداری از منابع را فراهم میکند.
ناهمواریها بر استقرار جمعیت، معیشت و دفاع اثر دارند و پس از شکلگیری نهایی نیز با عوامل طبیعی و فعالیت انسان تغییر میکنند.
ناهمواریهای ایران به سرزمینهای کوهستانی و سرزمینهای پست و هموار، شامل دشتهای داخلی و جلگههای ساحلی، تقسیم میشوند.
درس ۴ · صفحهٔ ۲۴ تا ۲۸ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی
تقسیمات ناهمواریهای ایران
در این درس یاد میگیری کوهستانهای مهم شمال و غرب ایران را از نظر جایگاه و امتداد بشناسی و پیدایش و تغییر شکل البرز و زاگرس را توضیح بدهی.
پیش از شروع
کوهی که میلیونها سال عمر دارد، چطور ممکن است با ساختن یک جاده در چند سال چهرهاش عوض شود؟
ساختهشدن یک کوهستان با تغییر شکل امروزی آن یکسان نیست. نیروهای درونی زمین کوهستانها را پدید میآورند، اما آب، فرسایش و کارهایی مثل بریدن دامنه برای جاده میتوانند چهرۀ آنها را تغییر دهند.
از آذربایجان تا تالش
برای شناخت ناهمواریهای ایران، اول دو گروه بزرگ را از هم جدا کن: سرزمینهای کوهستانی که اغلب بیش از هزار متر از سطح دریاهای آزاد ارتفاع دارند، و سرزمینهای پست و هموار. گروه دوم، دشتهای داخلی و جلگههای کمارتفاع ساحلی را دربر میگیرد.
از شمال غربی وارد کوهستانهای شمال کشور شویم. در آذربایجان، ارسباران در شمال و رشتهکوه مرزی ایران و ترکیه در غرب قرار دارند. سهند و سبلان هم دو تودۀ کوهستانی با منشأ آتشفشانیاند.
کمی به سوی خزر برو: تالش با امتداد شمالی ـ جنوبی، میان آذربایجان و کنارههای خزر قرار گرفته است. دامنههای رو به خزر شیب بیشتری دارند و آبها با سرعت به دریا میرسند؛ شبیه آبی که روی سطح شیبدار تندتر حرکت میکند.
کتاب درسی، صفحهٔ ۲۵
البرز؛ کوهستانی پررفتوآمد
البرز را مانند نواری با امتداد غربی ـ شرقی تصور کن: از تنگۀ منجیل آغاز میشود و تا شاهکوه در نزدیکی شاهرود و گردنۀ خوشییلاق ادامه دارد. دامنهها معمولاً رو به شمال یا جنوباند و رودهایی مانند چالوس و هراز در درههای عمیق آن جریان دارند.
بخش عمدۀ البرز از کوهزایی مواد رسوبی طی میلیونها سال شکل گرفته است؛ اما دماوند حاصل فعالیت آتشفشانی دورۀ کواترنر است. پس منشأ همۀ بخشهای یک رشتهکوه لزوماً یکسان نیست.
البرز فقط محل قلهها نیست؛ شهرها، جادهها، سدها، کشاورزی و معدنکاری هم در آن گسترش یافتهاند. بریدن دامنه برای جاده یا تغییر مسیر آب میتواند پایداری ناهمواریها را برهم بزند. به همین دلیل، فعالیتهای انسانی ممکن است زمینهساز ریزش، لغزش یا سیلاب شوند.
کتاب درسی، صفحهٔ ۲۵
شمال خراسان و مسیر زاگرس
در ادامۀ شناخت کوهستانهای شمال کشور، به شمال شرقی میرسیم. کوههای شمال خراسان آرایشی منظم و موازی دارند. هزارمسجد و آلاداغ از رشتهکوههای مهم این منطقهاند و بینالود در اطراف نیشابور قرار دارد. برای بهخاطرسپردنشان، آنها را چند ردیف کوه در شمال شرق تصور کن.
حالا به غرب ایران برویم. زاگرس از حوالی مریوان در کردستان تا شمال تنگۀ هرمز کشیده شده است. جهت کلی آن شمال غربی ـ جنوب شرقی است. چینخوردگیهای دیوارهمانند و درههای موازی، چشمانداز شاخص آن هستند.
برای تشخیص رشتهکوهها فقط نام قلهها کافی نیست؛ جایگاه، جهت امتداد و شکل ناهمواریها هم سرنخاند. مثلاً امتداد غربی ـ شرقی البرز را با امتداد مایل زاگرس مقایسه کن.
کتاب درسی، صفحهٔ ۲۶
پیدایش زاگرس و گنبد نمکی
برای فهم پیدایش زاگرس، دو صفحه از پوستۀ زمین را تصور کن که به یکدیگر نزدیک میشوند. برخورد صفحۀ عربستان با صفحۀ اوراسیا باعث شکلگیری این رشتهکوه شده است. اما زاگرس پس از پیدایش دستنخورده نمانده؛ فرسایش طی میلیونها سال شکل چینخوردگیهای آن را تغییر داده است. پس «علت پیدایش» را از «عامل تغییر شکل بعدی» جدا کن.
یکی از پدیدههای دیدنی زاگرس، گنبد نمکی است. نمک نسبت به رسوبات اطراف وزن مخصوص کمتری دارد و بر اثر عوامل درونی بالا میآید؛ در نتیجه، تودهای تقریباً گنبدی پدید میآورد. گنبد نمکی جاشک در استان بوشهر نمونهای از آن است. این پدیده را نباید با قلۀ آتشفشانی اشتباه گرفت؛ بالاآمدن نمک با خروج مواد آتشفشانی فرق دارد.
کتاب درسی، صفحهٔ ۲۷
زاگرسِ در حال تغییر
زاگرس هنوز در حال تغییر است. در میان عوامل طبیعی، بارشهای شدید کوهها را فرسایش میدهند و رودها مواد حاصل را جابهجا میکنند. تغییرات اقلیمی نیز جریان رودها را نامنظم و گاهی طغیانی کرده است. جابهجایی و انباشت رسوب میتواند شکل زمین و مسیر رود را تغییر دهد. در ایجاد و گسترش گردوغبار هم طبیعت و هم انسان نقش دارند.
انسان نیز با ساخت سد برای تنظیم آب، مهار طغیان و تولید برق در رودها دخالت میکند. از سوی دیگر، دستکاری نامناسب مجرای رود در شهرها میتواند تعادل جریان را برهم بزند و به سیلاب بینجامد.
جادهسازی، نابودی جنگلها، استفادۀ نامناسب از زمینهای کشاورزی و گسترش سکونتگاهها هم دامنهها و درهها را تغییر میدهند. بنابراین باید اثر هر فعالیت را بررسی کرد؛ همۀ دخالتها هدف یا پیامد یکسان ندارند.
کتاب درسی، صفحهٔ ۲۸
مثال حلشده
در شهری در زاگرس، پس از بارش شدید رود طغیان کرده است؛ پیشتر بخشی از مسیر رود را برای ساختوساز تغییر دادهاند و جنگلهای دامنه نیز کاهش یافتهاند. آیا میتوان سیلاب را فقط نتیجۀ بارندگی دانست؟
عامل طبیعی را پیدا کن: بارش شدید میتواند جریان رود را افزایش دهد و مواد دامنهها را بشوید.
دخالت در رود را بررسی کن: تغییر مسیر آن میتواند تعادل جریان را برهم بزند و به خروج آب از بستر تعیینشده بینجامد.
به دامنه هم توجه کن: ازبینرفتن جنگلها یکی از عوامل انسانی تغییر ناهمواریهای زاگرس است و میتواند فرسایش را بیشتر کند.
نتیجه بگیر: برای توضیح این رویداد باید اثر عوامل طبیعی و انسانی را کنار هم دید، نه اینکه فقط یک علت را در نظر گرفت.
جواب: خیر؛ بارش شدید یک عامل طبیعی است، اما تغییر مجرای رود و قطع جنگل نیز میتوانند در تشدید سیلاب و تغییر ناهمواریها نقش داشته باشند.
نکات مهم
کوهستانهای شمال کشور شامل آذربایجان، تالش، البرز و شمال خراساناند و زاگرس در غرب ایران امتداد شمال غربی ـ جنوب شرقی دارد.
بخش عمدۀ البرز حاصل کوهزایی مواد رسوبی و زاگرس حاصل برخورد صفحههای عربستان و اوراسیاست، درحالیکه دماوند منشأ آتشفشانی دارد.
فرسایش، جریان رودها و فعالیتهای انسانی چهرۀ کوهستانها را تغییر میدهند و دخالت نامناسب میتواند خطرهایی مانند لغزش و سیلاب را افزایش دهد.
درس ۵ · صفحهٔ ۲۸ تا ۳۱ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی
عوامل تغییردهندۀ زاگرس در حال حاضر
در این درس یاد میگیری … عوامل طبیعی و انسانی تغییر زاگرس را توضیح بدهی، ویژگیهای کوهستان مرکزی و شرق و جنوب شرقی را تشخیص بدهی و ارزشهای اقتصادی کوهستان را با ضرورت حفاظت از آن پیوند بدهی.
پیش از شروع
اگر برای مهار طغیان رودها سد ساختهایم، چرا هنوز ممکن است رودهای زاگرس به شهرها سیلاب تحمیل کنند؟
سدسازی تنها یکی از کارهایی است که بر رود اثر میگذارد؛ بارشهای شدید و دستکاری مجرای رود در شهرها هم مهماند. برای فهم تغییر چهرۀ کوهستان، باید اثر طبیعت و فعالیت انسان را کنار هم ببینیم.
طبیعت، چهرۀ زاگرس را عوض میکند
کوهستان ظاهراً محکم و ثابت است، اما آب و باد پیوسته آن را تغییر میدهند. در زاگرس، تغییرات اقلیمی باعث نوسان جریان رودها شده و جریان آنها را نامنظمتر و طغیانی کرده است. بارش شدید، دامنهها را فرسایش میدهد؛ رودها مواد جداشده را حمل میکنند و با رسوبگذاری، شکلهای تازهای میسازند. مثل وقتی آب باران، خاک یک باغچه را میشوید و پایینتر جمع میکند، اما در مقیاسی بسیار بزرگتر! توفانهای گردوغبار نیز در تغییر محیط زاگرس نقش دارند و هم عوامل طبیعی و هم فعالیت انسان در ایجاد و گسترش آنها مؤثرند.
کتاب درسی، صفحهٔ ۲۸
انسان و تغییر ناهمواریهای زاگرس
فعالیت انسان هم بر رودها و هم بر دامنههای زاگرس اثر میگذارد. سدها برای مهار طغیان، تولید برق، تنظیم آب کشاورزی و تأمین آب شهرها، روستاها و صنعت ساخته میشوند. اما هر دخالتی نتیجۀ مطلوب ندارد: دیوارهبندی، مجراسازی، پلسازی، پوشاندن رود و ورود فاضلاب میتواند تعادل جریان را بر هم بزند و به طغیان در شهر بینجامد. افزایش رسوبات نیز سیلابدشتها را گسترش میدهد و مجرای رود را تغییر میدهد. جادهسازی، جنگلزدایی، استفادۀ نامناسب از زمین کشاورزی و گسترش سکونتگاهها نیز شکل دامنهها، درهها و دشتها را تغییر میدهند.
کتاب درسی، صفحهٔ ۲۸
یک منطقه، دو نوع کوه
برای پیدا کردن منطقۀ کوهستانی مرکزی، یک مثلث خیالی روی نقشۀ ایران رسم کن: رأسهای آن کوه جغتای در خراسان رضوی، گردنۀ آوج در قزوین و قلۀ بزمان یا خضر زنده در سیستان و بلوچستان هستند. این مثلث، جای منطقه را مشخص میکند؛ نه اینکه همۀ کوههای داخل آن یکسان باشند. ناهمواریهای منطقه دو نوعاند: کوههای چینخورده با نام «کوههای مرکزی» و تودههای نفوذی آذرین با نام «کوههای منفرد مرکزی». پس دو پرسش را جدا نگه دار: منطقه کجاست، و کوههای آن از چه نوعاند؟
کتاب درسی، صفحهٔ ۲۹
از کوههای مریخی تا گلفشان
در جنوب سیستان و بلوچستان و اطراف چالۀ جازموریان در کرمان، منطقۀ مکران قرار دارد. رشتهکوههای بشاگرد و اطراف آن نسبتاً کمارتفاع و فرسودهاند. فرسایش در این کوهها درهها، چالهها و گودالهای عمیقی ساخته و به آنها چهرهای داده که «ناهمواریهای مریخی» یا «کوههای مینیاتوری» نام گرفتهاند. در هرمزگان و جنوب سیستان و بلوچستان، میان این ناهمواریها و دریای عمان، گلفشانهایی هم وجود دارد. آنها مانند چشمههای گلیاند و ممکن است مخروطی، گنبدی یا حوضچهای باشند؛ بالا آمدن گل در آنها به خروج گاز یا بخار آب از اعماق زمین مربوط است.
