۱۰۰ هزار تومان هدیهٔ ثبت‌نام، تا ۱ میلیونبا ثبت‌نام گردونهٔ هدیه را بچرخان: دست‌کم ۱۰۰٬۰۰۰ تومان و تا ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ تومان اعتبار هدیه، بدون کارت بانکیگردونهٔ هدیه۱ میلیون برای تو، ۱ میلیون برای دوستتدوستانت را دعوت کن: برای هر دوستی که فعال شود ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ تومان اعتبار هدیه می‌گیری و خودش هم ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ تومانجوایز
1xAi
عربی، زبان قرآن ۲ (انسانی) · درس ۵

خلاصه درس ۵ عربی یازدهم انسانی؛ درسنامه و نکات مهم

«اَلدَّرْسُ الْخامِسُ»، درس ۵ کتاب عربی، زبان قرآن ۲ (انسانی)، صفحهٔ ۶۳ تا ۷۴، پایهٔ یازدهم: ۳ درس، هر کدام با توضیح مفاهیم، مثال حل‌شده و نکات مهم.

این درسنامه را هوش مصنوعی 1xAi از روی صفحه‌های همان درس در کتاب درسی نوشته است (برچسب «تولید هوش مصنوعی»). کنار توضیح‌ها شمارهٔ صفحهٔ کتاب آمده تا با کتاب مقایسه کنی، و مثال حل‌شدهٔ هر درس یک بار دیگر جداگانه حل و بررسی شده؛ مثالی که درست درنیامده حذف شده است.

درس ۱ · صفحهٔ ۶۳ تا ۶۷ · حدود ۱۴ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

اَلدَّرْسُ الْخامِسُ

در این درس یاد می‌گیری داستان‌ها و پیام‌های متن «اَلصِّدْقُ» را با کمک واژه‌های کلیدی بفهمی و جملهٔ توضیح‌دهندهٔ پس از اسم نکره را روان ترجمه کنی.

پیش از شروع

چطور ممکن است فقط قولِ راست‌گفتن، جلوی چندین کار نادرست را بگیرد؟

در داستان درس، مردی قول می‌دهد راستگو بماند؛ پس دیگر نمی‌تواند کار نادرستش را پشت دروغ پنهان کند. همین پایبندی، کم‌کم رفتارهای دیگرش را هم تغییر می‌دهد.

یک قول، آغاز تغییر

یک قول، آغاز تغییر

چطور یک قول می‌تواند جلوی چند کار نادرست را بگیرد؟ مردِ داستان از رفتارهایش پشیمان بود؛ می‌خواست آن‌ها را اصلاح کند، اما در آغاز نتوانست. پس از مردی درستکار راهنمایی خواست. راهنمایی او این بود: به راستگویی پایبند بمان؛ مرد هم قول داد چنین کند.

برای دنبال‌کردن داستان، این واژه‌ها کمکت می‌کنند:

  • اِلْتِزام: پایبندی؛ یعنی فقط قول ندهیم، به آن عمل هم بکنیم.
  • كُلَّما: هرگاه؛ یعنی این موقعیت بارها پیش می‌آمد.
  • تَخَلَّصَ: رها شد؛ نتیجه‌ای که به‌تدریج به دست آمد.

هر بار مرد می‌خواست گناهی انجام دهد، به قولش فکر می‌کرد: نمی‌خواست برای پنهان‌کردن کارش به آن مرد درستکار دروغ بگوید. بنابراین از انجام آن کار خودداری می‌کرد و کم‌کم از رفتارهای نادرستش فاصله گرفت.

مثلاً کسی که قول داده دربارهٔ انجام تکلیفش راست بگوید، ممکن است به‌جای انجام‌ندادن تکلیف و بهانه‌آوردن، تصمیم بگیرد آن را انجام دهد. در داستان هم پایبندی به راستگویی، زمینهٔ تغییر رفتار شد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۶۴

دروغ و اعتماد ازدست‌رفته

دروغ و اعتماد ازدست‌رفته

فرض کن کسی چند بار پیامِ کمک بفرستد و هر بار بگوید «شوخی کردم!»؛ دفعهٔ بعد چقدر حرفش را جدی می‌گیری؟ داستان جوان همین مشکل را نشان می‌دهد.

