درس ۱ · صفحهٔ ۲ تا ۶ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی
جلسۀ اوّل
در این درس یاد میگیری چرا آفرینش جهان و انسان هدفمند است، انسان در انتخاب هدف چه ویژگیهایی دارد و تفاوت نگاه انسانها چگونه به انتخاب هدفهای متفاوت میانجامد.
پیش از شروع
چرا دو نفر که در یک مدرسه درس میخوانند و امکانات شبیهی دارند، ممکن است هدفهای کاملاً متفاوتی برای زندگی انتخاب کنند؟
امکانات مشترک لزوماً به انتخابهای یکسان نمیانجامد؛ هرکس با نگاه خودش به زندگی، هدفی را ارزشمند میبیند. در این درس بررسی میکنیم که چرا آفرینش هدف دارد و شناخت ما از جهان و انسان چگونه بر انتخاب هدف اثر میگذارد.
جهان، بیهوده نیست
جهان، بیهوده نیست
تا حالا موجودی را دیدهای و با خودت گفتهای: «این دیگر برای چه آفریده شده؟» ندانستنِ هدف یک موجود، با بیهدف بودن آن فرق دارد. مثلاً اگر کاربرد وسیلهای را در آزمایشگاه مدرسه نشناسی، نمیتوانی نتیجه بگیری که آن وسیله بیمصرف است؛ شاید فقط شناخت تو از آن کافی نباشد.
در این درس، دلیل هدفمندی جهان، حکمت خداوند است: خداوند کار بیهوده انجام نمیدهد؛ پس آفرینش موجودات هم بیهدف نیست. آیات آغاز درس نیز ما را به فکر کردن دربارهٔ آسمانها، زمین و آمدوشد شب و روز دعوت میکنند تا به بیهوده نبودن آفرینش توجه کنیم.
انسان هم بخشی از همین جهانِ آفریدهشده است؛ بنابراین زندگی او نیز هدف دارد. فرصت زندگی برای رسیدن به آن هدف است، نه صرفاً گذراندن روزها.
کتاب درسی، صفحهٔ ۳
هدف را باید انتخاب کنیم
هدف را باید انتخاب کنیم
یک دانهٔ گندم را تصور کن: اگر شرایط رشد فراهم باشد، جوانه میزند و بهسوی خوشهدادن پیش میرود؛ لازم نیست اول دربارهٔ مقصد زندگیاش فکر کند! حرکت گیاه بهسوی هدفش طبیعی است و حیوان هم بهصورت غریزی بهسوی هدف خود میرود.
اما انسان برای رسیدن به هدف آفرینش خود، باید آن را بشناسد، انتخاب کند و برای رسیدن به آن قدم بردارد. یعنی رشد بدن و گذشت زمان، بهتنهایی ما را به هدف زندگی نمیرساند.
مثلاً برای یادگرفتن یک مهارت، فقط بزرگترشدن کافی نیست؛ باید بفهمی چه میخواهی یاد بگیری، تصمیم بگیری و تمرین کنی. این مثال کمک میکند نقش شناخت، انتخاب و تلاش را در زندگی ببینی.
پس هدفمند آفریدهشدن انسان به این معنا نیست که بدون شناخت و تصمیم، خودبهخود به مقصد میرسد. ما در پیمودن مسیر زندگی نقش آگاهانه داریم.
کتاب درسی، صفحهٔ ۴
استعدادهای بسیار، انتخابهای بسیار
استعدادهای بسیار، انتخابهای بسیار
تصور کن برای شرکت در فعالیتهای مدرسه میتوانی میان ورزش، پژوهش، کار هنری و کمک به دیگران انتخاب کنی. چرا اینهمه راه پیش روی توست؟ چون تواناییهای انسان به یک زمینه محدود نیست.
انسان هم استعدادهای مادی دارد، مانند تواناییهای بدنی، و هم استعدادهای معنوی، مانند توانایی رشد اخلاقی و مهربانی. در مقایسه با گیاهان و حیوانات که استعدادهای محدودتری دارند، این تنوع استعدادها، راههای بیشتری پیش پای انسان میگذارد.
اما زیاد بودن گزینهها، بهتنهایی انتخاب درست را تضمین نمیکند. مثلاً وقتی برای وقت آزاد خود برنامه میریزی، باید فکر کنی کدام فعالیت به رشد تواناییهایت کمک بیشتری میکند؛ نه اینکه فقط ببینی کدام کار در دسترستر است. پس استعدادهای بیشتر، انتخاب سنجیدهتری هم میطلبد.