کتاب درسی، صفحهٔ ۳۰
ارزش اقتصادی، همراه با مسئولیت
کوهستان فقط منظرهای زیبا نیست؛ برای زندگی و اقتصاد مردم هم ارزش دارد. ذخایر آب، معدن و ذخایر طبیعی و دامداری از ارزشهای مهم آن هستند. مثلاً آب فراهمشده در کوهستان برای سکونتگاهها و کشاورزی اهمیت دارد و دامداری نیز میتواند منبع درآمد باشد. گردشگری را هم میتوان به این فهرست افزود. بااینحال، وجود یک فرصت اقتصادی به معنی مناسب بودن هر نوع بهرهبرداری نیست. پیش از ایجاد معدن، جاده یا امکانات گردشگری باید پیامدهای کار بررسی شود؛ وگرنه ممکن است همان منبعی که درآمد ایجاد میکند، آسیب ببیند و برای مردم هم مشکل بسازد.
کتاب درسی، صفحهٔ ۳۰
مثال حلشده
در شهری فرضی در زاگرس، بالادست رود سد ساختهاند و در داخل شهر نیز روی بخشی از رود را پوشاندهاند. کسی میگوید: «چون سد داریم، دیگر سیلاب شهری رخ نمیدهد.» با توجه به درس، این ادعا را بررسی کن.
ابتدا هدف سد را مشخص میکنیم: یکی از هدفهای آن جلوگیری از طغیان رود است.
عامل طبیعی را بررسی میکنیم: بارش شدید و جریان نامنظم و طغیانی همچنان در تغییر رفتار رود نقش دارند.
عامل انسانی داخل شهر را بررسی میکنیم: پوشاندن روی رود میتواند تعادل جریان را بر هم بزند.
نتیجه میگیریم که وجود سد بهتنهایی برای رد احتمال سیلاب کافی نیست و باید وضعیت رود در شهر هم بررسی شود.
جواب: این ادعا درست نیست؛ سد میتواند به مهار طغیان کمک کند، اما اثر بارش شدید و دستکاری مجرای رود را نباید نادیده گرفت.
نکات مهم
در زاگرس، فرسایش، حمل رسوب و فعالیتهای انسانی در کنار هم چهرۀ ناهمواریها و مجرای رودها را تغییر میدهند.
منطقۀ کوهستانی مرکزی دو نوع ناهمواری دارد و در جنوب شرق نیز کوههای مریخیِ فرسایشی و گلفشانها دیده میشوند.
بهرهبرداری از آب، معادن، دامداری و دیگر ظرفیتهای کوهستان باید با رعایت اصول محیط زیستی و مطالعات کارشناسانه باشد.
درس ۶ · صفحهٔ ۳۱ تا ۳۴ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی
ب) سرزمینهای هموار
در این درس یاد میگیری … دشت و جلگه را از هم تشخیص بدهی و علتهای پیدایش، عوامل تغییر و ارزشهای اقتصادی آنها را توضیح دهی.
پیش از شروع
دو زمین تقریباً هموار میبینی؛ یکی در میان کوههاست و دیگری بین کوه و دریا. آیا هر دو را باید دشت بنامیم؟
نه؛ در این درس، زمین هموارِ محصور در کوهها را دشت میشناسیم و زمین هموارِ میان کوه و دریا یا دریاچه را جلگه. پس برای شناخت آنها، فقط صاف بودن زمین کافی نیست؛ باید اطرافشان را هم ببینیم.
دشتها چگونه پدید میآیند؟
برای شناخت دشت، اول به پیرامون آن نگاه کن: کوهها مانند یک حصار، زمین هموار یا نسبتاً هموار را در بر گرفتهاند. اما دشتها همگی به یک روش ساخته نشدهاند.
در هنگام چینخوردگی، میان تاقدیسها و در محل ناودیسها دشتهایی مانند کاکان شکل گرفتهاند. گاهی هم مواد حاصل از فرسایش در زمینهای پست جمع میشوند؛ دشت نهاوند نمونهٔ این حالت است. راه دیگر، انحلال مواد آهکی و هموار شدن زمین است؛ مانند ماهیدشت و دشت ارژن. در دشت لوت، گسلخوردگی و فرونشست بخشی از پوسته نقش داشته و سپس باد و آب، ناهمواریهای تازهای ساختهاند.
پس «هموار بودن» نتیجهای مشترک است، نه نشانهٔ یکسان بودن مسیر پیدایش.
کتاب درسی، صفحهٔ ۳۱
دشتها همچنان تغییر میکنند
دشت پس از پیدایش، ثابت و دستنخورده نمیماند. عوامل طبیعی مانند تغییر مقدار و پراکندگی بارش، خشکسالی و توفان میتوانند شکل آن را عوض کنند. باد مواد را میفرساید و جابهجا میکند؛ در نتیجه، مکان و وسعت پدیدههایی مانند تپههای ماسهای تغییر میکند. رود طغیانی هم از جایی مواد برمیدارد و در جای دیگری بر جا میگذارد.
فعالیت انسان نیز میتواند فرسایش را گسترش دهد: بوتهکنی، از بین بردن پوشش گیاهی، تغییر کاربری زمین، دستکاری مسیر آب، جادهسازی در مناطق حساس و برداشت گسترده از معادن نمونهاند.
مثلاً وقتی بوتهها برداشته میشوند، خاکِ بدون پوشش راحتتر در معرض باد و آب قرار میگیرد. بنابراین هنگام بررسی یک تغییر، بپرس: «عامل طبیعی بوده یا دخالت انسان؟»
کتاب درسی، صفحهٔ ۳۱
فرصتهای اقتصادی دشتها
دشتها فقط سطحی صاف برای عبور نیستند؛ میتوانند فرصتهای اقتصادی گوناگونی داشته باشند. کتاب چهار مورد را برجسته میکند: گردشگری، بهرهگیری از انرژی خورشید و باد، معادن و کشاورزی. برای نمونه، بازدید از کلوتهای شهداد نوعی استفادهٔ گردشگری از چشمانداز دشت است و نصب تجهیزات خورشیدی، استفاده از یک منبع انرژی پاک به شمار میرود.
البته همهٔ دشتها امکانات یکسان ندارند. مناسب بودن برای کشاورزی به شرایطی مانند آب و خاک بستگی دارد؛ پس هموار بودن زمین بهتنهایی کافی نیست. برای شناخت ارزش اقتصادی یک دشت، از خودت بپرس: «این سرزمین چه ویژگی یا منبعی دارد و مردم چگونه از آن استفاده میکنند؟» این پرسش کمک میکند بهجای حفظ کردن نام فعالیتها، دلیل آنها را بفهمی.
کتاب درسی، صفحهٔ ۳۲
جلگه؛ میان کوه و آب
جلگه هم سرزمینی هموار است، اما موقعیتش با دشت تفاوت دارد: یک سوی آن به کوه و سوی دیگرش به دریا یا دریاچه میرسد. برای به خاطر سپردن تفاوت، یک مسیر خیالی از کوه تا ساحل بکش؛ زمین هموار میان آنها، موقعیت جلگه را نشان میدهد.
در پیدایش جلگهها، ساختمان زمین، مقاومت سنگ، عمق آب و تراکم آبرفت نقش دارند. آبرفت همان موادی است که آب حمل میکند و بر جا میگذارد. بنابراین شکلگیری جلگه را نباید فقط به یک عامل نسبت داد.
جلگههای گیلان، مازندران و خوزستان از نمونههای ایراناند. حاصلخیزی خاک جلگهها سبب شده جمعیت زیادی در آنها زندگی کنند؛ یعنی ویژگی طبیعی زمین با محل زندگی و فعالیت مردم ارتباط دارد.
کتاب درسی، صفحهٔ ۳۲
تغییر و بهرهبرداری از جلگهها
جلگههای ساحلی هم پیوسته تغییر میکنند. در گروه عوامل طبیعی، جزر و مد، توفان دریایی، سونامی، جریانهای دریایی و تغییر سطح آب دریا قرار دارند. رودهای طغیانی نیز با آوردن و بر جا گذاشتن آبرفت، مکان و وسعت جلگه را تغییر میدهند؛ پس دریا تنها عامل طبیعی نیست.
در گروه عوامل انسانی، ساخت اسکله، بندر، دیوار و جاده و گسترش شهرها و روستاها قرار میگیرد. برای مثال، تبدیل یک مزرعه به ساختمان، هم کاربری زمین و هم چهرهٔ جلگه را تغییر میدهد و ممکن است زمینهای کشاورزی یا جنگلی را از بین ببرد.
جلگهها برای فعالیت اقتصادی مناسباند؛ کشاورزی و فعالیتهای بندری و دریانوردی از فرصتهای آنها هستند. نکتهٔ مهم این است که استفادهٔ اقتصادی میتواند همراه با تغییر محیط باشد.
کتاب درسی، صفحهٔ ۳۳
مثال حلشده
سرزمینی هموار میان کوه و دریا قرار دارد. رود در هنگام طغیان روی آن رسوب میگذارد و بخشی از مزرعههایش برای ساخت جاده و خانه استفاده میشود. نوع سرزمین و عوامل تغییر آن را چگونه تشخیص میدهی؟ پیش از دیدن گامها، خودت پاسخ بده.
نخست موقعیت را بررسی میکنیم: زمین از یک سو به کوه و از سوی دیگر به دریا میرسد؛ بنابراین جلگه است.
سپس تغییر ناشی از رود را جدا میکنیم: طغیان و رسوبگذاری رود عامل طبیعی است و میتواند مکان و وسعت جلگه را تغییر دهد.
بعد دخالت انسان را مشخص میکنیم: ساخت جاده و خانه، عامل انسانی و نمونهای از تغییر کاربری زمین است.
در پایان پیامد را میگوییم: تبدیل مزرعه به جاده و خانه، مساحت زمین کشاورزی را کم میکند.
جواب: این سرزمین جلگه است؛ رسوبگذاری رود عامل طبیعیِ تغییر آن و ساخت جاده و خانه عامل انسانی است که در این نمونه زمین کشاورزی را کاهش داده است.
نکات مهم
دشت زمینی هموار یا نسبتاً هموار در حصار کوههاست، اما جلگه از یک سو به کوه و از سوی دیگر به دریا یا دریاچه میرسد.
دشتها و جلگهها به روشهای گوناگون پدید میآیند و پس از پیدایش نیز با عوامل طبیعی و انسانی تغییر میکنند.
این سرزمینها فرصتهایی مانند کشاورزی، گردشگری، انرژی پاک، معدن یا فعالیتهای بندری دارند، اما همهٔ آنها امکانات یکسانی ندارند.
درس ۷ · صفحهٔ ۳۴ تا ۳۶ · حدود ۱۳ دقیقه · تولید هوش مصنوعی
درس ۵: آب و هوای ایران
در این درس یاد میگیری هوا را از آبوهوا تشخیص بدهی و توضیح دهی کارشناسان چگونه با دادههای جوی، نقشهها و تصاویر ماهوارهای وضع هوا را پیشبینی میکنند.
پیش از شروع
اگر خراسان جنوبی آبوهوایی گرم و خشک دارد، آیا باریدن باران در یکی از روزهای آن یعنی این توصیف اشتباه است؟
نه؛ یک روز بارانی، وضعیت کوتاهمدت هوا را نشان میدهد. گرم و خشک بودن، توصیف شرایط غالب منطقه در درازمدت است؛ پس این دو خبر میتوانند همزمان درست باشند.
هوا یا آبوهوا؟
وقتی میپرسی «الان بیرون سرد است؟»، دربارهٔ هوا سؤال میکنی؛ یعنی وضعیت جو در زمانی مشخص که ممکن است زود تغییر کند. اما وقتی میپرسی «این منطقه معمولاً چه شرایطی دارد؟»، به آبوهوا نزدیک میشوی؛ یعنی ویژگیهای غالب جو در درازمدت.
مثلاً بارانی بودن امروزِ یک شهر، خبری دربارهٔ هواست؛ ولی گرم و خشک بودن یک منطقه، توصیف آبوهوای آن است. یک روز بارانی، بهتنهایی آبوهوای یک منطقهٔ خشک را تغییر نمیدهد.
برای تشخیص این دو، دنبال بازهٔ زمانی و غالب بودن شرایط بگرد. نام شهر بهتنهایی تعیینکننده نیست: میتوان هم دربارهٔ هوای امروزِ یک شهر حرف زد و هم دربارهٔ آبوهوای بلندمدت همان شهر.
کتاب درسی، صفحهٔ ۳۴
از مشاهده تا پیشبینی
پیشبینی هوا حدسِ بیپایه نیست؛ کارشناسان ابتدا اطلاعاتی مانند دما، فشار و رطوبت را گردآوری میکنند و با آنها نقشههای هواشناسی میسازند. سپس تصاویر ماهوارهایِ پیدرپی را بررسی میکنند تا جابهجایی تودههای هوا را دنبال کنند.