جوان هنگام شنا وانمود کرد که دارد غرق می‌شود. برای فهم این صحنه، تعبیر «تَظاهَرَ بِـ» را «وانمود کرد به» و «اَلنَّجْدَةَ» را «کمک!» معنا کن. دوستانش شتابان آمدند تا نجاتش دهند، اما او به آن‌ها خندید. این کار سه بار تکرار شد.

بار چهارم، خطر واقعی بود: موج بالا آمد و جوان نزدیک بود غرق شود. دقت کن: «كادَ يَغْرَقُ» یعنی «نزدیک بود غرق شود»، نه اینکه حتماً غرق شد. همچنین «أَخَذَ يُنادي» یعنی «شروع کرد به صدا زدن»؛ اینجا «أَخَذَ» معنای «گرفت» ندارد.

دوستانش این بار هم گمان کردند دروغ می‌گوید و توجه نکردند؛ سرانجام فرد دیگری نجاتش داد. پس مشکل فقط حرف نادرست نبود: تکرار دروغ، اعتماد به درخواستِ کمکِ واقعی او را هم از بین برد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۶۴

صداقت، فراتر از ظاهر

صداقت، فراتر از ظاهر

آیا می‌شود تنها از ظاهرِ کارهای خوب فهمید کسی راستگو و قابل اعتماد است؟ بخش پایانی درس، توجه ما را از ظاهر به نیت و رفتار واقعی می‌برد.

صداقت با خدا یعنی کار خوب را با نیتی خالص برای او انجام دهیم، نه فقط برای جلب تحسین دیگران. صداقت با مردم یعنی به آن‌ها دروغ نگوییم و از اعتمادشان سوءاستفاده نکنیم. متن، دروغ‌گفتن به کسی را که حرفمان را باور می‌کند، خیانتی بزرگ می‌داند.

در سخن پایانی پیامبر، دو تعبیر کلیدی داریم: «صِدقِ الْحَديثِ» یعنی راستگویی و «أَداءِ الأَمانَةِ» یعنی اداکردن امانت و بازگرداندن آن به صاحبش. پس فراوانیِ اعمال ظاهری، به‌تنهایی برای شناخت قابل‌اعتمادبودن کسی کافی نیست؛ راستگویی و امانت‌داری او را هم باید دید.

مثلاً اگر کتاب دوستت پیش تو آسیب ببیند، پذیرفتنِ واقعیت و تلاش برای جبران، نشانهٔ صداقت است؛ تعریف‌کردن از راستگویی جای این رفتار را نمی‌گیرد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۶۵

نکره و جملهٔ پس از آن

نکره و جملهٔ پس از آن

فرض کن در راه مدرسه پسری را دیده‌ای و می‌خواهی بگویی چه کار می‌کرد. در عربی می‌توانی بگویی:

رَأَيْتُ وَلَداً يَمْشي بِسُرعَةٍ.

«وَلَداً» یعنی «پسری»؛ اسمی نکره است، چون از پسری نامشخص حرف می‌زنیم. عبارت «يَمْشي بِسُرعَةٍ» دربارهٔ همین پسر توضیح می‌دهد. برای وصل‌کردن این توضیح به اسم، در فارسی معمولاً «که» می‌آوریم: «پسری را دیدم که به‌سرعت راه می‌رفت.»

به زمان فعل هم دقت کن: «يَمْشي» مضارع است، اما چون راه‌رفتن پسر را هنگام دیدن او در گذشته توصیف می‌کند، اینجا «راه می‌رفت» ترجمه می‌شود، نه «راه می‌رود».

البته قرار نیست هر فعل مضارعی پس از نکره، گذشته ترجمه شود! مثلاً «غايَةٌ لا تُدْرَكُ» یعنی «هدفی که به دست آورده نمی‌شود» و معنایی کلی دارد.