کتاب درسی، صفحهٔ ۴
خواستنِ بیپایان
خواستنِ بیپایان
تا حالا شده برای رسیدن به موفقیتی خیلی تلاش کنی، اما بعد از رسیدن به آن، باز هم بخواهی جلوتر بروی؟ مثلاً در مهارتی پیشرفت کنی و از موفقیتت خوشحال باشی، ولی یادگیریات را تمامشده ندانی و بخواهی توانایی بیشتری پیدا کنی.
این مثال کمک میکند یکی از ویژگیهای انسان را بشناسیم: بینهایتطلبی. خواستهٔ انسان با رسیدن به هدفهای محدود پایان نمییابد؛ او در پی چیزی است که تمامشدنی نباشد. این ویژگی فقط به پول و دارایی مربوط نیست؛ میل به دانستن و رشد کردن هم میتواند پیوسته ادامه پیدا کند.
در مقایسهٔ کتاب، گیاهان و حیوانات هدفهای محدودی دارند و در مسیر رشد خود به حد معینی میرسند؛ اما انسان افقی پایانناپذیر میخواهد. پس رسیدن به یک موفقیت محدود، با پایان یافتن همهٔ خواستههای انسان یکی نیست. بینهایتطلبی هم لزوماً به معنای ناراضی بودن از موفقیتهای فعلی نیست.
کتاب درسی، صفحهٔ ۴
نگاه متفاوت، هدف متفاوت
نگاه متفاوت، هدف متفاوت
چرا دو همکلاسی با امکانات شبیه، هدفهای متفاوتی برای زندگی دارند؟ برای یافتن پاسخ، باید ببینیم هرکدام چه چیزی را ارزشمند میدانند و چه تصوری از خود و جهان دارند. این بینش و نگرش، جهت انتخابشان را مشخص میکند.
مثلاً یکی فکر میکند ارزش زندگی به مشهور شدن است؛ پس برنامههایش را برای شناختهشدن تنظیم میکند. دیگری خدمت به مردم را ارزشمند میداند و برای یادگیری مهارتی تلاش میکند که با آن به دیگران کمک کند. تفاوت انتخاب این دو، از تفاوت نگاهشان سرچشمه میگیرد.
پس از گوناگونی هدفهای مردم نمیتوان نتیجه گرفت که خداوند برای هر گروه، هدف آفرینش متفاوتی قرار داده است. هدفهایی که انسانها انتخاب میکنند، بازتاب نگاه و اندیشهٔ آنهاست؛ بنابراین برای بررسی انتخابهایمان، باید به فکرهای پشت آنها هم توجه کنیم.
کتاب درسی، صفحهٔ ۵
مثال حلشده
دانشآموزی میگوید: «اگر آفرینش انسان هدف داشت، همهٔ انسانها یک هدف برای زندگی انتخاب میکردند؛ پس تفاوت هدفهای مردم نشان میدهد آفرینش انسان بیهدف است.» اشکال استدلال او چیست؟
ابتدا دو موضوع را جدا میکنیم: هدفی که در آفرینش انسان وجود دارد و هدفی که هر فرد برای زندگی خود انتخاب میکند.
هدفمند بودن آفرینش بر حکمت خداوند تکیه دارد؛ تفاوت انتخابهای مردم این دلیل را از بین نمیبرد.
انسان مانند گیاه بهصورت طبیعی بهسوی هدف پیش نمیرود؛ او باید هدف را بشناسد و آگاهانه انتخاب کند.
چون نگاه انسانها به جهان و خودشان متفاوت است، ممکن است هدفهای متفاوتی انتخاب کنند؛ پس اختلاف انتخابها نشانهٔ بیهدفی آفرینش نیست.
نکات مهم
- چون خداوند حکیم و دور از بیهودهکاری است، جهان و انسان را هدفمند آفریده است، حتی اگر ما هدف آفرینش هر موجود را ندانیم.
- انسان با استعدادهای فراوان و خواستِ پایانناپذیر خود، باید هدف آفرینش را آگاهانه بشناسد، انتخاب کند و برای رسیدن به آن بکوشد.
- تفاوت هدفهایی که انسانها انتخاب میکنند، از تفاوت نگاه و اندیشهٔ آنان دربارهٔ جهان، انسان و خودشان سرچشمه میگیرد.