تودههای هوا حجمهای بزرگی از هوا هستند و ممکن است مرطوب یا خشک باشند. برای پیشبینی، فقط دانستن اینکه تودهای وجود دارد کافی نیست؛ نوع، سرعت و جهت حرکت آن هم اهمیت دارد.
به حرکت یک دوچرخه فکر کن: یک عکس جای آن را نشان میدهد، ولی چند عکسِ پشتسرهم کمک میکند جهت حرکتش را بفهمی. تصاویر ماهوارهای نیز چنین کمکی میکنند. البته برای تعیین جهت حرکت ابرهای شکل کتاب باید خود تصاویر را ببینیم؛ عنوان شکل بهتنهایی کافی نیست.
کتاب درسی، صفحهٔ ۳۴
خواندن نشانههای نقشه
در نقشههای هواشناسی، مرکز پرفشار را با و مرکز کمفشار را با نشان میدهند. عبور کمفشار معمولاً با هوای ابری و بارانی همراه است؛ پرفشار نیز هوای آرام و پایدار به وجود میآورد. پس این نشانهها به فهم نقشه کمک میکنند.
به واژهٔ «معمولاً» دقت کن: دیدن نشانهٔ کمفشار بهتنهایی برای اعلام بارش قطعی در شهر تو کافی نیست. باید اطلاعات دیگر و مسیر حرکت تودهٔ هوا هم بررسی شود. همچنین «پرفشار» را نباید معادل «گرم» دانست؛ اینجا دربارهٔ فشار و پایداری هوا صحبت میکنیم، نه فقط دما.
برای برنامهای مثل سفر، میتوانی پیشبینی مقصد را از درگاه سازمان هواشناسی یا نرمافزارهای مربوط بررسی کنی. این کار از تکیه کردن فقط بر آبوهوای کلی منطقه یا هوای فعلی محل زندگیات مناسبتر است.
کتاب درسی، صفحهٔ ۳۵
مثال حلشده
فرض کن در یک تصویر ماهوارهای، پهنهای ابری در غرب ایران دیده میشود و در تصویر بعدی همان پهنه به بخشهای مرکزی رسیده است. جهت کلی حرکت چیست و برای نواحی شرقیتر چه نتیجهٔ محتاطانهای میتوان گرفت؟
ابتدا ترتیب زمانی تصاویر را مشخص میکنیم تا جای قدیمی و جدید ابرها جابهجا نشود.
جای همان پهنهٔ ابری را مقایسه میکنیم: از غرب به بخشهای مرکزی رسیده است.
از این جابهجایی نتیجه میگیریم که جهت کلی حرکت به سوی شرق بوده است.
اگر حرکت ادامه یابد، رسیدن ابرها به نواحی شرقیتر محتمل است؛ اما برای پیشبینی بارش باید اطلاعاتی مانند رطوبت و نوع تودهٔ هوا را نیز بررسی کرد.
جواب: حرکت کلی ابرها به سوی شرق است؛ بنابراین بررسی احتمال رسیدن آنها به نواحی شرقیتر منطقی است، اما بارش قطعی را نمیتوان فقط از این جابهجایی نتیجه گرفت.
نکات مهم
هوا وضعیت کوتاهمدت جو است، اما آبوهوا شرایط غالب یک منطقه را در درازمدت بیان میکند.
پیشبینی هوا بر دادههای جوی و بررسی نوع، سرعت و جهت حرکت تودههای هوا تکیه دارد.
کمفشار با نشانهٔ معمولاً هوای ابری و بارانی و پرفشار با نشانهٔ هوای آرام و پایدار به همراه دارد.
درس ۸ · صفحهٔ ۳۶ تا ۴۱ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی
عوامل مؤثر بر آب و هوای ایران
در این درس یاد میگیری چگونه موقعیت جغرافیایی، ارتفاع و جهت کوهستانها و ورود تودههای هوا، تفاوت دما و بارش نواحی ایران را توضیح میدهند.
پیش از شروع
چطور ممکن است کنار دریا از شرجی بودن هوا کلافه شوی، اما همانجا باران کمی ببارد؟
رطوبت، فقط یکی از شرطهای بارندگی است؛ هوای مرطوب باید بتواند بالا برود و ابر بارانزا بسازد. در سواحل جنوبی ایران، فرونشینی هوا مانع مهمی برای این فرایند است؛ پس نزدیکی به دریا همیشه به معنی بارندگی فراوان نیست.
عرض جغرافیایی و گرما
ممکن است در یک روز، مردم شمال غرب ایران لباس گرم بپوشند، اما مردم سواحل جنوبی هوای گرمی را تجربه کنند. برای فهم این تفاوتها، سه گروه عامل را دنبال میکنیم: موقعیت جغرافیایی، ارتفاع و جهت کوهستانها، و تودههای هوا.
نخستین بخش موقعیت جغرافیایی، عرض جغرافیایی است؛ یعنی جای یک منطقه نسبت به خط استوا. جنوب ایران به استوا نزدیکتر است و تابش خورشید هنگام ظهر در آن عمودیتر میتابد؛ بنابراین انرژی بیشتری دریافت میکند. در شمال، تابش مایلتر است و گرمای کمتری میرساند.
پس انتظار داریم جنوب کشور بهطور میانگین گرمتر باشد. البته این یک الگوی کلی است، نه قانونی که برای هر دو شهر بدون توجه به ارتفاع و عوامل دیگر درست باشد.
کتاب درسی، صفحهٔ ۳۸
پرفشار؛ مانعی برای بارش
حالا از زاویۀ تابش به حرکت عمودی هوا توجه کن. در اطراف استوا، هوای گرم بالا میرود و ناحیۀ کمفشار شکل میگیرد. اما در کمربند پرفشار جنبحارهای، هوا فرومینشیند؛ یعنی از بالا به پایین حرکت میکند.
این فرونشینی، جلوی صعود هوا و تشکیل ابر و بارندگی را میگیرد. به همین دلیل، بسیاری از بیابانهای جهان در این کمربند قرار دارند و ایران هم از آن اثر میپذیرد. در تابستان، پرفشار جنبحارهای به داخل کشور گسترش مییابد و مانع مهمی برای بارش میشود.
برای فهم خشکی یک منطقه، فقط نپرس «آب و رطوبت از کجا میآید؟»؛ بپرس «آیا هوا امکان بالا رفتن هم دارد؟» این پرسش، کمبارشی بسیاری از مناطق ایران را بهتر توضیح میدهد.
کتاب درسی، صفحهٔ ۳۸
دریا؛ رطوبت و تعدیل دما
نزدیکی به دریا دو اثر متفاوت دارد: بر رطوبت و بارش اثر میگذارد و اختلاف دما را هم کمتر میکند. در سواحل خزر، دریا منبع مهم رطوبت برای بارش است. اما در سواحل خلیج فارس و دریای عمان، هوای مرطوب امکان صعود مؤثر ندارد؛ بنابراین دریا بیشتر باعث شرجی شدن هوا میشود تا بارش فراوان.
پس «مرطوب بودن هوا» و «پرباران بودن منطقه» را یکی ندان. ممکن است در کنار ساحل عرق کنی و هوا شرجی باشد، ولی بارانی نبارد.
از طرف دیگر، نواحی داخلی ایران از منابع رطوبت دورترند و اختلاف دمای بیشتری دارند. در سواحل شمالی و جنوبی، اختلاف دما کمتر است. در نتیجه، اثر دریا فقط با مقدار باران سنجیده نمیشود.
کتاب درسی، صفحهٔ ۳۸
ارتفاع و دو سوی کوه
اگر از یک دشت به ارتفاعات اطراف بروی، معمولاً هوا خنکتر میشود. در لایۀ تروپوسفر، با هر افزایش ارتفاع، دما بهطور میانگین حدود کاهش مییابد. به همین علت، یک شهر مرتفع میتواند از شهری همعرض ولی کمارتفاع سردتر باشد.
کوهستان فقط دما را تغییر نمیدهد؛ جهت آن نسبت به باد مرطوب بر بارش هم اثر دارد. هوا در برخورد با دامنۀ رو به باد بالا میرود، سرد میشود و بارش ایجاد میکند. پس از عبور از کوه، هوای خشکتری به دامنۀ پشت به باد میرسد.
به همین دلیل، دامنههای غربی زاگرس از دامنههای شرقی آن پربارشترند. در البرز نیز دامنههای شمالی بارش بیشتری دارند. بنابراین دو سوی یک رشتهکوه میتوانند چشماندازهای بسیار متفاوتی داشته باشند.
کتاب درسی، صفحهٔ ۳۹
مهمانهای بزرگِ جوّ ایران
تودۀ هوا حجم بسیار بزرگی از هواست که دما و رطوبت آن در گسترۀ افقی تقریباً یکسان است. ورود چنین حجمی از هوا میتواند وضعیت هوا را در بخش بزرگی از کشور تغییر دهد. برای شناخت تودهها، نام، زمان ورود و اثرشان را کنار هم بگذار:
مرطوب غربی: در دورۀ سرد، رطوبت مدیترانه و اقیانوس اطلس را میآورد؛ مهمترین سامانۀ بارشی ایران است.
سرد و خشک سیبری: در دورۀ سرد موجب سرما و خشکی میشود، اما در سواحل خزر بارش هم ایجاد میکند.
سودانی: گاهی در دورۀ سرد، رطوبت دریای سرخ و بارندگی میآورد.
گرم و خشک: در تابستان از عربستان میآید و دما را بهشدت افزایش میدهد.
مرطوب موسمی: برخی سالها در دورۀ گرم از اقیانوس هند نفوذ میکند و در جنوب شرق باران سیلابی میآورد.
این تودهها جدا از عوامل قبلی عمل نمیکنند؛ رطوبت یک توده ممکن است با برخورد به کوهستان به بارش تبدیل شود.
کتاب درسی، صفحهٔ ۴۰
مثال حلشده
دو نقطه را با شرایط مشابه، جز ارتفاع، در نظر بگیر. دمای نقطۀ کمارتفاع است و نقطۀ دوم بالاتر قرار دارد. با استفاده از میانگین کاهش دما در تروپوسفر، دمای نقطۀ دوم را برآورد کن.
قاعده را مشخص کن: به ازای هر افزایش ارتفاع، دما حدود کاهش مییابد.
تعداد بخشهای ارتفاعی را پیدا کن: ؛ پس اختلاف ارتفاع، دو بخش از این مقدار است.
کاهش دما را حساب کن: .
چون نقطۀ دوم بالاتر است، کاهش دما را کم کن: .
جواب: دمای تقریبی نقطۀ مرتفعتر است؛ این مقدار یک برآورد میانگین است، نه پیشبینی دقیق هوا.
نکات مهم
عرض جغرافیایی بر دریافت گرما، پرفشار جنبحارهای بر جلوگیری از بارش، و فاصله از دریا بر رطوبت و اختلاف دما اثر میگذارد.
افزایش ارتفاع معمولاً دما را کاهش میدهد و جهت کوهستانها باعث تفاوت بارش دامنههای رو به باد و پشت به باد میشود.
تودههای هوا گرما، سرما و رطوبت را جابهجا میکنند و تودۀ مرطوب غربی مهمترین سامانۀ بارشی ایران است.
درس ۹ · صفحهٔ ۴۱ تا ۴۲ · حدود ۷ دقیقه · تولید هوش مصنوعی
انواع آب و هوای ایران
در این درس یاد میگیری چهار نوع آبوهوای ایران را از روی ویژگیهایشان تشخیص بدهی و ویژگیها و علتهای اصلی پیدایش بیابانهای ایران را توضیح بدهی.
پیش از شروع
ممکن است در جایی هوا آنقدر شرجی باشد که احساس کنی لباست نم کشیده، اما همانجا باران کمی ببارد؟
بله؛ در آبوهوای گرم و شرجی، رطوبت هوا بالاست، اما بارندگی اندک است. پس برای شناخت آبوهوای یک ناحیه، نباید فقط به یک ویژگی مثل رطوبت توجه کنیم.
از اندازهگیری تا نقشۀ آبوهوا
برای شناخت آبوهوای یک منطقه، نمیتوانیم فقط به هوای امروز آن نگاه کنیم. به دادههایی نیاز داریم که اندازهگیری، ذخیره و بررسی شده باشند. در ایستگاههای هواشناسی همدیدبانی، اندازهگیریها در نقاط مختلف کشور بهصورت همزمان انجام میشود. دماسنج، دما را اندازه میگیرد؛ بارانسنج برای اندازهگیری بارش است و فشارسنج، فشار هوا را نشان میدهد.