پس هنگام ترجمه، اول اسم نکره و توضیحش را پیدا کن؛ سپس «که» را بیاور و زمان فعل را با معنای کل جمله هماهنگ کن.

کتاب درسی، صفحهٔ ۶۷

مثال حل‌شده

جملهٔ «شاهَدْنا سِنجاباً يَقْفِزُ مِنْ شَجَرَةٍ إلىٰ شَجَرَةٍ.» را چگونه ترجمه کنیم تا هم ارتباط جمله‌ها و هم زمان فعل روشن باشد؟

  1. «شاهَدْنا» یعنی «دیدیم»؛ پس بافت جمله مربوط به گذشته است.

  2. «سِنجاباً» اسم نکره است و آن را «سنجابی» ترجمه می‌کنیم.

  3. عبارت «يَقْفِزُ مِنْ شَجَرَةٍ إلىٰ شَجَرَةٍ» توضیح می‌دهد سنجاب چه می‌کرد؛ پس پس از «سنجابی را دیدیم»، «که» می‌آوریم.

  4. «يَقْفِزُ» را در این بافت «می‌پرید» ترجمه می‌کنیم و به ترجمهٔ کامل می‌رسیم: «سنجابی را دیدیم که از درختی به درختی می‌پرید.»

جواب: سنجابی را دیدیم که از درختی به درختی می‌پرید.

نکات مهم

  • در داستان نخست، پایبندی به قول راستگویی به مرد کمک کرد کم‌کم از گناهانش فاصله بگیرد.
  • دروغ اعتماد دیگران را از بین می‌برد و صداقت در نیت خالص، راستگویی و امانت‌داری معنا پیدا می‌کند.
  • وقتی جملهٔ پس از اسم نکره دربارهٔ آن توضیح می‌دهد، معمولاً آن را با «که» پیوند می‌دهیم و زمان فعل را متناسب با بافت ترجمه می‌کنیم.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۲ · صفحهٔ ۶۷ تا ۷۱ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

اِعلَموا

در این درس یاد می‌گیری جملهٔ توضیح‌دهندهٔ پس از اسم نکره را با «که» و زمان مناسب به فارسی برگردانی و عبارت‌های کاربردی گفت‌وگوی خرید سیم‌کارت و رفع مشکل شارژ را به کار ببری.

پیش از شروع

اگر «يَكْتُبُ» فعل مضارع است، چرا گاهی در ترجمهٔ فارسی باید بگوییم «می‌نوشت»؟

برای ترجمهٔ فعل، فقط به شکل خود آن نگاه نمی‌کنیم؛ زمان و معنای جملهٔ قبل هم مهم است. وقتی از دیدن کسی در گذشته حرف می‌زنیم، فعلی که کار او را توضیح می‌دهد ممکن است در فارسی «می‌نوشت» ترجمه شود، هرچند در عربی مضارع باشد.

پُلِ «که» بعد از نکره

پُلِ «که» بعد از نکره

فرض کن بگویی: «دنبال دوستی هستم که به من کمک کند.» بخشِ «به من کمک کند» توضیح می‌دهد چه دوستی می‌خواهی؛ «که» هم این توضیح را به «دوستی» وصل می‌کند.

در عربی هم ممکن است پس از اسم نکره، جمله‌ای بیاید که دربارهٔ همان اسم توضیح بدهد. اسم نکره معمولاً به فرد یا چیز معیّنی اشاره نمی‌کند؛ مثل «دوستی» یا «هدفی». در ترجمهٔ چنین ساختاری، معمولاً پس از اسم، «که» می‌آوریم؛ حتی اگر در عبارت عربی واژهٔ جداگانه‌ای برای آن نباشد.

نمونهٔ کتاب را ببین:

إرضاءُ النّاسِ غايَةٌ لا تُدْرَكُ.

«راضی‌کردن مردم، هدفی است که به دست آورده نمی‌شود.»

اینجا «غايَةٌ» یعنی «هدفی» و نکره است. بخشِ «لا تُدْرَكُ» توضیح می‌دهد این هدف چگونه است. پس «که» را درست پیش از این توضیح می‌آوریم.

نکتهٔ تشخیص: فقط کنار هم بودنِ اسم و فعل کافی نیست؛ بپرس: «آیا جملهٔ بعدی دربارهٔ همین اسم توضیح می‌دهد؟»

کتاب درسی، صفحهٔ ۶۷

مضارعی که «می‌رفت» می‌شود

مضارعی که «می‌رفت» می‌شود

فرض کن دیروز پسری را در خیابان دیدی؛ همان موقع داشت تند راه می‌رفت. در عربی می‌توانی بگویی:

رَأَيْتُ وَلَداً يَمْشي بِسُرعَةٍ.

«رَأَيْتُ» یعنی «دیدم» و زمانش ماضی است. «وَلَداً» اسم نکره است و «يَمْشي» توضیح می‌دهد که آن پسر هنگام دیده‌شدن چه می‌کرد. پس ترجمهٔ روان جمله این است: پسری را دیدم که به‌سرعت راه می‌رفت.

شاید بپرسی: «مگر يَمْشي مضارع نیست؟» چرا؛ امّا در ترجمهٔ فارسی، زمانِ موقعیت را هم در نظر می‌گیریم. دیدن در گذشته اتفاق افتاده و راه‌رفتن هم در همان زمان جریان داشته است؛ بنابراین «می‌رفت» مناسب است، نه «می‌رود».

راه تشخیص: اوّل فعل نخست را پیدا کن. اگر ماضی بود و فعل مضارعِ پس از اسم نکره، کارِ در حال انجام آن اسم را توضیح می‌داد، آن مضارع را معمولاً ماضی استمراری ترجمه کن. یادت باشد شکل فعل عربی همچنان مضارع است؛ ترجمهٔ فارسی آن تغییر می‌کند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۶۷

«کمک می‌کند» یا «کمک کند»

«کمک می‌کند» یا «کمک کند»

فرض کن دنبال یک فرهنگ لغت مناسب برای خواندن متن عربی هستی. می‌گویی:

أُفَتِّشُ عَن مُعجَمٍ يُساعِدُني في فَهمِ النُّصوصِ.

یعنی: «دنبال فرهنگ لغتی می‌گردم که مرا در فهم متن‌ها کمک کند.» ترجمهٔ «کمک می‌کند» هم پذیرفتنی است.

اینجا «أُفَتِّشُ» مضارع است و «يُساعِدُني» دربارهٔ اسم نکرهٔ «مُعجَمٍ» توضیح می‌دهد. پس فعل دوم را هم با زمان حال ترجمه می‌کنیم؛ اما انتخاب شکل آن به معنای جمله بستگی دارد:

  • وقتی ویژگیِ چیزی را که می‌خواهیم پیدا کنیم بیان می‌کنیم، «کمک کند» طبیعی است؛ این مضارع التزامی است.
  • وقتی از کاری که انجام می‌شود خبر می‌دهیم، «کمک می‌کند» مناسب است؛ این مضارع اخباری است.

مثلاً «أُشاهِدُ طالِباً يَكْتُبُ» یعنی «دانش‌آموزی را می‌بینم که می‌نویسد». اینجا از کاری که می‌بینیم خبر می‌دهیم. بنابراین برای انتخاب ترجمه، فقط شکل عربی فعل را نبین؛ به مقصود جمله هم دقت کن.

کتاب درسی، صفحهٔ ۶۸

کاری پیش از کار دیگر

کاری پیش از کار دیگر

فرض کن امروز کتابی خریده‌ای که پیش‌تر آن را در کتابخانه دیده بودی. در این ماجرا، دیدن کتاب زودتر از خریدن آن اتفاق افتاده است. به مثال کتاب دقت کن:

اِشْتَرَيْتُ الْيَومَ كِتاباً قَدْ رَأَيْتُهُ مِنْ قَبلُ.

ترجمهٔ روان: «امروز کتابی را خریدم که قبلاً آن را دیده بودم.»