دادهها در رایانه ذخیره میشوند و اقلیمشناسان با بررسی آنها نقشههای گوناگون تهیه میکنند. چون میانگین سالانۀ بارش، دما و رطوبت در سراسر ایران یکسان نیست، کشور را به چهار ناحیۀ آبوهوایی تقسیم کردهاند. بنابراین، این تقسیمبندی بر پایۀ مجموعهای از دادههاست، نه یک روز گرم یا یک بارش شدید.
کتاب درسی، صفحهٔ ۴۱
شرجی بودن با پرباران بودن فرق دارد
پیش از شناخت چهار نوع آبوهوا، یک تفاوت مهم را روشن کنیم: رطوبت هوا همان بارندگی نیست. رطوبت به بخار آب موجود در هوا مربوط است، ولی بارش، آبی است که از جو به سطح زمین میرسد.
در نقشۀ فشار بخار آب، هرچه این فشار بیشتر باشد، هوا مرطوبتر و شرجیتر است. برای تصور آن، یک روز گرم و شرجی را به یاد بیاور که احساس نمناکی داری، اما باران نمیبارد. پس از روی شرجی بودن هوا بهتنهایی نمیتوان نتیجه گرفت که آن ناحیه پرباران است. این نکته کمک میکند آبوهوای گرم و شرجی را با آبوهوای معتدل خزری اشتباه نگیری.
کتاب درسی، صفحهٔ ۴۱
چهار چهرۀ آبوهوای ایران
چهار نوع آبوهوای ایران را با کنار هم گذاشتن ویژگیهایشان بشناس، نه فقط با حفظ کردن نامها:
گرم و خشک: بارش کم، هوای خشک، اختلاف شدید دما و پوشش گیاهی فقیر دارد. تبخیر و تعرق نیز زیاد است؛ یعنی آب از سطح زمین و از راه گیاهان به هوا بازمیگردد.
کوهستانی: با افزایش ارتفاع، دما کاهش و بارندگی افزایش مییابد. میانگین دما پایین است و بارندگی اغلب به شکل برف رخ میدهد.
گرم و شرجی: میانگین دمای سالانه بالاست و رطوبت نسبی زیادی دارد، اما بارندگی آن اندک است.
معتدل خزری: بارندگی زیاد، اعتدال دما در طول سال و پوشش گیاهی غنی دارد.
برای مقایسه، دو ناحیۀ گرم و خشک و گرم و شرجی هر دو کمباراناند، ولی رطوبت هوای آنها یکسان نیست. همچنین، در ناحیۀ کوهستانی باید به ارتفاع و برف توجه کنی؛ در ناحیۀ خزری، بارش فراوان و گیاهان انبوه سرنخهای مهمتری هستند.
کتاب درسی، صفحهٔ ۴۲
بیابان؛ نشانهها و علتها
نواحی خشک و بیابانی ایران در بخشهایی از مناطق داخلی، جنوبی و شرقی قرار دارند. برای شناخت آنها، سه نشانه را کنار هم بگذار: بارش کم و نامنظم، توان زیاد تبخیر و تعرق، و پوشش گیاهی کم. مثل ظرفی که آب کمی وارد آن میشود و امکان از دست دادن آبش زیاد است، در این نواحی نیز آب کافی برای پوشش گیاهی فراوان فراهم نمیشود.
اما نشانه با علت فرق دارد. کتاب سه عامل اصلی ایجاد بیابانها را معرفی میکند:
پرفشار جنبحارهای: فرونشینی هوا در آن، شرایط را برای تشکیل ابر و بارش نامساعد میکند.
جهت رشتهکوههای البرز و زاگرس: میتواند رسیدن هوای مرطوب به نواحی داخلی را محدود کند.
دوری از دریاها و منابع رطوبتی: دسترسی به رطوبت را کاهش میدهد.
پس برای توضیح بیابانی بودن یک ناحیه، گفتن «هوا گرم است» کافی نیست؛ باید وضعیت بارش، از دست رفتن آب و عوامل محدودکنندۀ رطوبت را هم در نظر بگیری.
کتاب درسی، صفحهٔ ۴۲
مثال حلشده
ناحیۀ الف میانگین دمای سالانۀ بالا، رطوبت نسبی زیاد و بارندگی اندک دارد. ناحیۀ ب کمباران است، هوای خشکی دارد و پوشش گیاهی آن فقیر است. نوع آبوهوای هر ناحیه چیست و چرا نمیتوان فقط با توجه به بارندگی، آنها را یکسان دانست؟
ابتدا ویژگی مشترک را پیدا میکنیم: هر دو ناحیه بارندگی اندکی دارند؛ پس این نشانه بهتنهایی آنها را از هم جدا نمیکند.
در ناحیۀ الف، دمای بالا با رطوبت نسبی زیاد همراه است؛ این ترکیب با آبوهوای گرم و شرجی مطابقت دارد.
در ناحیۀ ب، هوای خشک و پوشش گیاهی فقیر در کنار بارش کم قرار گرفتهاند؛ اینها نشانههای آبوهوای گرم و خشک هستند.
نتیجه میگیریم برای تشخیص آبوهوا باید چند ویژگی را با هم بسنجیم، نه اینکه فقط به مقدار بارندگی نگاه کنیم.
جواب: ناحیۀ الف آبوهوای گرم و شرجی و ناحیۀ ب آبوهوای گرم و خشک دارد؛ بارندگی اندک بهتنهایی برای تشخیص نوع آبوهوا کافی نیست.
نکات مهم
تقسیم ایران به چهار ناحیۀ آبوهوایی بر تفاوت میانگین سالانۀ بارش، دما و رطوبت استوار است.
گرم و خشک، کوهستانی، گرم و شرجی و معتدل خزری چهار نوع آبوهوای ایراناند و رطوبت زیاد همیشه به معنی بارندگی زیاد نیست.
پرفشار جنبحارهای، جهت البرز و زاگرس و دوری از منابع رطوبتی از عوامل اصلی ایجاد بیابانهای ایران هستند.
درس ۱۰ · صفحهٔ ۴۲ تا ۴۴ · حدود ۱۲ دقیقه · تولید هوش مصنوعی
علل به وجودآمدن بیابانها در ایران
در این درس یاد میگیری علتهای پیدایش بیابانهای ایران را توضیح بدهی، کویر را از بیابان تشخیص بدهی و ارتباط آبوهوا با زندگی انسان را بیان کنی.
پیش از شروع
اگر نزدیکی به دریا همیشه باعث بارندگی زیاد میشد، چرا در ایران «بیابان گرم ساحلی» هم داریم؟
نزدیکی به دریا بهتنهایی بارندگی زیاد را تضمین نمیکند؛ حتی هوای شرجی هم میتواند بارش کمی داشته باشد. برای فهم بیابانهای ایران باید همزمان به وضعیت فشار هوا، مسیر رشتهکوهها و فاصله از منابع رطوبت توجه کنیم.
ایران، چند چهرهٔ آبوهوایی
پیش از بررسی بیابانها، چهار چهرهٔ اصلی آبوهوای ایران را کنار هم ببین. در آبوهوای گرم و خشک، بارش کم، اختلاف دما شدید، پوشش گیاهی فقیر و تبخیر و تعرق زیاد است. در آبوهوای کوهستانی، با افزایش ارتفاع معمولاً دما کاهش و بارندگی افزایش مییابد و بارش اغلب به شکل برف است.
در آبوهوای گرم و شرجی، دمای سالانه و رطوبت نسبی بالاست، اما بارندگی اندک است. در مقابل، آبوهوای معتدل خزری بارندگی زیاد، دمای معتدل و پوشش گیاهی غنی دارد. پس احساس نمناکی هوا را با پربارانبودن اشتباه نگیر؛ ممکن است هوا شرجی باشد، ولی باران کمی ببارد.
کتاب درسی، صفحهٔ ۴۲
چرا بیابان شکل میگیرد؟
نواحی خشک و بیابانی ایران بیشتر در بخشهای داخلی، جنوبی و شرقی قرار دارند. برای شناخت آنها فقط به گرما نگاه نکن: بارش کم و نامنظم، توان زیاد تبخیر و تعرق و پوشش گیاهی کم نشانههای اصلیاند. یعنی هم آب کمی میرسد و هم امکان ازدسترفتن آب زیاد است.
سه عامل مهم به ایجاد این وضعیت کمک میکنند:
پرفشار جنبحارهای: فرونشینی هوا در این سامانه، تشکیل ابر و بارش را محدود میکند.
جهت البرز و زاگرس: این رشتهکوهها در مسیر ورود هوای مرطوب مانع ایجاد میکنند. بخشی از رطوبت در دامنههای روبهباد میبارد و هوای کمرطوبتتری به پشت کوهها میرسد.
دوری از دریاها و منابع رطوبتی: نواحی دور از این منابع، دسترسی کمتری به رطوبت دارند.
مثل باغچهای فکر کن که هم کم آبیاری میشود و هم آبش زود از دست میرود؛ باقیماندن رطوبت در آن دشوارتر است. البته این مثال فقط برای فهم همزمانِ کمبود ورودی آب و ازدسترفتن آن است.
کتاب درسی، صفحهٔ ۴۲
بیابان با کویر فرق دارد
نقشهٔ پراکندگی بیابانها نشان میدهد که همهٔ بیابانهای ایران یکسان نیستند: بعضی زمستان سرد دارند، بعضی زمستان ملایم و بعضی ساحلیاند. پس «بیابان» را فقط سرزمینی با گرمای همیشگی تصور نکن.
حالا یک تفاوت مهم: کویر، بخشی از بیابان است، نه هممعنی آن. کویر به نمکزارهای پفکرده گفته میشود که تبخیر شدید عامل اصلی شکلگیری آنهاست. برای تصور ساده، وقتی آب شور تبخیر میشود، نمک آن باقی میماند؛ در نواحی کویری نیز تبخیر در پیدایش نمکزار نقش اساسی دارد.
دشت کویر در نواحی مرکزی ایران قرار دارد. بخش بزرگی از آن بیابان واقعی است و میانگین بارش سالانهاش کمتر از است. بنابراین نام «دشت کویر» نباید باعث شود تمام سطح آن را فقط نمکزار بدانیم.
کتاب درسی، صفحهٔ ۴۴
لوت؛ نمونهای از خشکی شدید
لوت در جنوب شرق ایران قرار دارد و هم از خشکترین بیابانهای کشور و هم از گرمترین نواحی زمین به شمار میآید. بخش زیادی از آن، به دلیل قرارگرفتن در منطقهٔ فشار زیاد جنبحارهای، کمتر از باران دارد. اینجا میتوانی ارتباط یک علت و یک نتیجه را روشن ببینی: پرفشار جنبحارهای، محدودشدن بارش و خشکی شدید.
در تصویر کتاب، کلوتهای شهداد در استان کرمان دیده میشوند. کلوتها برجستگیهای میان شیارهای یوشکل در نواحی بیابانیاند. لوت فقط نمونهای از خشکی نیست؛ ارزش طبیعی جهانی هم دارد و در سال ۱۳۹۵ نخستین اثر طبیعی ایران شد که در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شد.
کتاب درسی، صفحهٔ ۴۴
از اقلیم تا زندگی روزمره
شناخت آبوهوا فقط برای خواندن نقشه نیست؛ به تصمیمهای زندگی هم مربوط است. نوع محصول کشاورزی، زمان سفر، رفتوآمد، تراکم جمعیت، سلامت و حتی انتخاب لباس و خانه از آبوهوا تأثیر میگیرند. مثلاً کشاورز باید بداند محصولش با دما و مقدار آبِ در دسترس سازگار هست یا نه.
معماری هم باید با اقلیم هماهنگ باشد. نیاز یک خانه در منطقهٔ پرباران با منطقهٔ گرم و خشک یکسان نیست؛ در یکی بارندگی اهمیت بیشتری پیدا میکند و در دیگری مقابله با گرما و حفظ آسایش داخل خانه. فناوری بخشی از محدودیتهای آبوهوایی را کم کرده است، اما آنها را از بین نبرده؛ حتی با وسایل پیشرفته هم نمیتوان شرایط آبوهوایی محل زندگی را نادیده گرفت.
کتاب درسی، صفحهٔ ۴۴
مثال حلشده
ناحیهای در داخل ایران، دور از دریا و پشت رشتهکوهی در مسیر هوای مرطوب قرار دارد. بارش آن کم و نامنظم و پوشش گیاهیاش اندک است. دو علت احتمالی خشکی آن چیست و آیا با همین اطلاعات میتوان آن را کویر نامید؟
نشانهها را جدا کن: بارش کم و نامنظم و پوشش گیاهی اندک، با شرایط خشک و بیابانی سازگارند.
علت نخست را پیدا کن: دوری از دریا یعنی دسترسی کمتر به منبع رطوبت.
علت دوم را بررسی کن: رشتهکوه میتواند ورود هوای مرطوب را محدود کند و پس از بارش در دامنهٔ روبهباد، رطوبت کمتری به آن سوی کوه برسد.