«اِشْتَرَيْتُ» یعنی «خریدم» و «رَأَيْتُ» یعنی «دیدم»؛ هر دو فعل در عربی ماضی‌اند. جملهٔ پس از «كِتاباً» دربارهٔ همان کتاب توضیح می‌دهد؛ پس در فارسی باز هم از «که» استفاده می‌کنیم. عبارت «مِنْ قَبلُ» هم نشان می‌دهد دیدن، پیش از خریدن بوده است؛ بنابراین «دیده بودم»، یعنی ماضی بعید، این ترتیب را روشن می‌کند.

البته ترجمهٔ «قبلاً آن را دیدم» نیز پذیرفتنی است. پس قرار نیست هر فعل ماضیِ پس از نکره را حتماً ماضی بعید ترجمه کنیم؛ معنا و بافت جمله راهنمای انتخاب میان ماضی بعید و ماضی ساده‌اند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۶۸

گفت‌وگو برای خرید و رفع مشکل

گفت‌وگو برای خرید و رفع مشکل

تصور کن در سفر، سیم‌کارت خریده‌ای؛ اما کارت شارژت کار نمی‌کند. برای مطرح‌کردن مشکل، هم عبارت درست لازم داری، هم لحن مؤدبانه.

برای خرید سیم‌کارت می‌توانی بگویی:
«رَجاءً، أَعْطِني شَريحَةَ الْجَوّالِ.»
یعنی: لطفاً به من سیم‌کارت بدهید. «رَجاءً» و «مِنْ فَضْلِكَ» درخواست را مؤدبانه می‌کنند؛ دومی خطاب به مرد است.

حالا این واژه‌ها را از هم جدا کن: شَريحَة یعنی سیم‌کارت، بِطاقَةُ الشَّحْنِ یعنی کارت شارژ و رَصيد یعنی اعتبار مالی یا شارژ موجود.

اگر کارت مشکلی داشت، بگو:
«عَفواً، في بِطاقَةِ الشَّحْنِ إشكالٌ.»
یعنی: ببخشید، کارت شارژ مشکلی دارد.

کارمند در پاسخ به مشتریِ زن می‌گوید: «سامِحيني؛ أَنتِ عَلَى الْحَقِّ. أُبَدِّلُ لَكِ الْبِطاقَةَ.» یعنی: مرا ببخشید؛ حق با شماست. کارت را برایتان عوض می‌کنم.

پس در این موقعیت، ابتدا مؤدبانه توجه مخاطب را جلب کن و بعد مشکل مشخص را بگو.

کتاب درسی، صفحهٔ ۷۰

مثال حل‌شده

عبارت «رَأَيْتُ طالِباً يَقْرَأُ كِتاباً.» را ترجمه کن و توضیح بده چرا فعل دوم در فارسی این زمان را دارد.

  1. «رَأَيْتُ» فعل ماضی است و به معنای «دیدم» است؛ پس رویداد اصلی در گذشته رخ داده است.

  2. «طالِباً» اسم نکره است و آن را «دانش‌آموزی» ترجمه می‌کنیم.

  3. جملهٔ «يَقْرَأُ كِتاباً» توضیح می‌دهد که آن دانش‌آموز چه می‌کرد؛ بنابراین در ترجمه، بعد از «دانش‌آموزی» واژهٔ «که» می‌آوریم.

  4. با اینکه «يَقْرَأُ» در عربی مضارع است، در این بافت کاری را هنگام دیدن دانش‌آموز نشان می‌دهد؛ پس ترجمهٔ مناسب آن «می‌خواند» در زمان گذشته است.

  5. ترجمه را یکپارچه می‌کنیم: «دانش‌آموزی را دیدم که کتابی را می‌خواند.»

جواب: دانش‌آموزی را دیدم که کتابی را می‌خواند.

نکات مهم

  • اگر جملهٔ پس از اسم نکره دربارهٔ همان اسم توضیح دهد، معمولاً در فارسی آن را با «که» به اسم پیوند می‌دهیم.
  • فعلِ توضیح‌دهنده را با توجه به زمان فعل نخست و بافت جمله ترجمه می‌کنیم؛ ممکن است در فارسی «می‌رفت»، «می‌رود»، «برود» یا «رفته بود» مناسب باشد.
  • در گفت‌وگوی خرید سیم‌کارت و رفع مشکل شارژ، عبارت‌های مؤدبانه به ما کمک می‌کنند درخواست یا مشکل خود را روشن بیان کنیم.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۳ · صفحهٔ ۷۱ تا ۷۴ · حدود ۱۴ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

اَلتَّمارين

در این درس یاد می‌گیری واژه‌ها را از روی معنا و گروه معنایی بشناسی، جمله‌ها و حدیث‌های تمرین را روان ترجمه کنی و نقش‌های دستوری و فعل‌های خواسته‌شده را تشخیص بدهی.

پیش از شروع

اگر بخواهی «دوستی که تو را نجات می‌دهد» را از عربی به فارسی برگردانی، دنبال واژهٔ «که» می‌گردی؟ ممکن است چنین واژه‌ای اصلاً در جمله نباشد؟

بله؛ در «اَلْكِتابُ صَديقٌ يُنْقِذُكَ مِن مُصيبَةِ الْجَهلِ»، برای ترجمهٔ روان می‌گوییم: «کتاب دوستی است که تو را از گرفتاریِ نادانی نجات می‌دهد.» شناخت ارتباط واژه‌ها کمک می‌کند هم درست ترجمه کنی، هم نقش‌های دستوری را پیدا کنی.

از توضیح به واژه

از توضیح به واژه

اگر معنی چند واژهٔ یک توضیح را بدانی، می‌توانی مثل یک کارآگاه به معنای اصلی آن برسی؛ لازم نیست از همان ابتدا واژهٔ پاسخ را حدس بزنی.

مثلاً در توضیح «أَخفىٰ شَيئاً، وَ جَعَلَهُ بَعيداً عَنِ الْأَنظارِ»، دو سرنخ داریم:

  • «أَخفىٰ شَيئاً»: چیزی را مخفی کرد.
  • «بَعيداً عَنِ الْأَنظارِ»: دور از چشم‌ها.

پس باید در معجم درس دنبال واژه‌ای با معنای پنهان‌کردن بگردیم، نه صرفاً «دورکردن». مثل وقتی هدیه‌ای را جایی می‌گذاری که دوستت نبیند!

در توضیح «عَمِلَ عَمَلاً عِدَّةَ مَرّاتٍ» هم سرنخ اصلی «چند بار» است؛ یعنی کسی کاری را تکرار کرده است.

روش تو این باشد: اول معنای کل توضیح را بفهم، بعد سرنخ اصلی را پیدا کن و در پایان واژهٔ هم‌معنا را از معجم انتخاب کن.

کتاب درسی، صفحهٔ ۷۱

معنا و نقش در حدیث‌ها

معنا و نقش در حدیث‌ها

برای ترجمه، اول پیام جمله را بفهم؛ بعد سراغ نام نقش‌ها برو.

در حدیث «اَلْعِلْمُ نورٌ وَ ضياءٌ يَقْذِفُهُ اللهُ في قُلوبِ أَوْلِيائِهِ.» می‌خوانیم: «دانش، نور و روشنایی است که خدا آن را در دل‌های دوستان خود می‌افکند.»

اَلْعِلْمُ مبتداست؛ جمله دربارهٔ دانش خبر می‌دهد. برای یافتن فاعلِ «يَقْذِفُهُ» بپرس: «چه کسی آن را می‌افکند؟» پاسخ اللهُ است. پس اولین اسم جمله لزوماً فاعل نیست!

حالا به معنای فعل‌ها دقت کن:

  • اخْتَبِروهُم یعنی «آنان را بیازمایید»؛ درخواست انجام کار است، پس فعل امر است.
  • لا تَغْتَرّوا یعنی «فریب نخورید»؛ بازداشتن از کار است، پس فعل نهی است. هر «لا» نشانهٔ نهی نیست؛ مثلاً «لا يَبْلُغُ» یعنی «نمی‌رسد» و خبری را منفی می‌کند.