برای نامگذاری دقیق، تعریف کویر را به یاد بیاور: بدون اطلاعاتی دربارهٔ نمکزارهای پفکرده، نمیتوان صرفاً از روی خشکی، این ناحیه را کویر نامید.
جواب: خشکی این ناحیه را میتوان با دوری از منابع رطوبتی و محدودشدن ورود هوای مرطوب بهوسیلهٔ رشتهکوه توضیح داد؛ اما برای کویرنامیدن آن باید وجود نمکزارهای پفکردهٔ حاصل از تبخیر شدید نیز مشخص باشد.
نکات مهم
پرفشار جنبحارهای، جهت البرز و زاگرس و دوری از منابع رطوبتی در ایجاد بیابانهای ایران نقش دارند.
کویر نمکزارِ شکلگرفته بر اثر تبخیر شدید و بخشی از بیابان است؛ دشت کویر در مرکز و لوت در جنوب شرق ایران قرار دارند.
آبوهوا با وجود پیشرفت فناوری، همچنان بر کشاورزی، معماری، پوشاک، سفر و دیگر جنبههای زندگی اثر میگذارد.
درس ۱۱ · صفحهٔ ۴۴ تا ۴۶ · حدود ۱۴ دقیقه · تولید هوش مصنوعی
آبوهوا چه تأثیری میتواند بر زندگی ما داشته باشد؟
در این درس یاد میگیری چگونه آبوهوا بر محیط طبیعی و زندگی انسان اثر میگذارد و چرا وارونگی دما میتواند آلودگی هوا را تشدید کند.
پیش از شروع
چطور ممکن است در یک صبح سرد، هوای گرمِ بالای شهر به بیشترشدن آلودگی نزدیک زمین کمک کند؟
گاهی هوای سرد نزدیک زمین میماند و لایهای گرمتر بالای آن قرار میگیرد. این چیدمان، بالا رفتن هوا را محدود میکند و آلایندهها نزدیک سطح زمین جمع میشوند؛ پس فقط مقدار دود مهم نیست، وضعیت هوا هم اهمیت دارد.
بیابان و کویر یکی نیستند
پیش از بررسی زندگی انسان، به یک اثر بزرگ آبوهوا بر محیط نگاه کنیم: پیدایش نواحی بسیار خشک. بیابان و کویر دقیقاً هممعنا نیستند؛ کویر، بخش نمکزارِ بیابان است که تبخیر شدید در شکلگیری آن نقش اصلی دارد. بخش بزرگی از دشت کویر بارش سالانۀ کمتر از میلیمتر دارد. لوت نیز در جنوب شرق ایران قرار گرفته و از خشکترین و گرمترین مناطق زمین است. بخش زیادی از آن، بهسبب قرارگرفتن در محدودۀ فشار زیاد جنبحارهای، کمتر از میلیمتر بارش دارد. بنابراین، برای شناخت این محیطها باید هم مقدار بارش و هم شدت تبخیر را در نظر بگیریم.
کتاب درسی، صفحهٔ ۴۴
خانه و راه، هماهنگ با اقلیم
فناوری وابستگی ما به آبوهوا را کمتر کرده، اما آن را از بین نبرده است. ساختن و سفرکردن باید با شرایط محیط هماهنگ باشد. در معماری، توجه به اقلیم میتواند آسایش خانه را بیشتر و نیاز به مصرف انرژی را کمتر کند؛ مثلاً شکل مناسب ساختمان در یک منطقۀ گرم با منطقۀ سرد یکسان نیست. در راهسازی نیز باید خطرهای جوی منطقه را شناخت. هنگام سفر، پیشبینی هوا اهمیت پیدا میکند: برف، بهمن، سیل، یخبندان و مه میتوانند خطرساز باشند. اقلیم، ویژگیهای معمول و بلندمدت منطقه را نشان میدهد؛ پیشبینی هوا به تصمیمگیری برای زمان مشخص سفر کمک میکند.
کتاب درسی، صفحهٔ ۴۴
سلامت و فعالیت انسان
آبوهوا فقط بر ساختمان و جاده اثر ندارد؛ سلامت و توان فعالیت انسان نیز به شرایط محیط وابسته است. جغرافیای پزشکی بررسی میکند که عوامل محیطی چگونه و در کجا بر سلامت اثر میگذارند. برای نمونه، آلودگی هوای شهرهای بزرگ و ریزگردهای نیمۀ غربی کشور میتوانند سلامت جسمی و روحی مردم را تهدید کنند. در فعالیتهای نظامی نیز دما و رطوبت بر لباس، تجهیزات و پشتیبانی اثر دارند. از اردیبهشت تا مهر، گرما و رطوبت جنوب و جنوب غرب برای نیروها مشکل ایجاد میکند، درحالیکه شرایط برخی مناطق شمالی و غربی مانند آذربایجان و کردستان در همان دوره مناسبتر است. پس یک زمان یکسان، در همۀ مناطق شرایط یکسانی ندارد.
کتاب درسی، صفحهٔ ۴۵
تغییر آبوهوا و آلودگی
رابطۀ انسان و آبوهوا یکطرفه نیست؛ فعالیتهای انسان نیز میتواند بر آبوهوا اثر منفی بگذارد. کتاب از مشکلاتی مانند افزایش دما، موجهای شدید گرما، خشکسالی، بیابانزایی، سیل ناگهانی و تغییر الگوی بارش نام میبرد. این مشکلات میتوانند زندگی و محیط را با دشواری روبهرو کنند. یکی از موضوعهای مهم، آلودگی هوا است: ملاک آلودگی فقط دیدهشدن دود یا تیرگی آسمان نیست؛ وجود ترکیب اضافیِ زیانآور برای سلامت جانداران اهمیت دارد. پس ممکن است ظاهر هوا بهتنهایی برای قضاوت کافی نباشد. در بررسی هر مشکل باید بپرسیم چه چیزی تغییر کرده و این تغییر چه خطری برای جانداران دارد.
کتاب درسی، صفحهٔ ۴۶
وارونگی؛ ماندن آلایندهها
برای فهم وارونگی، ابتدا حالت عادی را تصور کن. در لایۀ پایینی جو، معمولاً هرچه بالاتر برویم هوا سردتر میشود؛ هوای گرمتر و سبکترِ نزدیک زمین میتواند بالا برود و جابهجا شود. اما در وضعیت وارونگی که در ماههای سرد رخ میدهد، هوای سرد و سنگین نزدیک زمین میماند و لایهای گرمتر بالای آن قرار میگیرد. این چیدمان مانند مانعی برای بالا رفتن هوای نزدیک زمین عمل میکند. وارونگی خودش دود تولید نمیکند؛ پراکندهشدن آلایندهها را محدود میکند. در نتیجه، آلودگی شهرها و نواحی صنعتی تشدید میشود. به همین دلیل، توجه به هشدارهای سلامت، بهویژه برای کودکان و بیماران قلبی، اهمیت دارد.
کتاب درسی، صفحهٔ ۴۶
مثال حلشده
در یک صبح سرد، میزان دود خروجی خودروها نسبت به روز قبل تغییر نکرده، اما هوای سرد نزدیک زمین و لایهای گرمتر بالای آن قرار گرفته است. دوستی میگوید: «پس آلودگی هم حتماً مثل دیروز است.» آیا استدلال او درست است؟
چیدمان دما را بررسی میکنیم: هوای سرد پایین و هوای گرمتر بالای آن، نشانۀ وارونگی است.
پیامد این چیدمان را پیدا میکنیم: حرکت رو به بالای هوای نزدیک زمین محدود میشود.
اثر آن بر آلایندهها را توضیح میدهیم: دود تولیدشده سختتر پراکنده میشود و میتواند نزدیک زمین جمع شود.
نتیجه میگیریم که برای مقایسۀ آلودگی، علاوه بر میزان تولید آلاینده، باید وضعیت جابهجایی هوا را هم در نظر گرفت.
جواب: خیر؛ ثابتماندن میزان دود به معنی ثابتماندن آلودگی نیست، زیرا وارونگی میتواند با محدودکردن جابهجایی هوا، باعث تجمع بیشتر آلایندهها نزدیک زمین شود.
نکات مهم
کمبارشی و تبخیر شدید در شکلگیری محیطهای خشک نقش دارند، اما کویر مشخصاً بخش نمکزار بیابان است.
شناخت اقلیم و وضعیت هوا به تصمیمگیری بهتر در معماری، حملونقل، سلامت و فعالیتهای نظامی کمک میکند.
در وارونگی دما، قرارگرفتن لایۀ گرم بالای هوای سرد نزدیک زمین، جابهجایی هوا و پراکندگی آلایندهها را محدود میکند.
درس ۱۲ · صفحهٔ ۴۶ تا ۴۸ · حدود ۱۳ دقیقه · تولید هوش مصنوعی
تغییر آب و هوا و مشکلات محیط زیستی ناشی از آن
در این درس یاد میگیری مشکلات محیطزیستی مرتبط با تغییرات آبوهوا، سازوکار وارونگی دما و علتها و پیامدهای ریزگردها را توضیح بدهی و راهکارهای مناسبی برای کاهش آنها پیشنهاد کنی.
پیش از شروع
چرا ممکن است در یک صبح سرد، با اینکه دود خودروها بیشتر نشده، هوای شهر آلودهتر شود؟
گاهی هوای سرد کنار زمین میماند و لایهای گرم بالای آن قرار میگیرد؛ به این وضعیت وارونگی دما میگویند. در این حالت جابهجایی عمودی هوا محدود میشود و آلایندهها بیشتر نزدیک سطح زمین میمانند.
مشکلات آبوهوایی و هوای آلوده
تغییرات آبوهوا فقط به گرمترشدن هوا محدود نمیشود. در این بخش، با مشکلاتی مانند تشدید موجهای گرما، خشکسالی، سیل ناگهانی، بیابانزایی و تغییر الگوی بارش روبهرو هستیم. این مشکلات میتوانند زندگی روزمره، سلامت و محیط طبیعی را تحت تأثیر قرار دهند و فعالیتهای انسان نیز بر آنها اثر منفی بگذارد.
یکی از مشکلات مهم، آلودگی هوا است: موادی به هوا اضافه میشوند که برای جانداران زیان دارند. پس معیار آلودگی فقط تیرهبودن یا بدبوشدن هوا نیست؛ اثر آن مادۀ اضافی بر سلامت هم اهمیت دارد. مثلاً دود خودروها در مسیر مدرسه میتواند هوا را آلوده کند، حتی اگر آسمان کاملاً تیره نشده باشد.
کتاب درسی، صفحهٔ ۴۶
وارونگی؛ درپوشی روی هوای شهر
بهطور معمول در بخش پایینی جو، یعنی تروپوسفر، هرچه بالاتر برویم هوا سردتر میشود. هوای نزدیک زمین نسبت به هوای بالاتر گرمتر و سبکتر است؛ بنابراین میتواند بالا برود و جابهجا شود. این جابهجایی به پراکندهشدن آلایندهها کمک میکند.
در وارونگی دما، بهویژه در ماههای سرد، هوای سرد و سنگین نزدیک زمین قرار میگیرد و هوای گرم بالای آن میماند. لایۀ گرم مانند درپوش، بالارفتن هوا را محدود میکند؛ در نتیجه آلایندههای موجود نزدیک زمین جمع میشوند. تصور کن دود خودروها مثل قبل باشد، اما راه پراکندهشدن آن دشوارتر شود؛ آلودگی بیشتر خواهد شد.
نکتۀ مهم این است که وارونگی خودش مادۀ آلاینده تولید نمیکند، بلکه پراکندگی آن را دشوار میکند. به همین دلیل در چنین روزهایی به کودکان و بیماران قلبی توصیه میشود از خانه بیرون نروند.
کتاب درسی، صفحهٔ ۴۶
ریزگردها؛ علتها و پیامدها
ریزگردها بیشتر از گردوغبارِ واردشده به هوا تشکیل میشوند. پهنۀ بحرانی این پدیده، ایران و کشورهای عراق، ترکیه، کویت و عربستان را دربرمیگیرد؛ پس مسئله به یک شهر یا حتی یک کشور محدود نیست.
کاهش بارش، خشکشدن باتلاقها و مدیریت نامناسب منابع آب به شکلگیری این پدیده کمک میکنند. وقتی یک پهنۀ مرطوب خشک شود، بستر آن میتواند به محلی برای برخاستن گردوغبار تبدیل شود.
پیامدها هم فقط سرفهکردن نیست. ریزگردها میتوانند باعث عفونت ریه و مشکل تنفسی شوند، به جنگلهای بلوط زاگرس آسیب برسانند و تولید محصولات کشاورزی را کاهش دهند. همچنین دید را محدود میکنند؛ مثلاً راننده در هوای پرگردوغبار، خودروی دورتر را بهسختی میبیند. پس این پدیده هم سلامت، هم طبیعت و هم فعالیتهای روزمره را تحت تأثیر قرار میدهد.