در «لا تَسْتَشِرِ الْكَذّابَ»، ترجمه می‌کنیم: «با شخص بسیار دروغ‌گو مشورت نکن.» كَذّاب اسم مبالغه است؛ بر بسیار دروغ گفتن دلالت دارد، نه فقط دروغ‌گو بودن.

کتاب درسی، صفحهٔ ۷۱

کدام واژه هم‌گروه نیست؟

کدام واژه هم‌گروه نیست؟

اگر میان وسایل کیف، یک قاشق کنار دفتر و کتاب و مداد ببینی، چه چیزی آن را متفاوت می‌کند؟ برای حل این تمرین هم باید رابطهٔ معنایی واژه‌ها را پیدا کنی، نه شباهت حروفشان را.

این مسیر کوتاه را امتحان کن:

  • معنای هر واژه را به یاد بیاور.
  • ببین بیشتر واژه‌ها زیر چه عنوانی جا می‌گیرند.
  • واژهٔ بیرون از آن گروه را انتخاب کن و دلیل بیاور.

مثلاً در گروه «اَلْفُنون، اَلْخَدّ، اَلْفَم، اَللِّسان»، واژه‌ها به‌ترتیب یعنی «هنرها، گونه، دهان، زبان». سه واژه نام اعضای بدن‌اند؛ پس اَلْفُنون هم‌گروه آن‌ها نیست.

دقت کن که رابطه همیشه «نوعِ یکسان» نیست. «اَلشَّريحَة، اَلرَّصيد، اَلْجَوّال» یعنی «سیم‌کارت، اعتبار، تلفن همراه» و همگی به کاربرد تلفن همراه مربوط‌اند. بنابراین «اَلصَّلاة» به معنای نماز، در این گروه ناهماهنگ است.

پاسخ کامل، هم انتخاب دارد و هم دلیل: «این واژه متفاوت است، چون بقیه … هستند.»

کتاب درسی، صفحهٔ ۷۲

جمله را بخش‌بندی کن

جمله را بخش‌بندی کن

برای ترجمهٔ جمله‌های بلند، اول فعل‌ها را پیدا کن و بعد هر بخش را جدا بخوان. مثلاً جملهٔ تمرین را این‌طور بخش‌بندی کن:

«وَجَدْتُ بَرنامَجاً / يُساعِدُني / عَلىٰ تَعَلُّمِ الْعَرَبيَّةِ.»

ترجمه: «برنامه‌ای پیدا کردم که در یادگیری زبان عربی به من کمک می‌کند.» بعد از «بَرنامَجاً» واژه‌ای به معنای «که» نمی‌بینی، اما در ترجمهٔ فارسی آن را می‌آوریم تا جمله روان شود.

حالا از «وَجَدْتُ» بپرس: چه چیزی پیدا کردم؟ پاسخ «بَرنامَجاً» است؛ پس مفعول آن است. در «يُساعِدُني» هم ضمیر «ي» مفعول است و «ن» پیش از آن، نون وقایه نام دارد. در ترکیب «تَعَلُّمِ الْعَرَبيَّةِ»، واژهٔ «الْعَرَبيَّةِ» مضاف‌الیه است؛ خودِ «تَعَلُّمِ» با حرف جر «عَلىٰ» مجرور شده است.

برای تشخیص فعل متعدی هم همین پرسش کمک می‌کند: «شاهَدْتُ» یعنی «دیدم» و مفعول می‌پذیرد؛ اما در «سافَرْتُ إلىٰ قَرْيَةٍ»، روستا مقصد سفر است، نه مفعول.

در جملهٔ اسمی مثل «اَلْكِتابُ صَديقٌ»، از چه چیزی سخن می‌گوییم؟ «الْكِتابُ» مبتداست؛ چه خبری می‌دهیم؟ «صَديقٌ» خبر است.

کتاب درسی، صفحهٔ ۷۳

واژه‌ها را تصویری به خاطر بسپار

واژه‌ها را تصویری به خاطر بسپار

برای یادگرفتن واژه‌های صفحهٔ ۷۴، به‌جای حفظ‌کردن یک فهرست بلند، چند تصویر ذهنی بساز و روی هر بخش، نام عربی‌اش را بگذار.