کتاب درسی، صفحهٔ ۴۷
راهحل را از سرچشمه پیدا کن
برای مقابله با ریزگردها باید به محل شکلگیری آنها هم توجه کنیم، نه فقط جایی که گردوغبار دیده میشود. اگر تالابی خشک شده باشد، احیای آن و رساندن آب لازم میتواند به کاهش گردوغبار کمک کند. حقابه سهم مشخصی از آب است که باید به محل یا مصرف معینی برسد؛ تأمین حقابۀ رودخانهها با مدیریت درست آب ارتباط دارد.
مهار بیابان، اصلاح شیوۀ کشت و مدیریت آب در بخشهای مختلف نیز از راههای مقابلهاند. این راهکارها باید با علت مشکل هماهنگ باشند.
توجه به بعد مکانی تصمیمها یعنی ببینیم یک اقدام در کجا انجام میشود و بر چه مکانهای دیگری اثر میگذارد. مثلاً کاهش آب ورودی یک تالاب ممکن است به خشکشدن آن و افزایش گردوغبار در شهرهای اطراف بینجامد؛ پس تصمیم دربارهٔ آب فقط مربوط به همان محل مصرف نیست.
کتاب درسی، صفحهٔ ۴۷
مثال حلشده
در شهری، همزمان با کاهش بارش و خشکشدن تالاب نزدیک آن، روزهای پرگردوغبار بیشتر شده است. دو راهکار مناسب پیشنهاد کن و دلیل انتخابت را توضیح بده.
نشانهها را مشخص میکنیم: کاهش بارش و خشکشدن تالاب، با عوامل شکلگیری ریزگردها ارتباط دارند.
رابطۀ علت و پیامد را میسازیم: بستر خشکشدۀ تالاب میتواند به محلی برای برخاستن گردوغبار تبدیل شود و بر هوای شهر اثر بگذارد.
راهکار نخست را به علت وصل میکنیم: تأمین آب لازم برای احیای تالاب، خشکیدگی این محل را هدف میگیرد.
راهکار دوم را انتخاب میکنیم: اصلاح شیوۀ کشت و مدیریت مصرف آب میتواند به حفظ آب موردنیاز تالاب کمک کند؛ بنابراین باید اثر تصمیمهای کشاورزی بر تالاب و شهر را هم در نظر گرفت.
جواب: تأمین آب برای احیای تالاب، و اصلاح شیوۀ کشت برای مدیریت مصرف آب، دو راهکار مناسباند؛ چون علتهای شکلگیری گردوغبار را هدف میگیرند و به حفظ رطوبت تالاب کمک میکنند.
نکات مهم
ورود ترکیبهای زیانآور به هوا آلودگی ایجاد میکند و وارونگی دما با محدودکردن جابهجایی هوا، ماندگاری آلایندهها را بیشتر میکند.
کاهش بارش، خشکشدن باتلاقها و مدیریت نامناسب آب در شکلگیری ریزگردها نقش دارند و این ذرات به سلامت، پوشش گیاهی، کشاورزی و دید آسیب میزنند.
احیای تالابها، تأمین حقابه، مهار بیابان، اصلاح کشت و مدیریت درست آب، همراه با توجه به پیامدهای مکانی تصمیمها، به کاهش ریزگردها کمک میکنند.
درس ۱۳ · صفحهٔ ۴۸ تا ۵۳ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی
درس ۶: منابع آب ایران
در این درس یاد میگیری منشأ آب قابل دسترس و ویژگی رودهای ایران را توضیح بدهی و کانونهای آبگیر و حوضههای آبریز را از هم تشخیص بدهی.
پیش از شروع
اگر چند ماه باران نبارد، چطور ممکن است هنوز از چشمه آب بجوشد و در یک رود آب جریان داشته باشد؟
بخشی از بارشهای گذشته در زمین نفوذ کرده و بخشی به شکل برف در کوهستان ذخیره شده است. آب زیرزمینی و ذوب تدریجی برف میتوانند پس از پایان بارش هم آب مورد نیاز ما و جریان رودها را تأمین کنند.
از بارش تا آب قابل دسترس
آبی که از شیر خانه میآید، آغاز مسیرش شیر آب نیست! سرچشمۀ اصلی آب کشور، بارش برف و باران است. در فصلهای سرد، بارشها رودها را تغذیه میکنند. بخشی از آب نیز در زمین فرو میرود و ذخیره میشود؛ این آب در فصل گرم از راه چشمه، چاه و قنات در دسترس قرار میگیرد.
قنات آب تولید نمیکند؛ راهی برای دسترسی به آب زیرزمینی است. نیاکان ما آن را برای زندگی در سرزمین کمآب ایران ابداع کردند.
بارش در همۀ نقاط ایران یکسان نیست؛ بنابراین مقدار آب در دسترس هم همهجا برابر نیست. مثل دو ظرف که یکی زیر باران بیشتری قرار گرفته باشد، مناطق مختلف سهم یکسانی از بارش ندارند. پس وجود آب در بخشی از کشور، به معنای فراوانی آب در همۀ مناطق نیست.
کتاب درسی، صفحهٔ ۵۰
چرا رودها یکسان نیستند؟
برای شناخت رودهای ایران، دو پرسش کمکمان میکند: چه زمانی آب بیشتری دارند و از کجا تغذیه میشوند؟ بیشتر بارشهای کشور از اواخر پاییز تا اوایل بهار رخ میدهد؛ هرچه به پایان این دورۀ بارش نزدیک میشویم، آبدهی رودها بیشتر میشود. آبدهی یعنی مقدار آبی که رود از خود عبور میدهد.
از نظر مکانی نیز، با توجه به رشتهکوهها و جهت آنها، هرچه از غرب به شرق برویم، مقدار آب رودها کمتر میشود. این یک الگوی کلی است، نه اینکه تکتک رودهای شرقی همیشه از هر رود غربی کمآبتر باشند.
کوهستانهای بلند و برفگیر مانند ذخیرهگاه آب عمل میکنند و رودهای تغذیهشده از آنها دائمیاند. اگر این رودها در نواحی مرطوب جریان داشته باشند، پرآبتر میشوند. در مقابل، رودهای مناطق نسبتاً خشک بیشتر طغیانی و اتفاقیاند؛ ممکن است پس از بارشی ناگهان پرآب شوند و آبشان از سالی به سال دیگر تفاوت زیادی کند.
کتاب درسی، صفحهٔ ۵۰
کانونهای آبگیر و انواع آنها
بعضی نقاط مرتفع کوهستانی سرچشمۀ چند رود هستند؛ به این مکانها کانون آبگیر میگوییم. آنها را مانند محل آغاز چند مسیر تصور کن؛ رودها از یک کانون سرچشمه میگیرند، اما ممکن است در جهتهای متفاوت حرکت کنند.
کتاب سه نوع کانون آبگیر معرفی میکند:
دائمی: بارش آن بیش از است و بارشها دستکم در از سال رخ میدهند. هر دو شرط لازم است.
فصلی: ذخیرۀ برفِ فصل سرد را تا آغاز ماههای گرم نگه میدارد. در این دستهبندی، مقدار بارش و زمان وقوع آن ملاک نیست؛ ماندگاری برف اهمیت دارد.
اتفاقی: در کوهستانهای نزدیک مناطق گرموخشک و بر اثر بارشهای کوتاه و گاهبهگاه شکل میگیرد.
پس برای تشخیص نوع کانون، تنها نپرس «چقدر باران میبارد؟»؛ پراکندگی بارش در طول سال، ماندگاری برف و اتفاقیبودن بارشها هم مهماند.
کتاب درسی، صفحهٔ ۵۱
حوضۀ آبریز؛ آب به کجا میرود؟
اگر روی سطحی شیبدار آب بریزی، آب به سمت بخش پایینتر حرکت میکند. در طبیعت هم شکل زمین و شیب ناهمواریها تعیین میکنند آبهای جاری به کدام سو بروند. محدودهای که آبهایش را به سوی پایینترین نقطۀ خود هدایت میکند، حوضۀ آبریز است.
حوضههای آبریز ایران دو نوعاند:
خارجی: آب رودهای آنها به دریاهای اطراف کشور میریزد؛ البته مردم در طول مسیر از این آب استفاده میکنند.
داخلی: آب رودهای آنها در داخل کشور جریان دارد و به دریاچههای داخلی میریزد.
تفاوت مهم را به خاطر بسپار: کانون آبگیر محل سرچشمهگرفتن رودهاست؛ حوضۀ آبریز محدودهای است که مسیر جمعشدن آبها را مشخص میکند. بنابراین همۀ آبهای ایران در بخش مرکزی کشور جمع نمیشوند و برای شناخت نوع حوضه باید مقصد رودها را دنبال کنیم.
کتاب درسی، صفحهٔ ۵۲
نکات مهم
آب کشور از بارش تأمین میشود و ذخیرۀ برف و آب زیرزمینی، دسترسی به آب را پس از پایان بارش ممکن میکنند.
آب رودهای ایران در زمانها و مکانهای مختلف یکسان نیست و کانونهای آبگیر آنها به سه نوع دائمی، فصلی و اتفاقی تقسیم میشوند.
کانون آبگیر محل سرچشمۀ رودهاست، اما حوضۀ آبریز محدودۀ هدایت آبهاست و با توجه به مقصد رودها داخلی یا خارجی است.
درس ۱۴ · صفحهٔ ۵۳ تا ۵۵ · حدود ۱۱ دقیقه · تولید هوش مصنوعی
دریاها و دریاچههای ایران
در این درس یاد میگیری ویژگیهای اصلی خزر و راه ارتباطی آن را توضیح بدهی و اهمیت اقتصادی و محیطزیستی آن را به راههای حفاظت از حیاتوحشش پیوند بزنی.
پیش از شروع
چطور ممکن است یک پهنۀ آبی، هم «دریا» نامیده شود و هم بزرگترین «دریاچۀ» جهان باشد؟
خزر از آبهای قدیمی جدا مانده و به بزرگترین دریاچۀ جهان تبدیل شده است. وسعت بسیار زیادش باعث شده آن را «دریا» بنامند؛ پس نام یک پهنۀ آبی همیشه برای شناخت ویژگیهایش کافی نیست.
دریا در نام، دریاچه در ویژگی
اگر نام «دریای خزر» را بشنوی، شاید تصور کنی بخشی از یک اقیانوس است؛ اما داستانش فرق دارد. خزر بازماندۀ دریای بسیار بزرگی به نام تتیس است و از حدود میلیون سال پیش از بقیۀ آبهای قدیمی جدا مانده است. این پهنۀ آبی به دلیل وسعت زیاد، دریا نام گرفته، ولی بزرگترین دریاچۀ جهان است. شکل کلی آن در راستای شمال به جنوب کشیده شده است. خزر در طول تاریخ نامهای گوناگونی داشته؛ برای مثال، اگر روی یک نقشۀ خارجی نام «کاسپین» را دیدی، بدان منظور همین دریای خزر است.
کتاب درسی، صفحهٔ ۵۳
رودها و راه ارتباطی خزر
برای شناخت خزر، مسیر ورود رودها را مثل نشانیهای روی نقشه دنبال کن. ولگا و اورال از شمال وارد میشوند؛ سفیدرود و هراز از جنوب؛ اترک و گرگان از جنوب شرق؛ و کورا و ارس از جنوب غرب. این دستهبندی کمک میکند نامها را همراه با جهتشان یاد بگیری. خزر حدود طول و عرض متوسط دارد. سطح آبش حدود پایینتر از سطح آبهای آزاد است؛ این عدد، عمق دریا نیست! مساحت خزر با تغییر سطح آب عوض میشود. همچنین خزر از راه کانال دن ـ ولگا با دریای سیاه ارتباط دارد.
کتاب درسی، صفحهٔ ۵۳
ارزش اقتصادی و محیطزیستی
اهمیت خزر را فقط در منظره و ساحل آن خلاصه نکن. این پهنۀ آبی برای تجارت دریایی، استفاده از منابع نفت و گاز، گردشگری و صید ماهی اهمیت دارد. مثلاً جابهجایی کالا با کشتی به تجارت مربوط است، اما سفر برای تفریح در ساحل به گردشگری. خزر از نظر محیطزیستی هم ارزشمند است: ماهیان خاویاری از آبزیان مهم آن هستند و بعضی تالابهای کنارش محل توقف پرندگان مهاجرند. پس خزر هم در زندگی و فعالیتهای اقتصادی مردم نقش دارد و هم زیستگاه ارزشمندی برای جانوران است؛ هیچکدام از این دو جنبه را نباید نادیده گرفت.