  • صورت خودت: «اَلْعَين» چشم، «اَلْخَدّ» گونه، «اَلْفَم» دهان و «اَللِّسان» زبان است. در ذهنت به هرکدام اشاره کن و نامش را بگو.
  • یک درخت میوه: «اَلْجِذع» تنهٔ درخت است. میوه‌ای از آن بردار: «اَلْقِشر» پوست، «اَللُّبّ» بخش درونی یا مغز، و «اَلنَّوىٰ» هسته است.
  • تلفن همراهت: «اَلْهاتِفُ الْجَوّال» خودِ گوشی، «اَلْبَطّارِيَّة» باتری، «شَريحَة جَوّال» سیم‌کارت و «بِطاقَة شَحْن» کارت شارژ است.
  • یک صحنه از طبیعت: «نَقّارُ الْخَشَب» دارکوب را روی تنهٔ درخت تصور کن؛ «اَلْغُراب» کلاغ و «اَلْحَمامَة» کبوتر را روی شاخه‌ها ببین.

حالا یک گروه را انتخاب کن، معنی‌های فارسی را بپوشان و از روی تصویر ذهنی، واژه‌های عربی را به یاد بیاور. یادآوری بدون نگاه‌کردن نشان می‌دهد کدام واژه هنوز به تمرین نیاز دارد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۷۴

مثال حل‌شده

جملهٔ «اَلْكِتابُ صَديقٌ يُنْقِذُكَ مِن مُصيبَةِ الْجَهلِ» را ترجمه کن و مبتدا و خبر را مشخص کن.

  1. ابتدا هستهٔ جمله را جدا کن: «اَلْكِتابُ صَديقٌ» یعنی «کتاب دوست است».

  2. جمله دربارهٔ «اَلْكِتابُ» خبری می‌دهد؛ پس این واژه مبتداست و «صَديقٌ» خبر آن است.

  3. بخش «يُنْقِذُكَ» توضیح می‌دهد این دوست چه می‌کند: «تو را نجات می‌دهد». ضمیر «كَ» همان «تو را» است.

  4. چون جملهٔ پس از «صَديقٌ» آن را توصیف می‌کند، در فارسی می‌گوییم «دوستی که تو را نجات می‌دهد»، هرچند واژه‌ای جداگانه برای «که» در متن عربی نیامده است.

  5. «مِن مُصيبَةِ الْجَهلِ» را «از گرفتاریِ نادانی» ترجمه کن و بخش‌ها را به هم پیوند بده.

جواب: کتاب دوستی است که تو را از گرفتاریِ نادانی نجات می‌دهد؛ «اَلْكِتابُ» مبتدا و «صَديقٌ» خبر است.

نکات مهم

  • برای شناخت واژه، سرنخ معناییِ توضیح، رابطه‌اش با واژه‌های دیگر و تصویر ذهنی آن را کنار هم بگذار.
  • در ترجمهٔ حدیث‌ها، معنای فعل و ساخت جمله راهنمای تشخیص نقش‌ها، امر، نهی و اسم مبالغه است.
  • با بخش‌بندی جمله، ترجمهٔ بخش توصیفی با «که» و پرسیدن «چه کسی؟» یا «چه چیزی را؟»، نقش‌ها و فعل‌های متعدی را دقیق‌تر تشخیص بده.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس‌های درس ۵ را تعاملی بخوان

در پنل یادگیری 1xAi هر کدام از این درس‌ها قدم به قدم پیش می‌رود: بعد از هر بخش یک سوال کوتاه، بعد مثال حل‌شده و در پایان برگهٔ خروج. جوابت ثبت می‌شود و سوال‌های هر درس در روزهای بعد برای مرور برمی‌گردند. درس‌های تعاملی رایگان‌اند؛ فقط تصحیح پاسخ کوتاه سهمیهٔ روزانهٔ رایگان دارد.

ساختن حساب رایگان است و بعد از ثبت‌نام مستقیم به همین بخش از پنل برمی‌گردی.

درس ۵ عربی یازدهم انسانی · رایگان