کتاب درسی، صفحهٔ ۵۴
حفاظت از فک خزری
فک خزری یکی از پستانداران کمیاب آبزی است که زیستگاهش خزر و رودخانههای منتهی به آن است. زندگی در آب به این معنا نیست که ساحل برایش بیاهمیت است؛ فک برای زادآوری و گاهی استراحت به ساحل میآید. این جانور با خوردن آبزیان بیمار به تعادل زیستبوم کمک میکند. شکار، کمبود مکان استراحت، بیماریهای عفونی، تغییرات اقلیمی، گرفتار شدن در تور صیادی و آلایندههای شیمیایی آن را تهدید میکنند. برای حفاظت، باید هر تهدید را به اقدامی مناسب وصل کنیم؛ مثلاً حفظ محلهای امن ساحلی به استراحت و زادآوری فکها کمک میکند.
کتاب درسی، صفحهٔ ۵۴
نکات مهم
خزر بازماندۀ تتیس و بزرگترین دریاچۀ جهان است که به دلیل وسعت زیاد، دریا نامیده میشود.
رودهایی از جهتهای مختلف به خزر میریزند و کانال دن ـ ولگا آن را به دریای سیاه مرتبط میکند.
خزر ارزش اقتصادی و محیطزیستی دارد و حفاظت از حیاتوحش آن به کاهش تهدیدهای آب و ساحل وابسته است.
درس ۱۵ · صفحهٔ ۵۵ تا ۵۷ · حدود ۹ دقیقه · تولید هوش مصنوعی
خلیج فارس مسیر دریایی ایرانیان برای همکاری جهانی
در این درس یاد میگیری ویژگیهای اصلی خلیج فارس را بشناسی و اهمیت منابع، تجارت دریایی و تنگه هرمز را توضیح بدهی.
پیش از شروع
چطور ممکن است یک تنگه، با اینکه تنها بخشی از مسیر حرکت کشتیهاست، برای کشورهای زیادی در جهان اهمیت داشته باشد؟
اهمیت یک گذرگاه فقط به اندازه آن نیست؛ به مسیرهایی بستگی دارد که به هم وصل میکند. تنگه هرمز، خلیج فارسِ سرشار از منابع و دارای تجارت دریایی را به دریای عمان پیوند میدهد؛ برای همین اهمیت آن فراتر از سواحل اطرافش است.
خلیج فارس کجاست؟
برای فهمیدن اهمیت خلیج فارس، اول جای آن را در ذهن بساز. آب اقیانوس هند از مسیر دریای عمان و تنگه هرمز به این پهنه رسیده است؛ پس خلیج فارس از راه همین مسیر با آبهای بیرون ارتباط دارد. شکل کلی آن هلالی است و در امتداد شرق به غرب قرار گرفته است.
در سواحل آن، خلیجهای کوچکتری هم دیده میشود که «خور» نام دارند؛ مانند خور موسی. رودهایی مانند کارون به آن میریزند و جزیرههای ایرانی متعددی در آن قرار دارند؛ قشم بزرگترین جزیره این خلیج است. این تصویر را به خاطر بسپار: یک پهنه آبی با ساحلها، رودهای ورودی، جزیرهها و یک مسیر ارتباطی دریایی.
کتاب درسی، صفحهٔ ۵۵
راه تجارت و سرچشمه منابع
اهمیت خلیج فارس را میتوان از دو زاویه دید: راه جابهجایی کالا و محل تأمین منابع ارزشمند. کشتیها از آن برای تجارت دریایی استفاده میکنند. در بستر آن نیز ذخایر بزرگ نفت و گاز وجود دارد؛ بنابراین این پهنه آبی در فعالیتهای اقتصادی نقش مهمی دارد.
اما اهمیت اقتصادی آن فقط به نفت و گاز محدود نمیشود. ماهی و میگو، امکان صیادی و تأمین خوراک و درآمد را فراهم میکنند. صید و پرورش مروارید هم از فعالیتهای مهم این خلیج است. مثلاً ماهیای که در بازار یک بندر فروخته میشود، پیوند میان منابع دریا و زندگی مردم ساحل را نشان میدهد. پس وقتی از اهمیت خلیج فارس میگویی، هم تجارت و انرژی را ببین و هم منابع زیستی را.
کتاب درسی، صفحهٔ ۵۶
هرمز؛ گذرگاهی راهبردی
حالا منابع و تجارت خلیج فارس را کنار جایگاه تنگه هرمز بگذار. این تنگه، راه اتصال خلیج فارس به دریای عمان است. کشتیای که بخواهد از خلیج فارس به دریای عمان برود، از این گذرگاه عبور میکند. بنابراین رفتوآمد دریایی خلیج فارس با موقعیت این تنگه پیوند دارد.
وقتی یک مکان برای ارتباط، تجارت و تصمیمهای مهم کشورها نقش ویژهای داشته باشد، آن را راهبردی یا استراتژیک مینامیم. تنگه هرمز چنین جایگاهی دارد. آن را مانند درِ ارتباطی یک مجموعه بزرگ تصور کن: اهمیت در فقط به خودش نیست، بلکه به رفتوآمدهایی هم مربوط است که از آن انجام میشود. پس برای توضیح اهمیت هرمز، باید هم محل اتصالش را بدانی و هم اهمیت خلیج فارس را.
کتاب درسی، صفحهٔ ۵۶
مثال حلشده
دانشآموزی میگوید: «خلیج فارس فقط به خاطر نفت و گاز اهمیت دارد.» با استفاده از مطالب درس، نشان بده چرا نظر او کامل نیست.
ابتدا بخش درست گفته را مشخص میکنیم: منابع بزرگ نفت و گاز واقعاً یکی از دلایل اهمیت خلیج فارساند.
سپس منابع دیگر را به یاد میآوریم: ماهی، میگو و مروارید نیز ارزش اقتصادی دارند و با فعالیتهای مردم ارتباط پیدا میکنند.
نقش ارتباطی را اضافه میکنیم: خلیج فارس مسیر تجارت دریایی است و تنگه هرمز آن را به دریای عمان متصل میکند.
نتیجه میگیریم که واژه «فقط» درست نیست؛ اهمیت خلیج فارس از کنار هم قرار گرفتن منابع و موقعیت ارتباطی آن به وجود میآید.
جواب: این نظر کامل نیست؛ خلیج فارس علاوه بر نفت و گاز، برای تجارت دریایی، صید ماهی و میگو و صید و پرورش مروارید اهمیت دارد و از راه تنگه راهبردی هرمز به دریای عمان متصل میشود.
نکات مهم
خلیج فارس از طریق تنگه هرمز به دریای عمان ارتباط دارد و دارای خورها، رودهای ورودی و جزیرههای متعدد است.
تجارت دریایی، نفت و گاز، ماهی و میگو و صید و پرورش مروارید از دلایل اهمیت خلیج فارساند.
تنگه هرمز به دلیل نقش ارتباطی خود در مسیر رفتوآمد دریایی خلیج فارس، جایگاهی راهبردی دارد.
درس ۱۶ · صفحهٔ ۵۷ تا ۵۹ · حدود ۱۰ دقیقه · تولید هوش مصنوعی
دریای عمان: ایران به اقیانوس راه دارد.
در این درس یاد میگیری موقعیت و اهمیت دریای عمان را توضیح بدهی و منابع آلودگی دریاها را به راههای کاهش آنها پیوند بزنی.
پیش از شروع
چرا چابهار را «بندر اقیانوسی ایران» مینامند؟ موقعیت آن چه فرصتی برای ایران ایجاد کرده است؟
چابهار در ساحل شمالی دریای عمان قرار دارد؛ دریایی که بخشی از آبهای اقیانوس هند است. این موقعیت، دسترسی ایران به آبهای آزاد جهان و رفتوآمد کشتیهای اقیانوسی را امکانپذیر میکند.
راه ایران به اقیانوس
برای شناخت دریای عمان، اول جای آن را در ذهن مشخص کن: این دریا میان ایران، عمان و پاکستان قرار گرفته و در گذشته «دریای مکران» نام داشته است. چابهار، تنها بندر اقیانوسی ایران، در ساحل شمالی آن قرار دارد.
دریای عمان بخشی از آبهای اقیانوس هند است و تنگۀ هرمز، مرز ارتباطی آن با خلیجفارس است. پس دریای عمان و خلیجفارس دو نام برای یک دریا نیستند.
اهمیت این موقعیت را با یک تصویر ساده به خاطر بسپار: دریای عمان مانند دری است که از ساحل ایران به شبکهٔ آبهای آزاد جهان باز میشود. منظور از دسترسی به دریاهای جهان، ارتباط از راه آبهای بههمپیوسته است، نه اینکه دریای عمان با تکتک آنها مرز مشترک داشته باشد.
کتاب درسی، صفحهٔ ۵۷
از بندر تا سفرۀ مردم
موقعیت دریای عمان فقط یک ویژگی روی نقشه نیست؛ برای حملونقل و زندگی مردم فرصت ایجاد میکند. از راه این دریا میتوان کالا و مسافر جابهجا کرد و به آبهای آزاد جهان دسترسی داشت.
عمق دریا در بعضی جاها به میرسد و برای عبور کشتیهای تجاری و نفتکشهای بسیار بزرگ مناسب است. جنس ساحل، عمق مناسب و بینیازی از آبراه و کانال دریانوردی در سواحل مکران نیز به ساخت و گسترش بندرها کمک میکند. مثل یک محل توقف مناسب که هم راه دسترسی خوبی دارد و هم فضای لازم برای وسیلههای بزرگ را فراهم میکند.
در مقیاس زندگی روزمره، صیادی و پرورش ماهی و میگو از فرصتهای این دریاست. پس اهمیت دریای عمان دو چهره دارد: ارتباط و حملونقل در مقیاس گسترده، و ایجاد شغل برای مردم ساحلنشین.
کتاب درسی، صفحهٔ ۵۷
آلودگی از کجا میآید؟
آلودگی دریا فقط زبالهای نیست که روی آب میبینیم. ورود مستقیم یا غیرمستقیم ماده یا انرژی زیانآور میتواند رشد و تولید جانداران را کاهش دهد و به سلامت آبزیان و انسان آسیب برساند. بنابراین، شفاف بودن ظاهر آب بهتنهایی نشان نمیدهد که آلودگی وجود ندارد.
منابع تهدیدکنندۀ دریاهای ایران را در چند گروه به خاطر بسپار: فاضلابهای شهری، صنعتی و کشاورزی؛ زبالههای جامد مانند پلاستیک؛ آلایندههای شیمیایی آلی، معدنی و رادیواکتیو؛ و فعالیتهای استخراج و حملونقل نفت. کودها و سموم مصرفشده در زمینهای کشاورزی نیز ممکن است با رودها به دریا برسند.
برای پیدا کردن راهحل، از خودت بپرس: «آلاینده از کجا و از چه راهی میرسد؟» مثلاً تصفیۀ فاضلاب پیش از تخلیه، جلوگیری از رهاسازی پلاستیک و مدیریت مصرف کود و سم، هرکدام بخشی از مسیر ورود آلودگی را هدف میگیرند. پس مراقبت از دریا فقط وظیفۀ کسانی نیست که کنار ساحل زندگی میکنند.
کتاب درسی، صفحهٔ ۵۸
مثال حلشده
در منطقهای ساحلی، فاضلاب یک شهر و آبِ جاریشده از زمینهای کشاورزی وارد رود میشود و رود به دریا میریزد. برای کاهش آلودگی دریا دو راهحل پیشنهاد کن و دلیل انتخابت را بگو.
منابع آلودگی را جدا میکنیم: یکی فاضلاب شهری است و دیگری کودها و سمومی است که ممکن است همراه آب زمینهای کشاورزی جابهجا شوند.
مسیر انتقال را مشخص میکنیم: آلایندهها ابتدا به رود و سپس به دریا میرسند؛ پس ورود آنها به دریا غیرمستقیم است.
برای منبع شهری، تصفیۀ فاضلاب پیش از تخلیه به رود را پیشنهاد میکنیم تا مواد آلایندۀ کمتری وارد مسیر شوند.
برای منبع کشاورزی، مدیریت مصرف کود و سم و جلوگیری از ورود آنها به رود را پیشنهاد میکنیم؛ پاککردن زبالههای ساحل بهتنهایی این دو منبع را مهار نمیکند.
جواب: تصفیۀ فاضلاب پیش از ورود به رود و مدیریت مصرف کود و سم در زمینهای کشاورزی، دو راهحل متناسباند؛ زیرا ورود آلایندهها را در مسیر رسیدن به دریا کاهش میدهند.
نکات مهم
دریای عمان بخشی از اقیانوس هند و راه دسترسی ایران به آبهای آزاد جهان است و چابهار در ساحل شمالی آن قرار دارد.
دسترسی دریایی، شرایط مناسب بندرسازی و مشاغلی مانند صیادی و پرورش آبزیان، از دلایل اهمیت دریای عماناند.
آلودگی میتواند مستقیم یا غیرمستقیم وارد دریا شود و برای کاهش آن باید منبع و مسیر ورود آلاینده را شناخت.
درس ۱۷ · صفحهٔ ۵۹ تا ۶۲ · حدود ۱۳ دقیقه · تولید هوش مصنوعی
دریاچههای ایران
در این درس یاد میگیری روند تاریخی کاهش آب دریاچه ارومیه را توضیح بدهی، افت تراز را از کاهش وسعت تشخیص بدهی و عوامل طبیعی و انسانی مؤثر بر آن را به هم پیوند دهی.
پیش از شروع
چطور ممکن است پایین رفتن سطح آب یک دریاچه، بخش بزرگی از آن را به خشکی تبدیل کند؟ آیا عمق دریاچه در این اتفاق نقشی دارد؟
بله؛ در دریاچهای کمعمق، پایین رفتن آب میتواند پهنه بزرگی از بستر را نمایان کند. برای ارومیه نیز افت تراز فقط پایین رفتن سطح آب نبود؛ با عقبنشینی ساحل و خشک شدن بخشهایی از دریاچه همراه شد.
دریاچه و آبهای ورودی
برای فهم تغییرات ارومیه، اول باید بدانیم آب آن از کجا میآید. بخشی از آب از چشمههای کف و کنارههای دریاچه و بخشی از رودهای ورودی تأمین میشود. پس سرنوشت دریاچه فقط در ساحل آن تعیین نمیشود؛ اتفاقهایی که در مسیر رودها و در سراسر حوضه آبریز رخ میدهند هم اهمیت دارند. حوضه آبریز، محدودهای است که آبهای آن به سوی یک مقصد مشترک هدایت میشوند.
یک حوض را تصور کن که چند جوی به آن آب میرسانند. اگر آب جویها پیش از رسیدن مصرف شود، آب کمتری به حوض میرسد. برای ارومیه، این مسئله تنها کم شدن آب نیست؛ جزایر آن محل زندگی پرندگان مهاجرند و وجود آب دریاچه به ملایمتر شدن آبوهوای اطراف نیز کمک میکند.
کتاب درسی، صفحهٔ ۶۰
از افت تراز تا گسترش خشکی
حالا روند تاریخی گزارششده در کتاب را دنبال کنیم. پس از دوره پرآبی سال ۱۳۷۴، تراز آب ارومیه رو به کاهش رفت. تراز آب یعنی ارتفاع سطح آب؛ آن را با وسعت دریاچه، یعنی پهنه پوشیده از آب، یکی ندان. در دوره بیستساله مورد اشاره کتاب، افت تراز بیش از و میانگین سالانه آن حدود گزارش شده است؛ میانگین بودن، به معنی افت یکسان در تکتک سالها نیست.
چون ارومیه کمعمق است، این افت باعث شد بخش بزرگی از بستر آن خشک شود. در همین دوره، بر اثر تبخیر و نرسیدن آب کافی، بیش از از حجم آب از دست رفت. شدت خشکی در شهریور ۱۳۹۳ به جایی رسید که بخش جنوبی کاملاً خشک شد. این ارقام، شرح دوره تاریخی متناند، نه گزارش وضعیت امروز.
کتاب درسی، صفحهٔ ۶۱
یک بحران، چند عامل
آیا میتوان بحران ارومیه را فقط نتیجه کمبارشی دانست؟ کتاب مجموعهای از عوامل طبیعی و انسانی را کنار هم میآورد. تغییر اقلیم و خشکسالی، منابع آب را تحت فشار قرار میدهند. همزمان، گسترش زمینهای زیرکشت و برداشت بیش از اندازه آب، سهم آبِ در دسترس برای دریاچه را کاهش میدهند. افزایش جمعیت شهرها و روستاهای حوضه نیز نیاز به آب را بیشتر میکند.
تخریب مراتع و پوشش گیاهی و افزایش سدسازی روی رودهای حوضه هم در فهرست عوامل آمدهاند. در کنار اینها، نبود برنامهریزی مناسب برای استفاده از سرزمین و مدیریت یکپارچه حوضه مهم است؛ یعنی تصمیمهای مربوط به کشاورزی، شهرها، سدها و طبیعت باید هماهنگ باشند. مثل چند نفر که از یک مخزن مشترک آب برمیدارند: تصمیم هر نفر بر سهم دیگران اثر دارد.
کتاب درسی، صفحهٔ ۶۲
مثال حلشده
در یک موقعیت فرضی، بارش حوضه ارومیه نسبت به سال قبل تغییر نکرده، اما زمینهای زیرکشت و برداشت آب از رودها بیشتر شده است. آیا باز هم ممکن است آب دریاچه کاهش پیدا کند؟ مسیر استدلالت را توضیح بده.
ابتدا منبع آب را مشخص میکنیم: رودهای حوضه بخشی از آب دریاچه را تأمین میکنند.
گسترش کشت و افزایش برداشت میتواند باعث شود آب کمتری از رودها به دریاچه برسد؛ ثابت بودن بارش لزوماً به معنی ثابت بودن آب ورودی نیست.
اگر آب ورودی کاهش یابد و تبخیر ادامه داشته باشد، امکان کم شدن ذخیره آب و افت تراز وجود دارد.
چون دریاچه کمعمق است، افت تراز میتواند بخشهایی از بستر را از زیر آب بیرون بیاورد و پهنه خشکی را گسترش دهد.
جواب: افزایش مصرف در بالادست میتواند آب ورودی دریاچه را کم کند؛ بنابراین با ثابت ماندن بارش هم امکان افت تراز و گسترش خشکی وجود دارد.
نکات مهم
آب ارومیه از رودها و چشمهها تأمین میشود، پس وضعیت سراسر حوضه آبریز بر آن اثر دارد.
افت تراز آب در دریاچه کمعمق ارومیه با عقبنشینی ساحل و خشک شدن بخش گستردهای از بستر همراه شد.
بحران ارومیه حاصل همراهی عوامل اقلیمی، افزایش مصرف آب و مشکلات مدیریت حوضه است، نه فقط یک عامل.
درس ۱۸ · صفحهٔ ۶۲ تا ۶۵ · حدود ۱۱ دقیقه · تولید هوش مصنوعی
مهمترین دلایل کاهش آب دریاچه ارومیه
در این درس یاد میگیری علتهای اصلی کاهش آب دریاچه ارومیه را توضیح بدهی و نقش همکاری و مراحل برنامه احیا را بشناسی.
پیش از شروع
اگر در یک سال بارندگی بهتر شود، آیا میتوان مطمئن بود که مشکل کمآبی دریاچه ارومیه حل شده است؟
نه لزوماً؛ بارندگی فقط یکی از بخشهای ماجراست. مقدار برداشت آب، شیوه استفاده از زمین و هماهنگی تصمیمها در سراسر حوضه آبریز هم اهمیت دارند؛ پس برای نجات دریاچه باید چند علت را کنار هم دید.
یک بحران، چند علت
برای فهم بحران، فقط به خود دریاچه نگاه نکن؛ حوضه آبریز را هم ببین: محدودهای که آبهای جاری آن به سوی دریاچه میروند. اتفاقهای این محدوده میتوانند بر آب دریاچه اثر بگذارند.
کتاب شش عامل اصلی را کنار هم قرار میدهد:
نبود برنامهریزی و مدیریت هماهنگ: آمایش یعنی استفاده از سرزمین متناسب با توان آن؛ تصمیمهای بخشهای مختلف حوضه نیز باید با هم سازگار باشند.
گسترش زمینهای کشاورزی و برداشت بیش از اندازه آب: افزایش مصرف میتواند آب کمتری برای دریاچه باقی بگذارد.
افزایش جمعیت شهرها و روستاها: نیاز به آب بیشتر میشود.
تغییر اقلیم و خشکسالی: شرایط طبیعی تأمین آب تغییر میکند.
تخریب مراتع و پوشش گیاهی: حرکت و نفوذ آب در حوضه تحت تأثیر قرار میگیرد.
افزایش سدسازی روی رودخانهها: جریان رسیدن آب به دریاچه تغییر میکند.
مثل یک مخزن مشترک است: هم مقدار آب ورودی مهم است و هم میزان برداشت مصرفکنندگان. پس این بحران را نباید فقط با یک علت توضیح داد.
کتاب درسی، صفحهٔ ۶۲
نجات با همکاری
وقتی علتها به هم پیوستهاند، راهحلها هم باید هماهنگ باشند. در سال ۱۳۹۲ تشکیل کارگروه ملّی نجات دریاچه ارومیه تصویب شد تا رسیدگی به این بحران، در سطح ملّی دنبال شود.
برنامه کارگروه فقط اجرای یک طرح ساختمانی نبود. ابتدا باید علتها، وضعیت موجود و آینده احتمالی دریاچه بهتر شناخته میشد. بررسیها نیز باید هم طبیعت و آب را در بر میگرفت و هم اقتصاد و زندگی مردم را.
در کنار این شناخت، همکاری سازمانهای مسئول، استفاده از دانش متخصصان، همراهی مسئولان محلی و مشارکت مردم اهمیت داشت. آگاهسازی عمومی کمک میکند نجات دریاچه مسئلهای مربوط به همه دانسته شود، نه فقط ساکنان کنار ساحل.
حاصل این همکاری باید نقشه راه احیا باشد؛ یعنی مسیری روشن برای رسیدن به هدف. مثل یک کار گروهی که بدون تقسیم مسئولیت و برنامه مشترک، تلاش اعضایش ممکن است پراکنده بماند.
کتاب درسی، صفحهٔ ۶۳
اول تثبیت، بعد احیا
آیا میتوان از دریاچهای که سطح آبش پیوسته پایین میرود، یکباره انتظار احیای کامل داشت؟ برنامه کتاب، مسیر را مرحلهبهمرحله توضیح میدهد.
گام نخست، تثبیت شرایط بود: سه سال آغازین برنامه برای جلوگیری از ادامه افت سطح آب در نظر گرفته شد. یعنی ابتدا باید روند بدترشدن وضعیت متوقف میشد.
گام بعد، حرکت به سوی تراز اکولوژیکی بود: منظور، سطح آبی متناسب با نیازهای زیستمحیطی دریاچه است. پس ثابتماندن سطح آب، بهتنهایی به معنای پایان احیا نیست.
کتاب در ادامه از افتتاح طرح انتقال آب مازاد سد کانیسیب در اسفند ۱۴۰۱ نیز نام میبرد. این نمونهای از اقدام برای افزایش آب دریاچه است، اما نباید آن را جایگزین توجه به همه علتهای بحران دانست.
برای یادآوری، مخزنی را تصور کن که آبش کم میشود: نخست جلوی ادامه کاهش را میگیری، سپس برای رساندن آب به سطح مناسب تلاش میکنی.
کتاب درسی، صفحهٔ ۶۳
مثال حلشده
کسی میگوید: «برای نجات دریاچه ارومیه کافی است منتظر چند سال پربارش بمانیم؛ نیازی به تغییر مدیریت آب نیست.» با تکیه بر درس، این پیشنهاد را بررسی کن.
ادعا را مشخص میکنیم: این فرد، حل بحران را فقط به بهترشدن شرایط بارش وابسته میداند.
علتهای درس را مرور میکنیم: در کنار خشکسالی و تغییر اقلیم، برداشت زیاد آب، گسترش کشاورزی، افزایش جمعیت، تخریب پوشش گیاهی و سدسازی نیز مطرحاند.
رابطه علت و راهحل را بررسی میکنیم: بارندگی بهتر، بهتنهایی مصرف زیاد یا ناهماهنگی تصمیمها را برطرف نمیکند.
نتیجه میگیریم: باید همراه با توجه به شرایط طبیعی، مصرف و مدیریت آب در کل حوضه نیز اصلاح و هماهنگ شود.
جواب: این پیشنهاد کافی نیست؛ چون فقط به یکی از عوامل توجه میکند و نقش مصرف آب، سدسازی، پوشش گیاهی و مدیریت حوضه را نادیده میگیرد.
نکات مهم
کاهش آب دریاچه ارومیه نتیجه مجموعهای از عوامل طبیعی، مصرف آب و تصمیمهای انسانی در حوضه آبریز است.
برنامه نجات بر شناخت دقیق بحران، هماهنگی دستگاهها، دانش متخصصان و مشارکت مردم تکیه دارد.
مسیر احیا با توقف افت سطح آب آغاز میشود و با حرکت به سوی تراز اکولوژیکی ادامه مییابد.
در پنل یادگیری 1xAi هر کدام از این درسها قدم به قدم پیش میرود: بعد از هر بخش یک سوال کوتاه، بعد مثال حلشده و در پایان برگهٔ خروج. جوابت ثبت میشود و سوالهای هر درس در روزهای بعد برای مرور برمیگردند. درسهای تعاملی رایگاناند؛ فقط تصحیح پاسخ کوتاه سهمیهٔ روزانهٔ رایگان دارد.